بَلْ‌وا
466 subscribers
201 photos
24 videos
14 files
89 links
بَلْ‌وا
دربارهٔ جامعه، آموزش و کودکان
وبلاگ شخصی حسام حسین‌زاده

www.balvaablog.ir
@hesamin
Download Telegram
دانش‌آموزانم در پایهٔ ششم این‌گونه به استقبال بازگشایی مدارس آمدند!
پرسیدم چه کسی این را روی تخته نوشته؟
کسی جرأت نکرد اعتراف کند اما وقتی گفتم به‌نظرم جملهٔ بدی نیست، با لبخندی به پهنای صورت دستش را بالا برد و من هم با لبخندی به همان پهنا پاسخش را دادم! ^__^
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
Penelope
Paul Mauriat
#پیشنهاد_موسیقی
"Penelope"
Artist: Paul Mauriat
Album: Love Story
Genre: Cocktail Lounge
Released: 1971
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
#پیشنهاد_مطالعه
آموزش پس از آشویتس
🖋 تئودور آدورنو، ترجمۀ آندرومدا

«آموزش پس از آشویتس» مقالۀ بلند و مشهوری از تئودور آدورنو است که در آن به توصیف و تبیین شکلی از آموزش می‌پردازد که برای پرهیز از تکرار آشویتس ضروری است. آدورنو با نگاهی هوشمندانه و انتقادی به بررسی زیست‌جهانی می‌پردازد که رویدادی چون آشویتس، برون‌دادی طبیعی برای آن محسوب می‌شود؛ و در این راه، از روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و فلسفه بهره می‌گیرد. به گمان او، تمام آنچه که آموزش باید بر علیه آن بکوشد، بربریت است.

در اولدوز بخوانید:
http://oldooz.org/385/
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
این کاریکاتور را یکی از دانش‌آموزان پایهٔ پنجمم کشیده که خودش لر است، امروز بهم نشان داد و گفت: دیدن ماهی قرمزا گناه دارن، مردمو کردن توی تنگ!
پ.ن: برای گرفتن عکس و به اشتراک گذاشتنش از او اجازه گرفتم.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
پایان آموزش عالی
🖋 هنری ژیرو، ترجمۀ حسام حسین‌زاده

آکادمی در حال ورود به زمانۀ خطرناکی است. امروزه دانشگاهیان خود را در آغاز دورانی می‌بینند که در آن سیاست فراگیرتری که با برآمدن اقتدارگرایی بواسطۀ بنیادگرایی‌های مختلف – اقتصادی، مذهبی، سیاسی، و آموزشی – در ارتباط بوده، به عنوان یکی از نتایج سیاست در حال ظهور، محدود و سیاست‌زدودۀ نزاکت و تروما نادیده گرفته شده است. این بدان معنا نیست که رفتار غیرانسانی و اشکالِ زیان‌آور تروما اهمیتی ندارند و نباید مورد توجه قرار گیرند. آنچه نگران‌کننده است وقتی است که چنین حوادثی معنای خاص خود و ارتباطشان با نیروهای اقتصادی و سیاسی گسترده‌تر را از دست می‌دهند و جهانی و همه‌جانبه می‌شوند.

ادامهٔ متن:
http://balvaa.blog.ir/post/67
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
متأسفانه مطالعات پورن (Porn Studies) در ایران نه هیچ ادبیاتی دارد و نه امکانی برای تولید ادبیات در این زمینه وجود دارد، در حالی که شواهد بسیاری به ما می‌گوید باید این‌دست مطالعات اجتماعی را در ایران جدی بگیریم. تصویری که می‌بینید نشان می‌دهد ایرانیانی که برای دورزدن فیلترینگ با آی‌پی هلند به سایت «پورن‌هاب» (پربازدید‌ترین سایت پورن جهان، 27مین سایت پربازدید جهان با بازدیدی نزدیک به سایت «نتفلیکس») دسترسی پیدا می‌کنند چگونه یک فیلم ایرانی را به دومین ترند این کشور بدل کرده‌اند. ماجرا وقتی جالب‌تر می‌شود که بدانید هلند دومین اشاعه‌دهندۀ پورن در اینترنت (پس از ایالات متحده) است و یک‌چهارم محتوای پورنوگرافی جهان را تولید می‌کند و مردم این کشور 17 میلیون‌نفری نیز پانزدهمین مصرف‌کنندۀ پورن جهان هستند و بیش از روسیۀ 144 میلیون‌نفری پورن مصرف می‌کنند. هرچند باور اینکه ایرانیان توانسته‌اند در چنین کشوری محتوای خود را ترند کنند سخت است اما واقعی‌ست. بیایید به این فکر کنیم که اگر می‌شد آی‌پی‌های کاذب ایرانیان که از ده‌ها کشور استفاده می‌کنند را تجمیع کرد، چه شوکی به مطالعات پورن در جهان وارد می‌شد!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
یک یادگاری دیگر از بچه‌هایم در پایهٔ ششم، هرچند شاید به نظر برسد این یادگاری‌های کوچک و ساده اهمیت چندانی ندارند اما عمیقاً خوشحالم می‌کنند!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
#پیشنهاد_فیلم
مسیر ایرلندی (2010) ساختۀ کن لوچ، کارگردان چپ‌گرای بریتانیایی، در نقد حملۀ امریکا به عراق و مشارکت نظامیان بریتانیایی در این حمله است. شخصیت اصلی داستان، فرگوس (مارک وُماک) که یک نظامی سابق است همچون جولیان آسانژ (بنیان‌گذار ویکی‌لیکس) به فیلمی لورفته از جنایات نظامی در عراق دسترسی پیدا می‌کند اما به‌جای افشای آن، تصمیم به انتقام می‌گیرد. واقع‌گرایی اجتماعیِ لوچ از ابتدا تا انتهای مسیر ایرلندی نیز همچون باقی آثار او به چشم می‌خورد، به همین واسطه هم مخاطب عام و روشنفکرش را به طرق متفاوتی خشمگین می‌کند. مسیر ایرلندی در همان سال نامزد دریافت نخل طلای جشنوارۀ کن شد. کن لوچ سابقۀ بیش از سی سال عضویت در حزب کارگر بریتانیا را دارد و در بین‌الملل چهارم عضو گروه انگلیسی IMG بود که گرایش مارکسیست-تروتسکیست داشتند. علاوه بر این، او از جدی‌ترین حامیان کارزار بایکوت دانشگاهی و فرهنگی اسرائیل است.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
زحمت طراحی فنجان دوم «کافه مدرسه» را دو نفر از خوش‌فکرترین‌های حوزۀ مطالعات شهر کشیده‌اند، ایمان واقفی و حبیب دانشور عزیز. از شما چه پنهان که خودم هم مشتاقم حاصل کارشان با بچه‌ها را ببینم. اگر دانش‌آموزی دوروبرتان هست که ممکن است به «شهر» و «گفت‌وگوی دانش‌آموزی» علاقه‌مند باشد، حتماً مطلعش کنید!
اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام:
https://evnd.co/P1ZKw
🔻🔻🔻
@KafeSchool
@BalvaaBlog
در طول دو هفتۀ گذشته همراه دانش‌آموزانم در پایۀ هشتم آخرین ساختۀ کن لوچ «من، دنیل بلیک» (2016) را دیدیم. امروز پس از پایان فیلم بخش قابل‌توجهی از دانش‌آموزان به احترام دنیل ایستادند و تشویقش کردند. چهار ماهی می‌شود که با دانش‌آموزان هشتمم پروژۀ تماشای فیلم را پیش می‌بریم (که بعدها بیشتر درباره‌اش می‌نویسم) اما این نخستین‌بار بود که چنین واکنش شورانگیزی نشان می‌دادند و چرا نگویم که در این روزگار سگی برای لحظاتی قلبم را پر از امید کردند.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
Forwarded from میدان
📚بوروکراسی علیه سوسیالیسم
🖊حسام حسین‌زاده
#چراغ_برق

◀️کمی بیش از یک قرن پیش شبحی بر فراز اروپا در گشت‌وگذار بود… شبح سوسیالیسم. پس از به نتیجه رسیدن انقلاب روس‌ها در اکتبر ۱۹۱۷ ترس گسترده‌ای از وقوع انقلاب‌های سوسیالیستی، به‌ویژه در اروپای مرکزی، وجود داشت. ترسی که در واقع محرّک ماکس وبر آلمانی بود تا در ژوئن ۱۹۱۸ خطابه‌ای علیه سوسیالیسم برای سربازان ارتش پادشاهی اتریش (بخش دفاع در برابر تبلیغات دشمن) تدارک ببیند. در واقع او وظیفه داشت سربازانی که به‌واسطۀ آشنایی با اندیشۀ چپ سست‌ایمان شده بودند را سر عقل بیاورد تا وفاداری‌شان به پادشاه را زیر پا نگذارند. متن سخنرانی او همان سال در وین به‌صورت جزوه چاپ شد و ترجمۀ فارسی نیز از روی متن همان جزوه صورت گرفته است.

معرفی کتاب سوسیالیسم ماکس وبر را در میدان بخوانید:
🔗http://medn.me/hatwfu
«هفت دقیقه» از آن رو که یک سروگردن از جریان غالب تئاتر ایران بالاتر بود شایستهٔ ستایش است اما به‌گمانم دو ضعف داشت. نخست آنکه علی‌رغم تأکیدش بر افغانستانی‌بودن بازیگران و استفاده از آن به‌مثابهٔ نوعی ترفند تبلیغاتی، لهجهٔ فارسی تهرانی بازیگرانش توی ذوق می‌زد. دوم آنکه نتوانسته بود از کلیشهٔ غالب روایت‌های چپ (از فیلم و تئاتر تا داستان و...) فراتر رود و تصورش آن بود که «پیروزی نزدیک است.» نه از مرز رئالیسم فراتر می‌رفت و نه می‌توانست به آن پایبند بماند، مخاطبی که هم‌گرایی ایدئولوژیک نداشت و می‌توانست برانگیختگی حسی خود را کنترل کند، قانع نمی‌شد که تغییر این‌چنین دست‌یافتنی باشد. هرچند پایان باز روایت آن را از سقوطی آزاد نجات داد اما یک پایان بستهٔ «واقعی» می‌توانست از این هم بهتر باشد.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
برای کودکان کتاب‌های سوپرمارکتی نخرید!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
Forwarded from مدرسه بازتاب
طرح درس «درباره سیل»، فرصتی برای معلم‌ها و دانش‌آموزان فراهم می‌کند تا چگونگی وقوع سیل و نیز سالم‌ماندن در خلال آن را بررسی کنند. این هدف با فعالیت‌های فردی و جمعی دانش‌آموزان محقق خواهد شد.
برای خواندن ادامه‌ی مطلب و دانلود این طرح درس به وبسایت و یا کانال تلگرام مدرسه بازتاب مراجعه کنید:

http://baztabschool.ir/archive/632/

@baztabschool
📣دومین سمپوزیوم کشوری آثار دانشجویی علوم اجتماعی
🎥همراه با اکران فیلم های مستند
🗓۹، ۱۰ و ۱۱ اردیبهشت ماه ۹۸ | ۹ الی ۱۸
📍دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

@SocialUnion
@Socialsymposium
سمپوزیوم دانشجویی علوم اجتماعی ایران
📣دومین سمپوزیوم کشوری آثار دانشجویی علوم اجتماعی 🎥همراه با اکران فیلم های مستند 🗓۹، ۱۰ و ۱۱ اردیبهشت ماه ۹۸ | ۹ الی ۱۸ 📍دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران @SocialUnion @Socialsymposium
کنداکتور_دومین_سمپوزیوم_کشوری_آثار.pdf
723.6 KB
دومین سمپوزیوم کشوری آثار دانشجویی علوم اجتماعی 9، 10 و 11 اردیبهشت در دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. دوشنبه (ساعت 16) گردانندۀ پنل جذاب «تأملات دانش‌آموزان بر نظام آموزشی» خواهم بود و امیدوارم سه‌شنبه (ساعت 15:30) در پنل «آموزش عمومی و سیاست» بحث‌های خوبی معطوف به وضعیت آموزش عمومی در ایران شکل بگیرد. نگاهی به کنداکتور بیاندازید و باقی پنل‌ها و ارائه‌های جذاب را از دست ندهید!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
@Socialsymposium

✍🏼 حسام حسین‌زاده

🔸 «تأملات» ممنوعه

📌 در نخستین روز از دومین سمپوزیوم کشوری آثار دانشجویی علوم اجتماعی شاهد حضور ارائه‌دهندگان و مشارکت‌کنندگانی هستیم که پیش از این هرگز در چنین سطحی در آکادمی علوم اجتماعی به رسمیت شناخته نشده‌اند. «دانش‌آموزان»، این نام‌های ممنوعۀ «زیر ۱۸ سال»، در جامعه‌ای که «قانون» حق تعیین سرنوشتشان را با واژۀ تحقیرآمیز و سرکوبگر «صغیر» از آنان سلب کرده است، روی صحنه می‌آیند.
دوشنبه، ساعت ۱۶، در تالار گفت‌وگوی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران، گفت‌وگویی جمعی خواهیم داشت دربارۀ سهمیه‌های کنکور و نسبت آن با عدالت اجتماعی، به تماشای تجربۀ زیستۀ دانش‌آموزانی می‌نشینیم که دوربینشان را در قامت «اسب تروآ» وارد «قلعۀ» مدرسه کرده‌اند و تجاربمان از این قلمروی نفوذناپذیر «نظم موجود» را به اشتراک می‌گذاریم.
هرچند متأسفانه فراخوان ارائۀ آثار دانش‌آموزان در سمپوزیوم به‌دلیل پاره‌ای ناهماهنگی‌های اجرایی به شکل شایسته‌ای اطلاع‌رسانی نشد و به این واسطه دانش‌آموزان اندکی در جریان آن قرار گرفتند اما امیدواریم مشارکت آنان در این پنل سنگ بنای خوبی برای امتداد این مسیر در سالیان آینده باشد.
بری مایال، از پیشگامان جامعه‌شناسی کودکی، زمانی گفت «بزرگسالی، کودکی را سرکوب کرده است؛ هرچند شنیدن این حرف به مذاق بزرگسالان خوش نیاید.» به صحنه آمدن نوجوانانی که در آستانۀ بزرگسالی (۱۸ سالگی) قرار دارند هرچند امیدبخش است اما من «رویایی دارم» بیش از این. رویای روزی که نه‌تنها دانش‌آموزان متوسطۀ دوم بلکه دانش‌آموزان متوسطۀ اول و حتی ابتدایی نیز در این سمپوزیوم پنلی برای گفتن از خودشان و زندگی‌شان داشته باشند و علیه قیم‌مآبی بزرگسالان و روشنفکران بشورند.

🔻🔻🔻

@Socialsymposium
▪️به کلاس‌هایتان بازگردید▪️
(نقدی بر خودویرانگریِ جنبش معلمان در ایران معاصر)
حسام حسین‌زاده

پیشگفتار: زنده‌باد جنبش معلمان
با آغاز دهۀ نود شمسی، وقوع ابربحران‌های اقتصادیِ مقطعی در بستر یک وضعیت اقتصادیِ دائماً بحرانی منجر به دگرگونی ساحات مختلف جامعۀ ایران شد. در چنین بستری بود که صورت‌بندی، مطالبات و شیوۀ کنشگری جنبش‌های اجتماعی نیز دستخوش تغییراتی شد. این تغییرات را تقریباً می‌توان در همۀ بخش‌های جنبش اجتماعی در ایران پیگیری کرد: جنبش زنان، جنبش کارگران، جنبش دانشجویان، جنبش معلمان، جنبش بازنشستگان، جنبش حقوق کودک و... . نگاهی به عملکرد جنبش معلمان در طول نیمۀ اول این دهه هر مشاهده‌گر منصفی را به ستایش وامی‌دارد. معلمان بنا به دلایل متعددی که شرح و بسط آن از حوصلۀ این یادداشت خارج است، جایگاه یگانه‌ای در موج جدید جنبش اجتماعی ایران داشته‌اند. از سویی، وضعیت مادی (دستمزد پایین در قیاس با شدت کار) و نوع قراردادهای استخدامی‌شان (اکثراً باثبات) امکان سازماندهی بیشتری (نسبت به باقی جنبش‌ها) به آنان می‌داد و از سوی دیگر، به‌دلیل جایگاه صنفی‌شان و اعتماد اجتماعی گسترده‌ای که پشت خود داشتند به‌سادگی می‌توانستند نقش حلقۀ واسط را میان بخش‌های مختلف جنبش اجتماعی ایفا کنند. نوع سازماندهی جنبش معلمان در قالب «کانون‌های صنفی» و ایجاد هماهنگی میان این کانون‌ها، تاکتیک‌های کنشگری‌شان و نوع حمایت آنان از دیگر مطالبات اجتماعی الهام‌بخش دیگر بخش‌های جنبش اجتماعی بوده و خواهد بود. از طرفی، در زمینۀ مطالبات، جنبش معلمان در ترویج مطالبۀ «آموزش رایگان» و «مخالفت با خصوصی‌سازی» نقش بی‌بدیلی در طول این سال‌ها ایفا کرده است و از طرف دیگر، در زمینۀ کنشگری، جمع‌آوری بیش از صدهزار امضاء از سوی معلمان در سال تحصیلی 96-95 با مطالبۀ افزایش حقوقشان متناسب با «خط فقر» نقطۀ عطفی در این سبک کنشگری بوده است. در چنین وضعیتی بود که برخی تحلیلگران اجتماعی به‌درستی جنبش معلمان را نویدبخش «جنبشِ جنبش‌ها» می‌دانستند. بنابراین، نقد این جنبش برخاسته از نوعی بدبینی نسبت به آن و آینده‌اش نیست بلکه ناشی از تعهدی‌ست که همۀ فعالان اجتماعی باید نسبت به آن احساس کنند. جنبش معلمان دقیقاً به‌واسطۀ جایگاه یگانه‌اش در سپهر جنبش‌های اجتماعی ایران باید مداوماً به دقیق‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن نقد شود تا با عملکرد بهتر خود راه را برای دیگر بخش‌های جنبش اجتماعی در ایران بگشاید.

