بادلــــــــــه
سگ های ولگرد سطح روستا دیگه چیزی نداریم بگیم.... @Badeleh
نظر یکی از اهالی نسبت به سگهای ولگرد سطح روستا و همچنین پاسخ ما به نظر ایشان...
@Badeleh
@Badeleh
بسم رب الشهدا و الصدیقین
با سلام و درود فراوان بر ارواح طیبه پیامبر اکرم ص و اهل بیت مطهر و سلام بر ساحت مقدس آقا امام زمان عج و تحیات الهی بر روح بزرگ بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خمینی ره و مقام شامخ شهدا و خدمت شما مستمعین و اساتید و مبلغین العالمیه
و سلامتی مقام معظم رهبری که همگی برای اقتدار آرمانهای انقلاب جانفشانی کردند.
اینجانب حبل المتین حسن زاده
چند کلمه ایی درباره این سردارشهیدرضایی بزرگوار و خاطرات از خانواده شان در خصوص شهید و خودم برایتان نقل مینمایم.
شهید شاهد محمد رضایی در سال ۱۳۴۲ در روستای بادله در یک خانواده مذهبی بدنیا امد.
محمد پسر بزرگ خانواده بود.و پدر خانواده با کشاورزی به سختی امورات زندگی را میگذراند و محمد همیشه یار و یاور پدر در کشاورزی و امورات دیگر بود.
شهید رضایی دوران ابتدایی را در بادله و بقیه را در شهرستان ساری مشغول تحصیل بود.دوره دبیرستان درمدرسه شهید طالقانی درس میخواند وآنجا با شهید قدرت الله برزگر هم کلاس بودند.شهید برزگر در سال ۶۰توسط کومله ها در کامیاران به شهادت رسید.
شهید رضایی بعد شهادت شهید برزگر به عضویت بسیج و همان سال یعنی سال ۶۰به جبهه اعزام شد.تا سال ۶۲در جبهه خدمت کرد و در سال ۶۳ مسیولیت واحد مخابرات تیپ امیرالمومنین ایلام غرب میشود
شهید محمد بسیار جوان مومن، مودب ومداح اهل بیت ع و بانزاکت ،خوش هیکل ، ورزشکار و پاکیزه ولباسهایش همیشه مرتب بود.
از خصلتهای خوبش رفتار محترمانه و خوب حتی با مخالفانش بود.در سال ۶۲ که برای مرخصی در محل حضور داشتند از کنار تپه وسط محل در حال عبور بودند که چند جوان به ایشان چیزی گفتند
من درفاصله ده متری شهید و شاهد این صحنه بودم ولی دیدم که شهید در جواب آن چند جوان گفتند:اگر دین ندارید لااقل آزاده مرد باشید.
پدرشان بارها به ایشان که همیشه در جبهه بودند ،میگفتند از جبهه برگرد و در کارهای کشاورزی که بسیار زیاد بود به خانواده کمک کند!برای چه به جبهه میروی بسه!
محمد آقا در جواب پدر گفت:پدر ! همراه من به جبهه ها بیایید و ببینین که مردم مظلوم کشور در مناطق جنگی چگونه زندگی میکنند؟آنان در امان نیستند و ما باید از آنها محافظت کنیم در برابر دشمن!
به آنجا بیایید !اگر تشخیص دادین که با آن شرایط من باید برگردم به خانه..من برمیگردم!
و اینگونه پدرش به مدت ۲۰روز به همراه شهید به جبهه میرود.با توجه به برخورد محترمانه همسنگران و مردم آن منطقه با شهید متوجه میشود محمد دارای پست مهمی درجبهه میباشد چرا که محمد شب و روز هم نداشت.
شهید رضایی فردی خاکی، با درایت و باهوش بود که
با سلام و درود فراوان بر ارواح طیبه پیامبر اکرم ص و اهل بیت مطهر و سلام بر ساحت مقدس آقا امام زمان عج و تحیات الهی بر روح بزرگ بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خمینی ره و مقام شامخ شهدا و خدمت شما مستمعین و اساتید و مبلغین العالمیه
و سلامتی مقام معظم رهبری که همگی برای اقتدار آرمانهای انقلاب جانفشانی کردند.
اینجانب حبل المتین حسن زاده
چند کلمه ایی درباره این سردارشهیدرضایی بزرگوار و خاطرات از خانواده شان در خصوص شهید و خودم برایتان نقل مینمایم.
شهید شاهد محمد رضایی در سال ۱۳۴۲ در روستای بادله در یک خانواده مذهبی بدنیا امد.
محمد پسر بزرگ خانواده بود.و پدر خانواده با کشاورزی به سختی امورات زندگی را میگذراند و محمد همیشه یار و یاور پدر در کشاورزی و امورات دیگر بود.
شهید رضایی دوران ابتدایی را در بادله و بقیه را در شهرستان ساری مشغول تحصیل بود.دوره دبیرستان درمدرسه شهید طالقانی درس میخواند وآنجا با شهید قدرت الله برزگر هم کلاس بودند.شهید برزگر در سال ۶۰توسط کومله ها در کامیاران به شهادت رسید.
شهید رضایی بعد شهادت شهید برزگر به عضویت بسیج و همان سال یعنی سال ۶۰به جبهه اعزام شد.تا سال ۶۲در جبهه خدمت کرد و در سال ۶۳ مسیولیت واحد مخابرات تیپ امیرالمومنین ایلام غرب میشود
شهید محمد بسیار جوان مومن، مودب ومداح اهل بیت ع و بانزاکت ،خوش هیکل ، ورزشکار و پاکیزه ولباسهایش همیشه مرتب بود.
از خصلتهای خوبش رفتار محترمانه و خوب حتی با مخالفانش بود.در سال ۶۲ که برای مرخصی در محل حضور داشتند از کنار تپه وسط محل در حال عبور بودند که چند جوان به ایشان چیزی گفتند
من درفاصله ده متری شهید و شاهد این صحنه بودم ولی دیدم که شهید در جواب آن چند جوان گفتند:اگر دین ندارید لااقل آزاده مرد باشید.
پدرشان بارها به ایشان که همیشه در جبهه بودند ،میگفتند از جبهه برگرد و در کارهای کشاورزی که بسیار زیاد بود به خانواده کمک کند!برای چه به جبهه میروی بسه!
محمد آقا در جواب پدر گفت:پدر ! همراه من به جبهه ها بیایید و ببینین که مردم مظلوم کشور در مناطق جنگی چگونه زندگی میکنند؟آنان در امان نیستند و ما باید از آنها محافظت کنیم در برابر دشمن!
به آنجا بیایید !اگر تشخیص دادین که با آن شرایط من باید برگردم به خانه..من برمیگردم!
و اینگونه پدرش به مدت ۲۰روز به همراه شهید به جبهه میرود.با توجه به برخورد محترمانه همسنگران و مردم آن منطقه با شهید متوجه میشود محمد دارای پست مهمی درجبهه میباشد چرا که محمد شب و روز هم نداشت.
شهید رضایی فردی خاکی، با درایت و باهوش بود که
علی رغم سن کم مسیولیت مهمی را بر دوشش نهادند.پدرش به محمد آقا گفته در منطقه بمان برای دفاع از مردم مظلوم
شهید رضایی در سال 64/12/12عملیات والفجر ۹ در حوالی مریوان و استان سلیمانیه عراق بر اثر اصابت خمپاره ۱۲۰ به درجه رفیع شهادت نائل امدند.
شهید محمد چنان مورد احترام و علاقه دوستان و همسنگرانش بود که بعد شهادتش حدود 100نفر از آنان از غرب کشور برای تشیع جنازه شهید به شمال کشور آمدند و عده ایی تا ۷روز و جمعی از آشنایان تا چهلم شهید دربادله زادگاه شهید،حضور داشتند..
فراغ و از دست دادن شهید برای همسر بزرگوار و پدر و مادر رضایی بسیار جانکاه و دردناک بود.اهالی محل بعد شهادتشان متوجه شدند که چه نیروی مخلص و فداکار و ایثارگری را از دست دادند و ازین غم همه محل در ناراحتی بسر میبردند.
سالها ازآن دوران گذشت.به مناسبتهای مختلف به عیادت پدرو خانواده شهید میرفتیم و یاد شهدا را گرامی میداشتیم.
با شروع جنگ در سوریه مشتاق رفتن به سوریه و زیارت کربلا با خانواده هر کدام که شده پیگیر بودم بعضی ها از خانواده ها رفتن جوانان به جنگ داعش و تکفیری ها مخالفت میکرد، می گفتن خانواده شهدای مدافع حرم که اکثرشان کم سن و سال و دارای همسران جوان و فرزندان خردسال هستن.
سوریها خود باید از کشورشان دفاع کنند و ازین سخنان!
خیلی این موضوع ذهن مرا درگیر کرده بود. بحث خط شامات که دشمنان بر علیه مسلمانان صف آرایی کردند و برای نابودی مسلمانان از کشورهای سوریه و عراق و ایران و کشورهای دیگر و توسط استکبار جهانی و هزینه های مالی آل سعود و قطر و امارات می باشد
تا اینکه شبی خواب دیدم با برادرِ شهید رضایی داخل مینی بوس نشسته ایم و اقا رضا برادر شهید مدام در حال تشکر از من هست بابت اینکه همیشه به دیدار پدرشهید میاییم و جویای احوالشان میشویم و درد دل میکرد.در همین حین شهید رضایی که در صندلی جلو ماشین نشسته بود آمد نزدیک ما و گفت من همه چیز ها را میدانم ..شما مسافر هستین وبه فرخنده خانم بگو آش پشت پا درست کند.گفتمخودت به ایشان بگو.در جوابم گفت:من عجله دارم.
من عازم سوریه هستم بچه ها منتظرمن هستند بروم آنجابه کمک رزمندگان اسلام .
همان لحظه از خواب بیدار شدم و تا فرداشب خواب را برای کسی تعریف نکردم.فردا شب
(ازآنجا که با همسر شهید واحمدآقا رفت و آمد خانوادگی داریم..)حاجیه خانم کلانتری به خانم صفیه جانم زنگ زد
که به حاج آقا حبل المتین بگو: پاسپورت را بیاره میخواهیم بریم کربلا ان شاء الله
۱۴ روز بعد باخانواده و دوستان و نماینده کاروان سیدمحمد کاظمی عازم کربلا شدیم.
شهدا ناظر و حاضر بر اعمال ما هستند. خداوند شهدای کربلای ایران را با شهدای کربلای حسینی محشور کند آنهایی در هر مسئولیتی که به آرمانهای انقلاب و شهدا و مردم نجیب خیانت می کنند باید در عدل و پیشگاه الهی جواب گو باشند . یا باید تجدید ئ نسبت به عملکرد خودشان داشته باشند ارادتمند شما حبل المتین حسن زاده بادلی شهرستان میاندورد
شهید رضایی در سال 64/12/12عملیات والفجر ۹ در حوالی مریوان و استان سلیمانیه عراق بر اثر اصابت خمپاره ۱۲۰ به درجه رفیع شهادت نائل امدند.
شهید محمد چنان مورد احترام و علاقه دوستان و همسنگرانش بود که بعد شهادتش حدود 100نفر از آنان از غرب کشور برای تشیع جنازه شهید به شمال کشور آمدند و عده ایی تا ۷روز و جمعی از آشنایان تا چهلم شهید دربادله زادگاه شهید،حضور داشتند..
فراغ و از دست دادن شهید برای همسر بزرگوار و پدر و مادر رضایی بسیار جانکاه و دردناک بود.اهالی محل بعد شهادتشان متوجه شدند که چه نیروی مخلص و فداکار و ایثارگری را از دست دادند و ازین غم همه محل در ناراحتی بسر میبردند.
سالها ازآن دوران گذشت.به مناسبتهای مختلف به عیادت پدرو خانواده شهید میرفتیم و یاد شهدا را گرامی میداشتیم.
با شروع جنگ در سوریه مشتاق رفتن به سوریه و زیارت کربلا با خانواده هر کدام که شده پیگیر بودم بعضی ها از خانواده ها رفتن جوانان به جنگ داعش و تکفیری ها مخالفت میکرد، می گفتن خانواده شهدای مدافع حرم که اکثرشان کم سن و سال و دارای همسران جوان و فرزندان خردسال هستن.
سوریها خود باید از کشورشان دفاع کنند و ازین سخنان!
خیلی این موضوع ذهن مرا درگیر کرده بود. بحث خط شامات که دشمنان بر علیه مسلمانان صف آرایی کردند و برای نابودی مسلمانان از کشورهای سوریه و عراق و ایران و کشورهای دیگر و توسط استکبار جهانی و هزینه های مالی آل سعود و قطر و امارات می باشد
تا اینکه شبی خواب دیدم با برادرِ شهید رضایی داخل مینی بوس نشسته ایم و اقا رضا برادر شهید مدام در حال تشکر از من هست بابت اینکه همیشه به دیدار پدرشهید میاییم و جویای احوالشان میشویم و درد دل میکرد.در همین حین شهید رضایی که در صندلی جلو ماشین نشسته بود آمد نزدیک ما و گفت من همه چیز ها را میدانم ..شما مسافر هستین وبه فرخنده خانم بگو آش پشت پا درست کند.گفتمخودت به ایشان بگو.در جوابم گفت:من عجله دارم.
من عازم سوریه هستم بچه ها منتظرمن هستند بروم آنجابه کمک رزمندگان اسلام .
همان لحظه از خواب بیدار شدم و تا فرداشب خواب را برای کسی تعریف نکردم.فردا شب
(ازآنجا که با همسر شهید واحمدآقا رفت و آمد خانوادگی داریم..)حاجیه خانم کلانتری به خانم صفیه جانم زنگ زد
که به حاج آقا حبل المتین بگو: پاسپورت را بیاره میخواهیم بریم کربلا ان شاء الله
۱۴ روز بعد باخانواده و دوستان و نماینده کاروان سیدمحمد کاظمی عازم کربلا شدیم.
شهدا ناظر و حاضر بر اعمال ما هستند. خداوند شهدای کربلای ایران را با شهدای کربلای حسینی محشور کند آنهایی در هر مسئولیتی که به آرمانهای انقلاب و شهدا و مردم نجیب خیانت می کنند باید در عدل و پیشگاه الهی جواب گو باشند . یا باید تجدید ئ نسبت به عملکرد خودشان داشته باشند ارادتمند شما حبل المتین حسن زاده بادلی شهرستان میاندورد
be willing to walk alone
many who start with you won't finish
حاضر باش که تنها قدم بزنی
خیلی از اونایی که باهات شروع میکنن
تا آخرش نمیمونن
@Badeleh
many who start with you won't finish
حاضر باش که تنها قدم بزنی
خیلی از اونایی که باهات شروع میکنن
تا آخرش نمیمونن
@Badeleh
بادلــــــــــه
افتتاحیه فروش هایپرمارکت ابریشم بادله @Badeleh
الحمدالله تا الان حدود 30 نفر از جوانان روستا در مجتمع تجاری ابریشم مشغول به کار شدهاند که این تعداد قطعا با احداث طبقات بعدی(بهزودی) روبه افزایش میباشد.
@Badeleh
@Badeleh
🌀نمی توانی به عقب برگردی و
شروع رو عوض کنی...
👌ولی میتوانی از جایی که هستی
آغاز کنی و پایان را عوض کنی...
@Badeleh
شروع رو عوض کنی...
👌ولی میتوانی از جایی که هستی
آغاز کنی و پایان را عوض کنی...
@Badeleh
#اطلاعیه_ورزشی ⚽️
مسابقه دوستانه فوتبال (پیشکسوتان)
⚽️پیشکسوتان بادلــــه2⃣
⚽️پیشکسوتان لاکدشت1⃣
⏰ #امروز (چهارشنبه 13 اسفند)
ساعت 15
زمین فوتبال روستای آبندانکش
در ضمن از پیشکسوتان و علاقمندان
جهت بازی و تشویق دعوت بعمل میآید.
⚽️⚽️⚽️⚽️⚽️
@Badeleh
مسابقه دوستانه فوتبال (پیشکسوتان)
⚽️پیشکسوتان بادلــــه2⃣
⚽️پیشکسوتان لاکدشت1⃣
⏰ #امروز (چهارشنبه 13 اسفند)
ساعت 15
زمین فوتبال روستای آبندانکش
در ضمن از پیشکسوتان و علاقمندان
جهت بازی و تشویق دعوت بعمل میآید.
⚽️⚽️⚽️⚽️⚽️
@Badeleh
بسم الله الرحمن الرحیم
روزاحسان ونیکوکاری🌹۱۴اسفند
اهالی محترم ونیکوکاران بادله
باسلام وآرزوی صحت وسلامتی برای شما،به اطلاع می رسانددرروز۱۴اسفند به نام روزاحسان ونیکوکاری،کمک های نقدی وغیرنقدی(لباس،وسایل بهداشتی وتغذیه)ازساعت ۴بعداظهرالی اذان مغرب درجلوی مسجدجامع جمع آوری میگرددتا درقالب سبدکالا درشب عیدتحویل نیازمندان گردد.
لذاامیدواریم همگان دراین امرخداپسندانه درماه رجب شرکت نمایند.
تندرستی وپیروزی شماازدرگاه خداوندمهربان آرزوی ماست🌹
نیکوکاری امام حسن مجتبی ع بادله
روزاحسان ونیکوکاری🌹۱۴اسفند
اهالی محترم ونیکوکاران بادله
باسلام وآرزوی صحت وسلامتی برای شما،به اطلاع می رسانددرروز۱۴اسفند به نام روزاحسان ونیکوکاری،کمک های نقدی وغیرنقدی(لباس،وسایل بهداشتی وتغذیه)ازساعت ۴بعداظهرالی اذان مغرب درجلوی مسجدجامع جمع آوری میگرددتا درقالب سبدکالا درشب عیدتحویل نیازمندان گردد.
لذاامیدواریم همگان دراین امرخداپسندانه درماه رجب شرکت نمایند.
تندرستی وپیروزی شماازدرگاه خداوندمهربان آرزوی ماست🌹
نیکوکاری امام حسن مجتبی ع بادله
بادلــــــــــه
افتتاحیه فروش هایپرمارکت ابریشم بادله @Badeleh
افتتاح غرفه تخصصی لوازم آرایشی و بهداشتی در #هایپر_مارکت_ابریشم_بادله را به مشتریان محترم و درجه یک هایپر ابریشم تبریک میگوییم.
💄💄💄🛍
🛍فروش معتبرترین برندهای لوازم آرایشی و بهداشتی در هایپر ابریشم
#هایپر_ابریشم_بادله😍
@Badeleh
💄💄💄🛍
🛍فروش معتبرترین برندهای لوازم آرایشی و بهداشتی در هایپر ابریشم
#هایپر_ابریشم_بادله😍
@Badeleh
🔹آدمی...
هر آنچه که میدهد باز پس میگیرد!
پندار ، گفتار و کردار انسان ، دیر یا زود با دقتی حیرتانگیز به خود او باز میگردد
@Badeleh
هر آنچه که میدهد باز پس میگیرد!
پندار ، گفتار و کردار انسان ، دیر یا زود با دقتی حیرتانگیز به خود او باز میگردد
@Badeleh