بَلْ‌وا
466 subscribers
201 photos
24 videos
14 files
89 links
بَلْ‌وا
دربارهٔ جامعه، آموزش و کودکان
وبلاگ شخصی حسام حسین‌زاده

www.balvaablog.ir
@hesamin
Download Telegram
📣 مدرسۀ علوم اجتماعی قصد دارد در قالب پروژۀ #کتاب_ما، کتاب‌هایی به موازات کتب درسی جامعه‌شناسی مقطع متوسطۀ دوم تدارک ببیند که از زاویه‌ای دیگر به مباحث مطرح‌شده در کتاب درسی نگاه کند.
📚 در نخستین گام، به سراغ موضوع «#امر_اجتماعی_و_جهان_اجتماعی» در کتاب #جامعه‌شناسی_پایۀ_دهم رفته‌ایم تا بر طبق مباحث مطرح‌شده در این کتاب، تولید محتوا کنیم.
🔹 این کتاب تازه، مشتمل بر بخش‌های مختلفی است که یکی از این بخش‌ها می‌تواند با کمک و در تعامل با کسانی که تجربۀ تدریس داشته‌اند یا ایده‌های خلاقانه‌ای برای ارائۀ مباحث کتاب و مفاهیم مختلف علوم اجتماعی دارند، تکمیل شود.
📃 در این بخش از #کتاب_ما، نیازمند ایده‌های خلاقانه در قالب #بازی، #فعالیت، #نمایشنامه، #پادکست و... هستیم. از این رو، از شما دعوت می‌کنیم ایده‌هایی را که قابلیت توضیح «امر اجتماعی و جهان اجتماعی» در قالب‌های مذکور دارند، با ما در میان بگذارید.

📱افرادی که علاقه دارند ایده‌های‌شان را در این موضوع با ما به اشتراک بگذراند با آی دی تلگرام خانم هانیه کلهر @hanikaa ارتباط برقرار کنند. پیشاپیش از همکاری‌تان سپاسگزاریم.
▫️@SocioSchool
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز صبح را با دیدن این کلیپ شروع کردم و گل از گلم شکفت. تا همین چند سال پیش کسی نمی‌توانست حتی تصور کند که چنین پرسشی به‌طور عمومی و در خیابان مطرح شود. ماجرا زمانی برایم جالب‌تر شد که متوجه شدم سازندۀ این کلیپ یک مجموعۀ دستِ راستی است. این یعنی سخن‌گفتن از سکسوالیته رفته‌رفته می‌رود که بدل به یک «هنجار» شود. همۀ ما وظیفه داریم هرکجا که می‌توانیم این پرسش و پرسش‌هایی از این دست را طرح کنیم تا بیشتر و بیشتر سکسوالیته را برای همۀ افراد جامعه رؤیت‌پذیر کنیم. نمی‌دانید طرح‌کردن این پرسش‌ها در جمع‌های رسمی و غیررسمی چه کمکی به کودکان و نوجوانانی می‌کند که مستقیم و غیرمستقیم در معرض آن جمع‌ها قرار دارند.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
یادداشتم در نخستین شماره از مجلۀ حوالی (اسفند 97 و فروردین 98) با عنوان «آوردگاه دوزخیان شهر: نیمه‌شب‌ها؛ حوالی ترمینال‌های تهران» را می‌توانید در بَلْ‌وا بخوانید:
http://balvaa.blog.ir/post/101

برای آشنایی بیشتر با «حوالی» هم می‌توانید سری به وب‌سایت نورسیده‌شان بزنید:
http://havaalimag.com

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
@HavaaliMag
💰 مسأله پول‌گرفتن یا پول‌نگرفتن نیست 💰

مدرسۀ تابستانۀ مطالعات فرهنگی که با تمرکز بر مطالعات فرودستان برنامه‌ریزی شده بود دوباره مجالی شد تا عده‌ای ژست دفاع از طبقۀ کارگر را بگیرند و تلاش کنند شخصی‌ترین و غیرسیاسی‌ترین کینه‌هایشان را بدل به مسائلی ظاهراً غیرشخصی و سیاسی کنند. روزبه عزیز باب گفت‌وگوی خوبی را گشوده و بخش زیادی از حرف‌هایی که دوست داشتم بزنم را زده. یادداشت او دربارۀ انتقادها به کارگاه‌های مدرسۀ تابستانۀ مطالعات فرهنگی را در اینجا بخوانید:
http://problematicaa.com/summer-school-usc/

البته که اگر بنا بود چنین متنی بنویسم، حتماً‌ زبان گزنده‌تری را برای خطاب قراردادن شومَنی مثل فتوره‌چی و رفقایش انتخاب می‌‌‌‌‌کردم و بخش طولانی‌تری را به «منتقدان» اختصاص می‌دادم. حتی انتخاب واژۀ «منتقدان» نیز از مناعت طبع نویسنده است وگرنه «انتقاد» خواندن این جفتک‌پرانی‌ها که چند سالی‌ست در فضای علوم اجتماعی باب شده چیزی جز بی‌آبروکردن مفهوم «نقد» نیست.

میراندا کمپبل در یادداشت درخشانش تحت عنوان «فرهنگ رایگان نیست» نشان می‌دهد که چرا دفاع از ایدۀ کار فکری و فرهنگی رایگان و عدم پرداخت مزد افراد متناسب با نیروی کاری که صرف تولید فکری و فرهنگی می‌کنند، ایده‌ای عمیقاً طبقاتی و در خدمت نخبگان طبقۀ حاکم است تا اتفاقاً دست فرودستان را از تولید فکری و فرهنگی کوتاه کند:
https://www.jacobinmag.com/2015/07/starving-artists-grizzly-bear-poverty-ubi/

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
@Interventions
بَلْ‌وا
💰 مسأله پول‌گرفتن یا پول‌نگرفتن نیست 💰 مدرسۀ تابستانۀ مطالعات فرهنگی که با تمرکز بر مطالعات فرودستان برنامه‌ریزی شده بود دوباره مجالی شد تا عده‌ای ژست دفاع از طبقۀ کارگر را بگیرند و تلاش کنند شخصی‌ترین و غیرسیاسی‌ترین کینه‌هایشان را بدل به مسائلی ظاهراً غیرشخصی…
#تکمیلی
یکی از دوستان تذکر دادند که گویا برخلاف آنچه بنده از برگزارکنندگان مدرسه شنیده بودم و آنچه در متن روزبه آمده، امکان ثبت‌نام بدون پرداخت مبلغ شهریۀ دوره برای کسانی که به هر دلیلی توان پرداخت مبلغ مذکور را نداشتند «از ابتدا» فراهم نبوده و پس از اعتراضات و حواشی ایجادشده فراهم شده است. اگر چنین باشد، قطعاً این مسئلۀ مشخص باید نقد شود و از برگزارکنندگان دوره در این باره توضیح خواسته شود چون با شناختی که از آنان دارم، بعید است مدافع چنین روندهایی باشند. بدیهی است دفاع از حق دریافت دستمزد به‌ازای نیروی کاری که صرف تولید فکری و فرهنگی می‌شود به‌معنای مشروعیت بخشیدن به سازوکارهای انحصار دانش و طرد فرودستان (در گسترده‌ترین معنایش) نیست. حتماً هر دفاعی از دریافت دستمزد در ازای تولید فکری و فرهنگی باید همراه با اندیشیدن به سازوکارهایی برای ممانعت از انحصار دانش و طرد فرودستان باشد؛ سازوکارهایی مثل پرداخت جمعی و... .
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
انتخاب رشتۀ کنکور سراسری هر ساله بدل به بازار مکاره‌ای می‌شود که صغیر و کبیر از آن برای پرکردن جیب‌هایشان بهره می‌برند. در سالیان گذشته، برایم باورکردنی نبود که چطور بخشی از دانشجویان ظاهراً منتقد و متعهد علوم اجتماعی هم نمی‌توانند نسبت به این «بازار آزاد» بی‌تفاوت باشند و همۀ تلاششان را می‌کنند تا از این آب گل‌آلود ماهی بگیرند و پول‌های هنگفت از دانش‌آموزان کنکوری بچاپند. برای چه؟ برای پاسخ به چند سؤال ساده که هیچ وجدان بیداری نمی‌پذیرد برایش پولی از کسی بگیرد. خوشحالم که امسال جمعی از دوستانم در مدرسۀ علوم اجتماعی و انجمن علمی دانشجویی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران تصمیم گرفته‌اند در مقابل این روند معیوب و تهوع‌آور بیایستند. خوب است به کنکوری‌های علاقه‌مند به علوم اجتماعی معرفی‌شان کنید!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
ویژه‌نامۀ مجلۀ خبری-تحلیلی «رسانۀ فرهنگ» با همکاری «مدرسۀ علوم اجتماعی» و با موضوع «مدرسه و علوم اجتماعی» بالاخره منتشر شد!
در این شماره گفت‌وگوی دلنشینی (دست‌کم برای خودم) با محمد رضایی دربارۀ چالش‌ها و خلاقیت‌های آموزش علوم اجتماعی در مدارس دارم و علاوه بر آن، همراه عطیه توسلی نگاهی به جایگاه آموزش عمومی در پایان‌نامه‌های تحصیلات تکمیلی علوم اجتماعی در دهۀ نود شمسی انداخته‌ایم.
شایان ذکر است تاریخ «واقعی» انتشار این شماره تابستان 1398 است اما به دلیل برخی ملاحظات (عجیب) اجرایی تاریخ پاییز 1397 روی جلد آن ذکر شده است.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
@SocioSchool
بَلْ‌وا
ویژه‌نامۀ مجلۀ خبری-تحلیلی «رسانۀ فرهنگ» با همکاری «مدرسۀ علوم اجتماعی» و با موضوع «مدرسه و علوم اجتماعی» بالاخره منتشر شد! در این شماره گفت‌وگوی دلنشینی (دست‌کم برای خودم) با محمد رضایی دربارۀ چالش‌ها و خلاقیت‌های آموزش علوم اجتماعی در مدارس دارم و علاوه…
رسانۀ_فرهنگ_مدرسه_و_علوم_اجتماعی.pdf
27.6 MB
شمارۀ پیوستۀ 39 مجلۀ خبری-تحلیلی «رسانۀ فرهنگ»
تابستان 1398
با همکاری «مدرسۀ علوم اجتماعی»
با موضوع «مدرسه و علوم اجتماعی»

پ.ن: صفحه‌بندی مجله در برخی متون چنگی به دل نمی‌زند، اگر بخواهید می‌توانید دو متنی که در تولیدشان نقش داشته‌ام را در «بَلْ‌وا» بخوانید:

🌐 قهرمانان مدارس باید تغییر کنند
http://balvaa.blog.ir/post/103

🌐 آکادمی علوم اجتماعی با مدرسه قهر است
http://balvaa.blog.ir/post/102

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
@SocioSchool
بَلْ‌وا
ارائه‌ام در «چهارمین همایش کنکاش‌های مفهومی و نظری دربارۀ جامعۀ ایران» نخستین گام از پروژه‌ای شخصی است که از تابستان گذشته کم‌وبیش پیگیری کرده‌ام. دغدغه‌ام آن است که به اتکای پرسش بوردیوییِ «چه کسی خالقان را خلق کرد؟» مفهوم «کودکی» و نوع مواجهه با آن را در…
▪️گره‌گاه‌ها در خاستگاه سینمای کودک ایران▪️
(تحلیل گفتمان فیلم‌های سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دهۀ پنجاه شمسی)
حسام حسین‌زاده

هرچند توافقی بر سر خاستگاه سینمای کودک ایران وجود ندارد و عده‌ای نخستین نقش‌آفرینی کودک به‌عنوان نقش محوری در فیلم سینمایی بیم و امید (1339) ساختۀ گرجی عبادیا و عده‌ای دیگر، فیلم‌های کوتاه ساخته‌شده دربارۀ یا برای کودکان در دهۀ چهل را آغازگاه آن می‌دانند اما شکی نیست که نخستین تلاش متمرکز و سازمان‌یافته در عرصۀ تولید «فیلم سینمایی» که منجر به رسمیت یافتن سینمای کودک به‌عنوان یک جریان سینمایی در ایران شد را کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دهۀ پنجاه آغاز کرد. در این دهه کانون با تولید فیلم‌های سینمایی ساز دهنی (1352) ساختۀ امیر نادری، مسافر (1353) ساختۀ عباس کیارستمی و مدرسه‌ای که می‌رفتیم (1359) ساختۀ داریوش مهرجویی فعالیتش در این زمینه را آغاز کرد. در این نوشتار تلاش می‌کنم با تحلیل گفتمان انتقادی این آثار مبتنی بر چارچوب نظری-روشی لاکلائو و موف، دال مرکزی (گره‌گاه) که نقطۀ ثقل و انسجام‌بخش همۀ دال‌های شناور است را در هر یک از آن‌ها نشان دهم. با یافتن دال مرکزی که از طریق تثبیت نسبی معنایش در اثر منجر به شکل‌گیری و ظهور گفتمانِ آن می‌شود، به این می‌اندیشم که سینمای کودک ایران در خاستگاهش چگونه «کودکی» و «کودکان» را به رسمیت می‌شناسد. این اندیشیدن در واقع تلاشی برای یافتن چگونگی مفصل‌بندی «کودکی»، «سینما»، «سیاست» و «فرهنگ» در حوزۀ گفتمان‌گونگی جامعۀ ایران در دهۀ پنجاه است.

ادامۀ متن:
http://balvaa.blog.ir/post/104

پ.ن: این نوشتار در «چهارمین همایش کنکاش‌های مفهومی و نظری دربارۀ جامعۀ ایران» که 28 و 29 خرداد 1398 در دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، در قالب پنل «تأملی بر مفهوم کودکی: پژوهشی تاریخی و نظری» ارائه شد.

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
حوالی در سومین شماره‌اش سراغ «باشگاه و ورزشگاه» آمده است. هم موضوع جالب است و هم یادداشت‌هایی که در این شماره گرد هم آمده‌اند. خوشحالم که من هم با یادداشت «من از آزادی می‌ترسم» سهمی در این تلاش جمعی داشته‌ام. «من از آزادی می‌ترسم» روایتی از نوجوانی‌ام و یک‌سال حضور پیگیرانه در استادیوم آزادی برای تشویق تیم محبوبم (پرسپولیس) است.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
📰 دورۀ سه روزۀ مدرسۀ علوم اجتماعی از ۱۰ تا ۱۲ شهریورماه برگزار می‌شود:
🔸روز اول: مبانی علوم اجتماعی
🔹روز دوم:‌ حوزه‌های علوم اجتماعی
🔸روز سوم:‌ کارگاه مشارکتی
📍هزینۀ ثبت‌نام در این دوره برای هر دانش‌آموز، ۱۵هزار تومان است (کسانی که توان مالی پرداخت هزینه را ندارند، رایگان ثبت‌نام خواهند شد)

▪️برای دریافت اطلاعات بیشتر از کلاس‌ها و مکان برگزاری به نشانی زیر مراجعه کنید:
http://socioschool.ir/information/
🔻🔻
▫️@SocioSchool
در شمارهٔ 50 و 51 «قلمرو رفاه» مربوط به خرداد و تیر 1398 که به‌تازگی منتشر شده یادداشتی دارم با عنوان «به من نگاه نکن: بحران نظارت بر سمن‌های کودکان آسیب‌دیده» و تلاش کرده‌ام سر صحبت از ضرورت نظارت جمعی و جدی بر سمن‌ها را باز کنم. واقعیت دردناک آن است که بسیاری از سمن‌های حوزهٔ کودک این روزها بیشتر جولانگاه فرصت‌طلبان هستند تا پناهگاه کودکان!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
4_6017006967015343692.pdf
7.3 MB
📕 شمارهٔ 50 و 51 «قلمرو رفاه»
🗓️ خرداد و تیر 1398
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
#دفاع_آخر
بالاخره داستان تراژیک من و این دانشکده تمام می‌شود و خلاص! این کار حاصل بیش از سه سال درگیری فکری‌ام با سکسوالیته و نوجوانی است. از آنجایی که پژوهش کیفی ذاتاً رابطه‌ای پویا با میدان دارد و در مقابل شکل‌یافتن از آن مقاومت نمی‌کند، گرچه مجال تغییر عنوان کار نبود اما عنوانش در ذهن خودم در نهایت چیزی شبیه این شد: «سکسوالیته و ملالت‌های گذار از نوجوانی به بزرگسالی: روایت نسلی از کردار زندگی روزمرهٔ دانش‌آموزان متوسطهٔ دوم شهر تهران»
حضور برای عموم آزاد است!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
Audio
«من از آزادی می‌ترسم»

🎙🖋 حسام حسین‌زاده

«ورزشگاه آزادی بیش از اینکه سرگرم‌کننده باشد، مکانی بود برای آموختن نوعی از سبک زندگی؛ سبک زندگی‌ای که مهم‌ترین جلوه‌اش در خودِ ورزشگاه نمایان می‌شد اما خودش را تا عمق زندگی می‌کشید. آزادی به ما این امکان را می‌داد تا بدون هیچ نگرانی‌ای از خشن‌ترین نسخه‌های شخصیتمان رونمایی کنیم. با اینکه حالا هفت‌هشت سالی از آن روزها می‌گذرد و دیگر نه در آن محله زندگی می‌کنم و نه خبری از عطش نوجوانی برای بروز خشونت است، همچنان یادآوری آن خاطرات برایم دردناک است. به گمانم فرقی نمی‌کند «سختی» و «بی‌تفاوتی به رنج دیگران» در حزبی (همچون فاشیسم) حاکم باشد یا در ورزشگاه؛ هر دو می‌توانند به یک‌اندازه خطرناک باشد.»

نسخۀ نوشتاری این یادداشت را می‌توانید در #حوالی_باشگاه_و_ورزشگاه بخوانید.

🔸برای سفارش این شمارۀ مجله، به وبسایت حوالی مراجعه کنید و بدون پرداخت هزینۀ پست آن را دمِ در خانۀتان دریافت کنید.
@havaalimag
زیر میکروسکوپ - صمد بهرنگی.pdf
215.8 KB
بیش از نیم‌قرن از انتشار اثر درخشان صمد بهرنگی (کندوکاو در مسائل تربیتی ایران) می‌گذرد و هنوز چیزی از اهمیت آن کاسته نشده است. فردا آغاز سال تحصیلی جدید است. به همین مناسبت خوب است نگاهی به مقالۀ هشتم این کتاب (زیر مکروسکوپ) بیاندازیم که همچنان یکی از تندترین و دقیق‌ترین نقدهای موجود به زیست معلمان است.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْ‌وا
#دفاع_آخر بالاخره داستان تراژیک من و این دانشکده تمام می‌شود و خلاص! این کار حاصل بیش از سه سال درگیری فکری‌ام با سکسوالیته و نوجوانی است. از آنجایی که پژوهش کیفی ذاتاً رابطه‌ای پویا با میدان دارد و در مقابل شکل‌یافتن از آن مقاومت نمی‌کند، گرچه مجال تغییر…
جلسۀ دفاع از پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد - روایت نسلی از کردار زندگی…
حسام حسین‌زاده
🎙صوت جلسۀ دفاع از پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد
روایت نسلی از کردار زندگی روزمرۀ دانش‌آموزی: مطالعۀ موردی استراتژی‌های نسلی دانش‌آموزان متوسطۀ دوم شهر تهران
پژوهشگر: حسام حسین‌زاده

استاد راهنما: سید مهدی اعتمادی‌فرد
استاد مشاور: محمد رضایی
استاد داور: ابراهیم فیاض

دوشنبه، 25 شهریور 98، ساعت 11
دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
#پاره_های_مدرسه
شروع سال تحصیلی 99-98
^____^
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
▪️آقا چرا این‌قدر خشنی؟▪️
حسام حسین‌زاده
#پاره_های_مدرسه

آغاز سال تحصیلی همیشه برایم لحظۀ مهمی است. شاید بهتر باشد بگویم اولین مواجهه‌ام با بچه‌ها از چنین اهمیتی برخوردار است، حال می‌خواهد در آغاز سال تحصیلی باشد یا هر جای دیگری از سال. در این اولین مواجهات تلاش می‌کنم حداکثر سخت‌گیری را داشته باشم. در جلسات اول اغلب حتی لبخند هم نمی‌زنم و با کوچک‌ترین قاعده‌شکنی‌ها سخت برخورد می‌کنم. گاهی در کلاس‌هایی که بیش‌ازحد روی هوا هستند، در جلسات اول چنان کلاس را در سکوت مطلق نگه می‌دارم که حوصلۀ دانش‌آموزان سر می‌رود. یادم هست سال گذشته، اواخر سال که فضای کلاس تغییر کرده بود و به فضایی کاملاً متفاوت از جلسات نخست بدل شده بود، یکی از دانش‌آموزانم در پایۀ ششم گفت: «آقا اول سال فکر نمی‌کردیم حتی لبخند بزنین، چه برسه به اینکه اینجوری بشید.» جملۀ او حکایت از آن داشت که در طول سال رفتارم در کلاس درس تغییر کرده است. حق با او بود. بخشی از این تغییر رفتار خودآگاه است و بخش دیگرش ناخودآگاه. بالاخره نمی‌شود چندین ماه با بچه‌ها زندگی کنید و همان آدمی باشید که قبلاً بوده‌اید. آن‌ها آن‌قدر خلاق و باهوش هستند که مداوماً با مرزها بازی می‌کنند و دست‌کم من را همیشه سر ذوق می‌آورند. سال گذشته وقتی اواسط سال مجبور شدم درس مطالعات اجتماعی پایۀ پنجم را هم درس بدهم، در اولین جلسه با اخم‌هایی گره‌کرده وارد کلاس شدم. شنیده و دیده بودم که بچه‌های پنجم چقدر سربه‌هوا هستند و مداوماً در کلاس و راهرو هر کاری که بخواهند انجام می‌دهند. سخت‌گیری جلسۀ اولم در کلاس‌های پنجم خیلی جدی بود. آن‌قدر که کوچک‌ترین صدایی از جمع نگاه تندم را در پی داشت، حتی صدای لوازم تحریر. بهشان گفته بودم که رویکردم در کلاس متفاوت از برخی معلمین است و در دقایقی که روی آموزش متمرکز هستیم نیاز دارم حداکثر همراهی را داشته باشند و قرار شد آن جلسه تمرین کنیم تا ببینیم چند دقیقه می‌توانند در سکوت مطلق بمانند. می‌دانم در نگاه اول این شیوه بیش‌ازاندازه خشن است اما باید کمی صبر کنیم.

ادامۀ متن:
http://balvaa.blog.ir/post/105

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
Shabaneh
Ahmad Shamloo
#پیشنهاد_موسیقی
دکلمۀ شنیدنی احمد شاملو با عنوان «شبانه (در نیست راه نیست)» از آلبوم «ابراهیم در آتش» را بشنویم!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog