مسطر، انقلاب و جامعه
271 subscribers
291 photos
90 videos
3 files
349 links
تماس با ادمین:
@mastar1357
Download Telegram
🔴 در حاشیه برخی واکنش های نسنجیده به نامه سرگشاده

«🔷 از باب تذکر و تاکید عرض می کنم امروز که بسیاری از جوانان و اندیشمندان در فضای آزاد کشور اسلامی مان احساس می کنند که می توانند اندیشه های خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامی بیان دارند، با روی گشاده و آغوش باز حرفهای آنان را بشنوند. و اگر بیراهه می روند با بیانی آکنده از محبت و دوستی راه راست اسلامی را نشان آنها دهید و باید به این نکته توجه کنید که نمی شود عواطف و احساسات معنوی و عرفانی آنان را نادیده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را یکباره به وادی تردید و شک انداخت. اینها که امروز اینگونه مسائل را عنوان می کنند مسلماً دلشان برای اسلام و هدایت مسلمانان می تپد، و الّا داعی ندارند که خود را با طرح این مسائل به درد سر بیندازند.

🔷 اینها معتقدند که مواضع اسلام در موارد گوناگون همان گونه ای است که خود فکر می کنند. به جای پرهاش و کنار زدن آنها با پدری و الفت با آنان برخورد کنید. اگر هم قبول نکردند،مأیوس نشوید.

🔷 در غیر اینصورت خدای ناکرده به دام لیبرال ها و ملیگراها و یا چپ و منافقین می افتند؛ و گناه این کمتر از التقاط نیست.

🔷 وقتی ما می توانیم به آینده کشور و آینده سازان امیدوار شویم که به آنان در مسائل گوناگون بها دهیم و از اشتباهات و خطاهای کوچک آنان بگذریم.»

🔶 صحیفه امام، ج21، ص98.
🔴 خطا تا خطا

بسیاری بیش از اینکه به محتوای نامه سرگشاده بپردازند، این را که چرا مخاطب نامه را رهبر انقلاب قرار داده اند، محل اشکال دانسته اند. حتما به محتوای نامه اشکال وارد می دانم اما خطای مندرج در متن نامه، لزوما با خطا بودن اصل نامه نگاری انتقادی به مقام معظم رهبری همراه نیست.

نحوه مواجهه برخی با این نامه بهانه ای است که به گمان خود به یکی از مؤلفه های مغفول فکری و عملی انقلاب اسلامی اشاره کنم.

برای همه شخصیت های برجسته انقلاب از امام گرفته تا مقام معظم رهبری، شهید مطهری و شهید بهشتی و دکتر شریعتی و طالقانی، مقوله جامعه، همبستگی و وحدت، نگاه اجتماعی داشتن و خود را در متن جامعه دیدن و بر احساس مسوولیت اجتماعی دمیدن، یک اصل بود. خیلی از مفاهیم دینی در پرتو همین نگاه برجسته شد و در عرصه عمل نمود یافت. اما در کلام و سیره همین بزرگان که انقلاب از اندیشه و عمل آنان هویت می گرفت، «نگاه اجتماعی» و «اجتماعی بودن»، عرصه را بر «فردیّت»، تنگ نمی کرد.

مثال زیاد است: اینکه امام میگفت «باب اجتهاد باید باز باشد»، مطهری اصطلاح «شک مقدس» به کار می برد و از خطای عوام در اطاعت نامشروع از خواص و برزگان یاد می کرد، اینکه بهشتی، «استفتائات اعتقادی» از مراجع تقلید را بر نمی تابید، اینکه شریعتی از وجود «مسوولیت در متن تنهایی» سخن می گفت، یا طالقانی و همگی از «دشمنی با استبداد» می گفتند، هیچکدام با حذف فردیت فهم و درک نمی شود. از نگاه این بزرگان، مسوولیت اجتماعی از مسیر رشد فردی می گذرد.

پرداختن به اینکه نامه نگاری انتقادی به مقام معظم رهبری از «اساس» اشتباه است، با منظومه فکری مقام معظم رهبری نیز سازگار نیست. آنجا که می گوید «دانشجو باید اهل تحلیل باشد حتی اگر اشتباه کند» بر پایه به رسمیت شناختن تلاشگری فرد، قابل فهم است. تاکید بر کسب «بصیرت» نیز اینگونه است. همچنانکه از تاکید ایشان بر «کرسی های آزاد اندیشی» ، لزوم عدم هضم در فهم جمع، درک می شود.

خط قرمز همراهی با ولی فقیه و حتی تبعیت از ولی فقیه، حذف فردیت است. همراهی و اطاعت از ولی فقیه، باید مبتنی بر تشخیص و آگاهی باشد. تا آنجا که در انتخابات نیز کشف نظر رهبری، تکلیف تحقیق را از دوش فرد بر نمی دارد. لازمه اینکه رهبری حتی ولی فقیه را نیز موظف به پاسخگویی می شمارد، به رسمیت شناختن حق پرسشگری است.

شاید به محتوای نامه نقد داشته باشم یا زمان نامه نگاری را مناسب ندانم، اما خطا شمردن اصل نامه نگاری را نیز خطا می دانم.

@babaee_ehsan
🔴 جلوی تکرار را بگیرید!

🔷 حکم نهایی دادگاه ۴ جوان منتقد و عدالتخواه شیرازی آقایان کدیور،شهبازی، مسعودی و پورخسروانی صادر و آنها به3ماه حبس (2سال تعلیق) و 6ماه محرومیت ازفعالیت سیاسی محکوم شدند.

50ساله های امروز زمان پیروزی انقلاب 10ساله بودند. و خیلی از کسانی که امروز باید امانت داری کنند سنی کمتر از این دارند.

کاش رئیس قوه قضائیه به دادستانها، قضات و همه دست اندرکاران پرونده های سیاسی توصیه، بلکه الزام می کرد که با تاریخ معاصر به ویژه از زمان روی کار آمدن پهلوی انس داشته باشند و خود ایشان نیز؛

تا با اشتباهات رژیم پهلوی و زمینه های بروز انقلاب آشنا شوند؛ تا نحوه مواجهه رژیم طاغوت را با مخالفان سیاسی آسیب شناسی و ارزیابی کنند، خاطرات مبارزان و مخالفان سیاسی را بخوانند تا ببینند رژیم گذشته از انتخاب إعمال محدودیت های مختلف، چه نتیجه ای گرفته، تا رویکردها و روش های غلط را تکرار نکنند؛ تا مواجهه بهتری با منتقدین داشته باشند؛ تا تاریخ را تکرار نکنند.

نمی دانم قدرتمند بودن چقدر ارزش دارد اما مشخص است که سخت تر از به دست آوردن قدرت، حفظ قدرت است و از آن دشوارتر، چگونگی تحویل قدرت به آیندگان است.

گاهی حق بودن آنقدر خیره کننده و عُجب آور است که راه و رسم بر حق ماندن را از یاد می برد.

تاریخ بخوانیم، این توصیه ربطی به علوم سیاسی غربی ندارد، این یک توصیه قرآنی است.

به پشتوانه سالهای آشنایی، شش ماه منع از فعالیت سیاسی این 4جوان انقلابی، در واقع شش ماه منع از فعالیت انقلابی است. انتخاب دادگاه، محدود نبود،کاش لااقل دستور دیگری، انتخاب می کرد. چندان هم مهم نیست، قلم نظارت بر مسوولین زمین نمی افتد.

@babaee_ehsan
🔴 ما همه اکبر لیلا زادیم!

🔷 شعری خاطره انگیز از زنده یاد قیصر امین پور:

باز هم اول مهر آمده بود

و معلم آرام

اسم‎ها را می‌خواند:

اصغر پورحسین!

پاسخ آمد: حاضر

قاسم هاشمیان!

پاسخ آمد: حاضر

اکبر لیلازاد...

پاسخش را کسی از جمع نداد

بار دیگر هم خواند:

اکبر لیلازاد!

پاسخش را کسی از جمع نداد

همه ساکت بودیم

جای او اینجا بود

اینک اما، تنها

یک سبد لالۀ سرخ

در کنار ما بود

لحظه ای بعد،معلم سبد گل رادید

شانه‌هایش لرزید

همه ساکت بودیم

ناگهان در دل خود زمزمه‎ای حس کردیم

گل فریاد شکفت،

همه پاسخ دادیم:

حاضر!

 ما همه اکبر لیلا زادیم!

قیصر_امین_پور

@babaee_ehsan
🔴 امام و علامت سوال مقابل نظم کنونی عالم

ایجاد دگرگونی در نظم کنونی جهان، منوط به خواست و طلب دگرگونی است و این نیز وابسته به آن است که به نظم کنونی، عادت نکرده باشیم و از آنچنان شناخت و شجاعت برخوردار باشیم که مقابل این نظم علامت سوال قرار دهیم.

در ردیف مهمترین کارهای امام این بود که خرق عادت کرده بود و تلاش کرد منادی این آگاهی باشد که نظم کنونی عالم، عادلانه و مبتنی بر کرامت انسانی نیست.

امام تلاش کرد تا ملّت ها از منظری دیگر، از زاویه ای دیگر به آنچه در جهان می گذرد نگاه کنند، عینک خود را عوض کنند. تصویر پیش روی ما، ساخته رسانه ها، آگاهی ها و بی خبری های گزینشی و بزرگ و کوچک کردن های غرض مند و تعمّدی است. امام مقابل این تصویر، علامت سوال قرار داد و شاید همین، مهمترین دشمنی ها را علیه او برانگیخت و مبنایی ترین و مهمترین ها برای تداوم مسیری که او آغاز کرد را نیز باید همین جا جستجو کرد.

واژگانی که امام برای توصیف وضع موجود استخدام می کرد همگی از تصویر و نگاه امام از واقعیت نظم کنونی حکایت می کند: مستضعف و مستکبر، قدرت های جهانخوار و ملت های مظلوم، حاکمان تحمیلی و ملّت های دربند و .....

به عنوان تنها یک مورد از موارد بسیار،جملات زیر از پیام 67/4/29، گوشه ای از نگاه امام به نظم کنونی عالم را نشان می دهد:

🔷 « واقعيت اين است كه دوَل استكبارى شرق و غرب و خصوصاً امريكا و شوروى، عملًا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطينه سياسى تقسيم كرده ‏اند. در بخش آزاد جهان، اين ابرقدرتها هستند كه هيچ مرز و حد و قانونى نمى‏ شناسند و تجاوز به منافع ديگران و استعمار و استثمار و بردگى ملتها را امرى ضرورى و كاملًا توجيه شده و منطقى و منطبق با همه اصول و موازين خود ساخته و بين المللى مى‏ دانند. اما در بخش قرنطينه سياسى كه متأسفانه اكثر ملل ضعيف عالَم و خصوصاً مسلمانان در آن محصور و زندانى شده ‏اند، هيچ حق حيات و اظهار نظرى وجود ندارد؛ همه قوانين و مقررات و فرمولها همان قوانين ديكته شده و دلخواه نظامهاى دست نشاندگان و در برگيرنده منافع مستكبران خواهد بود. و متأسفانه اكثر عوامل اجرايى اين بخش همان حاكمان تحميل شده يا پيروان خطوط كلى استكبارند كه حتى فرياد زدن از درد را نيز در درون اين حصارها و زنجيرها جرم و گناهى نابخشودنى مى ‏دانند. و منافع جهانخواران ايجاب مى ‏كند كه هيچ كس حق گفتن كلمه ‏اى كه بوى تضعيف آنان را بدهد يا خواب راحت آنان را آشفته كند ندارد.
و از آنجا كه مسلمانان جهان به علت فشار و حبس و اعدام، قدرت بيان مصيبتهايى را كه حاكمان كشورشان بر آنها تحميل كرده ‏اند را ندارند، بايد بتوانند در حرم امن الهى مصايب و دردهايشان را با كمال آزادى بيان كنند تا ساير مسلمانان براى رهايى آنان چاره‏ اى بينديشند. لذا ما بر اين مطلب پافشارى و اصرار مى‏ كنيم كه مسلمانان، حد اقل در خانه خدا و حرم امن الهى، خود را از تمامى قيد و بندهاى ظالمان آزاد ببينند و در يك مانور بزرگ از چيزى كه از آن متنفرند اعلام برائت كنند و از هر وسيله ‏اى براى رهايى خود استفاده نمايند.» (ج‏21 - ص80-67/4/29)


@babaee_ehsan
🔴 کدام فقه؟ و کدام فقیه؟

«کلان نگری» و «جامعیت» به تناسب، برای همه کسانی که در سطوح مختلف رهبری و مدیریت جامعه قرار می گیرند، لازم است؛ برای در نظر داشتن اهداف کلان و بلند مدت، برای تعیین بهترین مسیر، برای تضمین جامع نگری، برای دیدن هر چیزی به جای خود.

لازمه کلان نگری، داشتن تصویر از انسان، جامعه و تاریخ است.و از جلوه های این کلان نگری، توجه به موضوع «سنت» های حاکم بر انسان،جامعه و تاریخ است. سنت یعنی قانون. باور به سنت ها یعنی باور به قوانینی که تابع ما نیستند و موفقیت ها و شکست های ما وابسته به نسبتی است که با سنتهای انسانی، اجتماعی و تاریخی برقرار می کنیم.

به راحتی نمی توان گفت که ضرورت آشنایی با فقه، کلان نگری در ولی فقیه را تضمین می کند. فقه اگر به معنای مصطلح، به عنوان شاخه از علوم اسلامی به معنای دانش استنباط احکام ناظر بر شئون عملی مکلف باشد، دانشی است جزئی نگر و از ارائه تصویری کلان از انسان و جامعه و تاریخ ناتوان است و این، نقص فقه نیست، بلکه طبیعت آن است.

عنوان ولایت فقیه، زمانی از کلان نگری و جامعیت فقیه حکایت می کند که معنای وسیع تری از فقه مصطلح، هم افق با معنای ابتدایی آن در نظر داشته باشیم؛ فقه به معنای آگاهی عمیق از دین که در اینصورت تنها به بایسته های عملی بسنده نمی شود.

برای تضمین «کلان نگری» و «جامعیت»، تسلط فقیه بر دانش هایی مانند فلسفه، کلام و تفسیر، ملاک نهایی نیست_هر چند بی ارتباط هم نیست_ معیار نهایی سنجش را شاید باید در تحقق شروطی مانند «تدبیر» و «آشنایی با مقتضیات زمان» جستجو کرد.

@babaee_ehsan
مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی: «وقتی اصلی در اجتماعی به هم خورد، چه کسی ضمانت می کند که نسل های بعد، اصل های دیگر را به نفع خود به هم نزنند؟» (پس از پنجاه سال، ص 32)
@babaee_ehsan
در پیام رسان سروش، همراه خواهم بود.

https://sapp.ir/babaee_ehsan
Forwarded from قسط
❇️قسط❇️

🔵🔴⚪️ نشست خبری «بررسی پیامدهای حکم صادره برای چهار عدالتخواه و پرونده های مشابه»

🔻با حضور «دکتر صابری تولایی،دکتر احسان بابایی، منصور نظری» و جمعی از اصحاب رسانه

🔹زمان: یکشنبه 2 اردیبهشت ساعت 10 صبح

🔸مکان: دفتر جنبش عدالتخواه دانشجویی
آدرس: چهارراه کالج، جنب پاتوق کتاب، پلاک 713

ورود برای کارشناسان و دانشجویان آزاد است.

🔘به قسط(جنبش عدالتخواه دانشجویی) بپیوندید
https://telegram.me/joinchat/BGdfAzwCIoaSWPo7dzd6wg
🔴 در حاشیه رأی محکومیت عدالتخواهان شیراز

یکشنبه، دوم اردیبهشت، به همّت جنبش عدالتخواه دانشجویی، جلسه نقد و بررسی رأی صادره در محکومیت چهار نفری برگزار شد که دادگاه پرسشگری و مطالبه آنان را جرم تشخیص داده بود.
آقایان نظری و صابری تولایی به نقد رأی پرداختند و بنده هم چند نکته ای درباره حاشیه هایی که به نظرم از متن رأی مهمتر هستند صحبت کردم.

در نقد حقوقی رأی به نبود شاکی خصوصی، فقدان قصد اضرار که رکن نشر اکاذیب است و اساسا خروج پرسشگری و مطالبه از دائره مصادیق نشر اکاذیب، پرداخته شد و اینکه در متن رأی، مواردی که بر نشر اکاذیب دلالت کند یافت نمی شود و نیز غفلت قاضی از اصل تفسیر به نفع متهم در موارد ابهام.

و چند نکته در حاشیه رأی محکومیت:

اصل 156 قانون اساسی در پنج بند، به وظایف قوه قضاییه اختصاص دارد. در بند 2 آمده:
«احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی های مشروع».

«احیای حقوق عامه»، سالها مورد بی اعتنایی واقع شد تا اینکه مقام معظم رهبری در جلسه با مسوولان عالی قوه قضاییه بر ورود فعال به عرصه صیانت از حقوق عامه تاکید کردند و بعد از این بود که دادستانی ها، موضوع احیای حقوق عامه را مورد توجه قرار دادند، تأخیری که خسارت های ماندگاری بر جای گذاشت.
آیا قرار است قوه قضاییه در «گسترش آزادی های مشروع» هم منتظر اشاره رهبری بماند. آیا سراغ داریم که در جایی، دادستان ها، مقابل محدود کنندگان آزادی، اعلام حضور کنند؟ حکم محکومیت چهار عدالتخواه، در غیاب تعهد به اصل 156 قانون اساسی صادر شده است.

نکته دوم، باز هم درباره آزادی؛
اینکه ادعای مبارزه به فساد بدون فراهم کردن لوازم آن که از مهمترین آن حمایت از پرسشگری و مطالبه است، اگر از عدم صداقت حکایت نکند، نشانه بی خبری است و از جنس آب در هاون کوبیدن.
اگر اهل استفاده از تجربیات موفق باشند خواهند دید که برخی کشورها، حتی افشاگری مفاسد را رسمیت بخشیدند، بلکه حمایت و تشویق می کنند.
مبارزه با فساد، بدون به کار گیری ظرفیت های اجتماعی ممکن نیست؛ سالهای طولانی مبارزه با فساد در غیاب مردم، نشان داد اکتفا به دستگاه های رسمی یک توهم بیشتر نیست.
حکم صادره و مثل آن، با صراحت، حامل این پیام است که در مسیر پرسشگری، نباید انتظار حمایت داشته باشیم.

نکته سوم، درباره محکومین به اصطلاح سیاسی، اعتقادی و مسلکی، این پرسش جای تامل دارد که مجازات این سنخ محکومین، چه آثاری به دنبال دارد؟ چه بسا محکومینی از این سنخ که با محکومیت و تحمل مجازات، در عزم خود راسخ تر می شوند. و من مطمئنم شهبازی، کدیور، مسعودی و پورخسروانی انقلابی تر خواهند شد؛ البته با همان تفسیری که از انقلاب داشتند.

و نکته چهارم: چهار نفر یاد شده، به شش ماه، محرومیت از فعالیت سیاسی و رسانه ای محکوم شدند. سوابق محکومین، روشن است. ضابطین قضایی هم آنها را به خوبی می شناسند. صدور این دستور جز به این معنا نیست که قاضی به مدت شش ماه، آنها را در دفاع از انقلاب و آرمان های اسلامی محدود ساخته است.

در هر صورت، حکم صادر شد و اجرا خواهد شد و برگی دیگر بر کارنامه اضافه می شود، کارنامه عدالتخواهان انقلابی، کارنامه قوه قضاییه...

@babaee_ehsan
در پیام رسان سروش، همراه خواهم بود.

https://sapp.ir/babaee_ehsan
🔴 طوفان زودگذر

🔷 آیت الله صادق خلخالی که از نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب به عنوان حاکم شرع دادگاه انقلاب فعالیت می کرد توسط دکتر بنی صدر، رئيس جمهور وقت، به سرپرستی «اداره مبارزه با مواد مخدر منصوب شد. خلخالی در این باره گفت: « از مدت ها قبل پیشنهاداتی در این مورد به من شده بود که امروز دکتر بنی صدر رسما حکم آن را به بنده ابلاغ کردند.من باید بگویم در مبارزه با قاچاقچیان هیچ گونه رحمی وجود نخواهد داشت.» (اطلاعات 59/2/22)

🔷 با آغاز کار خلخالی، موجی از دستگیری و محاکمه، مصادره اموال و اعدام ها آغاز شد و سیل متهمان دستگیر شده به زندان قصر و دادگاه ویژه روانه شدند.

🔷 انتصاب خلخالی و اعلام برنامه ها، واکنش و اعتراض قوه قضائیه را به دنبال داشت و در نتیجه بنی صدر اطلاعیه ای در مورد حدود وظایف آیت الله خلخالی صادر کرد:
«نظر به مراجعه دادستان کل کشور و دادستان انقلاب به رئیس جمهوری و پرسش از حدود وظایف حجت الاسلام خلخالی در مورد اخیر اشعار می دارد که مشارالیه به هیچ وجه وظیفه قضایی ندارد و اصولا رئیس جمهوری نمی تواند وظیفه قضایی تفویض کند. بنابراین مأموریت ایشان محدود به نظارت در امر قاچاق و تحقیق و پیگیری و تشکیل پرونده و تفویض آن به مقامات ذی صلاح است.» (روزنامه انقلاب اسلامی59/2/24)
یک روز بعد، خبر استعفای خلخالی منتشر شد. او به مداخله دیگران در کارش معترض بود. بنی صدر استعفا را نپذیرفت و خلخالی به کار خود ادامه داد.

🔷 رویکرد خلخالی در آن زمان از حمایت های مردمی هم برخوردار بود. شورای انقلاب نیز لایحه ای را به تصویب رساند که ارجاع برخی پرونده های مرتبط با مواد مخدر به دادگاه های انقلاب را ممکن می ساخت. به علاوه مجازات بسیار شدیدی را برای عرضه کنندگان مواد در نظر گرفته بود. به موجب این لایحه پرداخت سهمیه تریاک به معتادان ملغی و اعتیاد، جرم شناخته شد.
«مصادره اموال»، «اعدام» و «زندان» سه نمود بارز اقدامات مبارزه با مواد مخدر بود.
خلخالی پس از تصویب این لایحه در اطلاعیه ای اعلام کرد: «اخطار می شود اگر احیانا مواد مخدر در داخل وسیله نقلیه آنها پیدا شود، آن وسیله نقلیه به نفع معتادان مصادره و راننده طبق موازین محاکمه خواهد شد و اگر داخل بنگاه های مسافربری و باربری و مسافرخانه ها و هتل ها و قهوه خانه ها نیز مواد مخدر کشف شود،آن محل مصادره و صاحب آن طبق موازین محاکمه خواهد شد.(اطلاعات، ص183)

🔷 در مورد سهمیه تریاک رویه واحدی نبود. از نظر برخی همچنان کوپن های تریاک اعتبار داشت ولی خلخالی می گفت: «من سرپرست مبارزه با مواد مخدر هستم...تریاک هایشان را می گیرم، کوپن هایشان را پاره می کنم. کارم این است.دولت هر کاری میخواهد بکند...» (کیهان،59/4/15)

🔷 با شروع جنگ، کنترل مرزهای شرقی دشوار شد، و با تشدید اختلافات سیاسی، مبارزه با اعتیاد از اولویت خارج شد.

🔷 اختلافات در مورد نحوه مبارزه با اعتیاد و حدود اختیارات خلخالی همچنان ادامه داشت تا اینکه او در دی ماه 1359، استعفا داد. آخرین چالش، شایعه شکنجه زندانیان مواد مخدر بود. خلخالی در پاسخ به روزنامه انقلاب اسلامی در اینباره گفت:«ما در وضع زندان ها دخالت نمی کنیم. از قول زندانی ها به این معنا که آنها مورد شکنجه واقع شده اند، شدیدا تکذیب می شود. اگر مقصود از شکنجه، گرفتن اقرار است که این امر هیچگاه صحت نداشته و اگر مقصود، تعزیر و حد شرعی است، ما آن را قبول داریم. چون کسی که چند کودک را مبتلا به مواد مخدر کرده و آنها را به هرویین فروشی وادار نموده، برای خاطر تنبیه این فرد، اجازه داده ایم که آنها را 50ضربه یا 80 ضربه شلاق بزنند...» (روزنامه انقلاب اسلامی، 59/9/8)

🔶 اعتیاد در ایران،سعید مدنی قهفرخی،نشر ثالث ص177_189

@babaee_ehsan
🔴 قانون در محاق(1)

گفتگوهای شماره 108 ماهنامه «چشم انداز ایران» درباره دوره رضا شاه جالب و خواندنی است. «گزیده» ای از مصاحبه با حسین آبادیان در ادامه خواهد آمد.

تقی زاده وقتی در مجلس از مشروطه صحبت می کند،می گوید منظور ما از مشروطه آن چیزی نیست که در اروپا تجربه شده است، مراد ما از مشروطه دست قدرتمندی است که به زور ایران را متجدد کند.ما دنبال ناپلئون بناپارت هستیم! (ص83)

بریتانیا یکسری پایگاه در ایران داشت، مثلا در شیراز خانواده های قوام و نواب شیرازی،در گیلان خانواده کریم خان رشتی و در شرق ایران خانواده عَلَم. همه اینها در ماجرای به قدرت رسیدن رضاخان و تبدیل شدنش به رضا شاه نقش داشته اند. تمام آنها هم جزو جناح افراطی زمان مشروطه بودند، اما اعضای جناح میانه رو مانند ملک الشعرای بهار، مدرس و مصدق همه در زمان رضا شاه خانه نشین می شوند.آن گروه میانه رو که می توانست مرحله به مرحله مملکت را به سمت تجدد و ترقی سوق بدهد،عملا از صحنه حذف شد.(ص83)

انگلیسیها به دنبال این بودند که ابتدا قفقاز و سپس ماوراءالنهر را از شوروی جدا کنند.نیروهای انگلیسی در ماوراءالنهر وارد خاک شوروی می شوند، اما از این سو نمی توانند، چون با مانع میرزا کوچک خان جنگلی مواجه بودند...بنابر این ابتدا نیروهای میرزاکوچک خان جنگلی را با حمایت حکومت مرکزی ایران سرکوب کردند و بعد توانستند وارد آذربایجان شوند.(ص84)

خیلی از روشنفکران ایرانی که در غرب تحصیل می کردند، متاثر از آن فضای جهانی،مدافع حکومت مقتدر نظامی بودند و وقتی هم که رضاخان حکومت را به دست گرفت،مدافع او شدند. حتی «داور» می گوید مردم ایران درست نمی شوند و با زور توسری باید آنها را متجدد و متمدن کرد. (ص87)

مجلس، محلی از اعراب نداشت،هیچ گونه حزب سیاسی فعالیت نداشت،از نیمه های سلطنت او روزنامه های کشور تنها دو روزنامه ایران و اطلاعات بودند...از نظر سیاسی دوره رضاشاه یکی از تاریک ترین دوره های تاریخ ایران است.(ص87)

از نظر سیاسی، دوره رضاشاه دوره تاریکی است و اصلا قابل دفاع نیست اما در همین دوره اتفاقاتی می افتد که در نوع خود بی نظیر است. مثلا یکی از این اتفاقات در شهرداری هاست... بعد از جنگ جهانی اول و به دلیل قحطی، تعداد زیادی از افراد بی خانمان در تهران آواره بودند که همه آنها را شهرداری ساماندهی کرد،تمام گدایان و متکدیان را در درجه اول به شهرستان های خودشان بر می گرداندند...بعد در آنجابه مسوولین مثلا کدخدای ده سفارش می کردند که کاری برای این فرد پیدا کنند. یا در مورد زنان خیابانی،...آنها را ابتدا شناسایی می کردند، آنهایی را که از سر اجبار تن به این کار تن داده بودند، برایشان شغل ایجاد می کردند و به آنها سرپناهی می دادند، غذا هم برایشان تهیه می کردند، آنهایی را هم که شغلشان این بود سازماندهی کردند، بردند در خارج میدان گمرک، در محله جمشید اسکان دادند تا معلوم شود این طیف افراد کجای شهر حضور دارند...اطفال صغیری که در خیابان ها رها شده بودند...بردند و در مکان هایی اسکان دادند... اینکه آب شرب چگونه دست مردم برسد، برای نظم دادن به قصابی ها و خبازی ها و سایر اصناف کارهای بزرگی صورت گرفت... (ص87)

گسترش روابط [آلمان] با ایران از دوره هیتلر شروع نشده بود،بلکه از قبل شکل گرفته بود، یعنی قبل از اینکه رضاخان، رضا شاه بشود. دقیقا از زمان جمهوری وایمار. اولین خطوط هواپیمایی را آلمانی ها در ایران راه اندازی می کنند،در بسیاری از پروژه های عمرانی، آموزشی مشارکت داشته اند،خیلی از بانک های آلمانی در ایران سرمایه گذاری کرده بودند، ابتکار خطوط راه آهن از زمان قاجارها و توسط آلمانی ها بوده است...به نظر من حتی گسترش روابط با آلمان نازی هم با چراغ سبز انگلیس بوده است. چرا؟ چون ایران اگر از نظر مهار بحران ها و میزان اشتغال و سطح رفاه عمومی و ... در ضعف و عقب ماندگی مضاعف می ماند، به نظر انگلیسیها زمینه برای نفوذ کمونیسم بیشتر می شد.(ص88)

واقعیت این است که کشف حجاب نه تنها موجب تحرک اجتماعی زنان نشد و مشارکت اجتماعی آنها را افزایش نداد، که خیلی از زنان رفتند و خانه نشین شدند. خیلی از دخترانی که پیش از این قانون به مدرسه میرفتند، خانواده ها دیگر به آنها اجازه نمی دادند به مدرسه بروند،چون باید بی حجاب می رفتند.زنانی که پیش از آن به راحتی می توانستند بیرون بروند، خرید کنند و برخی کارهای بیرون منزل را انجام بدهند و از آن طریق جامعه پذیر و اجتماعی شوند، بعد از اجباری شدن کشف حجاب در جامعه حضور نداشتند. (ص89)

رضا شاه خدمات زیادی داشت ،اما فشار امنیتی و فضای پلیسی و اختناق و سرکوبی که وجود داشت، موجب شد وقتی که از کشور رفت مردم خوشحال شوند. خوشحالی مردم طوری بود که قشون متفقین را ضد خود نمی دانستند و از حضور آنها در ایران خوشحال بودند.
@babaee_ehsan
🔴 قانون در محاق(2)

گفتگوهای شماره 108 ماهنامه «چشم انداز ایران» درباره دوره رضا شاه جالب و خواندنی است. «گزیده» ای از مصاحبه با «داریوش رحمانیان» در ادامه خواهد آمد.

رضاخان با مدیریت و فرماندهی ویژه ای که داشت، توانست برای خود پایگاهی _ نخست در قشون، سپس در میان شماری از نخبگان سیاسی و فکری و سرانجام در میان بخش هایی از توده مردم _ فراهم کند. پیش از کودتا هم این نظم را داشت و منظم ترین آتریاد قزاق، آتریادی بود که رضاخان فرماندهی اش می کرد. هر چه نسبت به رضاخان نقد داشته باشیم، نمی توانیم نپذیریم که در این فرد توانایی هایی از نظر مدیریت، تدبیر، هوش، هوش سیاسی و دوراندیشی وجود داشت. او اراده محکمی هم برای کسب قدرت داشت. اگر بخواهیم او را با مدلی که ماکیاولی در کتاب شهریار درباره بعضی کسانی که قدرت را به دست می آورند و نگه میدارند بسنجیم، رضاخان یک ماکیاولیست تمام عیار بود. شما منش و کنش او را با آنچه ماکیاولی در کتاب شهریار می گوید بسنجید تا معلوم شود که رضاخان تا چه مایه در سیاست عملی و از نظر آگاهی بر سرشت قدرت توانا و دانا بود. قدرت طلبی و ویژگی های جسمی، روحی و اخلاقی اش به گونه ای بود که در بین نظامیان برایش نوعی کاریزما به وجود آورده بود و به سرعت هم این را توسعه داد و به تعبیر من نوعی عصبیت در صنف خودش نسبت به خودش _ یعنی در ارتش _ ایجاد کرد. (ص93)

بخش مهمی از بحران ما مربوط به آگاهی های تاریخی است. روایت های تاریخی کژ، رفتار سیاسی کژ را به دنبال دارد. ما باید سعی کنیم محققانه و روشمند و منصفانه داوری کنیم. رضا خان،هم دستاوردهای مهم و بزرگ داشت، هم سرکوبی و خشونت و زمین خواری و فساد و قتل. همه اینها را باید با هم دید. (ص94)

به نظر من مهم ترین انتقاد به رضاخان این بود که او می توانست عاقلانه تر و درست تر مدیریت و سلطنت کند، اما متاسفانه او این توهم را داشت که مأمور للهی نجات ایران است.تاریخ توهم در ایران را باید خیلی جدّی گرفت. این باعث شد بسیاری از اطرافیان معتدل، دلسوز و دوراندیش را کنار بزند و در نتیجه راه رشد افراد بدون شایستگی های لازم را به سوی پله های قدرت باز کرد و مشکلات متعددی ایحاد شد. همین توهم را نزد جانشینش می توانید ببینید و در کتاب «ماموریت برای وطنم» تجلی تام و تمام یافته بود.(ص94)

رضاخان حکومت خود را بر پایه زور و خشونت و ترس گذاشت نه بر پایه خرد و منطق و به ویژه حق و حقوق مردم.
مدل نوسازی رضاشاهی هم که گریبان مردم را گرفت به نظر من آثار وخیمی_ در درازمدت_ در ایران برجای گذاشت، مدل نوسازی مبتنی بر قدرتمند کردن دولت مرکزی بود. این مدل به درجات به این موضوع کم توجه است که راه قدرتمند شدن واقعی دولت از قدرتمند شدن مردم می گذرد. حتی قدمای ما هم به این اعتقاد داشتند. سعدی می گوید، «رعیت چو بیخ اند و سلطان درخت/ درخت ای پسر، باشد از بیخ سخت.»
یعنی مردم بیخ و بن و پایه و بنیان حکومت اند. رضا شاه متاسفانه به درجات در سیاست نوسازی خود به این موضوع توجه نکرد که اگر قرار است بماند و قدرت داشته باشد، از طریق افزایش قدرت دادن و ثروت دادن به مردم ممکن است، نه اینکه فقط ثروت و قدرت خود و رژیم خود را افزایش دهد.
به طور کلی همه برنامه هاو سیاست نامه های دو سده اخیر ایران را از این منظر می توان و باید نقد کرد. سیاست ها و برنامه هایی که کاملا یا به درجات، حکومت محور بوده اند و نسبت به ضرورت رشد و بالندگی مردم و جامعه مدنی غفلت کرده اند. این باعث شده که ریشه ندوانند و پا نگیرند. به گمان من این خود یکی از علت های بنیادین ناپایداری و بی ثباتی سیاسی و اقتصادی در ایران معاصر بوده است.(ص94)

رضاخان و بعد رضا شاه، چه پیش از سلطنت و چه پس از آن، این توهم را داشت که سرنوشت کشور به شخص خود او گره خورده است. این کیش شخصیت مشکلی بود که بعدها گریبان پسرش و بسیاری دیگر را در طول تاریخ گرفت.
این بیماری روان فرد صاحب قدرت را آلوده می کند، یک ویروس کشنده است. وقتی ویروس رشد کرد، فرد مبتلا آنچنان خود را عقل کل می بیند که نه به حرف کسی گوش می دهد،نه می تواند بشنود یا ببیند. رضا شاه نسبت به واقعیت های جامعه چشم و گوشش بسته شد و همین زمینه شهریور 20 را ایجاد کرد. وقتی رضاشاه ساقط شد و از ایران رفت خیلی از مردم خوشحال بودند و جشن و پایکوبی کردند.(ص94)

یکی از فوری ترین کارها، نوشتن تاریخ توهم، تاریخ کیش شخصیت، تاریخ قهرمان نماها و مدعیان دروغین است.(ص94)

https://t.me/babaee_ehsan/628

@babaee_ehsan
🔴 مطهری اگر بود؛

«اگر مطهری شهید نمی شد، انقلاب اسلامی در کدام مسیر پیش می رفت؟» این پرسش، جدی تر از یک تمرین ذهنی است.

انقلاب اسلامی، در بستر ظرف زمانی خاص و ناظر به شرایط اجتماعی خاص بسط یافته است. همچنانکه امروز می توان برای آینده ی انقلاب، مسیرهای متعدد ترسیم کرد، این فرض هم کاملا پذیرفته است که مسیری که انقلاب از گذشته طی کرده، مسبوق به انتخابها و محدودیت ها بوده است و حتما می توانسته غیر از این باشد که اکنون شاهد هستیم.

واقعیت دیگر اینکه انقلاب در متن تکثر به وقوع پیوسته است. تکثری از جنس تفاوت در ظرفیت ها و توانمندی ها، از جنس اختلاف نظر در مبانی و روش ها. همه آنها که در صف انقلاب حضور داشتند، هم افق نبوده اند. ضعف و قدرت در مورد انقلاب هم قابل صدق است و جایگاه مطهری آنقدر برجسته بود که بود و نبود او بر قوت و ضعف انقلاب اسلامی مؤثر باشد.

و دیگر اینکه شخص مطهری جاذبه و دافعه داشت. فقط اشخاص نبودند که در گستره جاذبه یا دافعه مطهری قرار می گرفتند. مهمتر از شخصیت ها، مبنا ها و روش ها هستند که افراد را از هم دور می کند، یا به هم نزدیک. انقلاب را به سمت اهداف خود پیش می برد، یا از آن دور می کند.

@babaee_ehsan
در پیام رسان سروش، همراه خواهم بود.

https://sapp.ir/babaee_ehsan
🔴 مطهری اگر بود؛

«اگر مطهری شهید نمی شد، انقلاب اسلامی در کدام مسیر پیش می رفت؟» این پرسش، جدی تر از یک تمرین ذهنی است.

انقلاب اسلامی، در بستر ظرف زمانی خاص و ناظر به شرایط اجتماعی خاص بسط یافته است. همچنانکه امروز می توان برای آینده ی انقلاب، مسیرهای متعدد ترسیم کرد، این فرض هم کاملا پذیرفته است که مسیری که انقلاب از گذشته طی کرده، مسبوق به انتخابها و محدودیت ها بوده است و حتما می توانسته غیر از این باشد که اکنون شاهد هستیم.

واقعیت دیگر اینکه انقلاب در متن تکثر به وقوع پیوسته است. تکثری از جنس تفاوت در ظرفیت ها و توانمندی ها، از جنس اختلاف نظر در مبانی و روش ها. همه آنها که در صف انقلاب حضور داشتند، هم افق نبوده اند. ضعف و قدرت در مورد انقلاب هم قابل صدق است و جایگاه مطهری آنقدر برجسته بود که بود و نبود او بر قوت و ضعف انقلاب اسلامی مؤثر باشد.

و دیگر اینکه شخص مطهری جاذبه و دافعه داشت. فقط اشخاص نبودند که در گستره جاذبه یا دافعه مطهری قرار می گرفتند. مهمتر از شخصیت ها، مبنا ها و روش ها هستند که افراد را از هم دور می کند، یا به هم نزدیک. انقلاب را به سمت اهداف خود پیش می برد، یا از آن دور می کند.

@babaee_ehsan
🔴 سرگرمی ناتمام

ماه عسل روحانی با برجام خیلی وقت است که تمام شده و از همان زمان، فصل خوش خوشان اصولگرایان با برجام هم شروع شد. این فصل ظاهرا تا پایان ریاست جمهوری روحانی ادامه دارد. این دوره که تمام شود و اگر اصولگرایان، قوه مجریه را به دست بگیرند، نوبت آزمون آنهاست که شروع می شود.

اما هیچ نشانه ای هم نیست که از عزم اصولگرایان برای مواجهه با واقعیت های تلخ اقتصاد وابسته به نفت و وضع نامتوازن با غرب حکایت کند. در فاصله با واقعیت، خیلی فرقی ندارند آنها که با آغاز برجام خندیدند یا آنها که با پایان برجام.

هر چیزی،حدی دارد؛ افتخار به برجام باشد یا یادآوری ناکامی برجام، زودگذر هستند و آنچه باقی می ماند واقعیت وابستگی به نفت است و دولت بزرگ و فساد و فراوانی قاچاق و بخش خصوصی ضعیف و نامطمئن و بیماری مصرف و مدیران خیلی خسته ...

شباهت های سالهای پایانی دولت های احمدی نژاد و روحانی به خوبی نشان می دهد که تغییر نام ها، گاهی حجابی است که مانع دیدن استمرار واقعیت ها می شود.

@babaee_ehsan
🔴 دو راهی جعلی

دوم فروردین سال 68، امام در پیامی خطاب به مهاجرین جنگ تحمیلی، دورنمای حرکت انقلاب اسلامی را ترسیم نمود.
«باید دولت جمهوری اسلامی،تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.»

امام، دو هدف را برای انقلاب اسلامی مشخص کرد؛ حذف هر یک از دو هدف، تحریف پیام انقلاب و امام است.

اداره هر چه بهتر جامعه در تحقق عدالت و کارآمدی، نمود پیدا می کند و اهداف بین المللی انقلاب نیز با استکبار ستیزی و نفی ظلم در عرصه جهانی، همراه است. همانقدر که اداره هر چه بهتر مردم و عدالت اجتماعی در عرصه داخلی هدف اصلی انقلاب اسلامی است، استکبار ستیزی را هم باید هدف اصلی شمرد.

بعضی مایل هستند دو هدفی را که امام برای انقلاب ترسیم کرده بود به «دوراهی» تفسیر کنند. کسانی که به اداره بهتر و عادلانه جامعه بی اعتنا هستند به ریشه گرفتن این تفسیر تحریف آلود کمک می کنند.

بسیار و بسیاری از مشکلات جامعه هیچ ربطی به اهداف بین المللی انقلاب ندارد. اما بی اعتنایی به اداره درست و عادلانه جامعه با استکبارستیزی ملت، ربط دارد. غفلت از مشکلات داخلی، استکبارستیزی را هم تضعیف می کند، جامعه را به دو راهی می کشاند.

مخالفان اهداف بین المللی انقلاب اسلامی فقط آنهایی که نه غزه، نه لبنان سر دادند، نیستند؛ آنهایی هم که فساد را تحمل می کنند؛ مشکلات مردم را نمی بینند، یا می بینند و بی اعتنا هستند و از ناکارآمدی ها غافل هستند یا توجیه می کنند، به روشی دیگر و چه بسا مؤثرتر، پشت فلسطین را خالی می کنند.

@babaee_ehsan
🔴 حُسن مقایسه

جنگ های ایران و روس با وجود همه تلخی ها از این جهت خوب بود که فاصله ما و دیگران را به خوبی نشان داد و نشان داد که از دنیا عقب افتادیم. از تفاوت سلاح ها و شیوه نبرد فهمیدیم که دنیا فقط ایران نیست؛ اراده هم فقط اراده ی ملوکانه شاهنشاه نیست. بعد از این شکست ها بود که بعضی مثل عباس میرزا تصمیم گرفتند از معمای خارج از ایران سراغ بگیرد.

شاید افزایش مسافرت ها به خارج از کشور، مهاجرت ها، تحصیل در خارج از کشور که دیگر به طبقه برخوردار اختصاص ندارد و در نهایت گسترش ارتباطات، بار دیگر نقطه عطفی برای امکان مقایسه فراهم کرده است. سهمی از نارضایتی های امروز جامعه، نتیجه همین مقایسه است.

نارضایتی، لزوما بد نیست. از جنس درد است که از بیماری خبر می دهد. بلکه می توان و باید از نارضایتی استفاده کرد مثل یک فرصت، نه برای تخریب؛ بلکه برای ساختن؛ به شرط صداقت، به شرط عقلانیت.

@babaee_ehsan
🔴 مسیر دو طرفه

ورود نظامی ها به عرصه رقابت های سیاسی، چندان تفاوتی با ورود آنها به عرصه رقابت های اقتصادی ندارد. اقتصاد و سیاست مثل دو سر یک تونل به هم راه دارند. مسأله، خوب یا بد ماجرا نیست؛ بعضی به اصل ارتباط سیاست و اقتصاد هم توجه ندارند که چطور به هم راه دارند؛ چطور به هم پاس می دهند؛ چطور از هم کمک می گیرند؟!

فعال اقتصادی_حتی اگر نظامی باشد_ تافته جدا بافته نیست. دنبال درآمد بیشتر است، دنبال سهم بیشتر و عرصه فعالیت گسترده تر. چرا به بزرگترین پروژه ها چشم نداشته باشد؟! غیر از این باشد، غیر طبیعی است.
در این صورت برای این فعال اقتصادی _حتی اگر نظامی باشد_ آیا مهم نیست چه کسی رئيس جمهور باشد؟ چه کسی وزیر؟ چه کسی معاون وزیر؟ چه کسی نماینده؟ شاید هم روزی مهم باشد اینکه چه کسی قاضی باشد؟ و قس علی هذا!!!

فعال اقتصادی، کمی سهام هم داشته باشد، اخبار اقتصادی، سیاست ها و تصمیمات اقتصادی را دنبال می کند. آنها که قدرتمندتر هستند، منفعل نیستند. فقط بازیگر نیستند؛ بازیگردانی هم میکنند؛ چرا باید منتظر بمانند، علی القاعده خودشان هم در تصمیم سازی مشارکت می کنند، دخالت می کنند.

فاصله ی اقتصاد تا سیاست، چندان زیاد نیست. اقتصاد را نباید کوچک شمرد. شاید اول، این سیاست باشد که پای نظامی ها را به اقتصاد باز می کند، اما خیلی زود، سیاست، رنگ اقتصاد به خود میگیرد و حتی ممکن است نهاد نظامی را هم به «مال» بازی بکشاند.

امام گفته بود نظامی ها در رقابت های سیاسی وارد نشوند؛ کاش این را هم هشدار می داد که در اقتصاد هم وارد نشوند.

از اینکه آدم ها در 40سال تغییر و تغییر کرده باشند، تعجب نمی کنیم؛ آنقدر دیده ایم که تعجب نکنیم. چرا از اینکه نهادها بعد از پنجاه _ شصت سال تغییر کنند تعجب کنیم؟!

@babaee_ehsan