مسطر، انقلاب و جامعه
271 subscribers
291 photos
90 videos
3 files
349 links
تماس با ادمین:
@mastar1357
Download Telegram
Forwarded from Deleted Account
افروغ: ما مسائلی مثل بیکاری، رانت، فساد، اعتیاد و مسئله جدی تظاهر و ریا داریم. رابطه قدرت و ثروت قبل از انقلاب به رابطه قدرت و منزلت سرایت کرده است که سینما باید به این مسائل توجه کند.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔷سینمای اجتماعی از سینمای انقلابی دور نیست.

سینما نبض تپنده جامعه است.

عماد افروغ، عضو هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر در برنامه «چشم شب روشن» گفت، امسال قریب به اتفاق فیلم‌های حاضر در جشنواره بازتاب مستقیم یا غیرمستقیم جامعه بودند. سینما نبض تپنده جامعه است و باید دست سینماگران را بوسید.

نباید فیلمی را متهم به سیاه‌نمایی کنیم.

این استاد دانشگاه با یادآوری شعار آزادی در انقلاب اسلامی، بر آزادانه فیلم ساختن حتی اگر در حیطه گفتمان انقلاب نباشد ولی قواعد آن رعایت شده باشد تأکید کرد و گفت: گاهی می‌شنوم که انقلاب را در برابر جامعه قرار می‌دهند و در سینما فیلم‌هایی با موضوعات اجتماعی را از موضوعات انقلابی جدا می‌کنند. مگر قرار نبود انقلاب به دردها برسد؟ سینما آینه تمام‌نمای دردهای جامعه است و نباید فیلمی را متهم به سیاه‌نمایی کنیم.

سینمای اجتماعی از سینمای انقلابی دور نیست.

او ادامه داد: اگر انقلاب و جامعه را در برابر هم و به شیوه خاصی منفک از دردهای جامعه قرار دادید سر از فرمالیزم درمی‌آورید. دائم در یک تصویر خاص از انقلاب دمیدن و قطبی‌سازی باعث بروز کارهای کلیشه‌ای می‌شود و به توقعات ناموجه می‌انجامد. در فضای هژمونیک غالبی، باید سکوت کنید یا هزینه‌اش را بدهید. سینمای اجتماعی از سینمای انقلابی دور نیست و باید قوی‌ترین کارها در خدمت سینمای انقلابی دربیاید، کاری که هنوز به خوبی اتفاق نیفتاده است.

سینماگر می‌تواند پاشنه آشیل نظام را نشان بدهد.

سینماگر می‌تواند پاشنه آشیل نظام را نشان بدهد. ما مسائلی مثل بیکاری، رانت، فساد، اعتیاد و مسئله جدی تظاهر و ریا داریم. رابطه قدرت و ثروت قبل از انقلاب به رابطه قدرت و منزلت سرایت کرده است که سینما باید به این مسائل توجه کند.

اوایل انقلاب کسانی را داشتیم که خودشان را قربانی کردند و اکنون برخی نظام را قربانی می کنند.

به نقل از روابط عمومی «چشم شب روشن»، افروغ بیان کرد: دفاع مقدس را هم بدون انقلاب اسلامی نمی‌توان تعریف کرد. انقلاب اسلامی بود که در دفاع مقدس تجلی پیدا کرد. زمانی دغدغه عدالت داشتیم. تغییر نرخ شکر مهم بود و حتی سیگار که امام فتوای حرمت را برایش دارند اما گفتند هزینه‌اش طوری نباشد که به مصرف‌کنندگانش فشار بیاید. ما اوایل انقلاب کسانی را داشتیم که خود را قربانی کردند و امروز کسانی هستند که در مصدر امور هستند اما عکس گذشته، سفره را مهیا دیده‌اند و به جای خود، نظام را قربانی می‌کنند. بحثم بر فرد خاصی نیست، جریانی عرض می‌کنم و امر ساختاری می‌گویم. نشان دادن دردها و پیگیری حل آن به عهده روشنفکرهاست که سینماگران جزئی از این‌ها هستند.

فیلمی که درد و واقعیت تلخ جامعه را نشان می‌دهد انقلابی است.

وی در پایان با اشاره به فیلم‌های جشنواره فجر گفت: انقلاب اسلامی وجهی مطلوب و ارزشی دارد که روی کاغذ است و یک واقعیت عینی پشت سرش از زمان پیروزی انقلاب دارد. انقلاب دیالکتیک است و هردو وجه مذکور را باید در فیلم‌ها دید. امسال قریب به اتفاق فیلم‌ها بازتاب مستقیم یا غیرمستقیم جامعه بودند. فیلمی که غیرت زنانه را به تصویر می‌کشد، فیلمی که اسیر روزمرگی‌ها نشده است و فیلمی که درد و واقعیت تلخ جامعه را نشان می‌دهد انقلابی است. سینما نبض تپنده جامعه است و باید دست سینماگران را بوسید.
🔶(منبع: ایسنا)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
افروغ: گاهی می‌شنوم که انقلاب را در برابر جامعه قرار می‌دهند و در سینما فیلم‌هایی با موضوعات اجتماعی را از موضوعات انقلابی جدا می‌کنند. مگر قرار نبود انقلاب به دردها برسد؟
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴یادداشت

🔷 صندلی های ارزان

با تاسف می توان گفت که در کشور ما قبول سمت ها هزینه زیادی به دنبال ندارد، قبول مدیریت راحت است، ارزان است.شاید یکی از دلایل انبوه ثبت نام کنندگان برای حضور در صف نمایندگی شوراها،مجلس و ریاست جمهوری همین است که افراد احساس می کنند این سمت ها منزلت و اعتبار و امتیاز به دنبال دارد اما متناسب با آن مسئولیت به همراه ندارد.

لازمه مسئولیت، پاسخگویی است. تحقق پاسخگویی، شخصیت های پاسخگو می طلبد، که پاسخگویی را نه یک لطف،بلکه یک وظیفه بشمارند، جزء لوازم پذیرش مقام و سمت بدانند.

در نبود فراگیر این ویژگی شخصیتی، سهم جامعه، احزاب و تشکل ها و رسانه ها بیشتر است که مسئولین را به پاسخگویی وادار کنند، از طریق نقد و بازخوانی مستمر اقدامات و کارنامه عملکرد.

نقد و نظارت که باشد، پاسخگویی هم خواهد بود. اگر قرار باشد پاسخگویی با مدیریت و قبول سمت همراه باشد، دیگر مقام، ارزان نخواهد بود. هزینه آن را تنها کسانی می توانند پرداخت کنند که اهل وجدان و شایستگی باشند، اهل مسئولیت.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
هیچ تبلیغی برای اسلام، مؤثرتر، نافذتر و پر بُردتر از ساختن یک جامعه کوچک نمونه اسلامی نیست.
(شناخت اندیشه های اجتماعی شهید بهشتی ص170)
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت

🔷شغل های شایسته تعظیم

چه اشکالی دارد که باز هم موضوع ساختمان پلاسکو را یادآوری کنیم، این ماجرا، درس ها و عبرت های زیادی دارد که می تواند برای ما مفید باشد.

ماجرای پلاسکو با همه تلخی ها خوبی هایی هم داشت. از جمله اینکه توجه ما را به سختی های شغل آتش نشانی جلب کرد.
از بعضی شغل ها باید صیانت کرد. به بعضی شغل ها باید بیشتر احترام گذاشت.

اگر تحمل بار امنیت شهری به گونه ای نامتوازن توزیع شود که قرار باشد آتش نشانی، کاستی های دیگر سازمانها و نواقص فرهنگ عمومی را جبران کند، در واقع شاهد ایفای وظایف سایرین در برابر آتش نشانی نیستیم و به شغل آتش نشانی و به آتش نشانان احترام لازم را ننهاده ایم.

اگر تجهیزات و امکانات لازم برای انجام وظایف سازمان آتش نشانی در اختیار قرار نگیرد، اگر به مشکلات نیروی انسانی سازمان و به مقدمات افزایش رضایتمندی شغلی آتش نشانان توجه نشود، اگر در تعیین مدیران، به صلاحیت ها و تناسبها توجه نشود، در واقع به صیانت از جایگاه آتش نشانان بی اعتنایی کرده ایم.

باید در برابر برخی شغل ها تعظیم کنیم. بخشی از این احترام وابسته به این است که سختی کار رفتگران، راهداران، مرزبانان، مددکاران،کارگران و معدنکاران و ... را ببینیم و یادآوری کنیم. این، نشانه اخلاق است، نشانه قدرشناسی.

حادثه پلاسکو تلخ بود و حتما چه بهتر که رخ نمی داد اما حال که رخ داده از ظرفیت های این حادثه برای عبرت گیری و بازسازی سرمایه ها غافل نشویم.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
خداوند رب البیت است، ما باید به تکلیف خود عمل کنیم،نتیجه حاصل شود یا نشود به ما مربوط نیست،با خود اوست. آنچه به ماها مربوط است، حفظ حیثیت علم و اسلام و عمل به وظایف الهیه است.(46/11/4)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 یادداشت

🔷 سهم پرسش از بایسته های حکمرانی

بعد از پیروزی انقلاب کتاب های متعددی با موضوع ولایت فقیه به ویژه توسط اساتید و دانش آموختگان حوزه منتشر شد.
مساله ای که با توجه به نیاز روز و تشکیل نظام اسلامی بر محور این نظریه، طبیعی و لازم بود. هنوز نیز انتشار آثاری با موضوع ولایت فقیه ادامه دارد.

محور آثار درباره ولایت فقیه بعد از تبیین مقدمه «ضرورت تشکیل حکومت»، پاسخ به این پرسش مهم است که «چه کسی باید حکومت کند? » و نیز اینکه «حاکم اسلامی از چه میزان اختیارات برخوردار است؟»، همچنین از «نقش مردم در تشکیل حکومت اسلامی» سخن به میان می آید.

در کنار پرسش از شرایط حاکم اسلامی، پرسش مهم دیگری هم قابل طرح است و آن «چگونگی حکمرانی» است که متاسفانه کمتر از سوی حوزه های علمیه مورد توجه قرار گرفته است.

صرفنظر از تبیین عقلانی اهمیت پرسش از کیفیت حکمرانی، در متون دینی نیز می توان مواردی را می توان یافت که نشان می دهد این موضوع در متون دینی بی سابقه نیست. به عنوان نمونه، موضوع فرمان حضرت امیر به مالک اشتر، شرایط حاکم اسلامی نیست، بلکه کیفیت حکمرانی است.

کیفیت حکمرانی تنها وابسته به عملکرد حاکم اسلامی و ولی فقیه نیست، بلکه برایند یک نظام اجتماعی است، نهادهای تولید علم_حوزه و دانشگاه_، فرهنگ عمومی جامعه، قوانین و ساختارها و سازمانهای حاکمیتی، رسانه ها ... همه این مولفه ها در کیفیت حکمرانی تاثیر دارند.

بی اعتنایی به موضوع کیفیت حکمرانی، نظام اسلامی را در معرض «خطر شکل گرایی» قرار میدهد که همه چیز ظاهرا اسلامی است اما، ممکن است رویه ها و فرایندها واقعا در غیاب ارزش ها و اهداف اسلامی شکل بگیرد و تداوم بیابد.

قرار نیست دو پرسش مهم «شرایط حاکم اسلامی» و «کیفیت حکمرانی» جای یکدیگر را تنگ کنند و جایگزین یکدیگر شوند. هر یک از دو موضوع اهمیت و کارکرد خود را دارند و هیچکدام جای خالی دیگری را پر نمی کند.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴گزیده ای از یک مصاحبه

🔷 میوه های کال در حوزه عدالت پژوهی

✳️ در شماره اخیر ماهنامه خردنامه،مصاحبه ای با دکتر سید احسان خاندوزی در خصوص چرایی به ثمر نرسیدن نظریه پردازی در زمینه عدالت منتشر شده است که گزیده هایی از آن خواهد آمد:

ما دچار توهم هستیم که فکر می کنیم می شود فقط در دانشگاه یا در حوزه نشست و نظریه ای برای حوزه ی علوم اجتماعی تدوین کرد. این نشدنی است.

کارها و مطالعاتی صورت می گیرد اما جریان مستمر و دائم و زایایی در حوزه عدالت پژوهی کشور نداریم.چرا چنین جریانی نداریم؟

آسیب عدم زایایی در مطالعات اجتماعی کشور را به آنجا برمیگردانم که اساسا کوشش عالمان علوم اجتماعی در هر کشور فقط تا چند گام به دلیل خودانگیختگی عالمان علوم اجتماعی پیش می رود. بعد از آن حتما نیازمند این است که بازخورد آن ایده را در بقیه فضای فکری و پژوهش کشور و در لایه های بعد، در فضای سیاست گذاری کشور ببیند. بر اساس بازخوردهایی که گرفته می شود گام های بعدی و تکمیلی رخ می دهد.

جان رالز 10سال قبل از اینکه کتاب معروفش را بنویسد در اوایل دهه 1960 چندین مقاله و یادداشت مختصر را در مورد اینکه چطور می شود ایده انصاف را پایه یک تئوری برای عدالت قرار داد، نوشته بود. این نوشته ها بازخوردهای بسیار زیادی در داخل و در درون جامعه علمی، چه عالمان علوم سیاسی، چه عالمان رشته مثلا فلسفه اخلاق و بعضی از اقتصاد دانان و غیره پیدا کرده بود. در 1971 وقتی کتاب رالز منتشر می شود دوباره بازخورد خیلی وسیع تری موجب شد رالز به اجبار، پویایی نظریه خود را لحاظ کند، ایرادات را بهتر بفهمد، از نکات و نقدها خوانش جدیدی پیدا کند و ویرایش دوم و سوم را ارائه کند.

هیچکدام از ایده هایی که در فضای پژوهشی و علمی کشور پیرامون عدالت مطرح شده، فرایند رشد و بلوع خودشان را طی نکردند...می شود گفت قبل از اینکه بتوانند خودی نشان بدهند و پا به عرصه وجود بگذارند عمرشان به پایان رسید، نه بازتابی در جامعه پژوهشگران و اندیشمندان و نخبگان پیدا می کنند و نه اقبالی از طرف سیاستگذاران صورت می گیرد تا آن نظریه را به آزمون بگذارند.

باید ایده ها در فضای علمی و پژوهشی و جلسات و محافل و مقالات و نقدها پژواک پیدا کند.

اگر دست سیاستگذار به سمت عالمان علوم اجتماعی دراز شود و از آن ها بخواهد که راهکار مدیریت و حل معضلات را به سیاستگذار نشان دهند، عالمان علوم اجتماعی ناچار از تولید و جوشش خواهند بود.

نظامات تصمیم گیری ما به صورت سیستمی نیاز به مراجعه به نظریه عدالت و نظریه پرداز عدالت را در خود نمی بینند. شاید این حرف من را کمی افراطی تلقی کنید اما رویه سیاست گذاری کشور در بسیاری موارد در حوزه دستگاه های اجرایی هیچ تفاوتی با پیش از انقلاب نکرده است.

سعی کنیم هر جایی که قاعده گذاری رسمی را در کشور انجام می دهد،نسبت خودش را با موضوع عدالت از طریق یکی از نهادهای پژوهشی کشور مستند کند، الزامی وجود داشته باشد که مسئول آن دستگاه به نهادهای پژوهشی کشور مراجعه کند .....
🔶 خردنامه،ش167
@babaee_ehsan
Channel name was changed to «مَسطَر؛ انقلاب و جامعه»
Forwarded from Deleted Account
🔷 دادگاه های انقلاب

🔴 آیت الله هاشمی رفسنجانی:

تشکیل خودجوش کمیته های انقلاب، از همان روزهای اول پیروزی، موجی پیش بینی نشده از دستگیری عوامل وابسته به رژیم شاه را به همراه داشت، بدون اینکه برنامه خاصی درباره نحوه نگهداری و محاکمه آنها وجود داشته باشد.

حتی تشکیل دادگاه های انقلاب برای محاکمه اینگونه افراد که با حکم امام صورت می گرفت در مجموع کارهای برنامه ریزی شده ما نبود و حتی صحبت هایی که درباره آن شده بود، مسأله عفو عمومی بود. اما به جهت اینکه بسیاری از سران و وابستگان طاغوت در صدد طرح ریزی برای مقابله با انقلاب بودند و از طرفی، برخی از دستگیر شدگان هم جنایات وسیعی در رژیم گذشته داشتند که گذشت از آنها اسلامی نبود و مردم هم چنین کاری را نمی پذیرفتند، عفو عمومی در آن زمان صورت نگرفت.

به هر حال دادگاه های انقلاب با نظر مستقیم امام تشکیل شد و در نخستین گام، جمعی از سران بدنام و شناخته شده رژیم که در جنایات علیه مردم شرکت داشتند، توسط آقای خلخالی که از طرف امام مأموریت یافته بود در این دادگاه های حاضر و حکم شرعی صادر کند (5 اسفند 1357)، به سرعت محاکمه و به مجازاتهایی محکوم شدند.
این در حالی بود که شورای انقلاب و دولت موقت بدون نقش داشتن در کار این دادگاه ها، برای محاکمه انقلابی و اعدام 30 تا 40 نفر از سران فاسد رژیم، تحت فشار مردم و گروه های سیاسی بود و همزمان نیز برخی از سران کشورها برای جلوگیری از محاکمه بعضی از عناصر رژیم شاه، درخواستهایی داشتند.

سرانجام بعد از گذشت حدود یک ماه از فعالیت مستقل دادگاه های انقلاب، طی حکمی در تاریخ 25 اسفند 1357برای سر و سامان دادن به این وضع و با توجه به اینکه دولت موقت هم از همان روزهای اول با این دادگاه ها مشکل پیدا کرده بود، دستور دادند: «محاکمات زیر نظر شورای انقلاب اسلامی و دولت انقلاب اسلامی صورت گیرد.» و مقرر کردند که شورای انقلاب آیین نامه جدیدی برای این کار تنظیم و تصویب کنند و دادگاه مرکزی تهران نیز تا تصویب این آیین نامه، محاکمات را متوقف کند... به این ترتیب سر و سامانی به کار این دادگاه ها داده شد.
🔶 (امام خمینی به روایت آیت الله هاشمی رفسنجانی،ص100)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔷منطق احساس، منطق اسلام

🔴شهید مرتضی مطهری:

واقعا نبايد در دولت اسلامى ظلمى واقع شود، واقعا نبايد اجحافى به حق كسى بشود. به حق يك مجرم هم نبايد اجحاف شود ولو يك مجرم مستحق‏ القتل. واقعا ما حق داريم از يك عده از جوانهاگله كنيم. در عين اين كه ما احساسات آنها را تقدير مى‏كنيم ولى در عين حال اين مقدار هم حق گله ‏گذارى از آنها داريم كه اينها آنچنان حس انتقامجويى‏شان نسبت به مجرمها شديد است كه گاهى سخنانى مى‏ گويند كه با منطق احساسات جور در مى‏آيد نه با منطق اسلام.

يك وقتى رفته بوديم خدمت جناب آقاى مهندس بازرگان در نخست‏وزيرى برسيم. ديدم پاسدارانى كه آنجا بودند با هم حرف مى‏زنند. انتقاد داشتند از اين اعدامهايى كه فعلا وجود دارد، مى‏گفتند چرا گلوله‏ها را به اينها حرام مى‏كنند، مگر اينها ارزش گلوله خوردن دارند؟! بروند اينها را زنده بريزند در دريا. ضمن اين كه ما احساسات پاك اين افراد را تقدير مى‏كنيم بايد بگوييم كه اسلام اين گونه نيست. از نظر اسلام مجرمى كه هزارها نفر را كشته و هزارها جنايت كرده است كه اگر بناى اعدام بخواهد باشد صد بار بايد اعدام شود در عين حال همو هم حقوقى دارد و حق او نبايد ناديده گرفته شود.
🔶 (مجموعه آثار،ج24،ص177)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 یادداشت

🔷 تراز روحانیت انقلابی کارآمد


امام خمینی رحمه الله علیه از امکانی برخوردار بود که در پیشبرد اهدافی که داشت بسیار به او کمک می کرد و برای پیروزی و تثبیت انقلاب کارگشا بود. و آن عبارت بود از حضور عالمانی مانند شهید مطهری، شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای، آیت الله هاشمی که به همراه برخی دیگر موتور محرکه انقلاب محسوب می شدند.

مروری بر ویژگی های چنین شخصیت هایی امکان ارزیابی بهتر از گذشته و حال ما فراهم می کند و تراز روحانی انقلابی را به ما معرفی می کند. این شخصیت ها از جامعیتی برخوردار بودند که متاسفانه با گذشت زمان کمیاب تر شدند.

شهید مطهری: فقیه و فیلسوفی که محضر درس بزرگانی مانند امام، آیت الله بروجردی و علامه طباطبایی را درک کرده بود، تالیفات فراوانی داشت و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بود. هم خطیب و هم محقق بود و آگاهانه و هدفمند به دنبال تدوین نظام فکری اسلام و ارائه آن به جامعه بود. آثار مکتوب او از چنان اهمیتی برخوردار بود که امام او را به عنوان مرجع فکری انقلاب معرفی کرد. دایره ارتباطاتش با نخبگان حوزوی و دانشگاهی وسیع بود و با مجموعه های جوان، ارتباط چهره به چهره داشت.

شهید محمد حسین حسینی بهشتی: او نیز فقیه بود و درس خوانده فلسفه. از او اقداماتی ابتکاری در راه اندازی مدرسه و حوزه علمیه یادگار مانده است. فراتر از عرف رایج در حوزه به یادگیری زبان خارجی اهتمام داشت،دنیای غرب را هم به واسطه مسوولیت در مرکز اسلامی هامبورگ آلمان تجربه کرده بود،شخصیتی خوش سیما و با بیان و ادبیاتی الهام بخش؛ دارای اعتماد به نفس و برخوردار از تفکر و روحیه تشکیلاتی و توان برنامه ریزی بود. او نیز ارتباط مستقیم و چهره به چهره با جوانان داشت و از کلاس های گفتگو محور استقبال می کرد.

آیت الله خامنه ای: ایشان نیز ضمن حضور در حوزه درسی آیت الله بروجردی، امام خمینی، آیت الله مرتضی حائری و آیت الله میلانی و برخورداری از دانش فقه و اصول، از امتیازاتی متمایز کننده نسبت به دیگر دانش آموختگان حوزه برخوردار بود. دست اندرکار شعر و اهل مطالعه رمان و نمایشنامه بود و به همین دلیل اهالی هنر و روشنفکری را می شناخت و با برخی از آنان در ارتباط بود. با منابع تاریخی انس داشت. اهل ترجمه و تالیف نیز بود. خطیبی توانا بود که به امامت جماعت مسجد کرامت مشهد اهتمام داشت و این مسجد را حلقه حضور جوانان ساخته بود.

آیت الله هاشمی رفسنجانی: او نیز از اساتید برجسته همچون آیت الله بروجردی، امام خمینی و آیت الله محقق داماد فقه و اصول آموخت؛ او نیز با در قالب های مرسوم حوزوی محصور نماند و انتشار نشریه مکتب تشیع را در قم مدیریت و تجربه نمود، اهل ترجمه و تالیف در قلمروهایی تازه بود. دارای شخصیتی با اعتماد به نفس، روابط گسترده و توان مدیریتی بالا بود.

می توان در سطوح بعدی، از شهید مفتح، شهید باهنر، آیت الله مهدوی کنی، آیت الله محلاتی و آیت الله موسوی اردبیلی و برخی دیگر نیز یاد نمود؛ اما چهار شخصیت یاد شده، نمونه های کارآمد از شخصیت های انقلابی بودند که سه ویژگی مهم را در خود جمع کرده بودند که هم حامل اندیشه اسلامی و اهل علم و حاضر در عرصه تولید فکر در افقی وسیع تر از حد معمول بودند و از این حیث، قبل و بعد از انقلاب از حیث نظری تکیه گاه مبارزین و انقلابیون بودند و هم از حیث سیاسی، پیشگام در موضع گیری و هدایتگری سیاسی بودند و هم اینکه ارتباط مستقیم با مخاطب خود داشتند.

متاسفانه امروز در بین روحانیون انقلابی، شخصیت هایی که این هر سه ویژگی را در خود جمع کرده باشند نمی بینیم. این یک نقطه آسیب و عقب رفت در انقلاب و نیازمند بررسی است.

به توصیف وضعیت امروز روحانیت انقلابی و چرایی آن در یادداشتی دیگر پرداخته خواهد شد.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 روایتی از بی نظمی ها و تندروی های اول انقلاب

🔷آیت الله مسلم ملکوتی:

[حضرت امام] برای رسیدگی و نظارت بر امور دادگاه های استان ها آقای منتظری، آقای مشکینی و بنده را مأموریت دادند... با حضور اعضای حامعه مدرسین ... به این نتیجه رسیدیم که هر کدام از اعضای محترم به یکی از استان ها اعزام شوند...

حدود یک ماه در تبریز ماندم، دیدم مشکل در این شهر و حومه از جای دیگر است.
در تبریز تمرکز قضایی وجود ندارد. آقای [سید حسین] موسوی یک طرف ماجرا بود. در طرف دیگر 12 مورد کمیته انقلاب در مناطق مختلف شهر استقرار داشتند و هر کدام تشکیلات قضایی مستقل راه انداخته بودند. یعنی خودشان می گرفتند، خودشان محاکمه می کردند و خودشان هم متهم را زندانی یا آزاد می نمودند. حتی از کمیته مرکزی هم تبعیت نمی کردند. در طرف سوم مرحوم شهید آیت الله مدنی به عنوان امام جمعه و سایر علمای اعلام بودند. به تازگی سپاه هم تشکیل یافته بود. آن هم در این موارد مستقل عمل می کرد.... زندان ها و بازداشتگاه های تبریز در و پیکر نداشت. یکی از این طرف زندانی می کرد، یکی هم از آن طرف تبرئه و آزاد می نمود و بالعکس.

... تعدادی جوانان کم تجربه و احساساتی اسلحه دستشان افتاده است که بعضی ها از روی صداقت، بعضی ها هم تحت تأثیر تحت تأثیر افکار انحرافی منافقین و گروهک های دیگر قرار گرفته بودند. ناگهان می ریختند و افرادی را به عنوان خان، مالک، سرمایه دار و فئودال مصادره اموال می کردند. بعضی از اینها خیلی مغرور بودند. نه تنها به حرف روحانیت گوش نمی دادند بلکه علمای اعلام را به باد مسخره می گرفتند.

چند نفر از همین افراد که نمی خواهم نامشان را ببرم در منطقه عشایر نشین پارس آباد و مغان، تعدادی از خوانین شاهسون را دستگیر کرده و آنها را هنگام انتقال به تبریز در میان راه کشته بودند. تصورشان این بود که هر صاحب ملکی را باید کشت.

یکی از این بیچاره ها در منطقه پارس آباد، گاوداری و چند گاو شیرده داشت که آن موقع آنها را از هلند یا استرالیا آورده بود.این افراد گاو ها را سر بریده و ذبح کرده و بعد گوشت آنها را یک کیلو، یک کیلو در میان مردم فقیر و مستضعف منطقه تقسیم کرده بودند.

در نواحی هشترود، گوسفندان برخی اشخاص محترم را به همین بهانه مصادره کرده بودند. وقتی به مراغه رفتم، باغی را نشان دادند، مالک آن فرد محترمی بود. درختان آنجا را به مبلغ یک سوم قیمت واقعی فروخته و بعد خریدار، درختان آنجا را با اره برقی قطع کرده و زمینش را بایر اعلام کرده بود. سپس اینها زمین آن را در میان مستضعفان برای خانه سازی تقسیم کرده بودند که خدا می داند هیچ کدام از این موارد، موافق با شریعت اسلام و آرمان های انقلاب و رهبری نبود. به همین منظور روحانیون منطقه در مقابل اینها می ایستادند، ولی چون قدرت داشتند و اسلحه در دست آنها بود نمی توانست مانع از کارهای خلاف شرع آنها بشود....
🔶 (خاطرات آیت الله مسلم ملکوتی، ص223-224)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 یادداشت

🔷 تقسیم کار نامبارک بین روحانیت انقلابی

اگر شخصیت هایی مثل شهید مطهری، شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای و آیت الله هاشمی دست اندرکار تبیین و تحلیل مسائل دینی و اجتماعی و تغذیه فکری جامعه بودند و همزمان به فعالیت های سیاسی می پرداختند و مواضع انقلاب را روشن می کردند به مرور زمان در بدنه روحانیت انقلابی یعنی آنها که به پیوند دین و سیاست معتقد و به اهداف امام و نظام جمهوری اسلامی متعهد بودند، تقسیم کاری رخ داد که چندان مبارک نبود.

با گذشت زمان، شاهد تفکیک دو شأن فعالیت «فکری» و «سیاسی» شدیم. به تبع این تقسیم کار جایگاه ها نیز متفاوت شد.

برخی روحانیون به قصد انجام فعالیت های فکری در دانشگاه ها و پژوهشگاه ها مشغول شدند و برخی نیز در حوزه ماندند تا برای گره گشایی از مسائل و چالش های نظری انقلاب چاره جویی کنند.
برخی دیگر نیز صرفا به «اعلام موضع» می پردازند، هم در مساله شناسی و هم در تحلیل، علیرغم چالش های فراوان نظری و عملی نظام و انقلاب نمی توانند از بدنه اجتماعی انقلاب در این زمینه دستگیری کنند.

تریبون های عمومی و سیاسی نیز سهم دسته اخیر است و نیروهای جوان انقلابی نیز بیشتر مخاطب همین دسته اخیر هستند.

حضور در دو قلمرو تفکیک شده «تحقیق» و «خطابه»، اقتضائات خود را دارد. به مرور زمان بین این دو دسته روحانیون معتقد و متعهد به انقلاب و نظام، فاصله بیشتر می شود. تفاوت ها فقط در دغدغه ها و مساله ها متوقف نمی ماند، گاه تا آنجا پیش می رود که برخی محققین از ورود به مسائل روز ناتوان می گردند یا آن را دون شأن خود می شمارند.
به مرور زمان مخاطبان نیز برای تحلیل مسائل روز، روحانیون دسته نخست را از دایره مراجعه و مشاوره حذف می کنند.

روحانیونی که تریبون های سیاسی را در اختیار دارند هر چند به مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ورود پیدا می کنند اما با اکتفا به موضع گیری های رسمی، تحلیلی از موضوعات ارائه نمی دهند. در طرف مقابل هم روحانیونی که لباس تحقیق و پژوهش بر تن کرده اند، با محافظه کاری از کنار چالش های روزمره و موجود و فوری با بی اعتنایی عبور می کنند و در واقع کناره می گیرند.
و حاصل جمع اینهمه، عقب ماندن روحانیت از مسأله های جامعه، نظام و انقلاب است.

آنچه مطرح شد توصیفی کلی از وضعیت موجود است که علت یابی آن نیز میتواند به آن ضمیمه گردد.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 برگی از خاطرات

🔷 آیت الله باقری اجازه نداد

✳️ آیت الله سید احمد علم الهدی:

ساختمانی بود که یک نفر در زمین معلق به شهرداری ساخته بود. در واقع زمین دولت را غصب کرده بود و بعد هم که خواستند بگیرند، فرار کرد. به هر حال این بنا ساخته شده بود و چون جایی برای ستاد [کمیته منطقه ده] نداشتیم، بچه ها مصرانه خواستار آن بودند و می گفتند این آقا در زمین دولت ساختمان ساخته پس می توانیم ساختمانش را تصرف کنیم.

به همین دلیل خدمت آقای قدوسی، دادستان انقلاب و ماجرا را به ایشان گفتم. ایشان نیز گفتند که ملاک « الزرع للزارع و لو کان غاصبا» در این مورد صدق می کند. گرچه این زمین غصبی بوده، ولی ساختمان را خودش و با مصالح خود ساخته است، بنا بر این نگذاشتیم آن ساختمان را که غاصب ساخته بود، به نام ستاد تصرف کنند؛ با اینکه از نظر مکان ستاد هم شدیداً در مضیقه بودیم و جایی برای ستادمان نداشتیم.

ساختمان ستاد سر سه راه امین حضور بود.... البته این ستاد هم ملک آقایی به نام فولادی بود که اموالش مصادره شده بود. خدمت آقای [آیت الله] باقری گفتیم که این ستاد دو اتاق بیشتر ندارد، اجازه بدهید که در اینجاساختمان بسازیم. آقای باقری گفت: «خود آقای فولادی را بیاورید؛ اگر قبول کرد حرفی نیست.» گفتیم اموالش مصادره شده است. ایشان گفت که من مصادره اموال ایشان را قبول ندارم. ناگزیر آقای فولادی را آوردیم. او گفت که من راضی هستم که شما در اینجا ساختمان بسازید. مال من را گرفته اند و به من که نمی دهند، لااقل شما بسازید تا یک عده ای استفاده کنند و گفت: «من از طیب خاطر راضی هستم.»

ولی آقای باقری گفتند که من قبول ندارم، باید بیاید و پیش من بگوید که راضی است. به همین خاطر، رفتیم و آقای فولادی را به محل کمیته مرکز، پیش آقای باقری بردیم، او گفت: «آقا من گفته ام که راضی هستم.» آقای باقری گفت: «چون تو را به اینجا آورده اند، می ترسی و می گویی راضی هستم و یا اینکه اینها مجبورت کرده اند که راضی باشی؟!»
سرانجام آقای باقری گفت: «اصلا فرض کن که اینجا کمیته نیست؛ این آقا هم مسئول کمیته نیست و من هم رئیس کمیته نیستم. دو نفر شیخ هستیم که می خواهیم درباره مسأله ای شرعی با هم صحبت کنیم. حال، فرض کنید که در ملک شما می خواهند ساختمان بسازند. آیا شرعا راضی هستید یا نه؟» قدری فکر کرد و بعد گفت: «پدرم به من وصیت کرده است که اینجا را به مدرسه تبدیل کنم.» آقای باقری بلافاصله گفت: «دیدید! بلند شوید بروید.» بنابر این آقای باقری نگذاشت آنجا را هم ستاد درست کنیم.
🔶 (خاطرات آیت الله سید احمد علم الهدی،181-183)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 یادداشت

🔷 هزینه های عبور از فقه و قانون

وجود برخی تندروی ها به ویژه در سالهای آغاز پیروزی انقلاب اسلامی موضوعی نیست که بشود انکار کرد؛ بلکه وقوع تندرویها در متن حادثه مهم و زیر و رو کننده ای مثل انقلاب، جزء طبیعی ترین هاست. به علاوه مساله ای است که در متن منابع تاریخی از زبان مبارزین و انقلابیون ثبت شده است.

وقوع این حوادث را به هیچ عنوان نمیتوان به جوهره و اصل و محتوای انقلاب نسبت داد. و بهترین دلیل اینکه اولین منتقدان تندرویها، شخصیت های برجسته درون انقلاب بوده اند.

باید از تصویرسازی های غیرواقع بینانه ای که میخواهد همه را هماهنگ و یک شکل و هم راستا نشان دهد باید پرهیز کرد و واقعیت متکثر انقلابیون را دید و تندروی ها را قبل از جوهره انقلاب، در متن تکثر انقلابیون جستجو کرد.

مطالعه و بررسی تندرویها را میتوان پایه ای قرار داد برای درس ها و عبرتهایی که می تواند طرز فکر و عمل امروز و فردای ما را تنظیم نماید.

نقطه مشترک همه اقدامات غیر قابل دفاع، عبور از موازین و احکام فقهی و بی اعتنایی به قانون است. بلکه می توان عبور از ضوابط فقهی و قانونی را ملاکی برای تشخیص تندروی قرار داد.

فقه و قانون از جنس ضابطه هستند. رفتارها را تنظیم می کنند، نظم اجتماعی را برقرار می سازند.تعهد به فقه و قانون رفتارها را پیش بینی پذیر می کند، معیاری برای نقد رفتارها در اختیار قرار می دهد. اقدام بدون تایید فقه و قانون، تایید شرع را به دنبال ندارد.

تاریخ انقلاب، پیش روی ماست،اقداماتی را که در غیاب فقه و قانون صورت گرفته نقطه منفی می دانیم و باید بدانیم و هر جا هم که بر فقه و قانون پافشاری کردیم، سربلند بیرون آمدیم.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 برگی از خاطرات

🔷 تماس تلفنی مرحوم طالقانی با امام درباره لغو حکومت نظامی

با اعلام مخالفت امام خمینی،حکومت نظامی روز 21بهمن به شکست انجامید. برخی شخصیت ها مانند مرحوم آیت الله طالقانی به خاطر احتمال کشتار مردم با حضور مردم در خیابان ها مخالف بودند. مرحوم طالقانی با امام تماس تلفنی برقرار می کند و امام همچنان بر بی اعتنایی نسبت حکومت نظامی تاکید می ورزد.
گاه از این تماس تلفنی به گونه ای گزارش شده است که گویا شکستن حکومت نظامی، ناشی از تعیین تکلیف توسط حضرت صاحب الامر (عج) بوده است.

«شاید» این نحوه گزارش برخاسته از برداشت شخص مرحوم طالقانی بوده و یا برداشت کسانی که ماجرای این تماس را بی واسطه یا با واسطه از ایشان شنیده اند.

برای اینکه به قدر اطمینان در نقل این ماجرا اکتفا کرده باشیم، دو نقل در ادامه خواهد آمد:

✳️ علی اکبر ناطق نوری:«آقای ولی الله جهپور که از بستگان مرحوم طالقانی است گفت: مرحوم طالقانی از اینکه امام به ایشان دستور لغو حکومت نظامی را داده خیلی مضطرب و وحشت زده شده بود و به امام تلفن زد و گفت اگر لغو حکومت نظامی بشود تهران حمام خون می شود و امام هم فرموده بود هیچ اتفاقی نمی افتد.آقای طالقانی گفت یا من بعد از یک عمر از سیاست چیزی نمی فهمم یا این سید با عالم دیگری ارتباط دارد.»
🔶 (خاطرات حجت الاسلام ناطق نوری، ص172)

✳️ علی دانش منفرد: «... در مقابل، آیت الله طالقانی تحلیل و نظرشان این بود که رفتن مردم به خیابان ها،مساوی با کشتار و قتل عام مردم است. ایشان با امام تماس گرفتند و به ایشان اعلام داشتند: آقا! اگر خون این مردم ریخته شود نمیتوانیم پاسخگو باشیم، رژیم قصد قتل عام مردم را دارد؛ حال با این وجود نظرتان چیست؟ امام فرمودند: این تکلیف است.آیت الله طالقانی قانع نشده و رفتن مردم به خیابان ها را صلاح نمی دانست، ولی امام با ذکر کلمه تکلیف، تصمیم قاطع خود را برای سرنگونی کامل نظام به هم ریخته شاهنشاهی اعلام کردند و جالب اینکه در مقابل اصرارهای آقای طالقانی فرمودند: اگر این تکلیف الهی باشد شما چه می گویید؟ و ایشان سکوت کرده و رضایت آیت الله طالقانی نیز حاصل شد.

🔶 (خاطرات علی دانش منفرد،ص82)

@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
امام خمینی(ره):رمز پيروزى ايمان بود. آن وحدت كلمه را ايمان آورد...كه سرتاسر يك مملكت، همه با هم، فرياد زدند و يك مطلب خواستند.....همه فریاد زدند جمهوری اسلامی.(58/3/2)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 یادداشت

🔷 امام و فدائیان اسلام


این یکی از ضعف هاست که از کنار تفاوت ها بین شخصیت ها و جریان های فکری و سیاسی به راحتی عبور می کنیم، همچنانکه گاهی هم با وجود اختلافات، موارد اشتراک را نمی بینیم..شاید ریشه این همسان پنداری ها و کاملا متنافر دیدن های غیر واقع بینانه، ریشه در یک نوع راحت گزینی فکری داشته باشد که با سیاه و سفید دیدن ها، سعی میکند افراد و جریانها را در دو سر طیف قرار دهد و کار تحلیل شخصیت ها و جریان ها را آسان کند.

یک مثال روشن برای این موضوع، تعیین نسبت بین جریان فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی با نهضت امام خمینی است. قطعا مرور دیدگاه شاگردان بلافصل امام خمینی می تواند برای روشن شدن نگاه امام به فدائیان اسلام راهگشا باشد.

مرور بر روایت شاگردان امام نشان می دهد اینکه امام تلاش خود را برای جلوگیری از اعدام رهبران فدائیان اسلام، به کار گرفتند برای اثبات تایید همه جانبه مشی فدائیان اسلام کفایت نمی کند.
✳️محمد علی گرامی: بعضی ها در مورد نظر امام درباره فدائیان اسلام می ‌گفتند که امام خیلی از مرحوم نواب حمایت می ‌کرده ولی من خلاف این را هم شنیده ام، لذا نمی ‌توانم مطلبی عرض کنم. امام به طور کلی خیلی مراقب بودند که برخلاف نظر آقای بروجردی تحرکی نشود. (خاطرات آیت الله محمد علی گرامی، ص155)

✳️صادق خلخالی: امام خيلي مطالعه مي كردند. شايد بتوانم بگويم كه همة كتاب هاي كسروي را مطالعه كرده بودند... آن موقع كه مطالعة مجلات و مقالات روزنامه ها معمول نبود، امام اهل مطالعة اينگونه مطالب بودند. اما اينكه چرا به طور علني از فداييان اسلام صحبت نكردند و حمايتشان را از آنان نشان ندادند، نمي دانم. (پا به پای آفتاب،ج3،ص57)

✳️سید موسی شبیری زنجانی: وجه مخالفت آقای بروجردی با نواب این بود که حوزه به زحمت تشکیل شده است و باید حفظ شود و طلبه ها باید درس بخوانند و معتقد بود که این کارها اگر رواج پیدا کند، مزاحم تحصیل و درس خواندن طلبه هاست.آقای خمینی هم چنین نظری داشت. (جرعه ای از دریا،ج2،ص556)

✳️حسینعلی منتظری: اصل هدف مرحوم نواب صفوی و کسانی که اطراف او بودند نظیر آسید هاشم و واحدی هدف حقی بود... اما روشی که این آقایان در حوزه داشتند برای بزرگان حوزه مورد پسند نبود، مثلا به آقای بروجردی اهانت می کردند، به علما اهانت می کردند، یک جوری که عقلای قوم را عصبانی کرده بود، می شد با این تندی هم برخورد نکرد... اینها مستقیماً مسائل را با طلبه های جوان و با مردم در میان می گذاشتند به گونه ای که حوزه را قبضه کرده بودند، بچه طلبه ها نوعاً چون احساساتی بودند دور این ها جمع بودند، من یادم هست که مرحوم مطهری خودش برای من نقل کرد و گفت: من بیش از یک ساعت رفتم با آقای نواب دنبال رودخانه راه رفتیم و صحبت کردیم، گفتم درست است که شما حرف های حقی دارید اما بالاخره آقای بروجردی الان رئیس مذهب است، رئیس حوزه است، باید قداست ایشان را حفظ کرد و در پرتو ریاست ایشان کار کرد نه اینکه بیاییم همه اینها را با این تندی ها بشکنیم و به آنان اهانت کنیم، با این شکل نتیجه ای نمی گیریم، این را آقای مطهری برای من نقل کرد و صحبت های مرحوم مطهری برای این بود که آقای نواب صفوی را از آن حالت تندی یک قدری بیرون بیاورد. حتی آیت الله خمینی من یادم هست که در خانه ایشان ما پنج شش نفر هم بیشتر نبودیم، تازه پیش ایشان «زکات » شروع کرده بودیم، آقای مطهری هم بود، صحبت فدائیان اسلام شد، ایشان گفتند آخر این چه برنامه ای است که این ها دارند، چهار تا بچه حوزه را به هم ریخته اند، به همه اهانت می کنند... البته ما ته دلمان از حرکت فدائیان اسلام برای مبارزه با رژیم شاهنشاهی و پیاده شدن دستورات اسلام خوشحال بودیم و حرف های آنها را حرف های حقی می دانستیم منتها شیوه های آنها در حوزه شیوه های تندی بود. (خاطرات آیت منتظری،ج1،ص13)

✳️ علی اکبر هاشمی رفسنجانی: بعضی چیزها هم که برای ما خلاف انتظار بود، مثل روحیة انزوای ایشان[امام خمینی]، به صحنه نیامدن و یا موضعگیری نکردن در ماجراهای سیاسی گذشته مثل نهضت نفت و فداییان اسلام، بعدها معلوم شد که حق با ایشان بوده است. اگر ایشان رفتاری مطابق تمایلات ما داشتند، شاید برداشت خوبی نمی ‌شد. ضمن آنکه در زمان آیت الله العظمی آقای بروجردی، حفظ حریم ضروری بود. (پا به پای آفتاب،ص132-133)

✳️ سید هادی خسرو شاهی: امام با انتقاد جوانان وابسته به فدائیان اسلام از آیت‌الله بروجردی هم، موافق نبودند و به همین دلیل اقدامات آنها را تأیید نمی‌ کردند، ولی در حسن نیت‌شان تردیدی نداشتند.(سایت جماران)
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت

🔷 جای خالی لوازم اندیشی

یکی ازجنبه های عقلانیت، «لوازم اندیشی»درفهم و تحلیل یک دیدگاه،یک اقدام و برنامه و یک هدف و آرمان است.
لوازم اندیشی، همچنانکه از این ترکیب پیداست یعنی تامل در مقدمات، لوازم و نتایج نظری وعملی یک دیدگاه یا اقدام یا هدف.

چه بسیار دیدگاهها، اقدامات و اهدافی که به عنوان مطلوب مطرح می شود که اگر در لوازم آن اندیشیده شود،گوینده در دفاع از آن دیدگاه و اقدام و هدف ناتوان خواهد بود.
رعایت لوازم و فراهم آوردن مقدمات یک مطلوب به اندازه تکرار یک شعار آسان نیست.

لوازم اندیشی کمک می کند به «تناقضات» نهفته در سخن و رفتار پی ببریم، به کمک لوازم اندیشی، «تبعات» سخن و رفتار مطلوب خود را پیدا می کنیم و به این وسیله می توانیم میزان واقعی «پایبندی» به سخن و رفتار و هدف اعلام شده را بسنجیم.


لوازم اندیشی گستره وسیعتر و عقلانی تری برای «نقد» فراهم می کند.لوازم اندیشی، شعارهای ما را و نیز نحوه مواجهه با شعارها را عقلانی می سازد. در این صورت تنها به تکرار شعارها اکتفا نخواهیم کرد، به ابزارهای دسترسی به اهداف نیز فکر خواهیم کرد.

این یک تمرین ذهنی مناسب و جزئی از مسیر تحقق اهداف است که به لوازم اندیشی بپردازیم، لوازم اندیشی دیدگاهها، اقدامات و اهدافی که برای خود انتخاب می کنیم؛ لوازم اندیشی شعارهایی که در جامعه تبلیغ می شود.

سهمی از در جا زدن ها و شکست ها، بخشی از «شکل گرایی» و خالی شدن از محتوا و نیز قسمتی از شعار زدگی و عمل گریزی را باید در عدم مهارت عمومی در لوازم اندیشی سراغ گرفت.

در سالهای گذشته مبارزه با فساد، تحول در علوم انسانی، برگزاری کرسی های آزاد اندیشی و مقابله با آسیب های اجتماعی، به عنوان شعار مطرح شد. باید در مورد لوازم این شعارها تامل کرد،باید دید چه میزان پایبندی نسبت به این شعارها وجود دارد؟
شاید چند سطری در روزهای آینده....
@babaee_ehsan