امروز رفتم برای عارضهیابی حضوری یه کسبوکار سنتی ۱۰ ساله توی حوزه آرایشی.
از اون مغازههاییه که از بیرون نگاه میکنی، همهچیز اوکی به نظر میاد؛ ویترین خوب، تنوع کالای بالا، حتی محصولات خاص مثل کلاهگیس و اکستنشن. اما یه نکته هست: داخل یه پاساژه که عملاً پاخور مؤثر نداره.
هرچی بیشتر صحبت کردیم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که مشکل این کسبوکار، کمبود مشتری نیست؛ مشکل، زیرساختیه.
به سه تا عارضه اصلی رسیدم:
۱. وابستگی کامل به یک کانال ناپایدار
یه پیج ۶ هزار فالوری دارن، اما این ۶ هزار نفر عملاً دارایی بیزینس نیستن. چون نه فروش آنلاین شکل گرفته، نه دیتابیس مستقلی از مشتریها وجود داره.
یعنی اگر فردا اینستاگرام از دسترس خارج بشه یا اینترنت دچار اختلال بشه، ارتباط با مشتری تقریباً از صفر باید ساخته بشه.
۲. گلوگاه عملیاتی توی فروش عمده
بخش قابل توجهی از درآمدشون از فروش به آرایشگاههاست.
اما فرآیند هنوز کاملاً دستیه:
آرایشگر تماس میگیره، موجودی میپرسه، فروشنده انبار رو چک میکنه، قیمت اعلام میکنه و سفارش رو دستی آماده میکنه.
تا وقتی سفارشها کم باشه شاید جواب بده، ولی به محض رشد، همین فرآیند تبدیل میشه به بزرگترین مانع رشد. چون هیچ مرجع لحظهای برای موجودی وجود نداره.
۳. جزیرهای بودن سیستم فروش
ویترین، انبار، دایرکت اینستاگرام و فرآیند فروش هیچ ارتباطی با هم ندارن.
در حالی که این کسبوکار ظرفیت حضور توی کانالهای خروجی مثل موتورهای جستجوی کالا یا حتی لندینگهای فروش رو داره، نبودِ یک زیرساخت یکپارچه باعث شده عملاً از این فرصتها استفاده نکنه.
چیزی که امروز دوباره برام تأیید شد اینه که برای کسبوکارهای کمپاخور، مسئله اصلی «مارکتینگ» نیست.
اینکه بگیم «بیشتر محتوا تولید کن» یا «برو فلان شبکه اجتماعی» فقط صورت مسئله رو عوض میکنه.
وقتی زیرساخت سفارشگیری، موجودی و کانالهای مستقل فروش درست نباشه، تزریق مشتری جدید فقط گلوگاه رو تنگتر میکنه؛ نه اینکه مسئله رو حل کنه.
از اون مغازههاییه که از بیرون نگاه میکنی، همهچیز اوکی به نظر میاد؛ ویترین خوب، تنوع کالای بالا، حتی محصولات خاص مثل کلاهگیس و اکستنشن. اما یه نکته هست: داخل یه پاساژه که عملاً پاخور مؤثر نداره.
هرچی بیشتر صحبت کردیم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که مشکل این کسبوکار، کمبود مشتری نیست؛ مشکل، زیرساختیه.
به سه تا عارضه اصلی رسیدم:
۱. وابستگی کامل به یک کانال ناپایدار
یه پیج ۶ هزار فالوری دارن، اما این ۶ هزار نفر عملاً دارایی بیزینس نیستن. چون نه فروش آنلاین شکل گرفته، نه دیتابیس مستقلی از مشتریها وجود داره.
یعنی اگر فردا اینستاگرام از دسترس خارج بشه یا اینترنت دچار اختلال بشه، ارتباط با مشتری تقریباً از صفر باید ساخته بشه.
۲. گلوگاه عملیاتی توی فروش عمده
بخش قابل توجهی از درآمدشون از فروش به آرایشگاههاست.
اما فرآیند هنوز کاملاً دستیه:
آرایشگر تماس میگیره، موجودی میپرسه، فروشنده انبار رو چک میکنه، قیمت اعلام میکنه و سفارش رو دستی آماده میکنه.
تا وقتی سفارشها کم باشه شاید جواب بده، ولی به محض رشد، همین فرآیند تبدیل میشه به بزرگترین مانع رشد. چون هیچ مرجع لحظهای برای موجودی وجود نداره.
۳. جزیرهای بودن سیستم فروش
ویترین، انبار، دایرکت اینستاگرام و فرآیند فروش هیچ ارتباطی با هم ندارن.
در حالی که این کسبوکار ظرفیت حضور توی کانالهای خروجی مثل موتورهای جستجوی کالا یا حتی لندینگهای فروش رو داره، نبودِ یک زیرساخت یکپارچه باعث شده عملاً از این فرصتها استفاده نکنه.
چیزی که امروز دوباره برام تأیید شد اینه که برای کسبوکارهای کمپاخور، مسئله اصلی «مارکتینگ» نیست.
اینکه بگیم «بیشتر محتوا تولید کن» یا «برو فلان شبکه اجتماعی» فقط صورت مسئله رو عوض میکنه.
وقتی زیرساخت سفارشگیری، موجودی و کانالهای مستقل فروش درست نباشه، تزریق مشتری جدید فقط گلوگاه رو تنگتر میکنه؛ نه اینکه مسئله رو حل کنه.
❤9🔥1
یکم مردادماه ۱۴۰۵ - تولدم مبارک♥️
امسال یکی از سالهای قشنگ بود؛ پر از بالا و پایینها ـ حتی حین نوشتن همین متن پایینم!-
ولی قوی..
یه کوهیو دارم میرم که خیلی مونده، سالی که گذشت سالِ تردید بود.. برگردم؟ برگردم؟ اینور یا اونور؟ اگه.. اگه.. دوقدم برم حالا.. یه قدم برگردم!.. من میخوام بنشینم... قل بخورم برم پایین؟؟.. کاش یه هلیکوپتری بود که..
چرخیدما.. خیلی چرخیدم
اما وقتی برگشتم دیدم.. ۱/۳می که اومدمَم خیلی بزرگ بوده! انگار که یک سوم کره زمین رو پیاده رفته باشی..
خوشحالم، از تولدی که اینبار تنها نبود، خوشحالم که تو کل مسیر خودم، دوستام، خونوادم و آدمهایی که امن باشن رو داشتم.
و هماندازهی راهی که خودم اومدم، به همهشون افتخار میکنم..
یاد گرفتم و یاد گرفتم و آرومتر شدم و مصممتر..
امیدوارم اسم این سال: «طی کردن مسیر و ساختن»
باشه.. نه «تردید».
امسال یکی از سالهای قشنگ بود؛ پر از بالا و پایینها ـ حتی حین نوشتن همین متن پایینم!-
ولی قوی..
یه کوهیو دارم میرم که خیلی مونده، سالی که گذشت سالِ تردید بود.. برگردم؟ برگردم؟ اینور یا اونور؟ اگه.. اگه.. دوقدم برم حالا.. یه قدم برگردم!.. من میخوام بنشینم... قل بخورم برم پایین؟؟.. کاش یه هلیکوپتری بود که..
چرخیدما.. خیلی چرخیدم
اما وقتی برگشتم دیدم.. ۱/۳می که اومدمَم خیلی بزرگ بوده! انگار که یک سوم کره زمین رو پیاده رفته باشی..
خوشحالم، از تولدی که اینبار تنها نبود، خوشحالم که تو کل مسیر خودم، دوستام، خونوادم و آدمهایی که امن باشن رو داشتم.
و هماندازهی راهی که خودم اومدم، به همهشون افتخار میکنم..
یاد گرفتم و یاد گرفتم و آرومتر شدم و مصممتر..
امیدوارم اسم این سال: «طی کردن مسیر و ساختن»
باشه.. نه «تردید».
❤20🔥1
🎒 Backpack Dev
من تا الان چند مدل رزومه ساختم؛ از ربات رزومه گرفته تا لندینگپیج و وبسایت. فکر کنم یه دورهای رسماً درگیر Overthinking و Over-building رزومه بودم؛ هر چند وقت یکبار یه نسخه جدید میساختم 😅 ولی راستش هیچکدوم اون چیزی نبود که میخواستم. یا زیادی شبیه یک…
خب، راستش نمیدونم این تلهی کمالگرایی هست یا چیز دیگهای
اما از اواسطش پشیمون شدم. احساس میکنم باز هم همون قبلی داره تکرار میشه.
اما از اواسطش پشیمون شدم. احساس میکنم باز هم همون قبلی داره تکرار میشه.
میدونم که دارم زمان کمی میذارم و بیشتر مشکل اینه نمیدونم چیا بذارم؛ تصمیم گرفتم از شما بپرسم.🫡
Anonymous Poll
14%
کتاب بخونیم🥹
67%
پروژهها🙂↕️
57%
پستهای آموزشی 😁
شما بنویسید من تقویم محتوایی آماده میکنم و مطابق چیزهایی که میخواین میذارم. راستش اولینباره کانال اینمدلی زدم زیاد نمیدونم شماها بیشتر چی دوست دارین :)
❤4
🎒 Backpack Dev
میدونم که دارم زمان کمی میذارم و بیشتر مشکل اینه نمیدونم چیا بذارم؛ تصمیم گرفتم از شما بپرسم.🫡
الان فهمیدم نمیتونین گزینه اضافه کنین😭😂
چمیدونم مثلا بیاین دایرکت کانال برام بنویسین میذارم اینجا روش ریکشن بزنین
چمیدونم مثلا بیاین دایرکت کانال برام بنویسین میذارم اینجا روش ریکشن بزنین
👌4
یه سری پروژه فان؛
که یا سورس بدم
یا ران کنم باهم استفاده کنیم و درموردشون هم توضیح بدم
که یا سورس بدم
یا ران کنم باهم استفاده کنیم و درموردشون هم توضیح بدم
👍16🔥3❤1
به مرور فهمیدم چیزی که بیشتر از کدنویسی دوست دارم، ساختنه.
ایده بگیرم، مشکلشو پیدا کنم، راهحل بسازم، خرابش کنم، دوباره درستش کنم و ببینم آخرش چی درمیاد.
برای همین Backpack Dev از این به بعد قراره مسیر واقعی ساختن رو ثبت کنه؛
از Python، Django و Web
تا AI و ابزارهای جدید
تا پروژههای واقعی و فان
تا باگهایی که چند ساعت از عمرم رو میگیرن
تا تجربههای فریلنس، مشتری، تحلیل و ساخت محصول.
گاهی آموزش میدم، گاهی سورس میذارم، گاهی هم فقط میگم:
«این خراب شد. اینطوری درستش کردم.»
چون به نظرم خیلی چیزها رو فقط وقتی واقعاً یاد میگیری که بسازیشون.
پس اینجا بیشتر از اینکه ویترین مهارتهام باشه، دفتر ثبت مسیر ساختنه.
و اولین پروژه هم همین اطرافه؛
یه بازی کوچیک که با AI ساختم و الان پر از باگه. باید فیکسش کنم :)))
ایده بگیرم، مشکلشو پیدا کنم، راهحل بسازم، خرابش کنم، دوباره درستش کنم و ببینم آخرش چی درمیاد.
برای همین Backpack Dev از این به بعد قراره مسیر واقعی ساختن رو ثبت کنه؛
از Python، Django و Web
تا AI و ابزارهای جدید
تا پروژههای واقعی و فان
تا باگهایی که چند ساعت از عمرم رو میگیرن
تا تجربههای فریلنس، مشتری، تحلیل و ساخت محصول.
گاهی آموزش میدم، گاهی سورس میذارم، گاهی هم فقط میگم:
«این خراب شد. اینطوری درستش کردم.»
چون به نظرم خیلی چیزها رو فقط وقتی واقعاً یاد میگیری که بسازیشون.
پس اینجا بیشتر از اینکه ویترین مهارتهام باشه، دفتر ثبت مسیر ساختنه.
و اولین پروژه هم همین اطرافه؛
یه بازی کوچیک که با AI ساختم و الان پر از باگه. باید فیکسش کنم :)))
👍9❤1
🎒 Backpack Dev
به مرور فهمیدم چیزی که بیشتر از کدنویسی دوست دارم، ساختنه. ایده بگیرم، مشکلشو پیدا کنم، راهحل بسازم، خرابش کنم، دوباره درستش کنم و ببینم آخرش چی درمیاد. برای همین Backpack Dev از این به بعد قراره مسیر واقعی ساختن رو ثبت کنه؛ از Python، Django و Web تا…
نظرتونه؟ (لایک و دیسلایک دیگه)
داریم به سمت دیلی برنامهنویسی میریم.
و باهم کار رو زندگی کنیم🤝
داریم به سمت دیلی برنامهنویسی میریم.
و باهم کار رو زندگی کنیم🤝
اولین تجربهم از ادان دامین روی سیپنل اینطوری گذشت که:
همهچی خوب بود، فقط جاوااسکریپت لود نمیشد.
گفتم خب، بریم ببینیم مشکل از کجاست...
رسیدم به یه ۴۰۳ موقع دسترسی به فایلهای استاتیک
گفتم اینم حل میکنم.
حلش کردما
فقط یه مشکل کوچیک پیش اومد:
کل سایت خراب شد :))))
ریپلای بعدی داستانشو میگم؛ برای غیربرنامهنویسها هم خیلی ساده توضیح میدم که اصلاً این ۴۰۳ و ادان دامین چی بودن :)))
همهچی خوب بود، فقط جاوااسکریپت لود نمیشد.
گفتم خب، بریم ببینیم مشکل از کجاست...
رسیدم به یه ۴۰۳ موقع دسترسی به فایلهای استاتیک
گفتم اینم حل میکنم.
حلش کردما
فقط یه مشکل کوچیک پیش اومد:
کل سایت خراب شد :))))
ریپلای بعدی داستانشو میگم؛ برای غیربرنامهنویسها هم خیلی ساده توضیح میدم که اصلاً این ۴۰۳ و ادان دامین چی بودن :)))
❤3👍1
خب مشکل دقیقاً کجا بود؟
من از قبل یه سایت جنگو روی همین هاست داشتم.
سایت هم ساده بود و حجم خاصی نداشت، گفتم چرا برای یه سایت جدید هاست جدا بخرم؟ همون هاست رو نگه میدارم و سایت جدید رو روی یه ادان دامین میارم بالا.
ادان دامین رو ساختم و سایت رو آوردم بالا.
ولی یه مشکلی داشت:
جاوااسکریپتها لود نمیشدن.
رفتم سراغ تنظیمات جنگو و دیدم مسیر فایلهام اینطوری تعریف شده:
/home/username/public_html/...
اینجا اشتباه اصلی من بود
چون public_html مربوط به دامنه اصلی هاسته و ادان دامین یه Document Root جدا داره.
یعنی باید مسیرها رو نسبت به همون Document Root ادان دامین تعریف میکردم، نه اینکه دوباره برگردم به public_html.
همین مسیردهی اشتباه باعث شده بود فایلهای استاتیک درست پیدا نشن.
برگردیم به داستان:
ولی خب من هنوز اینو نفهمیده بودم :)))
رسیدم به ۴۰۳ و گفتم حتماً مشکل از دسترسیهاست.
«شاید پوشه استاتیک دسترسیش محدوده؟»
همه رو 777 کردم(میدونم نباید، نمیدونم چرا امید داشتم جواب بده)😭😂
رفتم سراغ .htaccess.
شروع کردم به دستکاری کردنش...
بعد یه جایی گفتم اصلاً اینا رو پاک کنم از اول درستشون میکنم.
rm .htaccess
جفت سایتها رفتن هوا.
ساعت شده ۲ صبح، تا ۶ فرصت داری درستشون کنی تا ندیدن:)
چند بار اپلیکیشن پایتون رو از اول ساختم، Trash رو چک کردم، سرچ کردم، Stack Overflow گشتم و آخرش حتی یه تیکت برای پشتیبانی زدم که:
«ببخشید، فکر کنم هاستمو خراب کردم :)»
یعنی داستان از:
«چرا جاوااسکریپت لود نمیشه؟»
رسیده بود به:
«هر دو سایتم ۴۰۳ شدن» :))))
من از قبل یه سایت جنگو روی همین هاست داشتم.
سایت هم ساده بود و حجم خاصی نداشت، گفتم چرا برای یه سایت جدید هاست جدا بخرم؟ همون هاست رو نگه میدارم و سایت جدید رو روی یه ادان دامین میارم بالا.
ادان دامین رو ساختم و سایت رو آوردم بالا.
ولی یه مشکلی داشت:
جاوااسکریپتها لود نمیشدن.
رفتم سراغ تنظیمات جنگو و دیدم مسیر فایلهام اینطوری تعریف شده:
/home/username/public_html/...
اینجا اشتباه اصلی من بود
چون public_html مربوط به دامنه اصلی هاسته و ادان دامین یه Document Root جدا داره.
یعنی باید مسیرها رو نسبت به همون Document Root ادان دامین تعریف میکردم، نه اینکه دوباره برگردم به public_html.
همین مسیردهی اشتباه باعث شده بود فایلهای استاتیک درست پیدا نشن.
برگردیم به داستان:
ولی خب من هنوز اینو نفهمیده بودم :)))
رسیدم به ۴۰۳ و گفتم حتماً مشکل از دسترسیهاست.
«شاید پوشه استاتیک دسترسیش محدوده؟»
همه رو 777 کردم(میدونم نباید، نمیدونم چرا امید داشتم جواب بده)😭😂
رفتم سراغ .htaccess.
شروع کردم به دستکاری کردنش...
بعد یه جایی گفتم اصلاً اینا رو پاک کنم از اول درستشون میکنم.
rm .htaccess
جفت سایتها رفتن هوا.
ساعت شده ۲ صبح، تا ۶ فرصت داری درستشون کنی تا ندیدن:)
چند بار اپلیکیشن پایتون رو از اول ساختم، Trash رو چک کردم، سرچ کردم، Stack Overflow گشتم و آخرش حتی یه تیکت برای پشتیبانی زدم که:
«ببخشید، فکر کنم هاستمو خراب کردم :)»
یعنی داستان از:
«چرا جاوااسکریپت لود نمیشه؟»
رسیده بود به:
«هر دو سایتم ۴۰۳ شدن» :))))
❤3😁1
برای اینکه اگر برنامهنویس نیستید هم داستان دستتون بیاد:
ادان دامین یعنی روی همون هاستی که یک سایت دارید، یک سایت دیگه با یک دامنه جدا راه بندازید.
Document Root هم خیلی ساده یعنی:
«این سایت دقیقاً از کدوم پوشه باید فایلهاشو بخونه؟»
مشکل من این بود که سایت جدید رو برده بودم روی یک پوشه جدا، ولی داخل تنظیماتش هنوز به پوشه سایت قبلی اشاره میکردم.
یعنی عملاً بهش میگفتم:
«برو فایلهاتو از خونه قبلی پیدا کن» :)))
و وقتی فایلها رو پیدا نکرد، سرور دسترسیم رو میبست.
بقیه خرابکاریهاش دیگه داستان خودمه :)))
ادان دامین یعنی روی همون هاستی که یک سایت دارید، یک سایت دیگه با یک دامنه جدا راه بندازید.
Document Root هم خیلی ساده یعنی:
«این سایت دقیقاً از کدوم پوشه باید فایلهاشو بخونه؟»
مشکل من این بود که سایت جدید رو برده بودم روی یک پوشه جدا، ولی داخل تنظیماتش هنوز به پوشه سایت قبلی اشاره میکردم.
یعنی عملاً بهش میگفتم:
«برو فایلهاتو از خونه قبلی پیدا کن» :)))
و وقتی فایلها رو پیدا نکرد، سرور دسترسیم رو میبست.
بقیه خرابکاریهاش دیگه داستان خودمه :)))
❤6
🐔 شیرمرغ، این بار بدون جعبه و کارت!
یه مدت بود به یک ایده فکر میکردم:
اگه بشه شیرمرغ رو بدون خریدن جعبه و کارتها بازی کرد چی؟
نه اینکه بازی رو تبدیل کنیم به یک بازی آنلاین که هرکس از خونه خودش بازی کنه؛
اتفاقاً برعکس.
فرض کنید ۵ نفر دور هم نشستید، یکی لپتاپ یا گوشی رو باز میکنه و یک Lobby میسازه.
بقیه با یک لینک وارد میشن، اسمشون رو میزنن و تمام.
از اینجا به بعد، سایت میشه میز بازی شما.
اصلاً شیرمرغ چیه؟
در شیرمرغ، بازیکنها باید عجیبترین چیزها رو به عجیبترین مشتریها بفروشن.
هر دور یک نفر مشتری میشه و بقیه فروشنده.
مثلاً مشتری میگه:
🐔 «یک آدم خیلی پولدار»
و شما باید با دو کارت کلمهای که دستتونه، یک محصول بسازید:
یخچال + مرغ
بعد باید یک دقیقه وقت داشته باشید که این محصول افتضاح رو به مشتری بفروشید! 😂
در نهایت مشتری یکی رو انتخاب میکنه.
هرکس بیشتر مشتریها رو راضی کنه، برنده بازیه.
حالا نسخه دیجیتال چه کار میکنه؟
دیگه لازم نیست:
کارتها رو پخش کنید
کارتهای سوخته رو جمع کنید
امتیازها رو دستی بشمارید
تایمر بگیرید
دنبال کارتهای تکراری بگردید
فقط Lobby میسازید و دوستاتون رو دعوت میکنید.
حتی لازم نیست همه روی یک دستگاه باشند.
هرکس میتونه با گوشی خودش وارد Lobby بشه.
یعنی حتی اگر دور هم نشستید و یک نفر لپتاپش رو به تلویزیون وصل کرده، میتونید بازی رو روی Google Meet هم جلو ببرید؛ هرکس از هرجایی وارد Lobby خودش بشه و با هم بازی کنید.
یک مشکل مهم بازی فیزیکی
کارتها بالاخره تکراری میشن.
برای همین توی نسخه دیجیتال، بازیکنها میتونن برای همون Lobby کارت جدید اضافه کنن.
مثلاً ستایش وسط بازی میگه:
میزنه:
+ افزودن کارت
و تمام.
برای همه یک Notification میاد:
🐔 ستایش یک کارت اضافه کرد.
این کارت فقط برای همین بازیه و وارد کارتهای اصلی شیرمرغ نمیشه.
اگر یک کارت پیشنهادی واقعاً خوب باشه، بعداً میتونه برای اضافه شدن به مجموعه اصلی بازی بررسی و تأیید بشه.
یک چیز مهم دیگه
بازی قرار نیست با قطع شدن برق، تمام شود! 😂
Lobby تا وقتی میزبان ببندتش باقی میمونه.
یعنی:
امشب ۷ دور بازی کردید
برق رفت
فردا دوباره وارد Lobby میشید
ادامه بازی.
امتیازها و وضعیت بازی هم سر جاشه.
این چیزی که الان ساختم نسخه اولیه و احتمالاً پر از باگه 😄
فعلاً هدفم این نبود که یک محصول عظیم بسازم؛ میخواستم ببینم اصلاً ایدهی «نسخه دیجیتال شیرمرغ» حس خوبی میده یا نه.
نسخه بعدی قراره بیشتر روی تجربه بازی، باگها، کارتهای بیشتر و چیزهایی که موقع بازی واقعی اذیت میکنن کار بشه.
ولی ایده اصلی همینه:
فقط Lobby رو باز کنی. 🐔💙
نسخه اولیه:
https://shirmorgh.samansoheili-is-here.workers.dev/
یه مدت بود به یک ایده فکر میکردم:
اگه بشه شیرمرغ رو بدون خریدن جعبه و کارتها بازی کرد چی؟
نه اینکه بازی رو تبدیل کنیم به یک بازی آنلاین که هرکس از خونه خودش بازی کنه؛
اتفاقاً برعکس.
فرض کنید ۵ نفر دور هم نشستید، یکی لپتاپ یا گوشی رو باز میکنه و یک Lobby میسازه.
بقیه با یک لینک وارد میشن، اسمشون رو میزنن و تمام.
از اینجا به بعد، سایت میشه میز بازی شما.
اصلاً شیرمرغ چیه؟
در شیرمرغ، بازیکنها باید عجیبترین چیزها رو به عجیبترین مشتریها بفروشن.
هر دور یک نفر مشتری میشه و بقیه فروشنده.
مثلاً مشتری میگه:
🐔 «یک آدم خیلی پولدار»
و شما باید با دو کارت کلمهای که دستتونه، یک محصول بسازید:
یخچال + مرغ
بعد باید یک دقیقه وقت داشته باشید که این محصول افتضاح رو به مشتری بفروشید! 😂
در نهایت مشتری یکی رو انتخاب میکنه.
هرکس بیشتر مشتریها رو راضی کنه، برنده بازیه.
حالا نسخه دیجیتال چه کار میکنه؟
دیگه لازم نیست:
کارتها رو پخش کنید
کارتهای سوخته رو جمع کنید
امتیازها رو دستی بشمارید
تایمر بگیرید
دنبال کارتهای تکراری بگردید
فقط Lobby میسازید و دوستاتون رو دعوت میکنید.
حتی لازم نیست همه روی یک دستگاه باشند.
هرکس میتونه با گوشی خودش وارد Lobby بشه.
یعنی حتی اگر دور هم نشستید و یک نفر لپتاپش رو به تلویزیون وصل کرده، میتونید بازی رو روی Google Meet هم جلو ببرید؛ هرکس از هرجایی وارد Lobby خودش بشه و با هم بازی کنید.
یک مشکل مهم بازی فیزیکی
کارتها بالاخره تکراری میشن.
برای همین توی نسخه دیجیتال، بازیکنها میتونن برای همون Lobby کارت جدید اضافه کنن.
مثلاً ستایش وسط بازی میگه:
«بچهها کارت جاروبرقی نداریم؟»
میزنه:
+ افزودن کارت
و تمام.
برای همه یک Notification میاد:
🐔 ستایش یک کارت اضافه کرد.
این کارت فقط برای همین بازیه و وارد کارتهای اصلی شیرمرغ نمیشه.
اگر یک کارت پیشنهادی واقعاً خوب باشه، بعداً میتونه برای اضافه شدن به مجموعه اصلی بازی بررسی و تأیید بشه.
یک چیز مهم دیگه
بازی قرار نیست با قطع شدن برق، تمام شود! 😂
Lobby تا وقتی میزبان ببندتش باقی میمونه.
یعنی:
امشب ۷ دور بازی کردید
برق رفت
فردا دوباره وارد Lobby میشید
ادامه بازی.
امتیازها و وضعیت بازی هم سر جاشه.
این چیزی که الان ساختم نسخه اولیه و احتمالاً پر از باگه 😄
فعلاً هدفم این نبود که یک محصول عظیم بسازم؛ میخواستم ببینم اصلاً ایدهی «نسخه دیجیتال شیرمرغ» حس خوبی میده یا نه.
نسخه بعدی قراره بیشتر روی تجربه بازی، باگها، کارتهای بیشتر و چیزهایی که موقع بازی واقعی اذیت میکنن کار بشه.
ولی ایده اصلی همینه:
فقط Lobby رو باز کنی. 🐔💙
نسخه اولیه:
https://shirmorgh.samansoheili-is-here.workers.dev/
❤3🔥1
🎒 Backpack Dev
🐔 شیرمرغ، این بار بدون جعبه و کارت! یه مدت بود به یک ایده فکر میکردم: اگه بشه شیرمرغ رو بدون خریدن جعبه و کارتها بازی کرد چی؟ نه اینکه بازی رو تبدیل کنیم به یک بازی آنلاین که هرکس از خونه خودش بازی کنه؛ اتفاقاً برعکس. فرض کنید ۵ نفر دور هم نشستید، یکی لپتاپ…
ویرگول
معرفی بازی شیرمرغ+لینک خرید - ویرگول
بازی فکری شیر مرغاصطلاح شیرمرغ در فرهنگ لغات زبان فارسی، معمولا زمانی بازگو می شود که چیزی در دنیای واقعی وجود خارجی ندارد یا اگر راحتتر بخ…
❤1
🎒 Backpack Dev
🐔 شیرمرغ، این بار بدون جعبه و کارت! یه مدت بود به یک ایده فکر میکردم: اگه بشه شیرمرغ رو بدون خریدن جعبه و کارتها بازی کرد چی؟ نه اینکه بازی رو تبدیل کنیم به یک بازی آنلاین که هرکس از خونه خودش بازی کنه؛ اتفاقاً برعکس. فرض کنید ۵ نفر دور هم نشستید، یکی لپتاپ…
خب.. امروز روز اول انتشارش بود
از باگهای متنوع تا سایر ایرادات رو طی بازی بهش برخوردم.
و
پروژه فانه، کلا ai نوشتتش
واسه وقتاییکه دوست داریم با دوستامون دورهم بازی کنیم.
میدونم نیاز به توضیحات بیشتری هست.
اما...
این رو میذارم تا آروم آروم بهترش کنم.
فعلا با دقت استفاده کنین😭😂
از باگهای متنوع تا سایر ایرادات رو طی بازی بهش برخوردم.
و
پروژه فانه، کلا ai نوشتتش
واسه وقتاییکه دوست داریم با دوستامون دورهم بازی کنیم.
میدونم نیاز به توضیحات بیشتری هست.
اما...
این رو میذارم تا آروم آروم بهترش کنم.
فعلا با دقت استفاده کنین😭😂
🔥2