🔷 تریبون داری بهشت زهرا
✅ علی اکبر ناطق نوری: در نوفل لوشاتو برنامه ریزی کرده بودند که اداره مراسم به دست مجاهدین خلق باشد و آنها تریبون دار باشند و مادر رضایی ها و پدر ناصر صادق و حنیف نژاد نیز به امام خیر مقدم بگویند و صحبت کنند. وقتی از این برنامه ها خبر دار شدیم در تلفنخانه مدرسه رفاه آقای مطهری، کروبی و انواری و معادیخواه و بنده جمع شدیم. همه عصبانی بودیم که اگر فردا اینها بهشت زهرا بیایند و تریبون دست اینها بیفتد چه می شود؟
آقای کروبی تلفن زد به احمد آقا در پاریس با احمدآقا با عصبانیت صحبت کرد و نسبت به این کار اعتراض کرد و تلفن را با عصبانیت پرت کرد و قهر کرد. سپس آقای معادیخواه گوشی تلفن را برداشت و با حاج احمدآقا صحبت کرد، ایشان هم عصبانی شد و گوشی را زمین زد. توی اینها تنها کسی که عصبانی نمی شد بنده بودم؛ گوشی را برداشتم و یک خرده صحبت کردم که اگر اینها بخواهند با آن سوابق و اعلان مواضع داخل زندانشان اداره امور را بگیرند دیگر نمی شود جلوی آنها را گرفت.
در همین لحظه آقای مطهری فرمود، تلفن را به بنده بده، ایشان تلفن را گرفت و با عصبانیت به حاج احمدآقا گفت: آقای حاج احمد آقا اینکه من میگویم ضبط کن ببر و به آقا بده. احمد آقا گویا به ایشان گفته بود ما داریم حرکت می کنیم. امام هم راه افتاد و سوار ماشین شده است.
مرحوم مطهری گفت:«من نمی دانم، این جمله را که من می گویم به امام بگو.» احمد آقا گفت:«چیست؟» گفت: «به امام بگو مطهری می گوید اگر فردا شما بیایید تریبون بهشت زهرا دست مجاهدین خلق باشد من دیگر با شما کاری نخواهم داشت».
تا این جملات را شهید مطهری گفت، حاج احمد آقا جا خورد و ایشان خطاب به مرحوم مطهری گفت:«آقا هر کاری شما کردید قبول است، فردا تریبون را خود شما اداره کنید.»
بعد از این ماجرا تمام بساط مجاهدین خلق را به هم ریختیم و تریبون را از دست آنان گرفتیم و آقای بادامچیان و معادیخواه جزء گردانندگان تریبون شدند و آقای مرتضایی فر هم قرار شد شعار بدهد.
🔶 (خاطرات حجت الاسلام ناطق نوری، صص148_149)
@babaee_ehsan
✅ علی اکبر ناطق نوری: در نوفل لوشاتو برنامه ریزی کرده بودند که اداره مراسم به دست مجاهدین خلق باشد و آنها تریبون دار باشند و مادر رضایی ها و پدر ناصر صادق و حنیف نژاد نیز به امام خیر مقدم بگویند و صحبت کنند. وقتی از این برنامه ها خبر دار شدیم در تلفنخانه مدرسه رفاه آقای مطهری، کروبی و انواری و معادیخواه و بنده جمع شدیم. همه عصبانی بودیم که اگر فردا اینها بهشت زهرا بیایند و تریبون دست اینها بیفتد چه می شود؟
آقای کروبی تلفن زد به احمد آقا در پاریس با احمدآقا با عصبانیت صحبت کرد و نسبت به این کار اعتراض کرد و تلفن را با عصبانیت پرت کرد و قهر کرد. سپس آقای معادیخواه گوشی تلفن را برداشت و با حاج احمدآقا صحبت کرد، ایشان هم عصبانی شد و گوشی را زمین زد. توی اینها تنها کسی که عصبانی نمی شد بنده بودم؛ گوشی را برداشتم و یک خرده صحبت کردم که اگر اینها بخواهند با آن سوابق و اعلان مواضع داخل زندانشان اداره امور را بگیرند دیگر نمی شود جلوی آنها را گرفت.
در همین لحظه آقای مطهری فرمود، تلفن را به بنده بده، ایشان تلفن را گرفت و با عصبانیت به حاج احمدآقا گفت: آقای حاج احمد آقا اینکه من میگویم ضبط کن ببر و به آقا بده. احمد آقا گویا به ایشان گفته بود ما داریم حرکت می کنیم. امام هم راه افتاد و سوار ماشین شده است.
مرحوم مطهری گفت:«من نمی دانم، این جمله را که من می گویم به امام بگو.» احمد آقا گفت:«چیست؟» گفت: «به امام بگو مطهری می گوید اگر فردا شما بیایید تریبون بهشت زهرا دست مجاهدین خلق باشد من دیگر با شما کاری نخواهم داشت».
تا این جملات را شهید مطهری گفت، حاج احمد آقا جا خورد و ایشان خطاب به مرحوم مطهری گفت:«آقا هر کاری شما کردید قبول است، فردا تریبون را خود شما اداره کنید.»
بعد از این ماجرا تمام بساط مجاهدین خلق را به هم ریختیم و تریبون را از دست آنان گرفتیم و آقای بادامچیان و معادیخواه جزء گردانندگان تریبون شدند و آقای مرتضایی فر هم قرار شد شعار بدهد.
🔶 (خاطرات حجت الاسلام ناطق نوری، صص148_149)
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت
🔷حادثه پلاسکو و جامعه ناقص
✅حادثه پلاسکو را پشت سر گذاشتیم. مانده یک نگرانی مبهم که نکند شاهد تکرار فاجعه باشیم، مانده یک مطالبه مبهم که باید کاری صورت گیرد که این بلای خودساخته، دوباره و چندباره صورت نگیرد.
✅ رفع این نگرانی و به نتیجه رسیدن این مطالبه از عهده «فرد» بر نمی آید. افراد فقط حرف می زنند، مطلب می نویسند، تولید نارضایتی و یأس می کنند، خود را و جامعه را تحقیر می کنند،گاهی هم به ندرت، امید را یادآوری می کنند، راه حل می دهند. اما فرد_ فرد هر چند پر تعداد باشند توان تغییر ندارند، در طول زمان امتداد ندارند، مگر اینکه نهادهای واسطی وجود داشته باشد که قدرت های خرد و مطالبات فردی را انباشته کند، از آن پشتوانه ای بسازد برای نظم دادن و عقلانی کردن خواسته ها، برای ایجاد قدرتی بیشتر، برای راهنمایی و کمک به مدیرانی که همه آنچه را باید بدانند، نمی دانند، برای اعمال قدرت و فشار بر مدیرانی که همه آنچه را که باید بخواهند، نمی خواهند.
✅این نهادهای واسط بین آحاد جامعه و مسوولان و نهادهای حاکمیتی، احزاب سیاسی هستند، سازمانهای مردم نهاد، کانونهای صنفی و تشکل های دانشجویی، ائمه جمعه و جماعات و نیز رسانه ها.
✅ کارنامه این حلقه های واسط در پیگیری حوادثی مانند آنچه برای ساختمان پلاسکو اتفاق افتاد حکایتگر فاصله زیادی است که این حلقه ها از کارکرد و نقش بایسته دارند.
این حلقه های واسط، در وسط میدان حضور ندارند، در امتداد خواست و اراده افراد نیستند. در این حادثه و حوادث مشابه کدام بیانیه مطالبه گرانه را از سوی احزاب سیاسی، تشکل های دانشجویی و کانون های صنفی سراغ داریم؟
✅ جامعه ما و فرایند حل مشکلات ما، کامل نیست اگر این حلقه های واسط که شمردیم، ناقص باشند.
@babaee_ehsan
🔷حادثه پلاسکو و جامعه ناقص
✅حادثه پلاسکو را پشت سر گذاشتیم. مانده یک نگرانی مبهم که نکند شاهد تکرار فاجعه باشیم، مانده یک مطالبه مبهم که باید کاری صورت گیرد که این بلای خودساخته، دوباره و چندباره صورت نگیرد.
✅ رفع این نگرانی و به نتیجه رسیدن این مطالبه از عهده «فرد» بر نمی آید. افراد فقط حرف می زنند، مطلب می نویسند، تولید نارضایتی و یأس می کنند، خود را و جامعه را تحقیر می کنند،گاهی هم به ندرت، امید را یادآوری می کنند، راه حل می دهند. اما فرد_ فرد هر چند پر تعداد باشند توان تغییر ندارند، در طول زمان امتداد ندارند، مگر اینکه نهادهای واسطی وجود داشته باشد که قدرت های خرد و مطالبات فردی را انباشته کند، از آن پشتوانه ای بسازد برای نظم دادن و عقلانی کردن خواسته ها، برای ایجاد قدرتی بیشتر، برای راهنمایی و کمک به مدیرانی که همه آنچه را باید بدانند، نمی دانند، برای اعمال قدرت و فشار بر مدیرانی که همه آنچه را که باید بخواهند، نمی خواهند.
✅این نهادهای واسط بین آحاد جامعه و مسوولان و نهادهای حاکمیتی، احزاب سیاسی هستند، سازمانهای مردم نهاد، کانونهای صنفی و تشکل های دانشجویی، ائمه جمعه و جماعات و نیز رسانه ها.
✅ کارنامه این حلقه های واسط در پیگیری حوادثی مانند آنچه برای ساختمان پلاسکو اتفاق افتاد حکایتگر فاصله زیادی است که این حلقه ها از کارکرد و نقش بایسته دارند.
این حلقه های واسط، در وسط میدان حضور ندارند، در امتداد خواست و اراده افراد نیستند. در این حادثه و حوادث مشابه کدام بیانیه مطالبه گرانه را از سوی احزاب سیاسی، تشکل های دانشجویی و کانون های صنفی سراغ داریم؟
✅ جامعه ما و فرایند حل مشکلات ما، کامل نیست اگر این حلقه های واسط که شمردیم، ناقص باشند.
@babaee_ehsan
🔴یادداشت
🔷شاخصی برای ارزیابی اقدامات
✅ تشکیل کمیته بررسی حادثه پلاسکو و کمیته حقیقت یاب اقدامی لازم بود اما زمانی پیگیری کنندگان و مسوولان، هر گونه شائبه سیاسی بودن این اقدامات را عملا نفی می کنند که همه امکانات و اختیارات خود را برای «جلوگیری» از تکرار حوادث مشابه به کار گیرند و نگرانی ها درباره ساختمان های در معرض خطر را رفع کنند.
@babaee_ehsan
🔷شاخصی برای ارزیابی اقدامات
✅ تشکیل کمیته بررسی حادثه پلاسکو و کمیته حقیقت یاب اقدامی لازم بود اما زمانی پیگیری کنندگان و مسوولان، هر گونه شائبه سیاسی بودن این اقدامات را عملا نفی می کنند که همه امکانات و اختیارات خود را برای «جلوگیری» از تکرار حوادث مشابه به کار گیرند و نگرانی ها درباره ساختمان های در معرض خطر را رفع کنند.
@babaee_ehsan
🔷وزیر هم نوکر بود!
✅اگر به تاريخ كشورمان از هزارها سال پيش تا امروز نگاه كنيد - از آن وقتى كه تاريخ مدون داريم - مىبينيد حكومت فردىِ مطلقه ديكتاتورى، حكومت يك جمع معدود با رياست يك فرد بر عامهى مردم، بدون اينكه عامهى مردم اندك اختيارى در اداره اين كشور داشته باشند، داشتهايم. اين، تاريخ ماست. سلطنت هاى ما، همه از اين قبيل بودهاند.
✅آن پادشاهانى كه ما آنها را احترامشان هم مىكنيم؛ پادشاهان مقتدر غزنوى، سلجوقى، بعد بيایيد تا برسيد به دوران صفويه؛ شاه عباس، شاه اسماعيل، شاه طهماسب، آنها هم همين جور بودند. اينها پادشاهان خوب مايند؛ اما همين پادشاهان خوب، چه جورى اين مملكت را اداره كردند؟ سجلّ و شناسنامه اين مملكت از لحاظ اداره حكومتى چيست؟ اين است: يك نفر در رأس، همه مطيع او. و اين مجموعه، اداره كننده كل سرنوشت اين كشور هستند و آحاد مردم هيچ تأثيرى ندارند و مملكت مال اينهاست.
✅پادشاه به وزراى خودش مي گفت: نوكران من! نوكرش هم بودند. واقعش هم همين بود. ناصرالدين شاه و محمدشاه و فتحعلىشاه و بقيه و بعدىها، حتى به وزراشان، به صدر اعظمشان مي گفتند: شما نوكر خوبى هستيد! فرهنگ سياسى در كشور اين بود. وقتى كه نخستوزير و وزير، نوكر شاهاند، رئيس فلان اداره،... مردم هم كه مثل «هباء منبثا»؛ هيچ. مملكت متعلق به يك جمع معدود و در حقيقت متعلق به يك فرد بود. اين تاريخ ماست.
🔶(رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام-1386/6/31)
@babaee_ehsan
✅اگر به تاريخ كشورمان از هزارها سال پيش تا امروز نگاه كنيد - از آن وقتى كه تاريخ مدون داريم - مىبينيد حكومت فردىِ مطلقه ديكتاتورى، حكومت يك جمع معدود با رياست يك فرد بر عامهى مردم، بدون اينكه عامهى مردم اندك اختيارى در اداره اين كشور داشته باشند، داشتهايم. اين، تاريخ ماست. سلطنت هاى ما، همه از اين قبيل بودهاند.
✅آن پادشاهانى كه ما آنها را احترامشان هم مىكنيم؛ پادشاهان مقتدر غزنوى، سلجوقى، بعد بيایيد تا برسيد به دوران صفويه؛ شاه عباس، شاه اسماعيل، شاه طهماسب، آنها هم همين جور بودند. اينها پادشاهان خوب مايند؛ اما همين پادشاهان خوب، چه جورى اين مملكت را اداره كردند؟ سجلّ و شناسنامه اين مملكت از لحاظ اداره حكومتى چيست؟ اين است: يك نفر در رأس، همه مطيع او. و اين مجموعه، اداره كننده كل سرنوشت اين كشور هستند و آحاد مردم هيچ تأثيرى ندارند و مملكت مال اينهاست.
✅پادشاه به وزراى خودش مي گفت: نوكران من! نوكرش هم بودند. واقعش هم همين بود. ناصرالدين شاه و محمدشاه و فتحعلىشاه و بقيه و بعدىها، حتى به وزراشان، به صدر اعظمشان مي گفتند: شما نوكر خوبى هستيد! فرهنگ سياسى در كشور اين بود. وقتى كه نخستوزير و وزير، نوكر شاهاند، رئيس فلان اداره،... مردم هم كه مثل «هباء منبثا»؛ هيچ. مملكت متعلق به يك جمع معدود و در حقيقت متعلق به يك فرد بود. اين تاريخ ماست.
🔶(رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام-1386/6/31)
@babaee_ehsan
مسطر، انقلاب و جامعه
مبارز و انقلابی خستگی ناپذیر، مرضیه حدید چی(دباغ) @babaee_ehsan
🔷قطعه ای از خاطرات رنج
✅اولین نکته ای که برای آنها اهمیت داشت این بود که یک زن، آن هم به سن و سال من [آن زمان 35 سال داشتم] و با داشتن هشت بچه قد و نیم قد، چرا باید به دنبال مبارزه و مخالفت با رژیم باشد. برای کشف این راز پی سر نخ می گشتند. من هم پاک خودم را به لودگی زده بودم...
✅در طول بیست و چهار ساعت چندین بار به سراغم آمدند و مرا برای بازجویی بردند. تا وارد می شد می گفتم: زودتر سؤال هایتان را بپرسید، من بروم ... بچه هایم منتظر هستند، باید بروم سر کار و زندگی ام.
بازجوی اصلی من «منوچهری» بود. ناجوانمردی که در خباثت، بی رحمی و جنایت یک رقیب بیشتر نداشت. آن هم «تهرانی» بود...
✅آنها بیشتر درباره چگونگی رابطه شهید سعیدی با امام خمینی و سایر نیروهایی که به خانه ایشان رفت و آمد می کردند و بعد از شهادت وی پراکنده شده بودند، می پرسیدند... خودم را چنان نشان دادم که به کلی از مرحله پرتم.
گفتند: «بگو خمینی چطور برایت پول می فرستند و در نامه هایش چه می نویسد؟»
گفتم: «خمینی کی هست، من اصلاً او را نمی شناسم.»
گفتند: «آخوند است.»
گفتم: «من فقط روزه خوان محله مان را می شناسم.»
آنها عصبانی می شدند و شروع می کردند به ناسزا گفتن. سه روز بعد از دستگیری من، منوچهری و همکارانش به این نتیجه رسیدند که از حرف زدن و پرسش و پاسخ با من به جایی نمی رسند...
✅کشیده اول را منوچهری، چنان به صورتم زد که جلو چشمم سیاه شد. احساس کردم دندان ها و فکم خرد شد...شکنجه ها با بستن دست و پا به تخت و شلاق زدن به جاهای حساس بدن شروع شد. اولین بار آنقدر شلاق به پشتم زدند، که از شدت درد بیهوش شدم و دیگر چیزی نفهمیدم...
✅چند دقیقه ای گذشت. صدای پا شنیدم. خودم را به خواب زدم...رفت و چند دقیقه بعد دوباره برگشت. این بار یک شورت به تن کرده بود. از حال و روزش معلوم بود که مست است. شلاق بلندی در دست داشت. آمد بالای سرم ایستاد و ناگهان شروع کرد به زدن و بد و بیراه گفتن. با هر ضربه شلاق یک جریان برق وارد بدنم می شد... درد در تمام جانم رخنه کرد. دیگر تاب و تحمل نداشتم. باز هم از هوش رفتم.
✅نوبت بعدی مرا روی تخت خواباندند و دست ها و پا هایم را بستند. منوچهری وارد اتاق شد. در حالی که سیگار به لب داشت آمد و کنار تخت نشست. به سیگارش پک زد. بعد آتش سیگار را روی دستم گذاشت و آن را روی پوست دستم خاموش کرد. خنده کنان گفت: «آخ ... سیگارم خاموش شد.» بعد کبریت کشید و سیگارش را دوباره روشن کرد. این بار آتش سیگار را بر روی سینه ام خاموش کرد. همان روز بخشی از اعضای بدنم را با آتش سیگار سوزاند، اما هر چه پرسید اظهار بی اطلاعی کردم. این برنامه بیست روز تمام، در هر شبانه روز چند نوبت ادامه داشت...
✅دیگر تاب و توان روزهای اول را نداشتم. کف پاهایم را که زمین می گذاشتم، چرک و خون بیرون می زد. تا زیر زانوهایم عفونت کرده بود. از زور درد و ورم پاها، نمی توانستم قدم از قدم بردارم. بیشتر روی زانوهایم راه می رفتم. در چنین وضعیتی منوچهری و همکارانش به ضرب باتوم برقی و شلاق وادارم می کردند، دور اتاق بزرگی که در آنجا زندانی ها را شکنجه می کردند، بدوم. در آن شرایط حتی اگر می مردم، برای منوچهری و همکارانش اهمیت نداشت...
✅با شکنجه های وحشیانه می خواستند وفاداری شان را به اعلی حضرت نشان دهند. منوچهری و باقی بازجوها هر وقت سر وقت ما می آمدند، در یک دستشان شیشه مشروب یا سیگار بود و در دست دیگرشان شلاق. بیشتر اوقات چنان مست و مدهوش بودند که در حال شکنجه دادن از اوضاع و احوال زندانی بی خبر می شدند. آن قدر زندانی را می زدند تا خودشان از پا می افتادند....
🔶(خواهر طاهره، خاطرات خانم مرضیه حدیدچی [دباغ]،صص65-69]
@babaee_ehsan
✅اولین نکته ای که برای آنها اهمیت داشت این بود که یک زن، آن هم به سن و سال من [آن زمان 35 سال داشتم] و با داشتن هشت بچه قد و نیم قد، چرا باید به دنبال مبارزه و مخالفت با رژیم باشد. برای کشف این راز پی سر نخ می گشتند. من هم پاک خودم را به لودگی زده بودم...
✅در طول بیست و چهار ساعت چندین بار به سراغم آمدند و مرا برای بازجویی بردند. تا وارد می شد می گفتم: زودتر سؤال هایتان را بپرسید، من بروم ... بچه هایم منتظر هستند، باید بروم سر کار و زندگی ام.
بازجوی اصلی من «منوچهری» بود. ناجوانمردی که در خباثت، بی رحمی و جنایت یک رقیب بیشتر نداشت. آن هم «تهرانی» بود...
✅آنها بیشتر درباره چگونگی رابطه شهید سعیدی با امام خمینی و سایر نیروهایی که به خانه ایشان رفت و آمد می کردند و بعد از شهادت وی پراکنده شده بودند، می پرسیدند... خودم را چنان نشان دادم که به کلی از مرحله پرتم.
گفتند: «بگو خمینی چطور برایت پول می فرستند و در نامه هایش چه می نویسد؟»
گفتم: «خمینی کی هست، من اصلاً او را نمی شناسم.»
گفتند: «آخوند است.»
گفتم: «من فقط روزه خوان محله مان را می شناسم.»
آنها عصبانی می شدند و شروع می کردند به ناسزا گفتن. سه روز بعد از دستگیری من، منوچهری و همکارانش به این نتیجه رسیدند که از حرف زدن و پرسش و پاسخ با من به جایی نمی رسند...
✅کشیده اول را منوچهری، چنان به صورتم زد که جلو چشمم سیاه شد. احساس کردم دندان ها و فکم خرد شد...شکنجه ها با بستن دست و پا به تخت و شلاق زدن به جاهای حساس بدن شروع شد. اولین بار آنقدر شلاق به پشتم زدند، که از شدت درد بیهوش شدم و دیگر چیزی نفهمیدم...
✅چند دقیقه ای گذشت. صدای پا شنیدم. خودم را به خواب زدم...رفت و چند دقیقه بعد دوباره برگشت. این بار یک شورت به تن کرده بود. از حال و روزش معلوم بود که مست است. شلاق بلندی در دست داشت. آمد بالای سرم ایستاد و ناگهان شروع کرد به زدن و بد و بیراه گفتن. با هر ضربه شلاق یک جریان برق وارد بدنم می شد... درد در تمام جانم رخنه کرد. دیگر تاب و تحمل نداشتم. باز هم از هوش رفتم.
✅نوبت بعدی مرا روی تخت خواباندند و دست ها و پا هایم را بستند. منوچهری وارد اتاق شد. در حالی که سیگار به لب داشت آمد و کنار تخت نشست. به سیگارش پک زد. بعد آتش سیگار را روی دستم گذاشت و آن را روی پوست دستم خاموش کرد. خنده کنان گفت: «آخ ... سیگارم خاموش شد.» بعد کبریت کشید و سیگارش را دوباره روشن کرد. این بار آتش سیگار را بر روی سینه ام خاموش کرد. همان روز بخشی از اعضای بدنم را با آتش سیگار سوزاند، اما هر چه پرسید اظهار بی اطلاعی کردم. این برنامه بیست روز تمام، در هر شبانه روز چند نوبت ادامه داشت...
✅دیگر تاب و توان روزهای اول را نداشتم. کف پاهایم را که زمین می گذاشتم، چرک و خون بیرون می زد. تا زیر زانوهایم عفونت کرده بود. از زور درد و ورم پاها، نمی توانستم قدم از قدم بردارم. بیشتر روی زانوهایم راه می رفتم. در چنین وضعیتی منوچهری و همکارانش به ضرب باتوم برقی و شلاق وادارم می کردند، دور اتاق بزرگی که در آنجا زندانی ها را شکنجه می کردند، بدوم. در آن شرایط حتی اگر می مردم، برای منوچهری و همکارانش اهمیت نداشت...
✅با شکنجه های وحشیانه می خواستند وفاداری شان را به اعلی حضرت نشان دهند. منوچهری و باقی بازجوها هر وقت سر وقت ما می آمدند، در یک دستشان شیشه مشروب یا سیگار بود و در دست دیگرشان شلاق. بیشتر اوقات چنان مست و مدهوش بودند که در حال شکنجه دادن از اوضاع و احوال زندانی بی خبر می شدند. آن قدر زندانی را می زدند تا خودشان از پا می افتادند....
🔶(خواهر طاهره، خاطرات خانم مرضیه حدیدچی [دباغ]،صص65-69]
@babaee_ehsan
🔴یادداشت
🔷مطالعه تاریخ:یک وظیفه ملی
✅رواج کتابخوانی و تشکیل کتابخانه برای هر مسجد و مدرسه و تشکل و اداره ای جزء ضروری ترین ها و بین منابع هم کتابهای تاریخی جزء اولویت هاست.
✅ما به آشنایی با تاریخ انقلاب اسلامی، قبل و بعد از پیروزی نیاز داریم،
تا چرایی وقوع انقلاب را درک کنیم، تا به این پرسش مهم پاسخ دهیم انقلاب، پاسخ به کدام نیازها بود، تا بتوانیم بر مبنای همان نیازها،جامعه و نظام خود را ارزیابی کنیم.
✅ تا بدی ها و ضعف های وضعیت گذشته را تشخیص دهیم و دوباره آرام،آرام به همان کاستی ها رضایت ندهیم، تا به عقب بر نگردیم.
✅ تا واقع بینی نسبت به شخصیت ها را بیاموزیم، تا کسی را فراتر از نقد نشماریم و اگر هم نقد می کنیم، منصفانه و در حضور شرایط واقعی نقد کنیم.
✅ تاریخ انقلاب _ زمانه مبارزات و بعد از آن _ مهم است برای اینکه عبرت بگیریم؛ برای اینکه بدانیم از کجا تا به کجا آمده ایم، دستاوردها را بشناسیم و دستاورد ها را انکار نکنیم،دستاوردها را از دست ندهیم.
✅ بی خبری از گذشته انقلاب، تهدیدی برای آینده خواهد بود.
@babaee_ehsan
🔷مطالعه تاریخ:یک وظیفه ملی
✅رواج کتابخوانی و تشکیل کتابخانه برای هر مسجد و مدرسه و تشکل و اداره ای جزء ضروری ترین ها و بین منابع هم کتابهای تاریخی جزء اولویت هاست.
✅ما به آشنایی با تاریخ انقلاب اسلامی، قبل و بعد از پیروزی نیاز داریم،
تا چرایی وقوع انقلاب را درک کنیم، تا به این پرسش مهم پاسخ دهیم انقلاب، پاسخ به کدام نیازها بود، تا بتوانیم بر مبنای همان نیازها،جامعه و نظام خود را ارزیابی کنیم.
✅ تا بدی ها و ضعف های وضعیت گذشته را تشخیص دهیم و دوباره آرام،آرام به همان کاستی ها رضایت ندهیم، تا به عقب بر نگردیم.
✅ تا واقع بینی نسبت به شخصیت ها را بیاموزیم، تا کسی را فراتر از نقد نشماریم و اگر هم نقد می کنیم، منصفانه و در حضور شرایط واقعی نقد کنیم.
✅ تاریخ انقلاب _ زمانه مبارزات و بعد از آن _ مهم است برای اینکه عبرت بگیریم؛ برای اینکه بدانیم از کجا تا به کجا آمده ایم، دستاوردها را بشناسیم و دستاورد ها را انکار نکنیم،دستاوردها را از دست ندهیم.
✅ بی خبری از گذشته انقلاب، تهدیدی برای آینده خواهد بود.
@babaee_ehsan
🔷 نه من انقلاب کردم و نه تو
✅مطلبی را خودم از آقای منتظری شنیدم که می گفت: زمانی ما خدمت امام عرض کردیم _ همان موقعی که امام در مدرسه مستقر بودند_ آقا این جمعیت مرتب می آیند و می روند. شما هم اگر مرتب بخواهید بروید جلوی اینها بایستید و دست تکان بدهید، خسته می شوید.خوب است شما نماینده ای بفرستید و خودتان کمی استراحت بکنید.
آقای منتظری می گوید تا این را به امام گفتم،ایشان به من گفت:«چه می گویی! تو خیال می کنی من انقلاب کردم یا تو؟! نه من انقلاب کردم و نه تو. اینها انقلاب کردند. به پشتوانه مردم انقلاب پیروز شد. این مردم انقلاب کردند و اینها حق دارند.»
🔶(خاطرات حجت الاسلام جمی،ص187)
🔷اولین انتصاب
✅ در روزهای اول و دوم دیدارها صورت منظمی نداشت و ملاقاتهای مختلفی انجام می شد؛ از جمله دیدار شهردار تهران، آقای شهرستانی با حضرت امام بود که ایشان طی نامه ای استعفای خود را به حضرت امام تقدیم کرد.امام نامه را گرفتند و بعد از آن اشاره فرمودند که ایشان در حال حاضر در سمت خود بماند. فکر می کنم این اولین انتصاب رسمی باشد. به این ترتیب امام استعفای او را پذیرفتند و بعد هم به او مأموریت دادند که دوباره به سر کارش برگردد...بعد از این جریان، استعفای مسئولان شروع شد، استانداران، شهرداران، شهرداران، و اغلب وزرا استعفا دادند...
🔶 (خاطرات محمد رضا اعتمادیان، صص80_81)
@babaee_ehsan
✅مطلبی را خودم از آقای منتظری شنیدم که می گفت: زمانی ما خدمت امام عرض کردیم _ همان موقعی که امام در مدرسه مستقر بودند_ آقا این جمعیت مرتب می آیند و می روند. شما هم اگر مرتب بخواهید بروید جلوی اینها بایستید و دست تکان بدهید، خسته می شوید.خوب است شما نماینده ای بفرستید و خودتان کمی استراحت بکنید.
آقای منتظری می گوید تا این را به امام گفتم،ایشان به من گفت:«چه می گویی! تو خیال می کنی من انقلاب کردم یا تو؟! نه من انقلاب کردم و نه تو. اینها انقلاب کردند. به پشتوانه مردم انقلاب پیروز شد. این مردم انقلاب کردند و اینها حق دارند.»
🔶(خاطرات حجت الاسلام جمی،ص187)
🔷اولین انتصاب
✅ در روزهای اول و دوم دیدارها صورت منظمی نداشت و ملاقاتهای مختلفی انجام می شد؛ از جمله دیدار شهردار تهران، آقای شهرستانی با حضرت امام بود که ایشان طی نامه ای استعفای خود را به حضرت امام تقدیم کرد.امام نامه را گرفتند و بعد از آن اشاره فرمودند که ایشان در حال حاضر در سمت خود بماند. فکر می کنم این اولین انتصاب رسمی باشد. به این ترتیب امام استعفای او را پذیرفتند و بعد هم به او مأموریت دادند که دوباره به سر کارش برگردد...بعد از این جریان، استعفای مسئولان شروع شد، استانداران، شهرداران، شهرداران، و اغلب وزرا استعفا دادند...
🔶 (خاطرات محمد رضا اعتمادیان، صص80_81)
@babaee_ehsan
مردم حرف کسی را که نشسته است و فرمان می دهد، گوش نمی دهند، امام راحل(قدس سره) نفرمود: مردم! بروید. بلکه فرمود:من رفتم، شما هم بیایید.فرق او و دیگران این بود.
(بنیان مرصوص امام ،ص250)
@babaee_ehsan
(بنیان مرصوص امام ،ص250)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴یادداشت
🔷رسالت موجود، ظرفیت مغفول
✅استاد مطهری در روزگاری که بر طبل جدایی اسلام و ایران کوبیده می شد، کتابی نوشت با نام «خدمات متقابل اسلام و ایران» که برای متدینین جامعه راهگشا بود، همچنانکه این اثر، سد راه کسانی شد که یکپارچگی هویت مردم این سرزمین را نمی فهمیدند یا نمی خواستند.
✅شاید اگر امروز میان ما بود کتابی هم می نوشت با عنوان «خدمات متقابل اسلام و هنر» یا «خدمات متقابل انقلاب اسلامی و هنر» که به ما یادآوری کند زمانی را که انقلابیون به انواع هنر به دیده یک بیگانه و یک مشکل نگاه نمی کردند، با سعه صدر، به دنبال فعلیت بخشیدن به ظرفیت های هنر بودند؛ برای اعتلای جامعه، برای یادآوری و پاسداشت تعهد.
✅از جمله ابعاد مغفول تاریخ نگاری انقلاب، ثبت نسبت متقابل هنر و انقلاب اسلامی است که در متن واقعیت تاریخی چند دهه گذشته،به نمایش گذاشته شده است. همچنانکه انقلاب اسلامی برای انواع هنر و هنرمندان الهام بخش ورود به عرصه های نو و پرداختن به موضوعات متعالی و انسانی بود، هنرمندان نیز در زمینه های مختلف، استعدادهای برتر خود را در خدمت انقلاب اسلامی به کار گرفتند و این ارتباط متقابل تا امروز نیز ادامه دارد.
✅ اگر تاریخ نگاران هنر و انقلاب در این زمینه رسالت خود را انجام می دادند، شاید کسانی که به شاخه های مختلف هنر مانند تئاتر و سینما و موسیقی با بدبینی نگاه می کنند و ظرفیت های هنر و هنرمندان را در بسط پیام انقلاب در جهان نیازمند امروز نمی بینند، در تصویری که از شاخه های هنری به جامعه مخاطب خود ارائه می کنند تجدید نظر می کردند.
✅شاخه های مختلف هنری، مشکل نظام و انقلاب اسلامی نیستند، هنر در متن تاریخ انقلاب، مسیر همواری است که می تواند پیام انقلاب اسلامی را تا فراتر از مرزهای جغرافیایی بسط دهد. کاش نیاز انقلاب اسلامی به هنر دیده می شد؛ کاش ظرفیت های هنر شناخته می شد و تجربه های عینی آن نشان داده می شد.
✅کسانی که بر طبل بدبینی به هنر می کوبند و با غفلت از ظرفیت ها و خدمات هنر و با تنگ نظری، انقلاب را از سرمایه هنر و هنرمندان محروم می کنند، با هر لحن و ادبیاتی سخن بگویند، به انقلاب اسلامی خدمت نمی کنند.
@babaee_ehsan
🔷رسالت موجود، ظرفیت مغفول
✅استاد مطهری در روزگاری که بر طبل جدایی اسلام و ایران کوبیده می شد، کتابی نوشت با نام «خدمات متقابل اسلام و ایران» که برای متدینین جامعه راهگشا بود، همچنانکه این اثر، سد راه کسانی شد که یکپارچگی هویت مردم این سرزمین را نمی فهمیدند یا نمی خواستند.
✅شاید اگر امروز میان ما بود کتابی هم می نوشت با عنوان «خدمات متقابل اسلام و هنر» یا «خدمات متقابل انقلاب اسلامی و هنر» که به ما یادآوری کند زمانی را که انقلابیون به انواع هنر به دیده یک بیگانه و یک مشکل نگاه نمی کردند، با سعه صدر، به دنبال فعلیت بخشیدن به ظرفیت های هنر بودند؛ برای اعتلای جامعه، برای یادآوری و پاسداشت تعهد.
✅از جمله ابعاد مغفول تاریخ نگاری انقلاب، ثبت نسبت متقابل هنر و انقلاب اسلامی است که در متن واقعیت تاریخی چند دهه گذشته،به نمایش گذاشته شده است. همچنانکه انقلاب اسلامی برای انواع هنر و هنرمندان الهام بخش ورود به عرصه های نو و پرداختن به موضوعات متعالی و انسانی بود، هنرمندان نیز در زمینه های مختلف، استعدادهای برتر خود را در خدمت انقلاب اسلامی به کار گرفتند و این ارتباط متقابل تا امروز نیز ادامه دارد.
✅ اگر تاریخ نگاران هنر و انقلاب در این زمینه رسالت خود را انجام می دادند، شاید کسانی که به شاخه های مختلف هنر مانند تئاتر و سینما و موسیقی با بدبینی نگاه می کنند و ظرفیت های هنر و هنرمندان را در بسط پیام انقلاب در جهان نیازمند امروز نمی بینند، در تصویری که از شاخه های هنری به جامعه مخاطب خود ارائه می کنند تجدید نظر می کردند.
✅شاخه های مختلف هنری، مشکل نظام و انقلاب اسلامی نیستند، هنر در متن تاریخ انقلاب، مسیر همواری است که می تواند پیام انقلاب اسلامی را تا فراتر از مرزهای جغرافیایی بسط دهد. کاش نیاز انقلاب اسلامی به هنر دیده می شد؛ کاش ظرفیت های هنر شناخته می شد و تجربه های عینی آن نشان داده می شد.
✅کسانی که بر طبل بدبینی به هنر می کوبند و با غفلت از ظرفیت ها و خدمات هنر و با تنگ نظری، انقلاب را از سرمایه هنر و هنرمندان محروم می کنند، با هر لحن و ادبیاتی سخن بگویند، به انقلاب اسلامی خدمت نمی کنند.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
افروغ: ما مسائلی مثل بیکاری، رانت، فساد، اعتیاد و مسئله جدی تظاهر و ریا داریم. رابطه قدرت و ثروت قبل از انقلاب به رابطه قدرت و منزلت سرایت کرده است که سینما باید به این مسائل توجه کند.
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔷سینمای اجتماعی از سینمای انقلابی دور نیست.
✅سینما نبض تپنده جامعه است.
عماد افروغ، عضو هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر در برنامه «چشم شب روشن» گفت، امسال قریب به اتفاق فیلمهای حاضر در جشنواره بازتاب مستقیم یا غیرمستقیم جامعه بودند. سینما نبض تپنده جامعه است و باید دست سینماگران را بوسید.
✅نباید فیلمی را متهم به سیاهنمایی کنیم.
این استاد دانشگاه با یادآوری شعار آزادی در انقلاب اسلامی، بر آزادانه فیلم ساختن حتی اگر در حیطه گفتمان انقلاب نباشد ولی قواعد آن رعایت شده باشد تأکید کرد و گفت: گاهی میشنوم که انقلاب را در برابر جامعه قرار میدهند و در سینما فیلمهایی با موضوعات اجتماعی را از موضوعات انقلابی جدا میکنند. مگر قرار نبود انقلاب به دردها برسد؟ سینما آینه تمامنمای دردهای جامعه است و نباید فیلمی را متهم به سیاهنمایی کنیم.
✅سینمای اجتماعی از سینمای انقلابی دور نیست.
او ادامه داد: اگر انقلاب و جامعه را در برابر هم و به شیوه خاصی منفک از دردهای جامعه قرار دادید سر از فرمالیزم درمیآورید. دائم در یک تصویر خاص از انقلاب دمیدن و قطبیسازی باعث بروز کارهای کلیشهای میشود و به توقعات ناموجه میانجامد. در فضای هژمونیک غالبی، باید سکوت کنید یا هزینهاش را بدهید. سینمای اجتماعی از سینمای انقلابی دور نیست و باید قویترین کارها در خدمت سینمای انقلابی دربیاید، کاری که هنوز به خوبی اتفاق نیفتاده است.
✅سینماگر میتواند پاشنه آشیل نظام را نشان بدهد.
سینماگر میتواند پاشنه آشیل نظام را نشان بدهد. ما مسائلی مثل بیکاری، رانت، فساد، اعتیاد و مسئله جدی تظاهر و ریا داریم. رابطه قدرت و ثروت قبل از انقلاب به رابطه قدرت و منزلت سرایت کرده است که سینما باید به این مسائل توجه کند.
✅اوایل انقلاب کسانی را داشتیم که خودشان را قربانی کردند و اکنون برخی نظام را قربانی می کنند.
به نقل از روابط عمومی «چشم شب روشن»، افروغ بیان کرد: دفاع مقدس را هم بدون انقلاب اسلامی نمیتوان تعریف کرد. انقلاب اسلامی بود که در دفاع مقدس تجلی پیدا کرد. زمانی دغدغه عدالت داشتیم. تغییر نرخ شکر مهم بود و حتی سیگار که امام فتوای حرمت را برایش دارند اما گفتند هزینهاش طوری نباشد که به مصرفکنندگانش فشار بیاید. ما اوایل انقلاب کسانی را داشتیم که خود را قربانی کردند و امروز کسانی هستند که در مصدر امور هستند اما عکس گذشته، سفره را مهیا دیدهاند و به جای خود، نظام را قربانی میکنند. بحثم بر فرد خاصی نیست، جریانی عرض میکنم و امر ساختاری میگویم. نشان دادن دردها و پیگیری حل آن به عهده روشنفکرهاست که سینماگران جزئی از اینها هستند.
✅فیلمی که درد و واقعیت تلخ جامعه را نشان میدهد انقلابی است.
وی در پایان با اشاره به فیلمهای جشنواره فجر گفت: انقلاب اسلامی وجهی مطلوب و ارزشی دارد که روی کاغذ است و یک واقعیت عینی پشت سرش از زمان پیروزی انقلاب دارد. انقلاب دیالکتیک است و هردو وجه مذکور را باید در فیلمها دید. امسال قریب به اتفاق فیلمها بازتاب مستقیم یا غیرمستقیم جامعه بودند. فیلمی که غیرت زنانه را به تصویر میکشد، فیلمی که اسیر روزمرگیها نشده است و فیلمی که درد و واقعیت تلخ جامعه را نشان میدهد انقلابی است. سینما نبض تپنده جامعه است و باید دست سینماگران را بوسید.
🔶(منبع: ایسنا)
@babaee_ehsan
✅سینما نبض تپنده جامعه است.
عماد افروغ، عضو هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر در برنامه «چشم شب روشن» گفت، امسال قریب به اتفاق فیلمهای حاضر در جشنواره بازتاب مستقیم یا غیرمستقیم جامعه بودند. سینما نبض تپنده جامعه است و باید دست سینماگران را بوسید.
✅نباید فیلمی را متهم به سیاهنمایی کنیم.
این استاد دانشگاه با یادآوری شعار آزادی در انقلاب اسلامی، بر آزادانه فیلم ساختن حتی اگر در حیطه گفتمان انقلاب نباشد ولی قواعد آن رعایت شده باشد تأکید کرد و گفت: گاهی میشنوم که انقلاب را در برابر جامعه قرار میدهند و در سینما فیلمهایی با موضوعات اجتماعی را از موضوعات انقلابی جدا میکنند. مگر قرار نبود انقلاب به دردها برسد؟ سینما آینه تمامنمای دردهای جامعه است و نباید فیلمی را متهم به سیاهنمایی کنیم.
✅سینمای اجتماعی از سینمای انقلابی دور نیست.
او ادامه داد: اگر انقلاب و جامعه را در برابر هم و به شیوه خاصی منفک از دردهای جامعه قرار دادید سر از فرمالیزم درمیآورید. دائم در یک تصویر خاص از انقلاب دمیدن و قطبیسازی باعث بروز کارهای کلیشهای میشود و به توقعات ناموجه میانجامد. در فضای هژمونیک غالبی، باید سکوت کنید یا هزینهاش را بدهید. سینمای اجتماعی از سینمای انقلابی دور نیست و باید قویترین کارها در خدمت سینمای انقلابی دربیاید، کاری که هنوز به خوبی اتفاق نیفتاده است.
✅سینماگر میتواند پاشنه آشیل نظام را نشان بدهد.
سینماگر میتواند پاشنه آشیل نظام را نشان بدهد. ما مسائلی مثل بیکاری، رانت، فساد، اعتیاد و مسئله جدی تظاهر و ریا داریم. رابطه قدرت و ثروت قبل از انقلاب به رابطه قدرت و منزلت سرایت کرده است که سینما باید به این مسائل توجه کند.
✅اوایل انقلاب کسانی را داشتیم که خودشان را قربانی کردند و اکنون برخی نظام را قربانی می کنند.
به نقل از روابط عمومی «چشم شب روشن»، افروغ بیان کرد: دفاع مقدس را هم بدون انقلاب اسلامی نمیتوان تعریف کرد. انقلاب اسلامی بود که در دفاع مقدس تجلی پیدا کرد. زمانی دغدغه عدالت داشتیم. تغییر نرخ شکر مهم بود و حتی سیگار که امام فتوای حرمت را برایش دارند اما گفتند هزینهاش طوری نباشد که به مصرفکنندگانش فشار بیاید. ما اوایل انقلاب کسانی را داشتیم که خود را قربانی کردند و امروز کسانی هستند که در مصدر امور هستند اما عکس گذشته، سفره را مهیا دیدهاند و به جای خود، نظام را قربانی میکنند. بحثم بر فرد خاصی نیست، جریانی عرض میکنم و امر ساختاری میگویم. نشان دادن دردها و پیگیری حل آن به عهده روشنفکرهاست که سینماگران جزئی از اینها هستند.
✅فیلمی که درد و واقعیت تلخ جامعه را نشان میدهد انقلابی است.
وی در پایان با اشاره به فیلمهای جشنواره فجر گفت: انقلاب اسلامی وجهی مطلوب و ارزشی دارد که روی کاغذ است و یک واقعیت عینی پشت سرش از زمان پیروزی انقلاب دارد. انقلاب دیالکتیک است و هردو وجه مذکور را باید در فیلمها دید. امسال قریب به اتفاق فیلمها بازتاب مستقیم یا غیرمستقیم جامعه بودند. فیلمی که غیرت زنانه را به تصویر میکشد، فیلمی که اسیر روزمرگیها نشده است و فیلمی که درد و واقعیت تلخ جامعه را نشان میدهد انقلابی است. سینما نبض تپنده جامعه است و باید دست سینماگران را بوسید.
🔶(منبع: ایسنا)
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
افروغ: گاهی میشنوم که انقلاب را در برابر جامعه قرار میدهند و در سینما فیلمهایی با موضوعات اجتماعی را از موضوعات انقلابی جدا میکنند. مگر قرار نبود انقلاب به دردها برسد؟
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴یادداشت
🔷 صندلی های ارزان
✅ با تاسف می توان گفت که در کشور ما قبول سمت ها هزینه زیادی به دنبال ندارد، قبول مدیریت راحت است، ارزان است.شاید یکی از دلایل انبوه ثبت نام کنندگان برای حضور در صف نمایندگی شوراها،مجلس و ریاست جمهوری همین است که افراد احساس می کنند این سمت ها منزلت و اعتبار و امتیاز به دنبال دارد اما متناسب با آن مسئولیت به همراه ندارد.
✅ لازمه مسئولیت، پاسخگویی است. تحقق پاسخگویی، شخصیت های پاسخگو می طلبد، که پاسخگویی را نه یک لطف،بلکه یک وظیفه بشمارند، جزء لوازم پذیرش مقام و سمت بدانند.
✅ در نبود فراگیر این ویژگی شخصیتی، سهم جامعه، احزاب و تشکل ها و رسانه ها بیشتر است که مسئولین را به پاسخگویی وادار کنند، از طریق نقد و بازخوانی مستمر اقدامات و کارنامه عملکرد.
✅ نقد و نظارت که باشد، پاسخگویی هم خواهد بود. اگر قرار باشد پاسخگویی با مدیریت و قبول سمت همراه باشد، دیگر مقام، ارزان نخواهد بود. هزینه آن را تنها کسانی می توانند پرداخت کنند که اهل وجدان و شایستگی باشند، اهل مسئولیت.
@babaee_ehsan
🔷 صندلی های ارزان
✅ با تاسف می توان گفت که در کشور ما قبول سمت ها هزینه زیادی به دنبال ندارد، قبول مدیریت راحت است، ارزان است.شاید یکی از دلایل انبوه ثبت نام کنندگان برای حضور در صف نمایندگی شوراها،مجلس و ریاست جمهوری همین است که افراد احساس می کنند این سمت ها منزلت و اعتبار و امتیاز به دنبال دارد اما متناسب با آن مسئولیت به همراه ندارد.
✅ لازمه مسئولیت، پاسخگویی است. تحقق پاسخگویی، شخصیت های پاسخگو می طلبد، که پاسخگویی را نه یک لطف،بلکه یک وظیفه بشمارند، جزء لوازم پذیرش مقام و سمت بدانند.
✅ در نبود فراگیر این ویژگی شخصیتی، سهم جامعه، احزاب و تشکل ها و رسانه ها بیشتر است که مسئولین را به پاسخگویی وادار کنند، از طریق نقد و بازخوانی مستمر اقدامات و کارنامه عملکرد.
✅ نقد و نظارت که باشد، پاسخگویی هم خواهد بود. اگر قرار باشد پاسخگویی با مدیریت و قبول سمت همراه باشد، دیگر مقام، ارزان نخواهد بود. هزینه آن را تنها کسانی می توانند پرداخت کنند که اهل وجدان و شایستگی باشند، اهل مسئولیت.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
هیچ تبلیغی برای اسلام، مؤثرتر، نافذتر و پر بُردتر از ساختن یک جامعه کوچک نمونه اسلامی نیست.
(شناخت اندیشه های اجتماعی شهید بهشتی ص170)
@babaee_ehsan
(شناخت اندیشه های اجتماعی شهید بهشتی ص170)
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت
🔷شغل های شایسته تعظیم
✅ چه اشکالی دارد که باز هم موضوع ساختمان پلاسکو را یادآوری کنیم، این ماجرا، درس ها و عبرت های زیادی دارد که می تواند برای ما مفید باشد.
✅ ماجرای پلاسکو با همه تلخی ها خوبی هایی هم داشت. از جمله اینکه توجه ما را به سختی های شغل آتش نشانی جلب کرد.
از بعضی شغل ها باید صیانت کرد. به بعضی شغل ها باید بیشتر احترام گذاشت.
✅ اگر تحمل بار امنیت شهری به گونه ای نامتوازن توزیع شود که قرار باشد آتش نشانی، کاستی های دیگر سازمانها و نواقص فرهنگ عمومی را جبران کند، در واقع شاهد ایفای وظایف سایرین در برابر آتش نشانی نیستیم و به شغل آتش نشانی و به آتش نشانان احترام لازم را ننهاده ایم.
✅ اگر تجهیزات و امکانات لازم برای انجام وظایف سازمان آتش نشانی در اختیار قرار نگیرد، اگر به مشکلات نیروی انسانی سازمان و به مقدمات افزایش رضایتمندی شغلی آتش نشانان توجه نشود، اگر در تعیین مدیران، به صلاحیت ها و تناسبها توجه نشود، در واقع به صیانت از جایگاه آتش نشانان بی اعتنایی کرده ایم.
✅ باید در برابر برخی شغل ها تعظیم کنیم. بخشی از این احترام وابسته به این است که سختی کار رفتگران، راهداران، مرزبانان، مددکاران،کارگران و معدنکاران و ... را ببینیم و یادآوری کنیم. این، نشانه اخلاق است، نشانه قدرشناسی.
✅ حادثه پلاسکو تلخ بود و حتما چه بهتر که رخ نمی داد اما حال که رخ داده از ظرفیت های این حادثه برای عبرت گیری و بازسازی سرمایه ها غافل نشویم.
@babaee_ehsan
🔷شغل های شایسته تعظیم
✅ چه اشکالی دارد که باز هم موضوع ساختمان پلاسکو را یادآوری کنیم، این ماجرا، درس ها و عبرت های زیادی دارد که می تواند برای ما مفید باشد.
✅ ماجرای پلاسکو با همه تلخی ها خوبی هایی هم داشت. از جمله اینکه توجه ما را به سختی های شغل آتش نشانی جلب کرد.
از بعضی شغل ها باید صیانت کرد. به بعضی شغل ها باید بیشتر احترام گذاشت.
✅ اگر تحمل بار امنیت شهری به گونه ای نامتوازن توزیع شود که قرار باشد آتش نشانی، کاستی های دیگر سازمانها و نواقص فرهنگ عمومی را جبران کند، در واقع شاهد ایفای وظایف سایرین در برابر آتش نشانی نیستیم و به شغل آتش نشانی و به آتش نشانان احترام لازم را ننهاده ایم.
✅ اگر تجهیزات و امکانات لازم برای انجام وظایف سازمان آتش نشانی در اختیار قرار نگیرد، اگر به مشکلات نیروی انسانی سازمان و به مقدمات افزایش رضایتمندی شغلی آتش نشانان توجه نشود، اگر در تعیین مدیران، به صلاحیت ها و تناسبها توجه نشود، در واقع به صیانت از جایگاه آتش نشانان بی اعتنایی کرده ایم.
✅ باید در برابر برخی شغل ها تعظیم کنیم. بخشی از این احترام وابسته به این است که سختی کار رفتگران، راهداران، مرزبانان، مددکاران،کارگران و معدنکاران و ... را ببینیم و یادآوری کنیم. این، نشانه اخلاق است، نشانه قدرشناسی.
✅ حادثه پلاسکو تلخ بود و حتما چه بهتر که رخ نمی داد اما حال که رخ داده از ظرفیت های این حادثه برای عبرت گیری و بازسازی سرمایه ها غافل نشویم.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
خداوند رب البیت است، ما باید به تکلیف خود عمل کنیم،نتیجه حاصل شود یا نشود به ما مربوط نیست،با خود اوست. آنچه به ماها مربوط است، حفظ حیثیت علم و اسلام و عمل به وظایف الهیه است.(46/11/4)
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴 یادداشت
🔷 سهم پرسش از بایسته های حکمرانی
✅ بعد از پیروزی انقلاب کتاب های متعددی با موضوع ولایت فقیه به ویژه توسط اساتید و دانش آموختگان حوزه منتشر شد.
مساله ای که با توجه به نیاز روز و تشکیل نظام اسلامی بر محور این نظریه، طبیعی و لازم بود. هنوز نیز انتشار آثاری با موضوع ولایت فقیه ادامه دارد.
✅ محور آثار درباره ولایت فقیه بعد از تبیین مقدمه «ضرورت تشکیل حکومت»، پاسخ به این پرسش مهم است که «چه کسی باید حکومت کند? » و نیز اینکه «حاکم اسلامی از چه میزان اختیارات برخوردار است؟»، همچنین از «نقش مردم در تشکیل حکومت اسلامی» سخن به میان می آید.
✅ در کنار پرسش از شرایط حاکم اسلامی، پرسش مهم دیگری هم قابل طرح است و آن «چگونگی حکمرانی» است که متاسفانه کمتر از سوی حوزه های علمیه مورد توجه قرار گرفته است.
✅ صرفنظر از تبیین عقلانی اهمیت پرسش از کیفیت حکمرانی، در متون دینی نیز می توان مواردی را می توان یافت که نشان می دهد این موضوع در متون دینی بی سابقه نیست. به عنوان نمونه، موضوع فرمان حضرت امیر به مالک اشتر، شرایط حاکم اسلامی نیست، بلکه کیفیت حکمرانی است.
✅ کیفیت حکمرانی تنها وابسته به عملکرد حاکم اسلامی و ولی فقیه نیست، بلکه برایند یک نظام اجتماعی است، نهادهای تولید علم_حوزه و دانشگاه_، فرهنگ عمومی جامعه، قوانین و ساختارها و سازمانهای حاکمیتی، رسانه ها ... همه این مولفه ها در کیفیت حکمرانی تاثیر دارند.
✅ بی اعتنایی به موضوع کیفیت حکمرانی، نظام اسلامی را در معرض «خطر شکل گرایی» قرار میدهد که همه چیز ظاهرا اسلامی است اما، ممکن است رویه ها و فرایندها واقعا در غیاب ارزش ها و اهداف اسلامی شکل بگیرد و تداوم بیابد.
✅ قرار نیست دو پرسش مهم «شرایط حاکم اسلامی» و «کیفیت حکمرانی» جای یکدیگر را تنگ کنند و جایگزین یکدیگر شوند. هر یک از دو موضوع اهمیت و کارکرد خود را دارند و هیچکدام جای خالی دیگری را پر نمی کند.
@babaee_ehsan
🔷 سهم پرسش از بایسته های حکمرانی
✅ بعد از پیروزی انقلاب کتاب های متعددی با موضوع ولایت فقیه به ویژه توسط اساتید و دانش آموختگان حوزه منتشر شد.
مساله ای که با توجه به نیاز روز و تشکیل نظام اسلامی بر محور این نظریه، طبیعی و لازم بود. هنوز نیز انتشار آثاری با موضوع ولایت فقیه ادامه دارد.
✅ محور آثار درباره ولایت فقیه بعد از تبیین مقدمه «ضرورت تشکیل حکومت»، پاسخ به این پرسش مهم است که «چه کسی باید حکومت کند? » و نیز اینکه «حاکم اسلامی از چه میزان اختیارات برخوردار است؟»، همچنین از «نقش مردم در تشکیل حکومت اسلامی» سخن به میان می آید.
✅ در کنار پرسش از شرایط حاکم اسلامی، پرسش مهم دیگری هم قابل طرح است و آن «چگونگی حکمرانی» است که متاسفانه کمتر از سوی حوزه های علمیه مورد توجه قرار گرفته است.
✅ صرفنظر از تبیین عقلانی اهمیت پرسش از کیفیت حکمرانی، در متون دینی نیز می توان مواردی را می توان یافت که نشان می دهد این موضوع در متون دینی بی سابقه نیست. به عنوان نمونه، موضوع فرمان حضرت امیر به مالک اشتر، شرایط حاکم اسلامی نیست، بلکه کیفیت حکمرانی است.
✅ کیفیت حکمرانی تنها وابسته به عملکرد حاکم اسلامی و ولی فقیه نیست، بلکه برایند یک نظام اجتماعی است، نهادهای تولید علم_حوزه و دانشگاه_، فرهنگ عمومی جامعه، قوانین و ساختارها و سازمانهای حاکمیتی، رسانه ها ... همه این مولفه ها در کیفیت حکمرانی تاثیر دارند.
✅ بی اعتنایی به موضوع کیفیت حکمرانی، نظام اسلامی را در معرض «خطر شکل گرایی» قرار میدهد که همه چیز ظاهرا اسلامی است اما، ممکن است رویه ها و فرایندها واقعا در غیاب ارزش ها و اهداف اسلامی شکل بگیرد و تداوم بیابد.
✅ قرار نیست دو پرسش مهم «شرایط حاکم اسلامی» و «کیفیت حکمرانی» جای یکدیگر را تنگ کنند و جایگزین یکدیگر شوند. هر یک از دو موضوع اهمیت و کارکرد خود را دارند و هیچکدام جای خالی دیگری را پر نمی کند.
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔴گزیده ای از یک مصاحبه
🔷 میوه های کال در حوزه عدالت پژوهی
✳️ در شماره اخیر ماهنامه خردنامه،مصاحبه ای با دکتر سید احسان خاندوزی در خصوص چرایی به ثمر نرسیدن نظریه پردازی در زمینه عدالت منتشر شده است که گزیده هایی از آن خواهد آمد:
✅ ما دچار توهم هستیم که فکر می کنیم می شود فقط در دانشگاه یا در حوزه نشست و نظریه ای برای حوزه ی علوم اجتماعی تدوین کرد. این نشدنی است.
✅ کارها و مطالعاتی صورت می گیرد اما جریان مستمر و دائم و زایایی در حوزه عدالت پژوهی کشور نداریم.چرا چنین جریانی نداریم؟
✅ آسیب عدم زایایی در مطالعات اجتماعی کشور را به آنجا برمیگردانم که اساسا کوشش عالمان علوم اجتماعی در هر کشور فقط تا چند گام به دلیل خودانگیختگی عالمان علوم اجتماعی پیش می رود. بعد از آن حتما نیازمند این است که بازخورد آن ایده را در بقیه فضای فکری و پژوهش کشور و در لایه های بعد، در فضای سیاست گذاری کشور ببیند. بر اساس بازخوردهایی که گرفته می شود گام های بعدی و تکمیلی رخ می دهد.
✅ جان رالز 10سال قبل از اینکه کتاب معروفش را بنویسد در اوایل دهه 1960 چندین مقاله و یادداشت مختصر را در مورد اینکه چطور می شود ایده انصاف را پایه یک تئوری برای عدالت قرار داد، نوشته بود. این نوشته ها بازخوردهای بسیار زیادی در داخل و در درون جامعه علمی، چه عالمان علوم سیاسی، چه عالمان رشته مثلا فلسفه اخلاق و بعضی از اقتصاد دانان و غیره پیدا کرده بود. در 1971 وقتی کتاب رالز منتشر می شود دوباره بازخورد خیلی وسیع تری موجب شد رالز به اجبار، پویایی نظریه خود را لحاظ کند، ایرادات را بهتر بفهمد، از نکات و نقدها خوانش جدیدی پیدا کند و ویرایش دوم و سوم را ارائه کند.
✅ هیچکدام از ایده هایی که در فضای پژوهشی و علمی کشور پیرامون عدالت مطرح شده، فرایند رشد و بلوع خودشان را طی نکردند...می شود گفت قبل از اینکه بتوانند خودی نشان بدهند و پا به عرصه وجود بگذارند عمرشان به پایان رسید، نه بازتابی در جامعه پژوهشگران و اندیشمندان و نخبگان پیدا می کنند و نه اقبالی از طرف سیاستگذاران صورت می گیرد تا آن نظریه را به آزمون بگذارند.
✅ باید ایده ها در فضای علمی و پژوهشی و جلسات و محافل و مقالات و نقدها پژواک پیدا کند.
✅ اگر دست سیاستگذار به سمت عالمان علوم اجتماعی دراز شود و از آن ها بخواهد که راهکار مدیریت و حل معضلات را به سیاستگذار نشان دهند، عالمان علوم اجتماعی ناچار از تولید و جوشش خواهند بود.
✅ نظامات تصمیم گیری ما به صورت سیستمی نیاز به مراجعه به نظریه عدالت و نظریه پرداز عدالت را در خود نمی بینند. شاید این حرف من را کمی افراطی تلقی کنید اما رویه سیاست گذاری کشور در بسیاری موارد در حوزه دستگاه های اجرایی هیچ تفاوتی با پیش از انقلاب نکرده است.
✅ سعی کنیم هر جایی که قاعده گذاری رسمی را در کشور انجام می دهد،نسبت خودش را با موضوع عدالت از طریق یکی از نهادهای پژوهشی کشور مستند کند، الزامی وجود داشته باشد که مسئول آن دستگاه به نهادهای پژوهشی کشور مراجعه کند .....
🔶 خردنامه،ش167
@babaee_ehsan
🔷 میوه های کال در حوزه عدالت پژوهی
✳️ در شماره اخیر ماهنامه خردنامه،مصاحبه ای با دکتر سید احسان خاندوزی در خصوص چرایی به ثمر نرسیدن نظریه پردازی در زمینه عدالت منتشر شده است که گزیده هایی از آن خواهد آمد:
✅ ما دچار توهم هستیم که فکر می کنیم می شود فقط در دانشگاه یا در حوزه نشست و نظریه ای برای حوزه ی علوم اجتماعی تدوین کرد. این نشدنی است.
✅ کارها و مطالعاتی صورت می گیرد اما جریان مستمر و دائم و زایایی در حوزه عدالت پژوهی کشور نداریم.چرا چنین جریانی نداریم؟
✅ آسیب عدم زایایی در مطالعات اجتماعی کشور را به آنجا برمیگردانم که اساسا کوشش عالمان علوم اجتماعی در هر کشور فقط تا چند گام به دلیل خودانگیختگی عالمان علوم اجتماعی پیش می رود. بعد از آن حتما نیازمند این است که بازخورد آن ایده را در بقیه فضای فکری و پژوهش کشور و در لایه های بعد، در فضای سیاست گذاری کشور ببیند. بر اساس بازخوردهایی که گرفته می شود گام های بعدی و تکمیلی رخ می دهد.
✅ جان رالز 10سال قبل از اینکه کتاب معروفش را بنویسد در اوایل دهه 1960 چندین مقاله و یادداشت مختصر را در مورد اینکه چطور می شود ایده انصاف را پایه یک تئوری برای عدالت قرار داد، نوشته بود. این نوشته ها بازخوردهای بسیار زیادی در داخل و در درون جامعه علمی، چه عالمان علوم سیاسی، چه عالمان رشته مثلا فلسفه اخلاق و بعضی از اقتصاد دانان و غیره پیدا کرده بود. در 1971 وقتی کتاب رالز منتشر می شود دوباره بازخورد خیلی وسیع تری موجب شد رالز به اجبار، پویایی نظریه خود را لحاظ کند، ایرادات را بهتر بفهمد، از نکات و نقدها خوانش جدیدی پیدا کند و ویرایش دوم و سوم را ارائه کند.
✅ هیچکدام از ایده هایی که در فضای پژوهشی و علمی کشور پیرامون عدالت مطرح شده، فرایند رشد و بلوع خودشان را طی نکردند...می شود گفت قبل از اینکه بتوانند خودی نشان بدهند و پا به عرصه وجود بگذارند عمرشان به پایان رسید، نه بازتابی در جامعه پژوهشگران و اندیشمندان و نخبگان پیدا می کنند و نه اقبالی از طرف سیاستگذاران صورت می گیرد تا آن نظریه را به آزمون بگذارند.
✅ باید ایده ها در فضای علمی و پژوهشی و جلسات و محافل و مقالات و نقدها پژواک پیدا کند.
✅ اگر دست سیاستگذار به سمت عالمان علوم اجتماعی دراز شود و از آن ها بخواهد که راهکار مدیریت و حل معضلات را به سیاستگذار نشان دهند، عالمان علوم اجتماعی ناچار از تولید و جوشش خواهند بود.
✅ نظامات تصمیم گیری ما به صورت سیستمی نیاز به مراجعه به نظریه عدالت و نظریه پرداز عدالت را در خود نمی بینند. شاید این حرف من را کمی افراطی تلقی کنید اما رویه سیاست گذاری کشور در بسیاری موارد در حوزه دستگاه های اجرایی هیچ تفاوتی با پیش از انقلاب نکرده است.
✅ سعی کنیم هر جایی که قاعده گذاری رسمی را در کشور انجام می دهد،نسبت خودش را با موضوع عدالت از طریق یکی از نهادهای پژوهشی کشور مستند کند، الزامی وجود داشته باشد که مسئول آن دستگاه به نهادهای پژوهشی کشور مراجعه کند .....
🔶 خردنامه،ش167
@babaee_ehsan
Forwarded from Deleted Account
🔷 دادگاه های انقلاب
🔴 آیت الله هاشمی رفسنجانی:
✅ تشکیل خودجوش کمیته های انقلاب، از همان روزهای اول پیروزی، موجی پیش بینی نشده از دستگیری عوامل وابسته به رژیم شاه را به همراه داشت، بدون اینکه برنامه خاصی درباره نحوه نگهداری و محاکمه آنها وجود داشته باشد.
✅ حتی تشکیل دادگاه های انقلاب برای محاکمه اینگونه افراد که با حکم امام صورت می گرفت در مجموع کارهای برنامه ریزی شده ما نبود و حتی صحبت هایی که درباره آن شده بود، مسأله عفو عمومی بود. اما به جهت اینکه بسیاری از سران و وابستگان طاغوت در صدد طرح ریزی برای مقابله با انقلاب بودند و از طرفی، برخی از دستگیر شدگان هم جنایات وسیعی در رژیم گذشته داشتند که گذشت از آنها اسلامی نبود و مردم هم چنین کاری را نمی پذیرفتند، عفو عمومی در آن زمان صورت نگرفت.
✅ به هر حال دادگاه های انقلاب با نظر مستقیم امام تشکیل شد و در نخستین گام، جمعی از سران بدنام و شناخته شده رژیم که در جنایات علیه مردم شرکت داشتند، توسط آقای خلخالی که از طرف امام مأموریت یافته بود در این دادگاه های حاضر و حکم شرعی صادر کند (5 اسفند 1357)، به سرعت محاکمه و به مجازاتهایی محکوم شدند.
این در حالی بود که شورای انقلاب و دولت موقت بدون نقش داشتن در کار این دادگاه ها، برای محاکمه انقلابی و اعدام 30 تا 40 نفر از سران فاسد رژیم، تحت فشار مردم و گروه های سیاسی بود و همزمان نیز برخی از سران کشورها برای جلوگیری از محاکمه بعضی از عناصر رژیم شاه، درخواستهایی داشتند.
✅ سرانجام بعد از گذشت حدود یک ماه از فعالیت مستقل دادگاه های انقلاب، طی حکمی در تاریخ 25 اسفند 1357برای سر و سامان دادن به این وضع و با توجه به اینکه دولت موقت هم از همان روزهای اول با این دادگاه ها مشکل پیدا کرده بود، دستور دادند: «محاکمات زیر نظر شورای انقلاب اسلامی و دولت انقلاب اسلامی صورت گیرد.» و مقرر کردند که شورای انقلاب آیین نامه جدیدی برای این کار تنظیم و تصویب کنند و دادگاه مرکزی تهران نیز تا تصویب این آیین نامه، محاکمات را متوقف کند... به این ترتیب سر و سامانی به کار این دادگاه ها داده شد.
🔶 (امام خمینی به روایت آیت الله هاشمی رفسنجانی،ص100)
@babaee_ehsan
🔴 آیت الله هاشمی رفسنجانی:
✅ تشکیل خودجوش کمیته های انقلاب، از همان روزهای اول پیروزی، موجی پیش بینی نشده از دستگیری عوامل وابسته به رژیم شاه را به همراه داشت، بدون اینکه برنامه خاصی درباره نحوه نگهداری و محاکمه آنها وجود داشته باشد.
✅ حتی تشکیل دادگاه های انقلاب برای محاکمه اینگونه افراد که با حکم امام صورت می گرفت در مجموع کارهای برنامه ریزی شده ما نبود و حتی صحبت هایی که درباره آن شده بود، مسأله عفو عمومی بود. اما به جهت اینکه بسیاری از سران و وابستگان طاغوت در صدد طرح ریزی برای مقابله با انقلاب بودند و از طرفی، برخی از دستگیر شدگان هم جنایات وسیعی در رژیم گذشته داشتند که گذشت از آنها اسلامی نبود و مردم هم چنین کاری را نمی پذیرفتند، عفو عمومی در آن زمان صورت نگرفت.
✅ به هر حال دادگاه های انقلاب با نظر مستقیم امام تشکیل شد و در نخستین گام، جمعی از سران بدنام و شناخته شده رژیم که در جنایات علیه مردم شرکت داشتند، توسط آقای خلخالی که از طرف امام مأموریت یافته بود در این دادگاه های حاضر و حکم شرعی صادر کند (5 اسفند 1357)، به سرعت محاکمه و به مجازاتهایی محکوم شدند.
این در حالی بود که شورای انقلاب و دولت موقت بدون نقش داشتن در کار این دادگاه ها، برای محاکمه انقلابی و اعدام 30 تا 40 نفر از سران فاسد رژیم، تحت فشار مردم و گروه های سیاسی بود و همزمان نیز برخی از سران کشورها برای جلوگیری از محاکمه بعضی از عناصر رژیم شاه، درخواستهایی داشتند.
✅ سرانجام بعد از گذشت حدود یک ماه از فعالیت مستقل دادگاه های انقلاب، طی حکمی در تاریخ 25 اسفند 1357برای سر و سامان دادن به این وضع و با توجه به اینکه دولت موقت هم از همان روزهای اول با این دادگاه ها مشکل پیدا کرده بود، دستور دادند: «محاکمات زیر نظر شورای انقلاب اسلامی و دولت انقلاب اسلامی صورت گیرد.» و مقرر کردند که شورای انقلاب آیین نامه جدیدی برای این کار تنظیم و تصویب کنند و دادگاه مرکزی تهران نیز تا تصویب این آیین نامه، محاکمات را متوقف کند... به این ترتیب سر و سامانی به کار این دادگاه ها داده شد.
🔶 (امام خمینی به روایت آیت الله هاشمی رفسنجانی،ص100)
@babaee_ehsan