مسطر، انقلاب و جامعه
271 subscribers
291 photos
90 videos
3 files
349 links
تماس با ادمین:
@mastar1357
Download Telegram
این سنخ اقدامات، تحقیر قوه قضاییه است، تحقیر فقه و روحانیت است و بی ارزش کردن حجاب ...

@babaee_ehsan
مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی: «وقتی اصلی در اجتماعی به هم خورد، چه کسی ضمانت می کند که نسل های بعد، اصل های دیگر را به نفع خود به هم نزنند؟» (پس از پنجاه سال، ص 32)
@babaee_ehsan
🔸 بی تفاوتی انقلابی!

🔹 نتایج کنکور مشخص شد و باز هم سهم انکار ناپذیر پول و نابرابری اقتصادی خود را نشان داد. ما در متن نظام جمهوری اسلامی در حال تجربه طبقاتی شدن آموزش هستیم؛ یک نمره منفی، یک نقطه سیاه در کارنامه جمهوری اسلامی. 

🔹 دشمنان ما ظاهرا تا اطلاع ثانوی از این سنخ ضعف ها به آسانی عبور می کنند اما طرح این سوال ضرورت دارد که کدام جریان سیاسی نسبت به این بخش از کارنامه جمهوری اسلامی از خود حساسیت نشان می دهد؟ جریان های انقلابی چه نسبتی با عدالت آموزشی دارند؟ چرا بزرگان جریان های سیاسی انقلابی در این مورد، دردی احساس نمی کنند؟ چرا جریان های سیاسی مطرح و شناسنامه دار کشور، شخصیت های تریبون دار سیاسی و مذهبی، اعتراض و مطالبه و هشداری ندارند؟ چرا مسوولین کشور در دوره های مختلف از کنار این نقطه ضعف در کارنامه جمهوری اسلامی، با بی تفاوتی عبور می کنند؟

🔹 یک پای بی تفاوتی، بی تفاوتی بدنه اجتماعی جریان انقلابی است که بی اعتنایی مسوولان و جریان های سیاسی و تریبون داران سیاسی و مذهبی را تماشا می کند و نه قبل از انتخابات و نه بعد از انتخابات، از بزرگانشان درباره مساله های انقلاب و مردم نمی پرسند. شاید نمی دانند آموزش طبقاتی چه بلایی بر سر انقلاب و جامعه خواهد آورد؟ شاید همین بدنه فعال اجتماعی انقلابی، خود به یک طبقه تبدیل شده اند؟
@babaee_ehsan
سیدحسن عاملی، امام جمعه اردبیل:

🔶اعلان نتایج کنکور امسال یک هشدار بزرگی برای مسئولین دارد این نتایج نشان می دهد که تبعیض بزرگ آموزشی و بی عدالتی در سیستم آموزش کشور رخ داده است از چهل نفر اول دانش آموز برگزیده کشور در کنکور سراسری فقط یک دانش آموز در مدرسه دولتی عادی درس خوانده است! بقیه همه از مدارس استعدادهای درخشان و غیرانتفاعی‌های خاص است این حکایت از شکاف بزرگ آموزشی می‌کند توجه شود.

🔶دولت و مجلس سال های سال آموزش و پرورش را به امان خود رها کرده اند و وزرای مربوطه هیچ فکری برای عدالت آموزشی و اکثریت دانش‌آموزان کشور نکرده‌اند در این خصوص از دولت و مجلس می‌خواهیم سریعاً از حقوق اکثریت دانش آموزان دفاع کنند. نمایندگان دقت کنند اگر وزیر فعلی، برنامه‌ریزی علمی برای حل این معضل ندارد سریعاً برکنار گردد.

🔹 باید از ایشان بابت پرداختن به این موضوع تشکر کرد.
آموزش و پرورش سالهای سال به امان خود رها شده است؛ زیرا مدارس غیر انتفاعی به ویژه از نوع مذهبی و انقلابی، احساس درد را از مسوولین ما گرفته اند.
جداکردن جیب مدارس غیر انتفاعی از جیب مسوولین، راه حل نیست، اما مقدمه دستیابی به راه حل خواهد بود.
@babaee_ehsan
🔸 حکمی در دفاع از هویت مشترک

🔹 در 25 بهمن 1367، حکم اعدام سلمان رشدی نویسنده کتاب آیات شیطانی توسط امام خمینی صادر شد.

🔹 امام خمینی، فراتر از همه اختلاف های قومیتی و مذهبی در مسیر احیاء هویت «مشترک» اسلامی گام بر می داشت. در این مسیر تلاش می کرد تا مسلمانان از منظر صیانت از هویت اسلامی خود، وضعیت جهان و قطب بندی های آن را به تماشا بنشینند و تحلیل کنند و نه با عینک هایی که منافع مسلمانان را در نقطه کور نگاه، قرار می داد.

🔹 در حکم اعدام سلمان رشدی نیز پای مهمترین عنصر هویت بخش جمیع مسلمانان در میان بود. اهمیت این حکم و وجه هویت بخش آن زمانی بهتر درک می شود در نظر بگیریم دولتهای غرب، یکپارچه با حکم امام به مقابله برخاستند و یکپارچه از تضعیف و خدشه دار کردن هویت مشترک اسلامی حمایت کردند. در غیاب عنصر صیانت از هویت مشترک اسلامی نه حکم امام قابل تحلیل است و نه حمایت غرب از سلمان رشدی.

@babaee_ehsan
🔸 درباره رهبری آینده نظام (1)

🔹 رهبری در تعیین جهتگیری ها و اولویت های نظام، در سیاست خارجی و مدیریت داخلی نقش موثر دارد. تعیین بسیاری از کارگزاران نظام و مدیریت غیر مستقیم در نهادهای تاثیر گذار نیز اهمیت این جایگاه را نشان می دهد. 

🔹 شاید باید بگوییم "متاسفانه"، نظام جمهوری اسلامی امروز بیش از هر زمان دیگری به شخص مقام معظم رهبری وابسته است. این یک تردید و سوال جدی است که چقدر از مسوولانِ حاضر، به اندیشه ها، دغدغه ها، رویکردها و نیز سلوک فردی ایشان باور دارند و متعهد هستند؟! وابستگی نظام به شخص رهبری، آینده نظام را غیر قابل پیش بینی می سازد.

