مسطر، انقلاب و جامعه
271 subscribers
291 photos
90 videos
3 files
349 links
تماس با ادمین:
@mastar1357
Download Telegram
🔴یادداشت

🔷 مبارزه با فساد و لوازمی که رعایت نمی شود

گاهی در جامعه شعارهایی مطرح می شود اما به لوازم آن آگاهانه و تعمدا یا از سر غفلت بی اعتنایی می شود. بعضی شعارها فقط به کار پر کردن ویترین و نمایشگاه میخورد؛ که جنس ما جور است، همه چیز داریم، «مبارزه با فساد اقتصادی»هم داریم.


چطور می شود از جدی بودن مبارزه با فساد صحبت کرد اما به شفافیت مالی سازمانهای مختلف دولتی و عمومی بی توجه بود یا برای آن استثنا و استثنا قائل شد. اینگونه مبارزه با فساد، آب در هاون کوبیدن است.

چطور می شود شعار مبارزه با فساد را سر داد اما از رسانه، از خبرنگار و سینماگری که میخواهد درباره فساد کار کند حمایت نکرد. مبارزه با فساد را هم میخواهند به تنهایی و پشت درهای بسته انجام دهند. این شدنی نیست.

چگونه می شود از جدی بودن و صداقت در مبارزه با فساد سخن گفت اما مفسدین را به خوب و بد تقسیم کرد؟! مفسدین خوب، مفسدین بد؛ فسادهای پرداختنی، فسادهای پنهان کردنی؛مبارزه های فصلی، فسادستیزی هایی از جنس مچ گیری، ذیل رقابت های جناحی.

مبارزه با فساد اقتصادی اگر جدی بود، گزارشی هم از میزان پیشرفت در اجرای «قانون ارتقاءسلامت اداری» ارائه می شد!

مبارزه با جرائم اقتصادی اگر جدی بود قوه قضاییه «قانون پیشگیری از وقوع جرم» را جدی می گرفت!

مبارزه با فساد، برنامه ندارد، اولویت هایش مشخص نیست، شاخص و پاسخگو ندارد.

تکرار شعار مبارزه با فساد مهم نیست، وقتی لوازمی دارد که قرار نیست رعایت شود.
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت

🔷 جلوی مشکلات ازدحام نکنید!

حتما یکی از مشکلات جامعه پرمشکل ما این است که در همه مساله ها، صدای کسانی که ردای سیاست بر تن دارند بلندتر و حضورشان پر رنگ تر است.

هر جا مشکلی باشد اول از همه، اهالی سیاست آنجا حاضرند،نه برای حل مشکل، بلکه برای اینکه از آن مشکل بهره سیاسی خود را ببرند؛ فرقی نمی کند ریزگرد خوزستان باشد یا آتش سوزی تهران یا قطع گاز گیلان یا سیل بلوچستان، یا هر مشکل سیاسی و اقتصادی. اینها فقط مثالهای هفته های اخیر است،وگرنه همه جا و همه موضوعات از گذشته تا امروز در تصرف اهالی سیاست از هر جناح است.

و ای کاش اهالی سیاست، غیر از ردای سیاست چیز دیگری، تخصصی هم داشتند. این حاضران همیشه در صحنه، غالبا تنها همین یک کار را بلدند که هر جا مشکلی پیش آمد،صحنه را پر و گرد و غبار بلند کنند، شلوغ کنند تا نوبت به مشکل بعدی برسد.

چقدر اشکال گرفتند بر مردمِ گوشی به دستی که در متن حادثه پلاسکو مشغول فیلم برداری بودند،غافل از اینکه اهالی سیاست هم سر هر مشکل،دقیقا همین کار را می کنند. در حالی که نباید جلوی مشکلات ازدحام کنند؛ گاهی هم باید سکوت کنند،کنار بروند و اجازه دهند دیگران،یعنی متخصصین حرف بزنند، اهل علمِ همان ماجرا حرف بزنند.

جامعه ای که به علم احترام می گذارد، حریم علم را رعایت می کند.

@babaee_ehsan
🔴برگی از خاطرات

🔷 اجابت درخواست آیت الله شریعتمداری توسط امام

✳️سایت جماران، مصاحبه ای با حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی منتشر کرده است که خاطراتی جالب توجه دارد.


یکی از این موارد مربوط است به زمانی که آقای شریعتمداری با آقای ری شهری در مورد کودتایی که آقای شریعتمداری مدتی به خاطر آن محصور شده بود مصاحبه‌ای کردند و بعد هم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از ایشان سلب مرجعیت کرد. ایشان گفت و گویی با آقای ری شهری داشت که در آن گفت و گو یک حالت عذرخواهی هم بود و از تلویزیون پخش می‌شد...

ما آن روزها به همین مناسبت که آقای شریعتمداری این کارها را کرده بود در روزنامه مقاله می‌نوشتیم و مسائل پشت پرده این قضایا را افشا می‌کردیم و یکی از دلایل جاذبه‌هایی که آن زمان این روزنامه داشت همین است که کارهای این طوری انجام می‌دادیم و برای مردم هم جاذبه داشت که بدانند چه اتفاقاتی افتاده است.

همان شب هم که این برنامه پخش می‌شد ما چند مطلب به چاپخانه فرستاده بودیم. آن زمان هم چاپخانه مثل الآن دستگاه دیجیتالی نبود و حروف چینی دستی بود. کارها شده بود و حروف چینی شده بود و صفحه‌ها بسته شده بود و مصاحبه که پخش شد من خودم هم در تحریریه پای تلویزیون نشسته بودم و مصاحبه تمام شد و پشت میزم رفتم که بنشینم و فکر کنم و چیز جدیدتری هم بنویسیم که تلفن زنگ زد و من گوشی را برداشتم و دیدم که حاج احمد آقا است. (این یکی از مواردی بود که حاج احمد آقا شخصا پیام امام را به من منتقل می‌کردند)

سلام و احوال پرسی کردیم و گفتند که امام پیغامی برای شما دارند و من گفتم همین الآن باید به شما این را بگویم. پرسیدم پیغام چیست؟ گفتند امام فرمودند از این لحظه علیه آقای شریعتمداری هیچ چیزی در روزنامه چاپ نکنید. علتش این بود که آقای شریعتمداری در آخر مصاحبه وقتی از او پرسیدند خواسته ای‌داری یا نه؟ گفته بود از آیت‌الله خمینی میخواهم به روزنامه‌ها بگویند که دیگر روزنامه‌ها علیه من چیزی ننویسند. امام این را شنیدند و این دستور را دادند. حاج احمد آقا گفت امام فرمودند به شما بگویم از این لحظه در روزنامه هیچ چیزی علیه آقای شریعتمداری چاپ نکنید.

من گفتم ما یک چیزهایی به چاپخانه فرستادیم و حروف چینی و صفحه بندی شده و الآن هم آخر شب است، به امام بگویید اجازه بدهند ما اینها را چاپ کنیم و از فردا چشم. خودمان هم یک خورده انگیزه داشتیم که از این کارها بکنیم چون از دست آقای شریعتمداری ناراحت بودیم. گفتند من از امام می‌پرسم و به شما می‌گویم. (ضمنا اینجا این را بگویم که حاج احمد آقا امانتدار بود. یعنی همین نمونه نشان می‌دهد.)

تلفن قطع شد و شاید یکی دو دقیقه هم نشد و دوباره زنگ زده و گفتند که من از امام پرسیدم و امام گفتند نه خیر بگویید همین امشب قطع کنند و فردا صبح که روزنامه در می‌آید هیچ چیزی علیه آقای شریعتمداری نباشد. ما هم اطاعت کردیم و هر چیزی به چاپخانه فرستاده بودیم برگرداندیم و مطالب دیگری که مربوط به آقای شریعتمداری نبود آن شب فرستادیم و چاپ کردیم و فردا صبح که روزنامه بیرون آمد هیچ چیزی در مورد آقای شریعتمداری نداشت.
🔶(منبع:جماران)
@babaee_ehsan
🔴یادداشت

🔷 پیام مهم ریزگردها

انقلاب اسلامی از ابتدای استقرار و آگاهانه برای خود رسالت و پیام فراملی قائل بوده است. از یکسو در داخل ایده صدور انقلاب
مطرح شده بود و از سوی دیگر به دلیل ماهیت استقلال طلب و سلطه ستیز نظام نوپای جمهوری اسلامی، بسیاری نیز از آن سوی مرزها با انقلاب اسلامی احساس همدلی و همبستگی کردند.

طبیعی بود که قدرت های بزرگ، کشورهای عربی منطقه و به ویژه اسرائیل نفوذ ایران را نمی پسندیدند و از ابتدا و همچنان برای ایران مشکل آفرینی می کنند.

در این میان، نقش وضعیت داخلی ایران در هموار کردن مسیر تأثیرگذاری بر فراسوی مرزها اهمیت فراوان دارد.

هر واقعیتی در هر زمینه ای که تصویری ناکارآمد و نامطلوب از وضعیت داخلی به مخاطبان بیرونی ارائه نماید را باید مانعی در مسیر نفوذ مادی و معنوی ایران تلقی کرد.

از این منظر، وجود فقر و بیکاری،افزایش آسیب های اجتماعی، مشکلان زیست محیطی، فساد اقتصادی، کاستی ها در تامین حقوق شهروندی، همه این موارد علیرغم اینکه ظاهرا بی ارتباط با اهداف جمهوری اسلامی در ابعاد بین المللی هستند اما در واقعیت از نقشی اساسی برخوردار هستند.


به همین دلیل است که باید گفت که هر گونه بی تفاوتی نسبت به ارتقاء کیفیت زندگی و بی اعتنایی نسبت به بایسته های حکمرانی، قطعا از سرمایه های ما در آنسوی مرزها خواهد کاست.

@babaee_ehsan
🔴یادداشت

🔷مردی که او به تنهایی یک ارتش است!

حسن عباسی یک واقعیت است،وجود دارد، سخنرانی می کند، خود را تکثیر می کند. حتما برای کسانی که مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، هنری، نظامی و علوم انسانی را پیگیری می کنند ناشناخته نیست، تریبون دارد، به او تریبون می دهند.

ویدئویی از او، این روزهای شیرین کاری های ترامپ منتشر شده است و دست به دست می چرخد که به راحتی آب خوردن آمریکا را و انگلیس را تهدید به حمله می کند، او حتی در مکزیک هم نیرو دارد! سایت هم دارد!

پاسخ به این سوال که «او چه کاره است؟» به ما ارتباطی ندارد، به مقام های امنیتی و نظامی مرتبط است. برای غربی ها هم خیلی مهم نیست حسن عباسی چه کاره است؟ مهم این است که این قابلیت و استعداد را دارد که قطعه ای کارآمد و مؤثر از پازل اسلام هراسی و ایران هراسی باشد.

فقط این وسط مشخص نیست بالاخره دامن زدن به اسلام هراسی و ایران هراسی خوب است یا بد؟ احتمالا بد است تا اطلاع ثانوی! یا شاید بستگی دارد به تریبون داران اسلام هراسی و ایران هراسی!

از یکی پرسیدم چه باید کرد با حسن عباسی؟ نشانی مهدی خزعلی را داد. می گفت زبان همدیگر را خوب می فهمند، دو سر یک طیف هستند، شاید کنار هم باشند به هم نزدیک شوند، البته با این تفاوت که او سر این طیف است!
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت

🔷 حکمی در دفاع از هویت مشترک


25بهمن،سالروز صدور حکم اعدام سلمان رشدی نویسنده کتاب آیات شیطانی در سال1367 توسط امام خمینی بود.

یکی از رویکردهای امام خمینی این بود که در زمانه خود، فراتر از همه اختلاف های قومیتی و مذهبی در مسیر احیاء هویت «مشترک» اسلامی گام بر می داشت.

در این مسیر تلاش می کرد تا مسلمانان از منظر صیانت از هویت اسلامی خود، وضعیت جهان و قطب بندی های آن را به تماشا بنشینند و تحلیل کنند و نه با عینک هایی که منافع مسلمانان را در نقطه کور نگاه، قرار می داد.

امام خمینی از یکسو بر دشمنان مشترک تاکید می کرد و از سوی دیگر، مسلمانان را دعوت می کرد تا منافع و سرمایه های مشترک را در نظر بگیرند.

برای امام خمینی، وحدت مسلمانان بر مبنای احیای هویت مشترک، یک اصل بود.تفکیک وهابیت از اهل سنت و ستیز امام با این جریان را باید در همین راستا تحلیل کرد و نیز حکم امام برای اعدام سلمان رشدی که پای مهمترین عنصر هویت بخش جمیع مسلمانان در میان بود.

@babaee_ehsan
🔴 یادداشت

🔷 جای خالی جامعه شناسی

زمانی صدا و سیما، کلاسی از استاد جامعه شناسی، دکتر فرامرز رفیع پور را پخش می کرد. تمام که شد، ادامه پیدا نکرد، نظیر آن کلاس آموزشی هم احتمالا تولید و پخش نشد.

حضور جامعه شناسان در صدا و سیما کمرنگ است؛ در عوض روان شناسان حضور پیوسته و پر شماری دارند. هر دو دانش، مفید و ضروری هستند،با این تفاوت که روان شناسی به فرد می پردازد و جامعه شناسی به جامعه. به عبارت دیگر، روان شناسی در پاسخ به چرایی ایجاد مشکلات و راه حل ها به نقش فرد توجه می کند،اما جامعه شناسی به نهادها، ساختارها، به فرهنگ، به قوانین و به روابط اجتماعی، و نیز به تاریخ و فرایند تغییرات.

سهمی از عدم اقبال به جامعه شناسی همین است که روان شناسی بار مسوولیت را بر عهده فرد قرار می دهد اما مطالعات اجتماعی، گریبان جامعه را می گیرد. روان شناسی تحلیل خرد ارائه می دهد و جامعه شناسی به مخاطب نگاه کلان می دهد. در مباحث روان شناسی کمتر پای حکومت به میان می آید اما در تحلیل های جامعه شناسی، حتما به سهم حکومت پرداخته می شود، عملکرد حکومت بررسی می شود و به مطالبه از حکومت دامن زده می شود.

طلاق، بیکاری، اعتیاد، حاشیه نشینی، افزایش جرائم، روند رو به رشد فساد اخلاقی و اقتصادی، نابرابری اقتصادی، فاصله فرهنگی، جزء مساله های اجتماعی هستند نه مساله های فردی. حل مساله های اجتماعی، نرم افزار و دانش متناسب خود را می خواهد.احاله حل مساله های اجتماعی به خصوصیات فردی و به دانش روان شناسی، یک آدرس اشتباه است.

برای جامعه ای که با مشکلات متعدد مواجه است، تحلیل عقلانی مساله های اجتماعی جزء ضرورت هاست. از ظرفیت مطالعات و بررسی های اجتماعی در تقویت عقلانیت جامعه نمی شود چشم پوشید. گاهی جامعه شناسی نادیده گرفته می شود تا ریشه مشکلات دیده نشود.

@babaee_ehsan
آرمانگرایی بدون ملاحظه واقعیت ها، به خیال پردازی و توهم خواهد انجامید.(1392/5/6)
@babaee_ehsan
🔴گزیده مصاحبه

🔷 نگاه پیشگامان به حضور اجتماعی زنان

✳️ «شفقنا» مصاحبه ای با ملوک السادات بهشتی فرزند ارشد شهید بهشتی و رییس پژوهشکده مدیریت دانش پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات منتشر کرده است درباره نگاه پیشگامان انقلاب به حضور اجتماعی زنان. گزیده ای از آن تقدیم می گردد:

ایشان در حدود پنجاه سال پیش ... ابتدا این شرایط را برای خانواده خودشان فراهم کردند تا همسر و دخترانشان بتوانند تحصیلات عالی و به طور کلی فعالیت های اجتماعی داشته باشند؛ ... ۵۰ سال پیش، قبل از انقلاب شهید بهشتی همسر و فرزندان را با خود به تفرجگاه ها، سفر و سخنرانی ها می بردند... حتی آن زمانی که ما در آلمان بودیم ... در سخنرانی ها، جمع های دانشجویی و محیط های خانوادگی، خانواده را با خودشان می بردند ... می خواستند بگویند زن مسلمان محجبه می تواند به راحتی در تمامی این جلسات با حجاب شرکت کند.

روحانیتی که انقلاب را به وجود آورد با حضور زنان در جامعه مشکلی نداشت. ... اگر چهره های اصلی انقلاب می خواستند مثل افراد متعصب برخورد کنند و معتقد باشند که زن باید خدمتکار و آشپز باشد، اصلا انقلابی به وجود نمی آمد ... اگر حرکتی به وجود آمد و زنان ما در سطح مبارزاتی و در سطح علمی ظاهر شدند برای چنین دیدگاه وسیعی بود... البته که یکی از وظایف زن خانواده در اسلام مدیریت خانه محسوب می شود. بنابراین ما الگو را حضرت زهرا(س) قرار می دهیم چون هم مدیر خانه، هم همسر و هم فرد موثر در جامعه اسلامی به حساب می آمدند.

از شهید بهشتی پرسیدم شما نظرتان در مورد کار بیرون از خانه چیست؟ ... ایشان یک جمله کلیدی و طلایی گفتند که شما باید فعالیت اجتماعی داشته باشید اما تا حدی که به بچه ها صدمه ای وارد نشود.

افرادی مثل شهید بهشتی از ابتدا تلاش می کردند که خانم ها در صحنه اجتماع حضور داشته باشند و تصمیم گیرنده باشند. اولین فرد خانم گرجی هستند؛ ایشان به مردم معرفی و توسط مردم هم در مجلس قانون اساسی انتخاب می شوند یعنی دقیقا سال ۵۸ بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب محیط برای حضور زنان در سطح مجلس باز بود. امثال شهید بهشتی اصرار داشتند خانم های دیگری هم بیایند اما خودشان نیامدند و تنها خانم گرجی اعلام آمادگی کرد و به عنوان نماینده خانم ها در مجلس قانون اساسی بود.

قبل از انقلاب اولین فردی که جامعه الزهرا را پایه گذاری کرد، جمعی با شهید بهشتی و شهید قدوسی کار می کردند. می گفتند چرا تنها آقایان در حوزه به لحاظ علمی پیشرفت کنند، بنابراین برای حضور خانم ها، جامعه الزهرا را تشکیل دادند. در فضای قم آن زمان چنین کارهایی بسیار مشکل بود.

امثال شهید بهشتی مانتو و روسری را هم قبول داشتند اما چادر را حجاب کامل می دانستند.

ای کاش ما قبل از اینکه با عنوان سیاسی افراد را مورد بررسی قرار دهیم افراد را با تفکر، اندیشه و منش آنها می شناختیم... مثلا آقای قدوسی را هیچ کس به خوبی نمی شناسد و هیچ وقت کسی نگفت تفکر آقای قدوسی چه بود فقط می گویند ایشان دادستان بود به نظر من این ظلمی است که به این شخصیت ها شده است....
@babaee_ehsan
با تمام اولياي الهي پيمان مي بنديم كه در راه مقاومت مقابل اشغال گري هاي اسرائيل ثابت قدم بمانيم.
(از آخرین سخنرانی دبیر کل حزب الله لبنان،شهید سید عباس موسوی)
@babaee_ehsan
🔴 مروری بر زندگی سید عباس موسوی

سيدعباس موسوي در سال 1952 (1331ش ) در بعلبک لبنان به دنيا آمد. پس از چند سال خانواده ايشان به ضاحيه – قسمت جنوبی بیروت- مي روند.

در هيجده سالگي، همراه چند نفر از برادران مقاومت در لبنان، برای شرکت در دوره هاي نظامي عليه رژيم صهيونيستي به سوریه می رود.

بعدها پدرش او را به ديدن امام موسي صدر مي برد. سيد عباس موسوی مدت دو سال نزد امام موسي صدر در صور مي ماند و دروس حوزوي مي خواند و آموزش مي بيند. بعد از دو سال، سید به توصیه امام موسي صدر به نجف می رود.

امام موسي صدر، نامه اي هم به سيد محمدباقر صدر در عراق مي نويسد و سيد را به او معرفي مي كند. علاقه شديدي بين امام محمد باقر صدر و سيد به وجود مي آيد.

سيدحسن نصرالله هم با نامه امام موسي صدر، به نجف مي رود. اوايل، سيد حسن نصرالله، سيدعباس موسوي را نمي شناخته است. روزي به يكي از روحانيون مي گويد كه مي خواهم به نزد امام محمد باقر صدر بروم. آن روحاني به او مي گويد: «امام محمد باقر صدر تحت مراقبت است و فقط يك نفر جرأت دارد تو را نزد ايشان ببرد و آن هم سيد عباس موسوي است.»

سيدعباس، سيدحسن نصرالله را نزد امام محمد باقر صدر مي برد.

رژيم عراق، قصد ترور سيد عباس را مي كند. بعضی علمائي كه آن زمان تحت تعقيب رژيم عراق بودند، مخفيانه از عراق به لبنان مي روند.

سيدعباس، به بعلبك مي رود. در سال 1979 ميلادي، در بعلبك حوزه اي براي ادامه تحصيل روحانياني كه به لبنان آمده بودند را تأسيس مي كند. خانم ايشان به نام ام ياسر هم كه نزد خواهر امام موسي صدر آموزش مي ديدند، حوزه اي به نام الزهراء ، براي خواهران تأسيس مي كند.
سید عباس موسوی فعالیت های تبلیغی جدی را آغاز می کند و با سفر به روستاهای جنوب لبنان با بسیاری از جوانان ارتباط برقرار می کند. همین جوانان بودند که هسته های اولیه مقاومت را شکل دادند.

سيد سال 1979 به ايران سفر كرد و از نزديك با افكار امام خميني، آشنا شد.

وقتي اسرائيل سال 1982 بخش هایی از لبنان را اشغال كرد، سيدعباس موسوي، 1982 سازمانی به نام بسیج عمومی مستضعفین را تأسیس کرد که بعدها به نام مقاومت اسلامي معروف شد
سید عباس موسوی با هم فکری جمعی از علماء و گروهی از شاگردان خود، جنبش انقلابی «حزب الله لبنان» را بنیان نهاد و به عنوان دبیر کل این حرکت شیعی، با فکری روشن، دیدگاه های ابتکاری، روحیه توأم بااخلاص و صفا، برخوردهای واقع بینانه و دور از رفتار تصنّعی، اقشار گوناگون و به خصوص نسل جوان را شیفته خود ساخت.

سید عباس موسوی ظهور حزب الله در این سرزمین را مظهر انقلاب اسلامی لبنان می دانست. در پاییز سال 1362 ه . ش در دفاع از جمهوری اسلامی ایران علیه متجاوزان بعثی، در عملیات والفجر شرکت جست تا سرانجام بنا به درخواست امام خمینی رحمه الله و بنا بر اتفاق نظر مسئولین نظام ایران، به لبنان اعزام گردید؛ چرا که صحنه لبنان بیش از جبهه های جنگ ایران به وجود او نیاز داشت.

در کنفرانس های سیاسی، فکری و فرهنگی که در تهران، اسلام آباد، دمشق و آلمان منعقد می گردید، حضور می یافت. در هر کجای جهان وقتی اجتماعی برای رسیدگی به امور فلسطین، کشمیر، افغانستان، یا هم بستگی با مسلمانان مبارز در الجزایر، تونس، مصر، عراق، و یا دیگر نقاط برگزار می شد، خود رابه آنجا می رساند و با برجسته ترین رهبران کشورهای اسلامی و جنبشهای مسلمین در جهان اسلام، مراوده و ارتباط برقرار کرد.

سرانجام، سید عباس موسوی در روز 28 بهمن 1370 ه . ش (16 فوریه 1992) که برای شرکت در مراسم یادبود هشتمین سالگرد شهادت شیخ راغب حرب به جبشیت لبنان رفته بود، به هنگام بازگشت توسط قوای صهیونیستی همراه با همسر و فرزندش به فیض شهادت نائل شد.
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت

🔷 کدام «دولت»مقصر است؟

بیکاری، مشکلات زیست محیطی مانند آلودگی هوا و ریزگردها، کم آبی و هدر رفت آب، نه به فوریت ایجاد شده است نه به فوریت رفع می شود.

اما برخی از دست اندرکاران عرصه سیاست، که فقط از منظر و با معیار دستیابی به قدرت همه چیز را تحلیل می کنند به معضلات هم به عنوان یک فرصت نگاه می کنند و سعی می کنند پشت همین معضلات سنگر بگیرند و از کمان همین مشکلات به رقیب تیر بیاندازند.

برخوردهای سیاسی با مساله ها و معضلات کشور اگر هم از عدم صداقت حکایت نکند نشانه سوء تفاهم های مبنایی یا عدم عقلانیت در مواجهه با مشکلات است.

در تحلیل مساله ها و معضلات کشور نیاز مبرم به تفکیک دو مفهوم از «دولت» داریم. در معنای اول منظور از دولت، یک نهاد است به معنای «حاکمیت» و در معنای دوم، منظور از دولت یک بخش از حاکمیت به معنای «قوه مجریه» است مثلا به ریاست محمود احمدی نژاد یا حسن روحانی.

خیلی ها وقتی به معضلات می پردازند، در یافتن مقصر و مخاطب مطالبات و بررسی ریشه های مشکل، نگاه ها را به اشتباه و از سر ساده نگری به دولت به معنای قوه مجریه جلب می کنند و به آدرسی اشتباه اشاره می کنند. متاسفانه تا زمانی که این رسم و عادت غلط _اگر نگویم فرصت طلبانه_ وجود دارد، امیدی هم به رفع ریشه ای مشکل وجود ندارد چرا که اساسا ریشه مشکل به درستی شناسایی نشده است.

چه بپسندیم یا نپسندیم معضلات موجود، «برآیند» چندین دهه عملکرد دولت به معنای کلان آن یعنی حاکمیت بوده است. حتی واقع بینانه این است که نقش و تاثیرگذاری حاکمیت در بروز معضلات امروز را تا قبل از انقلاب نیز امتداد دهیم و از سهم ریل گذاری های نادرست آغازین نیز سراغ بگیریم.

موضوع این نیست که قوه مجریه ی حاکم نباید نقد شود، مساله این است که ای کاش بخشی از همتی که صرف طعنه و کنایه و خرده گیری بر مثلا سازمان محیط زیست موجود می شود به شناخت صحیح معضلات اختصاص یابد، آنوقت حتما دایره مقصرین ماجرا خیلی ها و خیلی های دیگر حتی مدعیان امروز را نیز در بر خواهد گرفت.

مشکل فقط ریزگردها نیست، مشکل مهمتر و بزرگتر، کسانی هستند که فضای تحلیل را غبارآلود می کنند.

@babaee_ehsan
✳️به مناسبت چهلمین روز درگذشت آیت الله هاشمی.

🔴یادداشت

🔷 6 نکته از منظر ناظر بیرونی:

1. گرچه خیلی ها ناظر به حوادث بعد از انتخابات سال 88، بین هاشمی، خاتمی، کروبی و موسوی تفاوتی قائل نمی شوند اما به نظر می رسد هاشمی و خاتمی هر چند بنا بر تحلیل و نگاه خود نسبت به وضعیت موجود ناراضی بودند اما مسیری متفاوت داشتند و از روشی دیگر پیروی می کردند.

2. باید منتظر گذشت زمان باشیم و ببینیم در متن خاطرات و گزارش هایی که بعدها منتشر خواهد شد، رابطه این چهار تن با یکدیگر پس از انتخابات 88 چگونه بوده است؟ حتما به درک تفاوتها کمک می کند.

3.هر چند بعضی علائق عاطفی و سیاسی بین اصلاح طلبان و نیز به اصطلاح اعتدالگرایان با موسوی و کروبی قابل انکار نیست، اما به نظر می رسد آنها در دو راهی به وجود آمده، به اختیار یا بنا بر اجبار، روش هاشمی و خاتمی را برگزیده اند.

4. نه فقط نخبگان اصلاح طلب که ایام انتخابات با موسوی و کروبی بودند، بلکه اکثریت آن دسته از مردم هم که هوادار این دو بودند، به مرور زمان مسیر خود را با هاشمی تنظیم کردند و در عمل و مشی سیاسی از روش موسوی و کروبی فاصله گرفتند.

5.هاشمی در چند سال اخیر بعد از 88 در کار «محاسبه گری» بود. با تحلیلی که داشت_صرفنظر از درستی و نادرستی آن _ از وضع موجود رضایت نداشت. او در شرایط عدم رضایت، حرکت خود را با دو شاخص تنظیم می کرد؛ یک: استفاده از همه ظرفیتهای موجود و در دسترس برای بهبود شرایط به ویژه از طریق ارتباط مستقیم با مردم و نیز استمرار ارتباط با ارکان نظام و دوم: حفظ پیوند بین مردم و نخبگان سیاسی ناراضی با نظام و انقلاب.

6.به نظر می رسد این روش را اصلاح طلبان از هاشمی آموخته اند که اگر اینگونه باشد، فرصتی است برای استحکام بیشتر نظام و عبور از چالش های حال و آینده.

@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(1)

🔷مقدمه

اصولگرایی و اصلاح طلبی، دو جریان سیاسی اصلی کشور هستند که مشخصه های فکری و رفتاری این دو جریان بر وضعیت حال و مسیر آینده کشور موثر است. به دلیل همین تاثیرگذاری نمیتوان به راحتی از کنار نقد و ارزیابی این دو جریان با بی اعتنایی عبور کرد.

از امروز چند یادداشت متوالی در نقد و آسیب شناسی این دو جریان ارائه خواهد شد با این امید که از جنس واقع نمایی باشد و برای شناخت باید ها و نبایدها مفید واقع گردد.

از این یادداشت های 20گانه _و شاید کمتر_ نیمی و شاید بیشتر به ارزیابی جریان اصولگرایی اختصاص دارد.

یادداشتها درباره اصولگرایی را مقدم مطرح خواهم کرد فقط به این دلیل که زودتر آماده شده است.

نقدها پراکنده است و در نتیجه موارد نقد نسبت به دو جریان متناظر یکدیگر نیست. و باز این نکته مهم است که آنچه ذکر می شود همه موارد قابل طرح نیست. و چه بسا آنچه آنچه در نقد یک جریان مطرح می شود، در جریان دیگر نیز مصداق داشته باشد.

طبیعی است که درباره شیوه و محتوای نقد، اختلاف نظر وجود داشته باشد. چندان مهم نیست اگر نتیجه افزایش آگاهی باشد.امید که دیگران هم در این عرصه حضور پیدا کنند و با نقد و ارزیابی و آسیب شناسی، به کارآمدی دو جریان سیاسی کمک کنند.

این نیز چندان اهمیت ندارد که نگارنده به کدام جریان سیاسی تعلق خاطر دارد. مهم این است که برای همه ما، تعلق به جناح های سیاسی ارتباط هویتی ما را نسبت به اسلام و ارزش های بنیادین انقلاب اسلامی مخدوش نسازد.

اولین یادداشت به «عدم استقبال از آسیب شناسی» اختصاص دارد .

@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(2)

🔴 جریان اصولگرایی

🔷 اصولگرایان و استقبال از نقد

می توان عدم استقبال و اهتمام جریان اصولگرایی از نقد را اولین اشکال و آسیبی دانست که بر این جریان وارد است.
والبته میتوان همین اشکال را بر دیگران نیز وارد دانست اما دلیل این عدم استقبال در مورد اصولگراها متفاوت و ریشه های آن نیز مهمتر است.

ادبیات برخی تریبون داران اصولگرایی به گونه ای است که راه را بر نقد و آسیب شناسی مبنایی و درونی می بندد یا آن را در حد نقد تاکتیک ها ی انتخاباتی متوقف می کند و به اشکالات مبنایی ورود پیدا نمی کند.

نحوه مواجهه برخی از تریبون داران و فعالان رسانه ای اصولگرایی با نتایج انتخابات اسفند 94 نمونه خوبی است که نشان می دهد چگونه ادبیات و طرز فکر برخی اصولگرایان اجازه نقد درونی را نمی دهد.

اینکه گفته شد «اصولگرایان در انتخابات شکست فرهنگی خوردند نه سیاسی» و یا «در این انتخابات بال و پر ولایت را چیدند» یا مردم تهران به «اهل کوفه» تشبیه شدند از برخی تحلیل ها و تصویرسازی ها و همسان پنداری های تاریخی حکایت میکند که آورده ی مهم آن خود حق بینی مطلق است به گونه ای که انتخاب مردم را اگر به نفع نباشد به تمامی، مصداقی از اشکال انتخاب گران می شمارد و جایی برای فرض اشکال در مورد کاندیداهای اصولگرایان یا وجود ایراد درجریان اصولگرایی باقی نمی گذارد.

با این ادبیات، آسیب شناسی جریان اصولگرایی، هزینه بردار است،همچنانکه هر اصلاح و تغییر مسیر در جریان اصولگرایی اینگونه است. مشابه سازی های تاریخی و وام گرفتن از اقبال و ادبارهای مردم نسبت به ائمه معصومین علیهم السلام، راه را بر نقد می بندد.

اصولگرایان حتی برای اینکه شتکی بر قبای قداست آنان ننشیند، وقتی هم که میخواهند رئیس جمهور سابق را نقد کنند؛ اول احمدی نژاد را با عنوان «جریان انحرافی» نشانه گذاری و نفی می کنند تا به این ترتیب نقد احمدی نژاد و دولت8ساله او، نقد اصولگرایی تلقی نشود. این روش عافیت طلبانه نه تنها قداست آنها را تضمین نکرد بلکه یک فرصت مهم تاریخی را برای نقد و ارزیابی جریان اصولگرایی از آنان سلب کرد.

روی دیگر سکه خود حق بینی اصولگرایان، ترویج این نگاه است که هر که غیر ماست از جنس باطل است. در واقع خود حق بینی بسیاری اصولگرایان از باطل انگاری دیگران تغذیه میکند.

غیر از احساس استغنا نسبت به آسیب شناسی، یکی از تبعات نامبارک این نگاه به خود و دیگری، حذف «پرسش از کارآمدی» است.

مساله حق و باطل بودن برای اصولگرایان به گونه ای مطرح می شود که جا را برای پرسشهای دیگر تنگ می کند در حالی که حق بودن اعتقادی، «لزوما» به معنای درستی و کارآمدی شیوه ها و جزئیات رفتاری نیست .
@babaee_ehsan
یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی «غیر اسلامی» را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شأن مجتهد است واقعاً مدیر و مدبر باشد.(3اسفند67)
@babaee_ehsan
حوزه ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس العمل مناسب باشند.(3اسفند67)
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(3)

🔴 جریان اصولگرا

🔷 غفلت از لوازم دستیابی به قدرت

هر دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب، همواره به دنبال دستیابی به قدرت _ در قوه مجریه و مجلس _ هستند که امری کاملا طبیعی است. اما حداقل دو اشکال در مورد نوع تلقی و نحوه مواجهه جریان اصولگرایی با قدرت وجود دارد.

اشکال اول این است که جریان اصولگرا به گونه ای رفتار می کند که گویی دستیابی به قدرت را برای حل مشکلات کافی میداند و با ساده انگاری، مشکل اصلی کشور را مسوولان و نمایندگان می داند، به گونه ای که اگر این مناصب را اصولگرایان از آن خود کنند، مشکلات کشور حل خواهد شد!

نشانه هم اینکه همه همت شخصیتها و محافل اصولگرایی در حال حاضر و مثل ادوار گذشته، صرف نقد جریان رقیب می شود، بی آنکه در وجه ایجابی تلاش شود شالوده ای جدید بنا شود و نسخه ای تازه ارائه گردد.

ظاهرا اصولگرایان خود را بی نیاز می بینند که برای فردای روزی که به قدرت دست پیدا می کنند، خود را آماده کنند. 8 سال ریاست دولت و 12 سال حاکمیت بر مجلس باید جریان اصولگرایی را به تأمل وا می داشت. اما متاسفانه باز هم غلبه نگاه «شخص محور» در فرهنگ عمومی و فرهنگ سیاسی ما، همه تقصیر را بر گردن «شخص» رئیس جمهور قبل انداخت.

در هفته های ابتدایی بعد از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، در جلسه ای، برخی دوستان اصولگرا با تحلیل آرا، می گفتند احتمالا حسن روحانی رئیس جمهور یک دوره ای خواهد بود. در حالی که جا داشت گفته شود که «ای کاش دو دوره ای باشد که لااقل فرصت بیشتری باشد برای تامل روی مساله ها»، 4 سال فرصت زیادی نیست! اصولگراها که قدرت بگیرند، مساله ها که از بین نمی رود. اصولگرایان هستند و معضل آب و محیط زیست، اصولگرایان هستند و مشکل فقر و تورم و بیکاری؛ اصولگرایان هستند و بلای فساد اقتصادی و فساد اداری. و مساله های دامنه دار اعتیاد و یازده میلیون زیر عنوان حاشیه نشینی و افزایش طلاق و کاهش ازدواج، شمار رو به افزایش ترک تحصیل و سرجمع همه موارد: نابرابری. بگذریم از موضوعاتی مثل سیاست خارجی و هنر و آزادی که ظاهرا گمان می شود نزد اصولگرایان، این موضوعات حل شده است.

فقدان پرداختن به این مساله ها در حالی است که سهم اصولگرایان از دانشگاه ها و موسسات پژوهشی و رسانه ها و تریبونهای همسو که به این چالشها بپردازند کم نیست.

اصولگرایان اگر به دنبال آن هستند که باید در اداره جامعه طرحی نو در انداخت، بیش از دیگران باید به گفتگوهای «مساله محور»دامن بزنند، راه حل ها را نقد کنند و راه حل تازه ارائه کنند.

این معضل در جناح رقیب نمود کمتری دارد از جمله به این دلیل که جریان اصلاحات حضور بیشتر و پررنگ تری در قوه مجریه داشته است و دیگر اینکه جریان اصلاحات مقاومت کمتری نسبت به علوم و دستاوردهای غربی دارد که بعدا به آن خواهیم پرداخت.
@babaee_ehsan
چه بسا شیوه های رایج اداره امور مردم در سالهای آینده تغییر کند...علمای بزرگوار اسلام از هم اکنون باید برای این موضوع فکری کنند.(منشور روحانیت.3اسفند67)
@babaee_ehsan
روحانیت تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمیتواند درک کند که اجتهاد مصطلح برای اداره جامعه کافی نیست.
(منشور روحانیت،3اسفند67)
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت

🔷 یادآوری یک پیام

سوم اسفند سال 1367، امام خمینی پیامی صادر نمود که به «منشور روحانیت» معروف شد. مخاطبی عام داشت یعنی مردم و مخاطبی خاص شامل مراجع، اساتید و طلاب حوزه های علمیه و جامعه روحانیت.

امام خمینی در این پیام از برخی مهمترین لوازم کارآمدی روحانیت و حوزه های علمیه سخن گفت و حتما این پیشفرض را در ذهن داشت که بدون حوزه و روحانیت کارآمد، توقع کارآمدی نظام جمهوری اسلامی، غیر واقع بینانه است.

فراوان، درباره توقعات حوزه های علمیه از نظام جمهوری اسلامی،در مورد انتظارات روحانیت از فضای عمومی جامعه شنیده ایم اما نباید فراموش کرد که توقعات و انتظارات، دو سویه است. این پرسش نیز قابل طرح است که حوزه های علمیه تا چه میزان، توقعات نظام و جامعه را برآورده ساخته است؟

«منشور روحانیت» از سوی یکی از فرزندان برجسته حوزه صادر شده است که بر مسند حاکمیت نیز نشسته بود. امام در واپسین روزهای حیات خود، از یک راه طی شده سخن می گفت که «اجتهاد مصطلح کافی نیست.»

بسیاری از آنچه امروز در حوزه های علمیه صورت می گیرد، علیرغم اینکه ارزشمندی آن قابل انکار نیست، اما قبل از انقلاب نیز قابل انجام بود. مشخصه اصلی حوزه انقلابی را نباید به موضع گیری های سیاسی تنزّل داد، مهمترین ویژگی این است که حوزه انقلابی، مساله های خود را بر اساس مساله های انقلاب و نظام، بر پایه نیازهای جامعه، انتخاب و تنظیم می کند.

ما «مساله» کم نداریم. مهم این است که حوزه های علمیه از کنار پیام و توقع امام با غفلت عبور نکنند، همچون امام در این پیام، شجاعت نگاه کردن به افق های بلند در دوردست را داشته باشند. مهم این است جایگاه مناسب خود برای دفاع از نظام و نظارت بر نظام را پیدا کنند. مهم این است که کارنامه نظام در زمینه های مختلف را از کارنامه خود جدا نبینند.

امام در «منشور روحانیت»حرفهای شنیدنی زیاد دارد. خدمات روحانیت، خطر متحجرین از روحانیت، بایسته های تحصیلات حوزوی، نقش فقه و تراز اجتهاد، دستاوردهای دفاع مقدس و حکم اعدام سلمان رشدی، برخی از مهمترین موضوعات این پیام است که برای تداوم فکر انقلاب، نیازمند بازخوانی آن هستیم.

@babaee_ehsan