مسطر، انقلاب و جامعه
271 subscribers
291 photos
90 videos
3 files
349 links
تماس با ادمین:
@mastar1357
Download Telegram
🔴 کدام فقه؟ و کدام فقیه؟

«کلان نگری» و «جامعیت» به تناسب، برای همه کسانی که در سطوح مختلف رهبری و مدیریت جامعه قرار می گیرند، لازم است؛ برای در نظر داشتن اهداف کلان و بلند مدت، برای تعیین بهترین مسیر، برای تضمین جامع نگری، برای دیدن هر چیزی به جای خود.

لازمه کلان نگری، داشتن تصویر از انسان، جامعه و تاریخ است.و از جلوه های این کلان نگری، توجه به موضوع «سنت» های حاکم بر انسان،جامعه و تاریخ است. سنت یعنی قانون. باور به سنت ها یعنی باور به قوانینی که تابع ما نیستند و موفقیت ها و شکست های ما وابسته به نسبتی است که با سنتهای انسانی، اجتماعی و تاریخی برقرار می کنیم.

به راحتی نمی توان گفت که ضرورت آشنایی با فقه، کلان نگری در ولی فقیه را تضمین می کند. فقه اگر به معنای مصطلح، به عنوان شاخه از علوم اسلامی به معنای دانش استنباط احکام ناظر بر شئون عملی مکلف باشد، دانشی است جزئی نگر و از ارائه تصویری کلان از انسان و جامعه و تاریخ ناتوان است و این، نقص فقه نیست، بلکه طبیعت آن است.

عنوان ولایت فقیه، زمانی از کلان نگری و جامعیت فقیه حکایت می کند که معنای وسیع تری از فقه مصطلح، هم افق با معنای ابتدایی آن در نظر داشته باشیم؛ فقه به معنای آگاهی عمیق از دین که در اینصورت تنها به بایسته های عملی بسنده نمی شود.

برای تضمین «کلان نگری» و «جامعیت»، تسلط فقیه بر دانش هایی مانند فلسفه، کلام و تفسیر، ملاک نهایی نیست_هر چند بی ارتباط هم نیست_ معیار نهایی سنجش را شاید باید در تحقق شروطی مانند «تدبیر» و «آشنایی با مقتضیات زمان» جستجو کرد.

@babaee_ehsan
مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی: «وقتی اصلی در اجتماعی به هم خورد، چه کسی ضمانت می کند که نسل های بعد، اصل های دیگر را به نفع خود به هم نزنند؟» (پس از پنجاه سال، ص 32)
@babaee_ehsan
در پیام رسان سروش، همراه خواهم بود.

https://sapp.ir/babaee_ehsan
Forwarded from قسط
❇️قسط❇️

🔵🔴⚪️ نشست خبری «بررسی پیامدهای حکم صادره برای چهار عدالتخواه و پرونده های مشابه»

🔻با حضور «دکتر صابری تولایی،دکتر احسان بابایی، منصور نظری» و جمعی از اصحاب رسانه

🔹زمان: یکشنبه 2 اردیبهشت ساعت 10 صبح

🔸مکان: دفتر جنبش عدالتخواه دانشجویی
آدرس: چهارراه کالج، جنب پاتوق کتاب، پلاک 713

ورود برای کارشناسان و دانشجویان آزاد است.

🔘به قسط(جنبش عدالتخواه دانشجویی) بپیوندید
https://telegram.me/joinchat/BGdfAzwCIoaSWPo7dzd6wg
🔴 در حاشیه رأی محکومیت عدالتخواهان شیراز

یکشنبه، دوم اردیبهشت، به همّت جنبش عدالتخواه دانشجویی، جلسه نقد و بررسی رأی صادره در محکومیت چهار نفری برگزار شد که دادگاه پرسشگری و مطالبه آنان را جرم تشخیص داده بود.
آقایان نظری و صابری تولایی به نقد رأی پرداختند و بنده هم چند نکته ای درباره حاشیه هایی که به نظرم از متن رأی مهمتر هستند صحبت کردم.

در نقد حقوقی رأی به نبود شاکی خصوصی، فقدان قصد اضرار که رکن نشر اکاذیب است و اساسا خروج پرسشگری و مطالبه از دائره مصادیق نشر اکاذیب، پرداخته شد و اینکه در متن رأی، مواردی که بر نشر اکاذیب دلالت کند یافت نمی شود و نیز غفلت قاضی از اصل تفسیر به نفع متهم در موارد ابهام.

و چند نکته در حاشیه رأی محکومیت:

اصل 156 قانون اساسی در پنج بند، به وظایف قوه قضاییه اختصاص دارد. در بند 2 آمده:
«احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی های مشروع».

«احیای حقوق عامه»، سالها مورد بی اعتنایی واقع شد تا اینکه مقام معظم رهبری در جلسه با مسوولان عالی قوه قضاییه بر ورود فعال به عرصه صیانت از حقوق عامه تاکید کردند و بعد از این بود که دادستانی ها، موضوع احیای حقوق عامه را مورد توجه قرار دادند، تأخیری که خسارت های ماندگاری بر جای گذاشت.
آیا قرار است قوه قضاییه در «گسترش آزادی های مشروع» هم منتظر اشاره رهبری بماند. آیا سراغ داریم که در جایی، دادستان ها، مقابل محدود کنندگان آزادی، اعلام حضور کنند؟ حکم محکومیت چهار عدالتخواه، در غیاب تعهد به اصل 156 قانون اساسی صادر شده است.

نکته دوم، باز هم درباره آزادی؛
اینکه ادعای مبارزه به فساد بدون فراهم کردن لوازم آن که از مهمترین آن حمایت از پرسشگری و مطالبه است، اگر از عدم صداقت حکایت نکند، نشانه بی خبری است و از جنس آب در هاون کوبیدن.
اگر اهل استفاده از تجربیات موفق باشند خواهند دید که برخی کشورها، حتی افشاگری مفاسد را رسمیت بخشیدند، بلکه حمایت و تشویق می کنند.
مبارزه با فساد، بدون به کار گیری ظرفیت های اجتماعی ممکن نیست؛ سالهای طولانی مبارزه با فساد در غیاب مردم، نشان داد اکتفا به دستگاه های رسمی یک توهم بیشتر نیست.
حکم صادره و مثل آن، با صراحت، حامل این پیام است که در مسیر پرسشگری، نباید انتظار حمایت داشته باشیم.

نکته سوم، درباره محکومین به اصطلاح سیاسی، اعتقادی و مسلکی، این پرسش جای تامل دارد که مجازات این سنخ محکومین، چه آثاری به دنبال دارد؟ چه بسا محکومینی از این سنخ که با محکومیت و تحمل مجازات، در عزم خود راسخ تر می شوند. و من مطمئنم شهبازی، کدیور، مسعودی و پورخسروانی انقلابی تر خواهند شد؛ البته با همان تفسیری که از انقلاب داشتند.

و نکته چهارم: چهار نفر یاد شده، به شش ماه، محرومیت از فعالیت سیاسی و رسانه ای محکوم شدند. سوابق محکومین، روشن است. ضابطین قضایی هم آنها را به خوبی می شناسند. صدور این دستور جز به این معنا نیست که قاضی به مدت شش ماه، آنها را در دفاع از انقلاب و آرمان های اسلامی محدود ساخته است.

در هر صورت، حکم صادر شد و اجرا خواهد شد و برگی دیگر بر کارنامه اضافه می شود، کارنامه عدالتخواهان انقلابی، کارنامه قوه قضاییه...

@babaee_ehsan
در پیام رسان سروش، همراه خواهم بود.

https://sapp.ir/babaee_ehsan
🔴 طوفان زودگذر

🔷 آیت الله صادق خلخالی که از نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب به عنوان حاکم شرع دادگاه انقلاب فعالیت می کرد توسط دکتر بنی صدر، رئيس جمهور وقت، به سرپرستی «اداره مبارزه با مواد مخدر منصوب شد. خلخالی در این باره گفت: « از مدت ها قبل پیشنهاداتی در این مورد به من شده بود که امروز دکتر بنی صدر رسما حکم آن را به بنده ابلاغ کردند.من باید بگویم در مبارزه با قاچاقچیان هیچ گونه رحمی وجود نخواهد داشت.» (اطلاعات 59/2/22)

🔷 با آغاز کار خلخالی، موجی از دستگیری و محاکمه، مصادره اموال و اعدام ها آغاز شد و سیل متهمان دستگیر شده به زندان قصر و دادگاه ویژه روانه شدند.

🔷 انتصاب خلخالی و اعلام برنامه ها، واکنش و اعتراض قوه قضائیه را به دنبال داشت و در نتیجه بنی صدر اطلاعیه ای در مورد حدود وظایف آیت الله خلخالی صادر کرد:
«نظر به مراجعه دادستان کل کشور و دادستان انقلاب به رئیس جمهوری و پرسش از حدود وظایف حجت الاسلام خلخالی در مورد اخیر اشعار می دارد که مشارالیه به هیچ وجه وظیفه قضایی ندارد و اصولا رئیس جمهوری نمی تواند وظیفه قضایی تفویض کند. بنابراین مأموریت ایشان محدود به نظارت در امر قاچاق و تحقیق و پیگیری و تشکیل پرونده و تفویض آن به مقامات ذی صلاح است.» (روزنامه انقلاب اسلامی59/2/24)
یک روز بعد، خبر استعفای خلخالی منتشر شد. او به مداخله دیگران در کارش معترض بود. بنی صدر استعفا را نپذیرفت و خلخالی به کار خود ادامه داد.

🔷 رویکرد خلخالی در آن زمان از حمایت های مردمی هم برخوردار بود. شورای انقلاب نیز لایحه ای را به تصویب رساند که ارجاع برخی پرونده های مرتبط با مواد مخدر به دادگاه های انقلاب را ممکن می ساخت. به علاوه مجازات بسیار شدیدی را برای عرضه کنندگان مواد در نظر گرفته بود. به موجب این لایحه پرداخت سهمیه تریاک به معتادان ملغی و اعتیاد، جرم شناخته شد.
«مصادره اموال»، «اعدام» و «زندان» سه نمود بارز اقدامات مبارزه با مواد مخدر بود.
خلخالی پس از تصویب این لایحه در اطلاعیه ای اعلام کرد: «اخطار می شود اگر احیانا مواد مخدر در داخل وسیله نقلیه آنها پیدا شود، آن وسیله نقلیه به نفع معتادان مصادره و راننده طبق موازین محاکمه خواهد شد و اگر داخل بنگاه های مسافربری و باربری و مسافرخانه ها و هتل ها و قهوه خانه ها نیز مواد مخدر کشف شود،آن محل مصادره و صاحب آن طبق موازین محاکمه خواهد شد.(اطلاعات، ص183)

🔷 در مورد سهمیه تریاک رویه واحدی نبود. از نظر برخی همچنان کوپن های تریاک اعتبار داشت ولی خلخالی می گفت: «من سرپرست مبارزه با مواد مخدر هستم...تریاک هایشان را می گیرم، کوپن هایشان را پاره می کنم. کارم این است.دولت هر کاری میخواهد بکند...» (کیهان،59/4/15)

🔷 با شروع جنگ، کنترل مرزهای شرقی دشوار شد، و با تشدید اختلافات سیاسی، مبارزه با اعتیاد از اولویت خارج شد.

🔷 اختلافات در مورد نحوه مبارزه با اعتیاد و حدود اختیارات خلخالی همچنان ادامه داشت تا اینکه او در دی ماه 1359، استعفا داد. آخرین چالش، شایعه شکنجه زندانیان مواد مخدر بود. خلخالی در پاسخ به روزنامه انقلاب اسلامی در اینباره گفت:«ما در وضع زندان ها دخالت نمی کنیم. از قول زندانی ها به این معنا که آنها مورد شکنجه واقع شده اند، شدیدا تکذیب می شود. اگر مقصود از شکنجه، گرفتن اقرار است که این امر هیچگاه صحت نداشته و اگر مقصود، تعزیر و حد شرعی است، ما آن را قبول داریم. چون کسی که چند کودک را مبتلا به مواد مخدر کرده و آنها را به هرویین فروشی وادار نموده، برای خاطر تنبیه این فرد، اجازه داده ایم که آنها را 50ضربه یا 80 ضربه شلاق بزنند...» (روزنامه انقلاب اسلامی، 59/9/8)

🔶 اعتیاد در ایران،سعید مدنی قهفرخی،نشر ثالث ص177_189

@babaee_ehsan
🔴 قانون در محاق(1)

گفتگوهای شماره 108 ماهنامه «چشم انداز ایران» درباره دوره رضا شاه جالب و خواندنی است. «گزیده» ای از مصاحبه با حسین آبادیان در ادامه خواهد آمد.

تقی زاده وقتی در مجلس از مشروطه صحبت می کند،می گوید منظور ما از مشروطه آن چیزی نیست که در اروپا تجربه شده است، مراد ما از مشروطه دست قدرتمندی است که به زور ایران را متجدد کند.ما دنبال ناپلئون بناپارت هستیم! (ص83)

بریتانیا یکسری پایگاه در ایران داشت، مثلا در شیراز خانواده های قوام و نواب شیرازی،در گیلان خانواده کریم خان رشتی و در شرق ایران خانواده عَلَم. همه اینها در ماجرای به قدرت رسیدن رضاخان و تبدیل شدنش به رضا شاه نقش داشته اند. تمام آنها هم جزو جناح افراطی زمان مشروطه بودند، اما اعضای جناح میانه رو مانند ملک الشعرای بهار، مدرس و مصدق همه در زمان رضا شاه خانه نشین می شوند.آن گروه میانه رو که می توانست مرحله به مرحله مملکت را به سمت تجدد و ترقی سوق بدهد،عملا از صحنه حذف شد.(ص83)

انگلیسیها به دنبال این بودند که ابتدا قفقاز و سپس ماوراءالنهر را از شوروی جدا کنند.نیروهای انگلیسی در ماوراءالنهر وارد خاک شوروی می شوند، اما از این سو نمی توانند، چون با مانع میرزا کوچک خان جنگلی مواجه بودند...بنابر این ابتدا نیروهای میرزاکوچک خان جنگلی را با حمایت حکومت مرکزی ایران سرکوب کردند و بعد توانستند وارد آذربایجان شوند.(ص84)

خیلی از روشنفکران ایرانی که در غرب تحصیل می کردند، متاثر از آن فضای جهانی،مدافع حکومت مقتدر نظامی بودند و وقتی هم که رضاخان حکومت را به دست گرفت،مدافع او شدند. حتی «داور» می گوید مردم ایران درست نمی شوند و با زور توسری باید آنها را متجدد و متمدن کرد. (ص87)

مجلس، محلی از اعراب نداشت،هیچ گونه حزب سیاسی فعالیت نداشت،از نیمه های سلطنت او روزنامه های کشور تنها دو روزنامه ایران و اطلاعات بودند...از نظر سیاسی دوره رضاشاه یکی از تاریک ترین دوره های تاریخ ایران است.(ص87)

از نظر سیاسی، دوره رضاشاه دوره تاریکی است و اصلا قابل دفاع نیست اما در همین دوره اتفاقاتی می افتد که در نوع خود بی نظیر است. مثلا یکی از این اتفاقات در شهرداری هاست... بعد از جنگ جهانی اول و به دلیل قحطی، تعداد زیادی از افراد بی خانمان در تهران آواره بودند که همه آنها را شهرداری ساماندهی کرد،تمام گدایان و متکدیان را در درجه اول به شهرستان های خودشان بر می گرداندند...بعد در آنجابه مسوولین مثلا کدخدای ده سفارش می کردند که کاری برای این فرد پیدا کنند. یا در مورد زنان خیابانی،...آنها را ابتدا شناسایی می کردند، آنهایی را که از سر اجبار تن به این کار تن داده بودند، برایشان شغل ایجاد می کردند و به آنها سرپناهی می دادند، غذا هم برایشان تهیه می کردند، آنهایی را هم که شغلشان این بود سازماندهی کردند، بردند در خارج میدان گمرک، در محله جمشید اسکان دادند تا معلوم شود این طیف افراد کجای شهر حضور دارند...اطفال صغیری که در خیابان ها رها شده بودند...بردند و در مکان هایی اسکان دادند... اینکه آب شرب چگونه دست مردم برسد، برای نظم دادن به قصابی ها و خبازی ها و سایر اصناف کارهای بزرگی صورت گرفت... (ص87)

گسترش روابط [آلمان] با ایران از دوره هیتلر شروع نشده بود،بلکه از قبل شکل گرفته بود، یعنی قبل از اینکه رضاخان، رضا شاه بشود. دقیقا از زمان جمهوری وایمار. اولین خطوط هواپیمایی را آلمانی ها در ایران راه اندازی می کنند،در بسیاری از پروژه های عمرانی، آموزشی مشارکت داشته اند،خیلی از بانک های آلمانی در ایران سرمایه گذاری کرده بودند، ابتکار خطوط راه آهن از زمان قاجارها و توسط آلمانی ها بوده است...به نظر من حتی گسترش روابط با آلمان نازی هم با چراغ سبز انگلیس بوده است. چرا؟ چون ایران اگر از نظر مهار بحران ها و میزان اشتغال و سطح رفاه عمومی و ... در ضعف و عقب ماندگی مضاعف می ماند، به نظر انگلیسیها زمینه برای نفوذ کمونیسم بیشتر می شد.(ص88)

واقعیت این است که کشف حجاب نه تنها موجب تحرک اجتماعی زنان نشد و مشارکت اجتماعی آنها را افزایش نداد، که خیلی از زنان رفتند و خانه نشین شدند. خیلی از دخترانی که پیش از این قانون به مدرسه میرفتند، خانواده ها دیگر به آنها اجازه نمی دادند به مدرسه بروند،چون باید بی حجاب می رفتند.زنانی که پیش از آن به راحتی می توانستند بیرون بروند، خرید کنند و برخی کارهای بیرون منزل را انجام بدهند و از آن طریق جامعه پذیر و اجتماعی شوند، بعد از اجباری شدن کشف حجاب در جامعه حضور نداشتند. (ص89)

رضا شاه خدمات زیادی داشت ،اما فشار امنیتی و فضای پلیسی و اختناق و سرکوبی که وجود داشت، موجب شد وقتی که از کشور رفت مردم خوشحال شوند. خوشحالی مردم طوری بود که قشون متفقین را ضد خود نمی دانستند و از حضور آنها در ایران خوشحال بودند.
@babaee_ehsan
🔴 قانون در محاق(2)

گفتگوهای شماره 108 ماهنامه «چشم انداز ایران» درباره دوره رضا شاه جالب و خواندنی است. «گزیده» ای از مصاحبه با «داریوش رحمانیان» در ادامه خواهد آمد.

رضاخان با مدیریت و فرماندهی ویژه ای که داشت، توانست برای خود پایگاهی _ نخست در قشون، سپس در میان شماری از نخبگان سیاسی و فکری و سرانجام در میان بخش هایی از توده مردم _ فراهم کند. پیش از کودتا هم این نظم را داشت و منظم ترین آتریاد قزاق، آتریادی بود که رضاخان فرماندهی اش می کرد. هر چه نسبت به رضاخان نقد داشته باشیم، نمی توانیم نپذیریم که در این فرد توانایی هایی از نظر مدیریت، تدبیر، هوش، هوش سیاسی و دوراندیشی وجود داشت. او اراده محکمی هم برای کسب قدرت داشت. اگر بخواهیم او را با مدلی که ماکیاولی در کتاب شهریار درباره بعضی کسانی که قدرت را به دست می آورند و نگه میدارند بسنجیم، رضاخان یک ماکیاولیست تمام عیار بود. شما منش و کنش او را با آنچه ماکیاولی در کتاب شهریار می گوید بسنجید تا معلوم شود که رضاخان تا چه مایه در سیاست عملی و از نظر آگاهی بر سرشت قدرت توانا و دانا بود. قدرت طلبی و ویژگی های جسمی، روحی و اخلاقی اش به گونه ای بود که در بین نظامیان برایش نوعی کاریزما به وجود آورده بود و به سرعت هم این را توسعه داد و به تعبیر من نوعی عصبیت در صنف خودش نسبت به خودش _ یعنی در ارتش _ ایجاد کرد. (ص93)

بخش مهمی از بحران ما مربوط به آگاهی های تاریخی است. روایت های تاریخی کژ، رفتار سیاسی کژ را به دنبال دارد. ما باید سعی کنیم محققانه و روشمند و منصفانه داوری کنیم. رضا خان،هم دستاوردهای مهم و بزرگ داشت، هم سرکوبی و خشونت و زمین خواری و فساد و قتل. همه اینها را باید با هم دید. (ص94)

به نظر من مهم ترین انتقاد به رضاخان این بود که او می توانست عاقلانه تر و درست تر مدیریت و سلطنت کند، اما متاسفانه او این توهم را داشت که مأمور للهی نجات ایران است.تاریخ توهم در ایران را باید خیلی جدّی گرفت. این باعث شد بسیاری از اطرافیان معتدل، دلسوز و دوراندیش را کنار بزند و در نتیجه راه رشد افراد بدون شایستگی های لازم را به سوی پله های قدرت باز کرد و مشکلات متعددی ایحاد شد. همین توهم را نزد جانشینش می توانید ببینید و در کتاب «ماموریت برای وطنم» تجلی تام و تمام یافته بود.(ص94)

رضاخان حکومت خود را بر پایه زور و خشونت و ترس گذاشت نه بر پایه خرد و منطق و به ویژه حق و حقوق مردم.
مدل نوسازی رضاشاهی هم که گریبان مردم را گرفت به نظر من آثار وخیمی_ در درازمدت_ در ایران برجای گذاشت، مدل نوسازی مبتنی بر قدرتمند کردن دولت مرکزی بود. این مدل به درجات به این موضوع کم توجه است که راه قدرتمند شدن واقعی دولت از قدرتمند شدن مردم می گذرد. حتی قدمای ما هم به این اعتقاد داشتند. سعدی می گوید، «رعیت چو بیخ اند و سلطان درخت/ درخت ای پسر، باشد از بیخ سخت.»
یعنی مردم بیخ و بن و پایه و بنیان حکومت اند. رضا شاه متاسفانه به درجات در سیاست نوسازی خود به این موضوع توجه نکرد که اگر قرار است بماند و قدرت داشته باشد، از طریق افزایش قدرت دادن و ثروت دادن به مردم ممکن است، نه اینکه فقط ثروت و قدرت خود و رژیم خود را افزایش دهد.
به طور کلی همه برنامه هاو سیاست نامه های دو سده اخیر ایران را از این منظر می توان و باید نقد کرد. سیاست ها و برنامه هایی که کاملا یا به درجات، حکومت محور بوده اند و نسبت به ضرورت رشد و بالندگی مردم و جامعه مدنی غفلت کرده اند. این باعث شده که ریشه ندوانند و پا نگیرند. به گمان من این خود یکی از علت های بنیادین ناپایداری و بی ثباتی سیاسی و اقتصادی در ایران معاصر بوده است.(ص94)

رضاخان و بعد رضا شاه، چه پیش از سلطنت و چه پس از آن، این توهم را داشت که سرنوشت کشور به شخص خود او گره خورده است. این کیش شخصیت مشکلی بود که بعدها گریبان پسرش و بسیاری دیگر را در طول تاریخ گرفت.
این بیماری روان فرد صاحب قدرت را آلوده می کند، یک ویروس کشنده است. وقتی ویروس رشد کرد، فرد مبتلا آنچنان خود را عقل کل می بیند که نه به حرف کسی گوش می دهد،نه می تواند بشنود یا ببیند. رضا شاه نسبت به واقعیت های جامعه چشم و گوشش بسته شد و همین زمینه شهریور 20 را ایجاد کرد. وقتی رضاشاه ساقط شد و از ایران رفت خیلی از مردم خوشحال بودند و جشن و پایکوبی کردند.(ص94)

یکی از فوری ترین کارها، نوشتن تاریخ توهم، تاریخ کیش شخصیت، تاریخ قهرمان نماها و مدعیان دروغین است.(ص94)

https://t.me/babaee_ehsan/628

@babaee_ehsan
🔴 مطهری اگر بود؛

«اگر مطهری شهید نمی شد، انقلاب اسلامی در کدام مسیر پیش می رفت؟» این پرسش، جدی تر از یک تمرین ذهنی است.

انقلاب اسلامی، در بستر ظرف زمانی خاص و ناظر به شرایط اجتماعی خاص بسط یافته است. همچنانکه امروز می توان برای آینده ی انقلاب، مسیرهای متعدد ترسیم کرد، این فرض هم کاملا پذیرفته است که مسیری که انقلاب از گذشته طی کرده، مسبوق به انتخابها و محدودیت ها بوده است و حتما می توانسته غیر از این باشد که اکنون شاهد هستیم.

واقعیت دیگر اینکه انقلاب در متن تکثر به وقوع پیوسته است. تکثری از جنس تفاوت در ظرفیت ها و توانمندی ها، از جنس اختلاف نظر در مبانی و روش ها. همه آنها که در صف انقلاب حضور داشتند، هم افق نبوده اند. ضعف و قدرت در مورد انقلاب هم قابل صدق است و جایگاه مطهری آنقدر برجسته بود که بود و نبود او بر قوت و ضعف انقلاب اسلامی مؤثر باشد.

و دیگر اینکه شخص مطهری جاذبه و دافعه داشت. فقط اشخاص نبودند که در گستره جاذبه یا دافعه مطهری قرار می گرفتند. مهمتر از شخصیت ها، مبنا ها و روش ها هستند که افراد را از هم دور می کند، یا به هم نزدیک. انقلاب را به سمت اهداف خود پیش می برد، یا از آن دور می کند.

@babaee_ehsan
در پیام رسان سروش، همراه خواهم بود.

https://sapp.ir/babaee_ehsan
🔴 مطهری اگر بود؛

«اگر مطهری شهید نمی شد، انقلاب اسلامی در کدام مسیر پیش می رفت؟» این پرسش، جدی تر از یک تمرین ذهنی است.

انقلاب اسلامی، در بستر ظرف زمانی خاص و ناظر به شرایط اجتماعی خاص بسط یافته است. همچنانکه امروز می توان برای آینده ی انقلاب، مسیرهای متعدد ترسیم کرد، این فرض هم کاملا پذیرفته است که مسیری که انقلاب از گذشته طی کرده، مسبوق به انتخابها و محدودیت ها بوده است و حتما می توانسته غیر از این باشد که اکنون شاهد هستیم.

واقعیت دیگر اینکه انقلاب در متن تکثر به وقوع پیوسته است. تکثری از جنس تفاوت در ظرفیت ها و توانمندی ها، از جنس اختلاف نظر در مبانی و روش ها. همه آنها که در صف انقلاب حضور داشتند، هم افق نبوده اند. ضعف و قدرت در مورد انقلاب هم قابل صدق است و جایگاه مطهری آنقدر برجسته بود که بود و نبود او بر قوت و ضعف انقلاب اسلامی مؤثر باشد.

و دیگر اینکه شخص مطهری جاذبه و دافعه داشت. فقط اشخاص نبودند که در گستره جاذبه یا دافعه مطهری قرار می گرفتند. مهمتر از شخصیت ها، مبنا ها و روش ها هستند که افراد را از هم دور می کند، یا به هم نزدیک. انقلاب را به سمت اهداف خود پیش می برد، یا از آن دور می کند.

@babaee_ehsan
🔴 سرگرمی ناتمام

ماه عسل روحانی با برجام خیلی وقت است که تمام شده و از همان زمان، فصل خوش خوشان اصولگرایان با برجام هم شروع شد. این فصل ظاهرا تا پایان ریاست جمهوری روحانی ادامه دارد. این دوره که تمام شود و اگر اصولگرایان، قوه مجریه را به دست بگیرند، نوبت آزمون آنهاست که شروع می شود.

اما هیچ نشانه ای هم نیست که از عزم اصولگرایان برای مواجهه با واقعیت های تلخ اقتصاد وابسته به نفت و وضع نامتوازن با غرب حکایت کند. در فاصله با واقعیت، خیلی فرقی ندارند آنها که با آغاز برجام خندیدند یا آنها که با پایان برجام.

هر چیزی،حدی دارد؛ افتخار به برجام باشد یا یادآوری ناکامی برجام، زودگذر هستند و آنچه باقی می ماند واقعیت وابستگی به نفت است و دولت بزرگ و فساد و فراوانی قاچاق و بخش خصوصی ضعیف و نامطمئن و بیماری مصرف و مدیران خیلی خسته ...

شباهت های سالهای پایانی دولت های احمدی نژاد و روحانی به خوبی نشان می دهد که تغییر نام ها، گاهی حجابی است که مانع دیدن استمرار واقعیت ها می شود.

@babaee_ehsan
🔴 دو راهی جعلی

دوم فروردین سال 68، امام در پیامی خطاب به مهاجرین جنگ تحمیلی، دورنمای حرکت انقلاب اسلامی را ترسیم نمود.
«باید دولت جمهوری اسلامی،تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.»

امام، دو هدف را برای انقلاب اسلامی مشخص کرد؛ حذف هر یک از دو هدف، تحریف پیام انقلاب و امام است.

اداره هر چه بهتر جامعه در تحقق عدالت و کارآمدی، نمود پیدا می کند و اهداف بین المللی انقلاب نیز با استکبار ستیزی و نفی ظلم در عرصه جهانی، همراه است. همانقدر که اداره هر چه بهتر مردم و عدالت اجتماعی در عرصه داخلی هدف اصلی انقلاب اسلامی است، استکبار ستیزی را هم باید هدف اصلی شمرد.

بعضی مایل هستند دو هدفی را که امام برای انقلاب ترسیم کرده بود به «دوراهی» تفسیر کنند. کسانی که به اداره بهتر و عادلانه جامعه بی اعتنا هستند به ریشه گرفتن این تفسیر تحریف آلود کمک می کنند.

بسیار و بسیاری از مشکلات جامعه هیچ ربطی به اهداف بین المللی انقلاب ندارد. اما بی اعتنایی به اداره درست و عادلانه جامعه با استکبارستیزی ملت، ربط دارد. غفلت از مشکلات داخلی، استکبارستیزی را هم تضعیف می کند، جامعه را به دو راهی می کشاند.

مخالفان اهداف بین المللی انقلاب اسلامی فقط آنهایی که نه غزه، نه لبنان سر دادند، نیستند؛ آنهایی هم که فساد را تحمل می کنند؛ مشکلات مردم را نمی بینند، یا می بینند و بی اعتنا هستند و از ناکارآمدی ها غافل هستند یا توجیه می کنند، به روشی دیگر و چه بسا مؤثرتر، پشت فلسطین را خالی می کنند.

@babaee_ehsan
🔴 حُسن مقایسه

جنگ های ایران و روس با وجود همه تلخی ها از این جهت خوب بود که فاصله ما و دیگران را به خوبی نشان داد و نشان داد که از دنیا عقب افتادیم. از تفاوت سلاح ها و شیوه نبرد فهمیدیم که دنیا فقط ایران نیست؛ اراده هم فقط اراده ی ملوکانه شاهنشاه نیست. بعد از این شکست ها بود که بعضی مثل عباس میرزا تصمیم گرفتند از معمای خارج از ایران سراغ بگیرد.

شاید افزایش مسافرت ها به خارج از کشور، مهاجرت ها، تحصیل در خارج از کشور که دیگر به طبقه برخوردار اختصاص ندارد و در نهایت گسترش ارتباطات، بار دیگر نقطه عطفی برای امکان مقایسه فراهم کرده است. سهمی از نارضایتی های امروز جامعه، نتیجه همین مقایسه است.

نارضایتی، لزوما بد نیست. از جنس درد است که از بیماری خبر می دهد. بلکه می توان و باید از نارضایتی استفاده کرد مثل یک فرصت، نه برای تخریب؛ بلکه برای ساختن؛ به شرط صداقت، به شرط عقلانیت.

@babaee_ehsan
🔴 مسیر دو طرفه

ورود نظامی ها به عرصه رقابت های سیاسی، چندان تفاوتی با ورود آنها به عرصه رقابت های اقتصادی ندارد. اقتصاد و سیاست مثل دو سر یک تونل به هم راه دارند. مسأله، خوب یا بد ماجرا نیست؛ بعضی به اصل ارتباط سیاست و اقتصاد هم توجه ندارند که چطور به هم راه دارند؛ چطور به هم پاس می دهند؛ چطور از هم کمک می گیرند؟!

فعال اقتصادی_حتی اگر نظامی باشد_ تافته جدا بافته نیست. دنبال درآمد بیشتر است، دنبال سهم بیشتر و عرصه فعالیت گسترده تر. چرا به بزرگترین پروژه ها چشم نداشته باشد؟! غیر از این باشد، غیر طبیعی است.
در این صورت برای این فعال اقتصادی _حتی اگر نظامی باشد_ آیا مهم نیست چه کسی رئيس جمهور باشد؟ چه کسی وزیر؟ چه کسی معاون وزیر؟ چه کسی نماینده؟ شاید هم روزی مهم باشد اینکه چه کسی قاضی باشد؟ و قس علی هذا!!!

فعال اقتصادی، کمی سهام هم داشته باشد، اخبار اقتصادی، سیاست ها و تصمیمات اقتصادی را دنبال می کند. آنها که قدرتمندتر هستند، منفعل نیستند. فقط بازیگر نیستند؛ بازیگردانی هم میکنند؛ چرا باید منتظر بمانند، علی القاعده خودشان هم در تصمیم سازی مشارکت می کنند، دخالت می کنند.

فاصله ی اقتصاد تا سیاست، چندان زیاد نیست. اقتصاد را نباید کوچک شمرد. شاید اول، این سیاست باشد که پای نظامی ها را به اقتصاد باز می کند، اما خیلی زود، سیاست، رنگ اقتصاد به خود میگیرد و حتی ممکن است نهاد نظامی را هم به «مال» بازی بکشاند.

امام گفته بود نظامی ها در رقابت های سیاسی وارد نشوند؛ کاش این را هم هشدار می داد که در اقتصاد هم وارد نشوند.

از اینکه آدم ها در 40سال تغییر و تغییر کرده باشند، تعجب نمی کنیم؛ آنقدر دیده ایم که تعجب نکنیم. چرا از اینکه نهادها بعد از پنجاه _ شصت سال تغییر کنند تعجب کنیم؟!

@babaee_ehsan
🔴 نماد حضور انسان

گاهی آنقدر گرفتار سر و صدای غرب هستیم که حرفی از این نمی زنیم که انقلاب اسلامی، در مبنا انقلابی انسان گرا بود و بی هیچ تردید بخش عمده ای از مشکلات ما ناشی از فاصله گرفتن از این مبنا در نظر و عمل است.

مستندات انسان گرایی در اندیشه رهبران انقلاب کم نیست. آشناست اینکه امام می گفت «قرآن کتاب انسان سازی است» یا اینکه «انبیا برای تربیت بشر آمده اند» یا اینکه «موضوع علم انبیا، انسان است». از نگاه امام، دین طفیلی انسان است. و منظور از انسان هم انسان کامل نیست، همین انسان های کوچه و بازار، همین انسان های معمولی شهر و روستا هستند که انبیا آمده اند برای رشد و دستگیری آنها.

مطهری در کتاب انسان کامل، در مقام مقایسه بین دیدگاهی که معیار کمال را درد خدا داشتن معرفی می کرد و دیگری که معیار کمال را دردمندِ دردهای انسان بودن می دانست، می گفت «در اسلام خدا از انسان جدا نیست.»

حکومت اگر اسلامی باشد، اگر رسالتی پیامبرانه برای خود قائل است، سنگینی این نگاه را بر دوش خود احساس می کند که هر انسانی به تنهایی مخاطب خداست و به تنهایی مخاطب حکومت و هیچ انسانی از گستره ی مسوولیت حکومت خارج نیست.

کمیته امداد امام خمینی را باید بر این مبنا تعریف کرد. کمیته امداد، جلوه ی مسوولیت حکومت اسلامی است نسبت به آحادی که زیر چتر حکومت زندگی می کنند و اینکه جامعه و حکومت نمی توانند از کنار انسان با بی اعتنایی عبور کنند.

کمیته امداد، فقط یادگار امام نیست. کمک به کمیته امداد، در واقع کمک به صیانت از اصالت های هویتی انقلاب اسلامی است.

@babaee_ehsan
🔴 لانه درشت ها

ماجرای اختلاس سه هزار میلیاردی و ماجرای بابک زنجانی که مطرح شد، این پرسش جا داشت که آیا ممکن هست که یک اختلاس بزرگ و یک بابک زنجانی دیگر هم باشد که بی خبر باشیم؟

با انتشار نامه جنبش دانشجویی عدالتخواه به دادستان تهران، جا دارد به این پرسش دامن زده شود که آیا باز هم از این سنخ خوش نشین ها داریم؟ بعید است نداشته باشیم!

کار درست همین است که جنبش انجام داد. این سوال هم جا دارد که اگر قرار بود کسانی عهده دار «شغل» مبارزه با ویژه خواری باشند، آیا افرادی در حد و اندازه سردار فیروز آبادی تعیین نمی شدند؟! پس بهتر است به مثل جنبش امید داشته باشیم. امیدی به لانه درشت ها نیست.

@babaee_ehsan
🔴 خوش به حال طاغوت!

هر بار که خبری از یک فساد اقتصادی یا ویژه خواری مقام ومسوولی منتشر می شود، به دادگاه کشیده می شود یا نمی شود، به یاد اساتید درس انقلاب اسلامی می افتم که هر چه زمان می گذرد، به ناچار مجبور می شوند فساد های رژیم طاغوت را سانسور کنند!

البته می شود سانسور نکرد و گفت که بله، در جمهوری اسلامی هم بله! و از سنت های الهی گفت و گفت که خداوند با کس و با هیچ قوم و هیچ نظامی خویشاوندی ندارد.

می شود سانسور نکرد و گفت که آب نبود، وگرنه شناگر، کم نبود! چه فرق بین استخر حاج آقا و ویلای سردار!

مجوز تدریس انقلاب اسلامی ندارم، اما کاش داشتم و می گفتم قرار نبود کار انقلاب اسلامی، گرفتن از آنها و دادن به اینها باشد. آنها که انقلاب اسلامی درس می دهند لطف کنند، امانت داری کنند و همین را بگویند، در این صورت مطمئنم این درس، جزء جذاب ترین ها خواهد شد. نه این درس که همه درس های معارف اگر در حضور و غیاب عدالت ارائه شود جذاب خواهند شد.

@babaee_ehsan
🔴 امام و پاسخ به مطالبه رعایت قانون

آذر 1367 جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامه ای به امام خمینی، از نحوه عملکرد مجمع تشخیص مصلحت نظام انتقاد کرده و آن را مخل فرایندهای قانونگذاری دانسته اند و نسبت به وجود مراکز متعدد و موازی قانونگذاری ابراز نگرانی کردند.

امام به نامه نمایندگان به شرح زیر پاسخ دادند:

🔷 « ‌‏بسم الله الرحمن الرحیم‏
‌‏ با سلام. مطلبی که نوشته اید کاملاً درست است. ان شاءالله تصمیم دارم در تمام‌‎ ‌‏زمینه ها وضع به صورتی درآید که همه طبق قانون اساسی حرکت کنیم. آنچه در این‌‎ ‌‏سالها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا‌‎ ‌‏می کرد تا گره های کور قانونی سریعاً به نفع مردم و اسلام باز گردد. از تذکرات همۀ شما‌‎ ‌‏سپاسگزارم و به همۀ شما دعا می کنم.‏
‌‏روح الله الموسوی الخمینی‏»

در مورد نامه نمایندگان و پاسخ امام نکات زیر جلب توجه می کند:

اول اینکه حساسیت نمایندگان مجلس نسبت به صیانت از شأن و جایگاه مجلس به عنوان نهاد قانونگذاری و نیز اهتمام این نمایندگان به رعایت فرایندهای قانونی قانونگذاری قابل تحسین است.

دوم اینکه در نگاه این دسته از نمایندگان، انتساب مجمع تشخیص مصلحت به رهبر انقلاب مانع از مطالبه و درخواست بازگشت به فرایندهای قانونی نبود.

دیگر اینکه امام نیز با عنایت به شأن مجلس و جایگاه نمایندگان مجلس در مقام پاسخ بر آمد و ضمن تأکید بر درستی اشکال نمایندگان، ضرورت بازگشت به فرایندهای مذکور در قانون اساسی را یادآور شد.

و نکته آخر اینکه در تحلیل سیره و روش امام خمینی باید به تفکیک «اصل» و «فرع» توجه داشت. در این زمینه اصل، اهتمام امام به قانون است و تجویز عبور از قانون، مقطعی، موقت و ناظر به شرایط خاص است. بنابر این نباید به استناد برخی اقدامات فرعی و زمان مند، اصول اندیشه و سیره امام نادیده گرفته شود.

@babaee_ehsan
🔴 کاش بهشتی در قوه قضاییه نبود

شهید بهشتی،چهره ی برجسته انقلاب، به همان علت که بزرگ بود و تاثیر گذار بود، طبیعی است که قابل نقد هم باید باشد.

کاش شهید بهشتی رئیس دیوان عالی کشور نبود یا کاش دبیر کل یک حزب سیاسی نبود. گرچه این، بیش از اینکه نقد شخصیت باشد، شاید نقد موقعیت است؛ موقعیت بهشتی، موقعیت نظام نوپای جمهوری اسلامی.

اشکال کار در تصویری است که به واسطه اظهار نظرهای سیاسی مسوولان قوه قضاییه شکل می گیرد. سخنرانی ها و اظهار نظرهای سیاسی شاید گاهی و نزد بعضی، وزن سیاسی افراد را تغییر دهد، اما شأن قوه قضاییه را پایین می آورد.

بهشتی البته آنقدر بزرگ بود که اگر در سیاست حضور داشت، سیاست گردان باشد و دیگران چشم به دهان او داشته باشند. مسوولان امروز قوه قضاییه با این همه فاصله، چرا خود را به زحمت می اندازند؟! بود و نبود این همه سخنرانی و اعلام موضع چه فرقی دارد؟

بهشتی این حسن را هم داشت که برای سخنرانی و اعلام موضع، تریبون مستقل حزب جمهوری اسلامی را داشت و از تریبون قوه قضاییه استفاده نمی کرد.

از اشکالات قوه قضاییه سخنگوهای زیاد و سخنرانی های زیاد است و البته بخشی از آن هم به دفاع از قوه ربط دارد. اما اشتباه است اگر فکر می کنند کاستی های قوانین و تشکیلات و نیروی انسانی و ضعف در اطلاع رسانی را می توان با سخنرانی بیشتر و بیشتر حل کرد.

از عجائب این است که سخنگویان قوه قضائیه نگاه از بالا را با دهان به دهان شدن با هر کس و پرداختن به هر موضوعی جمع کرده اند! هنوز فاصله داریم تا جایی که اعتبار قوه قضاییه را در «بی طرفی در اجرای قانون» بدانیم.

@babaee_ehsan