👶 دشوارهٔ پژوهش در حوزهٔ کودکی 👶
سید مهدی یوسفی
حسام حسینزاده
پیام روشنفکر
یکشنبه، ۴ اسفند ۹۸، ساعت ۱۶ تا ١٨
دانشکدهٔ علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه الزهرا
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
سید مهدی یوسفی
حسام حسینزاده
پیام روشنفکر
یکشنبه، ۴ اسفند ۹۸، ساعت ۱۶ تا ١٨
دانشکدهٔ علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه الزهرا
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
اول.
مینو محرز، رئیس مرکز تحقیقات ایدز ایران، دیروز در گفتگو با خبرگزاری ایرنا گفت طبق «مطالعات انجامشدهٔ آنها» سن آغاز تماس جنسی در ایران به ١٣.۵ سال رسیده است و نسبت به افزایش ایدز بهواسطهٔ تماس ناامن جنسی میان نوجوانان هشدار داد. خبر شوکهکننده بود و بهسرعت در فضای مجازی پخش شد، حتی خبرگزاری فارس نیز خبر را بازنشر کرد. به فاصلهٔ چند ساعت اما به طریقی که میتوان حدس زد، خبر از خروجی تمامی خبرگزاریهای رسمی پاک شد. حالا دیگر هیچ کودک ١٣ سالهای در ایران رابطهٔ جنسی ندارد!
دوم.
دو سال پیش شورای عالی انقلاب فرهنگی به اتهام آنچه «انتشار محتوای مبتذل» میخواند به دادگاه کشاندم و در نهایت محکومم کرد. تنها مصداق جرمم، ترجمه و انتشار کتابهای آموزش جنسی برای کودکان بود. حالا یکی از همان کتابهایی که در آن سالها در مرکز مجازی پژوهش و آموزش رهایی ترجمه و منتشر کردیم و یکی از مصادیق اتهامم بود را مؤسسهٔ فرهنگی و اطلاعرسانی تبیان (وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی در قم) در سایتش، آن هم به نام خودش منتشر کرده است! نه ترجمهٔ دیگری از آن را، دقیقاً خودش را!
#دار_المجانین
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
مینو محرز، رئیس مرکز تحقیقات ایدز ایران، دیروز در گفتگو با خبرگزاری ایرنا گفت طبق «مطالعات انجامشدهٔ آنها» سن آغاز تماس جنسی در ایران به ١٣.۵ سال رسیده است و نسبت به افزایش ایدز بهواسطهٔ تماس ناامن جنسی میان نوجوانان هشدار داد. خبر شوکهکننده بود و بهسرعت در فضای مجازی پخش شد، حتی خبرگزاری فارس نیز خبر را بازنشر کرد. به فاصلهٔ چند ساعت اما به طریقی که میتوان حدس زد، خبر از خروجی تمامی خبرگزاریهای رسمی پاک شد. حالا دیگر هیچ کودک ١٣ سالهای در ایران رابطهٔ جنسی ندارد!
دوم.
دو سال پیش شورای عالی انقلاب فرهنگی به اتهام آنچه «انتشار محتوای مبتذل» میخواند به دادگاه کشاندم و در نهایت محکومم کرد. تنها مصداق جرمم، ترجمه و انتشار کتابهای آموزش جنسی برای کودکان بود. حالا یکی از همان کتابهایی که در آن سالها در مرکز مجازی پژوهش و آموزش رهایی ترجمه و منتشر کردیم و یکی از مصادیق اتهامم بود را مؤسسهٔ فرهنگی و اطلاعرسانی تبیان (وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی در قم) در سایتش، آن هم به نام خودش منتشر کرده است! نه ترجمهٔ دیگری از آن را، دقیقاً خودش را!
#دار_المجانین
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
در شمارهٔ جدید مجلهٔ صنوبر یادداشتی نوشتهام با عنوان «او یک فرشته نیست: اهمیت نمادین گرتا تونبرگ و کودکان کنشگر» و تلاش کردهام نشان دهم چرا به گمانم اغلبِ انتقادات از گرتا کینتوزانه و ادالتیستی است و چرا و چگونه باید از او دفاع کنیم.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
تا ساعاتی دیگر در دانشگاه فردوسی مشهد، بالاخره چشمم به جمال مجید حسینی روشن خواهد شد. تلاش میکنم در این فرصت کوتاه از این بگویم که چرا لفاظی در نقد نولیبرالیسم در ایران بیشتر توضیح واضحات است و دارد بدل به نوعی شیادی میشود. از پیوند نومحافظهکاری و نولیبرالیسم بگویم و اینکه چگونه اصلاحطلبان و عدالتطلبان بهعنوان دو جریان علیالظاهر متفاوت فقط دو روی یک سکه هستند. از محافل فکری بهظاهر مستقل نومحافظهکاران عدالتطلب (از جیوگی تا ترجمان و روایت) بگویم. از اینکه چطور روشنفکر-سلبریتیهای مجازی نقش بال چپ این جریان را بازی میکنند و بال راستشان وزارتخانهها را یکی پس از دیگری فتح میکند. از اینکه چطور حسینی بهعنوان نمونۀ نمایای یک عدالتطلب، از یک طرف، مدیر بهرهبردای پروژۀ باغ کتاب است و دستی در بلعیدن تپههای عباسآباد دارد و از طرف دیگر، «در ستایش برابری» کتاب مینویسد و در همین کتاب دست به جعل آمار میزند. خلاصه که حرف زیاد است و فرصت کم!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْوا
تا ساعاتی دیگر در دانشگاه فردوسی مشهد، بالاخره چشمم به جمال مجید حسینی روشن خواهد شد. تلاش میکنم در این فرصت کوتاه از این بگویم که چرا لفاظی در نقد نولیبرالیسم در ایران بیشتر توضیح واضحات است و دارد بدل به نوعی شیادی میشود. از پیوند نومحافظهکاری و نولیبرالیسم…
Audio
🎙صوت نشست «نقد نئولیبرالیسم و کسب سرمایۀ نمادین»
مناظرۀ حسام حسینزاده و مجید حسینی
چهارشنبه، ۳۰ بهمن ۹۸، ساعت ۱۲ تا ۱۴
دانشگاه فردوسی مشهد
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
مناظرۀ حسام حسینزاده و مجید حسینی
چهارشنبه، ۳۰ بهمن ۹۸، ساعت ۱۲ تا ۱۴
دانشگاه فردوسی مشهد
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْوا
👶 دشوارهٔ پژوهش در حوزهٔ کودکی 👶 سید مهدی یوسفی حسام حسینزاده پیام روشنفکر یکشنبه، ۴ اسفند ۹۸، ساعت ۱۶ تا ١٨ دانشکدهٔ علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه الزهرا 🔻🔻🔻 @BalvaaBlog
⛔ لغو شد ⛔
بهدلیل شیوع ویروس کرونا و برای جلوگیری از تماسهای غیرضروری، نشست «دشوارهٔ پژوهش در حوزهٔ کودکی» لغو و به زمان دیگری (که متعاقباً اعلام خواهد شد) موکول شد!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بهدلیل شیوع ویروس کرونا و برای جلوگیری از تماسهای غیرضروری، نشست «دشوارهٔ پژوهش در حوزهٔ کودکی» لغو و به زمان دیگری (که متعاقباً اعلام خواهد شد) موکول شد!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کرونا یک بحران زیستیست نه بحرانی اجتماعی یا سیاسی، نه میشود آن را روی هوا با تیر زد، نه میشود شبانه به خانهاش هجوم برد. نه میشود آن را راهی انفرادی کرد و نه میشود یک سال در بازداشت موقت نگهش داشت. نیازی به دسترسی به اینترنت هم ندارد چراکه هر واحد آن بدون نیاز به هماهنگی با واحد دیگر عمل میکند. کرونا یک ناهنجاری (ابنرمالیته) در معنای دقیق کلمه است و نمیشود به تعویقش انداخت.
حاصل فروپاشی اجتماعی (که جامعهٔ ایران دو سه سالی است در لبهٔ پرتگاهش قرار دارد) دقیقاً چنین وضعیتی خواهد بود. البته شدیدتر، چون سوژههایش قربانی ویروس نیستند، قربانی یک تاریخاند و در هیچ بیمارستانی بستری نخواهند شد. کرونا فقط چهرهٔ آخرالزمانی جامعهای که ساختهاند را به رویمان میآورد.
این بچهها را در مشهد ببینید! دولت آنها را در اوج بحران به مدرسه کشانده است و آنها با این اجرای شاهکار به صورت مرگ میخندند. قهقهه میزنند. خاطرهٔ مشترک نسل آنها خندیدن به صورت کریه مرگ است. آن روز که خشم فروخوردهٔ همهٔ این روزها که جانشان به پشیزی نمیارزیده را بیرون بریزند، هیچ مادهٔ ضدعفونیکنندهای سد راهشان نخواهد بود!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
حاصل فروپاشی اجتماعی (که جامعهٔ ایران دو سه سالی است در لبهٔ پرتگاهش قرار دارد) دقیقاً چنین وضعیتی خواهد بود. البته شدیدتر، چون سوژههایش قربانی ویروس نیستند، قربانی یک تاریخاند و در هیچ بیمارستانی بستری نخواهند شد. کرونا فقط چهرهٔ آخرالزمانی جامعهای که ساختهاند را به رویمان میآورد.
این بچهها را در مشهد ببینید! دولت آنها را در اوج بحران به مدرسه کشانده است و آنها با این اجرای شاهکار به صورت مرگ میخندند. قهقهه میزنند. خاطرهٔ مشترک نسل آنها خندیدن به صورت کریه مرگ است. آن روز که خشم فروخوردهٔ همهٔ این روزها که جانشان به پشیزی نمیارزیده را بیرون بریزند، هیچ مادهٔ ضدعفونیکنندهای سد راهشان نخواهد بود!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
دور از بچههایم، تهماندۀ امیدم ته میکشد و روزگارم سیاهتر از همیشه میشود. این چند روز، در گیرودار آموزش مجازی، چند نفری از بچهها خودشان دست به کار شده بودند و با گوشی پدر یا مادرشان برایم پیام گذاشته بودند. یک «منم دلم براتون تنگ شده»ی خشکوخالی که به جایی نمیرسد. باید برایشان مینوشتم که از فکر کردن به خندههایشان، به قیافهشان وقتی بعد از شیطنتهای عجیب و غریب ازشان میخواهم که کلاس را ترک کنند، از وقتهایی که برایم قیافه میگیرند، از اول صبحها که بیحوصله از پلهها میآیم بالا و اولین نفرشان مثل شخصیتهای کارتونی از کلاس میپرد بیرون و میدود سمتم، از وقتهایی که میآیند با ولع تکتک جزئیات یک اتفاق علیالظاهر ساده و بیاهمیت (که البته برای هردویمان اهمیت زیادی دارد) را برایم تعریف میکنند و از کنجکاویام سر ذوق میآیند، بغضم میگیرد!