🔹 به نظر می رسد باید توقع خود را از رهبری آینده تعدیل نماییم. این نکته، یک هشدار و بیدارباش است که خواص و نخبگان جامعه باید سنگینی آن را به دوش بکشند که سهم بیشتری در دفاع از اسلام و مردم به عهده بگیرند. و نیز این هشدار به این معنا نیست که وضعیت موجود، در همه ابعاد مطلوب است و باید این وضعیت استمرار یابد. در برخی موارد کاملا مسیری معکوس در نسبت با ارزش های انقلاب طی کردیم. این نیز سهم "امّت" را افزایش می دهد.

🔹 بخشی از نگرانی درباره کیفیت ایفای نقش رهبری آینده به عوامل تاثیر گذار در انتخاب رهبری برمی گردد. می توان انتخاب رهبری آینده را با توجه به پنج عامل روحانیت، سپاه پاسداران، مجموعه بیت رهبری فعلی، کارگزاران اجرایی و مردم  بررسی کرد.

🔹 از میان پنج عامل تاثیر گذار یاد شده، سهم کارگزاران حاضر در قوای سه گانه، قابل ذکر نیست.  همچنانکه مردم نیز در این زمینه نقش مستقیم قابل توجهی ندارند. از یک سو کاهش مشارکت در انتخاب های اخیر را شاهد هستیم و از سوی دیگر معلوم نیست اساسا نگاه مردم به رهبری آینده، برای فعالان عرصه انتخاب رهبری چندان اهمیتی داشته باشد. شاید حداکثر، نگاه سلبی مردم در رد برخی گزینه ها مورد تاکید قرار گیرد (شاید). این ایده قابل توجه و موثر خواهد بود که می توان با کمک بخشی از مردم، نظام را اداره کرد.

🔸 ادامه دارد.
@babaee_ehsan
🔸 درباره رهبری آینده نظام (2)

🔹 به نظر می رسد در انتخاب رهبری آینده، عملکرد مجلس خبرگان بیش از سایر عوامل مورد توجه سپاه پاسداران و تشکیلات بیت مقام معظم رهبری خواهد بود.

🔹 سپاه پاسداران نمی تواند نسبت به انتخاب رهبری آینده بی تفاوت باشد. نحوه انتخاب رهبری آینده، بدون کمترین واسطه ای می تواند جزء دغدغه های سپاه قرار گیرد چرا که رسالت پاسداری از انقلاب را بر دوش خود احساس می کند.

🔹 بیت مقام معظم رهبری نیز نمی تواند نسبت به موضوع بی تفاوت باشد. بیت رهبری در زمان آیت الله خامنه ای به تشکیلات گسترده ای تبدیل شده است که دامنه مدیریت آن بسیاری از نهادهای جمهوری اسلامی از فرهنگی تا اقتصادی را شامل می شود. این موضوع، مهم است که که اختیارات و امکانات گسترده ولی فقیه در اختیار کدام شخصیت قرار می گیرد. به علاوه وابستگی امروز نظام جمهوری اسلامی به شخص مقام معظم رهبری، ایجاد احتمالی فاصله ذهنی و انقطاع مدیریتی بین دوره فعلی و آینده رهبری را به یکی از چالش های مهم نظام تبدیل نموده است. بنابراین طبیعی است که یکی از امتیازات برای گزینه های محتمل، این خواهد بود که تداوم بخش وضعیت فعلی باشد به گونه ای که تغییر مدیریت نظام با تغییرات غیر قابل تحمل در ساختار نظام مواجه نشود.

🔹 البته ذکر دو عامل یاد شده، لزوما به معنای آن نیست که همراستا نباشند یا در صورت اختلاف در نگاه، بین آنها هماهنگی ایجاد نشود.

🔹 عامل مردم هر چند در مرحله انتخاب، نقش مستقیم ندارد اما بسته به فرایند انتخاب رهبری آینده و نوع عملکرد او، نحوه مواجه مردم می تواند پشتوانه یا مشکل نظام باشد.  تا آنجا که می شود گفت انتخاب رهبری نظام، آسان ترین بخش انتقال رهبری خواهد بود. مساله اصلی، "امکان" رهبری و مدیریت نظام خواهد بود.

🔸ادامه دارد

🔸یادداشت قبلی
https://t.me/babaee_ehsan/1620

@babaee_ehsan
🔸 درباره رهبری آینده نظام (3)

🔸 چند نکته

🔹 رهبری آینده جمهوری اسلامی، شکلی تازه از جایگاه ولی فقیه را به نمایش خواهد گذاشت. از غلظت تلقی های معنوی از ولایت فقیه، کاسته خواهد شد. روند هضم شدن ولی فقیه در ساختار حکومتی تکمیل خواهد شد. ولی فقیه ناظر بر نظام نخواهد بود؛ بلکه هدایتگر نظام نیز نخواهد بود. اجزای نظام، آنچنان جایگاه ولایت فقیه را به خدمت خواهد گرفت که ولی فقیه یکی از زیر مجموعه های نظام سیاسی تبدیل می گردد. روندی که در همین دوره شروع شده و ادامه خواهد یافت.

🔹 نحوه نمایش و اثبات هویت مردمی نظام یکی از چالش های مستمر نظام خواهد شد. میل به رفتارهای نمایشی برای پر کردن جای خالی مردم افزایش خواهد یافت. رسانه های رسمی از نشان دادن صحنه های حضور مردم در مقاطع تاریخ انقلاب نیز پرهیز خواهند کرد. برگزاری انتخابات، هر بار دشواری هویتی نظام را به رخ می کشد.

🔹 رهبری بعدی نه از جایگاه و مرجعیت ابتدایی امام خمینی برخوردار است نه همچون آیت الله خامنه ای، بر سرمایه های سابقه و امتیازات فردی و ترکیب ممتاز مجلس خبرگان سال 68 تکیه دارد و چه بسا همچون دوره قبل، حمایت های بعدی بزرگان حوزه را نیز به همراه نداشته باشد. حوزه های علمیه تلاش خواهند کرد ضمن حفظ ارتباط با نظام، فاصله خود را نیز حفظ کنند. هر چند مرجعیت، شرط رهبری نیست اما نبود این امتیاز از دامنه نفوذ رهبری آینده خواهد کاست. بعید است "قابلیت" تصدی مرجعیت از چشم نیروهای دخیل در فرایند انتخاب رهبری مغفول بماند. این یکی از عوامل محدود کننده انتخاب خواهد بود. 

🔹 اگر افزایش فاصله بین حوزه و حاکمیت را شاهد باشیم، تامین رضایت حوزه یکی دیگر از دشواری های رهبری خواهد بود. روحانیت اگر برکنار از حکومت باشد، گاه بی توجه به اقتضائات حکومتی به دنبال تحمیل مناسبات فقه فردی است و گاه در مقام نظارت، اقدامات و کارنامه حاکمیت را زیر سوال می برد.

🔹 یکی دیگر از دشواری هایی که رهبری آینده با آن مواجه است، فاصله بین نگاه رسمی و واقعیت جامعه در امور فرهنگی است. این فاصله از این جهت اهمیت دارد که جمهوری اسلامی بر پایه نظام ارزشی خاصی بنا شده است که کمرنگ شدن آن، جمهوری اسلامی را دچار بحران می سازد. قدرت و نفوذ رهبری کاملا از این مولفه متاثر است.

🔹 سیاست خارجی جمهوری اسلامی متاثر از نگاه و اقدام شخص آیت الله خامنه ای است. از بین روحانیون مرتبط با حکومت نمی توان شخصی را یافت که هم از اشراف ایشان برخوردار باشد و هم در باور به سیاست های ایشان از اصالت برخوردار باشد. همین نکته، اتکاء رهبری آینده به نیروهای نظامی را تقویت خواهد نمود.

🔹 بنا بر انتخاب و البته در برخی موارد از روی ناچاری، امور داخلی ایران به میزان زیادی متاثر بلکه تابع سیاست خارجی ایران شده است. مدیریت این رابطه، جزء دشواری های رهبری آینده خواهد بود.

🔸 یادداشت قبلی

https://t.me/babaee_ehsan/1621

@babaee_ehsan
🔸 وضعیت بی دفاع

🔹 تقریبا جزء خبرهای عادی شده، این که فرزند فلان مسوول در خارج از کشور تحصیل می کند، مشغول به کار است یا تابعیت فلان کشور را دارد. حتی شاید سفر برای خرید سیسمونی هم چندان غیر عادی نباشد.

🔹 بعضی هم خیلی راحت و بی تفاوت، مساله را در سطح فردی تحلیل می کنند که چه منع قانونی یا شرعی دارد؟ سمَت پدر که نباید مانع پیشرفت فرزند شود  و شاید اشکال گیرندگان را گرفتار تنگ نظری هم بدانند. در سطح فردی، گاهی این سنخ پاسخ درست است و اشکالِ اشکال گیرندگان هیچ نتیجه منطقی به دنبال ندارد. اصلا در سطح فردی، این موضوع طبیعی است و مذموم نیست.

🔹 اما مساله فقط این نیست. از زندگی آلوده به تظاهر برخی مسوولان که عبور کنیم که سر جای خود مهم است، مساله مهم تر، تنهایی مردم است و به وجود آمدن طبقه ای جدید که بر مردم ریاست می کنند،  مردم را مدیریت می کنند اما مساله هایشان از مساله های مردم جداست. جنس گرفتاری هایشان، سطح آرزوهایشان متفاوت است. حتی در متن تحریم ها، حساب سفره آنها از حساب بقیه جداست. مساله اصلی این است.

🔹 افراد، چندان مهم نیستند؛ عارف باشد یا حداد عادل؛ لاریجانی باشد یا ولایتی؛ شمخانی باشد یا زاکانی، ابتکار باشد یا خزعلی. آنچه مهم تر است وضعیتی است که به آن دچار هستیم. این جدا شدن مسوولان و تبدیل شدن آنها به یک طبقه متمایز، وصف جامعه ما شده است؛ وصف نظام ما شده است. پای وضعیت و نظام که وسط می آید برخی نگران می شوند. باید هم نگران شوند. اما نگرانی داریم تا نگرانی! کدام علاقمند به نظام است که نسبت به کارنامه نظام بی تفاوت بماند؟

🔹 البته سوء تفاهم نشود، افراد هم مهم هستند. این "افراد" بودند که وضعیت جامعه و نظام را به اینجا رساندند یا لااقل سهم داشتند. نمی شود وضعیت موجود، پیش روی ما حاضر باشد، اما مسوول و پاسخگو نداشته باشد یا غایب باشد.

@babaee_ehsan
🔸 در حاشیه بحث های مربوط به تغییر متون درسی در حوزه

🔹 این روزها تغییر در متون درسی مرحله سطح حوزه های علمیه، محل بحث و اظهار نظر اساتید حوزه است. برخی نسبت به کمرنگ شدن ارتباط طلاب با متونی مانند مکاسب و رسائل و کفایه ابراز نگرانی می کنند و برخی نیز از تغییرات استقبال می کنند.

🔹 اساتید حوزه عموما در مورد تغییرات در کتاب های اصلی اظهار نظر می کنند. اما در استاد سروش محلاتی در ضمن بیان نظرات خود، نکته ای مطرح کرده است که می تواند قابل تأمل باشد. سروش محلاتی در پاسخ به سوال مصاحبه گر در مورد متون دروس جنبی پاسخ می دهد:

🔸 «در این‌باره مشکل کمتر است، ولی در عین حال بنده ملاحظاتی دارم، مثلاٌ «تفسیر تسنیم» آیت الله جوادی آملی، هرچند بسیار ارزشمند است ولی ویژگی‌های یک متن درسی را ندارد و از جهات مختلف، تفسیر المیزان مناسب‌تر است. در این‌جا اشاره کنم که با حذف بخشی از مکاسب شیخ، دو کتاب از آیت الله سید کاظم حائری درباره ولایت فقیه جایگزین شده است. این دو کتاب به نام «الحکومه الاسلامیه» و «ولایه الامر» هرچند از نظر فقهی کتاب‌های ارزشمندی است ولی جهت‌گیری آن در جهت نفی حق مردم در حکومت است و بنده نسبت به انتخاب چنین متن‌هایی برای طلاب در شرایط حاضر خوش‌بین نیستم. به تعبیر دیگر؛ این دو کتاب آقای حائری در جهت ابطال اصل 56 قانون اساسی است که فقهای بزرگ آن را به تصویب رساندند: «حاکمیت مطلق از آن خداست و خداوند انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم کرده و هیچ کس این حق الهی را نمی‌تواند از انسان سلب کند» هم چنین در کتاب «ولایه الامر» این بحث مطرح است که به اقتضای مصلحت اهم می‌توان شرط اعلمیت را در مرجع تقلید نادیده و از ولی امر، تقلید کرد.»
https://fa.shafaqna.com/?p=1445083

🔹 بررسی زمینه های ایجاد چنین تغییراتی و نتایج آن برای پیگیری روابط نهاد دین و قدرت قابل توجه و جالب خواهد بود.
@babaee_ehsan
🔸 ارزش های بامرز

🔹 انواع سازمان های فرهنگی مشغول کار فرهنگی هستند، انواع تریبون های مذهبی، اما نه به صورت جدا و نه به صورت هماهنگ و همکار، نمی بینیم ارزش خاصی ترویج شود! نه ارزش ملی و نه مذهبی!

🔹 به مراسم و مناسک، به شخصیت ها و به رویدادها پرداخته می شود اما به ارزش خاصی، خیر! جامعه پر مشکل امروز ما تشنه ارزش هاست اما سازمان های فرهنگی بی اعتنا به این نیاز مبرم، مشغول کارهای اداری خود هستند.

🔹 منظور از ارزش مقوله هایی هستند مثل احساس مسوولیت، وجدان کاری، حرمت نهادن به انسان، به محیط زیست، مقوله هایی مثل قانونگرایی، علم، پاسخگویی، تفکر نقاد، آزادی، عدالت، امانت داری، مواسات، میهن دوستی، حفظ اموال عمومی، شایسته سالاری، حریّت، ...

🔹 به مراسم و شخصیت ها و رویدادها پرداخته می شود اما ارزش ها مورد غفلت هستند. چرا؟  یک پاسخ نگران کننده، یک احتمال ترس آور این است که ارزش ها، گلوگیر هستند؛ پایبندی به آنها سخت است؛ کسی می تواند مروّج ارزش ها باشد که خودش وصله ناجور نباشد؛ خودش با ارزش ها سنخیت داشته باشد، خودش به لوازم یک ارزش پایبند باشد. شاید دچار وضعیتی هستیم که نام هر ارزشی که بلند می شود به خیلی ها برمی خورد.
@babaee_ehsan
🔸 جمهوری اسلامی چه چیزی را گم کرد؟

🔹 می شود سوال را اینگونه طرح کرد که اگر چه چیزی باشد، امور دیگر هم سر جایش خواهد بود و چیست که اگر نباشد، شیرازه امور از هم خواهد پاشید؟ می شود پرسید نخ تسبیح نظام یا جامعه کدام است؟

🔹 گاهی برخی واژه ها که برای ایجاد تمایز، برای رفع ابهام به کار می رود، بعد از مدتی کاربرد خود را از دست می دهد؛ بی معنی و بی اثر می شود؛ یا لااقل کم اثر. واژه "انقلابی" یا "ولایی"  را در نظر بگیریم. وقتی خیلی ها، با رویکردها و رفتارهای متناقض زیر آن جمع می شوند، این به معنای پذیرش تکثر و تساهل و مدارای مطلوب نیست، بلکه به معنای آن است که این واژه ها یعنی "انقلابی"و "ولایی" و "طرفدار نظام" خاصیت خود را از دست داده است. دیگر قابلیت تمایز گذاری اثر بخش ندارد. نمی تواند درست را از نادرست تفکیک کند.

🔹 هیچ اشکالی ندارد که یک واژه که زمانی رفع ابهام می کرد امروز فضا را مبهم و پر از گرد و غبار کند. و شاید واژه ای که یک زمانی برای ایجاد تمایز کافی نبود بعد از سال ها و دهه ها اتفاقا برای رفع ابهام، دوباره به کار بیاید. یک زمانی به مسلمانان باید می گفتیم انقلابی باشید؛ یک زمان هم برای فاصله گذاری با موریانه ها، به آنها که زیر پرچم انقلاب جمع شده اند باید بگوییم مسلمانی پیشه کنید.

🔹جمهوری اسلامی چه چیز را گم کرد که دیگر، واژگانی مثل خدا، اهلبیت، قرآن، حفظ نظام، استکبار ستیزی و انقلابی بودن نمی تواند ما را راهبری کند؟ قرار نیست این واژگان حذف شود، سوال از موضوعی است که از این واژگان رفع ابهام کند و به نظام ما نظم دهد.

🔹 فکر می کنم گمشده جمهوری اسلامی "انسان" باشد. حتی "مردم" هم مبهم است و می تواند ابزار سوء استفاده باشد و باید با "انسان" از آن رفع ابهام کرد. انسان که می گوییم، منظورمان همین انسان کوچه و بازار است، همین انسان شهر و روستا، همین انسان ها که در حاشیه ها به سر می برند و باید به متن برگردند. باید برگردیم به همان کلام امام که می گفت: "قرآن کتاب انسان سازی است"؛ "انبیا برای نجات انسان آمده اند"؛ " ما انسان می خواهیم". سخن تازه ای نگفتیم؛ امام با انسان، حتی از اسلام رفع ابهام می کرد. رحمت خدا بر مطهری که می گفت: "منکر مقام انسان هر که هست ابلیس است". باید برگردیم به اصل.

🔹 شاید روزی برسد که همین انسان هم نیاز به رفع ابهام داشته باشد؛ اما نیاز مبرم ما، نیاز مبرم جمهوری اسلامی، امروز، "انسان" است.

@babaee_ehsan
🔸 معادله چند مجهولی

🔹 درگذشت مهسا امینی ضرورت بررسی و بازبینی سیاست ها در مقوله حجاب را یادآوری می کند. فراتر از آنچه در متن این حادثه اتفاق افتاده است، این سنخ حوادث هزینه زا است و چه بسا در آینده نیز اتفاق بیفتد.

🔹 در مورد حجاب، ابعاد و سطوح مختلف مساله، تفکیک و جداگانه بررسی نمی شود. به عبارت دیگر نگاهی ناقص به مساله را شاهد هستیم. به اشتباه، تعیین تکلیف در یک بُعد، مانع از دیدن ابهام در سایر ابعاد می شود.  به همین علت هر تلاشی از قبیل گشت ارشاد و مجازات یا جریمه و ... به نتیجه نمی رسد بلکه نتیجه معکوس به دنبال خواهد داشت.

🔹 یک بعد مساله، حکم شرعی حجاب است. این وظیفه دانش فقه است که تعیین تکلیف نماید.

🔹 بعد دیگر مساله، تکلیف نظام اسلامی در مورد این حکم شرعی است. حکومت اسلامی، خود یک مکلّف مستقل، غیر از فرد مسلمان است. در این سطح، مجموعه شرایط اجتماعی و امکانات نظام اسلامی در مشخص کردن نوع و مرتبه تکلیف حکومت، موثر خواهد بود. هر چند حکومت اسلامی در مورد حجاب و به طور کلی سلامت محیط اجتماعی تکلیف دارد اما چه بسا لزوما به جرم انگاری و تعیین مجازات و جریمه و ... منجر نمی شود. در این سطح، سهم دانش فقه، پر رنگ است اما به ویژه ارزیابی شرایط، موضوع شناسی در زمینه های مختلف و طراحی اقدامات مناسب، نیاز به سایر دانش ها را توضیح می دهد.

🔹 و سر انجام شیوه ترویج و تبلیغ و تثبیت حجاب در گستره فردی و اجتماعی، مساله دیگری است که اصالتا از دایره دانش فقه مصطلح خارج است.

🔹 این سه بعد، سه مساله مستقل هستند که حل هر کدام، مبادی و روش خود را می طلبد. تکرار احکام شرعی و یادآوری و مطالبه وضع مطلوب، ما را از رفع ابهام در مورد حدود تکلیف نظام اسلامی و نیز چگونگی ترویج حجاب بی نیاز نمی کند.

🔹 اول، عدم رفع ابهام از شرایط و چگونگی تکلیف حکومت اسلامی به عنوان یک مکلّف مستقل و دوم، فقه بسندگی، اکتفا به رویکرد انتظامی و انضباطی و غفلت از لوازم و زمینه های ترویج و تثبیت حجاب، اصلی ترین کاستی های چند دهه سیاست نظام در خصوص حجاب است. آنها که به ابعاد مختلف موضوع توجه نمی کنند، ساده انگارانه حجاب را یک معادله تک مجهولی فرض می کنند؛ هر چند پر سر و صدا ظاهر شوند اما نمی توان گامی در بهبود از آنها انتظار داشت، بلکه وضعیتی خراب تر تحویل خواهند داد.

🔸 یادداشت مرتبط
https://t.me/babaee_ehsan/1604

@babaee_ehsan
🔸 حجاب و شرط توجیه پذیری

🔹 جزء اولین واقعیت ها و اصولی که باید در مورد هر ممنوعیتی (جرم به معنای عام) اعم از ممنوعیت های کیفری یا انتظامی در نظر گرفت این است که جرم یک پدیده و واقعیت اجتماعی است.  این ویژگی یک "باید" نیست که از آن نتیجه گرفت هر آنچه جامعه ناپسند می شمارد باید جرم دانسته شود. این ویژگی یک "است و واقعیت" در حیات اجتماعی است یعنی ممنوعیتی که مورد قبول جامعه نباشد مورد احترام و استقبال قرار نمی گیرد.

🔹 فرایند قانون گذاری هم نمی تواند جای خالی اقبال و پذیرش اجتماعی را پر کند. بنابراین برای توجیه لزوم رعایت یک قانون از منظر اجتماعی نمی توان به خود قانون استناد کرد. قانون در غیاب پذیرش جامعه، متروک خواهد شد. این که پذیرش اجتماعی یک قانون، از چه عواملی متاثر است، موضوع مستقلی است.

🔹 بین جرایم از حیث میزان پذیرش اجتماعی، تفاوت وجود دارد. جامعه در مقابل جرم انگاری قتل یا سرقت از خود  مقاومتی نشان نمی دهد اما در مقابل منع استفاده از ماهواره ایستادگی می کند.  مجرمین سیاسی دفاعیات خود را منتشر می کنند اما یک سارق یا کلاهبردار می داند که جرم او نزد جامعه قابل دفاع نیست.

🔹 ممنوعیت عدم رعایت حجاب را نیز می توان از این منظر مورد توجه قرار داد. و البته برای رفع سوء تفاهم، توجه به این نکته ضروری است که باید بین ممنوعیت شرعی و فردی و ممنوعیت از طریق قانونگذاری تفکیک کنیم.  موجه بودن ممنوعیت شرعی و موجه بودن ممنوعیت قانونی هر کدام مبنا و لوازم مستقلی دارند و تلازمی با یکدیگر ندارند.

🔹 شرط لازم برای احترام به یک ممنوعیت، موجّه بودن آن است؛  ملاک هم جامعه است نه قانونگذار. همه جرایم در این شرط مشترک هستند. با این تفاوت که توجیه پذیری برخی جرایم راحت تر و برخی نیز دشوارتر است. گاه عقل و وجدان یا ضرورت اجتماعی برای توجیه یک ممنوعیت کافی است و گاه موجّه شمردن یک ممنوعیت، نیازمند عبور از مقدمات نظری است.

🔹 می توان عدم رعایت حجاب را جزء جرایم و ممنوعیت های "فرهنگی" بر شمرد به این معنی که توجیه پذیری آن، وابسته به تثبیت آن و  تبدیل آن به یک مولفه فرهنگی است. در غیاب توجه به این واقعیت، جرم انگاری عدم رعایت حجاب (کیفری یا انتظامی) اثری به نفع رعایت حجاب به دنبال نخواهد داشت.

@babaee_ehsan
🔸 هنوز هم می شود...

🔹 این روزها خیلی ها فرصت طلبانه اطراف حادثه درگذشت مهسا امینی جمع شده اند، کسانی که دغدغه حل مشکل را ندارند و فقط پشت یک مشکل سنگر گرفته اند و کمان خود را می کشند و به آتش کینه و دشمنی می دمند و مشتاق و محتاج شورش و شلوغ شدن اوضاع هستند. اما واقعیت این است که آنها همیشه هستند و خواهند بود.

🔹 این فرصت طلبان پشت حوادثی سنگر می گیرند که نقاط ضعف نظام است. نقاط ضعفی که چندان هم پنهان نبود. اما اراده ای برای رفع آن شکل نمی گرفت. متاسفانه بدبینی ها و واقعیت گریزی ها هر نقدی را مسکوت گذاشت. کار به جایی می رسد که فقط اسباب خوشحالی فرصت طلبان فراهم می شود. هنوز هم می شود دشمنان را متوقف کرد و جلوی خوشحالی "بیشتر" آنان را گرفت.

@babaee_ehsan
🔸 از چشم نسل بعد

🔹 گاهی باید بدیهیات را هم یادآوری کرد. یکی از بدیهیات همین است که افکار عمومی، قضاوت و ارزیابی مردم مهم است.

🔹 افکار عمومی اگر با ایده و هدف و برنامه ای از نظام همراه نباشد، آن ایده و هدف و برنامه محقق نمی شود؛ هزینه می شود اما فایده ای به دنبال ندارد. اگر هم به پشتوانه قدرت محقق شود،  افکار عمومی مقاومت خود را به سمت و سوی دیگری سوق می دهد. به سلسله ای از سوء تفاهم ها دامن می زند. فضای اجتماعی را گرفتار لجاجت و رفتارهای غیر منطقی می شود.

🔹 افکار عمومی مهم است. آثار آن در طول زمان امتداد پیدا می کند. نه فقط نسل حاضر، بلکه نسل بعد را هم می سازد. قضاوت ها انباشته می شود. رفتارها بر اساس همین قضاوت ها شکل می گیرد.  موضوعی که شاید برای نسل حاضر، جزئی و بخش کوچکی از واقعیت باشد؛ ممکن است برای نسل بعد، اصلی و بخش مهمی از تصویر را شکل دهد. فاصله جزئی که شاید امروز قابل ترمیم باشد، با گذشت زمان فراموش نمی شود، این فاصله، زیاد و زیادتر می شود.

🔹 ماجرای مهسا امینی و درگیری های اخیر را از منظر نسل بعد، از چشم فرزندانمان نگاه کنیم. نوجوانی که با این حادثه مواجه می شود، چندان درگیر جزئیات ماجرا و سهم ماموران پلیس  نیست؛ بلکه در متن افکار عمومی و فضای رسانه ای، حادثه را با کلید واژه های حجاب، گشت ارشاد و واژگانی از جنس اعتراض و نفرت در ذهن خود ثبت می کند.

🔹 مدیریت کردن در غیاب افکار عمومی شاید از جهتی آسان تر باشد اما لزوما بهتر و کارآمدتر نیست، عافیت طلبانه و غیر مسوولانه است. به علاوه، حذف افکار عمومی از معادله اصلا ممکن نیست. افکار عمومی، قضاوت جامعه مهم است. نشانه مهم دانستن هم این است که با جامعه حرف بزنند، حرف جامعه را بشنوند، گاهی عذرخواهی کنند، گاهی کمک بخواهند ...
@babaee_ehsan
🔸 راه تازه

🔹 امروز مهمان جلسه ای دانشجویی بودم از جنس گفتگو، راجع به حوادث این روزها.
آخر صحبت، یک نکته گفتم. و یک نکته هم بعدا یادم آمد که کاش آن را هم می گفتم.

🔹 گفتم گاهی اصلا فکر کنید سال پنجاه هستید. خبری هم از نظام اسلامی نیست. در این صورت شما به عنوان دانشجوی مذهبی در فضای آن روز دانشگاه چه کاری می کردید؟ سعی می کردید خودتان را بسازید، اهل مطالعه می شدید، محکم و قوی می شدید، با بقیه ارتباط برقرار می کردید،  کتاب معرفی می کردید، یارگیری می کردید. خب الان هم همان کار را کنید.

🔹 برایشان از کتاب "حاج آخوند" مثال زدم از عطاءالله مهاجرانی. چندان اسمی از حجاب و نماز در این کتاب نیست اما به احتمال زیاد به برکت حاج آخوندِ کتاب،  کسی که این کتاب را بخواند اگر اهل نماز نباشد، بعد از این می خواند و اگر میخواند، بعد از این جدّی تر می خواند. کسی هم که نماز بخواند به پوشش هم نزدیک می شود... سر فرصت درباره "حاج آخوند" خواهم نوشت.

🔹 این را هم کاش می گفتم. یادم نیست در یکی از کتاب های شهید مطهری خواندم یا در یکی از خاطراتی که از او نقل کردند،  به این مضمون که در تاریخ معاصر یکی از مقاطع که از نظر حفظ دینداری سخت بود دهه بیست بود. دینداران در تنگنا بودند. نمی دانم شاید این دوره که هستیم، سخت تر باشد؛ شاید. اما نکته اینجاست دین و دینداری پابرجاست و پابرجا می ماند. سنت خدا این است که دینش می ماند. ما نگران خود باشیم که آیا دیندار خواهیم ماند یا نه؟

@babaee_ehsan
🔸 در حاشیه بحث های این روزها درباره حجاب

🔸تراز عالی فقاهت

🔹 از شگفتی های شخصیت امام یکی این بود که حتی در کهولت سن و در واپسین ماه های عمر، چشم از افق های دور بر نداشت و توقف نکرد. یک شاهد بر این ویژگی اینکه طراز عالی فقیه را از جمله این می دانست که بتواند یک «جامعه بزرگ غیر اسلامی» را نیز «هدایت» کند.
https://t.me/babaee_ehsan/1550

🔹 می شود درباره لوازم کلام امام تأمل کرد و به چند پرسش دامن زد.

🔹 حکمرانی بر جامعه غیر اسلامی شرایط و اقتضائاتی دارد؛ بایسته هایی غیر از بایسته های حکمرانی بر جامعه اسلامی، غیر از لوازم حکمرانی بر جامعه ای با اکثریت شیعه.

🔹 فقه اسلامی چه بایسته هایی را برای تنظیم روابط حقوقی و اقتصادی در یک جامعه غیر مسلمان، لازم الاجرا می داند؟ همینطور در مورد سیاست خارجی روابط خارجی از کدام اصول پیروی می کند؟
معیار مشروعیت و شرایط صلاحیت حاکم و کارگزاران در چنین جامعه غیر مسلمان کدام است؟
معیارهای جرم انگاری و مجازات چگونه خواهد بود؟
نحوه مواجهه با عرصه گسترده فرهنگ و انواع آنچه به هنر موسوم است چگونه است؟ خط قرمزهای ناظر به تولید و انتشار تولیدات فکری و هنری کدام است؟
آزادی بیان، آزادی سیاسی در چنین جامعه ای چگونه تعریف می شود؟
مفاهیم اجتماعی دینی مانند مصلحت، امر به معروف و نهی از منکر، عدالت، تولی و تبری، پوشش و تعظیم شعائر در چنین جامعه ای چگونه تعریف و تبلیغ و اجرا می شود؟

می توان فهرستی طولانی از این سنخ پرسش ها را مطرح نمود.

طرح این موضوع از جانب امام، جلوه یک آرمانخواهی خام نبود. امام به دنبال آن بود که توجه حوزه های علمیه را به ابعاد مسوولیت های تازه جلب کند. امام می خواست حوزه های علمیه را دعوت کند که برای بر دوش کشیدن مسوولیت های تازه آمادگی لازم را کسب کنند.

🔹 اگر حکمرانی بر یک جامعه غیر مسلمان، دور از دسترس به نظر می رسد، اگر ضرورتی برای استخراج نسخه اسلام برای مدیریت یک جامعه غیر مسلمان احساس نمی شود، اما مدیریت یک جامعه اسلامی ولی «متکثر»، مساله واقعی و امروز ماست.
مسلمان و شیعه بودن اکثریت جامعه ما، هیچ از تکثر سیاسی و فرهنگی موجود در آن کم نمی کند. حکمرانی و فقاهت در حضور این تکثر، نیز اقتضائات و شرایط خود را می طلبد.

🔹 تأکید امام بر جدی گرفتن خطر تحجر از جمله به این دلیل بود که تحجر، اجازه حضور حوزه های علمیه در عرصه های مسوولیتهای تازه را نخواهد داد؛ اجازه دیدن واقعیت ها و تحولات را نخواهد داد.

@babaee_ehsan
🔸پرسش هایی که هنوز تاریخشان منقضی نشده! (بخش اول)

🔹 با غرض ورزی دشمنان خارجی و سوء استفاده فرصت طلبان داخلی، موضوع درگذشت مهسا امینی به مشکلی امنیتی تبدیل شده است، در حالی که می توانست نقطه عطفی باشد برای نقد و بازنگری در سیاست های موجود. الان هم باید از نقد و اصلاح، دفاع کرد و همزمان اغتشاشگران و دشمنان امنیت و آرامش را نیز باید محکوم کرد. آشوب، هیچوقت به نفع بهبود وضع موجود نبوده است. تجربه تاریخی به ما می گوید، آشوبگران، جزء موانع اصلی اصلاح و از عوامل تثبیت و تشدید رویه های غلط بودند.

🔹 رویکرد چند ماه اخیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر از جهات مختلف، مبهم و نیازمند نقد بود. در قالب چند سوال به برخی ابهامات پرداخته شد. قرار بود در جلسه ای با مسوولین ستاد این موارد مطرح شود اما فرصت، هماهنگ نشد. تهدیدها گاهی از فرصت ها پیشی می گیرند.

🔹 سوالات، بیشتر از نواقص و اشکالات مسیر ستاد حکایت می کند اما از درون آن می توان به جنبه های ایجابی هم دست یافت. امید داریم که این سوالات، ابهامات و اشکالات، مورد توجه مسوولان بعدی ستاد و همه دغدغه مندان موضوع حجاب قرار گیرد. امیدواریم حوادث اخیر و خسارت های مادی و معنوی آن برای مسوولین ما به امری عادی تبدیل نشود، صادقانه آسیب شناسی شود، و مسوولانه برای زمینه ها و عوامل آن فکری شود.

https://t.me/babaee_ehsan/1634

@babaee_ehsan
🔸 پرسش هایی که هنوز تاریخشان منقضی نشده! (بخش دوم)

🔹اول. ابهام در جایگاه ستاد امر به معروف و نهی از منکر و حدود اختیارات دبیر ستاد

🔸رفع ابهام از جایگاه ستاد از این جهت اهمیت دارد که اگر ستاد با بقیه اجزای حاکمیتی هماهنگ نباشد، امکان اجماع و همکاری بین سازمان های رسمی وجود ندارد. در این صورت طرح ها و برنامه های ستاد از پشتوانه عملی برخوردار نخواهد بود.
1. رابطه ستاد با دیگر اجزای اثرگذار نظام در موضوع حجاب چیست؟ (نیروی انتظامی، وزارت ارشاد، صدا و سیما، حوزه های علمیه... شورای عالی انقلاب فرهنگی یا معاونت زنان ریاست جمهوری)
2. اولویت ها و برنامه های ستاد کجا تصویب می شود؟ دبیرخانه ستاد امر به معروف و نهی از منکر، تصمیم گیر است یا تصمیم ساز؟ آیا طرح هایی که اکنون دبیر ستاد در فضای رسانه ای اعلام می کند، مصوب ستاد است؟
در ماده 19 قانون حمایت از آمران به معروف، فهرست اعضای ستاد آمده است:
۱ـ یکی از ائمه جمعه موقت شهر تهران به انتخاب شورای سیاستگذاری ائمه جمعه به عنوان رئیس ستاد ۲ـ وزیر کشور۳ـ وزیر اطلاعات۴ـ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی۵ـ وزیر آموزش و پرورش۶ـ وزیر علوم، تحقیقات و فناوری۷ـ وزیر صنعت، معدن و تجارت۸ـ دو نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به پیشنهاد کمیسیون فرهنگی و انتخاب مجلس به عنوان ناظر۹ـ نماینده تام الاختیار رئیس قوه قضاییه۱۰ـ رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران۱۱ـ رئیس سازمان تبلیغات اسلامی۱۲ـ فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران۱۳ـ رئیس سازمان بسیج۱۴ـ دبیر ستاد ائمه جمعه۱۵ـ دو نفر مجتهد به انتخاب شورای عالی حوزه های علمیه۱۶ـ یک نفر مجتهده به انتخاب شورای عالی حوزه های علمیه خواهران۱۷ـ دبیر ستاد به انتخاب رئیس ستاد
3. اگر طرح های مورد نظر دبیر ستاد مصوب اعضای ستاد است، چرا سایر اعضا و نهادهای مسوول اعلام نظر و حمایت نمی کنند؟

🔹 دوم. سوالات مرتبط با فرایند تعیین جهت گیری و تدوین برنامه ها

🔸قاعدتا ارائه هر نسخه عملی نیازمند داشتن تصویری واقع بینانه از وضع موجود است.
1. ستاد، وضع موجود را چگونه رصد و ارزیابی می کند؟ آیا جهتگیری کنونی ستاد مبتنی بر تحقیقات میدانی است؟ آیا خود ستاد به مطالعات میدانی می پردازد یا از پژوهش های صورت گرفته در سایر مراکز استفاده می کند؟
2. اگر طرح مورد نظر دبیر ستاد (در مورد جریمه) مبتنی بر انجام تحقیقات میدانی است، آیا مجریان پژوهش های میدانی در طراحی طرح مورد نظر همکاری و دخالت داشته اند؟
3. آیا در ساختار ستاد، حلقه مشاوره وجود دارد؟ سهم دانش آموختگان رشته های علوم اجتماعی، روان شناسی، علوم تربیتی، فرهنگ و ارتباطات یا رسانه در تعیین جهتگیری ها و تدوین برنامه ها چقدر است؟
4. سهم کارشناسان و محققان و مشاوران زن در ستاد چقدر است؟
5. چرا در تبیین طرح جامع عفاف و حجاب، غیر از دبیر ستاد، متخصصین موافق با طرح، از آن حمایت نمی کنند و در رسانه ها ابعاد آن را تبیین نمی کنند؟

🔹 سوم. ابهام در مورد دیدگاه های ستاد امر به معروف
🔸مهمترین اشکال بر طرح جامع عفاف و حجاب، اولا نگاه نقطه ای به وضعیت بدحجابی و جداانگاری آن از ابعاد تاثیر گذار اجتماعی و ثانیا غفلت از نحوه تلقی جامعه از حجاب و بدحجابی و طرح مورد نظر دبیر ستاد است.

1. آیا در مدیریت بهبود وضعیت حجاب، رابطه سیاست و حجاب مورد توجه قرار می گیرد؟ آیا در علت شناسی وضعیت موجود حجاب، سهمی برای مواردی مانند ناکارآمدی نظام سیاسی، کاهش مشارکت سیاسی مردم و ... در نظر گرفته می شود؟
2. آیا در مدیریت بهبود وضعیت حجاب، کاستی ها و چالش های نهاد دین مورد توجه قرار می گیرد؟ آیا در علت شناسی وضعیت موجود حجاب،کاستی های تبلیغی، ارتباط روحانیت با مردم و نیز ارتباط روحانیت با نظام سیاسی و... در نظر گرفته می شود؟
3. آیا در مدیریت بهبود وضعیت حجاب، کاستی های ابزارهای ارتباطی مورد توجه قرار می گیرد؟ آیا اساسا افراد بدحجاب، زیر چتر رسانه ای جمهوری اسلامی قرار دارند؟
4. تلقی افرادی که بدحجاب هستند از حجاب چیست؟ نافرمانی مدنی و اعتراض، چه سهمی در بدحجابی دارد؟ ستاد خود را متولی ظاهر مردم می داند یا باور مردم؟ آیا ستاد برای عدم توازن در امر به معروف و نهی از منکر در تضعیف ارزش حجاب، سهمی قائل است؟
5. ستاد امر به معروف و نهی از منکر، خود را متولی تأثیر بر کدام بخش از فرایند ایجاد بد حجابی می داند؟
https://t.me/babaee_ehsan/1633

@babaee_ehsan
🔸 صف انتظار

🔹 تا قبل از ماجرای درگذشت مهسا امینی و اغتشاشات اخیر، در صدا و سیما خبری از نقد گشت ارشاد نبود. هیچ مسوولی هم درباره قوانین، وعده بازنگری نمی داد. این نحوه مواجهه با مساله، پیام خوبی به جامعه منتقل نمی کند. عقب نشینی، هر چه باشد، حتی اگر بجا باشد، مدیریت مساله نیست.

🔹 مساله ها در جامعه وجود دارد اما مسوولان کتمان می کنند یا در مورد آن  گفتگو صورت نمی گیرد یا پشت درهای بسته در مورد آنها تصمیم گیری می کنند. مساله ها وجود دارد اما مسوولان به آن نمی پردازند؛ از مساله های جامعه عقب می مانند. از واقعیت جامعه فاصله می گیرند؛ به همین خاطر دنیایشان متفاوت می شود.

🔹 مساله های مثل گشت ارشاد، کم نیست. سربازی، طرح صیانت، تشکل های کارگری، نابرابری آموزشی؛ بلکه انواع نابرابری، شاخص های تایید صلاحیت در انتخابات، شفافیت، مدیریت تعارض منافع، نظارت، حاشیه نشینی، حق مسکن، حق ازدواج، حق برگزاری تجمعات، مهاجرت... اینها، مساله های جامعه و انقلاب ماست. اگر مسوولان ما، محافظه کارانه این مساله ها را انکار نکنند، اگر نیروهای متعهد به انقلاب به مساله های مردم بپردازند، ضد انقلاب عرصه ای برای ابراز وجود پیدا نمی کند.
@babaee_ehsan