روانکاوی تحلیلی پویشی باخ (بچ)
من معتقدم خطر اصلی برای درمان گلهای باخ نه علم مدرن است و نه نقد علمی، بلکه تجاریسازی افراطی و فراموش شدن بُعد انسانی و اخلاقی درمانگر است. ۱. توخالی شدن یک روش شفابخش آنقدر درگیر پکیجهای آماده، دورههای سریع، گواهینامهها، برند شخصی و محتوای اینستاگرامی…
خوب دقت کنید هر فرد یک دنیای کشف نشده هست و این تو جمعیت زیاد اصلا امکان پذیر نیست اونطوری تو فقط داری کالا می فروشی و از درمان به دور میشه
Forwarded from Marigold
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مراجعه کنندگان خودم تنبلی تخمدان داشت چون افراد برای مصرف داروهای بچ مقاومت شدید داشتن من سراغ روش یونگ رفتم و ریشه های رو از اشتراکات این دو تا درمان آوردم . فرد بعد از اینکه علت های مشکلش رو متوجه میشه خودش مشتاق به همکاری میشه
گوش دادن دقیق به فرد نصف راه درمانی هست نه اینکه فرد به ساعت نگاه کنه و اضطراب پولی که برای مشاوره براش می افته تمام دغدغه ش باشه اینطوری درمان با شکست رو به رو میشه
درمانی که به پول متصل باشه نتیجه مطلوب نداره چون کالا میشه
گوش دادن دقیق به فرد نصف راه درمانی هست نه اینکه فرد به ساعت نگاه کنه و اضطراب پولی که برای مشاوره براش می افته تمام دغدغه ش باشه اینطوری درمان با شکست رو به رو میشه
درمانی که به پول متصل باشه نتیجه مطلوب نداره چون کالا میشه
روانکاوی تحلیلی پویشی باخ (بچ)
یونگ و آنیما کارل گوستاو یونگ یونگ عمداً وارد رابطه با آنیما شد: کار با رؤیا تخیل فعال ارتباط با تصاویر درونی حتی ثبت گفتوگوهای درونی یعنی: او فقط نظریه نداد بلکه آنیما را تجربه کرد نتیجه: تعادل نسبی بین عقل و ناخودآگاه خلق یک سیستم «زنده» فروید و آنیما…
اکثر افراد در مواجهه با ناخودآگاه دچار تورم روانی میشن چون در نقش شاهد این فاصله رو حفظ نمی کنن و قاطی محتویات ناخودآگاه میشن
روانکاوی تحلیلی پویشی باخ (بچ)
کمک به حیوانات با عصارههای بچ، بسیار رضایتبخشتر از کمک به انسانهاست! همانطور که هر روانشناسی به شما خواهد گفت، کمک به انسانها دشوار است؛ چرا که گاهی آنها واقعاً نمیخواهند به آنها کمک شود. انسانها اغلب در برابر بهبود یافتن مقاومت میکنند، زیرا ممکن…
معرفی
کریستین به شدت نگران «امبر»، سگ لابرادور ماده و ۱۳ سالهاش بود؛ حیوان خانگی بسیار دوستداشتنیای که تا همین اواخر سرحال به نظر میرسید و با وجود درجاتی از ناشنوایی و کاهش بینایی، همچنان میتوانست از زندگی لذت ببرد. او که همیشه در داخل خانه بسیار تمیز و منضبط بود، اخیراً به نظر میرسید تمایلی به ترک خانه برای قضای حاجت ندارد؛ اما با ورود اعضای خانواده یا مهمانان به خانه، چنان هیجانزده میشد که کنترل مثانهاش را از دست میداد و پس از آن مضطرب میشد. کریستین نگران بود که مبادا اینها نشانههایی از زوال سلامتی امبر باشد، اما بیشترین نگرانیاش این بود که اگر با دامپزشک خود مشورت کند، او توصیه نماید که امبر را صرفاً به دلیل سن بالا و ناتوانیهایش، راحت کنند (اتانازی).
کریستین خود را با همان معضلی مواجه میدید که بسیاری از صاحبان دلسوز حیوانات با آن روبرو هستند: چگونه میتوان تعادل مناسبی میان دادنِ هر فرصتی به حیوان خانگی برای لذت بردن کامل از زندگی و جلوگیری از رنج غیرضروریاش برقرار کرد؟ کریستین تصمیم گرفت داروهای بچ را امتحان کند و از هلن راهنمایی خواست. هلن ترکیبی از داروهای گل بچ را برای امبر توصیه کرد: Aspen برای رفع عدم تمایل او به بیرون رفتن از خانه، Larch برای تقویت اعتمادبهنفس، و Crap Apple برای بازگرداندن عزتنفس او. همچنین به کریستین توصیه شد که خودِ داروی Elmرا برای مقابله با این وضعیت و Cerato را برای کمک به اعتماد به قضاوتِ خودش در مورد وضعیت امبر، مصرف کند.
چهل و هشت ساعت بعد، کریستینِ پرجنبوجوش، تغییر قابلتوجهی را در سلامت امبر و احساسات خود نسبت به این وضعیت گزارش کرد. امبر حالا میخواست که مرتباً بیرون برود و در داخل خانه نیز کاملاً نظافت را رعایت میکرد. همچنین به نظر میرسید که او بخش زیادی از اشتیاق خود را برای زندگی دوباره به دست آورده است. کریستین نسبت به وضعیت امبر بسیار خوشبینتر شده بود و اطمینان داشت که او هنوز به وضعیتی نرسیده است که لازم باشد اتانازی در نظر گرفته شود. چندین ماه بعد، امبر همچنان از زندگی به طور کامل لذت میبرد و مایه شادی صاحبانش بود.
اگر به امبر گلدرمانی داده نمیشد، این داستان چقدر متفاوت پیش میرفت؛ در بدترین حالت ممکن بود او را زودتر از موعد راحت کنند، آن هم صرفاً برای جلوگیری از ناراحتی و پریشانی بیشترِ صاحبش. ممکن بود برای کنترل بیاختیاری او، داروهای شیمیایی مختلفی تجویز شود که عوارض جانبی بالقوه نامطلوبی داشتند. در هر صورت، هزینههای مالی و عاطفی برای کریستین بسیار قابلتوجه میبود.
کریستین به شدت نگران «امبر»، سگ لابرادور ماده و ۱۳ سالهاش بود؛ حیوان خانگی بسیار دوستداشتنیای که تا همین اواخر سرحال به نظر میرسید و با وجود درجاتی از ناشنوایی و کاهش بینایی، همچنان میتوانست از زندگی لذت ببرد. او که همیشه در داخل خانه بسیار تمیز و منضبط بود، اخیراً به نظر میرسید تمایلی به ترک خانه برای قضای حاجت ندارد؛ اما با ورود اعضای خانواده یا مهمانان به خانه، چنان هیجانزده میشد که کنترل مثانهاش را از دست میداد و پس از آن مضطرب میشد. کریستین نگران بود که مبادا اینها نشانههایی از زوال سلامتی امبر باشد، اما بیشترین نگرانیاش این بود که اگر با دامپزشک خود مشورت کند، او توصیه نماید که امبر را صرفاً به دلیل سن بالا و ناتوانیهایش، راحت کنند (اتانازی).
کریستین خود را با همان معضلی مواجه میدید که بسیاری از صاحبان دلسوز حیوانات با آن روبرو هستند: چگونه میتوان تعادل مناسبی میان دادنِ هر فرصتی به حیوان خانگی برای لذت بردن کامل از زندگی و جلوگیری از رنج غیرضروریاش برقرار کرد؟ کریستین تصمیم گرفت داروهای بچ را امتحان کند و از هلن راهنمایی خواست. هلن ترکیبی از داروهای گل بچ را برای امبر توصیه کرد: Aspen برای رفع عدم تمایل او به بیرون رفتن از خانه، Larch برای تقویت اعتمادبهنفس، و Crap Apple برای بازگرداندن عزتنفس او. همچنین به کریستین توصیه شد که خودِ داروی Elmرا برای مقابله با این وضعیت و Cerato را برای کمک به اعتماد به قضاوتِ خودش در مورد وضعیت امبر، مصرف کند.
چهل و هشت ساعت بعد، کریستینِ پرجنبوجوش، تغییر قابلتوجهی را در سلامت امبر و احساسات خود نسبت به این وضعیت گزارش کرد. امبر حالا میخواست که مرتباً بیرون برود و در داخل خانه نیز کاملاً نظافت را رعایت میکرد. همچنین به نظر میرسید که او بخش زیادی از اشتیاق خود را برای زندگی دوباره به دست آورده است. کریستین نسبت به وضعیت امبر بسیار خوشبینتر شده بود و اطمینان داشت که او هنوز به وضعیتی نرسیده است که لازم باشد اتانازی در نظر گرفته شود. چندین ماه بعد، امبر همچنان از زندگی به طور کامل لذت میبرد و مایه شادی صاحبانش بود.
اگر به امبر گلدرمانی داده نمیشد، این داستان چقدر متفاوت پیش میرفت؛ در بدترین حالت ممکن بود او را زودتر از موعد راحت کنند، آن هم صرفاً برای جلوگیری از ناراحتی و پریشانی بیشترِ صاحبش. ممکن بود برای کنترل بیاختیاری او، داروهای شیمیایی مختلفی تجویز شود که عوارض جانبی بالقوه نامطلوبی داشتند. در هر صورت، هزینههای مالی و عاطفی برای کریستین بسیار قابلتوجه میبود.
روانکاوی تحلیلی پویشی باخ (بچ)
کمک به حیوانات با عصارههای بچ، بسیار رضایتبخشتر از کمک به انسانهاست! همانطور که هر روانشناسی به شما خواهد گفت، کمک به انسانها دشوار است؛ چرا که گاهی آنها واقعاً نمیخواهند به آنها کمک شود. انسانها اغلب در برابر بهبود یافتن مقاومت میکنند، زیرا ممکن…
چرا که گاهی آنها واقعاً نمیخواهند به آنها کمک شود چون مسیولیت نپذیرفتن و دنبال مقصر گشتن همیشه آسون ترین راه حل هست وگرنه گلهای بچ به قدری موثرن که شماها نمی تونید حتی باور کنید من چندین بار مشکلات خودم از جمله سندروم awp و حملات آسم خودم رو با این روش کنترل و تقریبا می تونم بگم درمان کردم. تقریبا چون تا زمانیکه استرس هست مشکل بر می گرده کامل حذف نمیشه ولی میشه کنترلش کرد به مقدار خیلی زیاد
روانکاوی تحلیلی پویشی باخ (بچ)
چرا که گاهی آنها واقعاً نمیخواهند به آنها کمک شود چون مسیولیت نپذیرفتن و دنبال مقصر گشتن همیشه آسون ترین راه حل هست وگرنه گلهای بچ به قدری موثرن که شماها نمی تونید حتی باور کنید من چندین بار مشکلات خودم از جمله سندروم awp و حملات آسم خودم رو با این روش…
واژههای سلامت (Health) و شفا (Healing) از ریشههایی به معنای کُل سرچشمه میگیرند و با کلمه مقدس (Holy) پیوند نزدیکی دارند. بنابراین، از نظر ریشهشناسی، سالم بودن به معنای کامل یا مقدس بودن است؛ این موضوع نشاندهنده باوری سنتی است که بر اساس آن، برای سالم بودن باید با واقعیتهای جسمی و معنوی هماهنگ بود. نیلوفر آبی سفید (Nymphaea lotus) که توسط مصریان باستان مقدس شمرده میشد و گیاه مرتبط با آن یعنی Nelumbo nucifera (نیلوفر آبی مقدس هند، چین و تبت)، نمایانگر این وضعیتِ کمال و تقدس هستند. برای تبتیها، گل نیلوفر نهتنها نمادی از کمال، بلکه وسیلهای برای تحقق آن است. آنها میآموزند که ارتباط مستقیمی میان ماهیتِ ضروری گیاهان و ماهیتِ ضروری وجود ما (روح) برقرار است و در سطح ناخودآگاه، ما میتوانیم از طریق گیاهان با جوهرِ وجودی خود تماس برقرار کرده و هماهنگی درونیمان را بازیافت کنیم. از این رو، گلها ایفاگرِ عملکرد شفابخش حیاتی هستند.
روانکاوی تحلیلی پویشی باخ (بچ)
واژههای سلامت (Health) و شفا (Healing) از ریشههایی به معنای کُل سرچشمه میگیرند و با کلمه مقدس (Holy) پیوند نزدیکی دارند. بنابراین، از نظر ریشهشناسی، سالم بودن به معنای کامل یا مقدس بودن است؛ این موضوع نشاندهنده باوری سنتی است که بر اساس آن، برای سالم…
قراره ما تو جهنم دنیا ریشه آسمانی خودمون رو رشد بدیم و به درخت زندگی خودمون برسیم نه اینکه دنبال مقصر بیرونی باشیم
روانکاوی تحلیلی پویشی باخ (بچ)
واژههای سلامت (Health) و شفا (Healing) از ریشههایی به معنای کُل سرچشمه میگیرند و با کلمه مقدس (Holy) پیوند نزدیکی دارند. بنابراین، از نظر ریشهشناسی، سالم بودن به معنای کامل یا مقدس بودن است؛ این موضوع نشاندهنده باوری سنتی است که بر اساس آن، برای سالم…
دکتر بچ معتقد بود:
بیماری هرگز با روشهای مادیگرایانه کنونی درمان یا ریشهکن نخواهد شد؛ به این دلیل ساده که منشأ بیماری مادی نیست. آنچه ما بهعنوان بیماری میشناسیم، در واقع نتیجه نهاییِ تولید شده در بدن و محصول نیروهای عمیق و طولانیمدت است. حتی اگر درمان مادی به تنهایی ظاهراً موفقیتآمیز باشد، چیزی بیش از یک تسکین موقت نخواهد بود، مگر آنکه علت واقعی برطرف شود. (۱۹۳۱، ص ۶)
بیماری هرگز با روشهای مادیگرایانه کنونی درمان یا ریشهکن نخواهد شد؛ به این دلیل ساده که منشأ بیماری مادی نیست. آنچه ما بهعنوان بیماری میشناسیم، در واقع نتیجه نهاییِ تولید شده در بدن و محصول نیروهای عمیق و طولانیمدت است. حتی اگر درمان مادی به تنهایی ظاهراً موفقیتآمیز باشد، چیزی بیش از یک تسکین موقت نخواهد بود، مگر آنکه علت واقعی برطرف شود. (۱۹۳۱، ص ۶)
روانکاوی تحلیلی پویشی باخ (بچ)
دکتر بچ معتقد بود: بیماری هرگز با روشهای مادیگرایانه کنونی درمان یا ریشهکن نخواهد شد؛ به این دلیل ساده که منشأ بیماری مادی نیست. آنچه ما بهعنوان بیماری میشناسیم، در واقع نتیجه نهاییِ تولید شده در بدن و محصول نیروهای عمیق و طولانیمدت است. حتی اگر درمان…
استفاده بچ از اسانسهای گل در درمان
بچ هر یک از داروهای خود را بر روی خودش آزمایش کرد و یافتههای او متعاقباً توسط همکار و دوستش، دکتر «اف. جی. ویلر (F.J. Wheeler) که آنها را در طبابت خود به کار میبرد، تأیید شد. بچ همچنین بیماران بسیاری را با موفقیت توسط این داروها درمان کرد. از آنجا که همواره قصد داشت سیستم درمانی خود را در دسترس افراد عادی و همچنین پزشکان قرار دهد، آن را در چندین کتابچه توضیح داد (۱۹۳۱، ۱۹۳۳، ۱۹۳۴، ۱۹۳۶). او این مسیر را تا زمان مرگش در سال ۱۹۳۶ ادامه داد؛ پس از او، مری تابور، ویکتور بولن و نورا ویکس این راه را ادامه دادند. سپس جان رامسل و خواهرش نیکی موری، و تا به امروز جان رامسل به نام او این کار را تداوم بخشیدهاند. او اگرچه اکنون بازنشسته شده است، اما همچنان به دخترش جودی هاوارد کمک میکند.
عصارههای گل بچ در حال حاضر در سراسر جهان شناخته شده و در درمان انسانها مورد استفاده قرار میگیرند؛ اما بچ اصرار داشت که داروهای او میتوانند به طور موثری در درمان گیاهان و حیوانات نیز به کار روند. اولین گزارش رسمی از استفادهی آنها در درمان حیوانات توسط نورا ویکس در سال ۱۹۳۹ ارائه شد. همانطور که او بعدها توضیح داد: حیوانات نیز مانند انسانها از نوسانات خلقی رنج میبرند و این حالات، وضعیت سلامتی آنها را نشان میدهد... این داروها به انسان و حیوان به طور یکسان کمک میکنند. (۱۹۴۲). امروزه این اسانسها به طور گستردهای برای این منظور استفاده میشوند.
بچ هر یک از داروهای خود را بر روی خودش آزمایش کرد و یافتههای او متعاقباً توسط همکار و دوستش، دکتر «اف. جی. ویلر (F.J. Wheeler) که آنها را در طبابت خود به کار میبرد، تأیید شد. بچ همچنین بیماران بسیاری را با موفقیت توسط این داروها درمان کرد. از آنجا که همواره قصد داشت سیستم درمانی خود را در دسترس افراد عادی و همچنین پزشکان قرار دهد، آن را در چندین کتابچه توضیح داد (۱۹۳۱، ۱۹۳۳، ۱۹۳۴، ۱۹۳۶). او این مسیر را تا زمان مرگش در سال ۱۹۳۶ ادامه داد؛ پس از او، مری تابور، ویکتور بولن و نورا ویکس این راه را ادامه دادند. سپس جان رامسل و خواهرش نیکی موری، و تا به امروز جان رامسل به نام او این کار را تداوم بخشیدهاند. او اگرچه اکنون بازنشسته شده است، اما همچنان به دخترش جودی هاوارد کمک میکند.
عصارههای گل بچ در حال حاضر در سراسر جهان شناخته شده و در درمان انسانها مورد استفاده قرار میگیرند؛ اما بچ اصرار داشت که داروهای او میتوانند به طور موثری در درمان گیاهان و حیوانات نیز به کار روند. اولین گزارش رسمی از استفادهی آنها در درمان حیوانات توسط نورا ویکس در سال ۱۹۳۹ ارائه شد. همانطور که او بعدها توضیح داد: حیوانات نیز مانند انسانها از نوسانات خلقی رنج میبرند و این حالات، وضعیت سلامتی آنها را نشان میدهد... این داروها به انسان و حیوان به طور یکسان کمک میکنند. (۱۹۴۲). امروزه این اسانسها به طور گستردهای برای این منظور استفاده میشوند.
کاتارسیس (Catharsis) یا تزکیه و برونریزی روانی: در روانشناسی، کاتارسیس به معنای آزاد شدن احساسات سرکوبشده است
روانکاوی تحلیلی پویشی باخ (بچ)
عرق سرد اگر عرق سرد با هر یک از…
مهمترین دلایل عرق سرد:
۱. عوامل روانی و عصبی:
اضطراب شدید و حملات پانیک (Panic Attacks): شایعترین دلیل عرق سرد، پاسخ سیستم عصبی به ترس یا فشار روانی حاد است.
شوک روانی یا جسمی: واکنشی ناگهانی بدن به یک حادثه یا خبر ناگوار.
۲. فوریتهای پزشکی و بیماریها:
حمله قلبی: عرق سرد، بهویژه اگر همراه با درد قفسه سینه، تنگی نفس، یا احساس سنگینی باشد، میتواند نشانه جدی حمله قلبی باشد.
افت قند خون (هیپوگلیسمی): در افراد دیابتی یا کسانی که مدت طولانی غذا نخوردهاند.
عفونتهای شدید (سپسی): پاسخ بدن به عفونت گسترده در خون.
درد شدید: بدن در پاسخ به دردهای غیرقابل تحمل (مانند سنگ کلیه یا شکستگی) ممکن است عرق سرد کند.
مشکلات تنفسی: کمبود اکسیژن (هیپوکسی).
گرمازدگی شدید: که منجر به اختلال در سیستم تنظیم دمای بدن میشود.
۱. عوامل روانی و عصبی:
اضطراب شدید و حملات پانیک (Panic Attacks): شایعترین دلیل عرق سرد، پاسخ سیستم عصبی به ترس یا فشار روانی حاد است.
شوک روانی یا جسمی: واکنشی ناگهانی بدن به یک حادثه یا خبر ناگوار.
۲. فوریتهای پزشکی و بیماریها:
حمله قلبی: عرق سرد، بهویژه اگر همراه با درد قفسه سینه، تنگی نفس، یا احساس سنگینی باشد، میتواند نشانه جدی حمله قلبی باشد.
افت قند خون (هیپوگلیسمی): در افراد دیابتی یا کسانی که مدت طولانی غذا نخوردهاند.
عفونتهای شدید (سپسی): پاسخ بدن به عفونت گسترده در خون.
درد شدید: بدن در پاسخ به دردهای غیرقابل تحمل (مانند سنگ کلیه یا شکستگی) ممکن است عرق سرد کند.
مشکلات تنفسی: کمبود اکسیژن (هیپوکسی).
گرمازدگی شدید: که منجر به اختلال در سیستم تنظیم دمای بدن میشود.
👍1
در یک موضوع مشابه اما متفاوت (که بسیار تاثیرگذار و مهم است و باید به اشتراک بگذارم): کتاب «نقشههای بدنی» (Body Maps) را هم تهیه کردم و یکی از داروها را به صورت موضعی امتحان کردم. درباره استفاده از Vervain (۳ قطره) روی ناحیه تیروئید برای احتقان و درد در آن ناحیه خواندم. من حدود دو سال است که حس توده یا گرفتگی در این قسمت از گلویم دارم. این حس میآید و میرود و هیچ چیز تا به حال به آن کمک نکرده است. من مشکل تیروئید ندارم و تمام آزمایشها را انجام دادهام. به نظر میرسد در زمانهای استرس ظاهر میشود، اما گاهی هم در مواقع تصادفی که ربطی به استرس ندارد و نمیدانم چرا تجربهاش میکنم. به هر حال، دو هفته بود که با این حس درگیر بودم و دیشب قبل از خواب، ۳ قطره Vervain روی پایه گلویم زدم و به آرامی ماساژ دادم. در کمال ناباوری، آن حس فوراً از بین رفت! من واقعاً شوکه و خوشحالم!
حیوانات بسیار سادهتر و صادقتر از انسانها هستند؛ آنها هیچگونه ادعایی ندارند. زندگی را به شیوهای خاص میگذرانند، قوانین طبیعت را میشناسند و در دایره غریزه خود زندگی میکنند. آنها وانمود نمیکنند که خدا هستند یا باهوشاند؛ نه گاز اعصاب اختراع میکنند و نه مهمانیهای مجلل ترتیب میدهند.
جرالد دورل، طبیعتشناس و نویسنده، ۱۹۹۱
جرالد دورل، طبیعتشناس و نویسنده، ۱۹۹۱
روانکاوی تحلیلی پویشی باخ (بچ)
حیوانات بسیار سادهتر و صادقتر از انسانها هستند؛ آنها هیچگونه ادعایی ندارند. زندگی را به شیوهای خاص میگذرانند، قوانین طبیعت را میشناسند و در دایره غریزه خود زندگی میکنند. آنها وانمود نمیکنند که خدا هستند یا باهوشاند؛ نه گاز اعصاب اختراع میکنند…
حیوانات بر خلاف انسانها نقاب ندارن همین نقاب ها هستند که باعث میشن انسانها از خود حقیقی شون دور می مونن
چالشهای کلامی و کلیسای قرون وسطی
دیدگاه ارسطویی در قرن سیزدهم توسط سنت توماس آکویناس به دکترین رسمی کلیسا تبدیل شد، اما بعداً عوارضی ایجاد کرد. پذیرش اینکه حیوانات دارای «روح» هستند، به این معنا بود که آنها نیز میتوانند به بهشت بروند. این موضوع باعث نگرانی محققان کلیسا شد؛ آنها معتقد بودند شلوغی بهشت با ارواح حیوانی، انگیزه انسانها را برای پیمودن مسیر فضیلت کم میکند! همچنین وجود روح حیوانی، مشکلات اخلاقی درباره کشتن آنها برای غذا یا به بندگی گرفتنشان ایجاد میکرد. برای جلوگیری از این بحرانهای کلامی و فلسفی، فیلسوفان تحت فشار کلیسا، منکر وجود هرگونه ذهن و احساس در حیوانات شدند.
دیدگاه ارسطویی در قرن سیزدهم توسط سنت توماس آکویناس به دکترین رسمی کلیسا تبدیل شد، اما بعداً عوارضی ایجاد کرد. پذیرش اینکه حیوانات دارای «روح» هستند، به این معنا بود که آنها نیز میتوانند به بهشت بروند. این موضوع باعث نگرانی محققان کلیسا شد؛ آنها معتقد بودند شلوغی بهشت با ارواح حیوانی، انگیزه انسانها را برای پیمودن مسیر فضیلت کم میکند! همچنین وجود روح حیوانی، مشکلات اخلاقی درباره کشتن آنها برای غذا یا به بندگی گرفتنشان ایجاد میکرد. برای جلوگیری از این بحرانهای کلامی و فلسفی، فیلسوفان تحت فشار کلیسا، منکر وجود هرگونه ذهن و احساس در حیوانات شدند.
روانکاوی تحلیلی پویشی باخ (بچ)
چالشهای کلامی و کلیسای قرون وسطی دیدگاه ارسطویی در قرن سیزدهم توسط سنت توماس آکویناس به دکترین رسمی کلیسا تبدیل شد، اما بعداً عوارضی ایجاد کرد. پذیرش اینکه حیوانات دارای «روح» هستند، به این معنا بود که آنها نیز میتوانند به بهشت بروند. این موضوع باعث نگرانی…
خدایی بعد میگن ملاها خلن اینا که دست ملاها رو بستن
سویهی تاریک پیوند: وقتی حیوان، قربانی نیاز انسان میشود
با این حال، این پیوند ممکن است برای خودِ حیوان چندان سلامت نباشد. مشکل از جایی شروع میشود که ما از حیوان برای ارضای نیازهایی استفاده میکنیم که در روابط انسانی ناکام ماندهاند. وقتی با حیوان به عنوان فرزند، شریک یا دوستِ جایگزین رفتار میشود، ماهیت واقعی او نادیده گرفته میشود.
• لوس کردن و آسیبهای فیزیکی: مالکانی که حیوان را کودک خود میپندارند، اغلب با زیادهروی در خوراک و پاسخ به هر هوسِ حیوان، باعث چاقی و بیماریهای جسمی جدی در آنها میشوند.
• شیءانگاری: در مقابلِ گروه اول، مالکانی هستند که حیوان را نه یک موجود زنده، بلکه «شیای» برای نمایش موفقیت و پرستیژ خود میبینند. در این حالت، اگر حیوان نتواند انتظارات آنها را برآورده کند، به راحتی رها یا دور انداخته میشود.
با این حال، این پیوند ممکن است برای خودِ حیوان چندان سلامت نباشد. مشکل از جایی شروع میشود که ما از حیوان برای ارضای نیازهایی استفاده میکنیم که در روابط انسانی ناکام ماندهاند. وقتی با حیوان به عنوان فرزند، شریک یا دوستِ جایگزین رفتار میشود، ماهیت واقعی او نادیده گرفته میشود.
• لوس کردن و آسیبهای فیزیکی: مالکانی که حیوان را کودک خود میپندارند، اغلب با زیادهروی در خوراک و پاسخ به هر هوسِ حیوان، باعث چاقی و بیماریهای جسمی جدی در آنها میشوند.
• شیءانگاری: در مقابلِ گروه اول، مالکانی هستند که حیوان را نه یک موجود زنده، بلکه «شیای» برای نمایش موفقیت و پرستیژ خود میبینند. در این حالت، اگر حیوان نتواند انتظارات آنها را برآورده کند، به راحتی رها یا دور انداخته میشود.
اسانسهای گل برای استفاده به تنهایی یا همراه با سایر اشکال درمان، از جمله داروهای آلوپاتی یا هومیوپاتی، بیخطر هستند. در واقع، نشانههایی وجود دارد که اسانس گل بهعنوان یک کاتالیزور برای داروهای هومیوپاتی عمل میکند و اثرات آنها را افزایش میدهد (ریچاردسون-بودلر، ۱۹۹۴). بنابراین، آنها جذابیت قابلتوجهی برای آن دسته از افراد حرفهای یا غیرمتخصصی دارند که علاقهمند به استفاده از طب مکمل یا درمان کمکی هستند. آنها یک محصول کاملاً طبیعی و غیرسمی هستند و عوارض جانبی و مشکلاتی را که اغلب با استفاده از داروها و سایر محصولات دارویی مرتبط است، ایجاد نمیکنند.