مسطر، انقلاب و جامعه
271 subscribers
291 photos
90 videos
3 files
349 links
تماس با ادمین:
@mastar1357
Download Telegram
🔴 درسی برای آقاها در جلوگیری از آقازادگی

مقام معظم رهبری از جمله صفات نیک مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی را این برشمردند که:

🔷 «از لحاظ عملی، آقای حاج‌آقا مصطفیٰ یک انسان انصافاً ممتازی بود؛ این مهم است. پسر کسی مثل امام خمینی [بود] -خب ایشان در قم معروف بودند؛ چه قبل از مرجعیّت، چه زمان مرجعیّت- [امّا] یک‌ذرّه نشانه‌های آقازادگی در حاج‌آقا مصطفیٰ نبود. امام در ایّام فاطمیّه چند روز یک روضه‌ای داشتند؛ حتّی در منزل امام و روضه‌ی امام [هم] انسان، حاج‌آقا مصطفیٰ را نمیدید که بیاید خودش را بچسباند به امام؛ بااینکه عاشق امام بود -؛ واقعاً از آن پسرهایی بود که عاشق پدرش بود یعنی واقعاً عشق می‌ورزید به امام- امّا دُور و بَر امام به‌صورت آقازادگی و مانند اینها، مطلقاً ایشان حرکتی نمی کرد.»

پرهیز حاج آقا مصطفی خمینی از شیوه آقازادگی، نشان از آزادگی و شخصیت مستقل ایشان دارد که باید مثل یک الگو مورد توجه باشد، اما سمت دیگر ماجرا، شیوه تربیتی امام است که برای همه آنها که مقام و جایگاه و اعتباری دارند باید سرمشق باشد.

آیت الله جوادی آملی در توصیف امام به نکته ای اشاره می کند که درس آموز است:

🔷 امام هرگز براي فرزندان خود بيش از اندازة لازم خدمت و ارج قائل نبود. مرحوم آيه الله حاج آقا مصطفي خميني «رضوان الله عليه» از دوستان صميمي ما بود و مقام علمي او پيش فضلا مبرهن بود، «رضوان الله عليه» براي ايشان نيز بيش از حد ّلازم حسابي باز نمي كرد و اجازه نمي داد كه هيچكس حتي آن بزرگوار (شهيد حاج آقا مصطفي) در كار شخصي ايشان دخالت كند و اين سيرة آزادانديشي،استقلال فكري و بزرگمنشي او طلاب را به خود جذب مي كرد. 🔶(مهراستاد،صص165-167)


آیت الله مرتضی بنی فضل درباره نحوه مواجهه امام با فرزندش نقل می کند:

🔷 در ایام مرجعیت آیت الله بروجردی که من در مدرسه حجتیه کتاب «معالم» را تدریس می کردم، مرحوم حاج آقا مصطفی با محروم حاج شیخ صادق خلخالی و شیخ علی تهرانی می آمدند در یکی از سالن های حجتیه بحث علمی می کردند. گاهی بحث طلبگی اینها خیلی گرم و پرشور و توأم با سر و صدامی شد که ناخودآگاه برای طلاب ساکن در مدرسه مزاحمتی ایجاد می کرد. یکی از طلاب به نام آقای شیخ جعفر تبریزی در نزدیکی محل بحث اینها حجره داشت او برای من نقل می کرد،روزی به منزل امام رفتم، در زدم، خود ایشان در را باز کرد. گفتم: «آقا عرضی دارم.» فرمود: «بفرمایید.» داخل شدم. آقا مرا به اتاق راهنمایی کرد و فرمود: «شما بفرمایید بنشینید تا من بیایم.» نشستم منتظر شدم. دو سه دقیقه بعد،دیدم حاج آقا روح الله در حالیکه سینی چای در دست دارد وارد اتاق شد. چایی را با سینی جلویم گذاشت. بعد فرمود: «چه کاری با من داشتید، بفرمایید.» عرض کردم: «آقا آمدم از دست آقا مصطفی به شما شکایت کنم.» آقا درجواب فرمود: «چون مصطفی در خانه نیست لطفاً شکایتتان را نگهدارید؛ فردا همین موقع تشریف بیاورید تا من به مصطفی هم بگویم در اینجا باشد و در پیش او شکایت خود را عنوان کنید.»
او گفت: چای راخوردم و اجازه خواستم، بیرون آمدم.

🔷 فردا همان ساعت به منزل امام رفتم. دیدم آقا مصطفی هم حضور دارد. وقتی نشستم حضرت امام خودش سخن را آغاز کرد و به آقا مصطفی فرمود: «این آقا دیروز آمده بود از تو شکایت دارد. گفتم تشریف ببرد و امروز بیاید تا تو هم اینجا باشی.» بعد از من خواست که شکایت خود را مطرح کنم. عرض کردم: «آقا! اینها سه نفرند، در مدرسه حجتیه بحث می کنند، داد و قال به راه می اندازند و مانع استراحت و مطالعه ما می شوند. نه تنها برای من بلکه به سایر طلاب ساکن هم مزاحمت ایجاد می کنند.»

🔷 امام در حالیکه با دقت به حرف های من گوش می داد وقتی سخن من تمام شد، رو به فرزندش کرد و فرمود: «مصطفی! این آقا صحیح می گوید؟» آقا مصطفی گفت: «بلی! ما آنجا بحث داریم، طبعاً هم سر و صدا بلند می شود. فرمایش ایشان درست است.» بعد حضرت امام فرمود: «از فردا یا باید خیلی آرام بحث کنید یا جای بحث را به جای خلوت ببرید. ولی می دانم چون نمی توانید آرام بحث کنید پس حتماً محل بحث را عوض کنید.» آقا مصطفی گفت: «چشم آقا،حتماً این کار را می کنیم.» از فردا دیگر مشکل حل شد و آنها به جای دیگری رفتند.
🔶 (خاطرات آيت الله بني فضل،ص113-114)

@babaee_ehsan
🔴 عاشورا و بهبود جامعه ما

استاد مطهری جملاتی دارد که از ظرفیت حادثه عاشورا در سامان دادن به زندگی امروز ما حکایت می کند:

🔷 «اگر این کشور بخواهد اصلاح بشود، اگر بخواهد در جاده ترقی بیفتد، در جاده تعالی بیفتد، در جاده علم بیفتد، در راه صنعت بیفتد، در راه حریت و آزادیخواهی بیفتد، بهترین راه و نزدیک ترین راه – اگر نگویم راه دیگری نیست – بهترین راه و نزدیک ترین راه همین است که از همین احساسات صادقانه ی مردم درباره ی حسین بن علی که حقیقت دارد و واقعیت دارد و درباره ی شخصی است که شایسته این احساسات است و صاحب یک مکتب بسیار بزرگ و عالی است، استفاده کنیم.» (ده گفتار، ص 255)

اگر جامعه ما به ویژه روحانیت و برپادارندگان مجالس حسینی، توقعی هم افق با شهید مطهری از حادثه عاشورا داشتند، بهره ی ما از حادثه عاشورا، بسیار بیشتر و عاشورا چتر گسترده تری بر فراز زندگی ما بود. اصلاح و بهبود وضعیت جامعه ما به «زیرساختهای اعتقادی و اخلاقی» نیاز دارد که عاشورا می تواند در اختیار ما قرار دهد.

@babaee_ehsan
تا مورد توجه مردم قرار نگرفته اید، فکری به حال خود نمایید.خدا نکند انسان پیش از آنکه خود را بسازد...در میان مردم نفوذ و شخصیتی پیدا کند که خود را می بازد،خود را گم می کند.(جهاد اکبرص10)
@babaee_ehsan
🔴 معیار ناجور!

رایج است که با معیارهایی فردی، دینی بودن «جامعه» را ارزیابی می کنیم. گاهی معیارهای فردی دینداری، حجابی هستند که شاخص های ارزیابی جامعه دینی را نبینیم.

پر رونق بودن اعتکاف، جمعیت بسیار در مساجد در شبهای قدر، حضور گسترده مردم در مراسم عزاداری محرم و راهپیمایی با شکوه اربعین، اگر چه هر یک در جای خود مهم هستند و از واقعیت های اجتماعی خبر می دهند اما این جای تردید دارد که بپذیریم «اینها هست»، پس «جامعه دینی است» یا «جامعه دینی تر شده است.»

معیارهای مسلمانی یک «فرد»، با معیارهای مسلمانی یک «جامعه»، همسان نیست. برای وجود جامعه دینی، وجود جمعیت دینداران کافی نیست، روابط اجتماعی هم باید دینی باشد.

وقتی درباره میزان دینی بودن جامعه سخن می گوییم باید از «روابط» سراغ بگیریم: روابط اخلاقی، حقوقی، اقتصادی و سیاسی. و باید ببینیم روابط جاری در جامعه چه مقدار با ضوابط و موازین دینی سازگار است؟

وقتی دینی بودن یک جامعه را مورد ارزیابی قرار می دهیم باید جامعه را با وصف «عدالت» بسنجیم. آنهم نه عدالت فردی، بلکه عدالت اجتماعی؛ که آیا توزیع قدرت، عادلانه است؟ نابرابری ها در عرصه آموزش، سلامت و فرصت های شغلی چگونه است؟ امید به احقاق حق چقدر وجود دارد؟ روابط حاکم است یا ضوابط؟ آیا امکان نظارت مردم بر حاکمان وجود دارد یا خیر؟ و ...

@babaee_ehsan
با جامعه كندرو يا تندرو يا چپ رو يا راست ‏رو، آنقدر بايد پيكار كرد كه تعادل خود را باز يابد. (مجموعه آثار،ج3،ص164)
@babaee_ehsan
🔴 دوای یک زمان، بلای زمان دیگر

🔷 استاد شهید مرتضی مطهری:

اجتماع بشرى گاه آنچنان جامد و ساكن و اسير عادات دست و پاگير مى‏ شود كه نيازمند به نيرويى است كه زنجيرها را از او برگيرد و او را به حركت آورد، و گاه آنچنان هوس نوخواهى پيدا مى ‏كند كه سنن و نواميس خلقت را فراموش مى‏ كند، گاه غرق در غرور و تكبر و خودخواهى مى‏ شود و نيرويى ضرورت پيدا مى‏ كند كه او را در جهت زهد و رياضت و ترك خودبينى و رعايت‏ حدود خود و حقوق ديگران براند، و گاه آنچنان به سستى و لا قيدى و ستمكشى خو مى ‏كند كه جز با بيدار كردن «منش‏» و شخصيت و احساس احقاق حقوق، چاره نمى ‏توان كرد.بديهى است كه تندروى يا كندروى يا انحراف به راست ‏يا چپ، هر كدام برنامه مخصوص به خود دارد.براى جامعه منحرف به راست، نيروى اصلاح كننده بايد متمايل به چپ باشد و بر عكس.

اين است كه دواى يك زمان و يك دوره و يك قوم، براى زمان ديگر و قوم ديگر، درد و بلاى مزمن است، و اين است راز اينكه رسالتها مختلف و احيانا به صورت ظاهر، متضاد جلوه مى ‏كند: يكى پيامبر جنگ مى‏ شود و ديگرى پيامبر صلح، يكى پيامبر محبت مى ‏شود و ديگرى پيامبر خشونت و صلابت، يكى پيامبر انقلابى و ديگرى پيامبر محافظه كار، يكى پيامبر گريان و ديگرى پيامبر خندان.راز موقت بودن تعليمات اين گونه پيامبران[تبلیغی] همين است.بديهى است كه با همه تضادى كه ميان اين گونه رسالت ها از نظر روش هست، از نظر هدف تضاد و اختلافى نيست، هدف يكى است: بازگشت به تعادل و افتادن در جاده اصلى.

قرآن كريم ضمن قصص پيامبران كاملا نشان مى‏ دهد كه هر كدام از آنها ضمن تعليمات مشترك مربوط به مبدا و معاد، بر روى يك نكته بالخصوص تكيه و اصرار داشته و مامور اجراى برنامه خاصی بوده اند...

خطرى كه غالبا مصلحان اجتماعى به وجود مى ‏آورند از همين ناحيه است كه در يك اجتماع تندرو يا كندرو يا متمايل به راست‏ يا به چپ ظهور مى‏ كنند و به پيكار مقدسى دست مى‏ زنند، اما فراموش مى‏ كنند يك برنامه معين فقط براى مدت محدودى قابل اجراست و با جامعه كندرو يا تندرو يا چپ رو يا راست‏رو آنقدر بايد پيكار كرد كه تعادل خود را باز يابد، و بيش از آن، خود مستلزم سقوط و انحراف جامعه از سوى ديگر است.
(مجموعه آثار،ج3،ص163-164)
@babaee_ehsan
امام خمینی: مسلمانان بايد بدانند تا زمانى كه تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود، هميشه منافع بيگانگان بر منافع آنان مقدّم مى‏ شود.
@babaee_ehsan
🔴 جلوی مشکلات ازدحام نکنید!

🔷یادداشتی بود به خاطر «پلاسکو»

حتما یکی از مشکلات جامعه پرمشکل ما این است که در همه مساله ها، صدای کسانی که ردای سیاست بر تن دارند بلندتر و حضورشان پر رنگ تر است.

هر جا مشکلی باشد اول از همه، اهالی سیاست آنجا حاضرند،نه برای حل مشکل، بلکه برای اینکه از آن مشکل بهره سیاسی خود را ببرند؛ فرقی نمی کند ریزگرد خوزستان باشد یا آتش سوزی تهران یا قطع گاز گیلان یا سیل سیستان و بلوچستان، یا هر مشکل اجتماعی و اقتصادی. اینها فقط مثالهای هفته های اخیر است،وگرنه همه جا و همه موضوعات از گذشته تا امروز در تصرف اهالی سیاست از هر جناح است.

و ای کاش اهالی سیاست، غیر از ردای سیاست چیز دیگری، تخصصی هم داشتند. این حاضران همیشه در صحنه، غالبا تنها همین یک کار را بلدند که هر جا مشکلی پیش آمد،صحنه را پر و گرد و غبار بلند کنند، شلوغ کنند تا نوبت به مشکل بعدی برسد.

چقدر اشکال گرفتند بر مردمِ گوشی به دستی که در متن حادثه پلاسکو مشغول فیلم برداری بودند،غافل از اینکه اهالی سیاست هم سر هر مشکل،دقیقا همین کار را می کنند. در حالی که نباید جلوی مشکلات ازدحام کنند؛ گاهی هم باید سکوت کنند،کنار بروند و اجازه دهند دیگران،یعنی متخصصین حرف بزنند، اهل علمِ همان ماجرا حرف بزنند.

اهالی سرگرمی های سیاسی اگر خیلی دلسوز هستند، یکی _ دو هفته دیگر که هیجانات فرو نشست از ضرورت تشدید نظارت ها سراغ بگیرند و با هر ابزاری که در اختیار دارند، اصلاح ساختارها و رویه های نظارتی را مطالبه کنند، تا شاید جلوی مشکلات بعدی گرفته شود.

@babaee_ehsan
🔴 لطفا متن کامل این سخنرانی را بخوانید.

🔶 دکتر واعظ مهدوی در نشست فقر و فقرزدایی موسسه دین و اقتصاد:

🔷 دیدگاه های کلاسیکی که امروزه ما خیلی گرفتارشان هستیم، می گویند، عدالت توزیعی بر ضد رشد است، توجه به فقرا باعث تلف کردن منابع می شود، پول دور ریختن است و برعکس ، انباشت سرمایه باعث سرمایه گذاری و رشد می شود؛ اما در واقع دیدگاه های آن ها با واقعیت موجود جوامع سازگار نیست و اتفاقا در کشورهای توسعه یافته ما شاهد عدالت بیشتری هستیم و نابرابری ها بسیار کمتر، همگنی اجتماعی بسیار بیشتر است و سیاست های مختلفی در این زمینه به کار گرفته می شود. بر عکس هر چه که درجه توسعه یافتگی کم تر باشد، نابرابری و بی عدالتی بیشتر دیده می شود. اگر قرار بود رشد و انباشت باعث پیشرفت شود، بایستی اکنون نامیبیا، پورتوریکو و کشورهای آمریکای لاتین که اختلافات طبقاتی شان خیلی زیاد و شدید است، کشورهای پیشرفته ای باشند.

🔷 رانت ها و سوء سیاست گذاری ها می توانند موجب فقر شوند. سیاست گذاری هایی که باعث می شوند گروه های برخوردار منافع بیشتری ببرند و توزیع ناعادلانه منابع پدید آید. ما در تهران نشسته ایم و برج میلاد و باغ کتاب و پارک طبیعت و سینماهای مختلف داریم، در حالی که در کل استان سیستان و بلوچستان یک سینما وجود ندارد. کسی که در جنوب کرمان است، هیچ یک از این ها را ندارد. ساختارهایی باعث شده که این گونه قطب بندی های مرکز-پیرامونی صورت گیرد.

🔷 همه ما از این که ترافیک در جاده شمال است، ناراحتیم و منتظر افتتاح بزرگراه هستیم. درست هم هست و شاید ضروری هم باشد. اما این را در نظر داشته باشیم که جاده و اتوبان شمال برای ما تفنن است، اما برای هرمزگان و جنوب کرمان، جاده حیات است!. اخیرا من فرد خیری را به همراه خودم برده بودم در یکی از مناطق، که قرار بود مدرسه ای بسازد، جاده را که دید گفت: من اینجا نمی توانم مدرسه بسازم، مهندسم نمی آید. و نمی توانم تجهیز کارگاه کنم. پس باید بدانیم بعضی چیزها لازم است، اما سطح نیازها فرق می کند. برای ما جاده لازم است به دلیل ۶ ساعت در ترافیک بودن، اما در مناطق محروم و روستاهای کوهستانی جاده عامل حیات است و زندگی کردن، امنیت و عرضه محصول کشاورزی و معیشت مردم به آن بستگی دارد.

🔷 گفته می شود آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، دانشگاه ها باید خصوصی شوند! خوب چه کسانی از خصوصی سازی خدمات پایه دولت ضرر می کنند؟ و اثر این سیاست ها بر فقر و شرایط زندگی فقرا چیست؟ این همان فقر سیستمی و اثر سیاست های فقر زا است که پیشتر به آن اشاره کردم . بررسی ها نشان داده است که کسانی که می توانند در دانشگاه های خوب و با کیفیت پذیرفته شوند، ۵۰ درصدشان از دهک های بالای جامعه هستند. برای این که دسترسی به کلاس های کنکور و مدارس گران قیمت و معلم های خصوصی داشتند. نه این که مردم بندر لنگه و دلفان و نظیر این ها استعدادشان کمتر باشد!

http://www.jamaran.ir/fa/tiny/news-776177

@babaee_ehsan
🔴 تحریف در روز روشن!

وجود اشکال در قوه قضاییه، مساله جدیدی نیست که آقای احمدی نژاد فکر کند خبر تازه ای است. حتما باید از نزدیکان و حلقه خواص او یکی گرفتار شود تا ایشان به یاد عدالت در قوه قضاییه بیفتد؟

عدالت، نیاز مبرم جامعه ماست؛ اما این هم هست که از تجربه گذشته باید درس گرفت و پای هر بلندگویی نباید سینه زد.

بعضی اصرار دارند بگویند جریان احمدی نژاد، جریان «عدالت منهای ولایت» است، در حالی که این تحریف ماجراست؛ ماجرای احمدی نژاد اصلا جریان عدالت نیست.

هنوز سخن قاطع او را فراموش نکرده ایم که «کابینه خط قرمز است!»

@babaee_ehsan
🔴 مصیبت های پنهان کردنی!

زلزله که رخ داد، صدا و سیما شروع کرد به پخش تصاویر تلخ ویرانی ها؛ و هیچکس نگفت سیاه نمایی است. رییس جمهور و وزرا و مسوولان رفتند برای بازدید؛ دستگاه های مختلف در کنار کارهای جاری، اقدامات فوق العاده انجام دادند و هیچکس نگفت نمی توانیم و جزء اولویت ها نیست؛ نتیجه اینکه: می شود!

پس چرا دانش آموزان مدرسه های ناامن، مدرسه های کپرنشین، همچنان باید منتظر بمانند؟ چرا برای سامان دادن حاشیه نشین ها از مردم کمک خواسته نمی شود؟ چرا حل معضل کارتن خوابی باید در صف کارهای جاری سازمان های مسوول باقی بماند؟ چرا برای کودکان کار، اقدامات فوق العاده و ضربتی صورت نمی گیرد؟

شاید علت این است که زلزله کار طبیعت است، بقیه کار مسوولان! شاید از خرابی هایی که خود در آن نقش دارند، خجالت می کشند.

@babaee_ehsan
🔴 حاضران فضای مجازی یا غایبان فضای واقعی؟!

فضای مجازی، مفید است، بلکه حضور در آن، ضروری. جزئی از جامعه واقعی است که البته می تواند خسارتبار هم باشد. شبکه های اجتماعی به نارضایتی دامن می زنند. همه جا در همه گروه ها، ضعف ها برجسته می شود. از این شرایط، از این تراکم نارضایتی که ممکن است به انفجار بینجامد باید نگران باشیم، بخصوص که نمیدانیم بعد از این کوه نارضایتی چه چیزی در انتظار ماست؛ اما مشکل از فضای مجازی نیست.

مشکل از ماست که نقطه های مثبت را نمی بینیم. آنچه از اتفاقات خوب یا ظرفیتها را هم که می بینیم، انگیزه ای نداریم که برجسته و تکرار کنیم. گویا اراده کرده ایم که فقط کاستی ها را ببینیم.

و نیز مشکل از مسوولان، از صاحبان تریبون، صاحبان اعتبار و نفوذ است که سهم خود برای دمیدن امید به جامعه را ادا نمی کنند. آنها که فاصله خود را با جامعه کم نمی کنند، از محرومین جامعه سراغ نمی گیرند، با نخبگان حاشیه نشین، نمی نشینند. خود و فرزندانشان تافته جدا بافته هستند.

مشکل از فضای مجازی نیست. مشکل از کسانی است که با واقعیت قهر هستند، در فضای واقعی حضور ندارند.

@babaee_ehsan
🔴 سهم پرسش از بایسته های حکمرانی

بعد از پیروزی انقلاب کتاب های متعددی با موضوع ولایت فقیه به ویژه توسط اساتید و دانش آموختگان حوزه منتشر شد.
مساله ای که با توجه به نیاز روز و تشکیل نظام اسلامی بر محور این نظریه، طبیعی و لازم بود. هنوز نیز انتشار آثاری با موضوع ولایت فقیه ادامه دارد.

محور آثار درباره ولایت فقیه بعد از تبیین مقدمه «ضرورت تشکیل حکومت»، پاسخ به این پرسش مهم است که «چه کسی باید حکومت کند? » و نیز اینکه «حاکم اسلامی از چه میزان اختیارات برخوردار است؟»، همچنین از «نقش مردم در تشکیل حکومت اسلامی» سخن به میان می آید.

در کنار پرسش از شرایط حاکم اسلامی، پرسش مهم دیگری هم قابل طرح است و آن «چگونگی حکمرانی» است که متاسفانه کمتر از سوی حوزه های علمیه مورد توجه قرار گرفته است.

صرفنظر از تبیین عقلانی اهمیت پرسش از کیفیت حکمرانی، در متون دینی نیز می توان مواردی را می توان یافت که نشان می دهد این موضوع در متون دینی بی سابقه نیست. به عنوان نمونه، موضوع فرمان حضرت امیر به مالک اشتر، شرایط حاکم اسلامی نیست، بلکه کیفیت حکمرانی است.

کیفیت حکمرانی تنها وابسته به عملکرد حاکم اسلامی و ولی فقیه نیست، بلکه برایند یک نظام اجتماعی است، نهادهای تولید علم_حوزه و دانشگاه_، فرهنگ عمومی جامعه، قوانین و ساختارها و سازمانهای حاکمیتی، رسانه ها ... همه این مولفه ها در کیفیت حکمرانی تاثیر دارند.

بی اعتنایی به موضوع کیفیت حکمرانی، نظام اسلامی را در معرض «خطر شکل گرایی» قرار میدهد که همه چیز ظاهرا اسلامی است اما، ممکن است رویه ها و فرایندها واقعا در غیاب ارزش ها و اهداف اسلامی شکل بگیرد و تداوم بیابد.

قرار نیست دو پرسش مهم «شرایط حاکم اسلامی» و «کیفیت حکمرانی» جای یکدیگر را تنگ کنند و جایگزین یکدیگر شوند. هر یک از دو موضوع اهمیت و کارکرد خود را دارند و هیچکدام جای خالی دیگری را پر نمی کند.
@babaee_ehsan
🔴 خانه های خالی اعتراض

ابراهیم فیاض در مصاحبه با خبرگزاری مهر ضمن تحلیل گسترش نارضایتی ها با رویکرد عدالتخواهی، گفته است: «چپ اسلامی علیه راست مدرن ظهور می کند.»

ممکن است تعبیر «چپ اسلامی» به یک واقعیت اجتماعی اشاره داشته باشد که در اینصورت اشکالی نیست؛ اما اگر استفاده از این تعبیر و تکرار آن عنوان و برچسبی باشد که به عنوان یک «باید» و «مسیر»، انتخاب شده باشد، در اینصورت، این پرسش جا دارد که محتوای «چپ اسلامی» کدام است؟ کسانی که این تعبیر را به کار می برند برای تفسیر «چپ»، مخاطبان خود را به کدام جریانات تاریخی یا متونی ارجاع می دهند؟ و نیز چه تلقی ای از اسلام دارند که تلاش دارند با واژه «چپ» از آن ابهام زدایی کنند؟

طبیعی است که مسیر جریان های اجتماعی چندان قابل پیش بینی و برنامه ریزی نیستند اما این هم یک قاعده است که نفی هایی که با اثبات همراه نباشد و شالوده شکنی هایی که با شالوده سازی همراه نباشد، دورنمایی مبهم به دنبال خواهد داشت.

اعتراض برای ایجاد تغییر هر چند یک فرصت و ظرفیت است، اما برای بهبود وضعیت، کافی نیست.
http://yon.ir/IRedS

@babaee_ehsan
🔴 فرصتی برای یادآوری

علیرغم اینکه برخی، دائما از تهدیدهای فضای مجازی، ابراز نگرانی می کنند اما این هم جزئی از واقعیت است که فضای مجازی فرصت هایی را به نفع انقلاب فراهم کرده است که بدون آن دور از دسترس بود.

از امکان حضور آحاد جامعه در عرصه نظارت و امر به معروف و نهی از منکر که بگذریم، شبکه های اجتماعی فرصت و زمینه ای برای آشنایی با رهبران فکری انقلاب اسلامی فراهم کرده است.

انقلاب اسلامی هویتی دارد که با دیدگاه های امام و مثل مطهری، بهشتی، طالقانی، شریعتی و ... گره خورده است. فرصت بودن فضای مجازی را زمانی بهتر درک می کنیم که نحوه مواجهه صدا و سیما و تریبون های رسمی با شخصیت های تأثیر گذار را به یاد بیاوریم.

فضای مجازی فرصتی فراهم کرده است برای یادآوری، برای تشخیص اصل و آفت، برای نقد؛ نقد امروز و حتی نقد دیروز. این فرصت ها را هم باید دید و اینقدر بر طبل ترس نباید کوبید.

https://t.me/joinchat/AAAAAEAlFGCHzmMBlWdUIw

@babaee_ehsan
اگر نیزه به دست نیزه داران شاهد جبهه نباشد، تسبیح در دست عبادت پیشگان گوشه نشین نیز نخواهد ماند. (آیت الله جوادی آملی)
@babaee_ehsan
... بلکه به همه ی ملتها و به بشریت خدمتی بزرگ کردید.
@babaee_ehsan
شما چه کارگر باشید،چه کاسب...چه مشاغل تولیدی داشته باشید،چه مشاغل خدماتی؛ چه مرد باشید و چه زن؛ هر که و در هر سنی هستید...وقت هایی را برای کتاب خواندن بگذارید.
(71/2/9)
@babaee_ehsan
🔴 غارهای مجازی

گفته می شود که فضای مجازی، مرزهای ارتباطی را حذف کرده و محدودیت های گردش اطلاعات را از بین برده است. در این جملات اغراق شده است. شاید از جهاتی در مقایسه با گذشته اطلاعات بیشتری در «دسترس» باشد، اما نه آنگونه که هیچ محدودیتی در بین نباشد.

اطلاعات، بیش از گذشته در دسترس است اما این افراد هستند که به میزان زیادی تعیین می کنند در معرض چه اطلاعاتی قرار بگیرند. افراد می توانند خود را در کانالهای اطلاعاتی خاص قرار دهند.

اطلاعات، بیش از گذشته در دسترس است اما ما دست به «گزینش» می زنیم، زمانی که فقط با مثل خودمان حرف می زنیم، فقط با مثل خودمان ارتباط برقرار می کنیم _ یعنی کسانی که آنها را قبول داریم و دیدگاهشان را تایید می کنیم _ در واقع سطح دسترسی به اطلاعات را محدود می کنیم.

بعضی ها _ و شاید خیلی ها_ اینطور هستند که دوست ندارند که حتی آجری از دیوار سخت باورهایشان تکان بخورد و جابجا شود. حوصله خواندن و شنیدن حرف های مخالف دیدگاه های خود را ندارند. این هم از اقسام ترس، از انواع عافیت طلبی است.

فضای مجازی می تواند خیلی از محدودیت ها را بردارد. اما بعضی، آن را به غارهای کوچک و بن بست تبدیل می کنند و خود را محدود می سازند،خود را محصور می کنند. گاهی باید از غارهای مجازی بیرون بیاییم، شاید همه دیدگاه های ما درست نباشد، شاید همه دیدگاه های دیگری نادرست نباشد.

@babaee_ehsan
🔴 کلاس درس تبعیض

حمید بقایی در ویدئویی که منتشر کرده به بند اول کیفرخواست دادستان با موضوع کمک به دانشگاه بین المللی ایرانیان پرداخته است.

آنگونه که بقایی روایت کرده، دکتر احمدی نژاد مقارن با پایان دوره ریاست جمهوری در سال 92 تصمیم گرفت که دانشگاهی به نام دانشگاه بین المللی ایرانیان راه اندازی کند و اخذ مصوبه هیأت وزیران برای کمک 16میلیاردی به این دانشگاه نیز در همین راستا بوده است.
اینکه اتهام اختلاس در دادگاه به اثبات برسد یا خیر در دادگاه مشخص می شود اما

موضوع کمک 16میلیاردی به دانشگاه ایرانیان مثال خوبی است برای توضیح «رانت» آن هم از جنس قانونی. و نیز مثال خوبی است از سوء استفاده از قدرت. ای کاش این سنخ موارد در کشور ما جرم انگاری می شد. گاهی اوقات قانون مستمسکی می شود برای بردن بیت المال مثل حقوق های نجومی که به پشتوانه قانون، خود، ساختند و پرداختند، بردند و خوردند و توجیه کردند.

و نیز مثال خوبی است برای اینکه می شود با پرچم عدالت به صحنه آمد و در پایان کار، رانت خواری و تبعیض را هم بی هیچ خجالتی جلوی چشم مخاطب تدریس کرد.

@babaee_ehsan