دور از بچههایم، تهماندۀ امیدم ته میکشد و روزگارم سیاهتر از همیشه میشود. این چند روز، در گیرودار آموزش مجازی، چند نفری از بچهها خودشان دست به کار شده بودند و با گوشی پدر یا مادرشان برایم پیام گذاشته بودند. یک «منم دلم براتون تنگ شده»ی خشکوخالی که به جایی نمیرسد. باید برایشان مینوشتم که از فکر کردن به خندههایشان، به قیافهشان وقتی بعد از شیطنتهای عجیب و غریب ازشان میخواهم که کلاس را ترک کنند، از وقتهایی که برایم قیافه میگیرند، از اول صبحها که بیحوصله از پلهها میآیم بالا و اولین نفرشان مثل شخصیتهای کارتونی از کلاس میپرد بیرون و میدود سمتم، از وقتهایی که میآیند با ولع تکتک جزئیات یک اتفاق علیالظاهر ساده و بیاهمیت (که البته برای هردویمان اهمیت زیادی دارد) را برایم تعریف میکنند و از کنجکاویام سر ذوق میآیند، بغضم میگیرد!
پ.ن: این اولین کیکی است که یکی از بچههایم در زندگیاش پخته بود. یک دانهاش قسمت من بود، با این تزیین شگفتانگیز! شاید باورتان نشود، اما من این روزها فقط برای همینها زندهام.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
پ.ن: این اولین کیکی است که یکی از بچههایم در زندگیاش پخته بود. یک دانهاش قسمت من بود، با این تزیین شگفتانگیز! شاید باورتان نشود، اما من این روزها فقط برای همینها زندهام.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
پارسال همین روزها بود که «بَلْوا» را راه انداختم. حالا آرشیو کاملی از تمامی فعالیتهای این چند سالهام در این وبلاگ در دسترس است. روی آوردنِ دوباره به دنیای وبلاگنویسی برایم تجربۀ جالبی بود و فعلاً تصمیم دارم ادامهاش بدهم. «بَلْوا» در طول یک سالی که گذشت بیش از 34 هزار بازدید و 23 هزار بازدیدکننده داشته است. شاید تقسیم بر روزهای سال که کنیم، چیز زیادی نشود اما خوشحالم که همینقدر خوانده میشود. از این به بعد «بَلْوا» با آدرس جدید در دسترس خواهد بود:
www.BalvaaBlog.ir
یعنی دیگر نیاز نیست بین Balvaa و Blog نقطهای بگذارید! :)
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
www.BalvaaBlog.ir
یعنی دیگر نیاز نیست بین Balvaa و Blog نقطهای بگذارید! :)
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکی از چالشهایی که این روزها بسیاری از معلمان و تسهیلگرانی که مستقیم و غیرمستقیم با کودکان کار میکنند، با آن روبهرو هستند، این است که چگونه دربارۀ ویروس کرونا با بچهها حرف بزنند تا باعث نگرانی و اضطراب بیشازاندازۀ آنان نشود و در معرض آسیب قرارشان ندهد. پایگاه آموزشی BrainPOP چند روز پیش، انیمیشن کوتاهی برای معرفی این ویروس به کودکان خردسال ساخت و منتشر کرد که بهطور گستردهای مورد استقبال و استفادۀ معلمان و تسهیلگران آموزشی در سراسر دنیا قرار گرفت. این انیمیشن کوتاه را در قالب زیرنویس به فارسی ترجمه کردهام تا شاید به معلمی، اولیایی یا کودکی در ایران کمک کند. جهت دریافت فایل باکیفیت آن با حجم ۱۲۰ مگابایت برای نمایش در کلاس درس و سایر محیطهای آموزشی به آدرس زیر مراجعه کنید:
http://balvaablog.ir/post/123
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
http://balvaablog.ir/post/123
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
