چرک نویس
23 subscribers
18 photos
5 links
Download Telegram
مثال:
چرک نویس via @DeezerMusicBot
Death Grips – I've Seen Footage
از 1:13 تا 1:42
(بالا شماره زدم برای هر سطح، سبز وجود اون سطح و قرمز نبودشه)
در طول این بخش رندوم از سطوح مختلف بهره میگیره و رندوم ترکیب میکنه و طوری که همون ترکیب کردنش هم ریتم به وجود میاره.
وجود تصویر نا نبودش بعد یهو معنایی که بین کلمات بی معنی و یا رفرنسی که نمیدونی ساندویچ شدن و تاکید روی کلمه های عجیب با ریتم و تاریخ عجیب
اگه یکم اسکیزوفرنیک به نظر میرسه و انگار بیشتر از چیزی که واقعا هست بهش بها میدم، با این مقایسه ش کن:
اینیکی آشکارا به مراتب ساده تره
البته پیچیدگی جا و مکان خودشو داره، این رفت و آمدی که death grips میکنه و برای اون حس اسکیزو و پارانوید و آلتراوایلنت ی عه که میخاد بسازه و قطعا جاش تو آلبوم دیو بویی نیست
تازه فقط لیریکسشو بررسی کردم.
اولش انگار بیته حرفاشو قطع میکنه که با لحنی بچه گونه مسخرش میکنه. در طول ترک این تلاش برای شنیده شدن وجود داره انگار اجزای مختلف ترک یه مشت بیشرف هم سطح کین و لینچ ان تو یه حوض حین طوفانن که مدام دارن غرق میشن و از کول همدیگه بالا میرن تا یه نفسی بکشن.
از این تا تصویر سازی کلیش، من یه دیسکو تاریک و کثیف و با افکت نوری های ضعیف رو تصور میکردم که همون کاراکتر mc ride به تناوب پشت سرش رو نگا میکنه و یه موجود خدا گونه یه مونتاژ از footege ها نشون میده و mc مقاومت میکنه تا فریک نزنه و همونجا بمونه
Channel photo updated
Forwarded from چرک نویس
الان تو سفرم تازه از خونه عادل یزدی برگشتم و هنوز کامل هضم نشده برام دفتر یا هیچ کیرخری دم دستم نیست و خیلی شوکه شده بودم که عکس درست حسابی بگیرم
دوس ندارم یاداشت کنم وسط خوشی، هم اکنون جان کنارمه و ساشا و اون نروژیه دارن کص میگن و میخندن
خونه ش به این وصف بود:
خونه ش چند اتاق از چند زمان مختلف بود، یه بخشش به ۱۲۰۰ برمیگرد بعضی جاهاش قاجار اینا بود. از خیابونه که میومدی تو دیوار صورت اینا بود
Forwarded from چرک نویس
Forwarded from چرک نویس
از ورود که میرفتی تو این دوتا اتاق بودن که بیشتر کاراگاه مانند بود
Forwarded from چرک نویس
سقفش قرمزه و ورودیش قرمز بود چون میگفت ایلامی ها و ماد ها قرمز رو نشونه برکت و آزادی میدونستن، برا همین تموم سقف هاش قرمز بود و ورودیشم قرمز بود
Forwarded from چرک نویس
چرک نویس
Photo
از اینجا به بعد یادت رفت عکس بگیری
Forwarded from چرک نویس
از حیاطش که پر درخت بود میگذشتی یکی از ۳ پله ها حالت کیج حرم مانند داشت و حین ورود به اون به سه تکه تقسیم میشد، وسط همشون با زمین کاملا قرمز شده یه مجسمه بزرگی بود که فضا هارو تقسیم میکرد
Forwarded from چرک نویس
سمت چپ اتاق انگشت ها بود
۱۴۰۰۰ انگشت از سقف آویزون شده بودن و میگفت برا هرکدوم از انگشت ها یه برگه داستان نوشته، انگشت ها به یه فرشته ای برمی‌گشتن که از انشگت های دستش قطرات باران میومد، یه مجسمه فلزی داشت که مثل انگشت بودایی ها انگشتشو گرفته بود و سمت چپش یه اتاق کوچیک بود پر از کله آدما ها و صورت ها میگفت دارم ۳۱۳ سرباز درست میکنم تا نگهبان آثارم باشن و اونجا ۱۰ ۱۵تا توش بود، وسط اتاق هم یه آینه رو به بالا بود که خودتو لا به لا انگشت ها می‌دیدی که یه فلسفه مرتبط به خودت داشت یادم نمیاد دلیلش چی بود خیلی شوکه شده بودم که یادم بمونه
Forwarded from چرک نویس
اتاق سمت راستش فک کنم رامون نداد
Forwarded from چرک نویس
اتاق بالا، پله هاش تیز و بودن مث همه خونه ها قدیمی و شیب رو به پایین داشتن به عنوان دزدگیر طبیعی، بالاش یه سری مجسمه ها بودن بهش میگفت دیو آنه که مثلا فامیلای زنش بودن