بعد یه چیز دیگه
اخیرا nexus منبع بهتریه به نسبت sci-hub برای دانلود مقاله
پس
@subitoafk_bot
@science_nexus_bot
این گروه هم یه جمعی از انسانهای زیبا راه انداختن که اگر مقالهای پیدا نکردین براشون DOI بفرستین و اعضای گروه که دسترسی دارن بهتون مقاله رو بدن
https://t.me/+htsaeeM3ZwUwNTY8
اخیرا nexus منبع بهتریه به نسبت sci-hub برای دانلود مقاله
پس
@subitoafk_bot
@science_nexus_bot
این گروه هم یه جمعی از انسانهای زیبا راه انداختن که اگر مقالهای پیدا نکردین براشون DOI بفرستین و اعضای گروه که دسترسی دارن بهتون مقاله رو بدن
https://t.me/+htsaeeM3ZwUwNTY8
برای دانلود کتاب اینا هم libgen خوبه اما هر وقت z-lib برگشت من رو از خواب بیدار کنید
👍2
Noora's 🚀
📚 هاها چنل کتاب صوتی A Song of Ice and Fire. کامله *-------* https://t.me/ASoIaF_audiobooks
🧙🏻♂📙📘📗 این هم چنل #کتاب صوتی Lord of the Rings که یک بار همهشو گوش دادم و از نظر کیفیت، بهترین کتاب صوتیای بود که تا الان استفاده کردم.
درود بر Philip Dragash 🧚🏼♀
https://t.me/lotr_audiobook_phil_dragash
درود بر Philip Dragash 🧚🏼♀
https://t.me/lotr_audiobook_phil_dragash
❤1
Noora's 🚀
Photo
این تصویر از تفاوت خروجی انواع روشهای brain imaging خیلی قشنگ بود 🥹🫶🏼🩵
پس بیاید آخر شبی بهتون یک مقدار اطلاعاتی که احتمالا به دردتون نمیخوره بدم درباره یک تعداد روشهای تصویربرداری از مغز
📌 بالایی X-ray استخونها رو بهمون نشون میده + یک سری بافت نرم اطرافش رو ممکنه نشون بده.
امواج x از بدن عبور میکنن و بعد با برخورد به یک پلیتهایی مثل فیلم عکاسی، تصویر ساخته میشه.
به صورت غیرمستقیم یکسری اطلاعات درباره بافت مغز (اگر تصویر از ناحیه سر گرفته شده باشه) یا رگها میتونیم ازش بفهمیم که کاربرد تشخیصی داره. مثلا شکستگیهای استخوان، دندان، خونریزی، وجود جسم خارجی و از این دست تشخیصها.
📌 تصویرهای MRA¹ هم با استفاده از میدان مغناطیسی و امواج رادیویی رگهای بدن رو نشون میدن.
📌 تصویرهای MRI² میتونن بافت استخوانی، عضله، اعضای داخلی و بافتهای نرم دیگه رو با رزولوشن بالا نشون بدن.
اگر T1 weighted باشه: مغز، عضلات، کبد
اگر T2 weighted باشه: تشخیص اِدِم، تومور و cyst
📌 چهارمی PET Scan³ه. توی این روش به فرد مواد رادیواکتیو متصل به مواد دیگه مثل گلوکز میدن که قورت بده یا بهش تزریق میکنن که بهش میگن tracer و tracer که توی بدن حرکت میکنه از خودش پوزیترون نشر میده و این پوزیترون هم که با الکترونهای اطراف برخورد میکنه موج گاما ایجاد میشه. این موجهای گاما با detectorهایی که اطرف بدن قرار میگیرن دریافت میشن و یک تصویر سهبعدی میسازن.
این تصویرها فعالیت متابولیک بافتها و ارگانها رو نشون میدن.
سوخت مصرفی مغز گلوکزه و بابت همین اگر ماده رادیواکتیو رو با گلوکز ترکیب بشه کارآیی داره برای تهیه تصویر از مغز که خب PET نشون میده کجای مغز گلوکز بیشتر/ کمتری داره مصرف میکنه.
📌 توی روش CT scan⁴ در واقع از همون X-RAY استفاده میشه، فقط این تفاوت وجود داره که از زوایای مختلفی چند تصویر X-RAY گرفته میشه و بعد این تصاویر با هم ادغام میشن که ازشون یک عکس مقطعی (cross-sectional) استخراج بشه.
📌 تصویربرداری fMRI و DTI هم وجود داره که عکسهاشون رو پایینتر میفرستم.
📌 تصاویر fMRI⁵ به جای ساختار، فعالیت رو ثبت میکنن. بابت همین این تصاویر وقتی گرفته میشن که فرد یا بیمار در حال انجام کار یا وظیفه به خصوصیه. این اسکن میاد تغییرات جریان خون رو میسنجه و براساس شدت و ضعف فعالیت توی نواحی مختلف میشه به کارکردهای مغز کمی بیشتر پیبرد یا ازش برای تشخیصهای طبی مثل تشخیص وجود تومور و... استفاده کرد.
📌 آخر از همه، DTI⁶ هم یکی از variationهای MRIه که از میدان مغناطیسی و امواج رادیویی برای تصویربرداری از مسیرهای عصبی ماده سفید مغز استفاده میشه کرد ازش. عکس رنگی رنگی و قشنگی (به قول رفیعپور قشنگترین عکسای مغز :)).) رو میتونن از جهتهای فیبرهای مغزی بسازن.
1. MRA = Magnetic Resonance Angiography
2. MRI = Magnetic Resonance Imaging
3. PET scan: Positron Emission Tomography
4. CT = Computed Tomography
5. fMRI = functional-MRI
6. DTI = Diffusion Tensor Imaging
پس بیاید آخر شبی بهتون یک مقدار اطلاعاتی که احتمالا به دردتون نمیخوره بدم درباره یک تعداد روشهای تصویربرداری از مغز
📌 بالایی X-ray استخونها رو بهمون نشون میده + یک سری بافت نرم اطرافش رو ممکنه نشون بده.
امواج x از بدن عبور میکنن و بعد با برخورد به یک پلیتهایی مثل فیلم عکاسی، تصویر ساخته میشه.
به صورت غیرمستقیم یکسری اطلاعات درباره بافت مغز (اگر تصویر از ناحیه سر گرفته شده باشه) یا رگها میتونیم ازش بفهمیم که کاربرد تشخیصی داره. مثلا شکستگیهای استخوان، دندان، خونریزی، وجود جسم خارجی و از این دست تشخیصها.
📌 تصویرهای MRA¹ هم با استفاده از میدان مغناطیسی و امواج رادیویی رگهای بدن رو نشون میدن.
📌 تصویرهای MRI² میتونن بافت استخوانی، عضله، اعضای داخلی و بافتهای نرم دیگه رو با رزولوشن بالا نشون بدن.
اگر T1 weighted باشه: مغز، عضلات، کبد
اگر T2 weighted باشه: تشخیص اِدِم، تومور و cyst
📌 چهارمی PET Scan³ه. توی این روش به فرد مواد رادیواکتیو متصل به مواد دیگه مثل گلوکز میدن که قورت بده یا بهش تزریق میکنن که بهش میگن tracer و tracer که توی بدن حرکت میکنه از خودش پوزیترون نشر میده و این پوزیترون هم که با الکترونهای اطراف برخورد میکنه موج گاما ایجاد میشه. این موجهای گاما با detectorهایی که اطرف بدن قرار میگیرن دریافت میشن و یک تصویر سهبعدی میسازن.
این تصویرها فعالیت متابولیک بافتها و ارگانها رو نشون میدن.
سوخت مصرفی مغز گلوکزه و بابت همین اگر ماده رادیواکتیو رو با گلوکز ترکیب بشه کارآیی داره برای تهیه تصویر از مغز که خب PET نشون میده کجای مغز گلوکز بیشتر/ کمتری داره مصرف میکنه.
📌 توی روش CT scan⁴ در واقع از همون X-RAY استفاده میشه، فقط این تفاوت وجود داره که از زوایای مختلفی چند تصویر X-RAY گرفته میشه و بعد این تصاویر با هم ادغام میشن که ازشون یک عکس مقطعی (cross-sectional) استخراج بشه.
📌 تصویربرداری fMRI و DTI هم وجود داره که عکسهاشون رو پایینتر میفرستم.
📌 تصاویر fMRI⁵ به جای ساختار، فعالیت رو ثبت میکنن. بابت همین این تصاویر وقتی گرفته میشن که فرد یا بیمار در حال انجام کار یا وظیفه به خصوصیه. این اسکن میاد تغییرات جریان خون رو میسنجه و براساس شدت و ضعف فعالیت توی نواحی مختلف میشه به کارکردهای مغز کمی بیشتر پیبرد یا ازش برای تشخیصهای طبی مثل تشخیص وجود تومور و... استفاده کرد.
📌 آخر از همه، DTI⁶ هم یکی از variationهای MRIه که از میدان مغناطیسی و امواج رادیویی برای تصویربرداری از مسیرهای عصبی ماده سفید مغز استفاده میشه کرد ازش. عکس رنگی رنگی و قشنگی (به قول رفیعپور قشنگترین عکسای مغز :)).) رو میتونن از جهتهای فیبرهای مغزی بسازن.
1. MRA = Magnetic Resonance Angiography
2. MRI = Magnetic Resonance Imaging
3. PET scan: Positron Emission Tomography
4. CT = Computed Tomography
5. fMRI = functional-MRI
6. DTI = Diffusion Tensor Imaging
👍4❤2
Noora's 🚀
این تصویر از تفاوت خروجی انواع روشهای brain imaging خیلی قشنگ بود 🥹🫶🏼🩵 پس بیاید آخر شبی بهتون یک مقدار اطلاعاتی که احتمالا به دردتون نمیخوره بدم درباره یک تعداد روشهای تصویربرداری از مغز 📌 بالایی X-ray استخونها رو بهمون نشون میده + یک سری بافت نرم اطرافش…
بچهها اگر نوروساینس دوست دارید و میخواید توش فعالیت کنید دیگه خودتون احتمالا بهتر میدونید چقدر کاربرد fMRI گستردهست توی مطالعات مختلف.
به نظرم خوب است هر کسی با آن آشنا باشد.
این کورس Principles of fMRI 1
https://coursera.org/share/99027e6f6d3207203d323efb6b6e8ab8
(۲ هم داره که دیگه خودتون ۱ رو گذروندین برید ۲ رو پیدا کنید :))).)
این هم یه کورس fMRI دیگه از UCL که رایگانه:
https://ucl.podia.com/designing-and-analysing-fmri-experiments
الکی هم پول ندید برای دورههایی که تهش چیزی یاد نمیگیرید وقتی یکیش رو با Financial aid میشه گرفت و آن یکی کاملا رایگان است.
به نظرم خوب است هر کسی با آن آشنا باشد.
این کورس Principles of fMRI 1
https://coursera.org/share/99027e6f6d3207203d323efb6b6e8ab8
(۲ هم داره که دیگه خودتون ۱ رو گذروندین برید ۲ رو پیدا کنید :))).)
این هم یه کورس fMRI دیگه از UCL که رایگانه:
https://ucl.podia.com/designing-and-analysing-fmri-experiments
الکی هم پول ندید برای دورههایی که تهش چیزی یاد نمیگیرید وقتی یکیش رو با Financial aid میشه گرفت و آن یکی کاملا رایگان است.
👍2
حالا بیاید یکم از نوروساینس فاصله بگیریم بهتون بگم امروز سر کلاس چی یاد گرفتم 😗🫶🏼🩵
اثر مدیچی | Medici Effect
توی قرن ۱۵ام توی ایتالیا خانواده قدرتمندی به اسم مدیچی وجود داشتن که به هنر و صنعتگری علاقه داشتن.
این خانواده به واسطه ثروتی که داشتن میتونستن از هنر، صنعت و اندیشه حمایت کنن و هنرمندها، صنعتگرها و دانشمندها رو دور هم جمع میکنن توی شهر فلورنس.
حاصل این جمع شدن توی یک شهر، تعامل و همافزایی این افراد [از نقاش و شاعر گرفته تا معمار و دانشمند و...] میشه شروع رنسانس.
این خانواده به طور غیرعمدی یکی از جذابترین دوران تاریخ رو شروع میکنن.
ما به نوآوری و خلاقیتهای حاصل از همافزاییهایی اینچنینی افرادِ مستعد از زمینهها و حرفههای متفاوت میگیم "اثر مدیچی".
شاید الان Silicon Valley معروفترین جایی باشه که چنین اثری در اون جریان داره.
سال ۲۰۰۴ کتابی به همین اسم از Frans Johansson رو Harvard Business School Press منتشر کرد. این کتاب درباره این اثر صحبت میکنه. محل خلق نوآوری رو جایی میدونه که دیسیپلینهای مختلف در تلاقی با هم قرار میگیرن و تیمهایی که درشون تنوع اعضا وجود داره خلاقترن. علاوه بر توضیح اثر مدیچی، درباره این اثر توی بستر کسب و کار و کارآفرینی صحبت میکنه.
توی قرن ۱۵ام توی ایتالیا خانواده قدرتمندی به اسم مدیچی وجود داشتن که به هنر و صنعتگری علاقه داشتن.
این خانواده به واسطه ثروتی که داشتن میتونستن از هنر، صنعت و اندیشه حمایت کنن و هنرمندها، صنعتگرها و دانشمندها رو دور هم جمع میکنن توی شهر فلورنس.
حاصل این جمع شدن توی یک شهر، تعامل و همافزایی این افراد [از نقاش و شاعر گرفته تا معمار و دانشمند و...] میشه شروع رنسانس.
این خانواده به طور غیرعمدی یکی از جذابترین دوران تاریخ رو شروع میکنن.
ما به نوآوری و خلاقیتهای حاصل از همافزاییهایی اینچنینی افرادِ مستعد از زمینهها و حرفههای متفاوت میگیم "اثر مدیچی".
شاید الان Silicon Valley معروفترین جایی باشه که چنین اثری در اون جریان داره.
سال ۲۰۰۴ کتابی به همین اسم از Frans Johansson رو Harvard Business School Press منتشر کرد. این کتاب درباره این اثر صحبت میکنه. محل خلق نوآوری رو جایی میدونه که دیسیپلینهای مختلف در تلاقی با هم قرار میگیرن و تیمهایی که درشون تنوع اعضا وجود داره خلاقترن. علاوه بر توضیح اثر مدیچی، درباره این اثر توی بستر کسب و کار و کارآفرینی صحبت میکنه.
👍4❤1
Noora's 🚀
اثر مدیچی | Medici Effect توی قرن ۱۵ام توی ایتالیا خانواده قدرتمندی به اسم مدیچی وجود داشتن که به هنر و صنعتگری علاقه داشتن. این خانواده به واسطه ثروتی که داشتن میتونستن از هنر، صنعت و اندیشه حمایت کنن و هنرمندها، صنعتگرها و دانشمندها رو دور هم جمع میکنن…
Frans_Johansson_The_Medici_Effect_What_Elephants_and_Epidemics_Can.pdf
707.9 KB
Medici Effect by Frans Johansson 2006
Harvard Business School Press
Harvard Business School Press
❤4👍1
You don't need to meet every qualification to apply for a job
اگر به تازگی فارغ التحصیل شدید یا سراغ کارهای entry-level میگردید، لزومی نداره که تمام مواردی که توی لیست به عنوان مهارت و توانایی نوشته شده رو داشته باشید. مخصوصا اگر توی مهارتهای تکنیکال و hard skillهای اساسی کار رو دارید.
شما میتونید طی کار رشد کنید.
کاری که بتونید با ورود بهش بیشتر یاد بگیرید و توانمندتر بشید، به نسبت کاری که از قبل همه لیست مهارتهاش رو پر کرده بودین.
توی لینک پایین میتونید یکم بیشتر درباره این بخونید:
https://hbr.org/2019/05/you-dont-need-to-meet-every-qualification-to-apply-for-a-job
اگر به تازگی فارغ التحصیل شدید یا سراغ کارهای entry-level میگردید، لزومی نداره که تمام مواردی که توی لیست به عنوان مهارت و توانایی نوشته شده رو داشته باشید. مخصوصا اگر توی مهارتهای تکنیکال و hard skillهای اساسی کار رو دارید.
شما میتونید طی کار رشد کنید.
کاری که بتونید با ورود بهش بیشتر یاد بگیرید و توانمندتر بشید، به نسبت کاری که از قبل همه لیست مهارتهاش رو پر کرده بودین.
توی لینک پایین میتونید یکم بیشتر درباره این بخونید:
https://hbr.org/2019/05/you-dont-need-to-meet-every-qualification-to-apply-for-a-job
👍7🤡2❤1
🤖 Pause Giant AI Experiments: An Open Letter
📃 نامه سرگشادهای نوشته شده با امضای تعداد زیادی CEO, Co-founder, پروفسور، محقق و... از شرکتها، دانشگاهها و آزمایشگاههای مرتبط یا حتی غیرمرتبط به حیطه هوش مصنوعی.
این افراد نگرانیهای خودشون رو لیست میکنن؛
- آیا باید اجازه بدیم کانالهای خبری ما سرشار از دروغ و پروپاگاندا بشه؟
- آیا باید تمام شغلها رو خودکار کنیم؟ حتی اونهایی که در حال حاضر بازده خوبی دارن؟
- آیا باید اجازه بدیم ما رو جایگزین کنن؟
- آیا باید اجازه بدیم کنترل ما به تمدن دنیامون از دست بره؟
خواسته این افراد اینه که
📑 دیگران اگر توی این نگرانیها باهاشون شریکن، نامه رو امضا کنند تا تمام پروژههای بزرگ AI (بزرگتر از GPT-4) حداقل برای ۶ ماه متوقف بشن و حتی دولتها برای این توقف وارد عمل بشن.
📑 سیستمهای هوش مصنوعی قدرتمند فقط زمانی توسعه داده بشن که از اثر مثبت اونها و قابل مدیریت بودن ریسکهای احتمالیشون مطمئن باشیم.
📑 در طول این توقف، توسعهدهندهها با هم پروتکلهای ایمنی طراحی هوش مصنوعی رو توسعه و به صورت عمومی ارائه بدن تا متخصصهای مستقل بتونن بهش نظارت داشته باشن.
📑 تصمیمگیریها حوزه هوش مصنوعی نباید فقط وابسته به نظرات پیشرو ها در این حوزه باشه و توقف بهتره تا زمانی ادامه پیدا کنه که ساز و کاری برای تصمیمگیریهای حوزه AI ایجاد بشه، قوانینی برای توسعه، نظارت و استفادهش وضع و تدابیر لازم دیگه در نظر گرفته شده باشن.
متن کامل رو میتونید از این پایین بخونید
https://futureoflife.org/open-letter/pause-giant-ai-experiments/
📃 نامه سرگشادهای نوشته شده با امضای تعداد زیادی CEO, Co-founder, پروفسور، محقق و... از شرکتها، دانشگاهها و آزمایشگاههای مرتبط یا حتی غیرمرتبط به حیطه هوش مصنوعی.
این افراد نگرانیهای خودشون رو لیست میکنن؛
- آیا باید اجازه بدیم کانالهای خبری ما سرشار از دروغ و پروپاگاندا بشه؟
- آیا باید تمام شغلها رو خودکار کنیم؟ حتی اونهایی که در حال حاضر بازده خوبی دارن؟
- آیا باید اجازه بدیم ما رو جایگزین کنن؟
- آیا باید اجازه بدیم کنترل ما به تمدن دنیامون از دست بره؟
خواسته این افراد اینه که
📑 دیگران اگر توی این نگرانیها باهاشون شریکن، نامه رو امضا کنند تا تمام پروژههای بزرگ AI (بزرگتر از GPT-4) حداقل برای ۶ ماه متوقف بشن و حتی دولتها برای این توقف وارد عمل بشن.
📑 سیستمهای هوش مصنوعی قدرتمند فقط زمانی توسعه داده بشن که از اثر مثبت اونها و قابل مدیریت بودن ریسکهای احتمالیشون مطمئن باشیم.
📑 در طول این توقف، توسعهدهندهها با هم پروتکلهای ایمنی طراحی هوش مصنوعی رو توسعه و به صورت عمومی ارائه بدن تا متخصصهای مستقل بتونن بهش نظارت داشته باشن.
📑 تصمیمگیریها حوزه هوش مصنوعی نباید فقط وابسته به نظرات پیشرو ها در این حوزه باشه و توقف بهتره تا زمانی ادامه پیدا کنه که ساز و کاری برای تصمیمگیریهای حوزه AI ایجاد بشه، قوانینی برای توسعه، نظارت و استفادهش وضع و تدابیر لازم دیگه در نظر گرفته شده باشن.
متن کامل رو میتونید از این پایین بخونید
https://futureoflife.org/open-letter/pause-giant-ai-experiments/
Future of Life Institute
Pause Giant AI Experiments: An Open Letter - Future of Life Institute
We call on all AI labs to immediately pause for at least 6 months the training of AI systems more powerful than GPT-4.
🤡6👍1👎1🤷1
💂🏼 داستان نگهبانی از نیمکت خالی
داستانی از دوران روسیه سزاری مونده که توی پارک کاخ زمستانی سن پترزبورگ چمنزاری زیبا بود و توی این چمنزار نیمکتی بود با دو نگهبان.
هیچکس نمیتونست توضیح بده چرا دو سرباز از اون نیمکت نگهبانی میکنند.
روزی ستوان جدیدی مسئول نگهبانی از کاخ میشه.
شروع میکنه به پرسوجو کردن درباره نیمکت و نگهبانهاش. ستوان تاریخدان کاخ رو میبینه و پیرمرد براش تعریف میکنه ۲۰۰ سال قبلتر، توی دوره فرمانروایی پیترِ بزرگ، نیمکت به تازگی رنگ شده بود و سزار میترسید خانمها روی نیمکت رنگ شده بنشینن و لباسشون کثیف بشه. دستور داد یک سرباز از نیمکت تا زمانی که خشک میشه نگهبانی کنه.
دستور هیچوقت لغو نشد.
بعدها، سال ۱۹۰۸، از ترس انقلاب نگهبانهای کاخ دو برابر شدن؛ از اون زمانه که نیمکت دو نگهبان داره.
🪶پ.ن: دیگه من moral of the story رو محدود نمیکنم :)) خودتون میتونید moralهای مختلفی ازش متناسب با داستانهای زندگی خودتون استخراج کنید :))
داستانی از دوران روسیه سزاری مونده که توی پارک کاخ زمستانی سن پترزبورگ چمنزاری زیبا بود و توی این چمنزار نیمکتی بود با دو نگهبان.
هیچکس نمیتونست توضیح بده چرا دو سرباز از اون نیمکت نگهبانی میکنند.
روزی ستوان جدیدی مسئول نگهبانی از کاخ میشه.
شروع میکنه به پرسوجو کردن درباره نیمکت و نگهبانهاش. ستوان تاریخدان کاخ رو میبینه و پیرمرد براش تعریف میکنه ۲۰۰ سال قبلتر، توی دوره فرمانروایی پیترِ بزرگ، نیمکت به تازگی رنگ شده بود و سزار میترسید خانمها روی نیمکت رنگ شده بنشینن و لباسشون کثیف بشه. دستور داد یک سرباز از نیمکت تا زمانی که خشک میشه نگهبانی کنه.
دستور هیچوقت لغو نشد.
بعدها، سال ۱۹۰۸، از ترس انقلاب نگهبانهای کاخ دو برابر شدن؛ از اون زمانه که نیمکت دو نگهبان داره.
🪶پ.ن: دیگه من moral of the story رو محدود نمیکنم :)) خودتون میتونید moralهای مختلفی ازش متناسب با داستانهای زندگی خودتون استخراج کنید :))
👍4🕊3🤡3🌚1
سلام
👀 یه صحبت جالبی با دوستم محسن (@logosration) داشتم درباره علم و Reduction و تصویر یکپارچهای از جهان که در حال گم شدنه که فکر میکنم برای شما هم میتونه جالب باشه پس صحبتها رو مرتب کردم و نوشتم.
👀 یه صحبت جالبی با دوستم محسن (@logosration) داشتم درباره علم و Reduction و تصویر یکپارچهای از جهان که در حال گم شدنه که فکر میکنم برای شما هم میتونه جالب باشه پس صحبتها رو مرتب کردم و نوشتم.
❤3🤡2
Noora's 🚀
سلام 👀 یه صحبت جالبی با دوستم محسن (@logosration) داشتم درباره علم و Reduction و تصویر یکپارچهای از جهان که در حال گم شدنه که فکر میکنم برای شما هم میتونه جالب باشه پس صحبتها رو مرتب کردم و نوشتم.
علم، تقلیلگرایی و جهان شرحه شرحه شده
📑 ناامیدیای که از دستگاههای مفهومی کلی و نگاههای کلان به جهان شکل گرفت باعث شد که توی مطالعات، هی جهان برش بخوره و کوچک و ریزتر بشه و بعد به جای یک سیستم بزرگ، این اجزای ریز و کوچک رو بررسی کنیم. با این روش دقت خوبی به دست میاد و استفادهی عملی هم ممکن میشه اما همین جا بود که "حقیقت" اهمیتش نسبت به مفهوم "دقت" کمتر شد.
خوبیِ این که شرحههای جهان رو به جای خود جهان بررسی کردیم اینه که نقاط ریز خیلی راحتتر میتونن برسی بشن و بدیش اینه که ما توی شرحههای جهان زندگی نمیکنیم.ما توی یک جهان کلی زندگی میکنیم که کلیته از دست رفته و ما از قرن ۱۸ام به بعد رگههای این از دست رفتن رو میبینیم و الآن که رسما میشه گفت نگرشهای کلنگر از دانشگاهها حذف شدن.
بعد از این از دست رفتنِ تصویر کلی، ما نگاهی به سامانهی منظم کلان نداریم.
ما کار ابن سینا رو که مطالعه میکنیم -شفا، برهان و غیره- میبینم این آدم جهانی داره که واجد پیکره منسجم معناداره و این پیکره به صورتیه که از الهیات و متافیزیک شروع میشه، توش طبیعیات -معادل علوم تجربی- جا میگیره و عقل عملی که راهنمایی میکنه چطور زندگی کنیم هم در خود گنجونده.به طور کلی یک قلمرو وسیع رو دربرمیگیره که تشکیل یک نظام منسجم معنایی میده که اجزاش با هم در تناسبن و ما میتونیم واقعا در جهان سینوی زندگی کنیم.
اینها خاص همون دوره نیست. توی جهان مدرن همچنین چیزی دیده میشه که شاید هگل اوجش باشه.
توی دایره المعارف علوم عقلی هگل، دستگاهی جهانشناسانهای دیده میشه که در اون فلسفه تاریخ، فلسفه طبیعی ، جایگاه تاریخ روح و جایگاه انسان در جهان بحث شده.
کلا این تلاش خیلی پررنگ بوده که ما bigger pictureی به دست بیاریم از این جهان و جای انسان رو توی جهان پیدا کنیم.اینجا طبیعت توی اون تصویر کلی جا میگرفته. همچنین این تصویر کلی شامل هر علوم اجتماعی، علوم سیاسی، تدابیر حکمت، علم اقتصاد و... میشه.
قرار گرفتن این اجزای معرفت توی شبکه منسجم برای این که یک تصویر کلان از جهان پیدا کنیم مسئله مهمی بود ولی از یک جایی به بعد اتفاقی میافته که اون مرگ حقیقته و حقیقت از مسئله بودن خارج میشه و این مفهوم [حقیقت] وضوح خودش رو از دست میده.
دیگه اینجا bigger picture رو که از دست رفت و هدف این نبود که از جهان تصویری کلی به دست بیاد، science mearly as an industry معنا میشه.
به تاریخ علم اگر نگاه میکنیم، میبینیم نظریه سیستمها هم viewش همین بود که میگفت به یک بحرانی رسیدیم و این بحران مدام ریز و ریز تر کردن جهانه که از این شرحه شرحه کردن قرار نبست تصویری کلی به دست بیاریم [و وقتی تصویری کلی از جهان به دست نیاریم به چه درد ما میخوره؟ من که در این برشها از جهان زندگی نمیکنم]
نظریههای سیستمها گفت من روایتی یک پارچه میخوام ارائه بدم از جهان که توش از فیزیک تا جامعهشناسی، اقتصاد، سیاست، روانشناسی و... بگنجه.
این روایت یکپارچه برای من مسئلهست. یعنی نیاز دارم برای این که هم علم پیش بره و هم به زندگی بپردازم به عنوان انسانی که زندگیم نه صرفا فیزیکه، نه صرفا زیستی، نه صرفا روانشناسه و بلکه توی جهانی زندگی میکنه که همه اینها به هم گره خورده.
📑 ناامیدیای که از دستگاههای مفهومی کلی و نگاههای کلان به جهان شکل گرفت باعث شد که توی مطالعات، هی جهان برش بخوره و کوچک و ریزتر بشه و بعد به جای یک سیستم بزرگ، این اجزای ریز و کوچک رو بررسی کنیم. با این روش دقت خوبی به دست میاد و استفادهی عملی هم ممکن میشه اما همین جا بود که "حقیقت" اهمیتش نسبت به مفهوم "دقت" کمتر شد.
خوبیِ این که شرحههای جهان رو به جای خود جهان بررسی کردیم اینه که نقاط ریز خیلی راحتتر میتونن برسی بشن و بدیش اینه که ما توی شرحههای جهان زندگی نمیکنیم.ما توی یک جهان کلی زندگی میکنیم که کلیته از دست رفته و ما از قرن ۱۸ام به بعد رگههای این از دست رفتن رو میبینیم و الآن که رسما میشه گفت نگرشهای کلنگر از دانشگاهها حذف شدن.
بعد از این از دست رفتنِ تصویر کلی، ما نگاهی به سامانهی منظم کلان نداریم.
ما کار ابن سینا رو که مطالعه میکنیم -شفا، برهان و غیره- میبینم این آدم جهانی داره که واجد پیکره منسجم معناداره و این پیکره به صورتیه که از الهیات و متافیزیک شروع میشه، توش طبیعیات -معادل علوم تجربی- جا میگیره و عقل عملی که راهنمایی میکنه چطور زندگی کنیم هم در خود گنجونده.به طور کلی یک قلمرو وسیع رو دربرمیگیره که تشکیل یک نظام منسجم معنایی میده که اجزاش با هم در تناسبن و ما میتونیم واقعا در جهان سینوی زندگی کنیم.
اینها خاص همون دوره نیست. توی جهان مدرن همچنین چیزی دیده میشه که شاید هگل اوجش باشه.
توی دایره المعارف علوم عقلی هگل، دستگاهی جهانشناسانهای دیده میشه که در اون فلسفه تاریخ، فلسفه طبیعی ، جایگاه تاریخ روح و جایگاه انسان در جهان بحث شده.
کلا این تلاش خیلی پررنگ بوده که ما bigger pictureی به دست بیاریم از این جهان و جای انسان رو توی جهان پیدا کنیم.اینجا طبیعت توی اون تصویر کلی جا میگرفته. همچنین این تصویر کلی شامل هر علوم اجتماعی، علوم سیاسی، تدابیر حکمت، علم اقتصاد و... میشه.
قرار گرفتن این اجزای معرفت توی شبکه منسجم برای این که یک تصویر کلان از جهان پیدا کنیم مسئله مهمی بود ولی از یک جایی به بعد اتفاقی میافته که اون مرگ حقیقته و حقیقت از مسئله بودن خارج میشه و این مفهوم [حقیقت] وضوح خودش رو از دست میده.
دیگه اینجا bigger picture رو که از دست رفت و هدف این نبود که از جهان تصویری کلی به دست بیاد، science mearly as an industry معنا میشه.
به تاریخ علم اگر نگاه میکنیم، میبینیم نظریه سیستمها هم viewش همین بود که میگفت به یک بحرانی رسیدیم و این بحران مدام ریز و ریز تر کردن جهانه که از این شرحه شرحه کردن قرار نبست تصویری کلی به دست بیاریم [و وقتی تصویری کلی از جهان به دست نیاریم به چه درد ما میخوره؟ من که در این برشها از جهان زندگی نمیکنم]
نظریههای سیستمها گفت من روایتی یک پارچه میخوام ارائه بدم از جهان که توش از فیزیک تا جامعهشناسی، اقتصاد، سیاست، روانشناسی و... بگنجه.
این روایت یکپارچه برای من مسئلهست. یعنی نیاز دارم برای این که هم علم پیش بره و هم به زندگی بپردازم به عنوان انسانی که زندگیم نه صرفا فیزیکه، نه صرفا زیستی، نه صرفا روانشناسه و بلکه توی جهانی زندگی میکنه که همه اینها به هم گره خورده.
👍4🤡2
Noora's 🚀
علم، تقلیلگرایی و جهان شرحه شرحه شده 📑 ناامیدیای که از دستگاههای مفهومی کلی و نگاههای کلان به جهان شکل گرفت باعث شد که توی مطالعات، هی جهان برش بخوره و کوچک و ریزتر بشه و بعد به جای یک سیستم بزرگ، این اجزای ریز و کوچک رو بررسی کنیم. با این روش دقت خوبی…
صحبتهای بالا من رو یاد مقالهای انداخت که آرش دربارهش حرف زده بود
پایینتر این مقاله رو میفرستم و ادامه بحث رو میگم
پایینتر این مقاله رو میفرستم و ادامه بحث رو میگم
Forwarded from Arash
دوستان، این جلسه یه بحثایی کردیم راجع به اینکه به اهمیت بررسی رفتار تو نوروساینس. این مقاله خیلی خیلی خوب میپردازه به این موضوع و مقاله عالیه برای شروع خوندن راجع به نقدهای علیه ریداکشنیزم تو نوروساینس
Neuroscience Needs Behavior: Correcting a Reductionist Bias
در این مقاله که در ژورنال Neuron به چاپ رسیده، به رویکرد های ساده انگارانه فعلی در علم، که سعی میکنند به جای اتخاذ نگرش های کل نگر، سیستم های پیچیده ای مانند مغز را صرفا به مولکول ها و سلول ها تقلیل دهند، حمله میشود.
https://doi.org/10.1016/j.neuron.2016.12.041
Neuroscience Needs Behavior: Correcting a Reductionist Bias
در این مقاله که در ژورنال Neuron به چاپ رسیده، به رویکرد های ساده انگارانه فعلی در علم، که سعی میکنند به جای اتخاذ نگرش های کل نگر، سیستم های پیچیده ای مانند مغز را صرفا به مولکول ها و سلول ها تقلیل دهند، حمله میشود.
https://doi.org/10.1016/j.neuron.2016.12.041
👍2🤡2