تا اینجای سال تحصیلی، کتابخوانی بخشی جدانشدنی از کلاسم بوده و همواره برایم اهمیت زیادی داشته است. در طول این ماهها، چه در قالب جمعخوانی و چه در قالب معرفی کتاب، تلاش کردهایم هرگز کلاسمان از «اندیشیدن به کتابها» خالی نباشد. اما در این روزها که دستم از کلاسم کوتاه است، هر شب بخشی از یک کتاب را برای بچههایم میخوانم. نخستین کتابی که سراغش رفتم، «جاناتان مرغ دریایی» نوشتۀ ریچارد باخ با ترجمۀ کاوه میرعباسی بود. تا به حال پنج شب از آغاز این قصه گذشته است و امشب، شب ششم است.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْوا
🎙 جاناتان مرغ دریایی نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی بخش سوم #داستان_صوتی 🔻🔻🔻 @BalvaaBlog
Audio
🎙 جاناتان مرغ دریایی
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش چهارم (پایان فصل اول کتاب)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش چهارم (پایان فصل اول کتاب)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
مروری بر کارنامۀ سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
واحد دبستان (پونک) مجتمع آموزشی رهیار
دی و بهمن ۱۳۹۸
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
واحد دبستان (پونک) مجتمع آموزشی رهیار
دی و بهمن ۱۳۹۸
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْوا
مروری بر کارنامۀ سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واحد دبستان (پونک) مجتمع آموزشی رهیار دی و بهمن ۱۳۹۸ 🔻🔻🔻 @BalvaaBlog
▪️تماشای زندگی، تمرین دیدن▪️
حسام حسینزاده
#پاره_های_مدرسه
دو سالی میشود که درگیر کارنامۀ سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستم. بخشی از این درگیری ذهنی را هم اردیبهشتماه گذشته در همایش سالانۀ انجمن جامعهشناسی ایران در قالب نوشتاری با عنوان «گرهگاهها در خاستگاه سینمای کودک ایران» ارائه کردم. اما همیشه بهدنبال فرصتی بودم تا بتوانم این فیلمها (مخصوصاً فیلمهای دهههای ۵۰ و ۶۰) را با بچههای خردسال ببینم و پیگیر واکنشها و نظراتشان باشم. پیش از این فقط با دانشآموزانم در مقاطع متوسطه پروژههای تماشای فیلم را پیش برده بودم و یکی دو باری که تلاش کردم فیلمهای قدیمی کانون را همراهشان ببینم، دادشان به آسمان رفت که «آقا این دیگه چیه؟»، «چرا کیفیت تصویرش اینجوریه؟»، «چرا اینجوری حرف میزنن؟ آدم نمیفهمه چی میگن» و خلاصه از کرده پشیمانم کرده بودند. چند هفته پیش اما فرصتی مهیا شد تا همراه دانشآموزان دورۀ دوم ابتدایی (یعنی پایههای چهارم، پنجم و ششم) در مدرسۀ خودمان به تماشای فیلم بنشینیم. از آنجایی که در تصوراتم این پروژه را پروژهای ادامهدار میدیدم و امیدوار بودم بچهها پایه باشند تا بازهم با هم این دست فیلمها را ببینیم، دورۀ اول آن را معطوف به آثار کانون در دهۀ پنجاه (یعنی آغاز نهادیِ سینمای کودک ایران) در نظر گرفتم. بنا شد سه فیلم ساز دهنی (۱۳۵۲) ساختۀ امیر نادری، مسافر (۱۳۵۳) ساختۀ عباس کیارستمی و مدرسهای که میرفتیم (۱۳۵۹) ساختۀ داریوش مهرجویی را همراه یکدیگر تماشا کنیم. سه جلسه را برای تماشای این سه فیلم در نظر گرفتم و جلسۀ چهارم را به گفتوگو دربارۀ فیلمها اختصاص دادم، یعنی بنا شد چهار هفتۀ پیاپی (یکشنبهها) جمع شویم و فیلم ببینیم یا دربارۀ فیلمها گپ بزنیم.
ادامۀ متن:
http://balvaablog.ir/post/124
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
حسام حسینزاده
#پاره_های_مدرسه
دو سالی میشود که درگیر کارنامۀ سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستم. بخشی از این درگیری ذهنی را هم اردیبهشتماه گذشته در همایش سالانۀ انجمن جامعهشناسی ایران در قالب نوشتاری با عنوان «گرهگاهها در خاستگاه سینمای کودک ایران» ارائه کردم. اما همیشه بهدنبال فرصتی بودم تا بتوانم این فیلمها (مخصوصاً فیلمهای دهههای ۵۰ و ۶۰) را با بچههای خردسال ببینم و پیگیر واکنشها و نظراتشان باشم. پیش از این فقط با دانشآموزانم در مقاطع متوسطه پروژههای تماشای فیلم را پیش برده بودم و یکی دو باری که تلاش کردم فیلمهای قدیمی کانون را همراهشان ببینم، دادشان به آسمان رفت که «آقا این دیگه چیه؟»، «چرا کیفیت تصویرش اینجوریه؟»، «چرا اینجوری حرف میزنن؟ آدم نمیفهمه چی میگن» و خلاصه از کرده پشیمانم کرده بودند. چند هفته پیش اما فرصتی مهیا شد تا همراه دانشآموزان دورۀ دوم ابتدایی (یعنی پایههای چهارم، پنجم و ششم) در مدرسۀ خودمان به تماشای فیلم بنشینیم. از آنجایی که در تصوراتم این پروژه را پروژهای ادامهدار میدیدم و امیدوار بودم بچهها پایه باشند تا بازهم با هم این دست فیلمها را ببینیم، دورۀ اول آن را معطوف به آثار کانون در دهۀ پنجاه (یعنی آغاز نهادیِ سینمای کودک ایران) در نظر گرفتم. بنا شد سه فیلم ساز دهنی (۱۳۵۲) ساختۀ امیر نادری، مسافر (۱۳۵۳) ساختۀ عباس کیارستمی و مدرسهای که میرفتیم (۱۳۵۹) ساختۀ داریوش مهرجویی را همراه یکدیگر تماشا کنیم. سه جلسه را برای تماشای این سه فیلم در نظر گرفتم و جلسۀ چهارم را به گفتوگو دربارۀ فیلمها اختصاص دادم، یعنی بنا شد چهار هفتۀ پیاپی (یکشنبهها) جمع شویم و فیلم ببینیم یا دربارۀ فیلمها گپ بزنیم.
ادامۀ متن:
http://balvaablog.ir/post/124
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْوا
🎙 جاناتان مرغ دریایی نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی بخش هفتم #داستان_صوتی 🔻🔻🔻 @BalvaaBlog
Audio
🎙 جاناتان مرغ دریایی
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش هشتم (پایان فصل دوم)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش هشتم (پایان فصل دوم)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْوا
یکی از چالشهایی که این روزها بسیاری از معلمان و تسهیلگرانی که مستقیم و غیرمستقیم با کودکان کار میکنند، با آن روبهرو هستند، این است که چگونه دربارۀ ویروس کرونا با بچهها حرف بزنند تا باعث نگرانی و اضطراب بیشازاندازۀ آنان نشود و در معرض آسیب قرارشان ندهد.…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مهرداد محمدی زحمت کشیده و دوبلۀ فارسی این انیمیشن کوتاه را آماده و در پایگاه «آموزک» (وابسته به مؤسسۀ پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان) منتشر کرده است. برای دریافت فایل نسخۀ دوبلهشدۀ آن میتوانید به Amoozak.Org یا آدرس زیر مراجعه کنید:
http://balvaablog.ir/post/123
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
@Koodaki_Org
http://balvaablog.ir/post/123
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
@Koodaki_Org
بَلْوا
🎙 جاناتان مرغ دریایی نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی بخش دهم #داستان_صوتی 🔻🔻🔻 @BalvaaBlog
Audio
🎙 جاناتان مرغ دریایی
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش یازدهم (پایان کتاب)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش یازدهم (پایان کتاب)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
▪️«آیلان» باشیم یا «آنلاین»؟▪️
این روزها آنقدر صبح تا شب «آیلان» هستم و تلاش میکنم بخشی از عقبماندگیها و آسیبهایی که بهواسطۀ تعطیلیهای اخیر برای بچهها ایجاد شده را جبران کنم که وقت نمیکنم چیز خاصی را در فضای مجازی دنبال کنم. میدانم وضع اکثر معلمین نیز کموبیش به همین شکل است. دیشب یکی از همکارانم داباسمشی را برایم فرستاد که یکی از شاخهای همیشه «آنلاین» فضای مجازی تصویر دلقکبازیاش را روی صدای معلم ریاضیای گذاشته بود که بهدلیل آشنایی ناکافی با فضای مجازی، واژۀ «آنلاین» را اشتباهاً «آیلان» تلفظ میکند و از بچهها میخواهد اگر «آیلان» هستند با فرستادن پیامی روی گروه (قاعدتاً در یکی از پیامرسانها) به او اطلاع دهند تا تدریس را شروع کند. کمی که جویا شدم فهمیدم این ماجرا اصطلاحاً در فضای مجازی دسترشته شده است و صغیر و کبیر میخندند که وای! چه معلم بیسوادی که نمیتواند واژۀ فخیمۀ «آنلاین» را درست تلفظ کند.
اگر آن معلم آشنایی کافی با فناوریهای آموزشی ندارد، همچون بسیاری از ما معلمین که چنین آشنایی و آمادگیای را نداریم، همۀ اتهام و خاکبرسریاش برای وزارتخانهای است که در طول همۀ سالهای گذشته و «قطعاً» همۀ سالهای آینده، هیچ بهایی به فناوریهای آموزشی نداده و نخواهد داد. دورههای ضمن خدمت در همۀ نظامهای آموزشی دنیا بناست دقیقاً چنین کارکردی داشته باشند اما در ایران این دورهها بیشتر چیزهایی هستند که باید از سر باز شوند و اغلب با غیرجذابترین و ایدئولوژیکترین فرم و محتوای ممکن برگزار میشوند. کدام یک از شمایی که با صدای این معلم قهقهه میزنید، به چنین مسئلهای اهمیت میدهید؟ ماجرا یک خندیدن و شاد شدنِ ساده نیست و نمیتوان به این تقلیلش داد. نمیتوان گفت معلمان هم عجب قشر بیجنبهای هستند که نمیشود با آنها شوخی کرد. ماجرا اصلاً شوخی نیست. جدیتی که پشت این خندههاست شاید پشت هیچ عصبانیت و اخم دیگری نباشد. شما خواسته یا ناخواسته، انتخاب میکنید به جای اینکه انگشت اتهامتان را بهسوی سیستمی بگیرید که در آموزش معلمان بهشکل آگاهانه و هدفمند کوتاهی میکند و روزبهروز بیشتر و بیشتر همهچیزش را به بنگاههای خصوصی برونسپاری میکند، انگشت اتهام را سمت معلمی میگیرید که تلاش میکند «آیلان» باشد و برای بچههایش کاری بکند. این یک انتخابِ تماماً سیاسی است. اگر به او و تلاش صادقانهاش برای انجام وظیفهاش میخندید، متحد همانهایی هستید که به ریش مردمِ فرودست میخندند. متحد همۀ آن سپهسالاران و وزرایی که همیشه به مردمِ فرودست خندیدهاند. شما که اینقدر آگاهی دارید و واژۀ «آنلاین» را هم درست تلفظ میکنید، نمیدانید زبانِ ما گرهگاه نابرابریهاییست که تجربه کردهایم؟ شما همانهایی هستید که به لهجۀ غیرتهرانیها میخندید. من اما ترجیح میدهم کنار همین معلم بایستم. شما تا میتوانید «آنلاین» باشید!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
این روزها آنقدر صبح تا شب «آیلان» هستم و تلاش میکنم بخشی از عقبماندگیها و آسیبهایی که بهواسطۀ تعطیلیهای اخیر برای بچهها ایجاد شده را جبران کنم که وقت نمیکنم چیز خاصی را در فضای مجازی دنبال کنم. میدانم وضع اکثر معلمین نیز کموبیش به همین شکل است. دیشب یکی از همکارانم داباسمشی را برایم فرستاد که یکی از شاخهای همیشه «آنلاین» فضای مجازی تصویر دلقکبازیاش را روی صدای معلم ریاضیای گذاشته بود که بهدلیل آشنایی ناکافی با فضای مجازی، واژۀ «آنلاین» را اشتباهاً «آیلان» تلفظ میکند و از بچهها میخواهد اگر «آیلان» هستند با فرستادن پیامی روی گروه (قاعدتاً در یکی از پیامرسانها) به او اطلاع دهند تا تدریس را شروع کند. کمی که جویا شدم فهمیدم این ماجرا اصطلاحاً در فضای مجازی دسترشته شده است و صغیر و کبیر میخندند که وای! چه معلم بیسوادی که نمیتواند واژۀ فخیمۀ «آنلاین» را درست تلفظ کند.
اگر آن معلم آشنایی کافی با فناوریهای آموزشی ندارد، همچون بسیاری از ما معلمین که چنین آشنایی و آمادگیای را نداریم، همۀ اتهام و خاکبرسریاش برای وزارتخانهای است که در طول همۀ سالهای گذشته و «قطعاً» همۀ سالهای آینده، هیچ بهایی به فناوریهای آموزشی نداده و نخواهد داد. دورههای ضمن خدمت در همۀ نظامهای آموزشی دنیا بناست دقیقاً چنین کارکردی داشته باشند اما در ایران این دورهها بیشتر چیزهایی هستند که باید از سر باز شوند و اغلب با غیرجذابترین و ایدئولوژیکترین فرم و محتوای ممکن برگزار میشوند. کدام یک از شمایی که با صدای این معلم قهقهه میزنید، به چنین مسئلهای اهمیت میدهید؟ ماجرا یک خندیدن و شاد شدنِ ساده نیست و نمیتوان به این تقلیلش داد. نمیتوان گفت معلمان هم عجب قشر بیجنبهای هستند که نمیشود با آنها شوخی کرد. ماجرا اصلاً شوخی نیست. جدیتی که پشت این خندههاست شاید پشت هیچ عصبانیت و اخم دیگری نباشد. شما خواسته یا ناخواسته، انتخاب میکنید به جای اینکه انگشت اتهامتان را بهسوی سیستمی بگیرید که در آموزش معلمان بهشکل آگاهانه و هدفمند کوتاهی میکند و روزبهروز بیشتر و بیشتر همهچیزش را به بنگاههای خصوصی برونسپاری میکند، انگشت اتهام را سمت معلمی میگیرید که تلاش میکند «آیلان» باشد و برای بچههایش کاری بکند. این یک انتخابِ تماماً سیاسی است. اگر به او و تلاش صادقانهاش برای انجام وظیفهاش میخندید، متحد همانهایی هستید که به ریش مردمِ فرودست میخندند. متحد همۀ آن سپهسالاران و وزرایی که همیشه به مردمِ فرودست خندیدهاند. شما که اینقدر آگاهی دارید و واژۀ «آنلاین» را هم درست تلفظ میکنید، نمیدانید زبانِ ما گرهگاه نابرابریهاییست که تجربه کردهایم؟ شما همانهایی هستید که به لهجۀ غیرتهرانیها میخندید. من اما ترجیح میدهم کنار همین معلم بایستم. شما تا میتوانید «آنلاین» باشید!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
پایگاه کتابخانۀ ملی کودکان و نوجوانان امکان استفاده از متن کامل ۲۳ هزار عنوان کتاب و ۵۷ کتاب صوتی را بهشکل رایگان فراهم آورده است. این کتابخانه با هدف ارائۀ خدمات استاندارد به گروه سنی ۷ تا ۱۴ سال ایجاد شده و در صورت عضویت در سایتش، میتوانید کتابخانۀ شخصی ایجاد کنید و کتابهای موردعلاقۀ خود را بهصورت مجازی کنار هم قرار دهید.
آدرس اینترنتی:
http://icnl.nlai.ir/default.aspx
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
آدرس اینترنتی:
http://icnl.nlai.ir/default.aspx
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog