secret : Not random anymore!
96 subscribers
430 photos
112 videos
2 files
182 links
Let me know. Should I stay or shouldIgo?
@Subrahibot
Download Telegram
Forwarded from 📮; Letter box
اوه. قو جزو جانوران تک همسری هستش. اگه جفتش رو از دست بده تا آخر عمرش تنها میمونم. پرنده عاشقیه. همچین این پرنده جزو پرندگانیه که زمان مرگش رو می‌دونه. قبل از مرگش می‌ره یه گوشه دریا، به یاد جفتش آواز سر میده. زیباترین آواز قو، آخرین اوازشه. آوازی به یاد جفتش
Forwarded from 📮; Letter box
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد

گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد ، آنجا بمیرد

شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش وا کن
که می‌خواهد این قوی زیبا بمیرد



ــ "دکتر مهدی حمیدی شیرازی"
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو چنلم خیلی خوش میگذره چجوری تونستم اونجوری یهویی ولش کنم اخه >:
یه ناهاری درست کردم که خانواده باید انگشتاشونم باهاش بخورن
بوی برنج و مرغ سرخ شده کل خونه رو برداشته >:
از چسناله خسته شدم وا >:
😭1
همه برین آرشیو بزارین کله‌م هوا بخوره
😭1
لیترالی خودم بدبخت تر از شمام
😭1
Forwarded from : end of beginning
امسال خیلی برای تابستون ذوق داشتم. واقعا تو سرم بود که هر روز برم‌ بیرون و کلی کتاب بخرم و بخونم و کلی چیزای خوشمزه و جدید درست کنم و بخورم. برای خودم لباس بدوزم و بپوشم، ورزش کنم، دکور اتاقم رو تغییر بدم و کلی کار دیگه. ولی تنها کاری که می‌کنم اینه که ۲۴/۷ رو تخت دراز می‌کشم و سریال می‌بینم. از تابستون راضی هستم؟ نه. از خودم راضی هستم؟ نه‌. آیا تلاشی می‌کنم که از خودم و تابستون راضی باشم؟ نه.
امشب اومدم اتاق آقای برادر بخوابم و دارم به این فکر می‌کنم که چقدر اتاقش از اتاق من بزرگتره، و چرا واقعا؟
موقع انتخاب اتاق کور بودم؟ وا
حالا داداشم بچه‌ی خوبیه اگه بهش بگم‌ میاد اتاقامونو عوض کنیم
خودش چند بار بحثش رو وسط کشیده btw...
اینجا هم بزرگتره، هم‌ پنجره‌ش نورگیره و دقیقا صبح آفتاب از پشت پنجره‌ش می‌تابه تو اتاق
و اگه پرده رو بکشم راحت نور و باد میاد تو اتاق، ولی اتاق من پنجره‌ش سمت یه ساختمون دیگه باز میشه و نورگیر نیست 😭
آکواریس، نذار شک و تردید‌ های الکی، انتخاب‌هات رو زیر سوال ببره.
اینکه دقیقا زمانی که داشتم راجب اون موضوع فکر می‌کردم این رو دیدم خیلی جالب و عجیب و ترسناک بود.
اورثینک پدرمو دراورد‌. یه سناریو‌های مزخرفی میاد تو ذهنم و مجبورم براش دیالوگ بسازم که دارم روانی میشم.
قایل تمام کتابایی که دلم میخواست بخونم رو پیدا کردم، ولی دست و دلم به خوندنشون نمیره
😭1