مسطر، انقلاب و جامعه
271 subscribers
291 photos
90 videos
3 files
349 links
تماس با ادمین:
@mastar1357
Download Telegram
Forwarded from Deleted Account
خداوند رب البیت است، ما باید به تکلیف خود عمل کنیم،نتیجه حاصل شود یا نشود به ما مربوط نیست،با خود اوست. آنچه به ماها مربوط است، حفظ حیثیت علم و اسلام و عمل به وظایف الهیه است.(46/11/4)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 یادداشت

🔷 سهم پرسش از بایسته های حکمرانی

بعد از پیروزی انقلاب کتاب های متعددی با موضوع ولایت فقیه به ویژه توسط اساتید و دانش آموختگان حوزه منتشر شد.
مساله ای که با توجه به نیاز روز و تشکیل نظام اسلامی بر محور این نظریه، طبیعی و لازم بود. هنوز نیز انتشار آثاری با موضوع ولایت فقیه ادامه دارد.

محور آثار درباره ولایت فقیه بعد از تبیین مقدمه «ضرورت تشکیل حکومت»، پاسخ به این پرسش مهم است که «چه کسی باید حکومت کند? » و نیز اینکه «حاکم اسلامی از چه میزان اختیارات برخوردار است؟»، همچنین از «نقش مردم در تشکیل حکومت اسلامی» سخن به میان می آید.

در کنار پرسش از شرایط حاکم اسلامی، پرسش مهم دیگری هم قابل طرح است و آن «چگونگی حکمرانی» است که متاسفانه کمتر از سوی حوزه های علمیه مورد توجه قرار گرفته است.

صرفنظر از تبیین عقلانی اهمیت پرسش از کیفیت حکمرانی، در متون دینی نیز می توان مواردی را می توان یافت که نشان می دهد این موضوع در متون دینی بی سابقه نیست. به عنوان نمونه، موضوع فرمان حضرت امیر به مالک اشتر، شرایط حاکم اسلامی نیست، بلکه کیفیت حکمرانی است.

کیفیت حکمرانی تنها وابسته به عملکرد حاکم اسلامی و ولی فقیه نیست، بلکه برایند یک نظام اجتماعی است، نهادهای تولید علم_حوزه و دانشگاه_، فرهنگ عمومی جامعه، قوانین و ساختارها و سازمانهای حاکمیتی، رسانه ها ... همه این مولفه ها در کیفیت حکمرانی تاثیر دارند.

بی اعتنایی به موضوع کیفیت حکمرانی، نظام اسلامی را در معرض «خطر شکل گرایی» قرار میدهد که همه چیز ظاهرا اسلامی است اما، ممکن است رویه ها و فرایندها واقعا در غیاب ارزش ها و اهداف اسلامی شکل بگیرد و تداوم بیابد.

قرار نیست دو پرسش مهم «شرایط حاکم اسلامی» و «کیفیت حکمرانی» جای یکدیگر را تنگ کنند و جایگزین یکدیگر شوند. هر یک از دو موضوع اهمیت و کارکرد خود را دارند و هیچکدام جای خالی دیگری را پر نمی کند.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴گزیده ای از یک مصاحبه

🔷 میوه های کال در حوزه عدالت پژوهی

✳️ در شماره اخیر ماهنامه خردنامه،مصاحبه ای با دکتر سید احسان خاندوزی در خصوص چرایی به ثمر نرسیدن نظریه پردازی در زمینه عدالت منتشر شده است که گزیده هایی از آن خواهد آمد:

ما دچار توهم هستیم که فکر می کنیم می شود فقط در دانشگاه یا در حوزه نشست و نظریه ای برای حوزه ی علوم اجتماعی تدوین کرد. این نشدنی است.

کارها و مطالعاتی صورت می گیرد اما جریان مستمر و دائم و زایایی در حوزه عدالت پژوهی کشور نداریم.چرا چنین جریانی نداریم؟

آسیب عدم زایایی در مطالعات اجتماعی کشور را به آنجا برمیگردانم که اساسا کوشش عالمان علوم اجتماعی در هر کشور فقط تا چند گام به دلیل خودانگیختگی عالمان علوم اجتماعی پیش می رود. بعد از آن حتما نیازمند این است که بازخورد آن ایده را در بقیه فضای فکری و پژوهش کشور و در لایه های بعد، در فضای سیاست گذاری کشور ببیند. بر اساس بازخوردهایی که گرفته می شود گام های بعدی و تکمیلی رخ می دهد.

جان رالز 10سال قبل از اینکه کتاب معروفش را بنویسد در اوایل دهه 1960 چندین مقاله و یادداشت مختصر را در مورد اینکه چطور می شود ایده انصاف را پایه یک تئوری برای عدالت قرار داد، نوشته بود. این نوشته ها بازخوردهای بسیار زیادی در داخل و در درون جامعه علمی، چه عالمان علوم سیاسی، چه عالمان رشته مثلا فلسفه اخلاق و بعضی از اقتصاد دانان و غیره پیدا کرده بود. در 1971 وقتی کتاب رالز منتشر می شود دوباره بازخورد خیلی وسیع تری موجب شد رالز به اجبار، پویایی نظریه خود را لحاظ کند، ایرادات را بهتر بفهمد، از نکات و نقدها خوانش جدیدی پیدا کند و ویرایش دوم و سوم را ارائه کند.

هیچکدام از ایده هایی که در فضای پژوهشی و علمی کشور پیرامون عدالت مطرح شده، فرایند رشد و بلوع خودشان را طی نکردند...می شود گفت قبل از اینکه بتوانند خودی نشان بدهند و پا به عرصه وجود بگذارند عمرشان به پایان رسید، نه بازتابی در جامعه پژوهشگران و اندیشمندان و نخبگان پیدا می کنند و نه اقبالی از طرف سیاستگذاران صورت می گیرد تا آن نظریه را به آزمون بگذارند.

باید ایده ها در فضای علمی و پژوهشی و جلسات و محافل و مقالات و نقدها پژواک پیدا کند.

اگر دست سیاستگذار به سمت عالمان علوم اجتماعی دراز شود و از آن ها بخواهد که راهکار مدیریت و حل معضلات را به سیاستگذار نشان دهند، عالمان علوم اجتماعی ناچار از تولید و جوشش خواهند بود.

نظامات تصمیم گیری ما به صورت سیستمی نیاز به مراجعه به نظریه عدالت و نظریه پرداز عدالت را در خود نمی بینند. شاید این حرف من را کمی افراطی تلقی کنید اما رویه سیاست گذاری کشور در بسیاری موارد در حوزه دستگاه های اجرایی هیچ تفاوتی با پیش از انقلاب نکرده است.

سعی کنیم هر جایی که قاعده گذاری رسمی را در کشور انجام می دهد،نسبت خودش را با موضوع عدالت از طریق یکی از نهادهای پژوهشی کشور مستند کند، الزامی وجود داشته باشد که مسئول آن دستگاه به نهادهای پژوهشی کشور مراجعه کند .....
🔶 خردنامه،ش167
@babaee_ehsan
Channel name was changed to «مَسطَر؛ انقلاب و جامعه»
Forwarded from Deleted Account
🔷 دادگاه های انقلاب

🔴 آیت الله هاشمی رفسنجانی:

تشکیل خودجوش کمیته های انقلاب، از همان روزهای اول پیروزی، موجی پیش بینی نشده از دستگیری عوامل وابسته به رژیم شاه را به همراه داشت، بدون اینکه برنامه خاصی درباره نحوه نگهداری و محاکمه آنها وجود داشته باشد.

حتی تشکیل دادگاه های انقلاب برای محاکمه اینگونه افراد که با حکم امام صورت می گرفت در مجموع کارهای برنامه ریزی شده ما نبود و حتی صحبت هایی که درباره آن شده بود، مسأله عفو عمومی بود. اما به جهت اینکه بسیاری از سران و وابستگان طاغوت در صدد طرح ریزی برای مقابله با انقلاب بودند و از طرفی، برخی از دستگیر شدگان هم جنایات وسیعی در رژیم گذشته داشتند که گذشت از آنها اسلامی نبود و مردم هم چنین کاری را نمی پذیرفتند، عفو عمومی در آن زمان صورت نگرفت.

به هر حال دادگاه های انقلاب با نظر مستقیم امام تشکیل شد و در نخستین گام، جمعی از سران بدنام و شناخته شده رژیم که در جنایات علیه مردم شرکت داشتند، توسط آقای خلخالی که از طرف امام مأموریت یافته بود در این دادگاه های حاضر و حکم شرعی صادر کند (5 اسفند 1357)، به سرعت محاکمه و به مجازاتهایی محکوم شدند.
این در حالی بود که شورای انقلاب و دولت موقت بدون نقش داشتن در کار این دادگاه ها، برای محاکمه انقلابی و اعدام 30 تا 40 نفر از سران فاسد رژیم، تحت فشار مردم و گروه های سیاسی بود و همزمان نیز برخی از سران کشورها برای جلوگیری از محاکمه بعضی از عناصر رژیم شاه، درخواستهایی داشتند.

سرانجام بعد از گذشت حدود یک ماه از فعالیت مستقل دادگاه های انقلاب، طی حکمی در تاریخ 25 اسفند 1357برای سر و سامان دادن به این وضع و با توجه به اینکه دولت موقت هم از همان روزهای اول با این دادگاه ها مشکل پیدا کرده بود، دستور دادند: «محاکمات زیر نظر شورای انقلاب اسلامی و دولت انقلاب اسلامی صورت گیرد.» و مقرر کردند که شورای انقلاب آیین نامه جدیدی برای این کار تنظیم و تصویب کنند و دادگاه مرکزی تهران نیز تا تصویب این آیین نامه، محاکمات را متوقف کند... به این ترتیب سر و سامانی به کار این دادگاه ها داده شد.
🔶 (امام خمینی به روایت آیت الله هاشمی رفسنجانی،ص100)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔷منطق احساس، منطق اسلام

🔴شهید مرتضی مطهری:

واقعا نبايد در دولت اسلامى ظلمى واقع شود، واقعا نبايد اجحافى به حق كسى بشود. به حق يك مجرم هم نبايد اجحاف شود ولو يك مجرم مستحق‏ القتل. واقعا ما حق داريم از يك عده از جوانهاگله كنيم. در عين اين كه ما احساسات آنها را تقدير مى‏كنيم ولى در عين حال اين مقدار هم حق گله ‏گذارى از آنها داريم كه اينها آنچنان حس انتقامجويى‏شان نسبت به مجرمها شديد است كه گاهى سخنانى مى‏ گويند كه با منطق احساسات جور در مى‏آيد نه با منطق اسلام.

يك وقتى رفته بوديم خدمت جناب آقاى مهندس بازرگان در نخست‏وزيرى برسيم. ديدم پاسدارانى كه آنجا بودند با هم حرف مى‏زنند. انتقاد داشتند از اين اعدامهايى كه فعلا وجود دارد، مى‏گفتند چرا گلوله‏ها را به اينها حرام مى‏كنند، مگر اينها ارزش گلوله خوردن دارند؟! بروند اينها را زنده بريزند در دريا. ضمن اين كه ما احساسات پاك اين افراد را تقدير مى‏كنيم بايد بگوييم كه اسلام اين گونه نيست. از نظر اسلام مجرمى كه هزارها نفر را كشته و هزارها جنايت كرده است كه اگر بناى اعدام بخواهد باشد صد بار بايد اعدام شود در عين حال همو هم حقوقى دارد و حق او نبايد ناديده گرفته شود.
🔶 (مجموعه آثار،ج24،ص177)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 یادداشت

🔷 تراز روحانیت انقلابی کارآمد


امام خمینی رحمه الله علیه از امکانی برخوردار بود که در پیشبرد اهدافی که داشت بسیار به او کمک می کرد و برای پیروزی و تثبیت انقلاب کارگشا بود. و آن عبارت بود از حضور عالمانی مانند شهید مطهری، شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای، آیت الله هاشمی که به همراه برخی دیگر موتور محرکه انقلاب محسوب می شدند.

مروری بر ویژگی های چنین شخصیت هایی امکان ارزیابی بهتر از گذشته و حال ما فراهم می کند و تراز روحانی انقلابی را به ما معرفی می کند. این شخصیت ها از جامعیتی برخوردار بودند که متاسفانه با گذشت زمان کمیاب تر شدند.

شهید مطهری: فقیه و فیلسوفی که محضر درس بزرگانی مانند امام، آیت الله بروجردی و علامه طباطبایی را درک کرده بود، تالیفات فراوانی داشت و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بود. هم خطیب و هم محقق بود و آگاهانه و هدفمند به دنبال تدوین نظام فکری اسلام و ارائه آن به جامعه بود. آثار مکتوب او از چنان اهمیتی برخوردار بود که امام او را به عنوان مرجع فکری انقلاب معرفی کرد. دایره ارتباطاتش با نخبگان حوزوی و دانشگاهی وسیع بود و با مجموعه های جوان، ارتباط چهره به چهره داشت.

شهید محمد حسین حسینی بهشتی: او نیز فقیه بود و درس خوانده فلسفه. از او اقداماتی ابتکاری در راه اندازی مدرسه و حوزه علمیه یادگار مانده است. فراتر از عرف رایج در حوزه به یادگیری زبان خارجی اهتمام داشت،دنیای غرب را هم به واسطه مسوولیت در مرکز اسلامی هامبورگ آلمان تجربه کرده بود،شخصیتی خوش سیما و با بیان و ادبیاتی الهام بخش؛ دارای اعتماد به نفس و برخوردار از تفکر و روحیه تشکیلاتی و توان برنامه ریزی بود. او نیز ارتباط مستقیم و چهره به چهره با جوانان داشت و از کلاس های گفتگو محور استقبال می کرد.

آیت الله خامنه ای: ایشان نیز ضمن حضور در حوزه درسی آیت الله بروجردی، امام خمینی، آیت الله مرتضی حائری و آیت الله میلانی و برخورداری از دانش فقه و اصول، از امتیازاتی متمایز کننده نسبت به دیگر دانش آموختگان حوزه برخوردار بود. دست اندرکار شعر و اهل مطالعه رمان و نمایشنامه بود و به همین دلیل اهالی هنر و روشنفکری را می شناخت و با برخی از آنان در ارتباط بود. با منابع تاریخی انس داشت. اهل ترجمه و تالیف نیز بود. خطیبی توانا بود که به امامت جماعت مسجد کرامت مشهد اهتمام داشت و این مسجد را حلقه حضور جوانان ساخته بود.

آیت الله هاشمی رفسنجانی: او نیز از اساتید برجسته همچون آیت الله بروجردی، امام خمینی و آیت الله محقق داماد فقه و اصول آموخت؛ او نیز با در قالب های مرسوم حوزوی محصور نماند و انتشار نشریه مکتب تشیع را در قم مدیریت و تجربه نمود، اهل ترجمه و تالیف در قلمروهایی تازه بود. دارای شخصیتی با اعتماد به نفس، روابط گسترده و توان مدیریتی بالا بود.

می توان در سطوح بعدی، از شهید مفتح، شهید باهنر، آیت الله مهدوی کنی، آیت الله محلاتی و آیت الله موسوی اردبیلی و برخی دیگر نیز یاد نمود؛ اما چهار شخصیت یاد شده، نمونه های کارآمد از شخصیت های انقلابی بودند که سه ویژگی مهم را در خود جمع کرده بودند که هم حامل اندیشه اسلامی و اهل علم و حاضر در عرصه تولید فکر در افقی وسیع تر از حد معمول بودند و از این حیث، قبل و بعد از انقلاب از حیث نظری تکیه گاه مبارزین و انقلابیون بودند و هم از حیث سیاسی، پیشگام در موضع گیری و هدایتگری سیاسی بودند و هم اینکه ارتباط مستقیم با مخاطب خود داشتند.

متاسفانه امروز در بین روحانیون انقلابی، شخصیت هایی که این هر سه ویژگی را در خود جمع کرده باشند نمی بینیم. این یک نقطه آسیب و عقب رفت در انقلاب و نیازمند بررسی است.

به توصیف وضعیت امروز روحانیت انقلابی و چرایی آن در یادداشتی دیگر پرداخته خواهد شد.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 روایتی از بی نظمی ها و تندروی های اول انقلاب

🔷آیت الله مسلم ملکوتی:

[حضرت امام] برای رسیدگی و نظارت بر امور دادگاه های استان ها آقای منتظری، آقای مشکینی و بنده را مأموریت دادند... با حضور اعضای حامعه مدرسین ... به این نتیجه رسیدیم که هر کدام از اعضای محترم به یکی از استان ها اعزام شوند...

حدود یک ماه در تبریز ماندم، دیدم مشکل در این شهر و حومه از جای دیگر است.
در تبریز تمرکز قضایی وجود ندارد. آقای [سید حسین] موسوی یک طرف ماجرا بود. در طرف دیگر 12 مورد کمیته انقلاب در مناطق مختلف شهر استقرار داشتند و هر کدام تشکیلات قضایی مستقل راه انداخته بودند. یعنی خودشان می گرفتند، خودشان محاکمه می کردند و خودشان هم متهم را زندانی یا آزاد می نمودند. حتی از کمیته مرکزی هم تبعیت نمی کردند. در طرف سوم مرحوم شهید آیت الله مدنی به عنوان امام جمعه و سایر علمای اعلام بودند. به تازگی سپاه هم تشکیل یافته بود. آن هم در این موارد مستقل عمل می کرد.... زندان ها و بازداشتگاه های تبریز در و پیکر نداشت. یکی از این طرف زندانی می کرد، یکی هم از آن طرف تبرئه و آزاد می نمود و بالعکس.

... تعدادی جوانان کم تجربه و احساساتی اسلحه دستشان افتاده است که بعضی ها از روی صداقت، بعضی ها هم تحت تأثیر تحت تأثیر افکار انحرافی منافقین و گروهک های دیگر قرار گرفته بودند. ناگهان می ریختند و افرادی را به عنوان خان، مالک، سرمایه دار و فئودال مصادره اموال می کردند. بعضی از اینها خیلی مغرور بودند. نه تنها به حرف روحانیت گوش نمی دادند بلکه علمای اعلام را به باد مسخره می گرفتند.

چند نفر از همین افراد که نمی خواهم نامشان را ببرم در منطقه عشایر نشین پارس آباد و مغان، تعدادی از خوانین شاهسون را دستگیر کرده و آنها را هنگام انتقال به تبریز در میان راه کشته بودند. تصورشان این بود که هر صاحب ملکی را باید کشت.

یکی از این بیچاره ها در منطقه پارس آباد، گاوداری و چند گاو شیرده داشت که آن موقع آنها را از هلند یا استرالیا آورده بود.این افراد گاو ها را سر بریده و ذبح کرده و بعد گوشت آنها را یک کیلو، یک کیلو در میان مردم فقیر و مستضعف منطقه تقسیم کرده بودند.

در نواحی هشترود، گوسفندان برخی اشخاص محترم را به همین بهانه مصادره کرده بودند. وقتی به مراغه رفتم، باغی را نشان دادند، مالک آن فرد محترمی بود. درختان آنجا را به مبلغ یک سوم قیمت واقعی فروخته و بعد خریدار، درختان آنجا را با اره برقی قطع کرده و زمینش را بایر اعلام کرده بود. سپس اینها زمین آن را در میان مستضعفان برای خانه سازی تقسیم کرده بودند که خدا می داند هیچ کدام از این موارد، موافق با شریعت اسلام و آرمان های انقلاب و رهبری نبود. به همین منظور روحانیون منطقه در مقابل اینها می ایستادند، ولی چون قدرت داشتند و اسلحه در دست آنها بود نمی توانست مانع از کارهای خلاف شرع آنها بشود....
🔶 (خاطرات آیت الله مسلم ملکوتی، ص223-224)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 یادداشت

🔷 تقسیم کار نامبارک بین روحانیت انقلابی

اگر شخصیت هایی مثل شهید مطهری، شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای و آیت الله هاشمی دست اندرکار تبیین و تحلیل مسائل دینی و اجتماعی و تغذیه فکری جامعه بودند و همزمان به فعالیت های سیاسی می پرداختند و مواضع انقلاب را روشن می کردند به مرور زمان در بدنه روحانیت انقلابی یعنی آنها که به پیوند دین و سیاست معتقد و به اهداف امام و نظام جمهوری اسلامی متعهد بودند، تقسیم کاری رخ داد که چندان مبارک نبود.

با گذشت زمان، شاهد تفکیک دو شأن فعالیت «فکری» و «سیاسی» شدیم. به تبع این تقسیم کار جایگاه ها نیز متفاوت شد.

برخی روحانیون به قصد انجام فعالیت های فکری در دانشگاه ها و پژوهشگاه ها مشغول شدند و برخی نیز در حوزه ماندند تا برای گره گشایی از مسائل و چالش های نظری انقلاب چاره جویی کنند.
برخی دیگر نیز صرفا به «اعلام موضع» می پردازند، هم در مساله شناسی و هم در تحلیل، علیرغم چالش های فراوان نظری و عملی نظام و انقلاب نمی توانند از بدنه اجتماعی انقلاب در این زمینه دستگیری کنند.

تریبون های عمومی و سیاسی نیز سهم دسته اخیر است و نیروهای جوان انقلابی نیز بیشتر مخاطب همین دسته اخیر هستند.

حضور در دو قلمرو تفکیک شده «تحقیق» و «خطابه»، اقتضائات خود را دارد. به مرور زمان بین این دو دسته روحانیون معتقد و متعهد به انقلاب و نظام، فاصله بیشتر می شود. تفاوت ها فقط در دغدغه ها و مساله ها متوقف نمی ماند، گاه تا آنجا پیش می رود که برخی محققین از ورود به مسائل روز ناتوان می گردند یا آن را دون شأن خود می شمارند.
به مرور زمان مخاطبان نیز برای تحلیل مسائل روز، روحانیون دسته نخست را از دایره مراجعه و مشاوره حذف می کنند.

روحانیونی که تریبون های سیاسی را در اختیار دارند هر چند به مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ورود پیدا می کنند اما با اکتفا به موضع گیری های رسمی، تحلیلی از موضوعات ارائه نمی دهند. در طرف مقابل هم روحانیونی که لباس تحقیق و پژوهش بر تن کرده اند، با محافظه کاری از کنار چالش های روزمره و موجود و فوری با بی اعتنایی عبور می کنند و در واقع کناره می گیرند.
و حاصل جمع اینهمه، عقب ماندن روحانیت از مسأله های جامعه، نظام و انقلاب است.

آنچه مطرح شد توصیفی کلی از وضعیت موجود است که علت یابی آن نیز میتواند به آن ضمیمه گردد.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 برگی از خاطرات

🔷 آیت الله باقری اجازه نداد

✳️ آیت الله سید احمد علم الهدی:

ساختمانی بود که یک نفر در زمین معلق به شهرداری ساخته بود. در واقع زمین دولت را غصب کرده بود و بعد هم که خواستند بگیرند، فرار کرد. به هر حال این بنا ساخته شده بود و چون جایی برای ستاد [کمیته منطقه ده] نداشتیم، بچه ها مصرانه خواستار آن بودند و می گفتند این آقا در زمین دولت ساختمان ساخته پس می توانیم ساختمانش را تصرف کنیم.

به همین دلیل خدمت آقای قدوسی، دادستان انقلاب و ماجرا را به ایشان گفتم. ایشان نیز گفتند که ملاک « الزرع للزارع و لو کان غاصبا» در این مورد صدق می کند. گرچه این زمین غصبی بوده، ولی ساختمان را خودش و با مصالح خود ساخته است، بنا بر این نگذاشتیم آن ساختمان را که غاصب ساخته بود، به نام ستاد تصرف کنند؛ با اینکه از نظر مکان ستاد هم شدیداً در مضیقه بودیم و جایی برای ستادمان نداشتیم.

ساختمان ستاد سر سه راه امین حضور بود.... البته این ستاد هم ملک آقایی به نام فولادی بود که اموالش مصادره شده بود. خدمت آقای [آیت الله] باقری گفتیم که این ستاد دو اتاق بیشتر ندارد، اجازه بدهید که در اینجاساختمان بسازیم. آقای باقری گفت: «خود آقای فولادی را بیاورید؛ اگر قبول کرد حرفی نیست.» گفتیم اموالش مصادره شده است. ایشان گفت که من مصادره اموال ایشان را قبول ندارم. ناگزیر آقای فولادی را آوردیم. او گفت که من راضی هستم که شما در اینجا ساختمان بسازید. مال من را گرفته اند و به من که نمی دهند، لااقل شما بسازید تا یک عده ای استفاده کنند و گفت: «من از طیب خاطر راضی هستم.»

ولی آقای باقری گفتند که من قبول ندارم، باید بیاید و پیش من بگوید که راضی است. به همین خاطر، رفتیم و آقای فولادی را به محل کمیته مرکز، پیش آقای باقری بردیم، او گفت: «آقا من گفته ام که راضی هستم.» آقای باقری گفت: «چون تو را به اینجا آورده اند، می ترسی و می گویی راضی هستم و یا اینکه اینها مجبورت کرده اند که راضی باشی؟!»
سرانجام آقای باقری گفت: «اصلا فرض کن که اینجا کمیته نیست؛ این آقا هم مسئول کمیته نیست و من هم رئیس کمیته نیستم. دو نفر شیخ هستیم که می خواهیم درباره مسأله ای شرعی با هم صحبت کنیم. حال، فرض کنید که در ملک شما می خواهند ساختمان بسازند. آیا شرعا راضی هستید یا نه؟» قدری فکر کرد و بعد گفت: «پدرم به من وصیت کرده است که اینجا را به مدرسه تبدیل کنم.» آقای باقری بلافاصله گفت: «دیدید! بلند شوید بروید.» بنابر این آقای باقری نگذاشت آنجا را هم ستاد درست کنیم.
🔶 (خاطرات آیت الله سید احمد علم الهدی،181-183)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 یادداشت

🔷 هزینه های عبور از فقه و قانون

وجود برخی تندروی ها به ویژه در سالهای آغاز پیروزی انقلاب اسلامی موضوعی نیست که بشود انکار کرد؛ بلکه وقوع تندرویها در متن حادثه مهم و زیر و رو کننده ای مثل انقلاب، جزء طبیعی ترین هاست. به علاوه مساله ای است که در متن منابع تاریخی از زبان مبارزین و انقلابیون ثبت شده است.

وقوع این حوادث را به هیچ عنوان نمیتوان به جوهره و اصل و محتوای انقلاب نسبت داد. و بهترین دلیل اینکه اولین منتقدان تندرویها، شخصیت های برجسته درون انقلاب بوده اند.

باید از تصویرسازی های غیرواقع بینانه ای که میخواهد همه را هماهنگ و یک شکل و هم راستا نشان دهد باید پرهیز کرد و واقعیت متکثر انقلابیون را دید و تندروی ها را قبل از جوهره انقلاب، در متن تکثر انقلابیون جستجو کرد.

مطالعه و بررسی تندرویها را میتوان پایه ای قرار داد برای درس ها و عبرتهایی که می تواند طرز فکر و عمل امروز و فردای ما را تنظیم نماید.

نقطه مشترک همه اقدامات غیر قابل دفاع، عبور از موازین و احکام فقهی و بی اعتنایی به قانون است. بلکه می توان عبور از ضوابط فقهی و قانونی را ملاکی برای تشخیص تندروی قرار داد.

فقه و قانون از جنس ضابطه هستند. رفتارها را تنظیم می کنند، نظم اجتماعی را برقرار می سازند.تعهد به فقه و قانون رفتارها را پیش بینی پذیر می کند، معیاری برای نقد رفتارها در اختیار قرار می دهد. اقدام بدون تایید فقه و قانون، تایید شرع را به دنبال ندارد.

تاریخ انقلاب، پیش روی ماست،اقداماتی را که در غیاب فقه و قانون صورت گرفته نقطه منفی می دانیم و باید بدانیم و هر جا هم که بر فقه و قانون پافشاری کردیم، سربلند بیرون آمدیم.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 برگی از خاطرات

🔷 تماس تلفنی مرحوم طالقانی با امام درباره لغو حکومت نظامی

با اعلام مخالفت امام خمینی،حکومت نظامی روز 21بهمن به شکست انجامید. برخی شخصیت ها مانند مرحوم آیت الله طالقانی به خاطر احتمال کشتار مردم با حضور مردم در خیابان ها مخالف بودند. مرحوم طالقانی با امام تماس تلفنی برقرار می کند و امام همچنان بر بی اعتنایی نسبت حکومت نظامی تاکید می ورزد.
گاه از این تماس تلفنی به گونه ای گزارش شده است که گویا شکستن حکومت نظامی، ناشی از تعیین تکلیف توسط حضرت صاحب الامر (عج) بوده است.

«شاید» این نحوه گزارش برخاسته از برداشت شخص مرحوم طالقانی بوده و یا برداشت کسانی که ماجرای این تماس را بی واسطه یا با واسطه از ایشان شنیده اند.

برای اینکه به قدر اطمینان در نقل این ماجرا اکتفا کرده باشیم، دو نقل در ادامه خواهد آمد:

✳️ علی اکبر ناطق نوری:«آقای ولی الله جهپور که از بستگان مرحوم طالقانی است گفت: مرحوم طالقانی از اینکه امام به ایشان دستور لغو حکومت نظامی را داده خیلی مضطرب و وحشت زده شده بود و به امام تلفن زد و گفت اگر لغو حکومت نظامی بشود تهران حمام خون می شود و امام هم فرموده بود هیچ اتفاقی نمی افتد.آقای طالقانی گفت یا من بعد از یک عمر از سیاست چیزی نمی فهمم یا این سید با عالم دیگری ارتباط دارد.»
🔶 (خاطرات حجت الاسلام ناطق نوری، ص172)

✳️ علی دانش منفرد: «... در مقابل، آیت الله طالقانی تحلیل و نظرشان این بود که رفتن مردم به خیابان ها،مساوی با کشتار و قتل عام مردم است. ایشان با امام تماس گرفتند و به ایشان اعلام داشتند: آقا! اگر خون این مردم ریخته شود نمیتوانیم پاسخگو باشیم، رژیم قصد قتل عام مردم را دارد؛ حال با این وجود نظرتان چیست؟ امام فرمودند: این تکلیف است.آیت الله طالقانی قانع نشده و رفتن مردم به خیابان ها را صلاح نمی دانست، ولی امام با ذکر کلمه تکلیف، تصمیم قاطع خود را برای سرنگونی کامل نظام به هم ریخته شاهنشاهی اعلام کردند و جالب اینکه در مقابل اصرارهای آقای طالقانی فرمودند: اگر این تکلیف الهی باشد شما چه می گویید؟ و ایشان سکوت کرده و رضایت آیت الله طالقانی نیز حاصل شد.

🔶 (خاطرات علی دانش منفرد،ص82)

@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
امام خمینی(ره):رمز پيروزى ايمان بود. آن وحدت كلمه را ايمان آورد...كه سرتاسر يك مملكت، همه با هم، فرياد زدند و يك مطلب خواستند.....همه فریاد زدند جمهوری اسلامی.(58/3/2)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 یادداشت

🔷 امام و فدائیان اسلام


این یکی از ضعف هاست که از کنار تفاوت ها بین شخصیت ها و جریان های فکری و سیاسی به راحتی عبور می کنیم، همچنانکه گاهی هم با وجود اختلافات، موارد اشتراک را نمی بینیم..شاید ریشه این همسان پنداری ها و کاملا متنافر دیدن های غیر واقع بینانه، ریشه در یک نوع راحت گزینی فکری داشته باشد که با سیاه و سفید دیدن ها، سعی میکند افراد و جریانها را در دو سر طیف قرار دهد و کار تحلیل شخصیت ها و جریان ها را آسان کند.

یک مثال روشن برای این موضوع، تعیین نسبت بین جریان فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی با نهضت امام خمینی است. قطعا مرور دیدگاه شاگردان بلافصل امام خمینی می تواند برای روشن شدن نگاه امام به فدائیان اسلام راهگشا باشد.

مرور بر روایت شاگردان امام نشان می دهد اینکه امام تلاش خود را برای جلوگیری از اعدام رهبران فدائیان اسلام، به کار گرفتند برای اثبات تایید همه جانبه مشی فدائیان اسلام کفایت نمی کند.
✳️محمد علی گرامی: بعضی ها در مورد نظر امام درباره فدائیان اسلام می ‌گفتند که امام خیلی از مرحوم نواب حمایت می ‌کرده ولی من خلاف این را هم شنیده ام، لذا نمی ‌توانم مطلبی عرض کنم. امام به طور کلی خیلی مراقب بودند که برخلاف نظر آقای بروجردی تحرکی نشود. (خاطرات آیت الله محمد علی گرامی، ص155)

✳️صادق خلخالی: امام خيلي مطالعه مي كردند. شايد بتوانم بگويم كه همة كتاب هاي كسروي را مطالعه كرده بودند... آن موقع كه مطالعة مجلات و مقالات روزنامه ها معمول نبود، امام اهل مطالعة اينگونه مطالب بودند. اما اينكه چرا به طور علني از فداييان اسلام صحبت نكردند و حمايتشان را از آنان نشان ندادند، نمي دانم. (پا به پای آفتاب،ج3،ص57)

✳️سید موسی شبیری زنجانی: وجه مخالفت آقای بروجردی با نواب این بود که حوزه به زحمت تشکیل شده است و باید حفظ شود و طلبه ها باید درس بخوانند و معتقد بود که این کارها اگر رواج پیدا کند، مزاحم تحصیل و درس خواندن طلبه هاست.آقای خمینی هم چنین نظری داشت. (جرعه ای از دریا،ج2،ص556)

✳️حسینعلی منتظری: اصل هدف مرحوم نواب صفوی و کسانی که اطراف او بودند نظیر آسید هاشم و واحدی هدف حقی بود... اما روشی که این آقایان در حوزه داشتند برای بزرگان حوزه مورد پسند نبود، مثلا به آقای بروجردی اهانت می کردند، به علما اهانت می کردند، یک جوری که عقلای قوم را عصبانی کرده بود، می شد با این تندی هم برخورد نکرد... اینها مستقیماً مسائل را با طلبه های جوان و با مردم در میان می گذاشتند به گونه ای که حوزه را قبضه کرده بودند، بچه طلبه ها نوعاً چون احساساتی بودند دور این ها جمع بودند، من یادم هست که مرحوم مطهری خودش برای من نقل کرد و گفت: من بیش از یک ساعت رفتم با آقای نواب دنبال رودخانه راه رفتیم و صحبت کردیم، گفتم درست است که شما حرف های حقی دارید اما بالاخره آقای بروجردی الان رئیس مذهب است، رئیس حوزه است، باید قداست ایشان را حفظ کرد و در پرتو ریاست ایشان کار کرد نه اینکه بیاییم همه اینها را با این تندی ها بشکنیم و به آنان اهانت کنیم، با این شکل نتیجه ای نمی گیریم، این را آقای مطهری برای من نقل کرد و صحبت های مرحوم مطهری برای این بود که آقای نواب صفوی را از آن حالت تندی یک قدری بیرون بیاورد. حتی آیت الله خمینی من یادم هست که در خانه ایشان ما پنج شش نفر هم بیشتر نبودیم، تازه پیش ایشان «زکات » شروع کرده بودیم، آقای مطهری هم بود، صحبت فدائیان اسلام شد، ایشان گفتند آخر این چه برنامه ای است که این ها دارند، چهار تا بچه حوزه را به هم ریخته اند، به همه اهانت می کنند... البته ما ته دلمان از حرکت فدائیان اسلام برای مبارزه با رژیم شاهنشاهی و پیاده شدن دستورات اسلام خوشحال بودیم و حرف های آنها را حرف های حقی می دانستیم منتها شیوه های آنها در حوزه شیوه های تندی بود. (خاطرات آیت منتظری،ج1،ص13)

✳️ علی اکبر هاشمی رفسنجانی: بعضی چیزها هم که برای ما خلاف انتظار بود، مثل روحیة انزوای ایشان[امام خمینی]، به صحنه نیامدن و یا موضعگیری نکردن در ماجراهای سیاسی گذشته مثل نهضت نفت و فداییان اسلام، بعدها معلوم شد که حق با ایشان بوده است. اگر ایشان رفتاری مطابق تمایلات ما داشتند، شاید برداشت خوبی نمی ‌شد. ضمن آنکه در زمان آیت الله العظمی آقای بروجردی، حفظ حریم ضروری بود. (پا به پای آفتاب،ص132-133)

✳️ سید هادی خسرو شاهی: امام با انتقاد جوانان وابسته به فدائیان اسلام از آیت‌الله بروجردی هم، موافق نبودند و به همین دلیل اقدامات آنها را تأیید نمی‌ کردند، ولی در حسن نیت‌شان تردیدی نداشتند.(سایت جماران)
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت

🔷 جای خالی لوازم اندیشی

یکی ازجنبه های عقلانیت، «لوازم اندیشی»درفهم و تحلیل یک دیدگاه،یک اقدام و برنامه و یک هدف و آرمان است.
لوازم اندیشی، همچنانکه از این ترکیب پیداست یعنی تامل در مقدمات، لوازم و نتایج نظری وعملی یک دیدگاه یا اقدام یا هدف.

چه بسیار دیدگاهها، اقدامات و اهدافی که به عنوان مطلوب مطرح می شود که اگر در لوازم آن اندیشیده شود،گوینده در دفاع از آن دیدگاه و اقدام و هدف ناتوان خواهد بود.
رعایت لوازم و فراهم آوردن مقدمات یک مطلوب به اندازه تکرار یک شعار آسان نیست.

لوازم اندیشی کمک می کند به «تناقضات» نهفته در سخن و رفتار پی ببریم، به کمک لوازم اندیشی، «تبعات» سخن و رفتار مطلوب خود را پیدا می کنیم و به این وسیله می توانیم میزان واقعی «پایبندی» به سخن و رفتار و هدف اعلام شده را بسنجیم.


لوازم اندیشی گستره وسیعتر و عقلانی تری برای «نقد» فراهم می کند.لوازم اندیشی، شعارهای ما را و نیز نحوه مواجهه با شعارها را عقلانی می سازد. در این صورت تنها به تکرار شعارها اکتفا نخواهیم کرد، به ابزارهای دسترسی به اهداف نیز فکر خواهیم کرد.

این یک تمرین ذهنی مناسب و جزئی از مسیر تحقق اهداف است که به لوازم اندیشی بپردازیم، لوازم اندیشی دیدگاهها، اقدامات و اهدافی که برای خود انتخاب می کنیم؛ لوازم اندیشی شعارهایی که در جامعه تبلیغ می شود.

سهمی از در جا زدن ها و شکست ها، بخشی از «شکل گرایی» و خالی شدن از محتوا و نیز قسمتی از شعار زدگی و عمل گریزی را باید در عدم مهارت عمومی در لوازم اندیشی سراغ گرفت.

در سالهای گذشته مبارزه با فساد، تحول در علوم انسانی، برگزاری کرسی های آزاد اندیشی و مقابله با آسیب های اجتماعی، به عنوان شعار مطرح شد. باید در مورد لوازم این شعارها تامل کرد،باید دید چه میزان پایبندی نسبت به این شعارها وجود دارد؟
شاید چند سطری در روزهای آینده....
@babaee_ehsan
🔴 گزیده مصاحبه باسلیمی نمین (1)

🔷 فرصت ها را از دست دادیم

✳️سایت شفقنا مصاحبه ای با آقای عباس سلیمی نمین، پژوهشگر تاریخ معاصر منتشر کرده است که حاوی نکاتی تأمل و تأسف انگیز درباره غفلت از تاریخ نگاری انقلاب اسلامی است که در ادامه گزیده ای از آن آورده می شود:


اسناد در خیلی از سازمان ها نابود شده و در بسیاری از موارد دیگر از دسترس خارج شده است، یعنی برخی از مراکز ما این اسناد را جزء ملک و دارایی های خودشان می دانند در حالی که اسناد دارایی عمومی هستند... بعد از ۳۰ سال این مستند باید در اختیار محققان و دانشجویان قرار بگیرد.


در طی این سال ها کسانی که مرتبط با دشمنان ما بودند توانستند به این اسناد دسترسی پیدا کنند یا آنها را نابود یا خارج کردند؛ چون شما می بینید امروزه در بعضی از مستندات تاریخی که در خارج از کشور ساخته می شود، همه فیلم های آنها برای آرشیو صدا و سیمای ما است. ... وقتی فیلم های بسیار خوبی در اختیار ما بوده آنها را منتشر نکردیم و امروز دشمنان انقلاب اسلامی این تصاویر را برمی دارند و روی آن یک تفسیر کاملا غلط و مغرضانه ارایه می دهند و بیننده هم مقهور این تصاویر می شود و نا خود آگاه آن تحلیل مغرضانه را می پذیرد.

به عنوان مثال در قوه قضاییه اسنادی وجود دارد یا باید وجود داشته باشد که بسیاری از جنایات رضاخان را بعد از شهریور ۲۰ منعکس می کند، بعد از اینکه رضاخان از ایران رفت فضای مردمی علیه رضاخان شدت گرفت یعنی تنفر نسبت به رضاخان و جریانات او گسترده شده بود... در یک فاصله زمانی کوتاه چندین دادگاه به شکایات مردم اختصاص دادند تا مردم به دادگاه ها بیایند و شکایت های خود را از آن زمین هایی که رضاخان از مردم غصب کرده بود و افرادی که از بین رفته بودند را به دادگاه بیان کنند. بین سال ۱۳۲۰ و ۱۳۲۴ این دادگاه ها را اختصاص دادند و موضوع برخی از دادگاه ها به مطبوعات منعکس می شود...بارها به قوه قضائیه مراجعه شد ابتدا بحثی در این قضیه نداشتند و بعد گفتند خود ما این اسناد را اسکن می کنیم اما هنوز این اسناد را آزاد سازی نکردند.

این حوزه متولی جدی ندارد. مرکز اسناد ملی متولی این قضیه است منتهی مرکز اسناد ملی آنقدر اسناد تلمبار شده ای دارد اصلا فرصت اینکه جعبه های اسناد را باز کنند، ندارند. حتی به نظر من آنجا جایی شده که موش های مختلف بزرگ و کوچک بعضی از سندها را بِه گزینی یا پاک می کنند!

برای مثال قرار دادهایی که ما با اسراییلی ها در زمینه کشاورزی بستیم را خودم پیگیری کردم و الان در وزارت کشاورزی هیچ سندی راجع به قرار دادها با اسراییل نیست.

یک زمانی... یک ساواکی هرگز جرأت نمی کرد اعلام کند من ساواکی هستم. ساواکی ها در زمانی به اسراییل فرار کردند و اصلا گمنام بودند. اما امروز چه اتفاقی افتاده که پرویز ثابتی بهایی که جنایت های بسیار زیادی انجام داده است کتاب بنویسد و تصویر دیگری از عملکرد ساواک منتقل کند؛ تمام این موارد ناشی از سهل انگاری های ما است اگر ما می توانستیم همان تصویری که قبل از انقلاب اسلامی به صورت واقعی از ساواک در اذهان وجود داشت را به همراه مستنداتی به تصویر تبدیل کنیم یعنی همراه با مستندات به نسل های بعدی ارایه بدهیم این افراد اصلا جرأت نمی کردند از کنجی که خزیده بودند دوباره به بیرون بیایند.

🔶(منبع: سایت شفقنا)
@babaee_ehsan
🔴 گزیده مصاحبه با سلیمی نمین (2)

🔷 درباره دکتر شریعتی

تفسیر برخی، از اسناد ساواک نسبت به شریعتی تفسیر بسیار غیرمنصفانه ای است یعنی مثلا وقتی شریعتی (البته افراد دیگر هم همین طور) دستگیر می شد برای اینکه ساواک را دچار سر درگمی کند، به عنوان مثال می گفتند «ما با حاکمیت پهلوی کاری نداریم و تنها یکسری از مسایل مذهبی را بیان می کنیم.» نمی توانیم بگوییم چون او در اسناد گفته ما با شاه کاری نداریم پس آنها نسبت به شاه دید مثبتی داشتند. این نگاه بسیار غلطی است.

بعضی از دوستان ما درباره شریعتی نگاهی دگم و شکاکانه ای دارند و نسبت به بعضی خطاهای فکری شریعتی بسیار موشکافانه برخورد می کنند؛ مگر می شود انسان ده ها جلد کتاب تولید کند و ده ها سخنرانی داشته باشد. حتی یک خطا هم نداشته باشد به نظر من کسانی خطا نمی کنند که هیچ کاری انجام نمی دهند.... او دغدغه احیای اسلام را داشته است، درست نیست که ما کارها و خدمات او را نادیده بگیریم و بر روی خطاها تمرکز کنیم؛ حتی دغدغه او را زیر سوال ببریم. یعنی او را دغدغه مند در مسیر انقلاب اسلامی نبینیم.

راجع به دکتر شریعتی باید همایش هایی بگذاریم. شریعتی و جایگاه ایشان را در انقلاب اسلامی کاملا روشن کنیم. اما متأسفانه این کار صورت نگرفته است. نه تنها این کارها انجام نشده است بلکه به کسانی که با احیاگری اندیشه دینی در جامعه به شدت مخالف اند اجازه دادیم تا شریعتی را تخریب کنند.

این روزها شریعتی را به شدت تخریب می کنند... شریعتی کسی است که می خواهد اسلام را به جامعه بیاورد و این موضوع در حد توان و درک خودش بود. امروز ما اینقدر در ارتباط با شخصیت ها بی تفاوت شدیم و اجازه می دهیم تا او را بسیار غیرمنصفانه و خصمانه تخریب کنند و این جفا است.

حتی در فضای مجازی یک مطالب تمسخرآمیزی نسبت به شریعتی تولید می شود، آنها کسانی هستند که اصلا نمی خواهند اسلام وارد صحنه سیاسی شود چون شریعتی از جمله شخصیت هایی است که اسلام را از پستوی خانه ها خارج می کند و در سطح دانشگاه و بین روشنفکران می آورد. به این شکل نسبت به شریعتی عقده گشایی می کنند چون سکولارها و مارکسیست ها نمی خواستند اسلام وارد صحنه اداره جامعه شود.

ما برای اینکه تنبلی خودمان را پوشش دهیم کل صورت مسأله را پاک می کنیم. برخی فکر می کنند جامعه ما به این شخصیت ها نیازی ندارد و از این شخصیت ها عبور کرده است؛ اما به نظر من بعضی از این شخصیت ها را می خوانید و می بینید شهید مطهری با جامعه امروز صحبت می کند یا امروز شریعتی به لحاظ جامعه شناختی برای مسایل جامعه ما سخن می گوید. وقتی تحریفات عاشورای شهید مطهری را وقتی می خوانید، می بینید که ما چقدر درجا زدیم یعنی شهید مطهری آمده تدوین کرده اما ما کم کاری کردیم.

🔶(منبع: سایت شفقنا)
@babaee_ehsan
🔴یادداشت

🔷 مبارزه با فساد و لوازمی که رعایت نمی شود

گاهی در جامعه شعارهایی مطرح می شود اما به لوازم آن آگاهانه و تعمدا یا از سر غفلت بی اعتنایی می شود. بعضی شعارها فقط به کار پر کردن ویترین و نمایشگاه میخورد؛ که جنس ما جور است، همه چیز داریم، «مبارزه با فساد اقتصادی»هم داریم.


چطور می شود از جدی بودن مبارزه با فساد صحبت کرد اما به شفافیت مالی سازمانهای مختلف دولتی و عمومی بی توجه بود یا برای آن استثنا و استثنا قائل شد. اینگونه مبارزه با فساد، آب در هاون کوبیدن است.

چطور می شود شعار مبارزه با فساد را سر داد اما از رسانه، از خبرنگار و سینماگری که میخواهد درباره فساد کار کند حمایت نکرد. مبارزه با فساد را هم میخواهند به تنهایی و پشت درهای بسته انجام دهند. این شدنی نیست.

چگونه می شود از جدی بودن و صداقت در مبارزه با فساد سخن گفت اما مفسدین را به خوب و بد تقسیم کرد؟! مفسدین خوب، مفسدین بد؛ فسادهای پرداختنی، فسادهای پنهان کردنی؛مبارزه های فصلی، فسادستیزی هایی از جنس مچ گیری، ذیل رقابت های جناحی.

مبارزه با فساد اقتصادی اگر جدی بود، گزارشی هم از میزان پیشرفت در اجرای «قانون ارتقاءسلامت اداری» ارائه می شد!

مبارزه با جرائم اقتصادی اگر جدی بود قوه قضاییه «قانون پیشگیری از وقوع جرم» را جدی می گرفت!

مبارزه با فساد، برنامه ندارد، اولویت هایش مشخص نیست، شاخص و پاسخگو ندارد.

تکرار شعار مبارزه با فساد مهم نیست، وقتی لوازمی دارد که قرار نیست رعایت شود.
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت

🔷 جلوی مشکلات ازدحام نکنید!

حتما یکی از مشکلات جامعه پرمشکل ما این است که در همه مساله ها، صدای کسانی که ردای سیاست بر تن دارند بلندتر و حضورشان پر رنگ تر است.

هر جا مشکلی باشد اول از همه، اهالی سیاست آنجا حاضرند،نه برای حل مشکل، بلکه برای اینکه از آن مشکل بهره سیاسی خود را ببرند؛ فرقی نمی کند ریزگرد خوزستان باشد یا آتش سوزی تهران یا قطع گاز گیلان یا سیل بلوچستان، یا هر مشکل سیاسی و اقتصادی. اینها فقط مثالهای هفته های اخیر است،وگرنه همه جا و همه موضوعات از گذشته تا امروز در تصرف اهالی سیاست از هر جناح است.

و ای کاش اهالی سیاست، غیر از ردای سیاست چیز دیگری، تخصصی هم داشتند. این حاضران همیشه در صحنه، غالبا تنها همین یک کار را بلدند که هر جا مشکلی پیش آمد،صحنه را پر و گرد و غبار بلند کنند، شلوغ کنند تا نوبت به مشکل بعدی برسد.

چقدر اشکال گرفتند بر مردمِ گوشی به دستی که در متن حادثه پلاسکو مشغول فیلم برداری بودند،غافل از اینکه اهالی سیاست هم سر هر مشکل،دقیقا همین کار را می کنند. در حالی که نباید جلوی مشکلات ازدحام کنند؛ گاهی هم باید سکوت کنند،کنار بروند و اجازه دهند دیگران،یعنی متخصصین حرف بزنند، اهل علمِ همان ماجرا حرف بزنند.

جامعه ای که به علم احترام می گذارد، حریم علم را رعایت می کند.

@babaee_ehsan
🔴برگی از خاطرات

🔷 اجابت درخواست آیت الله شریعتمداری توسط امام

✳️سایت جماران، مصاحبه ای با حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی منتشر کرده است که خاطراتی جالب توجه دارد.


یکی از این موارد مربوط است به زمانی که آقای شریعتمداری با آقای ری شهری در مورد کودتایی که آقای شریعتمداری مدتی به خاطر آن محصور شده بود مصاحبه‌ای کردند و بعد هم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از ایشان سلب مرجعیت کرد. ایشان گفت و گویی با آقای ری شهری داشت که در آن گفت و گو یک حالت عذرخواهی هم بود و از تلویزیون پخش می‌شد...

ما آن روزها به همین مناسبت که آقای شریعتمداری این کارها را کرده بود در روزنامه مقاله می‌نوشتیم و مسائل پشت پرده این قضایا را افشا می‌کردیم و یکی از دلایل جاذبه‌هایی که آن زمان این روزنامه داشت همین است که کارهای این طوری انجام می‌دادیم و برای مردم هم جاذبه داشت که بدانند چه اتفاقاتی افتاده است.

همان شب هم که این برنامه پخش می‌شد ما چند مطلب به چاپخانه فرستاده بودیم. آن زمان هم چاپخانه مثل الآن دستگاه دیجیتالی نبود و حروف چینی دستی بود. کارها شده بود و حروف چینی شده بود و صفحه‌ها بسته شده بود و مصاحبه که پخش شد من خودم هم در تحریریه پای تلویزیون نشسته بودم و مصاحبه تمام شد و پشت میزم رفتم که بنشینم و فکر کنم و چیز جدیدتری هم بنویسیم که تلفن زنگ زد و من گوشی را برداشتم و دیدم که حاج احمد آقا است. (این یکی از مواردی بود که حاج احمد آقا شخصا پیام امام را به من منتقل می‌کردند)

سلام و احوال پرسی کردیم و گفتند که امام پیغامی برای شما دارند و من گفتم همین الآن باید به شما این را بگویم. پرسیدم پیغام چیست؟ گفتند امام فرمودند از این لحظه علیه آقای شریعتمداری هیچ چیزی در روزنامه چاپ نکنید. علتش این بود که آقای شریعتمداری در آخر مصاحبه وقتی از او پرسیدند خواسته ای‌داری یا نه؟ گفته بود از آیت‌الله خمینی میخواهم به روزنامه‌ها بگویند که دیگر روزنامه‌ها علیه من چیزی ننویسند. امام این را شنیدند و این دستور را دادند. حاج احمد آقا گفت امام فرمودند به شما بگویم از این لحظه در روزنامه هیچ چیزی علیه آقای شریعتمداری چاپ نکنید.

من گفتم ما یک چیزهایی به چاپخانه فرستادیم و حروف چینی و صفحه بندی شده و الآن هم آخر شب است، به امام بگویید اجازه بدهند ما اینها را چاپ کنیم و از فردا چشم. خودمان هم یک خورده انگیزه داشتیم که از این کارها بکنیم چون از دست آقای شریعتمداری ناراحت بودیم. گفتند من از امام می‌پرسم و به شما می‌گویم. (ضمنا اینجا این را بگویم که حاج احمد آقا امانتدار بود. یعنی همین نمونه نشان می‌دهد.)

تلفن قطع شد و شاید یکی دو دقیقه هم نشد و دوباره زنگ زده و گفتند که من از امام پرسیدم و امام گفتند نه خیر بگویید همین امشب قطع کنند و فردا صبح که روزنامه در می‌آید هیچ چیزی علیه آقای شریعتمداری نباشد. ما هم اطاعت کردیم و هر چیزی به چاپخانه فرستاده بودیم برگرداندیم و مطالب دیگری که مربوط به آقای شریعتمداری نبود آن شب فرستادیم و چاپ کردیم و فردا صبح که روزنامه بیرون آمد هیچ چیزی در مورد آقای شریعتمداری نداشت.
🔶(منبع:جماران)
@babaee_ehsan
🔴یادداشت

🔷 پیام مهم ریزگردها

انقلاب اسلامی از ابتدای استقرار و آگاهانه برای خود رسالت و پیام فراملی قائل بوده است. از یکسو در داخل ایده صدور انقلاب
مطرح شده بود و از سوی دیگر به دلیل ماهیت استقلال طلب و سلطه ستیز نظام نوپای جمهوری اسلامی، بسیاری نیز از آن سوی مرزها با انقلاب اسلامی احساس همدلی و همبستگی کردند.

طبیعی بود که قدرت های بزرگ، کشورهای عربی منطقه و به ویژه اسرائیل نفوذ ایران را نمی پسندیدند و از ابتدا و همچنان برای ایران مشکل آفرینی می کنند.

در این میان، نقش وضعیت داخلی ایران در هموار کردن مسیر تأثیرگذاری بر فراسوی مرزها اهمیت فراوان دارد.

هر واقعیتی در هر زمینه ای که تصویری ناکارآمد و نامطلوب از وضعیت داخلی به مخاطبان بیرونی ارائه نماید را باید مانعی در مسیر نفوذ مادی و معنوی ایران تلقی کرد.

از این منظر، وجود فقر و بیکاری،افزایش آسیب های اجتماعی، مشکلان زیست محیطی، فساد اقتصادی، کاستی ها در تامین حقوق شهروندی، همه این موارد علیرغم اینکه ظاهرا بی ارتباط با اهداف جمهوری اسلامی در ابعاد بین المللی هستند اما در واقعیت از نقشی اساسی برخوردار هستند.


به همین دلیل است که باید گفت که هر گونه بی تفاوتی نسبت به ارتقاء کیفیت زندگی و بی اعتنایی نسبت به بایسته های حکمرانی، قطعا از سرمایه های ما در آنسوی مرزها خواهد کاست.

@babaee_ehsan