مسطر، انقلاب و جامعه
271 subscribers
291 photos
90 videos
3 files
349 links
تماس با ادمین:
@mastar1357
Download Telegram
شهید، قلب تاریخ است.
@babaee_ehsan
🔴 معجزه شهید

🔷 علی شریعتی: «شهید قلب تاریخ است همچنان که قلب به رگهای خشک اندام، خون، حیات و زندگی می دهد، جامعه ای که رو به مردن می رود، جامعه ای که فرزندانش ایمان خویش را به خویش از دست داده اند و جامعه ای که به مرگ تدریجی گرفتار است، جامعه ای که تسلیم را تمکین کرده است، جامعه ای که احساس مسؤولیت را از یاد برده است و جامعه ای که اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخی که از حیات و جنبش و حرکت و زایش باز مانده است، شهید همچون قلبی به اندام های خشک مرده ی بی رمق این جامعه، خون خویش را می رساند و بزرگترین معجزه ی شهادتش این است که به یک نسل، ایمان جدید به خویشتن را می بخشد.»
🔶 (حسین وارث آدم،ص 204)

@babaee_ehsan
مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی: «اگر جزئی بی عدالتی در اجتماعی پدید آمد و فوری برطرف نگردید، بی عدالتی های دیگر را یکی پس از دیگری به دنبال خواهد داشت.» (پس از پنجاه سال، ص 85)
@babaee_ehsan
مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی: «وقتی اصلی در اجتماعی به هم خورد، چه کسی ضمانت می کند که نسل های بعد، اصل های دیگر را به نفع خود به هم نزنند؟» (پس از پنجاه سال، ص 32)
@babaee_ehsan
🔴 دنباله های یک قاب مشترک عکس

بعضی مواقع یک سخن آنچنان با شدت مطرح می شود که کسی از مبنای آن سؤال نمی پرسد. حکایت اعتراض به علی لاریجانی است که به خاطر شرکت همزمان در مراسم رحلت آیت الله راستی، همراه با رئیس جمهور اسبق، سید محمد خاتمی در یک قاب عکس قرار گرفته اند.

کسی هم نمی داند در آن چند دقیقه که این دو کنار هم قرار گرفته اند، چه گفته اند و چه شنیده اند؟ و اصلا آیا «گفتگو» داشته اند یا نه؟ این «هم عکسی» چه دلالتی دارد؟ آیا این «هم عکسی»، یعنی نظر علی لاریجانی درباره فتنه سال 88 تغییر کرده؟ می شود خیلی اشکال ها را بر علی لاریجانی وارد دانست، اما مطمئنا یک «هم عکسی» اینقدر ظرفیت ندارد که این همه عصبانیت را در خود جای دهد. دشمنی و اشکال هم جای پای محکم می خواهد؛ دنبال بهانه هم اگر می گردیم، بهانه ای قابل قبول و متناسب باشد.

طبیعتا نه به علی لاریجانی بلکه کلا به تریبون داران جریان اصولگرایی دلبستگی و علاقه ندارم. این نوع برخوردها بر سرنوشت سیاسی اصولگرایان آثاری به دنبال دارد که اگر برای خود آنها مهم نباشد، اما رابطه آن با فرهنگ عمومی و فرهنگ سیاسی جامعه را نمی توان نادیده گرفت.

و از همه مهمتر، این نحوه پرداختن به فتنه خسارتبار سال 88 بیش از هر عامل دیگری، اهمیت و جدّی بودن آن را زیر سوال می برد؛ حاشیه هایی می سازد که متن ماجرا را سبک می کند.

@babaee_ehsan
«بشر مقدس ترین اشکش را در راه حسین (علیه السلام) ریخت.»
@babaee_ehsan
🔴 فرصتی برای تقویت عقلانیت

اقتضائات و امکانات فضای مجازی، زمینه مساعدی فراهم کرده تا در مقایسه با گذشته، اطلاعات تاریخی بیشتری منتشر شود و به نظر می رسد تاریخ معاصر، کانون این توجه به تاریخ است.

مراجعه به منابع تاریخی و انتشار نکات تاریخی، گاه تصویرهای ساده سازی شده از شخصیت ها و رویدادها را به چالش می کشد؛ و طبیعی است که افرادی که هویت فکری خود را قبل از هر چیز _ از حیث نفی یا اثبات_ بر اساس این تصویرهای کلیشه ای تعریف کرده اند؛ دچار مشکل شوند تا آنجا که ممکن است دچار سرخوردگی و توقف شوند یا متصلبانه، در مقابل واقعیت های تاریخی مقاومت نمایند و البته مواجهه سومی هم هست و آن اینکه همراه با افزایش آگاهی تاریخی، با روشمندی و تعهد به حقیقت، درک واقع بینانه تری از گذشته _رویداد ها و شخصیت ها_ به دست آوریم.

نحوه مواجهه با تاریخ، می تواند محک و آزمونی برای رشد شخصیت فردی و نیز اجتماعی ما باشد. رشد آگاهی های تاریخی با لوازم آن، در کوتاه مدت چه بسا نظم ذهنی افراد را تخریب کند اما در دراز مدت این امکان وجود دارد که عقلانیت در جامعه ما را تقویت نماید.

افزایش آگاهی های تاریخی «می تواند» یادآور این حقیقت باشد که نسخه «صفر و صد»؛ « همه یا هیچ» همه جا کاربرد ندارد؛ و اینکه بین هویت و اصول فکری خود با شخصیت ها فاصله ای برقرار کنیم _هر چند در مقام شکل گیری، چاره ای جز برقراری ارتباط با شخصیت ها و منابع فکری نیست. آگاهی های تاریخی می تواند به استقلال فکری ما کمک کند. ما به تاریخ نیاز داریم به خاطر درس ها و تجربه های آن.

افزایش آگاهی های تاریخی، برای فرد و جامعه، تهدید نیست، می تواند یک فرصت باشد برای عقلانیت، برای تربیت معطوف به اصول و البته این هم هست که مواجهه با تاریخ به ویژه در فضای مجازی آموختنی هم هست.

@babaee_ehsan
🔴 چرخش نخبگانی بین ژن های عالی

عماد الدین خاتمی فرزند سید محمد خاتمی، سی ساله، و احتمالا با سابقه حضور در گعده های سیاسی صاحبان ژن های عالی، معاون سیاسی دبیر کل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی شد.

شاید اصلاح طلبان یک تشکر به شورای نگهبان بدهکارند که اگر رد صلاحیتها نبود همین مقدار چرخش نیروها هم بین اصلاح طلبان نبود!

هواداران اصلاح طلبان فعلا باید ژن های خوب را تحمل کنند. خیلی زمان نگذشته از افاضات پسر عارف، پسر موسوی لاری، مدعیان «ایران برای همه ایرانیان»، دموکراسی، مردمسالاری، منادیان قطع پیوند قدرت و ثروت!

اصلاح طلبان بعضی کارهای مثبت در تاریخ سیاسی انجام داده اند، جدا از وارد کردن مفاهیمی مثل « مشارکت»، «همبستگی»، مقوله حزب را هم بومی سازی کرده اند: «خانواده های در هم و بر هم سیاسی». این هم که می گویند «انتخاب حق همه است»،منظورشان انتخاب کردن است، نه انتخاب شدن.

@babaee_ehsan
🔴 عاشورا و بهبود جامعه ما

استاد مطهری جملاتی دارد که از ظرفیت حادثه عاشورا در سامان دادن به زندگی امروز ما حکایت می کند:

🔷 «اگر این کشور بخواهد اصلاح بشود، اگر بخواهد در جاده ترقی بیفتد، در جاده تعالی بیفتد، در جاده علم بیفتد، در راه صنعت بیفتد، در راه حریت و آزادیخواهی بیفتد، بهترین راه و نزدیک ترین راه – اگر نگویم راه دیگری نیست – بهترین راه و نزدیک ترین راه همین است که از همین احساسات صادقانه ی مردم درباره ی حسین بن علی که حقیقت دارد و واقعیت دارد و درباره ی شخصی است که شایسته این احساسات است و صاحب یک مکتب بسیار بزرگ و عالی است، استفاده کنیم.» (ده گفتار، ص 255)

اگر جامعه ما به ویژه روحانیت و برپادارندگان مجالس حسینی، توقعی هم افق با شهید مطهری از حادثه عاشورا داشتند، بهره ی ما از حادثه عاشورا، بسیار بیشتر و عاشورا چتر گسترده تری بر فراز زندگی ما بود. اصلاح و بهبود وضعیت جامعه ما به «زیرساختهای اعتقادی و اخلاقی» نیاز دارد که عاشورا می تواند در اختیار ما قرار دهد.

@babaee_ehsan
🔴 بگذار این سال های حرام بگذرد!

دکتر علی شریعتی:
در قبائل عرب، همواره جنگ بود...
دو قبیله که با هم می جنگیدند، تا وارد ماه حرام می شدند ، جنگ را موقتا تعطیل می کردند، اما برای اینکه اعلام کنند که در حال جنگند و این آرامش از سر سازش نیست...
و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت، سنت بود که بر قبه ی خیمه ی فرمانده قبیله، پرچم سرخی بر می افراشتند ، تا دوستان، دشمنان و مردم همه، بدانند که «جنگ پایان نیافته است.»

آنها که به کربلا می روند، می بینند که جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه جنگ، آرامش مرگ سایه افکنده است.
اما می بینند که بر قبه آرامگاه حسین، پرچم سرخی در اهتزاز است!
@babaee_ehsan
🔴 بیان صحیح یک واقعیت تاریخی

در بخشی از سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش با موضوع «عاشورا، اسطوره هویت»
آمده است:
🔶 «از دلایلی که باعث شد امام حسین، حرکتش را آغاز کند عبارت بودند از فضای رعب‌آور امنیتی، سازش‌ناپذیری با یزید، و جستجو به دنبال جای امن.. هیچ سند معتبری هم وجود ندارد که هدف امام حسین قیام و انقلاب بوده است. این واژه‌ها ترمولوژی زمانۀ ما هستند و ابداً ارتباطی با انگیزۀ امام حسین ندارند.

🔶 واقعۀ عاشورا بزرگ شده است چرا که شیعیان نیاز داشتند از این واقعه یک اسطوره بسازند و با پیوند زدن خود به این اسطوره، هم کسب هویت نمایند، هم ابراز مظلومیت کنند و هم از مخالفان خود هویت‌ستانی کنند.

🔶 از ماجرای عاشورا فقط در انقلاب اسلامی استفاده شد حتی صفویان وقتی روی کار آمدند و قدرت سیاسی را تصرف کردند از عاشورا استفاده ننمودند فقط بعدها در مقابله با ترکان عثمانی ملیّت ایرانی را به هویت شیعی گره زدند و سد استواری در برابر ترکان عثمانی ایجاد کردند.

🔶 امام حسین در بین ائمه اطهار یک استثنا بود امّا علی شریعتی این استثنا را به قاعده تبدیل کرد و با مخدر خواندن تفسیر سنت‌گرا از عاشورا، جنبۀ خون و مبارزه در آن را پر رنگ کرد.. روحانیت اگر چه با شریعتی میانه‌ای نداشت اما به خوبی از این تحلیل او استفاده کرد.. این رویکرد تازه فقط برای قبل از پیروزی انقلاب قابل استفاده بود..

🔶 «امام حسین انقلابی» دیگر به درد حکومت نمی‌خورد.. این تفسیر به درد زمان شاه می‌خورد. این حکومت بنا به مبانی و مواضع فقهی‌اش می‌گوید: مجازات قیام علیه حکومت مرگ است. حتی انتقاد نیز جایز نیست و مجازاتش زندان و حتی خیلی چیزهای بدتر از زندان است..

🔶 لذا امام حسینی که اکنون توسط حکومت ترویج میشود فقط امام حسینی است که گریه بر او ثواب دارد و باعث شفاعت در روز جزا می‌گردد...»

چند نکته کوتاه در حاشیه این دیدگاه قابل طرح است:


اگر این سخن را بپذیریم که شیعیان تنها در دوره معاصر تصویری انقلابی از حرکت امام حسین علیه السلام ارائه داده اند بیش از این نیست که به ظرفیت های مغفول حادثه عاشورا توجه کرده اند. تأکید بر جنبه های سیاسی وانقلابی عاشورا امری تحمیلی بر آنچه رخ داد نبود و البته مثل هر مسأله دیگری اوضاع اجتماعی در این مراجعه بی تأثیر نبوده . وگرنه پیام های سیاسی حادثه عاشورا غیر قابل انکار است. همچنان که فهم ما از یک متن «می تواند» تکامل یابد، یک حادثه نیز می تواند اینگونه باشد.

علاوه بر سخنرانی های عمومی امام در آغاز قیام، استفاده فقهی امام از حادثه عاشورا که در کتاب امر به معروف و نهی از منکر در تحریر الوسیله منعکس شده است ، قبل از دکتر شریعتی بوده است. اگر قرار است نقطه آغازی بر استفاده فقهی از حادثه عاشورا و پشتوانه قرار دادن آن برای قیام و انقلاب در نظر گرفت، قطعا امام مقدم بوده است. هر چند جای بررسی بیشتر در مورد نحوه مواجهه با عاشورا قبل از امام وجود دارد. به عنوان نمونه و مثال، این دو «مسأله» از تحریر الوسیله قابل توجه است:

🔷 «اگر در سکوت علمای دین و رؤسای مذهب (اعلی الله کلمتهم) تقویت ظالم و تأیید او باشد (العیاذ بالله) سکوت کردن بر آنان حرام است و بر آن ها واجب است اظهار کنند؛ هرچند در رفع ظلم او مؤثر نباشد.» (تحریر الوسیله، ج1،ص473)

🔷 «اگر در سکوت علمای دین و روسای مذهب (اعلی الله کلمتهم) ترس این باشد که منکر، معروف و یا معروف، منکر شود واجب است بر آنان که علمشان را ظاهر نمایند و سکوت جایز نیست و لو اینکه بدانند که انکارشان در ترک کار فاعل، مؤثر نیست و ملاحظه ضرر و حرج نمی شود اگر حکم از مسائلی باشد که مورد اهمیت جدّی شارع مقدس است.» (تحریر الوسیله، ج1،ص473)

این هم که گفته شده امروز حکومت، امام حسینِ غیر انقلابی و غیر سیاسی را معرفی می کند، چندان با واقعیت سازگار نیست. هم تریبون ها و رسانه های رسمی، هم منتقدین انقلابی و هم مخالفان با تفاوت هایی قابل فهم، بر ابعاد و پیام های سیاسی حرکت سید الشهدا تأکید می کنند و این،امری مبارک است.

@babaee_ehsan
🔴 پیش نیاز حرکت به سمت نظام پارلمانی

خبرهایی منتشر شده است درباره ارسال نامه ای توسط برخی نمایندگان به مقام معظم رهبری درباره تغییر قانون اساسی در خصوص طول دوره ریاست جمهوری و نیز احیای نخست وزیری و نظام پارلمانی.

هنوز ماجرا در ابهام است و نمی توان ارزیابی خاصی از ایده مورد نظر نمایندگان داشت. اما یک نکته مهم در این بین وجود دارد:

«اصلاح قانون انتخابات و رفع ابهام از معیارهای تعیین صلاحیت ها و چگونگی اعمال آنها و تعیین حدود اختیارات و وظایف دستگاه ها در برگزاری انتخابات و پیش بینی تثبیت آن در قانون اساسی بر تغییر اصول قانون اساسی مقدم است.»

@babaee_ehsan
🔴 انقلاب اسلامی، تاریخ انقلاب اسلامی نیست.

در اینکه انقلاب اسلامی با گذشت زمان، بسط پیدا کرد تردیدی نیست. «ارزش ها واهداف»، «چالش ها و ابهامات» و «تحلیل ها» و «راه حل ها» در مسیر حرکت، مشخص و مطرح شدند. انقلاب اسلامی در مواجهه با مشکلات جامعه ایرانی، جهان اسلام و بلکه دنیای امروز گام های خود را تعیین کرد. آزادی، استقلال، پیشرفت، وحدت، عدالت و اسلام خواهی همگی ناظر به نیازهای عینی محیط پیرامون انقلاب بودند.

باید با گذشته و تاریخ و مسیری که طی شد، آشنا بود تا جایگاه واقعی هر کدام از اهداف و چالش ها و تحلیل ها و راه حل ها را شناخت. تا ارزش و اعتبار هر کدام را مورد ارزیابی قرار داد؛ تا با گذشت زمان اهمیت هیچ کدام فراموش نشود. با قطع ارتباط از تاریخ انقلاب، فراموش خواهیم که آزادی، عدالت، استقلال و ... چرایی انقلاب اسلامی را توضیح می دادند.

از سوی دیگر نگاه تاریخی به انقلاب اسلامی، این نتیجه مهم را نیز به دنبال دارد که هر کدام از اهداف، چالش ها، تحلیل ها و راه حل ها، در خلأ مطرح نشده اند؛ ناظر به شرایط تاریخی بوده اند که عدم توجه به گذشت زمان و تغییرات و تحولات، کارآمدی آنها را زیر سوال می برد. نگاه تاریخی به انقلاب اسلامی، امکان بازنگری مستمر در اهداف،چالش ها، تحلیل ها و راه حل ها را فراهم می کند. دراین بین حتی اهداف هم استثنا نمی شود. چه بسا فهرست اهداف کم یا زیاد شود یا اولویت ها در پیگیری اهداف تغییر کند.

امام گاه با صراحت از اشتباهات سخن گفت؛ بر ضرورت باز بودن باب اجتهاد اصرار داشت؛ راهگشای بازنگری در ساختار مدیریتی کشور بود؛ ادامه مسیر انقلاب را وابسته به شخصیت ها نمی دانست و ... این همه یعنی برای تاریخ انقلاب لزوما قداستی قائل نبود؛ این یعنی گذشته و تاریخ انقلاب، همیشه توجیه کننده ای منطقی برای وضعیت امروز نیست.

https://t.me/babaee_ehsan/485

@babaee_ehsan
🔷 یک تاریخ، سرمایه


به مناسبتى خدمت حضرت امام(رضوان‌اللَّه‌تعالى‌عليه) رسيدم تا پيشنهادى را در ميان بگذارم. به ايشان عرض كردم كه به اعتقاد من، پيروزى اين نظام، فقط به آبروى روحانيتِ زمان ما انجام نگرفت؛ بلكه آن سرمايه‌اى كه ما خرج كرديم تا اين انقلاب - كه واقعاً معجزه بود - به پيروزى برسد، عبارت از آبروى ذخيره و نقد روحانيت شيعه، از زمان شيخ كلينى و شيخ طوسى تا زمان ما بود. امام هم در آن روزى كه اين مطلب را عرض كردم، مطلب را تلقى به قبول كردند، معلوم بود كه نظر شريف خود ايشان هم همين مى‌باشد و اين واقعيتى است.

ما اگر آن ريشه تاريخى را نداشتيم، مردم آن محبت و اعتماد را به ما نداشتند و به اشاره‌ى روحانيت حركت نمى‌كردند؛ به طورى كه بيايند و جان و فرزندانشان را در راهى قربانى كنند. مگر آسان است؟ آن پشتوانه و ذخيره وجود داشت و حالا هم در نظام جمهورى اسلامى تبلور پيدا كرده است. اين نظام، نظام اسلامى است و من و شما هم كه معمم هستيم، مظاهر اسلاميم.

اگر امروز كه دين و روحانيت، قدرت پيدا كرده است، عملى انجام بدهيم كه - خداى نكرده - اندك اختلال و خدشه‌اى در آن سرمايه و ذخيره‌ى قرنها به وجود بيايد، ضايعه‌اى خواهد بود كه ديگر جبران آن، با يك نسل و دو نسل ممكن نخواهد بود. سرمايه‌ى يك نسل مصرف نشد تا اگر - خداى نكرده - از بين رفت، يك نسل ديگر بيايند و اين سرمايه را دوباره تجديد كنند. ايمان مردم به روحانيت، ناشى از سابقه‌ى طولانى روحانيت شيعه و نفوذ و تأثير آنها در ذهن و ايمان مردم است.

ما بايد اين ايمان را حفظ كنيم.

🔶 (از بیانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاى جامعه‌ى روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز تهران، 1368/5/11)

@babaee_ehsan
🔴 تفسیر ضابطه گریز از عاشورا

در سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش در تاریخ نوامبر2013 درباره آمده است:

🔷 «امام حسین از جهت تاریخی و تمدنی، یک حرکت «فرافقهی»، «فراقانونی» و «فوق تکلیف» انجام داد و شجاعت و دلیری خود را به ظهور نهاد.

یاران موافقی هم داشت، هر یک از آنها سمبل‌های نمایان شجاعت بودند با ایشان همراهی کردند، و آن حادثه اتفاق افتاد.

این واقعه، جنگ بین «عزت» و «ذلت» بود؛ یک قیام انقلابی نبود، یک مبارزه‌ی سیاسی به معنای امروزین کلمه نبود، دعوت به این نبود که هر روز عاشوراست و هرجا کربلاست و بین حق و باطل هیچ فاصله‌ای نیست.

ما همیشه سیاه و سفید نداریم، صد و صفر نداریم، راه بلندی داریم. این چنین نیست که فکر کنیم در هر شرایطی باید تفسیرمان این باشد که دست به شمشیر ببریم و جنگ را شروع کنیم. هزار کار دیگر می‌شود کرد تا وقتی که به خونریزی نرسیده است.

اما در مورد امام، قدم به قدم، راه‌ها چنان پیش رفت و درها چنان بسته شد که راهی جز مبارزه و دلیری عزتمندانه باقی نماند.

این حرکت امام حسین یک حرکتی بود که در آن سراپا عزت بود و نفی ذلت...»

تعابیری که دکتر سروش درباره حرکت امام حسین مطرح می کند مبهم است و به سوالاتی مهم دامن می زند.
اینکه امام حسین علیه السلام حرکت «فرافقهی»، «فراقانونی» و «فوق تکلیف» انجام داده به چه معناست؟
و اساسا «فقه» و «قانون» و «تکلیف» به چه معناست که دکتر سروش چنان اوصافی را درباره حرکت امام حسین علیه السلام به کار می برد؟

و پرسش اساسی تر که این نوع ارزیابی به دنبال دارد، این است که نسبت شخصیت امام حسین علیه السلام با آنچه دکتر سروش از فقه و قانون و تکلیف در ذهن دارد چیست؟ دانش فقه باید از روش و سیره معصوم سیراب شود یا بر عکس امام حسین علیه السلام را باید در چهار چوب دیدگاه ها و نظرات فقهی مقبول دکتر سروش محدود نمود که اگر در این چهارچوب جای نگرفت حکم به فرافقهی بودن حرکت امام حسین علیه السلام نمود!

فقه از جنس ضابطه است. از این منظر تفاوتی نیست بین فقیهی که نهی از منکر را محدود به ایجاد ضرر می داند یا امام خمینی صاحب تحریر الوسیله که معتقد است در مسائل مهم، ضرر، مانع نهی از منکر نیست. هر دو فقیه بر اساس ضابطه حکم نموده اند و همین ضابطه مندی فقه است که دیدگاه های فقهی را قابل نقد می سازد.

اما تعبیرات دکتر سروش _ فرافقهی، فراقانونی و فوق تکلیف_ عملا نوعی گریز از ضابطه است. یا به حبس عاشورا در تاریخ می انجامد و امام حسینی تحویل می دهد که فقط باید بر او گریه کرد یا مثلا با تفسیر عرفانی _ آنگونه که در سخنرانی دیگر مطرح کرده_، راه را برای اقدام های سیاسی بی ضابطه باز می کند. وقتی ضابطه ی قابل فهم در بین نباشد، جای خالی آن را معیارهای شخصی می گیرد.

عجیب اینجاست که ایشان نسبت به ورود عرفان به عرصه سیاست و ولایت عرفانی در سیاست هشدار می دهد و این از گفته های اوست: « عرفان اگر وارد سیاست شود، ویرانی به بار می آورد.» و آن را مایه به وجود آمدن «فاشیسم» معرفی می کند. در حالی که چنین تحلیل هایی ضابطه گریز از حرکت سیدالشهدا، عملا زمینه را برای آنچه خود او هشدار می دهد فراهم می کند.
این هم که عنوان می کند «حرکت امام حسین علیه السلام یک مبارزه سیاسی به معنای امروزین نبود» مشکلی را حل نمی کند و جز یک مبهم گویی چیز دیگری نیست. واقعیت که تابع آرایه های ادبی و چرخش های لفظی نیست.

@babaee_ehsan
🔴 متر از جنس تیغ!

بعد از انتشار مطالب محبت آمیز رهبر معظم انقلاب خطاب به میثم مطیعی، مداح اهلبیت، و تمجید از ایشان به خاطر شعر خوانی در عید فطر امسال، بعضی نظرات منتشر شد که از آن میان نکته ای را حجت الاسلام سید کمیل باقر زاده مطرح نمود که به خاطر ارتباطش با موضوع «بایسته های رابطه با ولی فقیه»، برای من جلب توجه کرد. نوشته است:

🔷 «‏حمایت قاطع رهبر انقلاب از شعر عید فطر میثم مطیعی نشان داد خیلی از مدعیان ولایت‌مداری، از فهم ولیّ زمان خویش فرسنگ‌ها فاصله دارند.
‏از دیوار سفارت بالا رفتن را انقلابی‌گری دانستند، آقا آن را محکوم کردند. شعر عید فطر را افراطی‌گری خواندند، آقا از آن حمایت کردند.»

سخت است بپذیریم کسی که بالا رفتن از دیوار سفارت را انقلابی گری می داند،اشعار عید فطر را افراطی گری بشمارد! و شاید منظورشان دو گروه مختلف بوده است.

از این که بگذریم، این پرسش قابل طرح است که اگر کسی هر دو رخداد را قبول نداشته باشد از نظر آقای باقرزاده «چند فرسنگ» با ولی زمان خویش فاصله دارد؟!
احتمالا اگر انصاف به خرج دهند باید بگویند «نمی شود در این مورد اظهار نظر قطعی کرد مگر اینکه نسبت دیدگاه های دیگر این آدم را نیز با سایر مواضع رهبری بسنجیم.»

من در خوشبینانه ترین حالت، تنها همین پاسخ به نظرم می رسد و تأمل در همین پاسخ کافی است که مهار قلم خود را نگهداریم و با یک اختلاف نظر، افراد را فرسنگ ها از آنجا که هستند دور نکنیم.

@babaee_ehsan
🔴 یادداشت

🔷 «آمدنیوز»ها چه زمانی جلوه دارند؟

زمانی که شفافیت نباشد،
فساد باشد،
بی تدبیری باشد
لکنت در نقد هم باشد،
محافظه کاری باشد؛

زمانی که بدی ها دو دسته باشند:
بیان کردنی و پنهان کردنی!

زمانی که که واقعیت فضای مجازی دیده نشود،
نظام اطلاع رسانی در دستگاه های مسوول عقب بمانند،
افکار عمومی مهم نباشد؛

زمانی که دستگاه های مسوول، پاسخگو نباشند،
در برابر پاسخگویی، مقاومت کنند؛

زمانی که نارضایتی باشد،
دائما بر طبل ناامیدی کوبیده شود،
اعتماد نباشد،
صداقت نباشد،
فاصله زیاد باشد؛

زمانی که منافع شخصی مهمتر از مصالح جامعه باشد،
و تعلق به جناح ها، مهمتر از مکتبی بودن باشد؛

ناظر به این شرایط است که «آمدنیوز»ها جلوه دارند.
@babaee_ehsan
🔴 جلوی این تکرار را بگیرید!

50ساله های امروز زمان پیروزی انقلاب 10ساله بودند. و خیلی از کسانی که امروز باید امانت داری کنند سنی کمتر از این دارند.

کاش رئیس قوه قضائیه به دادستانها، قضات و همه دست اندرکاران پرونده های سیاسی توصیه، بلکه الزام می کرد که با تاریخ معاصر به ویژه از زمان روی کار آمدن پهلوی انس داشته باشند و خود ایشان نیز؛

تا با اشتباهات رژیم پهلوی و زمینه های بروز انقلاب آشنا شوند؛ تا نحوه مواجهه رژیم طاغوت را با مخالفان سیاسی آسیب شناسی و ارزیابی کنند، خاطرات مبارزان و مخالفان سیاسی را بخوانند تا ببینند رژیم گذشته از انتخاب إعمال محدودیت های مختلف چه نتیجه ای گرفته، تا رویکردها و روش های غلط را تکرار نکنند؛ تا تاریخ را تکرار نکنند.

نمی دانم قدرتمند بودن چقدر ارزش دارد اما مشخص است که سخت تر از به دست آوردن قدرت، حفظ قدرت است و از آن دشوارتر، چگونگی تحویل قدرت به آیندگان است. منهای در نظر گرفتن این مهمترها، قدرت، صاحب آن را بی ارزش می کند. قدرت، دیگر «امانت» نمی ماند.

گاهی حق بودن آنقدر خیره کننده و عُجب آور است که راه و رسم بر حق ماندن را از یاد می برد.

تاریخ بخوانیم، این توصیه ربطی به علوم سیاسی غربی ندارد، این یک توصیه قرآنی است.

@babaee_ehsan
🔴 تغییر را کامل بخوانیم.

نارضایتی باشد اما تحلیل درستی از ریشه های نابسامانی نباشد، تراکم نارضایتی لزوما به بهبود وضعیت نمی انجامد.

آنقدر باید تجربه کسب کرده باشیم که اگر کسی بر طبل نارضایتی می کوبد و در هر سطحی، شعار تغییر می دهد، این پرسش را مطرح کنیم که دو گام به جلو بردارد و هم از ریشه مشکلات بگوید و هم از راهکارها.
بیان نارضایتی، نه اینکه بی فایده باشد و نباید گفته شود اما تکرار مکررات است؛ چرایی آن و راهکار برون رفت، حلقه های مفقود بهبود وضعیت است.

فساد، مثال خوبی است. سال ها از ویژه خواری سردمداران رژیم طاغوت گفته شد. آماری برای مقایسه در دست نیست، اما فسادِ امروز آنقدر هست که دیگر کسی در دفاع از وضع موجود بر فساد و ویژه خواری رژیم گذشته تأکید نمی کند. این یعنی اهالی قدرت عوض شدند؛ اما عوامل فساد همچنان پابرجاست. این یعنی تغییر را خواستیم، اما لوازم آن را به تمامی نشناختیم، یا شناختیم و به آن پایبند نبودیم.

چه بسا ریشه ی نشناختن لوازم واقعی تغییر، نگاه ها و تحلیل های فردگرایانه باشد که اگر آن فرد نباشد، خرابی ها نیز نخواهد بود. دورنمای این تحلیل، تغییر افراد خواهد بود، اما در واقع تغییری نخواهد بود.
https://t.me/babaee_ehsan/502

@babaee_ehsan
🔴 چند نکته ی تاریخ مصرف گذشته!

از كنار ابهام در مفاهيم نبايد با بي اعتنايي عبور كرد، به ويژه اگر جزء مفاهيمي باشد كه آثار عملي به دنبال داشته باشد و به ویژه اگر جزء مفاهيم ديني باشد. مفهوم «بصیرت» اینگونه است.

اگر حداقل آشنايي و انسي با تاريخ معاصر داشته باشيم، از زمان مشروطه تا انقلاب اسلامي، انواع و اقسام اختلافات در تشخيص و نحوه عملكرد در مسائل حساس اجتماعي را مي بينيم كه طرفين آنها را جزء استوانه ها و الگوهاي قدس و تقوا مي شناسيم. اگر بخواهيم طبق روش مبهم و مرسوم این سال ها با معيار بصيرت بين آنها خط کشي كنيم و مهم تر اينكه از «بي بصيرت» به عنوان يك ناسزا و شعار منفي استفاده كنيم ناخواسته بسياري را مشمول اين تعبير مي يابيم.

در مورد مفهوم بصيرت سؤالاتي مطرح است كه بدون پاسخگويي به آن، واژه بصيرت از ابهام خارج نمي گردد.

1. قلمرو بحث از بصيرت یا بی بصیرتی کجاست؟ آيا منحصر به تحليل وقايع خارجي، شناخت جريانات و افراد و تشخيص تصميم هاي درست اجتماعی است؟ يا آنكه نحوه استنباط از متون ديني و استنباط احكام فقهي را نيز شامل مي گردد؟ متعلق بصیرت، «هست»هاست یا «باید» ها یا هر دو؟

2. آیا در هر اختلاف نظری، پای بصیرت یا عدم بصیرت در میان است؟ آیا همه ی طرف های تشخیص های متفاوت در یک موضوع واحد را می توان به بصیرت یا عدم بصیرت متصف کرد؟ آیا هر اختلاف نظری را می توان با خط کش بصیرت یا عدم بصیرت مورد ارزیابی قرار داد؟

3. آيا بي بصيرتي و ضعف در تشخيص، لزوماً با بي تقوايي و دنياگرايي همراه است؟ به عبارت ديگر آيا ريشه بي بصيرتي تنها بي تقوايي و دنياگرايي است؟

4. ویژگی های شخصیتی و تربیتی و نیز تجربیات شخصی و نیز افق نگاه و جایگاهی که فرد از آن برخوردار است، چه تأثیری بر تشخیص دارد؟

5. آيا عمل طبق تشخيص ناصواب از حُسن فاعلي بي بهره است؟ آيا كسي كه بر اساس تشخيص ناصواب عمل مي كند به واسطه عمل خود مأجور مي باشد؟

6. آيا داشتن بصيرت در افراد مختلف، مستلزم وحدت در موضع گيري نسبت به يك موضوع واحد است؟ آيا تفاوت در شأن و جايگاه، به تفاوت در تشخیص و تكليف نمي انجامد؟ آیا می شود دو نفر به واسطه جایگاه های متفاوتی که برخوردارند نسبت به یک موضوع واحد، دو تشخیص و دو موضع گیری متفاوت داشته باشند و هر دو تشخیص و هر دو موضع گیری به اعتبار تفاوت در جایگاه، صحیح باشد؟

7. آيا وجود بصيرت در يك شخص در يك مقطع زماني، مستلزم بصيرت در ديگر مقاطع است؟ به عبارت ديگر آيا بصيرت يك صفت مستقر در فرد است ؟ چه بسا فردی در یک زمان صاحب بصیرت و تشخیص صحیح باشد و در زمان دیگر خیر.

8. آيا بصيرت يك فرد در يك حیطه و زمینه، مستلزم بصيرت او در ديگر حیطه ها و زمینه ها نیز هست؟

9. در چه مواردي مجاز هستيم در انجام تكاليف خود به تشخيص و بصيرت ديگران عمل كنيم؟

10. آیا عمل و موضع گیری «صحیح» افراد، همیشه مبتنی بر بصیرت و انتخاب آگاهانه است؟ چه بسا انتخاب های صحیح که با انگیزه های ناصحیح صورت گیرد. چه بسا انتخاب های صحیح که بر اساس تحلیل ها و تشخیص های ناصحیح انجام شود.

شاید سؤالات ديگري هم درباره مفهوم بصيرت و ابعاد و پيامدهاي عملي آن مطرح باشد. قصد نگارنده از طرح سؤالات ياد شده، يادآوري پيچيدگي هاي اين مفهوم است و نه بي خاصيت كردن آن. اميد كه طرح اين سؤالات، الهام بخش دقت و احتياط در بکار گیری واژه ها و قضاوت نسبت به دیگران باشد.

@babaee_ehsan