پ.ن: این اولین کیکی است که یکی از بچههایم در زندگیاش پخته بود. یک دانهاش قسمت من بود، با این تزیین شگفتانگیز! شاید باورتان نشود، اما من این روزها فقط برای همینها زندهام.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
پ.ن: این اولین کیکی است که یکی از بچههایم در زندگیاش پخته بود. یک دانهاش قسمت من بود، با این تزیین شگفتانگیز! شاید باورتان نشود، اما من این روزها فقط برای همینها زندهام.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
پارسال همین روزها بود که «بَلْوا» را راه انداختم. حالا آرشیو کاملی از تمامی فعالیتهای این چند سالهام در این وبلاگ در دسترس است. روی آوردنِ دوباره به دنیای وبلاگنویسی برایم تجربۀ جالبی بود و فعلاً تصمیم دارم ادامهاش بدهم. «بَلْوا» در طول یک سالی که گذشت بیش از 34 هزار بازدید و 23 هزار بازدیدکننده داشته است. شاید تقسیم بر روزهای سال که کنیم، چیز زیادی نشود اما خوشحالم که همینقدر خوانده میشود. از این به بعد «بَلْوا» با آدرس جدید در دسترس خواهد بود:
www.BalvaaBlog.ir
یعنی دیگر نیاز نیست بین Balvaa و Blog نقطهای بگذارید! :)
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
www.BalvaaBlog.ir
یعنی دیگر نیاز نیست بین Balvaa و Blog نقطهای بگذارید! :)
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکی از چالشهایی که این روزها بسیاری از معلمان و تسهیلگرانی که مستقیم و غیرمستقیم با کودکان کار میکنند، با آن روبهرو هستند، این است که چگونه دربارۀ ویروس کرونا با بچهها حرف بزنند تا باعث نگرانی و اضطراب بیشازاندازۀ آنان نشود و در معرض آسیب قرارشان ندهد. پایگاه آموزشی BrainPOP چند روز پیش، انیمیشن کوتاهی برای معرفی این ویروس به کودکان خردسال ساخت و منتشر کرد که بهطور گستردهای مورد استقبال و استفادۀ معلمان و تسهیلگران آموزشی در سراسر دنیا قرار گرفت. این انیمیشن کوتاه را در قالب زیرنویس به فارسی ترجمه کردهام تا شاید به معلمی، اولیایی یا کودکی در ایران کمک کند. جهت دریافت فایل باکیفیت آن با حجم ۱۲۰ مگابایت برای نمایش در کلاس درس و سایر محیطهای آموزشی به آدرس زیر مراجعه کنید:
http://balvaablog.ir/post/123
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
http://balvaablog.ir/post/123
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
تا اینجای سال تحصیلی، کتابخوانی بخشی جدانشدنی از کلاسم بوده و همواره برایم اهمیت زیادی داشته است. در طول این ماهها، چه در قالب جمعخوانی و چه در قالب معرفی کتاب، تلاش کردهایم هرگز کلاسمان از «اندیشیدن به کتابها» خالی نباشد. اما در این روزها که دستم از کلاسم کوتاه است، هر شب بخشی از یک کتاب را برای بچههایم میخوانم. نخستین کتابی که سراغش رفتم، «جاناتان مرغ دریایی» نوشتۀ ریچارد باخ با ترجمۀ کاوه میرعباسی بود. تا به حال پنج شب از آغاز این قصه گذشته است و امشب، شب ششم است.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْوا
🎙 جاناتان مرغ دریایی نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی بخش سوم #داستان_صوتی 🔻🔻🔻 @BalvaaBlog
Audio
🎙 جاناتان مرغ دریایی
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش چهارم (پایان فصل اول کتاب)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش چهارم (پایان فصل اول کتاب)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
مروری بر کارنامۀ سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
واحد دبستان (پونک) مجتمع آموزشی رهیار
دی و بهمن ۱۳۹۸
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
واحد دبستان (پونک) مجتمع آموزشی رهیار
دی و بهمن ۱۳۹۸
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْوا
مروری بر کارنامۀ سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واحد دبستان (پونک) مجتمع آموزشی رهیار دی و بهمن ۱۳۹۸ 🔻🔻🔻 @BalvaaBlog
▪️تماشای زندگی، تمرین دیدن▪️
حسام حسینزاده
#پاره_های_مدرسه
دو سالی میشود که درگیر کارنامۀ سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستم. بخشی از این درگیری ذهنی را هم اردیبهشتماه گذشته در همایش سالانۀ انجمن جامعهشناسی ایران در قالب نوشتاری با عنوان «گرهگاهها در خاستگاه سینمای کودک ایران» ارائه کردم. اما همیشه بهدنبال فرصتی بودم تا بتوانم این فیلمها (مخصوصاً فیلمهای دهههای ۵۰ و ۶۰) را با بچههای خردسال ببینم و پیگیر واکنشها و نظراتشان باشم. پیش از این فقط با دانشآموزانم در مقاطع متوسطه پروژههای تماشای فیلم را پیش برده بودم و یکی دو باری که تلاش کردم فیلمهای قدیمی کانون را همراهشان ببینم، دادشان به آسمان رفت که «آقا این دیگه چیه؟»، «چرا کیفیت تصویرش اینجوریه؟»، «چرا اینجوری حرف میزنن؟ آدم نمیفهمه چی میگن» و خلاصه از کرده پشیمانم کرده بودند. چند هفته پیش اما فرصتی مهیا شد تا همراه دانشآموزان دورۀ دوم ابتدایی (یعنی پایههای چهارم، پنجم و ششم) در مدرسۀ خودمان به تماشای فیلم بنشینیم. از آنجایی که در تصوراتم این پروژه را پروژهای ادامهدار میدیدم و امیدوار بودم بچهها پایه باشند تا بازهم با هم این دست فیلمها را ببینیم، دورۀ اول آن را معطوف به آثار کانون در دهۀ پنجاه (یعنی آغاز نهادیِ سینمای کودک ایران) در نظر گرفتم. بنا شد سه فیلم ساز دهنی (۱۳۵۲) ساختۀ امیر نادری، مسافر (۱۳۵۳) ساختۀ عباس کیارستمی و مدرسهای که میرفتیم (۱۳۵۹) ساختۀ داریوش مهرجویی را همراه یکدیگر تماشا کنیم. سه جلسه را برای تماشای این سه فیلم در نظر گرفتم و جلسۀ چهارم را به گفتوگو دربارۀ فیلمها اختصاص دادم، یعنی بنا شد چهار هفتۀ پیاپی (یکشنبهها) جمع شویم و فیلم ببینیم یا دربارۀ فیلمها گپ بزنیم.
ادامۀ متن:
http://balvaablog.ir/post/124
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
حسام حسینزاده
#پاره_های_مدرسه
دو سالی میشود که درگیر کارنامۀ سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستم. بخشی از این درگیری ذهنی را هم اردیبهشتماه گذشته در همایش سالانۀ انجمن جامعهشناسی ایران در قالب نوشتاری با عنوان «گرهگاهها در خاستگاه سینمای کودک ایران» ارائه کردم. اما همیشه بهدنبال فرصتی بودم تا بتوانم این فیلمها (مخصوصاً فیلمهای دهههای ۵۰ و ۶۰) را با بچههای خردسال ببینم و پیگیر واکنشها و نظراتشان باشم. پیش از این فقط با دانشآموزانم در مقاطع متوسطه پروژههای تماشای فیلم را پیش برده بودم و یکی دو باری که تلاش کردم فیلمهای قدیمی کانون را همراهشان ببینم، دادشان به آسمان رفت که «آقا این دیگه چیه؟»، «چرا کیفیت تصویرش اینجوریه؟»، «چرا اینجوری حرف میزنن؟ آدم نمیفهمه چی میگن» و خلاصه از کرده پشیمانم کرده بودند. چند هفته پیش اما فرصتی مهیا شد تا همراه دانشآموزان دورۀ دوم ابتدایی (یعنی پایههای چهارم، پنجم و ششم) در مدرسۀ خودمان به تماشای فیلم بنشینیم. از آنجایی که در تصوراتم این پروژه را پروژهای ادامهدار میدیدم و امیدوار بودم بچهها پایه باشند تا بازهم با هم این دست فیلمها را ببینیم، دورۀ اول آن را معطوف به آثار کانون در دهۀ پنجاه (یعنی آغاز نهادیِ سینمای کودک ایران) در نظر گرفتم. بنا شد سه فیلم ساز دهنی (۱۳۵۲) ساختۀ امیر نادری، مسافر (۱۳۵۳) ساختۀ عباس کیارستمی و مدرسهای که میرفتیم (۱۳۵۹) ساختۀ داریوش مهرجویی را همراه یکدیگر تماشا کنیم. سه جلسه را برای تماشای این سه فیلم در نظر گرفتم و جلسۀ چهارم را به گفتوگو دربارۀ فیلمها اختصاص دادم، یعنی بنا شد چهار هفتۀ پیاپی (یکشنبهها) جمع شویم و فیلم ببینیم یا دربارۀ فیلمها گپ بزنیم.
ادامۀ متن:
http://balvaablog.ir/post/124
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog