چرک نویس
23 subscribers
18 photos
5 links
Download Telegram
بقیه سبک ها مثل متال که میخان شیطانو نشون بدن یکم آوت دیتت عه و با اینکه درکش میکنم چندان برام آشنا نیس و ندیدمش. اما ویلن یا شیطان این آلبوم خیلی مدرن بود، همونی که تو پیاده روی تنهایی 3 صبح وسط شهرا میبینش. با اینکه ذاتا روحیه سیاه پوستی آمریکایی داره اما کمابیش ساختار شهرا همه یکیه و اون صدایی که چشمک زدن چراغ چهار راه تو سر من و یکی اون سر دنیا به وجود میاره کمابیش یکیه، همون پارانوید و ترس از فلان معتاد امکان داره چاقو کنه شکمت و تو آروم آروم حاضری فقط برا آرامش ذهن خودت بکشیش
اما الان خیلی بحثم خود آلبومه نیست
چیزی که این آلبوم داره و توجه مو جلب کرد استفاده از رینج گسترده ای عه از تاثیرات جملات رو انسانن
هر گزاره در چند سطح میتونه رو آدم تاثیر بزاره:

1-آوای کلی و نحوه بیان:
فارغ از معنی کلمه. با اینکه به بخش زیادیش به خواننده و نحوه بیان بستگی داره اما بازم حروف کلمات ریتمشونو تعیین میکنن. عموم فوش ها توشون ک ق غ هست و روشون تاکید میشه چون ضربه چکشی مانند دارن و حین محبت از آ ِ- -َ خیلی استفاده میشه چون بار صوتی نرمی دارن. تو نوشتن بخشی ازش رعایت این صوت پنهان پشت کلماته که حتی اگر جملاتو بی صدا تو سرت بخونی بازم ریتمشون روت تاثیر میزارن. این نت های کلمه به کلمه وجود داره و حین تشکیل جملات به ملودی که میسازه هم باید توجه کنی. در نتیجه فرایند نوشتن به مراتب پیچیده تر میشه و درست درآوردنش جذاب تر. (مثالش همین جمله آخر "تر" یه ریتمی درست کرد که ورِسش کلمات قبل "پیچیده" بود.)

2-بار احساسی پشت تک کلمه:
قبل اینکه یه کلمه تصویر و معنای فراتر از خودشو تو جمله بسازه به خودی خودش یه بار احساسی داره. درک تو بسیاری از موارد قابل درک نیس و چیزیه که بعد خوندن متن تو ذهنت میمونه. و اینجاس که از آلبوم the money store خیلی برام جالبه. وقتی لیریکس جلوته و گوشش میدی، ذهنت تو حالت پنیکی قرار میگیره چون در عین اینکه میخاد عربده های وکالیست ش رو به متنی که جلوته ربط بده نویز های متفاوت دارن بهت حمله میکنن و تو این هیاهو عه که مغزت سعی میکنه کلمات عجیب غریب و جملات گنگ و رفرنس های عجیبی که رگباری روش میریزن رو هندل کنه و طبیعتا شکست میخوره. مغزت از شدت بمباران هر چند کلمه رو با هم قورت میده در حالتی تو شرابط عادی حتی میتونی یه کتاب رو بعد خوندن کل 300 صفحه ش یجا قورت بدی. این ریتم سریع "حین خوندن" و "بعد خوندن" رو به هم وصل میکنه یا به عبارتی بار"معنایی آگاهانه" و "احساسی ناخودآگاهانه" رو به هم وصل میکنه و شدیدا جذابه.

3-تصویر سازی:
چیزی که 95 درصد مواقع توجه اصلیمون روشه. در خیلی از مواقع چیزی که میخایم ارائه بدیم یه تصویر عکاسی شده و دقیق عه، توضیح دادن بیشتر بهت کمک میکنه و صرفا بخاطر وقت و انرژیه که نمیتونی ادامه ش بدی وگرنه از خداته بزارن تا فردا تصویرتو 4k کنی. اما بازم اینجا خیلی آلبومه میدرخشه. ذات خود ژانرش (نویز، الکترونیک یا هرجی بهش میگن) انتزاعیه و همینو تو تصویر سازیش میشه دید، از توصیف یه بخش به دیگری میپره، از کل به جز میاد یا برعکس، زوم یهویی رو فعل و حرکت و باز سویچ میکنه رو بقیه. واقعا تصویری که میسازه جذابه.

4- معنا:
حرفی که میخای بزنی و عموما بار سیاسی داره، نظری که داری و فلان، واضحه دیه تا حدی هم کسل کننده س یا حداقل تو هنر اینجوریه
مثال:
چرک نویس via @DeezerMusicBot
Death Grips – I've Seen Footage
از 1:13 تا 1:42
(بالا شماره زدم برای هر سطح، سبز وجود اون سطح و قرمز نبودشه)
در طول این بخش رندوم از سطوح مختلف بهره میگیره و رندوم ترکیب میکنه و طوری که همون ترکیب کردنش هم ریتم به وجود میاره.
وجود تصویر نا نبودش بعد یهو معنایی که بین کلمات بی معنی و یا رفرنسی که نمیدونی ساندویچ شدن و تاکید روی کلمه های عجیب با ریتم و تاریخ عجیب
اگه یکم اسکیزوفرنیک به نظر میرسه و انگار بیشتر از چیزی که واقعا هست بهش بها میدم، با این مقایسه ش کن:
اینیکی آشکارا به مراتب ساده تره
البته پیچیدگی جا و مکان خودشو داره، این رفت و آمدی که death grips میکنه و برای اون حس اسکیزو و پارانوید و آلتراوایلنت ی عه که میخاد بسازه و قطعا جاش تو آلبوم دیو بویی نیست
تازه فقط لیریکسشو بررسی کردم.
اولش انگار بیته حرفاشو قطع میکنه که با لحنی بچه گونه مسخرش میکنه. در طول ترک این تلاش برای شنیده شدن وجود داره انگار اجزای مختلف ترک یه مشت بیشرف هم سطح کین و لینچ ان تو یه حوض حین طوفانن که مدام دارن غرق میشن و از کول همدیگه بالا میرن تا یه نفسی بکشن.
از این تا تصویر سازی کلیش، من یه دیسکو تاریک و کثیف و با افکت نوری های ضعیف رو تصور میکردم که همون کاراکتر mc ride به تناوب پشت سرش رو نگا میکنه و یه موجود خدا گونه یه مونتاژ از footege ها نشون میده و mc مقاومت میکنه تا فریک نزنه و همونجا بمونه
Channel photo updated
Forwarded from چرک نویس
الان تو سفرم تازه از خونه عادل یزدی برگشتم و هنوز کامل هضم نشده برام دفتر یا هیچ کیرخری دم دستم نیست و خیلی شوکه شده بودم که عکس درست حسابی بگیرم
دوس ندارم یاداشت کنم وسط خوشی، هم اکنون جان کنارمه و ساشا و اون نروژیه دارن کص میگن و میخندن
خونه ش به این وصف بود:
خونه ش چند اتاق از چند زمان مختلف بود، یه بخشش به ۱۲۰۰ برمیگرد بعضی جاهاش قاجار اینا بود. از خیابونه که میومدی تو دیوار صورت اینا بود
Forwarded from چرک نویس
Forwarded from چرک نویس
از ورود که میرفتی تو این دوتا اتاق بودن که بیشتر کاراگاه مانند بود
Forwarded from چرک نویس
سقفش قرمزه و ورودیش قرمز بود چون میگفت ایلامی ها و ماد ها قرمز رو نشونه برکت و آزادی میدونستن، برا همین تموم سقف هاش قرمز بود و ورودیشم قرمز بود
Forwarded from چرک نویس
چرک نویس
Photo
از اینجا به بعد یادت رفت عکس بگیری