Forwarded from بادلــــــــــه
#آموزشگاه_علمی مهراندیشان
🛑برگزاری دورههای تقویتی کتب درسی ابتدایی و متوسطه اول و دوم توسط اساتید دانشگاهی
🛑آموزش محاسبه کردن ریاضی با چرتکه
خانم رمضانزاده
۰۹۱۱ ۵۶۹ ۱۰۳۶
۰۹۱۱ ۸۹۴ ۱۰۱۹
@Badeleh
🛑برگزاری دورههای تقویتی کتب درسی ابتدایی و متوسطه اول و دوم توسط اساتید دانشگاهی
🛑آموزش محاسبه کردن ریاضی با چرتکه
خانم رمضانزاده
۰۹۱۱ ۵۶۹ ۱۰۳۶
۰۹۱۱ ۸۹۴ ۱۰۱۹
@Badeleh
سربازان از پیروزی در جنگ ناامید بودند.
فرمانده به آنها گفت:
سکه را بالا می اندازم،
اگر شیر شد پیروز می شویم
و اگر خط شود شکست می خوریم.
سکه شیر آمد و شادی سربازان به هوا برخاست!
آنها به جنگ رفتند
و بر دشمن پیروز شدند.
فردای آن روز فرمانده سکه را به آنها نشان داد،
هر دو طرف سکه شیر بود!
🌺🌺🌺🌺
🌹 امید در زندگی معجزه می کند...
@Badeleh
فرمانده به آنها گفت:
سکه را بالا می اندازم،
اگر شیر شد پیروز می شویم
و اگر خط شود شکست می خوریم.
سکه شیر آمد و شادی سربازان به هوا برخاست!
آنها به جنگ رفتند
و بر دشمن پیروز شدند.
فردای آن روز فرمانده سکه را به آنها نشان داد،
هر دو طرف سکه شیر بود!
🌺🌺🌺🌺
🌹 امید در زندگی معجزه می کند...
@Badeleh
گفتم صبح بخیر
پیرمرد پاسخ داد "عاقبتت بخیر"
به وجد می آیم از پاسخش
چه دعایی!
من برای او خیری می خواهم به کوتاهی یک صبح و او خیری برایم میخواهد
به بلندای یک سرنوشت
@Badeleh
پیرمرد پاسخ داد "عاقبتت بخیر"
به وجد می آیم از پاسخش
چه دعایی!
من برای او خیری می خواهم به کوتاهی یک صبح و او خیری برایم میخواهد
به بلندای یک سرنوشت
@Badeleh
مسابقات جام شهدایمدافعحرم کیاپی
🔹بــادلـــه🔸مـِـرمـِـت
🗓⏰امروز راس ساعت ۱۷:۰۰
🔴بازیکنان تیم فوتبال بادله جهت حرکت به سمت کیاپی،راس ساعت ۱۶:۰۰ جنب (پیرایش رخ) گردهم آیند
@Badeleh
@ShorayKiyapey
🔹بــادلـــه🔸مـِـرمـِـت
🗓⏰امروز راس ساعت ۱۷:۰۰
🔴بازیکنان تیم فوتبال بادله جهت حرکت به سمت کیاپی،راس ساعت ۱۶:۰۰ جنب (پیرایش رخ) گردهم آیند
@Badeleh
@ShorayKiyapey
⚜أمَّنْیُجِیبُ
الْمُضْطَرّإِذادَعاهُویَكْشِفُالسُّو
آرزوی سلامتی🌹 برای
خانم حاجیه #سیدهزهرا_رمضاننژاد
@Badeleh
الْمُضْطَرّإِذادَعاهُویَكْشِفُالسُّو
آرزوی سلامتی🌹 برای
خانم حاجیه #سیدهزهرا_رمضاننژاد
@Badeleh
🔴 آیا تو هم همانی هستی که همه میگویند...
@Badeleh
🔷 روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه میکند. شاگردان شیخ، با دیدن این اوضاع نگران شدند و پرسیدند: استاد، چه شده كه اینگونه اشك میريزيد؟ آيا کسی به شما چیزی گفته؟
🔷 شیخ جعفر در میان گریهها گفت: آری، یکی از لاتهای این اطراف حرفی به من زده که پریشانم کرده. همه با نگرانی پرسیدند: مگر چه گفته؟
شیخ در جواب میگويد او به من گفت: شیخ جعفر، من همانی هستم که همه در مورد من میگویند. آیا تو هم همانی هستی که همه میگویند؟! و اين سئوال حالم را عجيب دگرگون كرد.
@Badeleh
@Badeleh
🔷 روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه میکند. شاگردان شیخ، با دیدن این اوضاع نگران شدند و پرسیدند: استاد، چه شده كه اینگونه اشك میريزيد؟ آيا کسی به شما چیزی گفته؟
🔷 شیخ جعفر در میان گریهها گفت: آری، یکی از لاتهای این اطراف حرفی به من زده که پریشانم کرده. همه با نگرانی پرسیدند: مگر چه گفته؟
شیخ در جواب میگويد او به من گفت: شیخ جعفر، من همانی هستم که همه در مورد من میگویند. آیا تو هم همانی هستی که همه میگویند؟! و اين سئوال حالم را عجيب دگرگون كرد.
@Badeleh