🔴 آدرس اشتباه!
✅ قبلا تعبیر آقازادگی بود و این روزها با طنزی تلخ، «ژن خوب» کاربرد دارد؛ درباره افرادی که به واسطه رابطه، به ثروت و موقعیت دست پیدا کرده اند.
✅ و همیشه هم مقابل این پدیده، هَجو و تمسخر و مذمت صورت گرفته است و هیچکدام از اینها هم جلودار آن نبوده است. هجو و تمسخر، بخش آسان ماجراست که همه، پای کار هستند و قسمت دشوار و هزینه بردار مسأله، پرداختن به «رانت» است که هم از رابطه سالاری ریشه دار در فرهنگ عمومی ما تغذیه می کند و هم نظام اقتصادی راه آن را باز کرده و هم بسیاری روابط سیاسی، بر اساس توزیع رانت شکل گرفته است.
✅ عیب گرفتن از وزیری که فرزندش برای تحصیل به خارج از کشور می رود، آب در هاون کوبیدن است، بلکه اساسا از بعد فردی ماجرا، عیبی هم در بین نیست. کار لازمی که صورت نمی گیرد، نقد و قطع روابط مبتنی بر رانت است که اجازه می دهد رابطه رفت و برگشتی قدرت _ ثروت تداوم پیدا کند.
✅ خیلی وقت است که نزاع های سیاسی بر اساس دوگانه های راست و چپ، اصولگرا و اصلاح طلب تعریف می شود.ادعا این نیست که این سنخ نزاع ها بی مبناست اما این هم هست که اگر بر نزاع ها بر اساس مبارزه با رانتخواری و قطع روابط قدرت _ ثروت شکل بگیرد، به احتمال زیاد خیلی از اصولگراها و اصلاح طلب ها هم آغوش و هم سنگر خواهند شد.
@babaee_ehsan
✅ قبلا تعبیر آقازادگی بود و این روزها با طنزی تلخ، «ژن خوب» کاربرد دارد؛ درباره افرادی که به واسطه رابطه، به ثروت و موقعیت دست پیدا کرده اند.
✅ و همیشه هم مقابل این پدیده، هَجو و تمسخر و مذمت صورت گرفته است و هیچکدام از اینها هم جلودار آن نبوده است. هجو و تمسخر، بخش آسان ماجراست که همه، پای کار هستند و قسمت دشوار و هزینه بردار مسأله، پرداختن به «رانت» است که هم از رابطه سالاری ریشه دار در فرهنگ عمومی ما تغذیه می کند و هم نظام اقتصادی راه آن را باز کرده و هم بسیاری روابط سیاسی، بر اساس توزیع رانت شکل گرفته است.
✅ عیب گرفتن از وزیری که فرزندش برای تحصیل به خارج از کشور می رود، آب در هاون کوبیدن است، بلکه اساسا از بعد فردی ماجرا، عیبی هم در بین نیست. کار لازمی که صورت نمی گیرد، نقد و قطع روابط مبتنی بر رانت است که اجازه می دهد رابطه رفت و برگشتی قدرت _ ثروت تداوم پیدا کند.
✅ خیلی وقت است که نزاع های سیاسی بر اساس دوگانه های راست و چپ، اصولگرا و اصلاح طلب تعریف می شود.ادعا این نیست که این سنخ نزاع ها بی مبناست اما این هم هست که اگر بر نزاع ها بر اساس مبارزه با رانتخواری و قطع روابط قدرت _ ثروت شکل بگیرد، به احتمال زیاد خیلی از اصولگراها و اصلاح طلب ها هم آغوش و هم سنگر خواهند شد.
@babaee_ehsan
🔴 همه چیز داریم، مجلس، قوه قضائیه،...
✅ شغل نمایندگی یکی از بی درد سر ترین شغل هاست. علیرغم اینکه نمایندگان مسوولیت های سنگین و مهمی دارند، اما به هیچ جا پاسخگو نیستند. هر چند همه ی چهار سال، سایه نظارت شورای نگهبان را روی خود احساس می کنند!
✅ نمونه، اینکه مثلا نمایندگان اصولگرا 12سال تسلط بی رقیب بر مجلس داشتند و اما سه سطر کارنامه قابل قبول در مبارزه با فساد و رانتخواری ندارند و هر بار در پناه دامن زدن به نزاع با اصلاح طلبان و گاه در غیاب رقیب با خیال راحت به مجلس راه یافتند و هر بار از پاسخگویی فرار کردند.
✅ نظام انتخابات مجلس آنقدر مضحک است که کسی از نمایندگان توضیحی درباره تصویری که از مشکلات کشور و راه حل ها وتعهدها نمی خواهد و اگر هم بخواهد جز یک پوستر و یک فهرست چیزی نمی بیند. در این ماجرا اصلاح طلبان هم فرقی ندارند. شهروندان کسانی را انتخاب می کنند که شناختی از انها متناسب با مسوولیتی که به آنها می سپارند، ندارند. در مورد ریاست جمهوری هم همین ماجرا تکرار می شود.
✅ بخشی از ماجرا به عدم وجود حزب و تشکل های شناسنامه دار و دارای مرام و مواضع مشخص بر می گردد. البته حزب، فراوان داریم اما به رسمیت شناختن احزاب، لوازمی دارد. حزب، آنقدر دچار قید و بند است که فقط ایام انتخابات ظاهر می شوند. کافی است موضوعاتی را که احزاب نمی توانند به آن ورود کنند، فهرست کنیم.
✅ در غیاب احزاب و بی شکلی و ابهام در مواضع سیاسی، «جریان های سیاسی» هم مسوولیت پذیر نخواهند بود. در عرصه انتخابات هم که شکست بخورند، بی آنکه تلاش کنند که مواضع شفاف و کارآمدی خود را ثابت کنند،منتظر می مانند تا رقیب، ناکارامدی خود را نشان دهد!
✅ در غیاب احزاب و بی شکلی و ابهام در مواضع سیاسی، امواج کم حاصل در فضای مجازی را شاهد هستیم که آزادی بی خاصیت و بی انضباط را به نمایش می گذارند.
✅ داشتن احزاب سیاسی قدرتمند و تن دادن نظام و جریان های سیاسی به فعالیت در چهار چوب احزاب، فواید و هزینه هایی دارد. شاید هزینه ها بیشتر است و شاید فعالیت حزبی یا مواجهه با حزب آدابی دارد که تمرین نکرده ایم. فعلا در این حد توقع داریم که جنسمان جور باشد و ویترین ما از نهادهای جدید و قدیم، کم نداشته باشد.
@babaee_ehsan
✅ شغل نمایندگی یکی از بی درد سر ترین شغل هاست. علیرغم اینکه نمایندگان مسوولیت های سنگین و مهمی دارند، اما به هیچ جا پاسخگو نیستند. هر چند همه ی چهار سال، سایه نظارت شورای نگهبان را روی خود احساس می کنند!
✅ نمونه، اینکه مثلا نمایندگان اصولگرا 12سال تسلط بی رقیب بر مجلس داشتند و اما سه سطر کارنامه قابل قبول در مبارزه با فساد و رانتخواری ندارند و هر بار در پناه دامن زدن به نزاع با اصلاح طلبان و گاه در غیاب رقیب با خیال راحت به مجلس راه یافتند و هر بار از پاسخگویی فرار کردند.
✅ نظام انتخابات مجلس آنقدر مضحک است که کسی از نمایندگان توضیحی درباره تصویری که از مشکلات کشور و راه حل ها وتعهدها نمی خواهد و اگر هم بخواهد جز یک پوستر و یک فهرست چیزی نمی بیند. در این ماجرا اصلاح طلبان هم فرقی ندارند. شهروندان کسانی را انتخاب می کنند که شناختی از انها متناسب با مسوولیتی که به آنها می سپارند، ندارند. در مورد ریاست جمهوری هم همین ماجرا تکرار می شود.
✅ بخشی از ماجرا به عدم وجود حزب و تشکل های شناسنامه دار و دارای مرام و مواضع مشخص بر می گردد. البته حزب، فراوان داریم اما به رسمیت شناختن احزاب، لوازمی دارد. حزب، آنقدر دچار قید و بند است که فقط ایام انتخابات ظاهر می شوند. کافی است موضوعاتی را که احزاب نمی توانند به آن ورود کنند، فهرست کنیم.
✅ در غیاب احزاب و بی شکلی و ابهام در مواضع سیاسی، «جریان های سیاسی» هم مسوولیت پذیر نخواهند بود. در عرصه انتخابات هم که شکست بخورند، بی آنکه تلاش کنند که مواضع شفاف و کارآمدی خود را ثابت کنند،منتظر می مانند تا رقیب، ناکارامدی خود را نشان دهد!
✅ در غیاب احزاب و بی شکلی و ابهام در مواضع سیاسی، امواج کم حاصل در فضای مجازی را شاهد هستیم که آزادی بی خاصیت و بی انضباط را به نمایش می گذارند.
✅ داشتن احزاب سیاسی قدرتمند و تن دادن نظام و جریان های سیاسی به فعالیت در چهار چوب احزاب، فواید و هزینه هایی دارد. شاید هزینه ها بیشتر است و شاید فعالیت حزبی یا مواجهه با حزب آدابی دارد که تمرین نکرده ایم. فعلا در این حد توقع داریم که جنسمان جور باشد و ویترین ما از نهادهای جدید و قدیم، کم نداشته باشد.
@babaee_ehsan
مردم همیشه باید متوجه باشند که برای خودشان بت تراشی نکنند، ولو اینکه بتها پیشوایان دینی، پیشوایان اجتماعی، هوی و هوسها، درهم و دینارها، مقامها، علم و صنعت یا ساخته های دست خودشان باشد.
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
🔴 بت تراشی نکنید!
✳️ شهید محمد جواد باهنر:
🔷 اگر اسلام می گوید بت، صنم، لات و عزّی؛ مقصودش فقط یک قالب تراشیده از سنگ و چوب نیست. مقصود این است که مردم در محیط خودشان غیر از خدا، مقامات، افراد، چیزها و مظاهر طبیعت و صورت های مختلف را منشأ الهام و قدرت برای خود قرار ندهند و در برابر آنها خاضع، خاشع، متملّق، چاپلوس و خرافی نباشند.
🔷 بتها ممکن است گاهی به صورت چاه یا درختی که مردم به آن دخیل ببندند و یا قفلی که به جایی ببندند جلوه کنند و یا به صورت افراد و اشخاص باشند...
🔷 لذا این موضوع همیشه زنده است؛ یعنی آیاتی که در قرآن با بت پرستی مبارزه می کند، موسمی و تاریخی نیست؛ بلکه دائمی، ازلی و ابدی است. مردم همیشه باید متوجه باشند که برای خودشان بت تراشی نکنن، ولو اینکه بتها پیشوایان دینی، پیشوایان اجتماعی، هوی و هوس ها، درهم و دینارها، مقام ها، علم و صنعت و یا ساخته های دست خودشان باشد.
🔷 وقتی بت به صورت های مختلف درآمد، آدم را آنچنان مهار می کند که چشم و گوش و عقلش را می گیرد به طوری که خضوع او فقط در مقابل بت است نه در برابر حق و خدا.
🔶 منبع: گسترش نهضت حسینی، ص115
@babaee_ehsan
✳️ شهید محمد جواد باهنر:
🔷 اگر اسلام می گوید بت، صنم، لات و عزّی؛ مقصودش فقط یک قالب تراشیده از سنگ و چوب نیست. مقصود این است که مردم در محیط خودشان غیر از خدا، مقامات، افراد، چیزها و مظاهر طبیعت و صورت های مختلف را منشأ الهام و قدرت برای خود قرار ندهند و در برابر آنها خاضع، خاشع، متملّق، چاپلوس و خرافی نباشند.
🔷 بتها ممکن است گاهی به صورت چاه یا درختی که مردم به آن دخیل ببندند و یا قفلی که به جایی ببندند جلوه کنند و یا به صورت افراد و اشخاص باشند...
🔷 لذا این موضوع همیشه زنده است؛ یعنی آیاتی که در قرآن با بت پرستی مبارزه می کند، موسمی و تاریخی نیست؛ بلکه دائمی، ازلی و ابدی است. مردم همیشه باید متوجه باشند که برای خودشان بت تراشی نکنن، ولو اینکه بتها پیشوایان دینی، پیشوایان اجتماعی، هوی و هوس ها، درهم و دینارها، مقام ها، علم و صنعت و یا ساخته های دست خودشان باشد.
🔷 وقتی بت به صورت های مختلف درآمد، آدم را آنچنان مهار می کند که چشم و گوش و عقلش را می گیرد به طوری که خضوع او فقط در مقابل بت است نه در برابر حق و خدا.
🔶 منبع: گسترش نهضت حسینی، ص115
@babaee_ehsan
اگر عوامل فساد و سقوط مانند تبعیض، ظلم، خودخواهی، سودجویی و بت پرستی در امّت اسلامی پا گرفت، باید منتظر سقوط آن امّت باشیم.
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
🔴 سنتِ بی استثنا
✳️ شهید محمد جواد باهنر:
🔷 وقتی قرآن رسما اعلام می کند که ما مردم ستمگر را نابود می کنیم، مترفان و فاسقان باعث نابودی و هلاک یک امت اند، طغیان و فساد موجب سقوط یک امّت است، حال اگر طغیان و فساد و پاگرفتن مترفان وامثال آن در خود امّت اسلامی وجود داشت، آیا توقع داریم این سنت الهی در بین امّت اسلامی حکمفرما و کارگر نباشد؟ ...
🔷 ظلم، جامعه را ساقط می کند. وقتی که خلافت و رهبری یک امّت به دست مردمی خودخواه و سودجو افتاد که آمدند دستگاه اکاسره و قیاصره را بار دیگر احیا کردند و فقط پوششی از شعارهای اسلامی داشتند،اما درون و ماهیت آن، همان ماهیّت کسری و قیصر بود، آیا ما توقع داریم فقط در تحت این شعار و در زیر این پوشش، باز هم کیان امّت اسلامی باقی بماند و حرکت خود را ادامه بدهد و رشد کند؟ نه،گرفتار سقوط خواهد شد...
🔷 اگر اسلام خود مدّعی است که در جامعه، سنتهایی حاکم است،امّت اسلامی نمی تواند از این سنّت ها برکنار باشد. لذا اگر آن عوامل فساد و سقوط مانند تبعیض، ظلم،خودخواهی،سودجویی و بت پرستی در امّت اسلامی پا گرفت، باید منتظر سقوط آن امّت باشیم.
🔶 منبع: گذرگاههای الحاد، ص144
@babaee_ehsan
✳️ شهید محمد جواد باهنر:
🔷 وقتی قرآن رسما اعلام می کند که ما مردم ستمگر را نابود می کنیم، مترفان و فاسقان باعث نابودی و هلاک یک امت اند، طغیان و فساد موجب سقوط یک امّت است، حال اگر طغیان و فساد و پاگرفتن مترفان وامثال آن در خود امّت اسلامی وجود داشت، آیا توقع داریم این سنت الهی در بین امّت اسلامی حکمفرما و کارگر نباشد؟ ...
🔷 ظلم، جامعه را ساقط می کند. وقتی که خلافت و رهبری یک امّت به دست مردمی خودخواه و سودجو افتاد که آمدند دستگاه اکاسره و قیاصره را بار دیگر احیا کردند و فقط پوششی از شعارهای اسلامی داشتند،اما درون و ماهیت آن، همان ماهیّت کسری و قیصر بود، آیا ما توقع داریم فقط در تحت این شعار و در زیر این پوشش، باز هم کیان امّت اسلامی باقی بماند و حرکت خود را ادامه بدهد و رشد کند؟ نه،گرفتار سقوط خواهد شد...
🔷 اگر اسلام خود مدّعی است که در جامعه، سنتهایی حاکم است،امّت اسلامی نمی تواند از این سنّت ها برکنار باشد. لذا اگر آن عوامل فساد و سقوط مانند تبعیض، ظلم،خودخواهی،سودجویی و بت پرستی در امّت اسلامی پا گرفت، باید منتظر سقوط آن امّت باشیم.
🔶 منبع: گذرگاههای الحاد، ص144
@babaee_ehsan
🔴 درمانی برای تنگ نظری
✅ غلطیدن در شیفتگی و نفرت نسبت به شخصیت های فکری و سیاسی، یکی از معضلات جامعه ماست که خیلی ها به آن دچار هستند. برای علاج شیفتگی ها یا نفرت های غیرواقع بینانه و افراطی نسبت به افراد، یکی از راه ها، مطالعه تاریخ است.
✅ از فایده های مطالعه تاریخ این است که کمک می کند که تصویر واقع بینانه تری از شخصیت ها و حوادث به دست بیاوریم. نگاه «یا همه، یا هیچ» را از بین می برد. شخصیت ها «فقط سیاه یا سرتاسر سفید» نیستند. اینطور که نگاه کنیم، اقبال و ادبارها، جاذبه ها و دافعه ها قابل فهم و قابل تحمل می شود. در اینصورت مواجهه منطقی تری هم نسبت به افراد خواهیم داشت.
✅ حوادث هم بی علت نیستند؛ مقارن با زمینه ها و حوادث دیگری هستند که با دیدن آنها، با ابهام کمتری مواجه خواهیم بود. وقتی حوادث را در متن زمینه های آنها مطالعه می کنیم، خیلی تصمیمات، کنش ها و واکنش های تاریخی قابل درک می شوند. تفاوتها مبنادار و معنا دار می شود.
✅ ما برای قضاوت درباره شخصیت ها و آنچه در تاریخ رخ داد، به فهم آنها نیاز داریم. این یک اشکال است که قبل از «فهم»، در مورد حوادث یا شخصیت ها، قضاوت می کنیم و تنها قضاوت خود را می بینیم.
✅ انس با تاریخ مفید است به ویژه به خاطر رهاوردهایش: احتیاط، انصاف، واقع بینی و افزایش تحمل، به خاطر شکستن حاله تقدس یا نفرت. همراه با تاریخ، راحت تر از موانع فردی و اجتماعی اصلاح عبور خواهیم کرد.
@babaee_ehsan
✅ غلطیدن در شیفتگی و نفرت نسبت به شخصیت های فکری و سیاسی، یکی از معضلات جامعه ماست که خیلی ها به آن دچار هستند. برای علاج شیفتگی ها یا نفرت های غیرواقع بینانه و افراطی نسبت به افراد، یکی از راه ها، مطالعه تاریخ است.
✅ از فایده های مطالعه تاریخ این است که کمک می کند که تصویر واقع بینانه تری از شخصیت ها و حوادث به دست بیاوریم. نگاه «یا همه، یا هیچ» را از بین می برد. شخصیت ها «فقط سیاه یا سرتاسر سفید» نیستند. اینطور که نگاه کنیم، اقبال و ادبارها، جاذبه ها و دافعه ها قابل فهم و قابل تحمل می شود. در اینصورت مواجهه منطقی تری هم نسبت به افراد خواهیم داشت.
✅ حوادث هم بی علت نیستند؛ مقارن با زمینه ها و حوادث دیگری هستند که با دیدن آنها، با ابهام کمتری مواجه خواهیم بود. وقتی حوادث را در متن زمینه های آنها مطالعه می کنیم، خیلی تصمیمات، کنش ها و واکنش های تاریخی قابل درک می شوند. تفاوتها مبنادار و معنا دار می شود.
✅ ما برای قضاوت درباره شخصیت ها و آنچه در تاریخ رخ داد، به فهم آنها نیاز داریم. این یک اشکال است که قبل از «فهم»، در مورد حوادث یا شخصیت ها، قضاوت می کنیم و تنها قضاوت خود را می بینیم.
✅ انس با تاریخ مفید است به ویژه به خاطر رهاوردهایش: احتیاط، انصاف، واقع بینی و افزایش تحمل، به خاطر شکستن حاله تقدس یا نفرت. همراه با تاریخ، راحت تر از موانع فردی و اجتماعی اصلاح عبور خواهیم کرد.
@babaee_ehsan
🔴 حاج آقا روح الله را تشویق کردم به فقه
🔷 در سال 40 از زبان شخص شهید مطهری شنیدم که می گفت: «من می دیدم حاج آقا روح الله آدم بسیار روشنی است و اگر بخواهد به دنبال فلسفه و حکمت برود، در گوشه ای خواهد افتاد و فقط یک دانشمند خوبی خواهد بود و تأثیر اجتماعی نخواهد داشت. چون ایشان را فرد مثبتی می دیدم، وی را منحرف کردم به طرف فقه... یعنی تشویق کردم برود به طرف فقه. چون راه مرجعیت از فقه می گذرد. راه فلسفه و حکمت ایشان را فی الواقع دانشمند فرهیخته ای مثل علامه طباطبایی خواهد کرد و لذا آقای مطهری معتقد بود که رفتن امام به سمت فقه، اسباب مرجعیت ایشان را فراهم می آورد.
بعد ایشان اضافه کردند من و آقای منتظری هم برای درس حکمت رفتیم خدمت علامه طباطبایی.»
🔶منبع: همگام با آزادی،خاطرات شفاهی دکتر سید محمد مهدی جعفری،ص86
@babaee_ehsan
🔷 در سال 40 از زبان شخص شهید مطهری شنیدم که می گفت: «من می دیدم حاج آقا روح الله آدم بسیار روشنی است و اگر بخواهد به دنبال فلسفه و حکمت برود، در گوشه ای خواهد افتاد و فقط یک دانشمند خوبی خواهد بود و تأثیر اجتماعی نخواهد داشت. چون ایشان را فرد مثبتی می دیدم، وی را منحرف کردم به طرف فقه... یعنی تشویق کردم برود به طرف فقه. چون راه مرجعیت از فقه می گذرد. راه فلسفه و حکمت ایشان را فی الواقع دانشمند فرهیخته ای مثل علامه طباطبایی خواهد کرد و لذا آقای مطهری معتقد بود که رفتن امام به سمت فقه، اسباب مرجعیت ایشان را فراهم می آورد.
بعد ایشان اضافه کردند من و آقای منتظری هم برای درس حکمت رفتیم خدمت علامه طباطبایی.»
🔶منبع: همگام با آزادی،خاطرات شفاهی دکتر سید محمد مهدی جعفری،ص86
@babaee_ehsan
🔴 درس آموزی از اختلاف نظرها
✅ یکی از عواملی که کمک می کند به اینکه اهل تحمل باشیم و با کمترین تفاوت نگاه، دیگران را از دایره متعهدان به اسلام و ایران خارج ندانیم، توجه به اختلاف نظرها و تفاوت نگاه ها بین بزرگان است که در تاریخ به ویژه تاریخ معاصر به ثبت رسیده است.
✅ مشی سیاسی آیت الله بروجردی و امام تفاوت می کرد. همچنانکه بنا بر آنچه در صحیفه آمده، امام به آیت الله کاشانی هم علیرغم احترام، نقد داشت. نحوه مواجهه آیت الله بروجردی و آیت الله خوانساری با فدائیان اسلام فرق می کرد. از موارد اخیر، شهید بهشتی و استاد مصباح یزدی در مورد مواجهه با دکتر شریعتی یک جور فکر نمی کردند. استاد مطهری و آیت الله مهدوی کنی به عضویت حزب جمهوری اسلامی در نیامدند. این ها اندکی از مصادیق اختلاف نظر بین کسانی است که اتفاقا همگی به یک فضای فکری و فرهنگی تعلق داشتند. _اختلاف نظرهایی درباره موضوعاتی که در زمان خود از حساسیت زیاد برخوردار بودند. _
✅ بگذریم از اختلافات فقهی که گاه فاصله ای بین حلال و حرام و صحت و بطلان را در بر می گیرد.
✅ وجود و بروز اختلاف نظر طبیعی است و برچیدنی نیست. همه مصادیق اختلاف نظر هم به اساس اسلام و امنیت و نظام جامعه لطمه نمی زند و اگر اخلاق و تحمل و بلندنظری باشد هضم شدنی است. تحمل اختلاف نظر به معنای سکوت کردن و بی تفاوت بودن و موضع نداشتن نیست. تحمل کردن، یعنی حق اظهار نظر را سلب نکردن، یعنی برچسبی فراتر از مفهوم و لوازم منطقی نظر و دیدگاه، نسبت ندادن.
@babaee_ehsan
✅ یکی از عواملی که کمک می کند به اینکه اهل تحمل باشیم و با کمترین تفاوت نگاه، دیگران را از دایره متعهدان به اسلام و ایران خارج ندانیم، توجه به اختلاف نظرها و تفاوت نگاه ها بین بزرگان است که در تاریخ به ویژه تاریخ معاصر به ثبت رسیده است.
✅ مشی سیاسی آیت الله بروجردی و امام تفاوت می کرد. همچنانکه بنا بر آنچه در صحیفه آمده، امام به آیت الله کاشانی هم علیرغم احترام، نقد داشت. نحوه مواجهه آیت الله بروجردی و آیت الله خوانساری با فدائیان اسلام فرق می کرد. از موارد اخیر، شهید بهشتی و استاد مصباح یزدی در مورد مواجهه با دکتر شریعتی یک جور فکر نمی کردند. استاد مطهری و آیت الله مهدوی کنی به عضویت حزب جمهوری اسلامی در نیامدند. این ها اندکی از مصادیق اختلاف نظر بین کسانی است که اتفاقا همگی به یک فضای فکری و فرهنگی تعلق داشتند. _اختلاف نظرهایی درباره موضوعاتی که در زمان خود از حساسیت زیاد برخوردار بودند. _
✅ بگذریم از اختلافات فقهی که گاه فاصله ای بین حلال و حرام و صحت و بطلان را در بر می گیرد.
✅ وجود و بروز اختلاف نظر طبیعی است و برچیدنی نیست. همه مصادیق اختلاف نظر هم به اساس اسلام و امنیت و نظام جامعه لطمه نمی زند و اگر اخلاق و تحمل و بلندنظری باشد هضم شدنی است. تحمل اختلاف نظر به معنای سکوت کردن و بی تفاوت بودن و موضع نداشتن نیست. تحمل کردن، یعنی حق اظهار نظر را سلب نکردن، یعنی برچسبی فراتر از مفهوم و لوازم منطقی نظر و دیدگاه، نسبت ندادن.
@babaee_ehsan
🔷 دعوت از امام برای درس خارج
🔶 آیت الله حسینعلی منتظری: با درس اخلاق ایشان مأنوس بودم، بعد به همراه شهید مطهری و جمعی دیگر از اول منظومه تا آخر الهیات را پیش ایشان خواندیم، آن دوره از درس منظومه ایشان از بیست نفر تجاوز نمی کرد، مدتی هم در درس اسفار ایشان شرکت می کردیم. بعد چون از بیان ایشان خوشمان می آمد به ایشان اصرار کردیم که یک درس اصول شروع کنند.
من و مرحوم شهید مطهری دو نفری جلد دوم کفایه را پیش ایشان شروع کردیم؛ ایشان در ابتدا فکر می کردند که ما می خواهیم «سطح» کفایه را بخوانیم، مقداری از عبارات کفایه را خواندند و گذشتند؛ ما بنا کردیم به اشکال کردن، ایشان گفتند به این شکل مطلب پیش نمی رود، ما گفتیم پیش نرود، گفتند مگر سطح کفایه را نمی خواهید بخوانید، گفتیم نه، سطح آن لازم نیست؛ بالاخره به این شکل ایشان «خارج» کفایه را شروع کردند و این دوره درس ایشان – از اول جلد دوم تا آخر آن – هفت سال طول کشید...
من و مرحوم شهید مطهری پیش مطالعه می کردیم و مرتب سر درس اشکال می کردیم و ایشان ناچار می شدند بیشتر مطالعه کنند و مطالب بکر و مفیدی را برای ما بیاورند، درس به این شکل کم پیش می رفت ولی برای ما خیلی مفید بود. یک عده ما را تخطئه می کردند ... افراد باورشان نمی آمد که ایشان درس اصول بگویند، می گفتند ایشان در فلسفه واردند نه در فقه و اصول و ما را تخطئه می کردند! در همان ایام روزی یکی از آقایان گفت شما پیش آقای خمینی چه می خوانید؟ گفتم اصول، گفت: اصول؟! گفتم بله، گفت خوب بیا پیش من بخوان! گفتم من خودم بهتر از شما بلدم!
منظور این است که آقایان قضاوتشان این بود، ولی آقای مطهری می گفت درس حاج آقا روح الله در حوزه جا باز می-کند چون هم خوش فکر است و هم خوش بیان.
... بعد من و آقای مطهری و سه چهار نفر دیگر در منزل ایشان «کتاب الزکات» را شروع کردیم... در این درس آقای احمدی میانجی و آقا موسی صدر هم شرکت می کردند، محل این درس همان اطاقی بود که ایشان قبلا درس اسفار می گفتند. من یک بار با ایشان شوخی کردم گفتم آقا این اطاق از بس از کفریات فلسفه به درگاه خدا نالید عاقبت بخیر شده و الان فقه آل محمد(ص) در آن تدریس می شود! گاهی از این شوخی ها با ایشان می کردیم و ایشان می خندیدند.(خاطرات آیت الله منتظری،ج1،ص191-193)
🔷 بعضی مخالف بودند
🔶آیت الله ابراهیم امینی: آقای مطهری و آقای منتظری هر دو از شخصیت های علمی و اساتید معروف حوزه بودند که آمدند در درس اصول فقه امام شرکت کردند...
یادم است یکی از کارهای جالبی که در همان زمان ها داشتیم قدم زدن بود. آقای مطهری اهل قدم زدن بود. گاهی عصرها برای قدم زدن به طرف پل صفائیه می رفتیم. یک روز که با آقای مطهری در حال رفتن سربالایی پل صفائیه بودیم صحبت های متفرقی شد. یکی از آن صحبت ها مساله مخالفت ها بود. آقای مطهری فرمودند: «ما وظیفه داریم به هر طریق ممکن از حاج آقا روح الله حمایت کنیم. من آینده خیلی درخشانی برای ایشان می بینم. ولی این کار (حمایت کردن) را نه برای دنیا بلکه باید برای رضای خدا بکنیم». دید آقای مطهری مهم بود. آقای مطهری در شرایطی از امام حمایت می کردند که مخالفین درس امام می گفتند آیت الله خمینی یک استاد فلسفی است و اصولی نیست؛ حالا چهار نفر دورش جمع شده اند و اصول می گویند. اما می دیدیم آقایان دیگر، دستگاهی و خانه ای و رساله ای داشتند و برو بیایی درست کرده بودند. به امام امیدی نبود. علی رغم این شرایط، آقای مطهری از روی اخلاصی که داشتند می گفتند ما این حمایت را نیز باید فقط برای رضای خدا بکنیم. (سلسله موی دوست، ص28)
🔷 به مباحث فلسفي نزديك نمي شد
🔶 آیت الله محمد یزدی: وقتی ما در دروس فقه و اصول ایشان شرکت می جستیم، ایشان از فلسفه کناره گیری کرده بودند. ظاهراً دوستان ایشان تذکر داده بودند که اهتمام شما به فلسفه باعث می شود که در قم به عنوان فیلسوف مطرح شوید و این امر سبب می شود که دیگر در فقه نتوانید به مقامی که شایسته شماست دست یابید و یک فقیه معروف کارهای بیشتری از دستش بر می آید تا یک فیلسوف مطرح. امام هم اين رهنمود را به کار بسته بودند و به مباحث فلسفی نزدیک نمی شدند. حتی فراموش نمی کنم که در بحث طلب و اراده که از بحث های معروف اصولی است، به دلیل رنگ فلسفی ای که دارد، حضرت امام حتی به ذکر خلاصه هم نپرداختند و فرمودند: ما در دوره اول در این رابطه به مقدار کافی بحث کرده ایم و نوشته هایش موجود است، طالبین به آن مطالب رجوع کنند... گمان می کنم موضوع طلب و اراده را هیچ کس به وسعت و دقت حضرت امام بحث نکرده است. (خاطرات آیت الله محمد یزدی،ص46_47)
@babaee_ehsan
🔶 آیت الله حسینعلی منتظری: با درس اخلاق ایشان مأنوس بودم، بعد به همراه شهید مطهری و جمعی دیگر از اول منظومه تا آخر الهیات را پیش ایشان خواندیم، آن دوره از درس منظومه ایشان از بیست نفر تجاوز نمی کرد، مدتی هم در درس اسفار ایشان شرکت می کردیم. بعد چون از بیان ایشان خوشمان می آمد به ایشان اصرار کردیم که یک درس اصول شروع کنند.
من و مرحوم شهید مطهری دو نفری جلد دوم کفایه را پیش ایشان شروع کردیم؛ ایشان در ابتدا فکر می کردند که ما می خواهیم «سطح» کفایه را بخوانیم، مقداری از عبارات کفایه را خواندند و گذشتند؛ ما بنا کردیم به اشکال کردن، ایشان گفتند به این شکل مطلب پیش نمی رود، ما گفتیم پیش نرود، گفتند مگر سطح کفایه را نمی خواهید بخوانید، گفتیم نه، سطح آن لازم نیست؛ بالاخره به این شکل ایشان «خارج» کفایه را شروع کردند و این دوره درس ایشان – از اول جلد دوم تا آخر آن – هفت سال طول کشید...
من و مرحوم شهید مطهری پیش مطالعه می کردیم و مرتب سر درس اشکال می کردیم و ایشان ناچار می شدند بیشتر مطالعه کنند و مطالب بکر و مفیدی را برای ما بیاورند، درس به این شکل کم پیش می رفت ولی برای ما خیلی مفید بود. یک عده ما را تخطئه می کردند ... افراد باورشان نمی آمد که ایشان درس اصول بگویند، می گفتند ایشان در فلسفه واردند نه در فقه و اصول و ما را تخطئه می کردند! در همان ایام روزی یکی از آقایان گفت شما پیش آقای خمینی چه می خوانید؟ گفتم اصول، گفت: اصول؟! گفتم بله، گفت خوب بیا پیش من بخوان! گفتم من خودم بهتر از شما بلدم!
منظور این است که آقایان قضاوتشان این بود، ولی آقای مطهری می گفت درس حاج آقا روح الله در حوزه جا باز می-کند چون هم خوش فکر است و هم خوش بیان.
... بعد من و آقای مطهری و سه چهار نفر دیگر در منزل ایشان «کتاب الزکات» را شروع کردیم... در این درس آقای احمدی میانجی و آقا موسی صدر هم شرکت می کردند، محل این درس همان اطاقی بود که ایشان قبلا درس اسفار می گفتند. من یک بار با ایشان شوخی کردم گفتم آقا این اطاق از بس از کفریات فلسفه به درگاه خدا نالید عاقبت بخیر شده و الان فقه آل محمد(ص) در آن تدریس می شود! گاهی از این شوخی ها با ایشان می کردیم و ایشان می خندیدند.(خاطرات آیت الله منتظری،ج1،ص191-193)
🔷 بعضی مخالف بودند
🔶آیت الله ابراهیم امینی: آقای مطهری و آقای منتظری هر دو از شخصیت های علمی و اساتید معروف حوزه بودند که آمدند در درس اصول فقه امام شرکت کردند...
یادم است یکی از کارهای جالبی که در همان زمان ها داشتیم قدم زدن بود. آقای مطهری اهل قدم زدن بود. گاهی عصرها برای قدم زدن به طرف پل صفائیه می رفتیم. یک روز که با آقای مطهری در حال رفتن سربالایی پل صفائیه بودیم صحبت های متفرقی شد. یکی از آن صحبت ها مساله مخالفت ها بود. آقای مطهری فرمودند: «ما وظیفه داریم به هر طریق ممکن از حاج آقا روح الله حمایت کنیم. من آینده خیلی درخشانی برای ایشان می بینم. ولی این کار (حمایت کردن) را نه برای دنیا بلکه باید برای رضای خدا بکنیم». دید آقای مطهری مهم بود. آقای مطهری در شرایطی از امام حمایت می کردند که مخالفین درس امام می گفتند آیت الله خمینی یک استاد فلسفی است و اصولی نیست؛ حالا چهار نفر دورش جمع شده اند و اصول می گویند. اما می دیدیم آقایان دیگر، دستگاهی و خانه ای و رساله ای داشتند و برو بیایی درست کرده بودند. به امام امیدی نبود. علی رغم این شرایط، آقای مطهری از روی اخلاصی که داشتند می گفتند ما این حمایت را نیز باید فقط برای رضای خدا بکنیم. (سلسله موی دوست، ص28)
🔷 به مباحث فلسفي نزديك نمي شد
🔶 آیت الله محمد یزدی: وقتی ما در دروس فقه و اصول ایشان شرکت می جستیم، ایشان از فلسفه کناره گیری کرده بودند. ظاهراً دوستان ایشان تذکر داده بودند که اهتمام شما به فلسفه باعث می شود که در قم به عنوان فیلسوف مطرح شوید و این امر سبب می شود که دیگر در فقه نتوانید به مقامی که شایسته شماست دست یابید و یک فقیه معروف کارهای بیشتری از دستش بر می آید تا یک فیلسوف مطرح. امام هم اين رهنمود را به کار بسته بودند و به مباحث فلسفی نزدیک نمی شدند. حتی فراموش نمی کنم که در بحث طلب و اراده که از بحث های معروف اصولی است، به دلیل رنگ فلسفی ای که دارد، حضرت امام حتی به ذکر خلاصه هم نپرداختند و فرمودند: ما در دوره اول در این رابطه به مقدار کافی بحث کرده ایم و نوشته هایش موجود است، طالبین به آن مطالب رجوع کنند... گمان می کنم موضوع طلب و اراده را هیچ کس به وسعت و دقت حضرت امام بحث نکرده است. (خاطرات آیت الله محمد یزدی،ص46_47)
@babaee_ehsan
🔴 زنان را جدا نکنیم!
✅ زنان معمولا دیده نمی شوند، نه آنجا که درباره موفقیت های مردان موفق صحبت می شود نه آنوقت که درباره مفاسد اقتصادی مردان فاسد ابراز نظر می شود. زنان هم سهم دارند؛ چه در پشتیبانی از مردانی که در خدمت علمی و اجتماعی، نام آورند و چه در ترغیب مردان مال اندوز قانون گریز.
✅ چقدر خوب بود که وقتی از مردان افتخار آفرین تقدیر می شود،از همسرانشان نیز یادی می شد و چقدر ضروری که وقتی حکمی برای خائنان به بیت المال و کلاهبرداران صادر می شود، از سهم زنان نیز سراغ گرفته شود.
✅ زنان را نباید جدا کرد، چه در سربلندی ها و چه در سرافکندگی ها.
@babaee_ehsan
✅ زنان معمولا دیده نمی شوند، نه آنجا که درباره موفقیت های مردان موفق صحبت می شود نه آنوقت که درباره مفاسد اقتصادی مردان فاسد ابراز نظر می شود. زنان هم سهم دارند؛ چه در پشتیبانی از مردانی که در خدمت علمی و اجتماعی، نام آورند و چه در ترغیب مردان مال اندوز قانون گریز.
✅ چقدر خوب بود که وقتی از مردان افتخار آفرین تقدیر می شود،از همسرانشان نیز یادی می شد و چقدر ضروری که وقتی حکمی برای خائنان به بیت المال و کلاهبرداران صادر می شود، از سهم زنان نیز سراغ گرفته شود.
✅ زنان را نباید جدا کرد، چه در سربلندی ها و چه در سرافکندگی ها.
@babaee_ehsan
🔴 دو راهی شاه یا حزب توده
🔷 آیت الله ابوالقاسم خزعلی: در جریان وقایع مربوط به دوره نخست وزیری مصدق، موضع گیری قوی تر از شاه یعنی حزب توده برای دین و علما وجود داشت. اگر تنها شاه وجود میداشت، ایشان [:آیت الله بروجردی] تنها دشمن خود شاه میشد. یعنی در واقع شاه مثل مترسکی بود که با وجودش توده ای ها شکسته میشدند. نظر آیت الله العظمی بروجردي این بود که شاه کمی تقویت شود تا حزب توده از صحنه محو گردد. اگر حزب توده قدرت میگرفت، نه دین میماند و نه خدا. اما شاه به دروغ نام خدا و اسلام را بر زبان میراند. این دروغ آن ها از حرف ها و شعارهای حزب توده بهتر بود. این سیاست تا زمانی که حوزه به اندازه کافی تقویت شد ادامه پیدا کرد. بعد از کودتا، آیت الله العظمی بروجردی تلگراف تبریکی به شاه فرستاد و این کار نه به دلیل علاقه به شاه بلکه به سبب کینه نسبت به حزب توده بود. حزب توده در حال اوج گیری بود و شاه به خاطر دشمنی با حزب توده میتوانست جلوی آن را بگیرد.
🔷 امام هم درباره حزب توده چنین تحلیلی به کار برد. عده ای میگفتند که ما با حزب توده همراه و همسو باشیم چون آنها هم در فکر برانداختن رژیم شاه هستند. امام در جواب کسانی که این حرف ها را میزدند، واکنش تندی نشان داد و گفت: «[یعنی] چی [که] ما با توده ای ها همسو و هم هدف باشیم؟ اگر این کار را بکنیم با شاه هم دست شویم بهتر است.»
🔶 خاطرات آیت الله خزعلی،ص61
@babaee_ehsan
🔷 آیت الله ابوالقاسم خزعلی: در جریان وقایع مربوط به دوره نخست وزیری مصدق، موضع گیری قوی تر از شاه یعنی حزب توده برای دین و علما وجود داشت. اگر تنها شاه وجود میداشت، ایشان [:آیت الله بروجردی] تنها دشمن خود شاه میشد. یعنی در واقع شاه مثل مترسکی بود که با وجودش توده ای ها شکسته میشدند. نظر آیت الله العظمی بروجردي این بود که شاه کمی تقویت شود تا حزب توده از صحنه محو گردد. اگر حزب توده قدرت میگرفت، نه دین میماند و نه خدا. اما شاه به دروغ نام خدا و اسلام را بر زبان میراند. این دروغ آن ها از حرف ها و شعارهای حزب توده بهتر بود. این سیاست تا زمانی که حوزه به اندازه کافی تقویت شد ادامه پیدا کرد. بعد از کودتا، آیت الله العظمی بروجردی تلگراف تبریکی به شاه فرستاد و این کار نه به دلیل علاقه به شاه بلکه به سبب کینه نسبت به حزب توده بود. حزب توده در حال اوج گیری بود و شاه به خاطر دشمنی با حزب توده میتوانست جلوی آن را بگیرد.
🔷 امام هم درباره حزب توده چنین تحلیلی به کار برد. عده ای میگفتند که ما با حزب توده همراه و همسو باشیم چون آنها هم در فکر برانداختن رژیم شاه هستند. امام در جواب کسانی که این حرف ها را میزدند، واکنش تندی نشان داد و گفت: «[یعنی] چی [که] ما با توده ای ها همسو و هم هدف باشیم؟ اگر این کار را بکنیم با شاه هم دست شویم بهتر است.»
🔶 خاطرات آیت الله خزعلی،ص61
@babaee_ehsan
🔴 ما و میانمار
✅ شاید که نه، حتما روحیه ها خراب شده است که میان خود و میانمار نسبت و رابطه ای نمی بینیم یا می بینیم و بی اعتنا عبور می کنیم. از این داستان تلخ سراسر شرمندگی که به سرعت عبور کنم، برخی نکته ها هم هست که شاید برای بعضی ها نه بهانه، بلکه برای ادای مسؤولیتی که داریم راهگشا باشد.
✅ اولا بی خبریم، برای بی خبری کاری نمی کنیم و شاید دنیا بی خبرتر. آگاه کردن نسبت به آنچه اتفاق می افتد ربطی به دولت و وزارت خارجه و حکومت ندارد. با وجود همه امکانات ارتباطی فرض کنیم در دهه چهل به سر می بریم و بالش نرم جمهوری اسلامی که توقع داریم همه بار دفاع از جهان اسلام را بر دوش می کشد، نبود. در این صورت چه می کردیم؟ همان کار را انجام دهیم.
✅ نکته مهمتر اینکه ارتباطات ما ضعیف است. اگر از داخلی ها و هم زبان ها و هم مذهب های خودمان که آنها را به هر بهانه طرد می کنیم، بگذریم؛ غالبا با جهان عرب و غرب و آفریقا و آسیای شرقی ارتباط نداریم. نه به سال های اول انقلاب که تفسیرهای غیر واقع بینانه از صدور انقلاب وجود داشت، نه به امروز که به دنبال همبستگی حول انسانیت و عدالت هم نیستیم. بسیاری از ایرانی ها در خارج از ایران تحصیل می کنند و بسیاری از اهالی ملیت های دیگر در ایران هستند. رفت و آمدهای تبلیغی هم کم نیست، گرچه عادت کرده ایم که به اندک بسنده کنیم. و حتما نخبگان دانشگاهی و حوزوی ما با مؤثرین در خارج از کشور بی ارتباط نیستند. می شود این ظرفیت بالقوه را فعلیت بخشید.
✅ مهم گسترده کردن دامنه حمایت از مظلوم است. می توانیم کنار هم قرار بگیریم. مشروط بر اینکه منتظر نظام نباشیم، از خودمان شروع کنیم. ما هم اگر توان نداشتیم می شود آنها را که دستی در کار دارند حمایت کنیم.
@babaee_ehsan
✅ شاید که نه، حتما روحیه ها خراب شده است که میان خود و میانمار نسبت و رابطه ای نمی بینیم یا می بینیم و بی اعتنا عبور می کنیم. از این داستان تلخ سراسر شرمندگی که به سرعت عبور کنم، برخی نکته ها هم هست که شاید برای بعضی ها نه بهانه، بلکه برای ادای مسؤولیتی که داریم راهگشا باشد.
✅ اولا بی خبریم، برای بی خبری کاری نمی کنیم و شاید دنیا بی خبرتر. آگاه کردن نسبت به آنچه اتفاق می افتد ربطی به دولت و وزارت خارجه و حکومت ندارد. با وجود همه امکانات ارتباطی فرض کنیم در دهه چهل به سر می بریم و بالش نرم جمهوری اسلامی که توقع داریم همه بار دفاع از جهان اسلام را بر دوش می کشد، نبود. در این صورت چه می کردیم؟ همان کار را انجام دهیم.
✅ نکته مهمتر اینکه ارتباطات ما ضعیف است. اگر از داخلی ها و هم زبان ها و هم مذهب های خودمان که آنها را به هر بهانه طرد می کنیم، بگذریم؛ غالبا با جهان عرب و غرب و آفریقا و آسیای شرقی ارتباط نداریم. نه به سال های اول انقلاب که تفسیرهای غیر واقع بینانه از صدور انقلاب وجود داشت، نه به امروز که به دنبال همبستگی حول انسانیت و عدالت هم نیستیم. بسیاری از ایرانی ها در خارج از ایران تحصیل می کنند و بسیاری از اهالی ملیت های دیگر در ایران هستند. رفت و آمدهای تبلیغی هم کم نیست، گرچه عادت کرده ایم که به اندک بسنده کنیم. و حتما نخبگان دانشگاهی و حوزوی ما با مؤثرین در خارج از کشور بی ارتباط نیستند. می شود این ظرفیت بالقوه را فعلیت بخشید.
✅ مهم گسترده کردن دامنه حمایت از مظلوم است. می توانیم کنار هم قرار بگیریم. مشروط بر اینکه منتظر نظام نباشیم، از خودمان شروع کنیم. ما هم اگر توان نداشتیم می شود آنها را که دستی در کار دارند حمایت کنیم.
@babaee_ehsan
Forwarded from اخوت؛ نوای همدلی امت اسلامی
Instagram
مجله الکترونيکي اخوت
فریاد همدردی با مسلمانان مظلوم روهینگیا... #بای_ذنب_قتلت #اخوت #وحدت #کشتار_مسلمانان #کشتار_مسلمانان_میانمار #روهینگیا #مسلمانان_روهینگیا #میانمار #همدردی #کشتار_مسلمانان_میانمار_را_متوقف_کنید #stoprohingyakilling #saverohingnya #rohingya #mianmar
🔴 عنصر لازم مدیریت
✅ از ویژگی های شخصیتی امام این بود که خود را مدیریت می کرد. اختیار علائق درونی خود را در دست داشت.
این ویژگی برای هر کسی که در هر سطحی از مدیریت و راهبری قرار دارد، عنصری لازم است.
✅ امام اهل فلسفه و عرفان بود. به هر دلیل به این نتیجه رسید که در مقطعی از زمان این بعد از شخصیت علمی خود را کتمان کند.
همچنانکه از آغاز به سیاست توجه داشت. آنقدر که در سنین جوانی حتی به مجلس آن روز نیز رفته بود، در منزل مدرس، او را هم دیده بود. به واسطه همسایگی پدر همسر با آیت الله کاشانی، هم صحبت می شد. با این حال علیرغم اختلاف نظرها با آیت الله بروجردی، اما به دلیل زعامت آیت الله بروجردی، از ابراز نظر عمومی در باب سیاست خودداری می کرد.
✅ دو خاطره زیر شواهد خوبی است بر این موضوع:
🔷 غلامحسین ابراهیمی دینانی:زمانی که توفیق شاگردی ایشان را داشتم،... ایشان جز فقه و اصول چیزی درس نمیدادند. درس ندادن مهم نیست، مهم این بود که حتی سوالات فلسفی هم جواب نمیدادند، نه فلسفه و نه عرفان، نه خصوصی و نه گروهی. اگر سوال فلسفی یا اخلاقی میپرسیدیم جواب نمیدادند اما سوال فقهی و اصولی جواب میدادند.
... در جوانی زمانی که ما نبودیم هم فلسفه میگفتند و هم عرفان، اما زمانی که ما بودیم دیگر فلسفه و عرفان نمیگفتند. اگر عرفان و فلسفه میگفت و یا هر کس دیگری میگفت، کار تمام بود. بنابراین ایشان که مرد با تدبیری بود و نمیخواست به آن سرنوشت مبتلا شود و شاید هم اندیشههایی داشت، از فلسفه و عرفان صحبت نمیکرد و جواب سوال را نمیداد. وادارش کردند که چیزی نگوید. (مصاحبه با جماران)
🔷 جعفر سبحانی: به خاطر دارم در سال 1330، که تب انتخابات بالا گرفته بود و حوزه های انتخاباتی میان طرفداران مصدق و شاه تقسیم و شاه تقسیم گشته بود و هیچ کدام از کاندیداها مورد رضایت فضلا نبود، یکی از دوستان، به نام آقای حاج شیخ اسدالله نوراللهی، در جلسة درس از ایشان خواست که به مسأله انتخابات وارد شود و وکلای مؤمن و متعهد را معرفی کند و لااقل برای قم یک وکیل مناسب در نظر بگیرد.
ایشان، پس از اعتذار، یادآور شد که فعلاً وظیفه من درس گفتن است و بس. (آیینه داران حقیقت، ج1، ص605-606)
@babaee_ehsan
✅ از ویژگی های شخصیتی امام این بود که خود را مدیریت می کرد. اختیار علائق درونی خود را در دست داشت.
این ویژگی برای هر کسی که در هر سطحی از مدیریت و راهبری قرار دارد، عنصری لازم است.
✅ امام اهل فلسفه و عرفان بود. به هر دلیل به این نتیجه رسید که در مقطعی از زمان این بعد از شخصیت علمی خود را کتمان کند.
همچنانکه از آغاز به سیاست توجه داشت. آنقدر که در سنین جوانی حتی به مجلس آن روز نیز رفته بود، در منزل مدرس، او را هم دیده بود. به واسطه همسایگی پدر همسر با آیت الله کاشانی، هم صحبت می شد. با این حال علیرغم اختلاف نظرها با آیت الله بروجردی، اما به دلیل زعامت آیت الله بروجردی، از ابراز نظر عمومی در باب سیاست خودداری می کرد.
✅ دو خاطره زیر شواهد خوبی است بر این موضوع:
🔷 غلامحسین ابراهیمی دینانی:زمانی که توفیق شاگردی ایشان را داشتم،... ایشان جز فقه و اصول چیزی درس نمیدادند. درس ندادن مهم نیست، مهم این بود که حتی سوالات فلسفی هم جواب نمیدادند، نه فلسفه و نه عرفان، نه خصوصی و نه گروهی. اگر سوال فلسفی یا اخلاقی میپرسیدیم جواب نمیدادند اما سوال فقهی و اصولی جواب میدادند.
... در جوانی زمانی که ما نبودیم هم فلسفه میگفتند و هم عرفان، اما زمانی که ما بودیم دیگر فلسفه و عرفان نمیگفتند. اگر عرفان و فلسفه میگفت و یا هر کس دیگری میگفت، کار تمام بود. بنابراین ایشان که مرد با تدبیری بود و نمیخواست به آن سرنوشت مبتلا شود و شاید هم اندیشههایی داشت، از فلسفه و عرفان صحبت نمیکرد و جواب سوال را نمیداد. وادارش کردند که چیزی نگوید. (مصاحبه با جماران)
🔷 جعفر سبحانی: به خاطر دارم در سال 1330، که تب انتخابات بالا گرفته بود و حوزه های انتخاباتی میان طرفداران مصدق و شاه تقسیم و شاه تقسیم گشته بود و هیچ کدام از کاندیداها مورد رضایت فضلا نبود، یکی از دوستان، به نام آقای حاج شیخ اسدالله نوراللهی، در جلسة درس از ایشان خواست که به مسأله انتخابات وارد شود و وکلای مؤمن و متعهد را معرفی کند و لااقل برای قم یک وکیل مناسب در نظر بگیرد.
ایشان، پس از اعتذار، یادآور شد که فعلاً وظیفه من درس گفتن است و بس. (آیینه داران حقیقت، ج1، ص605-606)
@babaee_ehsan
🔴 نامه دکتر میرمحمدصادقی به دادستان دادگاه بین المللی لاهه
🔶 دکتر میرمحمدصادقی طی نامه ای خطاب به فاتو بنسودا_ دادستان دادگاه کیفری بین المللی لاهه_ درخواست کرد وضعیت میانمار به دادگاه کیفری بین المللی ارجاع شود.
به گزارش ایسنا متن نامه به شرح زیر است:
به نام خداوند مهربان
سرکار خانم فاتو بنسودا
دادستان محترم دادگاه کیفری بین المللی – لاهه احتراما، شاید شما به عنوان یک مسلمان از این گفته بلند پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله "ص" آگاه باشید که کسانی را که به فریاد استمداد و یاری طلبی مظلومان پاسخ ندهند مسلمان نمی داند و مسئول می شناسد، و بی تردید شما تا کنون از جنایات بی سابقه ارتکاب یافته علیه کودکان، زنان و مردان مسلمان میانمار اطلاع یافته اید. هر چند جهانیان سالهاست شاهد کشتارها و فجایع ارتکابی از سوی قدرتمندان علیه مردم بی دفاع بوده اند و این اقدامات، به ویژه در قرن بیستم و بالاخص در فاصله بین دو جنگ جهانی اول و دوم، در نقاط مختلف عالم به کرات رخ داده است، لیکن اوج مظلومیت قربانیان فاجعه انسانی اخیر در میانمار، همراهی رژیم نظامی این کشور با جنایتکاران، سکوت بسیاری از دولت های جهان، و تداوم تجهیز تسلیحاتی دولت میانمار از سوی رژیم های نژاد پرستی چون رژیم اسرائیل، وضعیت و موقعیت ویژه ای را برای این فاجعه رقم زده است. جالب آن که مرتکبان این جنایت مدعی پیروی از آئینی هستند که همواره سعی می کنند آن را طرفدار صلح و آشتی و دوستی و مخالف تعرض حتی به جانوران و حشرات جلوه دهند. این همه نشانگر سقوط ارزش های اخلاقی و انسانی در کره خاکی ماست که بشر به اصطلاح متمدن امروز با مباشرت، معاونت و یا سکوت خود موجبات قتل عام و آوارگی هزاران نفر از مردم بی گناه و به آتش کشیده شدن محل های سکونت آن ها را، به جرم تبعیت از یک مذهب الهی و ابراهیمی، فراهم می آورد. قطعا این گونه اقدامات وحشیانه فراتر از قربانیان مستقیم آن هزاران و میلیون ها قربانی غیر مستقیم دارد و در واقع برهمه بشریت تاثیرگذار است، همچنان که یک عمل تروریستی شعله های جنگ خانمان سوز جهانی اول را برافروخت.
آنچه که بر شدت و شناعت این جنایت می افزاید آن است که عناصر لازم برای احتساب این اعمال به عنوان مصداق بارزی از جنایت نسل کشی وجود دارد. سرکار عالی نیک آگاهید که ارتکاب اعمالی مثل قتل و ایراد صدمات شدید جسمانی و روانی به اشخاص در صورتی که به قصد از بین بردن همه یا بخشی از یک گروه قومی، ملی، نژادی یا مذهبی صورت گیرد می تواند موجب تحقق جنایت نسل کشی یا ژنوسید، به عنوان شنیع ترین جنایت بین المللی، شود. از سوی دیگر، دادگاه کیفری بین المللی از سال2002 در شهر لاهه هلند تشکیل شده است تا جنایتکاران قدرتمندی را که در کشورشان یا کشور های دیگر امکان پیگرد کیفری آن ها وجود ندارد مورد پیگرد قرار داده و بدین ترتیب از بی کیفر ماندن آن ها جلو گیری نماید. هرچند با توجه به عدم الحاق دولت میانمار به اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی، امکان آغاز تحقیقات راسا از سوی شما به عنوان دادستان دادگاه وجود ندارد، لیکن انتظار می رود که سرکارعالی با استفاده از نفوذ خود تلاش کنید که شورای امنیت سازمان ملل متحد، به استناد فصل هفتم منشور ملل متحد و بر اساس بند ب ماده13 اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی، وضعیت میانمار را به دادگاه کیفری بین المللی ارجاع نماید، همان گونه که در مورد لیبی و سودان چنین کرد؛ تا بتوان اطمینان حاصل کرد که آمران و عاملان این فجایع دهشتبار، قبل از آن که در محکمه عدل الهی مورد بازخواست قرار گیرند، در این دنیا نیز به سزای حداقل بخشی از جنایات خود برسند و این درس عبرتی برای همه جنایتکاران و موجب تشفی خاطر قربانیان این جنایات شود.
تهران- ششم سپتامبر2017- دبیر کل مجمع همبستگی حقوقدانان،دکتر حسین میرمحمد صادقی
@babaee_ehsan
🔶 دکتر میرمحمدصادقی طی نامه ای خطاب به فاتو بنسودا_ دادستان دادگاه کیفری بین المللی لاهه_ درخواست کرد وضعیت میانمار به دادگاه کیفری بین المللی ارجاع شود.
به گزارش ایسنا متن نامه به شرح زیر است:
به نام خداوند مهربان
سرکار خانم فاتو بنسودا
دادستان محترم دادگاه کیفری بین المللی – لاهه احتراما، شاید شما به عنوان یک مسلمان از این گفته بلند پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله "ص" آگاه باشید که کسانی را که به فریاد استمداد و یاری طلبی مظلومان پاسخ ندهند مسلمان نمی داند و مسئول می شناسد، و بی تردید شما تا کنون از جنایات بی سابقه ارتکاب یافته علیه کودکان، زنان و مردان مسلمان میانمار اطلاع یافته اید. هر چند جهانیان سالهاست شاهد کشتارها و فجایع ارتکابی از سوی قدرتمندان علیه مردم بی دفاع بوده اند و این اقدامات، به ویژه در قرن بیستم و بالاخص در فاصله بین دو جنگ جهانی اول و دوم، در نقاط مختلف عالم به کرات رخ داده است، لیکن اوج مظلومیت قربانیان فاجعه انسانی اخیر در میانمار، همراهی رژیم نظامی این کشور با جنایتکاران، سکوت بسیاری از دولت های جهان، و تداوم تجهیز تسلیحاتی دولت میانمار از سوی رژیم های نژاد پرستی چون رژیم اسرائیل، وضعیت و موقعیت ویژه ای را برای این فاجعه رقم زده است. جالب آن که مرتکبان این جنایت مدعی پیروی از آئینی هستند که همواره سعی می کنند آن را طرفدار صلح و آشتی و دوستی و مخالف تعرض حتی به جانوران و حشرات جلوه دهند. این همه نشانگر سقوط ارزش های اخلاقی و انسانی در کره خاکی ماست که بشر به اصطلاح متمدن امروز با مباشرت، معاونت و یا سکوت خود موجبات قتل عام و آوارگی هزاران نفر از مردم بی گناه و به آتش کشیده شدن محل های سکونت آن ها را، به جرم تبعیت از یک مذهب الهی و ابراهیمی، فراهم می آورد. قطعا این گونه اقدامات وحشیانه فراتر از قربانیان مستقیم آن هزاران و میلیون ها قربانی غیر مستقیم دارد و در واقع برهمه بشریت تاثیرگذار است، همچنان که یک عمل تروریستی شعله های جنگ خانمان سوز جهانی اول را برافروخت.
آنچه که بر شدت و شناعت این جنایت می افزاید آن است که عناصر لازم برای احتساب این اعمال به عنوان مصداق بارزی از جنایت نسل کشی وجود دارد. سرکار عالی نیک آگاهید که ارتکاب اعمالی مثل قتل و ایراد صدمات شدید جسمانی و روانی به اشخاص در صورتی که به قصد از بین بردن همه یا بخشی از یک گروه قومی، ملی، نژادی یا مذهبی صورت گیرد می تواند موجب تحقق جنایت نسل کشی یا ژنوسید، به عنوان شنیع ترین جنایت بین المللی، شود. از سوی دیگر، دادگاه کیفری بین المللی از سال2002 در شهر لاهه هلند تشکیل شده است تا جنایتکاران قدرتمندی را که در کشورشان یا کشور های دیگر امکان پیگرد کیفری آن ها وجود ندارد مورد پیگرد قرار داده و بدین ترتیب از بی کیفر ماندن آن ها جلو گیری نماید. هرچند با توجه به عدم الحاق دولت میانمار به اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی، امکان آغاز تحقیقات راسا از سوی شما به عنوان دادستان دادگاه وجود ندارد، لیکن انتظار می رود که سرکارعالی با استفاده از نفوذ خود تلاش کنید که شورای امنیت سازمان ملل متحد، به استناد فصل هفتم منشور ملل متحد و بر اساس بند ب ماده13 اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی، وضعیت میانمار را به دادگاه کیفری بین المللی ارجاع نماید، همان گونه که در مورد لیبی و سودان چنین کرد؛ تا بتوان اطمینان حاصل کرد که آمران و عاملان این فجایع دهشتبار، قبل از آن که در محکمه عدل الهی مورد بازخواست قرار گیرند، در این دنیا نیز به سزای حداقل بخشی از جنایات خود برسند و این درس عبرتی برای همه جنایتکاران و موجب تشفی خاطر قربانیان این جنایات شود.
تهران- ششم سپتامبر2017- دبیر کل مجمع همبستگی حقوقدانان،دکتر حسین میرمحمد صادقی
@babaee_ehsan
Forwarded from جبهه عدالتخواه مردمی مشهد مقدس
در ایام عید غدیر
عمل به وصیت مولا علی علیه السلام
دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید...
کمک به مردم مظلوم میانمار
شماره کارت :
5022297000010434
به نام مجمع جوانان امتواحده
@komeilihosein
#رسانه_باشید
عمل به وصیت مولا علی علیه السلام
دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید...
کمک به مردم مظلوم میانمار
شماره کارت :
5022297000010434
به نام مجمع جوانان امتواحده
@komeilihosein
#رسانه_باشید
🔴 به مناسبت 19شهریور، سالروز رحلت آیت الله سید محمود طالقانی
🔶 منبع: «همگام با آزادی _ خاطرات دکتر سید محمد مهدی جعفری»
🔷 سی تیر 1340 به مناسبت سالگرد شهدای سی تیر 1331، آیت الله طالقانی،مهندس بازرگان،دکتر یدالله سحابی و جمعی از رهبران و سران جبهه ملی و دیگر احزاب سیاسی رفته بودند ابن بابویه سر مزار شهدای سی تیر. عده زیادی دانشجو نیز رفته بودند.پس از پایان مراسم،پلیس به اجتماع کنندگان حمله می کند و همه آقایان را سوار کامیون کرده به زندان می برد. آیت الله طالقانی هم می پرد پشت کامیون پلیس و به زور سوار می شود! سربازها و پلیس هر کاری می کنند که ایشان را پایین بیاورند، پایین نمی آیند. می گوید:
اول من [ را باید به زندان ببرید] بعد اینها!
خلاصه همه را می برند شهربانی. باز هر کاری می کنند آیت الله طالقانی حاضر نمی شود از زندان بیرون بیاید و به همراه بازداشت شدگان می رود در داخل زندان. بعد از یکی دو روز رئیس زندان نیرنگ می زند و می گوید:
شما برای آزادی این جوانان تشریف بیاورید به دفتر زندان تا با هم صحبت بکنیم.
آیت الله طالقانی که از زندان بیرون می روند،در زندان را پشت سرشان می بندند و نمی گذارند به زندان بر گردد. لذا ایشان آزاد می شوند و بقیه در زندان می مانند.(ص64)
🔷[در جریان محاکمه سران نهضت آزادی] وقتی هیأت دادرسان آمدند، بنا به عرف همه دادگاه های جهان و ایران،همه متهمان بایستی به احترام بلند شوند و ما همگی بلند شدیم و ایستادیم. در این میان آیت الله طالقانی در کمال جسارت و با شهامت تمام از بلند شدن امتناع فرموده و همان طور سر جای خود نشسته ماندند.با این کارشان بی اعتنایی خود را به دادستان و رئیس دادگاه و به رسمیت نشناختن دادگاه را نشان دادند.
بعد گفتند: افراد بیایند و خودشان را معرفی کنند.
مهندس بازرگان و دکتر سحابی، متهمان ردیف اول و دوم، رفتند و خودشان را معرفی کردند.نوبت به آیت الله طالقانی که رسید، ایشان از رفتن و معرفی کردن خود نیز امتناع کردند و فرمودند:
من یک مجتهدم،شما را به رسمیت نمی شناسم و خودم را معرفی نمی کنم.
سرتیپ مسعودی که وکیل آیت الله طالقانی بود، رفت و گفت:
موکل من مجتهد است و شما حق ندارید ایشان را محاکمه کنید. ولی من ایشان را معرفی می کنم....(ص151_152)
🔷 همانطور که پیش بینی می کردیم، آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان هر کدام به ده سال زندان،آقای یدالله سحابی، دکتر عباس شیبانی و احمد علی بابایی به شش سال، مهندس عزت الله سحابی و ابوالفضل حکیمی و من نیز هر کدام به چهار سال زندان محکوم شدیم...
حکم را که اعلام کردند، خواستند دادگاه را تعطیل کنند، اما آیت الله طالقانی که تا این لحظه سکوت کرده بود به رؤسای دادگاه اشاره کرد و با لحنی آمرانه و محکم گفت: _بایستید!
همه خبردار ایستادند. اعم از ما و نظامیان و تماشاچی ها.بعد در آن دل شب این آیات را از سوره والفجر قرائت کردند:
«بسم الله الرحمن الرحیم. والفجر و لیال عشر. و الشفعِ و الوَتر.و الیل إذا یَسر.هل فی ذلک قسمٌ لِذِی حِجرٍ. الم تَرَ کیفَ فعل ربک بِعادٍ. اِرَمَ ذات العماد...»
بعد از خواندن این آیات گفتند:
حالا بروید! حالا بروید به اربابانتان بگویید که شما محکوم هستید،نه ما.
سرتیپ زمانی، رييس دادگاه با خجالت سرش را زیر انداخت و از دادگاه بیرون رفت...(ص156_157)
@babaee_ehsan
🔶 منبع: «همگام با آزادی _ خاطرات دکتر سید محمد مهدی جعفری»
🔷 سی تیر 1340 به مناسبت سالگرد شهدای سی تیر 1331، آیت الله طالقانی،مهندس بازرگان،دکتر یدالله سحابی و جمعی از رهبران و سران جبهه ملی و دیگر احزاب سیاسی رفته بودند ابن بابویه سر مزار شهدای سی تیر. عده زیادی دانشجو نیز رفته بودند.پس از پایان مراسم،پلیس به اجتماع کنندگان حمله می کند و همه آقایان را سوار کامیون کرده به زندان می برد. آیت الله طالقانی هم می پرد پشت کامیون پلیس و به زور سوار می شود! سربازها و پلیس هر کاری می کنند که ایشان را پایین بیاورند، پایین نمی آیند. می گوید:
اول من [ را باید به زندان ببرید] بعد اینها!
خلاصه همه را می برند شهربانی. باز هر کاری می کنند آیت الله طالقانی حاضر نمی شود از زندان بیرون بیاید و به همراه بازداشت شدگان می رود در داخل زندان. بعد از یکی دو روز رئیس زندان نیرنگ می زند و می گوید:
شما برای آزادی این جوانان تشریف بیاورید به دفتر زندان تا با هم صحبت بکنیم.
آیت الله طالقانی که از زندان بیرون می روند،در زندان را پشت سرشان می بندند و نمی گذارند به زندان بر گردد. لذا ایشان آزاد می شوند و بقیه در زندان می مانند.(ص64)
🔷[در جریان محاکمه سران نهضت آزادی] وقتی هیأت دادرسان آمدند، بنا به عرف همه دادگاه های جهان و ایران،همه متهمان بایستی به احترام بلند شوند و ما همگی بلند شدیم و ایستادیم. در این میان آیت الله طالقانی در کمال جسارت و با شهامت تمام از بلند شدن امتناع فرموده و همان طور سر جای خود نشسته ماندند.با این کارشان بی اعتنایی خود را به دادستان و رئیس دادگاه و به رسمیت نشناختن دادگاه را نشان دادند.
بعد گفتند: افراد بیایند و خودشان را معرفی کنند.
مهندس بازرگان و دکتر سحابی، متهمان ردیف اول و دوم، رفتند و خودشان را معرفی کردند.نوبت به آیت الله طالقانی که رسید، ایشان از رفتن و معرفی کردن خود نیز امتناع کردند و فرمودند:
من یک مجتهدم،شما را به رسمیت نمی شناسم و خودم را معرفی نمی کنم.
سرتیپ مسعودی که وکیل آیت الله طالقانی بود، رفت و گفت:
موکل من مجتهد است و شما حق ندارید ایشان را محاکمه کنید. ولی من ایشان را معرفی می کنم....(ص151_152)
🔷 همانطور که پیش بینی می کردیم، آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان هر کدام به ده سال زندان،آقای یدالله سحابی، دکتر عباس شیبانی و احمد علی بابایی به شش سال، مهندس عزت الله سحابی و ابوالفضل حکیمی و من نیز هر کدام به چهار سال زندان محکوم شدیم...
حکم را که اعلام کردند، خواستند دادگاه را تعطیل کنند، اما آیت الله طالقانی که تا این لحظه سکوت کرده بود به رؤسای دادگاه اشاره کرد و با لحنی آمرانه و محکم گفت: _بایستید!
همه خبردار ایستادند. اعم از ما و نظامیان و تماشاچی ها.بعد در آن دل شب این آیات را از سوره والفجر قرائت کردند:
«بسم الله الرحمن الرحیم. والفجر و لیال عشر. و الشفعِ و الوَتر.و الیل إذا یَسر.هل فی ذلک قسمٌ لِذِی حِجرٍ. الم تَرَ کیفَ فعل ربک بِعادٍ. اِرَمَ ذات العماد...»
بعد از خواندن این آیات گفتند:
حالا بروید! حالا بروید به اربابانتان بگویید که شما محکوم هستید،نه ما.
سرتیپ زمانی، رييس دادگاه با خجالت سرش را زیر انداخت و از دادگاه بیرون رفت...(ص156_157)
@babaee_ehsan
Forwarded from مسطر، انقلاب و جامعه
حکومت حق، حکومت ملکه حریت و عدالت است که اولیای خدا مظاهر کامل این ملکات اند... حال که آن حکومت حق مطلق نیست، تا ممکن است باید دست بندگان شهوات را از عرض، مال و نوامیس مردم کوتاه نمود.
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
🔴 برشی از یک کتاب
🔷 عوامل ماندگاری استبداد
✳️ 19شهریور 1358 شمسی سالروز رحلت مبارز نستوه آیت الله سید محمود علایی طالقانی است.
از جمله کارهای در خور توجه آیت الله طالقانی، تجدید انتشار کتاب «تنبیه الامة و تنزیه الملة» علامه میرزا محمد حسین نائینی،از مهمترین مکتوبات مقارن با قیام مشروطه است. طالقانی بر این اثر (1334)پی نوشت هایی افزوده است.
آنچه در ادامه خواهد آمد خلاصه ای از بخش خاتمه کتاب نائینی است که طالقانی آن را بازنویسی کرده است.
✅ قوه نگهدار استبداد، هفت چیز است:
1. جهل ملت به وظایف و حقوق عمومی: ...دزدان و درندگان اعراض و نوامیس عمومی و راهزنان دین و شرافت در زیر پرده تاریک جهل عمومی، در دل ها هراس ایجاد می کنند و با اشتباه کاری و دین سازی برای مردم، به راهزنی و غارتگری می پردازند.
2. از قوای پاسدار استبداد، شعبه استبداد دینی است، کار این شعبه این است که مطالب و سخنانی از دین یاد گرفته و ظاهر خود را آن طور که جالب عوام ساده باشد می آرایند و مردمی را که از اصول و مبانی دین بی خبرند و به اساس دعوت پیمبران گرام آشنایی ندارند، می فریبند و مطیع خود می سازند و با این روش فریبنده به نام غمخواری دین و نگهداری آیین، ظل الشیطان را بر سر عموم می گسترانند... این دسته چون با عواطف پاک مردم سر و کار دارند و در پشت سنگر محکم دین نشسته اند، خطرشان بیشتر و دفع شان دشوار تر است...
3. نفوذ دادن پرستش شاه است...آنگاه که عنوان پرستش در اجتماع وسیله امتیاز و رسیدن به مقامات گردید، مردمان پست و بت تراشی که در فن تملق و تظاهر به اطاعت و عبودیت ماهر تر از دیگران باشند، بیشتر توانند به مقامات برسند... در چنین اجتماع منحطی چه بسا علم و فضیلت موجب عقب ماندگی و محرومیت است...کار به آنجا می رسد که طرفداران دین هم با توجه و بدون توجه به دستگاه بت تراشی کمک می نمایند...
این بت تراشان میان زمامدار و ملت فاصله ایجاد می کنند و سیاه را سفید و سفید را سیاه می نمایانند ، به طوری که تفاهم میان ملت و زمامدار قطع می شود، اگر مردم از گرسنگی فریاد کشند اینها می گویند جمعیت اخلال گرند، اگر از ظلم بنالند، می نمایند که می خواهند احساسات را بر علیه سلطان و دین تحریک کنند، در نتیجه شیرازه روابط و حسن تفاهم را از هم می پاشند و همه را به سراشیب فنا می کشانند.
4.از قوایی که نگهدار استبداد است اختلافات دینی، سیاسی و طبقاتی است که ایادی استبداد بدین وسیله مردم را از هم جدا و نیروهای ملت و اجتماعی را مصرف یکدیگر می سازد و به این وسیله سلطه قاهرانه خود را نگه می دارد...
5.قوه قهر و ایجاد وحشت و زجر است که از قدیم خودسران خونخوار نسبت به بزرگان و احرار، اعمال می نمودند...
6.از نگاهبانان استبداد فردی، استبداد طبقاتی است: آن دسته از سرمایه داران، ملاکین و اشرافی که خوی طبقاتی طبیعت ثانوی در مزاج روحشان شده است و ستمگری و استثمار دیگران را حق ارثی و طبیعی خود می پندارند، با تمام قوایی که در دست دارند، مستبد را پرورش می دهند...اینها شاخه ها و فروع استبدادند _ گر چه از جهت دیگر ریشه های محکم استبدادند_ تا آنجا با افکار و آرای توده های مردم همراه و همکارند که منافع و نفوذ خود را نگه دارند، آنگاه که خطری برای زندگی اشرافی و چپاول گری خود احساس نمودند، صلاح دیگران و آیندگان کشور و شرافت و عزت را زیر پا می گذارند...
7. از اسباب و قوای بقای استبداد، به دست گرفتن و غصب نمودن سر رشته اموال عمومی و نیروی سپاهی است؛ به وسیله انتخاب فرماندهان از مردمان پست بی شرافت و طرفدار منافع بیگانگان، قوای سپاه و اموال را برای زبونی ملت و غارت مردم مصرف می نمایند و سران ایلات و عشایر را برای سرکوبی ملت مجهز می سازند.
@babaee_ehsan
🔷 عوامل ماندگاری استبداد
✳️ 19شهریور 1358 شمسی سالروز رحلت مبارز نستوه آیت الله سید محمود علایی طالقانی است.
از جمله کارهای در خور توجه آیت الله طالقانی، تجدید انتشار کتاب «تنبیه الامة و تنزیه الملة» علامه میرزا محمد حسین نائینی،از مهمترین مکتوبات مقارن با قیام مشروطه است. طالقانی بر این اثر (1334)پی نوشت هایی افزوده است.
آنچه در ادامه خواهد آمد خلاصه ای از بخش خاتمه کتاب نائینی است که طالقانی آن را بازنویسی کرده است.
✅ قوه نگهدار استبداد، هفت چیز است:
1. جهل ملت به وظایف و حقوق عمومی: ...دزدان و درندگان اعراض و نوامیس عمومی و راهزنان دین و شرافت در زیر پرده تاریک جهل عمومی، در دل ها هراس ایجاد می کنند و با اشتباه کاری و دین سازی برای مردم، به راهزنی و غارتگری می پردازند.
2. از قوای پاسدار استبداد، شعبه استبداد دینی است، کار این شعبه این است که مطالب و سخنانی از دین یاد گرفته و ظاهر خود را آن طور که جالب عوام ساده باشد می آرایند و مردمی را که از اصول و مبانی دین بی خبرند و به اساس دعوت پیمبران گرام آشنایی ندارند، می فریبند و مطیع خود می سازند و با این روش فریبنده به نام غمخواری دین و نگهداری آیین، ظل الشیطان را بر سر عموم می گسترانند... این دسته چون با عواطف پاک مردم سر و کار دارند و در پشت سنگر محکم دین نشسته اند، خطرشان بیشتر و دفع شان دشوار تر است...
3. نفوذ دادن پرستش شاه است...آنگاه که عنوان پرستش در اجتماع وسیله امتیاز و رسیدن به مقامات گردید، مردمان پست و بت تراشی که در فن تملق و تظاهر به اطاعت و عبودیت ماهر تر از دیگران باشند، بیشتر توانند به مقامات برسند... در چنین اجتماع منحطی چه بسا علم و فضیلت موجب عقب ماندگی و محرومیت است...کار به آنجا می رسد که طرفداران دین هم با توجه و بدون توجه به دستگاه بت تراشی کمک می نمایند...
این بت تراشان میان زمامدار و ملت فاصله ایجاد می کنند و سیاه را سفید و سفید را سیاه می نمایانند ، به طوری که تفاهم میان ملت و زمامدار قطع می شود، اگر مردم از گرسنگی فریاد کشند اینها می گویند جمعیت اخلال گرند، اگر از ظلم بنالند، می نمایند که می خواهند احساسات را بر علیه سلطان و دین تحریک کنند، در نتیجه شیرازه روابط و حسن تفاهم را از هم می پاشند و همه را به سراشیب فنا می کشانند.
4.از قوایی که نگهدار استبداد است اختلافات دینی، سیاسی و طبقاتی است که ایادی استبداد بدین وسیله مردم را از هم جدا و نیروهای ملت و اجتماعی را مصرف یکدیگر می سازد و به این وسیله سلطه قاهرانه خود را نگه می دارد...
5.قوه قهر و ایجاد وحشت و زجر است که از قدیم خودسران خونخوار نسبت به بزرگان و احرار، اعمال می نمودند...
6.از نگاهبانان استبداد فردی، استبداد طبقاتی است: آن دسته از سرمایه داران، ملاکین و اشرافی که خوی طبقاتی طبیعت ثانوی در مزاج روحشان شده است و ستمگری و استثمار دیگران را حق ارثی و طبیعی خود می پندارند، با تمام قوایی که در دست دارند، مستبد را پرورش می دهند...اینها شاخه ها و فروع استبدادند _ گر چه از جهت دیگر ریشه های محکم استبدادند_ تا آنجا با افکار و آرای توده های مردم همراه و همکارند که منافع و نفوذ خود را نگه دارند، آنگاه که خطری برای زندگی اشرافی و چپاول گری خود احساس نمودند، صلاح دیگران و آیندگان کشور و شرافت و عزت را زیر پا می گذارند...
7. از اسباب و قوای بقای استبداد، به دست گرفتن و غصب نمودن سر رشته اموال عمومی و نیروی سپاهی است؛ به وسیله انتخاب فرماندهان از مردمان پست بی شرافت و طرفدار منافع بیگانگان، قوای سپاه و اموال را برای زبونی ملت و غارت مردم مصرف می نمایند و سران ایلات و عشایر را برای سرکوبی ملت مجهز می سازند.
@babaee_ehsan
🔴 خطر تشریفات
🔷 «... مسئله دیگر ٬ مسئله تشريفات حوزه هاى روحانيت است كه دارد زياد مى شود. وقتى تشريفات زياد شد، محتوا كنار مى رود. وقتى ساختمان ها و ماشين ها و دم و دستگاه ها زياد شود، موجب مى شود بنيه فقهى اسلام صدمه ببيند، يعنى با اين بساط ها نمى شود شيخ مرتضى و صاحب جواهر تحويل جامعه داد. اين موجب نگرانى است و واقعاً نمى دانم با اين وضع چه كنم. اين تشريفات اسباب آن مى شود كه روحانيت_شكست_بخورد. زندگی صاحب جواهر را با زندگی روحانیون امروز که بسنجیم، خوب می فهمیم که چه ضربه ای به دست خودمان به خودمان می زنیم.
(صحيفه امام، ج۱۹ ، ص42)
✅ امام چه نسبتی بین افزایش تشریفات _به تعبیر خودشان ساختمان ها و ماشین ها و دم و دستگاه ها _ با تضعیف بنیه فقهی حوزه می دیدند؟ از کنار هشدار امام به راحتی نمی توان عبور کرد به خصوص که امروز پژوهشگاه های پرتعداد در قم وجود دارد و ساختار اداری حوزه نیز گسترش یافته است که شاید از لوازم آن، همین افزایش تشریفات با مثال های امام بوده است.
✅ شاید بتوان رابطه افزایش تشریفات و تضعیف بنیه فقهی حوزه را اینگونه توضیح داد که به هر میزان که ساختمان ها و دستگاه های حوزوی بیشتر می شود، ذهن های بیشتری نیز درگیر و گرفتار امور اجرایی می شود که «حاشیه» محسوب می شود و از متن اصلی کار و وظیفه حوزه خارج است.
مشغول شدن به حاشیه ها، تبعاتی دارد مانند اینکه برخی استعدادهای حوزه، به جای فقاهت، به مدیریت اختصاص پیدا می کند و مهمتر اینکه ساختار اداری، رسوب فرهنگ کارمندی را به دنبال خواهد آورد.
✅ این بررسی لازم است که بار اصلی فقاهت حوزه _امروز و آینده_ در دست چه کسانی است؟ آنها که به تعبیر امام، از دم و دستگاه ها و تشریفات دور هستند یا آنها که در متن همین دم و دستگاه ها فعالیت می کنند.
✅ شاید هم ایفای نقش حوزه در دوره جدید_دوره تشکیل نظام اسلام_ اقتضائاتی دارد که تن دادن به آن برخی تشریفات را به دنبال دارد. حتی در اینصورت هم مدیریت نحوه و میزان گسترش ساختار اداری و مراکز پژوهشی و آموزشی اهمیت دارد.
@babaee_ehsan
🔷 «... مسئله دیگر ٬ مسئله تشريفات حوزه هاى روحانيت است كه دارد زياد مى شود. وقتى تشريفات زياد شد، محتوا كنار مى رود. وقتى ساختمان ها و ماشين ها و دم و دستگاه ها زياد شود، موجب مى شود بنيه فقهى اسلام صدمه ببيند، يعنى با اين بساط ها نمى شود شيخ مرتضى و صاحب جواهر تحويل جامعه داد. اين موجب نگرانى است و واقعاً نمى دانم با اين وضع چه كنم. اين تشريفات اسباب آن مى شود كه روحانيت_شكست_بخورد. زندگی صاحب جواهر را با زندگی روحانیون امروز که بسنجیم، خوب می فهمیم که چه ضربه ای به دست خودمان به خودمان می زنیم.
(صحيفه امام، ج۱۹ ، ص42)
✅ امام چه نسبتی بین افزایش تشریفات _به تعبیر خودشان ساختمان ها و ماشین ها و دم و دستگاه ها _ با تضعیف بنیه فقهی حوزه می دیدند؟ از کنار هشدار امام به راحتی نمی توان عبور کرد به خصوص که امروز پژوهشگاه های پرتعداد در قم وجود دارد و ساختار اداری حوزه نیز گسترش یافته است که شاید از لوازم آن، همین افزایش تشریفات با مثال های امام بوده است.
✅ شاید بتوان رابطه افزایش تشریفات و تضعیف بنیه فقهی حوزه را اینگونه توضیح داد که به هر میزان که ساختمان ها و دستگاه های حوزوی بیشتر می شود، ذهن های بیشتری نیز درگیر و گرفتار امور اجرایی می شود که «حاشیه» محسوب می شود و از متن اصلی کار و وظیفه حوزه خارج است.
مشغول شدن به حاشیه ها، تبعاتی دارد مانند اینکه برخی استعدادهای حوزه، به جای فقاهت، به مدیریت اختصاص پیدا می کند و مهمتر اینکه ساختار اداری، رسوب فرهنگ کارمندی را به دنبال خواهد آورد.
✅ این بررسی لازم است که بار اصلی فقاهت حوزه _امروز و آینده_ در دست چه کسانی است؟ آنها که به تعبیر امام، از دم و دستگاه ها و تشریفات دور هستند یا آنها که در متن همین دم و دستگاه ها فعالیت می کنند.
✅ شاید هم ایفای نقش حوزه در دوره جدید_دوره تشکیل نظام اسلام_ اقتضائاتی دارد که تن دادن به آن برخی تشریفات را به دنبال دارد. حتی در اینصورت هم مدیریت نحوه و میزان گسترش ساختار اداری و مراکز پژوهشی و آموزشی اهمیت دارد.
@babaee_ehsan