ادامۀ متن:
http://balvaa.blog.ir/post/88

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
کاریکاتور یکی از دانش‌آموزان پایهٔ پنجمم از من که البته شباهت چندانی به من ندارد! :))

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
▪️ما فاجعه را به چشم دیده‌ایم▪️
(جدال شاعران در بزم «ارتباطات»)
حسام حسین‌زاده

شنبۀ گذشته (14 اردیبهشت 1397) انجمن علمی «دانشجویی» ارتباطات دانشگاه تهران به مناسبت روز جهانی ارتباطات نشستی با عنوان «*تلویزیون#» برگزار کرد که مهمانانی از «عصر جدید» رسانۀ ملی داشت. احسان علیخانی، سید بشیر حسینی و آریا عظیمی‌نژاد همراه چند تن از اساتید گروه ارتباطات دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران در این نشست حضور داشتند تا به‌اصطلاح به «نقد جدی» این شوی تلویزیونی بپردازند. نخستین نقطۀ اوج برنامه دُرافشانی‌های شومن تراز انقلاب اسلامی، سید بشیر حسینی، استاد دانشگاه امام صادق (ع) در نقد دانشکدۀ علوم اجتماعی و دانشجویان آن بود. گویی حسینی از «اخمو بودن» دانشجویان این دانشکده دل‌آزرده شده بود و انتظار داشت حالا که افاده‌های او در رسانۀ ملی به مذاق فرهنگ عامه خوش آمده و هوادارانش برایش صفحاتی در فضای مجازی زده‌اند، در دانشکدۀ علوم اجتماعی هم برایش «بوس» و «قلب» بفرستند.
همزمان که حسینی روی سن سالن ابن‌خلدون یکه‌تازی می‌کرد، بخشی از دانشجویان حاضر در سالن درافشانی‌های او برنمی‌تابیدند و لحظه‌به‌لحظه به خشمشان افزوده می‌شد. حسینی در حالی داشت اخم چهرۀ دانشجویان علوم اجتماعی را نقد می‌کرد که دوستانش تنها چند روز پیش از آن برنامه یکی از دانشجویان آن دانشکده (مرضیه امیری) که دست بر قضا روزنامه‌نگار هم بود را بازداشت کرده بودند. در نهایت، صبر دانشجویان طاق می‌شود و یکی از آنان پشت تریبون پرسش و پاسخ دانشجویی می‌رود و نمایش دلنشین اهالی ارتباطات و تلویزیون را تنها با آوردن نام «مرضیه امیری» برهم می‌زند. مدافعان «نقد جدی و علمی» اما خیلی زود نقاب از چهره برمی‌دارند و نمی‌توانند حتی چند دقیقه (حدود سه دقیقه) شنیدن صدایی متفاوت را از تریبونشان تحمل کنند. پیش از همه، عبدالله بیچرانلو، معاونت آموزشی دانشکدۀ علوم اجتماعی و استاد گروه ارتباطات این دانشکده به سمت دانشجوی پشت تریبون می‌رود و تصمیم می‌گیرد به هر طریق، دقیقاً به «هر» طریق، میکروفون را از او بگیرد. اما نباید از بیچرانلو به‌سادگی بگذریم، استاد «متین» و «اخلاق‌مدار» ارتباطات که همیشه سر کلاس‌هایش به فرودستی و چوپانی‌کردنش در جوانی می‌نازد، حالا می‌خواهد به همۀ ما بفهماند که چرا او از آنجا به اینجا رسیده و بسیاری دیگر همانجا جان داده‌اند. او هم مثل شاگردانش در دانشکده و دوستانش در رسانۀ ملی نقابش را برداشته تا چهرۀ دلنشینش را بر همگان آشکار کند. به چهرۀ بیچرانلو فکر می‌کنم، آینده‌ای بهتر از برخی فرزندان طبقۀ کارگر آلمان که آرزوی شکنجه‌گری برای نازی‌ها و برافروختن آتش کوره‌ها را در سر داشتند، برای او نمی‌بینم. او عاقبت مانند دیگر خائنان به مردم فرودست رسوا خواهد شد.

ادامۀ متن:
http://balvaa.blog.ir/post/89

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
یادداشت یکی از دانش‌آموزان ششمم به‌مناسبت روز معلم :)
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog