بَلْ‌وا
466 subscribers
201 photos
24 videos
14 files
89 links
بَلْ‌وا
دربارهٔ جامعه، آموزش و کودکان
وبلاگ شخصی حسام حسین‌زاده

www.balvaablog.ir
@hesamin
Download Telegram
بَلْ‌وا
ارائه‌ام در «چهارمین همایش کنکاش‌های مفهومی و نظری دربارۀ جامعۀ ایران» نخستین گام از پروژه‌ای شخصی است که از تابستان گذشته کم‌وبیش پیگیری کرده‌ام. دغدغه‌ام آن است که به اتکای پرسش بوردیوییِ «چه کسی خالقان را خلق کرد؟» مفهوم «کودکی» و نوع مواجهه با آن را در…
▪️گره‌گاه‌ها در خاستگاه سینمای کودک ایران▪️
(تحلیل گفتمان فیلم‌های سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دهۀ پنجاه شمسی)
حسام حسین‌زاده

هرچند توافقی بر سر خاستگاه سینمای کودک ایران وجود ندارد و عده‌ای نخستین نقش‌آفرینی کودک به‌عنوان نقش محوری در فیلم سینمایی بیم و امید (1339) ساختۀ گرجی عبادیا و عده‌ای دیگر، فیلم‌های کوتاه ساخته‌شده دربارۀ یا برای کودکان در دهۀ چهل را آغازگاه آن می‌دانند اما شکی نیست که نخستین تلاش متمرکز و سازمان‌یافته در عرصۀ تولید «فیلم سینمایی» که منجر به رسمیت یافتن سینمای کودک به‌عنوان یک جریان سینمایی در ایران شد را کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دهۀ پنجاه آغاز کرد. در این دهه کانون با تولید فیلم‌های سینمایی ساز دهنی (1352) ساختۀ امیر نادری، مسافر (1353) ساختۀ عباس کیارستمی و مدرسه‌ای که می‌رفتیم (1359) ساختۀ داریوش مهرجویی فعالیتش در این زمینه را آغاز کرد. در این نوشتار تلاش می‌کنم با تحلیل گفتمان انتقادی این آثار مبتنی بر چارچوب نظری-روشی لاکلائو و موف، دال مرکزی (گره‌گاه) که نقطۀ ثقل و انسجام‌بخش همۀ دال‌های شناور است را در هر یک از آن‌ها نشان دهم. با یافتن دال مرکزی که از طریق تثبیت نسبی معنایش در اثر منجر به شکل‌گیری و ظهور گفتمانِ آن می‌شود، به این می‌اندیشم که سینمای کودک ایران در خاستگاهش چگونه «کودکی» و «کودکان» را به رسمیت می‌شناسد. این اندیشیدن در واقع تلاشی برای یافتن چگونگی مفصل‌بندی «کودکی»، «سینما»، «سیاست» و «فرهنگ» در حوزۀ گفتمان‌گونگی جامعۀ ایران در دهۀ پنجاه است.

ادامۀ متن:
http://balvaa.blog.ir/post/104

پ.ن: این نوشتار در «چهارمین همایش کنکاش‌های مفهومی و نظری دربارۀ جامعۀ ایران» که 28 و 29 خرداد 1398 در دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، در قالب پنل «تأملی بر مفهوم کودکی: پژوهشی تاریخی و نظری» ارائه شد.

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
حوالی در سومین شماره‌اش سراغ «باشگاه و ورزشگاه» آمده است. هم موضوع جالب است و هم یادداشت‌هایی که در این شماره گرد هم آمده‌اند. خوشحالم که من هم با یادداشت «من از آزادی می‌ترسم» سهمی در این تلاش جمعی داشته‌ام. «من از آزادی می‌ترسم» روایتی از نوجوانی‌ام و یک‌سال حضور پیگیرانه در استادیوم آزادی برای تشویق تیم محبوبم (پرسپولیس) است.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
📰 دورۀ سه روزۀ مدرسۀ علوم اجتماعی از ۱۰ تا ۱۲ شهریورماه برگزار می‌شود:
🔸روز اول: مبانی علوم اجتماعی
🔹روز دوم:‌ حوزه‌های علوم اجتماعی
🔸روز سوم:‌ کارگاه مشارکتی
📍هزینۀ ثبت‌نام در این دوره برای هر دانش‌آموز، ۱۵هزار تومان است (کسانی که توان مالی پرداخت هزینه را ندارند، رایگان ثبت‌نام خواهند شد)

▪️برای دریافت اطلاعات بیشتر از کلاس‌ها و مکان برگزاری به نشانی زیر مراجعه کنید:
http://socioschool.ir/information/
🔻🔻
▫️@SocioSchool
در شمارهٔ 50 و 51 «قلمرو رفاه» مربوط به خرداد و تیر 1398 که به‌تازگی منتشر شده یادداشتی دارم با عنوان «به من نگاه نکن: بحران نظارت بر سمن‌های کودکان آسیب‌دیده» و تلاش کرده‌ام سر صحبت از ضرورت نظارت جمعی و جدی بر سمن‌ها را باز کنم. واقعیت دردناک آن است که بسیاری از سمن‌های حوزهٔ کودک این روزها بیشتر جولانگاه فرصت‌طلبان هستند تا پناهگاه کودکان!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
4_6017006967015343692.pdf
7.3 MB
📕 شمارهٔ 50 و 51 «قلمرو رفاه»
🗓️ خرداد و تیر 1398
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
#دفاع_آخر
بالاخره داستان تراژیک من و این دانشکده تمام می‌شود و خلاص! این کار حاصل بیش از سه سال درگیری فکری‌ام با سکسوالیته و نوجوانی است. از آنجایی که پژوهش کیفی ذاتاً رابطه‌ای پویا با میدان دارد و در مقابل شکل‌یافتن از آن مقاومت نمی‌کند، گرچه مجال تغییر عنوان کار نبود اما عنوانش در ذهن خودم در نهایت چیزی شبیه این شد: «سکسوالیته و ملالت‌های گذار از نوجوانی به بزرگسالی: روایت نسلی از کردار زندگی روزمرهٔ دانش‌آموزان متوسطهٔ دوم شهر تهران»
حضور برای عموم آزاد است!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
Audio
«من از آزادی می‌ترسم»

🎙🖋 حسام حسین‌زاده

«ورزشگاه آزادی بیش از اینکه سرگرم‌کننده باشد، مکانی بود برای آموختن نوعی از سبک زندگی؛ سبک زندگی‌ای که مهم‌ترین جلوه‌اش در خودِ ورزشگاه نمایان می‌شد اما خودش را تا عمق زندگی می‌کشید. آزادی به ما این امکان را می‌داد تا بدون هیچ نگرانی‌ای از خشن‌ترین نسخه‌های شخصیتمان رونمایی کنیم. با اینکه حالا هفت‌هشت سالی از آن روزها می‌گذرد و دیگر نه در آن محله زندگی می‌کنم و نه خبری از عطش نوجوانی برای بروز خشونت است، همچنان یادآوری آن خاطرات برایم دردناک است. به گمانم فرقی نمی‌کند «سختی» و «بی‌تفاوتی به رنج دیگران» در حزبی (همچون فاشیسم) حاکم باشد یا در ورزشگاه؛ هر دو می‌توانند به یک‌اندازه خطرناک باشد.»

نسخۀ نوشتاری این یادداشت را می‌توانید در #حوالی_باشگاه_و_ورزشگاه بخوانید.

🔸برای سفارش این شمارۀ مجله، به وبسایت حوالی مراجعه کنید و بدون پرداخت هزینۀ پست آن را دمِ در خانۀتان دریافت کنید.
@havaalimag
زیر میکروسکوپ - صمد بهرنگی.pdf
215.8 KB
بیش از نیم‌قرن از انتشار اثر درخشان صمد بهرنگی (کندوکاو در مسائل تربیتی ایران) می‌گذرد و هنوز چیزی از اهمیت آن کاسته نشده است. فردا آغاز سال تحصیلی جدید است. به همین مناسبت خوب است نگاهی به مقالۀ هشتم این کتاب (زیر مکروسکوپ) بیاندازیم که همچنان یکی از تندترین و دقیق‌ترین نقدهای موجود به زیست معلمان است.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْ‌وا
#دفاع_آخر بالاخره داستان تراژیک من و این دانشکده تمام می‌شود و خلاص! این کار حاصل بیش از سه سال درگیری فکری‌ام با سکسوالیته و نوجوانی است. از آنجایی که پژوهش کیفی ذاتاً رابطه‌ای پویا با میدان دارد و در مقابل شکل‌یافتن از آن مقاومت نمی‌کند، گرچه مجال تغییر…
جلسۀ دفاع از پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد - روایت نسلی از کردار زندگی…
حسام حسین‌زاده
🎙صوت جلسۀ دفاع از پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد
روایت نسلی از کردار زندگی روزمرۀ دانش‌آموزی: مطالعۀ موردی استراتژی‌های نسلی دانش‌آموزان متوسطۀ دوم شهر تهران
پژوهشگر: حسام حسین‌زاده

استاد راهنما: سید مهدی اعتمادی‌فرد
استاد مشاور: محمد رضایی
استاد داور: ابراهیم فیاض

دوشنبه، 25 شهریور 98، ساعت 11
دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
#پاره_های_مدرسه
شروع سال تحصیلی 99-98
^____^
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
▪️آقا چرا این‌قدر خشنی؟▪️
حسام حسین‌زاده
#پاره_های_مدرسه

آغاز سال تحصیلی همیشه برایم لحظۀ مهمی است. شاید بهتر باشد بگویم اولین مواجهه‌ام با بچه‌ها از چنین اهمیتی برخوردار است، حال می‌خواهد در آغاز سال تحصیلی باشد یا هر جای دیگری از سال. در این اولین مواجهات تلاش می‌کنم حداکثر سخت‌گیری را داشته باشم. در جلسات اول اغلب حتی لبخند هم نمی‌زنم و با کوچک‌ترین قاعده‌شکنی‌ها سخت برخورد می‌کنم. گاهی در کلاس‌هایی که بیش‌ازحد روی هوا هستند، در جلسات اول چنان کلاس را در سکوت مطلق نگه می‌دارم که حوصلۀ دانش‌آموزان سر می‌رود. یادم هست سال گذشته، اواخر سال که فضای کلاس تغییر کرده بود و به فضایی کاملاً متفاوت از جلسات نخست بدل شده بود، یکی از دانش‌آموزانم در پایۀ ششم گفت: «آقا اول سال فکر نمی‌کردیم حتی لبخند بزنین، چه برسه به اینکه اینجوری بشید.» جملۀ او حکایت از آن داشت که در طول سال رفتارم در کلاس درس تغییر کرده است. حق با او بود. بخشی از این تغییر رفتار خودآگاه است و بخش دیگرش ناخودآگاه. بالاخره نمی‌شود چندین ماه با بچه‌ها زندگی کنید و همان آدمی باشید که قبلاً بوده‌اید. آن‌ها آن‌قدر خلاق و باهوش هستند که مداوماً با مرزها بازی می‌کنند و دست‌کم من را همیشه سر ذوق می‌آورند. سال گذشته وقتی اواسط سال مجبور شدم درس مطالعات اجتماعی پایۀ پنجم را هم درس بدهم، در اولین جلسه با اخم‌هایی گره‌کرده وارد کلاس شدم. شنیده و دیده بودم که بچه‌های پنجم چقدر سربه‌هوا هستند و مداوماً در کلاس و راهرو هر کاری که بخواهند انجام می‌دهند. سخت‌گیری جلسۀ اولم در کلاس‌های پنجم خیلی جدی بود. آن‌قدر که کوچک‌ترین صدایی از جمع نگاه تندم را در پی داشت، حتی صدای لوازم تحریر. بهشان گفته بودم که رویکردم در کلاس متفاوت از برخی معلمین است و در دقایقی که روی آموزش متمرکز هستیم نیاز دارم حداکثر همراهی را داشته باشند و قرار شد آن جلسه تمرین کنیم تا ببینیم چند دقیقه می‌توانند در سکوت مطلق بمانند. می‌دانم در نگاه اول این شیوه بیش‌ازاندازه خشن است اما باید کمی صبر کنیم.

ادامۀ متن:
http://balvaa.blog.ir/post/105

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
Shabaneh
Ahmad Shamloo
#پیشنهاد_موسیقی
دکلمۀ شنیدنی احمد شاملو با عنوان «شبانه (در نیست راه نیست)» از آلبوم «ابراهیم در آتش» را بشنویم!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
▪️آخه شما مثل ترکیه‌ای!▪️
حسام حسین‌زاده
#پاره_های_مدرسه

هرچند یک زنگ در طول هفته آن‌قدر کم است که به این سادگی‌ها نمی‌توان با چنین حضور اندکی به مسائل ریشه‌ای و پنهان در مدرسه و کلاس پی برد اما با گذشت دو ماه از آغاز سال تحصیلی کم‌کم متوجه کاستی‌های موجود در محیط می‌شدم. عدم هماهنگی و همبستگی لازم در محیط را به‌سادگی می‌شد از زبان بدن معلمان و کادر مدرسه در زنگ‌های تفریح تشخیص داد. همیشه یکی از تفریحاتم در زنگ‌های تفریح دقت‌کردن به نوع ورود و نشستن معلمان در دفتر است. به‌نظرم می‌رسد تحلیل این رفتارِ ظاهراً ناخودآگاه می‌تواند به ما چیزهایی دربارۀ روابط جاری در هر مدرسه‌ای بگوید. متوجه می‌شدم که نوعی شکاف و چندگانگی در میان کادر آموزشی و اجرایی مدرسه وجود دارد؛ شکاف‌هایی که البته کم‌وبیش در هر محیط کاری دیده می‌شوند اما اگر از حد بگذرند بر افرادی که با آن محیط در ارتباط هستند هم تأثیر خواهند گذاشت. در طول همین دو ماه تأثیر مستقیم و غیرمستقیم این شکاف‌ها و ناهماهنگی‌ها را در رفتار بچه‌ها می‌دیدم. دانش‌آموزانم که در ابتدای سال شوروشوق زیادی برای انجام فعالیت‌های جدید و کسب تجربه‌های جمعی داشتند، رفته‌رفته از پا درمی‌آمدند. به‌وضوح می‌دیدم که تعداد دانش‌آموزان پیگیر در هر کلاس چطور در گذر هفته‌ها کاسته می‌شود و آن‌ها هم به این نظم دست‌وپا شکسته تن می‌دهند. بچه‌هایی که ابتدای سال بیش از دیگران دغدغۀ درگیری در فرایند آموزشی را داشتند، مدام انگیزه‌هایشان را از دست می‌دادند. گاهی در زنگ‌های تفریح یا پس از تعطیلی مدرسه، فرصت اندکی دست می‌داد تا با بچه‌ها دربارۀ این وضعیت صحبت کنم. هم من و هم بچه‌ها می‌دانستیم که چیزی در حال تغییر است. فعالیت‌های خلاقانه‌ای که در دو هفتۀ ابتدایی با کمک یکدیگر طراحی و برنامه‌ریزی کرده بودیم، یکی پس از دیگری شکست می‌خوردند. می‌دانستیم یک جای کار می‌لنگد. موضوع گفت‌وگویم با بچه‌ها در طول آن روزها همین بود که چه اتفاقی افتاده است؟ چرا انگیزه و اشتیاق بچه‌ها هر روز کمتر از دیروز می‌شود؟ آن‌ها از تجاربشان در ساعات زیادی می‌گفتند که من در مدرسه نبودم، از برخوردهای صورت‌گرفته میان خودشان و سایر معلمان و کادر مدرسه، از نارضایتی فزاینده‌شان از وضعیت. آن‌ها مطلعانی بودند که داشتند سخاوتمندانه داده‌هایشان از فضایی که تنها چهار زنگ در هفته فرصت حضور در آن را داشتم، با من به اشتراک می‌گذاشتند. خیلی زود فهمیدم ماجرا به دفتر معلمان و برخوردهای گاه و بی‌گاه میان کادر خلاصه نمی‌شود.

ادامۀ متن:
http://balvaa.blog.ir/post/107

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْ‌وا
Ahmad Shamloo – Shabaneh
Shabaneh
Ahmad Shamloo
#پیشنهاد_موسیقی
«شبانه»‌ای دیگر (اگر که بیهده زیباست شب) از آلبوم «ابراهیم در آتش» را با صدای احمد شاملوی عزیز بشنویم!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
این اطلاعیه‌ایست که پشت میزم در کلاس درس چسبانده‌ام. یک تجربۀ جدید است که هنوز نمی‌دانم تا چه اندازه موفق باشد و بچه‌ها را به خواندن ترغیب کند. به تجربه می‌دانم که بچه‌ها دوست ندارند کاری را از سر «اجبار» انجام دهند و «کتاب‌خوانیِ اجباری» یکی از بدترین ظلم‌هایی است که می‌توانیم در حقشان بکنیم. فعلا دو سه نفری به خواندن «موش کوچولو» ترغیب شده‌اند و همین هم برای شروع کافیست!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
از سال گذشته در قالب گروهی از معلمان تلاش کردیم با پدیدهٔ قلدری (bullying) در مدرسه بیشتر دست‌وپنجه نرم کنیم. کارزار «این‌بار سکوت نمی‌کنیم» در راستای «فعال‌سازی تماشاچیان» بخشی از همین تلاش جمعی است که پوسترش در مکان‌های مختلف مدرسه داوطلبانه نصب شده و امکان‌هایی برای گفت‌وگوی جمعی همراه دانش‌آموزان را ایجاد می‌کند. بعدها بیشتر از این تجربه می‌نویسم.
پ.ن: عکس از بالای تختهٔ سیاه کلاسم!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
فعالیت‌های زیست‌محیطی گرتا تونبرگ (دانش‌آموز ۱۶سالهٔ سوئدی) در طول هفته‌های گذشته به مناقشات زیادی دامن زده است. اما در هیچ‌یک از بحث‌ها ندیدم اشاره‌ای به این شده باشد که گرتا تنها یکی از ده‌ها هزار کودکی است که تحت‌تأثیر سیاست‌های کنش اجتماعی (Social Action) که از سال ۲۰١۵ در مدارس برخی کشورهای اروپای غربی و شمالی اجرایی شد، بدل به فعال اجتماعی شده‌اند.
انگلستان از سال ۲۰١۶ این طرح را به‌صورت ملی اجرایی کرد و چشم‌اندازش برای ٢٠٢٠ این بود که نیمی از افراد ۱۰ تا ۲۰سالهٔ انگلیسی به‌صورت منظم در فعالیت‌های اجتماعی مشارکت کنند. یک سال به پایان مرحلهٔ اول این طرح مانده و حالا از هر ۱۰ نفر در این بازهٔ سنی، ۴ نفر فعالیت اجتماعی پیوسته دارند.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
Lalaee Kordi
Kayhan Kalhor
کیهان کلهر در اعتراض به حملات ترکیه به مناطق کردنشین شمال سوریه، کنسرت آینده‌اش در استانبول را لغو کرد.
کلهر در انتهای کنسرت دیشب خود به همراه «رامبرانت تریو» در لندن، این لالایی را به زبان کردی خواند و آن‌ را به کودکان کرد تقدیم کرد.

#صبح‌به‌خیرمیدان
@meidaandotcom
اکثر کتاب‌های کودک و نوجوانی که این روزها می‌خوانم یا به دانش‌آموزانم پیشنهاد می‌کنم، برگزیدگان «نیوبری» هستند. نیوبری از آن رو برایم ستودنی‌ست که نگاهی سیاسی به ادبیات کودک و نوجوان دارد و در طول این سال‌ها همیشه از کتاب‌هایی که اصطلاحاً «خواندنشان برای کودکان مضر است» است دفاع کرده. نیوبری به‌جای تن‌دادن به ایدۀ سرکوبگرانۀ «کودک معصوم»، تلاش می‌کند آنان را با جهان واقعی و مسائل واقعی آشنا کند. آن‌طور که در صفحۀ ویکی‌پدیای فارسی آن آمده است:
نشان نیوبری (Newbery Medal) نخستین جایزهٔ ادبی کتاب کودکان در دنیا است و به نام جان نیوبری، ناشر سدهٔ ۱۸ نام‌گذاری شده‌است، این جایزه از سال ۱۹۲۲ به پیشنهاد فریدریک میلچر،‏ مدیر مؤسسهٔ انتشارات آر. آر. باکر از سوی انجمن کتابخانه‌های آمریکا «ALA»، هر سال به نویسنده‌ای تعلق می‌گیرد که برجسته‌ترین اثر داستانی را در حوزهٔ ادبیات کودکان آمریکا پدید آورده باشد. وظیفهٔ انتخاب آثار برتر بر عهدهٔ اعضای انجمن خدمات کتابخانه برای کودکان یا «ALSC» است. افزون بر کتاب برتر سال، فهرستی از کتاب‌های برگزیده نیز هر سال از سوی کمیتهٔ جایزهٔ نیوبری اعلام می‌شود. برندگان هر سال در ماه ژانویه اعلام می‌شوند. این جایزه همراه با نشان کالدکوت از با ارزشترین جایزه‌های ادبی در حوزهٔ ادبیات کودک در آمریکا به‌شمار می‌آید. هدف از اهدای این جایزه، تشویق پدیدآورندگان برتر کتاب کودک، تشویق کتابداران به خدمت رسانی بهتر برای کودکان و علاقه‌مندکردن کودکان به ادبیات است.

برای اطلاعات بیشتر، می‌توانید نگاهی به صفحۀ رسمی این نشان:
https://tinyurl.com/7r7kw7g
و همچنین، صفحۀ ویکی‌پدیای انگلیسی آن بیاندازید:
https://en.wikipedia.org/wiki/Newbery_Medal

بسیاری از کتاب‌های برگزیدۀ نیوبری در طول این سال‌ها در قالب مجموعۀ «رمان نوجوان» نشر افق به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند. می‌توانید این مجموعه را اینجا ببینید:
https://tinyurl.com/yxh875u2
البته برخی دیگر از کتب برگزیدۀ نیوبری نیز به‌طور پراکنده توسط ناشران دیگر به فارسی منتشر شده‌اند.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
همیشه تلاش می‌کنم بچه‌ها بتوانند بدون استرس حقیقت را بگویند، هرچه که باشد! البته این تلاش همیشه هم موفق نیست اما دیدن این جمله بر برگهٔ ارزیابی کتبی «حفظ شعر» یکی از بچه‌هایم، خوشحالم کرد :)
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog