مسطر، انقلاب و جامعه
271 subscribers
291 photos
90 videos
3 files
349 links
تماس با ادمین:
@mastar1357
Download Telegram
🔴 عنصر لازم مدیریت

از ویژگی های شخصیتی امام این بود که خود را مدیریت می کرد. اختیار علائق درونی خود را در دست داشت.
این ویژگی برای هر کسی که در هر سطحی از مدیریت و راهبری قرار دارد، عنصری لازم است.

امام اهل فلسفه و عرفان بود. به هر دلیل به این نتیجه رسید که در مقطعی از زمان این بعد از شخصیت علمی خود را کتمان کند.
همچنانکه از آغاز به سیاست توجه داشت. آنقدر که در سنین جوانی حتی به مجلس آن روز نیز رفته بود، در منزل مدرس، او را هم دیده بود. به واسطه همسایگی پدر همسر با آیت الله کاشانی، هم صحبت می شد. با این حال علیرغم اختلاف نظرها با آیت الله بروجردی، اما به دلیل زعامت آیت الله بروجردی، از ابراز نظر عمومی در باب سیاست خودداری می کرد.

دو خاطره زیر شواهد خوبی است بر این موضوع:

🔷 غلامحسین ابراهیمی دینانی:زمانی که توفیق شاگردی ایشان را داشتم،... ایشان جز فقه و اصول چیزی درس نمی‌دادند. درس ندادن مهم نیست، مهم این بود که حتی سوالات فلسفی هم جواب نمی‌دادند، نه فلسفه و نه عرفان، نه خصوصی و نه گروهی. اگر سوال فلسفی یا اخلاقی می‌پرسیدیم جواب نمی‌دادند اما سوال فقهی و اصولی جواب می‌دادند.
... در جوانی زمانی که ما نبودیم هم فلسفه می‌گفتند و هم عرفان، اما زمانی که ما بودیم دیگر فلسفه و عرفان نمی‌گفتند. اگر عرفان و فلسفه می‌گفت و یا هر کس دیگری می‌گفت، کار تمام بود. بنابراین ایشان که مرد با تدبیری بود و نمی‌خواست به آن سرنوشت مبتلا شود و شاید هم اندیشه‌هایی داشت، از فلسفه و عرفان صحبت نمی‌کرد و جواب سوال را نمی‌داد. وادارش کردند که چیزی نگوید. (مصاحبه با جماران)

🔷 جعفر سبحانی: به خاطر دارم در سال 1330، که تب انتخابات بالا گرفته بود و حوزه های انتخاباتی میان طرفداران مصدق و شاه تقسیم و شاه تقسیم گشته بود و هیچ کدام از کاندیداها مورد رضایت فضلا نبود، یکی از دوستان، به نام آقای حاج شیخ اسدالله نوراللهی، در جلسة درس از ایشان خواست که به مسأله انتخابات وارد شود و وکلای مؤمن و متعهد را معرفی کند و لااقل برای قم یک وکیل مناسب در نظر بگیرد.
ایشان، پس از اعتذار، یادآور شد که فعلاً وظیفه من درس گفتن است و بس. (آیینه داران حقیقت، ج1، ص605-606)

@babaee_ehsan
🔴 نامه دکتر میرمحمدصادقی به دادستان دادگاه بین المللی لاهه
🔶 دکتر میرمحمدصادقی طی نامه ای خطاب به فاتو بنسودا_ دادستان دادگاه کیفری بین المللی لاهه_ درخواست کرد وضعیت میانمار به دادگاه کیفری بین المللی ارجاع شود.


به گزارش ایسنا متن نامه به شرح زیر است:

به نام خداوند مهربان
سرکار خانم فاتو بنسودا
دادستان محترم دادگاه کیفری بین المللی – لاهه احتراما، شاید شما به عنوان یک مسلمان از این گفته بلند پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله "ص" آگاه باشید که کسانی را که به فریاد استمداد و یاری طلبی مظلومان پاسخ ندهند مسلمان نمی داند و مسئول می شناسد، و بی تردید شما تا کنون از جنایات بی سابقه ارتکاب یافته علیه کودکان، زنان و مردان مسلمان میانمار اطلاع یافته اید. هر چند جهانیان سالهاست شاهد کشتارها و فجایع ارتکابی از سوی قدرتمندان علیه مردم بی دفاع بوده اند و این اقدامات، به ویژه در قرن بیستم و بالاخص در فاصله بین دو جنگ جهانی اول و دوم، در نقاط مختلف عالم به کرات رخ داده است، لیکن اوج مظلومیت قربانیان فاجعه انسانی اخیر در میانمار، همراهی رژیم نظامی این کشور با جنایتکاران، سکوت بسیاری از دولت های جهان، و تداوم تجهیز تسلیحاتی دولت میانمار از سوی رژیم های نژاد پرستی چون رژیم اسرائیل، وضعیت و موقعیت ویژه ای را برای این فاجعه رقم زده است. جالب آن که مرتکبان این جنایت مدعی پیروی از آئینی هستند که همواره سعی می کنند آن را طرفدار صلح و آشتی و دوستی و مخالف تعرض حتی به جانوران و حشرات جلوه دهند. این همه نشانگر سقوط ارزش های اخلاقی و انسانی در کره خاکی ماست که بشر به اصطلاح متمدن امروز با مباشرت، معاونت و یا سکوت خود موجبات قتل عام و آوارگی هزاران نفر از مردم بی گناه و به آتش کشیده شدن محل های سکونت آن ها را، به جرم تبعیت از یک مذهب الهی و ابراهیمی، فراهم می آورد. قطعا این گونه اقدامات وحشیانه فراتر از قربانیان مستقیم آن هزاران و میلیون ها قربانی غیر مستقیم دارد و در واقع برهمه بشریت تاثیرگذار است، همچنان که یک عمل تروریستی شعله های جنگ خانمان سوز جهانی اول را برافروخت.
آنچه که بر شدت و شناعت این جنایت می افزاید آن است که عناصر لازم برای احتساب این اعمال به عنوان مصداق بارزی از جنایت نسل کشی وجود دارد. سرکار عالی نیک آگاهید که ارتکاب اعمالی مثل قتل و ایراد صدمات شدید جسمانی و روانی به اشخاص در صورتی که به قصد از بین بردن همه یا بخشی از یک گروه قومی، ملی، نژادی یا مذهبی صورت گیرد می تواند موجب تحقق جنایت نسل کشی یا ژنوسید، به عنوان شنیع ترین جنایت بین المللی، شود. از سوی دیگر، دادگاه کیفری بین المللی از سال2002 در شهر لاهه هلند تشکیل شده است تا جنایتکاران قدرتمندی را که در کشورشان یا کشور های دیگر امکان پیگرد کیفری آن ها وجود ندارد مورد پیگرد قرار داده و بدین ترتیب از بی کیفر ماندن آن ها جلو گیری نماید. هرچند با توجه به عدم الحاق دولت میانمار به اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی، امکان آغاز تحقیقات راسا از سوی شما به عنوان دادستان دادگاه وجود ندارد، لیکن انتظار می رود که سرکارعالی با استفاده از نفوذ خود تلاش کنید که شورای امنیت سازمان ملل متحد، به استناد فصل هفتم منشور ملل متحد و بر اساس بند ب ماده13 اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی، وضعیت میانمار را به دادگاه کیفری بین المللی ارجاع نماید، همان گونه که در مورد لیبی و سودان چنین کرد؛ تا بتوان اطمینان حاصل کرد که آمران و عاملان این فجایع دهشتبار، قبل از آن که در محکمه عدل الهی مورد بازخواست قرار گیرند، در این دنیا نیز به سزای حداقل بخشی از جنایات خود برسند و این درس عبرتی برای همه جنایتکاران و موجب تشفی خاطر قربانیان این جنایات شود.

تهران- ششم سپتامبر2017- دبیر کل مجمع همبستگی حقوقدانان،دکتر حسین میرمحمد صادقی
@babaee_ehsan
Forwarded from جبهه عدالتخواه مردمی مشهد مقدس
در ایام عید غدیر
عمل به وصیت مولا علی علیه السلام
دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید...
کمک به مردم مظلوم میانمار
شماره کارت :
5022297000010434
به نام مجمع جوانان امت‌واحده
@komeilihosein
#رسانه_باشید
🔴 به مناسبت 19شهریور، سالروز رحلت آیت الله سید محمود طالقانی

🔶 منبع: «همگام با آزادی _ خاطرات دکتر سید محمد مهدی جعفری»

🔷 سی تیر 1340 به مناسبت سالگرد شهدای سی تیر 1331، آیت الله طالقانی،مهندس بازرگان،دکتر یدالله سحابی و جمعی از رهبران و سران جبهه ملی و دیگر احزاب سیاسی رفته بودند ابن بابویه سر مزار شهدای سی تیر. عده زیادی دانشجو نیز رفته بودند.پس از پایان مراسم،پلیس به اجتماع کنندگان حمله می کند و همه آقایان را سوار کامیون کرده به زندان می برد. آیت الله طالقانی هم می پرد پشت کامیون پلیس و به زور سوار می شود! سربازها و پلیس هر کاری می کنند که ایشان را پایین بیاورند، پایین نمی آیند. می گوید:
اول من [ را باید به زندان ببرید] بعد اینها!
خلاصه همه را می برند شهربانی. باز هر کاری می کنند آیت الله طالقانی حاضر نمی شود از زندان بیرون بیاید و به همراه بازداشت شدگان می رود در داخل زندان. بعد از یکی دو روز رئیس زندان نیرنگ می زند و می گوید:
شما برای آزادی این جوانان تشریف بیاورید به دفتر زندان تا با هم صحبت بکنیم.
آیت الله طالقانی که از زندان بیرون می روند،در زندان را پشت سرشان می بندند و نمی گذارند به زندان بر گردد. لذا ایشان آزاد می شوند و بقیه در زندان می مانند.(ص64)

🔷[در جریان محاکمه سران نهضت آزادی] وقتی هیأت دادرسان آمدند، بنا به عرف همه دادگاه های جهان و ایران،همه متهمان بایستی به احترام بلند شوند و ما همگی بلند شدیم و ایستادیم. در این میان آیت الله طالقانی در کمال جسارت و با شهامت تمام از بلند شدن امتناع فرموده و همان طور سر جای خود نشسته ماندند.با این کارشان بی اعتنایی خود را به دادستان و رئیس دادگاه و به رسمیت نشناختن دادگاه را نشان دادند.

بعد گفتند: افراد بیایند و خودشان را معرفی کنند.
مهندس بازرگان و دکتر سحابی، متهمان ردیف اول و دوم، رفتند و خودشان را معرفی کردند.نوبت به آیت الله طالقانی که رسید، ایشان از رفتن و معرفی کردن خود نیز امتناع کردند و فرمودند:
من یک مجتهدم،شما را به رسمیت نمی شناسم و خودم را معرفی نمی کنم.
سرتیپ مسعودی که وکیل آیت الله طالقانی بود، رفت و گفت:
موکل من مجتهد است و شما حق ندارید ایشان را محاکمه کنید. ولی من ایشان را معرفی می کنم....(ص151_152)

🔷 همانطور که پیش بینی می کردیم، آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان هر کدام به ده سال زندان،آقای یدالله سحابی، دکتر عباس شیبانی و احمد علی بابایی به شش سال، مهندس عزت الله سحابی و ابوالفضل حکیمی و من نیز هر کدام به چهار سال زندان محکوم شدیم...
حکم را که اعلام کردند، خواستند دادگاه را تعطیل کنند، اما آیت الله طالقانی که تا این لحظه سکوت کرده بود به رؤسای دادگاه اشاره کرد و با لحنی آمرانه و محکم گفت: _بایستید!
همه خبردار ایستادند. اعم از ما و نظامیان و تماشاچی ها.بعد در آن دل شب این آیات را از سوره والفجر قرائت کردند:
«بسم الله الرحمن الرحیم. والفجر و لیال عشر. و الشفعِ و الوَتر.و الیل إذا یَسر.هل فی ذلک قسمٌ لِذِی حِجرٍ. الم تَرَ کیفَ فعل ربک بِعادٍ. اِرَمَ ذات العماد...»
بعد از خواندن این آیات گفتند:
حالا بروید! حالا بروید به اربابانتان بگویید که شما محکوم هستید،نه ما.
سرتیپ زمانی، رييس دادگاه با خجالت سرش را زیر انداخت و از دادگاه بیرون رفت...(ص156_157)

@babaee_ehsan
حکومت حق، حکومت ملکه حریت و عدالت است که اولیای خدا مظاهر کامل این ملکات اند... حال که آن حکومت حق مطلق نیست، تا ممکن است باید دست بندگان شهوات را از عرض، مال و نوامیس مردم کوتاه نمود.
@babaee_ehsan
🔴 برشی از یک کتاب

🔷 عوامل ماندگاری استبداد


✳️ 19شهریور 1358 شمسی سالروز رحلت مبارز نستوه آیت الله سید محمود علایی طالقانی است.
از جمله کارهای در خور توجه آیت الله طالقانی، تجدید انتشار کتاب «تنبیه الامة و تنزیه الملة» علامه میرزا محمد حسین نائینی،از مهمترین مکتوبات مقارن با قیام مشروطه است. طالقانی بر این اثر (1334)پی نوشت هایی افزوده است.
آنچه در ادامه خواهد آمد خلاصه ای از بخش خاتمه کتاب نائینی است که طالقانی آن را بازنویسی کرده است.


قوه نگهدار استبداد، هفت چیز است:
1. جهل ملت به وظایف و حقوق عمومی: ...دزدان و درندگان اعراض و نوامیس عمومی و راهزنان دین و شرافت در زیر پرده تاریک جهل عمومی، در دل ها هراس ایجاد می کنند و با اشتباه کاری و دین سازی برای مردم، به راهزنی و غارتگری می پردازند.

2. از قوای پاسدار استبداد، شعبه استبداد دینی است، کار این شعبه این است که مطالب و سخنانی از دین یاد گرفته و ظاهر خود را آن طور که جالب عوام ساده باشد می آرایند و مردمی را که از اصول و مبانی دین بی خبرند و به اساس دعوت پیمبران گرام آشنایی ندارند، می فریبند و مطیع خود می سازند و با این روش فریبنده به نام غمخواری دین و نگهداری آیین، ظل الشیطان را بر سر عموم می گسترانند... این دسته چون با عواطف پاک مردم سر و کار دارند و در پشت سنگر محکم دین نشسته اند، خطرشان بیشتر و دفع شان دشوار تر است...

3. نفوذ دادن پرستش شاه است...آنگاه که عنوان پرستش در اجتماع وسیله امتیاز و رسیدن به مقامات گردید، مردمان پست و بت تراشی که در فن تملق و تظاهر به اطاعت و عبودیت ماهر تر از دیگران باشند، بیشتر توانند به مقامات برسند... در چنین اجتماع منحطی چه بسا علم و فضیلت موجب عقب ماندگی و محرومیت است...کار به آنجا می رسد که طرفداران دین هم با توجه و بدون توجه به دستگاه بت تراشی کمک می نمایند...
این بت تراشان میان زمامدار و ملت فاصله ایجاد می کنند و سیاه را سفید و سفید را سیاه می نمایانند ، به طوری که تفاهم میان ملت و زمامدار قطع می شود، اگر مردم از گرسنگی فریاد کشند اینها می گویند جمعیت اخلال گرند، اگر از ظلم بنالند، می نمایند که می خواهند احساسات را بر علیه سلطان و دین تحریک کنند، در نتیجه شیرازه روابط و حسن تفاهم را از هم می پاشند و همه را به سراشیب فنا می کشانند.

4.از قوایی که نگهدار استبداد است اختلافات دینی، سیاسی و طبقاتی است که ایادی استبداد بدین وسیله مردم را از هم جدا و نیروهای ملت و اجتماعی را مصرف یکدیگر می سازد و به این وسیله سلطه قاهرانه خود را نگه می دارد...

5.قوه قهر و ایجاد وحشت و زجر است که از قدیم خودسران خونخوار نسبت به بزرگان و احرار، اعمال می نمودند...

6.از نگاهبانان استبداد فردی، استبداد طبقاتی است: آن دسته از سرمایه داران، ملاکین و اشرافی که خوی طبقاتی طبیعت ثانوی در مزاج روحشان شده است و ستمگری و استثمار دیگران را حق ارثی و طبیعی خود می پندارند، با تمام قوایی که در دست دارند، مستبد را پرورش می دهند...اینها شاخه ها و فروع استبدادند _ گر چه از جهت دیگر ریشه های محکم استبدادند_ تا آنجا با افکار و آرای توده های مردم همراه و همکارند که منافع و نفوذ خود را نگه دارند، آنگاه که خطری برای زندگی اشرافی و چپاول گری خود احساس نمودند، صلاح دیگران و آیندگان کشور و شرافت و عزت را زیر پا می گذارند...

7. از اسباب و قوای بقای استبداد، به دست گرفتن و غصب نمودن سر رشته اموال عمومی و نیروی سپاهی است؛ به وسیله انتخاب فرماندهان از مردمان پست بی شرافت و طرفدار منافع بیگانگان، قوای سپاه و اموال را برای زبونی ملت و غارت مردم مصرف می نمایند و سران ایلات و عشایر را برای سرکوبی ملت مجهز می سازند.

@babaee_ehsan
🔴 خطر تشریفات

🔷 «... مسئله دیگر ٬ مسئله تشريفات حوزه‏ هاى روحانيت است كه دارد زياد مى ‏شود. وقتى تشريفات زياد شد، محتوا كنار مى ‏رود. وقتى ساختمان ها و ماشين ها و دم و دستگاه ها زياد شود، موجب مى‏ شود بنيه فقهى اسلام صدمه ببيند، يعنى با اين بساط ها نمى‏ شود شيخ مرتضى و صاحب جواهر تحويل جامعه داد. اين موجب نگرانى است و واقعاً نمى‏ دانم با اين وضع چه كنم. اين تشريفات اسباب آن مى ‏شود كه روحانيت_شكست_بخورد. زندگی صاحب جواهر را با زندگی روحانیون امروز که بسنجیم، خوب می فهمیم که چه ضربه ای به دست خودمان به خودمان می زنیم.
(صحيفه امام، ج‏۱۹ ، ص42)

امام چه نسبتی بین افزایش تشریفات _به تعبیر خودشان ساختمان ها و ماشین ها و دم و دستگاه ها _ با تضعیف بنیه فقهی حوزه می دیدند؟ از کنار هشدار امام به راحتی نمی توان عبور کرد به خصوص که امروز پژوهشگاه های پرتعداد در قم وجود دارد و ساختار اداری حوزه نیز گسترش یافته است که شاید از لوازم آن، همین افزایش تشریفات با مثال های امام بوده است.

شاید بتوان رابطه افزایش تشریفات و تضعیف بنیه فقهی حوزه را اینگونه توضیح داد که به هر میزان که ساختمان ها و دستگاه های حوزوی بیشتر می شود، ذهن های بیشتری نیز درگیر و گرفتار امور اجرایی می شود که «حاشیه» محسوب می شود و از متن اصلی کار و وظیفه حوزه خارج است.
مشغول شدن به حاشیه ها، تبعاتی دارد مانند اینکه برخی استعدادهای حوزه، به جای فقاهت، به مدیریت اختصاص پیدا می کند و مهمتر اینکه ساختار اداری، رسوب فرهنگ کارمندی را به دنبال خواهد آورد.

این بررسی لازم است که بار اصلی فقاهت حوزه _امروز و آینده_ در دست چه کسانی است؟ آنها که به تعبیر امام، از دم و دستگاه ها و تشریفات دور هستند یا آنها که در متن همین دم و دستگاه ها فعالیت می کنند.

شاید هم ایفای نقش حوزه در دوره جدید_دوره تشکیل نظام اسلام_ اقتضائاتی دارد که تن دادن به آن برخی تشریفات را به دنبال دارد. حتی در اینصورت هم مدیریت نحوه و میزان گسترش ساختار اداری و مراکز پژوهشی و آموزشی اهمیت دارد.

@babaee_ehsan
🔴 مهمترین تهدید پیش روی آرمانخواهی

🔷 چهارشنبه 16شهریور برای شرکت میزگردی در نشست سالیانه جنبش عدالتخواه دانشجویی دعوت شده بودم. نکاتی که در ادامه خواهد آمد، بعضی را از قبل در نظر داشتم و فرصت نشد مطرح کنم و بعضی هم ناظر به مباحث سایر دوستان است. موضوع میزگرد، «آرمانخواهی» بود.

به علل مختلف از آرمانخواهی دهه50 و دهه 60 فاصله گرفتیم. برخی از عوامل، «طبیعی» و بعضی هم ناشی از «خواست» و «عملکرد» ما و جامعه و مسوولان است.

علل طبیعی مثل تغییرات جمعیتی،اینکه جوانان آن روز پا به سن گذاشته اند. یا فرو نشستن جنبش های چپ گرایانه که تغییرات بنیادی را دنبال می کرد، پیچیده تر شدن زندگی روزمره و فاصله گرفتن زندگی از سادگی، اینکه مسوولین انقلابی، هر چند هنوز مدیر هستند اما خیلی از آنها خسته هستند. گذشت سن و دست و پنجه نرم کردن با واقعیت های اداره کشور و... اقتضائاتی دارد. به علاوه، برخی تندروی های ابتدای انقلاب هم طرح و تکرار ایده های آرمانخوانه را با احتیاط مواجه کرده است.

اما این، همه ماجرا نیست. کمرنگ شدن آرمانخواهی ها، علل دیگری هم دارد که مهمتر و مؤثرتر است.

شاید مهمترین و تأثیرگذارترین تهدید آرمانخواهی در همه این سال ها، «غفلت از واقع بینی» است. آرمان و هدف، فقط مقصد نیست؛مسیر هم هست؛ ابزار هم هست. جدی گرفتن این پرسش ها که «از کدام مسیر باید رفت؟ و در این مسیر از چه امتیازاتی می توانیم بهره بگیریم و با چه محدودیت هایی مواجه هستیم؟ چگونه می توان ظرفیت سازی کرد و چطور باید محدودیت ها و تهدیدها را کنترل کرد؟» جزئی از مسیر آرمانخواهی است.
دعوت به واقع بینی، دعوت به عقب نشستن از آرمان ها نیست،دعوت به پیگیری آرمان ها در متن واقعیت است؛ دعوت به عینی سازی آرمان ها و آرمانخواهی و پرهیز از شعار زدگی است. آرمانخواهی در «عمل» میان بر ندارد و حتما از توجه به واقعیت ها عبور می کند؛ از طراحی و فراهم کردن ابزارها؛ از یافتن راهکارهای عملی.

بی اعتنایی به واقع بینی، ناکارآمدی به دنبال دارد، در دراز مدت آرمانخواهی را بی فایده جلوه میدهد. آرمانها را تثبیت نمی کند.

خیلی از فاصله ها بین شخصیت ها و جریان های سیاسی در جدایی آرمانخواهی و واقع بینی ریشه دارد. سهمی از وحدت جامعه را باید در جمع آرمانخواهی و واقع بینی حستجو کرد.

🔶 ادامه دارد...

@babaee_ehsan
🔴 آرمانخواهی علیه آرمانخواهی!

اینکه در آیه سوم سوره صف آمده است:
«کَبُرَ مَقتاً عِندَ الله أن تَقولوا ما لا تفعَلون»
که (بسیار زشت است اینکه میگویید آنچه را که به آن عمل نمی کنید)،
فقط مذمت ریا و نفاق و دورویی نیست؛ اینها هست و علاوه بر اینها، مذمت بی اعتبار کردن گفته ها نیز هست.گفته هایی که چه بسا از جنس ارزش هاست، از جنس بایدها و آرمانهاست.

آنهایی که حرفهای خوب زدند و می زنند، و از همین حرف های خوب، کسب مشروعیت و اعتبار می کنند، و وقتی نوبت به عمل می رسد، حرف های خود را فراموش می کنند و بی عملی و بلکه بدعملی خود را توجیه می کنند، نه فقط اعتماد به خود را بلکه اعتبار حرفهای درست و خوب را هم مخدوش می کنند.

جامعه ای که در آن بین سخن و عمل فاصله هست، جامعه ای که در آن سخن به عمل منتهی نمی شود، سخن هر چند از جنس ارزشها باشد، هر چند از جنس آرمانها باشد، بی پشتوانه خواهد شد.

شعارهایی که عملی نمی شود یا ناشی از «نتوانستن» و غفلت از واقع بینی است یا به علت «نخواستن» و شانه خالی کردن از مسؤولیت. عملی نشدن شعارها به هر یک از دو علت یاد شده باشد، فرق نمی کند، باعث می شود به مرور، جدّی بودن شعارها سست شود.

وضعیت و جایگاه واقعی شعار مبارزه با فساد، قانونگرایی، عدالت محوری و ... را نه صدای بلند بلکه عمل محکم مشخص می کند.

🔶 ادامه دارد...

@babaee_ehsan
🔴 خجالت انقلابی!

این روزها بعضی، مواضع رهبر کره شمالی را به رخ می کشند و اسم «کیم جونگ اون» را که می شنوند ناخودآگاه به یاد خیلی ها می افتند مثل ستارخان، باقرخان، مثل میرزا کوچک خان و رئیسعلی دلواری! لابد شباهت زیادی می بینند، حتی زبادتر از شباهت کیم جونگ اون وطن پرست! به صدام، هیتلر و استالین.

بعد از چهار دهه از انقلاب، یک الگوی دیگر را به بقیه الگوها اضافه می کنند! و چه خوب که تعبیر «حزب مستضعفین» امام در خاطرشان نبود وگرنه این تعبیر امام را هم به لجن می کشیدند.

می نویسد که مرکل به رهبر کره شمالی گفته بیا مذاکره کنیم. اون هم گفته: «اینجا ایران نیست.» و نویسنده محترم خیلی خیلی خجالت کشید که رهبر کره شمالی گفت: «اینجا ایران نیست.»! و بعد به یاد رئیس علی دلواری افتاد و از آن طرف به یاد شاه سلطان حسین و محمد رضا شاه. خجالت کشیدن از نوع انقلابی! کاش کمی اعتماد به نفس اسلامی هم این وسط بود...

وقتی برخی تشکلهای دانشجویی چند سال قبل برای چه گوارا مراسم گرفته بودند یک بزرگواری نوشته بود روشن کنیم که «ما را چه به چه؟» بلکه مقصدمان فراموش نشود. هنوز برخی سردرگم هستند که قرار است کجا برویم ژاپن اسلامی، کره شمالی اسلامی، ونزوئلای اسلامی؟

https://t.me/dr_ahmadzadeh_kermani/1585
@babaee_ehsan
🔴 بی تعهدی، توجیه گر بی تعهدی!

سوال این بود که چرا تعهد به آرمانها، تعهد به حرکت به سوی بایسته ها کم شد؟

بین شعارهای آرمانخواهانه، دیواری وجود ندارد،در هم تنیده هستند و از هم پشتیبانی می کنند یا زیر پای هم را خالی می کنند.

محقق کردن یک شعار، به شعارهای دیگر هم اعتبار می دهد و بی اعتنایی به یک ارزش، بی اعتنایی به ارزشهای دیگر را به دنبال خواهد داشت.

این جمله از استاد مطهری یک اصل انقلابی است که «اسلام، یک کل تجزیه ناپذیر است.» همین جمله، کمرنگ شدن آرمانخواهی در جامعه را توضیح می دهد.مطهری نکات دیگری نیز دارد. اینکه هیچ ارزشی جای دیگری را پر نمی کند. هر ارزشی جای خود را دارد، اگر آنقدر پررنگ شود که بخواهد جای دیگری را بگیرد،جای خود را هم از دست خواهد داد. این یک قانون و سنت است که هر وقت زیر پا نهادن یک ارزش و یک شعار مقدس، عادی شد و به رسمیت شناخته شد؛ به همان اندازه، دیگر ارزشها و شعار ها هم بی اعتبار خواهند شد.

وقتی با فساد با تعلل و با تبعیض برخورد می شود، وقتی به فساد به عنوان حربه و بهانه ای برای تسویه حساب، برای اعمال فشار، برای روز مبادا، استفاده شود؛

وقتی با قانون، «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» برخورد شود، وقتی پشت نقص قانون سنگر گرفته می شود برای حمله به آنها که در طیف و جناح ما نیستند؛

وقتی مقوله هایی مثل آب، محیط زیست، عدالت آموزشی، جایی در دغدغه های انقلابی متعهدین، ندارد؛

وقتی پاسخگویی، ضعیف است و ساز و کار شفافی برای مطالبه وجود ندارد،

وقتی سهم حاشیه نشین ها، زندانیان، گرفتاران اعتیاد در تریبون های رسمی و مسؤول ادا نمی شود،

وقتی رسانه ملّی، ملّی نیست و قومیت ها و اقلیت ها به تبعیدگاه های شبکه های استانی فرستاده می شوند،

وقتی مسؤولین، متوجه فاصله گرفتن از سطح زندگی مردم و طبقات ضعیف نیستند،

در اینصورت، پاسخ به پرسش از چراییِ کمرنگ شدن آرمانگرایی، دشوار نیست. اینها فقط شرح و توصیف ماجرا نیست؛ بخشی از علل وضعیتی است که در آن قرار داریم.

https://t.me/babaee_ehsan/471

@babaee_ehsan
تولید داخلی، احتیاج دارد به مصرف داخلی.(91/7/20)
نوشت افزار ایرانی خرید کنیم.
@babaee_ehsan
«از سر درد و دریغ می گویم، افسوس که شیعه بیشتر بر مصائب عاشورا گریست و کمتر در مسائل عاشورا، اندیشید.» (قیام جاودانه، ص 78)
@babaee_ehsan
🔴 دادگاه مظلومان

🔵 استاد محمد رضا حکیمی:

🔷 «... مگر این فراموش شدگان مظلوم و این از چشمان همه افتادگان محروم و خانوادگانشان و واطفالشان، جزء امت محمد(ص) نیستند؟ مگر از شیعیان امیر مؤمنان نیستند؟ و مگر جزء رعیت امام زمان(ع) به شمار نمی آیند؟ مگر قلب رئوف ولی خدا، حجت بن الحسن المهدی(ع) از فقر و حرمان و درد کشیدن و رنج دیدن آنان رنج نمی برد؟....»
🔶(قیام جاودانه،ص206)

🔷 «هنگامی که حضرت امام حسین (علیه السلام) می فرماید:"ما قیام کردیم تا به داد مظلومان برسیم."به خوبی روشن می شود که جامعه حسینی و امت عاشورایی نیز باید در جهت دفاع از مظلومان و ستمدیدگان حرکت کند (چه ستمدیدگان سیاسی و چه ستمدیدگان اقتصادی) و مجالس حسینی باید القاء کننده این فکر و جهت دهنده این اقدام باشد.»
🔶 (قیام جاودانه،ص53)
@babaee_ehsan
جوان هایی که ... خیال می کنند ما حالا باید حرف روز بزنیم [توجه ندارند که] حرف سیدالشهدا، حرف روز است، همیشه حرف روز است. اصلاً حرف روز را سیدالشهدا آورده است به دست ما داده ...»
@babaee_ehsan
🔴 بی نیاز از شرح!

هیچکس حق ندارد شورای نگهبان را تضعیف کند مگر اعضای محترم شورای نگهبان!
چند روز قبل آیت الله مؤمن عضو محترم شورای نگهبان با سؤالی از سوی خبرنگار فارس مواجه شدند درباره علت رد صلاحیت سید حسن خمینی. ای کاش آیت الله مؤمن به این پرسش جواب نمی دادند یا مثلا می فرمودند تأیید اجتهاد، منحصرا منوط به فقهای شورای نگهبان است، اما خواستند پاسخگو باشند و در کمال تعجب این جمله از زبان آیت الله مؤمن تیتر شد که«هیچ مرجعی اجتهاد حسن خمینی را تأیید نکرده بود.»
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960621001500

ظاهرا این را هم باید اضافه کنیم که هیچکس حق ندارد مراجع را تضعیف کند، مگر اعضای شورای نگهبان!
http://donya-e-eqtesad.com/SiteKhan/1259730

@babaee_ehsan
«اگر نیزه به دست نیزه داران شاهد جبهه نباشد، تسبیح در دست عبادت پیشگان گوشه نشین نیز نخواهد ماند.» (حماسه و عرفان، ص 154)
@babaee_ehsan
🔴هزینه مسلمانی

🔷استاد مرتضی مطهری: کارهای ساده را ما هم بلدیم انجام دهیم. خوب شدن ها در سطح مسائل ساده کار همه است. مثلاً اسلام توصیه کرده است که به زیارت حاجی بروید، ما هم می رویم چای می خوریم، گزی می خوریم و بلند می شویم و می آییم. یا توصیه کرده است تشییع جنازه کنید. در مجلس ختم شرکت کنید. این ها کارهای ساده ی اسلام است. این کارهای ساده از عهده هر کسی بر می آید. اسلام همیشه با این کارها اداره نمی شود. موقعی هم می رسد که باید مثل حسین بن علی برخاست و حرکت کرد؛ قیام کرد ...

🔶(حماسه حسینی، ج 1، ص 224)

@babaee_ehsan
🔴 اکتفا به اجمال، ایستادگی یا توقف؟

مطالبه تحقق آرمانها اگر در سطح کلّی گویی متوقف بماند، به همان اندازه که مدافع آرمانها بودن راحت است، فرار از زیر بار آن نیز راحت خواهد بود.

با اهداف و آرمانها _عدالت،آزادی، شایسته سالاری، قانونمداری، دفاع از مستضعفان در گستره بین المللی _ اگر در اجمال و تیتر و شعار باشند، کسی مشکل ندارد. مخالفت ها یا اختلاف نظرها زمانی شروع می شود که روش ها و برنامه ها و مسیر دستیابی مطرح می شود. از مخالفت ها و اختلاف نظرها درباره راهکارها نباید ترسید. راه میان بر وجود ندارد.

آرمانگرایی می تواند خام باشد و حتی ساده اندیشانه. اگر زمانی تنها طرح شعارها و بیان ایده ها و یادآوری اهداف، اوج آرمانخواهی بود؛ امروز اکتفا به آن، بی پاسخ گذاشتن نیاز زمان است. نیاز امروز ما حرکت از اجمال به سمت شناخت تفصیلی اهداف است؛ اینکه چه می خواهیم، چرا و چگونه؟ اینکه برای رسیدن به اهداف چه مراحلی را باید پشت سر بگذاریم و با کدام موانع مواجه هستیم و از چه ظرفیت هایی برخورداریم؟ و اینکه در مقام عمل،مطلوب های ما چه تزاحمی با یکدیگر دارند؟ در پاسخ به این نیاز، تأخیر، کم نیست.

تبیین تفصیلی آرمانها و اهداف، نیروهای خود را می خواهد. امروز به شخصیت هایی نیاز داریم که اجمال اهداف را به تفصیل تبدیل کنند. کم نیستند کسانی که با تکرار شعارهای آرمانخواهانه، تنگ نظرانه، جلوی هر ایده جدیدی می ایستند؛ راه را برای رسیدن به تفصیل می بندند. هر بررسی مجدد و تجدید نظری، پشیمانی و عقب گرد نیست؛ همچنانکه هر تکرار مواضع قبلی هم ایستادگی نیست؛ گاهی در جا زدن است.
https://t.me/babaee_ehsan/473

@babaee_ehsan