Forwarded from مسطر، انقلاب و جامعه (احسان بابایی)
🔸 تقسیم کار نامبارک
🔹 اگر شخصیت هایی مثل شهید مطهری، شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای و شهید باهنر و آیت الله هاشمی دست اندرکار تبیین و تحلیل مسائل دینی و اجتماعی و تغذیه فکری جامعه بودند و همزمان به فعالیت های سیاسی می پرداختند و مواضع انقلاب را روشن می کردند؛ به مرور زمان در بدنه روحانیت انقلابی یعنی آنها که به پیوند دین و سیاست معتقد و به اهداف امام و نظام جمهوری اسلامی متعهد بودند، تقسیم کاری رخ داد که مطلوب نبود.
🔹 با گذشت زمان، شاهد تفکیک دو شأن فعالیت «فکری» و «سیاسی» شدیم. به تبع این تقسیم کار، جایگاه ها نیز متفاوت شد. برخی روحانیون به قصد انجام فعالیت های فکری در دانشگاه ها و پژوهشگاه ها مشغول شدند یا در حوزه ماندند تا به گمان خود، برای گره گشایی از مسائل و چالش های نظری انقلاب، چاره جویی کنند.
برخی دیگر نیز صرفا به «اعلام موضع» می پردازند، هم در مساله شناسی و هم در تحلیل، علیرغم چالش های فراوان نظری و عملی نظام و انقلاب نمی توانند به بدنه اجتماعی انقلاب در این زمینه کمک کنند. تریبون های عمومی و سیاسی، سهم دسته اخیر است.
🔹 حضور در دو قلمرو تفکیک شده «تحقیق» و «خطابه»، اقتضائات خود را دارد. تفاوت ها فقط در دغدغه ها و مساله ها متوقف نمی ماند، گاه تا آنجا پیش می رود که برخی محققین از ورود به مسائل روز ناتوان می شوند یا آن را دون شأن خود می شمارند.
به مرور زمان مخاطبان نیز برای تحلیل مسائل روز، روحانیون دسته نخست را از دایره مراجعه و مشاوره حذف می کنند، برای روحانیون دسته دوم هم جایگاه هدایت قائل نیستند. روحانیونی که تریبون های سیاسی را در اختیار دارند هر چند به مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ورود پیدا می کنند اما با اکتفا به موضع گیری های رسمی، تحلیلی از موضوعات ارائه نمی دهند و چه بسا ناتوان هستند. در طرف مقابل هم روحانیونی که لباس تحقیق و پژوهش بر تن کرده اند، با محافظه کاری از کنار چالش های روزمره و موجود و فوری با بی اعتنایی عبور می کنند و در واقع کناره می گیرند.
و حاصل جمع این همه، عقب ماندن روحانیت از مسأله های جامعه، نظام و انقلاب است.
🔹 شاید این بار، جمع های دانشجویی باید به کمک روحانیت بیاید و با اصرار بر برقراری "رابطه دو طرفه"، روحانیت انقلابی را از برج عاج نشینی به زیر بکشند تا در فضایی واقعی به مساله های انقلاب، به مساله های امروز جامعه فکر کنند و گفتگو داشته باشند. روحانیت بالانشین که اهل ارتباط با بدنه اجتماعی انقلاب نباشند، اهل گفتگو نباشند، بدهی خود را به انقلاب ادا نمی کنند هر چند اهل موضع گیری های انقلابی باشند.
@babaee_ehsan
🔹 اگر شخصیت هایی مثل شهید مطهری، شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای و شهید باهنر و آیت الله هاشمی دست اندرکار تبیین و تحلیل مسائل دینی و اجتماعی و تغذیه فکری جامعه بودند و همزمان به فعالیت های سیاسی می پرداختند و مواضع انقلاب را روشن می کردند؛ به مرور زمان در بدنه روحانیت انقلابی یعنی آنها که به پیوند دین و سیاست معتقد و به اهداف امام و نظام جمهوری اسلامی متعهد بودند، تقسیم کاری رخ داد که مطلوب نبود.
🔹 با گذشت زمان، شاهد تفکیک دو شأن فعالیت «فکری» و «سیاسی» شدیم. به تبع این تقسیم کار، جایگاه ها نیز متفاوت شد. برخی روحانیون به قصد انجام فعالیت های فکری در دانشگاه ها و پژوهشگاه ها مشغول شدند یا در حوزه ماندند تا به گمان خود، برای گره گشایی از مسائل و چالش های نظری انقلاب، چاره جویی کنند.
برخی دیگر نیز صرفا به «اعلام موضع» می پردازند، هم در مساله شناسی و هم در تحلیل، علیرغم چالش های فراوان نظری و عملی نظام و انقلاب نمی توانند به بدنه اجتماعی انقلاب در این زمینه کمک کنند. تریبون های عمومی و سیاسی، سهم دسته اخیر است.
🔹 حضور در دو قلمرو تفکیک شده «تحقیق» و «خطابه»، اقتضائات خود را دارد. تفاوت ها فقط در دغدغه ها و مساله ها متوقف نمی ماند، گاه تا آنجا پیش می رود که برخی محققین از ورود به مسائل روز ناتوان می شوند یا آن را دون شأن خود می شمارند.
به مرور زمان مخاطبان نیز برای تحلیل مسائل روز، روحانیون دسته نخست را از دایره مراجعه و مشاوره حذف می کنند، برای روحانیون دسته دوم هم جایگاه هدایت قائل نیستند. روحانیونی که تریبون های سیاسی را در اختیار دارند هر چند به مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ورود پیدا می کنند اما با اکتفا به موضع گیری های رسمی، تحلیلی از موضوعات ارائه نمی دهند و چه بسا ناتوان هستند. در طرف مقابل هم روحانیونی که لباس تحقیق و پژوهش بر تن کرده اند، با محافظه کاری از کنار چالش های روزمره و موجود و فوری با بی اعتنایی عبور می کنند و در واقع کناره می گیرند.
و حاصل جمع این همه، عقب ماندن روحانیت از مسأله های جامعه، نظام و انقلاب است.
🔹 شاید این بار، جمع های دانشجویی باید به کمک روحانیت بیاید و با اصرار بر برقراری "رابطه دو طرفه"، روحانیت انقلابی را از برج عاج نشینی به زیر بکشند تا در فضایی واقعی به مساله های انقلاب، به مساله های امروز جامعه فکر کنند و گفتگو داشته باشند. روحانیت بالانشین که اهل ارتباط با بدنه اجتماعی انقلاب نباشند، اهل گفتگو نباشند، بدهی خود را به انقلاب ادا نمی کنند هر چند اهل موضع گیری های انقلابی باشند.
@babaee_ehsan
🔹 یک عامل مهم برای فرار از زیر بار عدالت، کلّی گویی ها درباره عدالت است. تا زمانی که استانداردی برای حداقل حقوق مردم - همه مردم- تعیین نشود و فاصله با وضع مطلوب قابل اندازه گیری نباشد، همه می توانند شعار عدالت سر دهند و همه می توانند از زیر بار آن فرار کنند.
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
🔸 بهای قدرت
🔹 به تدریج برداشتن حجاب به پدیده ای عادی تبدیل می شود. شاید تلنگری باشد برای اینکه سهم فرهنگ و مولفه های فرهنگ ساز دیده شود.
🔹 اجرای احکام فقهی در جامعه بیش از ضمانت اجرای رسمی، به پذیرش عموم جامعه وابسته است و به پشتوانه فرهنگی نیاز دارد. لااقل باید تفکیک کرد. در مورد برخی احکام فقهی مثل حجاب، مطالبه از قدرت رسمی همراه با بی اعتنایی نسبت به تصویری که جامعه از دین، حکومت، روحانیت و حجاب پیدا کرده است؛ آب در هاون کوبیدن است و اصلا راه به جایی نمی برد.
🔹 و البته همراه نمودن جامعه و همدلی جامعه، لوازم خود را می طلبد که یکی از مهمترین آن، حفظ فاصله نهاد دین و حوزه های علمیه و روحانیت از قدرت رسمی است. روحانیت هنوز نتوانسته فاصله و نقش مناسب در رابطه با نظام سیاسی را پیدا کند. به همین علت از آسیب های ناشی از اشتباهات و کاستی های نظام در امان نیست.
🔹 حفظ فاصله هم به معنای غلطیدن به حوزه سکولار نیست. بلکه برعکس فقط به واسطه نظارت روحانیت بر قدرت و حاکمیت است که نظام و روحانیت از سکولار شدن در امان می ماند.
🔹 نهاد دین و روحانیت نمی تواند اتصال به قدرت را بخواهد اما لوازم و تبعات آن را نپذیرد. نمی شود در آغوش حکومت باشد و همزمان کارنامه خود را از عملکرد حکومت جدا بداند و انتظار داشته باشد مردم هم تفکیک کنند.
🔹 گاهی از لزوم توجه حوزه های علمیه به مسائل روز و چالش های جامعه و نظام اسلامی سخن گفته می شود. قطعا یکی از مسائل روز، همین نسبت روحانیت و نظام اسلامی است.
@babaee_ehsan
🔹 به تدریج برداشتن حجاب به پدیده ای عادی تبدیل می شود. شاید تلنگری باشد برای اینکه سهم فرهنگ و مولفه های فرهنگ ساز دیده شود.
🔹 اجرای احکام فقهی در جامعه بیش از ضمانت اجرای رسمی، به پذیرش عموم جامعه وابسته است و به پشتوانه فرهنگی نیاز دارد. لااقل باید تفکیک کرد. در مورد برخی احکام فقهی مثل حجاب، مطالبه از قدرت رسمی همراه با بی اعتنایی نسبت به تصویری که جامعه از دین، حکومت، روحانیت و حجاب پیدا کرده است؛ آب در هاون کوبیدن است و اصلا راه به جایی نمی برد.
🔹 و البته همراه نمودن جامعه و همدلی جامعه، لوازم خود را می طلبد که یکی از مهمترین آن، حفظ فاصله نهاد دین و حوزه های علمیه و روحانیت از قدرت رسمی است. روحانیت هنوز نتوانسته فاصله و نقش مناسب در رابطه با نظام سیاسی را پیدا کند. به همین علت از آسیب های ناشی از اشتباهات و کاستی های نظام در امان نیست.
🔹 حفظ فاصله هم به معنای غلطیدن به حوزه سکولار نیست. بلکه برعکس فقط به واسطه نظارت روحانیت بر قدرت و حاکمیت است که نظام و روحانیت از سکولار شدن در امان می ماند.
🔹 نهاد دین و روحانیت نمی تواند اتصال به قدرت را بخواهد اما لوازم و تبعات آن را نپذیرد. نمی شود در آغوش حکومت باشد و همزمان کارنامه خود را از عملکرد حکومت جدا بداند و انتظار داشته باشد مردم هم تفکیک کنند.
🔹 گاهی از لزوم توجه حوزه های علمیه به مسائل روز و چالش های جامعه و نظام اسلامی سخن گفته می شود. قطعا یکی از مسائل روز، همین نسبت روحانیت و نظام اسلامی است.
@babaee_ehsan
🔸 دوگانه واقعی
🔸 "بازنشر" یادداشت به مناسبت سخنان اخیر آیت الله علم الهدی، امام جمعه مشهد
http://mehrnews.com/xY4d5
🔹 اولین بار دوگانه عدالت-ولایت، توسط کسانی مطرح شد که میخواستند در مورد افرادی هشدار دهند که در فضای عمومی و رسانه ای بیش از دیگران در پاسخ به دعوت مقام معظم رهبری در خصوص مبارزه با فقر و فساد و تبعیض فعال بوده اند. انگیزه هر چه بوده از این جهت مبارک است که به بحث هایی دامن زده است که می تواند در بسط نظری عدالتخواهی موثر باشد.
🔹 دوگانه عدالت -ولایت برخلاف نظر منتقدین طرح این موضوع، ساختگی و بی مبنا نیست، بلکه می توان با صراحت و بدون لکنت از تقدم عدالت بر ولایت سخن گفت و آنچه محل تعجب است انکار این تقدم از سوی کسانی است که به ولایت فقیه معتقدند.
🔹 در ساحت فردی، عدالت شرط تصدی ولایت است. فقیه غیر عادل، جامع شرایط ولایت نیست. بنابراین در مورد شخص ولی فقیه و شرایط احراز صلاحیت می توان از عدالت به عنوان یک شاخص ارزیابی یاد کرد تا آنجا که با فاصله گرفتن از عدالت، ولی فقیه از این مقام منعزل می گردد. البته طبیعی است هم احراز عدالت و هم تشخیص از دست دادن آن تابع ساز و کارهایی است که در قانون اساسی عینیت یافته است.
🔹 در ساحت اجتماعی، نیز عدالت تقدم دارد. به این معنا که ولی فقیه بلکه همه سیاست ها و برنامه ها و اقدامات ارکان قانونگذاری، اجرایی و نظارتی نظام اسلامی باید به عدالت متعهد باشند. این عدالت است که جهت گیری اعمال ولایت را مشخص می کند. اینگونه نیست که هر آنچه ولی فقیه تصمیم میگیرد یا تایید می کند یا آنچه در بخش های مختلف نظام به انجام می رسد لزوما عادلانه باشد؛ اما این درست و جزء بایسته هاست که همه اقدامات باید با شاخص عدالت مورد ارزیابی قرار گیرند.
🔹 و نکته دیگر اینکه این دو ساحت یعنی سلوک عادلانه فردی و جهت گیری عادلانه در سطوح خرد و کلان مدیریت اجتماعی، لزوما به دیگری سرایت نمی یابد. اینگونه نیست که یک اقدام و تصمیم که مبتنی بر عدالت نباشد، عدالت فردی را مخدوش نماید. مانند آنجا فاصله از عدالت در اقدام اجتماعی ناشی از تشخیص اشتباه باشد. همچنانکه وجود فساد و تبعیض و جهتگیری ناعادلانه در بخش هایی از نظام، به تفکیک ظرف و مظروف لطمه وارد نمی کند و این توقع را که نظام اسلامی، باید ظرف تحقق عدالت باشد همچنان پابرجا خواهد بود.
🔹 با مفروض دانستن این قاعده کلّی -تقدم عدالت بر ولایت- مجال در شناخت مصادیق عدالت و اختلاف نظر در این زمینه وسیع است و مهم اینکه تشخیص عدالت نیز ضابطه مند است؛ نکته ای که در داوری در امور پیچیده اجتماعی که غالبا ذوابعاد هستند باید مورد توجه قرار گیرد.
🔹 و نهایت اینکه نباید از سر و صدای طعنه زنندگان واهمه داشت. اگر آنها عدالتخواهان را به نادرست به خوارج تشبیه می کنند طرف مقابل نیز حق دارد آنها را به درستی به اشعری گری منسوب نماید.
@babaee_ehsan
🔸 "بازنشر" یادداشت به مناسبت سخنان اخیر آیت الله علم الهدی، امام جمعه مشهد
http://mehrnews.com/xY4d5
🔹 اولین بار دوگانه عدالت-ولایت، توسط کسانی مطرح شد که میخواستند در مورد افرادی هشدار دهند که در فضای عمومی و رسانه ای بیش از دیگران در پاسخ به دعوت مقام معظم رهبری در خصوص مبارزه با فقر و فساد و تبعیض فعال بوده اند. انگیزه هر چه بوده از این جهت مبارک است که به بحث هایی دامن زده است که می تواند در بسط نظری عدالتخواهی موثر باشد.
🔹 دوگانه عدالت -ولایت برخلاف نظر منتقدین طرح این موضوع، ساختگی و بی مبنا نیست، بلکه می توان با صراحت و بدون لکنت از تقدم عدالت بر ولایت سخن گفت و آنچه محل تعجب است انکار این تقدم از سوی کسانی است که به ولایت فقیه معتقدند.
🔹 در ساحت فردی، عدالت شرط تصدی ولایت است. فقیه غیر عادل، جامع شرایط ولایت نیست. بنابراین در مورد شخص ولی فقیه و شرایط احراز صلاحیت می توان از عدالت به عنوان یک شاخص ارزیابی یاد کرد تا آنجا که با فاصله گرفتن از عدالت، ولی فقیه از این مقام منعزل می گردد. البته طبیعی است هم احراز عدالت و هم تشخیص از دست دادن آن تابع ساز و کارهایی است که در قانون اساسی عینیت یافته است.
🔹 در ساحت اجتماعی، نیز عدالت تقدم دارد. به این معنا که ولی فقیه بلکه همه سیاست ها و برنامه ها و اقدامات ارکان قانونگذاری، اجرایی و نظارتی نظام اسلامی باید به عدالت متعهد باشند. این عدالت است که جهت گیری اعمال ولایت را مشخص می کند. اینگونه نیست که هر آنچه ولی فقیه تصمیم میگیرد یا تایید می کند یا آنچه در بخش های مختلف نظام به انجام می رسد لزوما عادلانه باشد؛ اما این درست و جزء بایسته هاست که همه اقدامات باید با شاخص عدالت مورد ارزیابی قرار گیرند.
🔹 و نکته دیگر اینکه این دو ساحت یعنی سلوک عادلانه فردی و جهت گیری عادلانه در سطوح خرد و کلان مدیریت اجتماعی، لزوما به دیگری سرایت نمی یابد. اینگونه نیست که یک اقدام و تصمیم که مبتنی بر عدالت نباشد، عدالت فردی را مخدوش نماید. مانند آنجا فاصله از عدالت در اقدام اجتماعی ناشی از تشخیص اشتباه باشد. همچنانکه وجود فساد و تبعیض و جهتگیری ناعادلانه در بخش هایی از نظام، به تفکیک ظرف و مظروف لطمه وارد نمی کند و این توقع را که نظام اسلامی، باید ظرف تحقق عدالت باشد همچنان پابرجا خواهد بود.
🔹 با مفروض دانستن این قاعده کلّی -تقدم عدالت بر ولایت- مجال در شناخت مصادیق عدالت و اختلاف نظر در این زمینه وسیع است و مهم اینکه تشخیص عدالت نیز ضابطه مند است؛ نکته ای که در داوری در امور پیچیده اجتماعی که غالبا ذوابعاد هستند باید مورد توجه قرار گیرد.
🔹 و نهایت اینکه نباید از سر و صدای طعنه زنندگان واهمه داشت. اگر آنها عدالتخواهان را به نادرست به خوارج تشبیه می کنند طرف مقابل نیز حق دارد آنها را به درستی به اشعری گری منسوب نماید.
@babaee_ehsan
خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
آیتالله علمالهدی: شعار «تقدم عدالت بر ولایت» یک انحراف و نفود فرهنگی است
مشهد ـ آیتالله علمالهدی گفت: اینکه عدهای بهعنوان شعار انقلابی میگویند «عدالت مقدم بر ولایت است»، شعار و نفوذ فرهنگی دشمن در رگههای انقلابی جامعه است.
🔸 شاید در آثار استاد مطهری، هیچ هشداری نگران کننده تر و البته مغفول تر از این واقعیت پیدا نکنیم:
🔹 غالباً جامعه ها از راه گرايش صددرصد به باطل، به گمراهى كشيده نمى شوند، بلكه از افراط در يك «حق» به فساد كشيده مى شوند.
(انسان کامل:36)
@babaee_ehsan
🔹 غالباً جامعه ها از راه گرايش صددرصد به باطل، به گمراهى كشيده نمى شوند، بلكه از افراط در يك «حق» به فساد كشيده مى شوند.
(انسان کامل:36)
@babaee_ehsan
🔹این هم منکر است که بدون مستند قانونی، بی پشتوانه شرعی، حق مردم را سلب کنید.
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
🔸 چرخه معیوب
🔹 در ایران از زمان تشکیل دولت مدرن پهلوی اول، قاعده این است که همه چیز در حکومت هضم شود یا تحت کنترل دولت باشد. شاید به خاطر این میل سیری ناپذیر برای در اختیار گرفتن همه چیز است که با کمی باز شدن شرایط سیاسی، جامعه از این رو به آن رو می شود.
🔹 همه چیز باید تحت کنترل باشد، فرقی نمی کند ورزش باشد یا خیریه؛ حزب سیاسی باشد یا تشکل دانشجویی، استاد حوزه باشد یا دانشگاه، مسجد باشد یا هیات و حسینیه. همه باید مواظب باشند خیلی بزرگ نشوند. مرغ که چاق شد، یا صاحب جدید پیدا می کند یا سرش بریده می شود.
🔹 این رویکرد مستمر، مسوولیت را از دوش مردم بر می دارد، جامعه را ضعیف می کند، جامعه را ضعیف می خواهد. کشور می ماند و مشکلات بزرگ و دولتی که کوچکتر از مشکلات است.
🔹 نکته جالب اینجاست که با افزایش کنترل ها، لااقل در جامعه ایرانی، حاشیه ای از افراد ناراضی، دور نظام سیاسی شکل می گیرد و این حاشیه با افزایش ایستگاه های گزینشی، پررنگ تر و عریض تر می شود؛ دولت هم به تدریج ضعیف تر می شود. در واقع دولت در محاصره این حاشیه قرار می گیرد. برای رهایی از این محاصره خودساخته، با هزینه های اداری و اقتصادی زیاد، چرخه ای معیوب و غیر طبیعی شکل می گیرد تا تکثر مردم به چشم نیاید یا بخشی از مردم، فربه شوند و بزرگ و بزرگتر به نظر بیاید.
🔹 به تدریج و با افزایش میل دولت به کنترل بر همه چیز، از شرایطی که مردم به کمک دولت می آمدند؛ می رسیم به وضعیتی که دولت باید هرینه حضور مردم را بپردازد. از موقعیت مدیریت با مردم می رسیم به مدیریت بر مردم. از موقعیت مردم مثل پشتوانه و سرمایه می رسیم به وضعیت مردم مثل یک مشکل، مثل یک هزینه.
@babaee_ehsan
🔹 در ایران از زمان تشکیل دولت مدرن پهلوی اول، قاعده این است که همه چیز در حکومت هضم شود یا تحت کنترل دولت باشد. شاید به خاطر این میل سیری ناپذیر برای در اختیار گرفتن همه چیز است که با کمی باز شدن شرایط سیاسی، جامعه از این رو به آن رو می شود.
🔹 همه چیز باید تحت کنترل باشد، فرقی نمی کند ورزش باشد یا خیریه؛ حزب سیاسی باشد یا تشکل دانشجویی، استاد حوزه باشد یا دانشگاه، مسجد باشد یا هیات و حسینیه. همه باید مواظب باشند خیلی بزرگ نشوند. مرغ که چاق شد، یا صاحب جدید پیدا می کند یا سرش بریده می شود.
🔹 این رویکرد مستمر، مسوولیت را از دوش مردم بر می دارد، جامعه را ضعیف می کند، جامعه را ضعیف می خواهد. کشور می ماند و مشکلات بزرگ و دولتی که کوچکتر از مشکلات است.
🔹 نکته جالب اینجاست که با افزایش کنترل ها، لااقل در جامعه ایرانی، حاشیه ای از افراد ناراضی، دور نظام سیاسی شکل می گیرد و این حاشیه با افزایش ایستگاه های گزینشی، پررنگ تر و عریض تر می شود؛ دولت هم به تدریج ضعیف تر می شود. در واقع دولت در محاصره این حاشیه قرار می گیرد. برای رهایی از این محاصره خودساخته، با هزینه های اداری و اقتصادی زیاد، چرخه ای معیوب و غیر طبیعی شکل می گیرد تا تکثر مردم به چشم نیاید یا بخشی از مردم، فربه شوند و بزرگ و بزرگتر به نظر بیاید.
🔹 به تدریج و با افزایش میل دولت به کنترل بر همه چیز، از شرایطی که مردم به کمک دولت می آمدند؛ می رسیم به وضعیتی که دولت باید هرینه حضور مردم را بپردازد. از موقعیت مدیریت با مردم می رسیم به مدیریت بر مردم. از موقعیت مردم مثل پشتوانه و سرمایه می رسیم به وضعیت مردم مثل یک مشکل، مثل یک هزینه.
@babaee_ehsan
🔸 حجاب و رودربایستی نظام
🔹 نظام سیاسی در ایران، یک نظام یکپارچه و کاملا همگرا نیست. گروه های متفاوت منافع و خواسته های خود را از نظام مطالبه می کنند. منافع هم لزوما مادی نیست. حتی ارزش های دینی و معنوی یا احترام به مناسک و شعائر و سنت ها هم هست. روحانیت یکی از گروه هاست و حجاب یکی از ارزش ها.
🔹 حجاب به وضعیت غیر قابل برگشت رسیده است. وضعیت امروز حجاب، برایندی است از مولفه های متعدد که کنترل آنها لزوما در اختیار نظام و روحانیت نیست؛ البته در این روند بی تاثیر هم نیستند. به نظر می رسد مسوولین نظام به این تشخیص رسیده اند که لااقل در آینده ای نزدیک وضع حجاب بهبود نخواهد یافت و می دانند که کاری از تبلیغات محیطی و ابزارهایی مانند گشت ارشاد و ستاد امر به معروف ساخته نیست. مسوولان نظام در بیان واقعیت، دچار لکنت هستند.
🔹 مسوولان نظام به دلایل مختلف نمی توانند از رویکرد فعلی دست بردارند. از جمله به این علت که باید پاسخی برای روحانیت داشته باشند. چه بسا اگر روزنه فقهی پیدا شود که بدون ادامه رویکرد فعلی به هویت اسلامی نظام، خدشه ای وارد نشود؛ از آن استقبال می کنند؛ البته اگر پل بازگشت خراب نشده باشد.
🔹 نظام میتواند در زمینه حجاب، رویکرد دیگری - غیر از رویکرد انتظامی و آمرانه - داشته باشد اما این تغییر رویکرد، مستلزم سطحی مدارا و تساهل و تغییر در ریل گذاری فرهنگی است که نرم افزار آن فراهم نیست.
🔹 گام نخست برای بهبود وضعیت، ارزیابی جدّی، همه جانبه و شجاعانه کارنامه اقدامات انجام شده در زمینه حجاب است؛ تا چه کسی قدم پیش گذارد!
@babaee_ehsan
🔹 نظام سیاسی در ایران، یک نظام یکپارچه و کاملا همگرا نیست. گروه های متفاوت منافع و خواسته های خود را از نظام مطالبه می کنند. منافع هم لزوما مادی نیست. حتی ارزش های دینی و معنوی یا احترام به مناسک و شعائر و سنت ها هم هست. روحانیت یکی از گروه هاست و حجاب یکی از ارزش ها.
🔹 حجاب به وضعیت غیر قابل برگشت رسیده است. وضعیت امروز حجاب، برایندی است از مولفه های متعدد که کنترل آنها لزوما در اختیار نظام و روحانیت نیست؛ البته در این روند بی تاثیر هم نیستند. به نظر می رسد مسوولین نظام به این تشخیص رسیده اند که لااقل در آینده ای نزدیک وضع حجاب بهبود نخواهد یافت و می دانند که کاری از تبلیغات محیطی و ابزارهایی مانند گشت ارشاد و ستاد امر به معروف ساخته نیست. مسوولان نظام در بیان واقعیت، دچار لکنت هستند.
🔹 مسوولان نظام به دلایل مختلف نمی توانند از رویکرد فعلی دست بردارند. از جمله به این علت که باید پاسخی برای روحانیت داشته باشند. چه بسا اگر روزنه فقهی پیدا شود که بدون ادامه رویکرد فعلی به هویت اسلامی نظام، خدشه ای وارد نشود؛ از آن استقبال می کنند؛ البته اگر پل بازگشت خراب نشده باشد.
🔹 نظام میتواند در زمینه حجاب، رویکرد دیگری - غیر از رویکرد انتظامی و آمرانه - داشته باشد اما این تغییر رویکرد، مستلزم سطحی مدارا و تساهل و تغییر در ریل گذاری فرهنگی است که نرم افزار آن فراهم نیست.
🔹 گام نخست برای بهبود وضعیت، ارزیابی جدّی، همه جانبه و شجاعانه کارنامه اقدامات انجام شده در زمینه حجاب است؛ تا چه کسی قدم پیش گذارد!
@babaee_ehsan
🔸 مدیریت حجاب با کدام علم؟
🔹 سوال: مدیریت موضوع حجاب در ایران ذیل کدام شاخه علمی قرار می گیرد؟ و البته با توجه به ذو ابعاد بودن آن، شاید بهتر است بگوییم کدام شاخه های علمی؟
🔹 در موضوع حجاب، چرا در کنار روحانیون، فرماندهان نیروی انتظامی و گاهی فرماندهان سپاه و گاهی مسوولین قوه قضاییه خبری از اساتید رشته های جامعه شناسی، رسانه، علوم تربیتی و روانشناسی، مدیریت، علوم سیاسی یا حقوق عمومی نیست؟
🔹 آیا متخصصین این رشته ها به موضوع حجاب بی علاقه هستند؟ آیا از آن همه همایش ها در مورد تحول علوم انسانی و تولید علم و علم دینی چیزی برای حجاب تولید نشده است؟ یا شاید متولیان مدیریت حجاب به دیدگاه متخصصین بی اعتنا هستند؟ خارج نشینان در راهبری مدیریت حجاب موثرتر هستند یا متخصصین علوم انسانی داخل؟ متولیان امر، نگاهشان به دهان ضد انقلاب خارج نشین است یا متخصصین داخل؟
🔹 مگر غیر از این است که علم بومی بر محور مسائل بومی شکل می گیرد؟ چه مساله ای بومی تر از حجاب؟
🔹 موضوع حجاب، یک مثال خوب است است برای فهم مشکلات زیربنایی ایران. آزمون نحوه مدیریت آسیب های اجتماعی در ایران است. جایگاه علم و نهادهای علمی را در حل مساله های اجتماعی خیلی روشن نشان می دهد. نشان می دهد که مسوولان ما چه اندازه نیاز به علم و نهادهای علمی را احساس میکنند؟
@babaee_ehsan
🔹 سوال: مدیریت موضوع حجاب در ایران ذیل کدام شاخه علمی قرار می گیرد؟ و البته با توجه به ذو ابعاد بودن آن، شاید بهتر است بگوییم کدام شاخه های علمی؟
🔹 در موضوع حجاب، چرا در کنار روحانیون، فرماندهان نیروی انتظامی و گاهی فرماندهان سپاه و گاهی مسوولین قوه قضاییه خبری از اساتید رشته های جامعه شناسی، رسانه، علوم تربیتی و روانشناسی، مدیریت، علوم سیاسی یا حقوق عمومی نیست؟
🔹 آیا متخصصین این رشته ها به موضوع حجاب بی علاقه هستند؟ آیا از آن همه همایش ها در مورد تحول علوم انسانی و تولید علم و علم دینی چیزی برای حجاب تولید نشده است؟ یا شاید متولیان مدیریت حجاب به دیدگاه متخصصین بی اعتنا هستند؟ خارج نشینان در راهبری مدیریت حجاب موثرتر هستند یا متخصصین علوم انسانی داخل؟ متولیان امر، نگاهشان به دهان ضد انقلاب خارج نشین است یا متخصصین داخل؟
🔹 مگر غیر از این است که علم بومی بر محور مسائل بومی شکل می گیرد؟ چه مساله ای بومی تر از حجاب؟
🔹 موضوع حجاب، یک مثال خوب است است برای فهم مشکلات زیربنایی ایران. آزمون نحوه مدیریت آسیب های اجتماعی در ایران است. جایگاه علم و نهادهای علمی را در حل مساله های اجتماعی خیلی روشن نشان می دهد. نشان می دهد که مسوولان ما چه اندازه نیاز به علم و نهادهای علمی را احساس میکنند؟
@babaee_ehsan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقای یامین پور خیلی صریح دیدگاه رسمی در موضوع حجاب را بیان کرد اما دو نکته،
🔹خیلی به ابزار کیفری و اعمال قدرت دلخوش نباشند. این ابزار در این مورد و در این شرایط که در آن به سر میبریم، چندان کارآمد نیست. آقای یامین پور در مورد نیروی آنچه با تعبیر "قدرت" از آن یاد می کند دچار واقعیت گریزی است. مشکل همین است که با عینک قدرت به واقعیت نگاه می کند. کاش راهکار و رویکرد دیگری در اولویت قرار می گرفت.
🔹 و دیگر اینکه چندان بابت حلقه سخت وفاداران نظام حساس نباشند. آنها را می سپارند به رسانه و تریبون ها. نظام اگر به مخالفان حجاب و ضد انقلاب برای انتقال پیام دسترسی ندارد، اما هنوز می تواند وفاداران را توجیه نماید. وفاداران خیلی وقت است دچار ساییدگی هویت شده اند. آقای یامین پور نه اینکه دیر رسیده اید، اصلا مسیر را اشتباه آمده اید!
@babaee_ehsan
🔹خیلی به ابزار کیفری و اعمال قدرت دلخوش نباشند. این ابزار در این مورد و در این شرایط که در آن به سر میبریم، چندان کارآمد نیست. آقای یامین پور در مورد نیروی آنچه با تعبیر "قدرت" از آن یاد می کند دچار واقعیت گریزی است. مشکل همین است که با عینک قدرت به واقعیت نگاه می کند. کاش راهکار و رویکرد دیگری در اولویت قرار می گرفت.
🔹 و دیگر اینکه چندان بابت حلقه سخت وفاداران نظام حساس نباشند. آنها را می سپارند به رسانه و تریبون ها. نظام اگر به مخالفان حجاب و ضد انقلاب برای انتقال پیام دسترسی ندارد، اما هنوز می تواند وفاداران را توجیه نماید. وفاداران خیلی وقت است دچار ساییدگی هویت شده اند. آقای یامین پور نه اینکه دیر رسیده اید، اصلا مسیر را اشتباه آمده اید!
@babaee_ehsan
Forwarded from قسط
#وحید_اشتری در صفحه توییتر خود، حکم دادگاهاش را منتشر کرد
اتهاماتی چون:
🔺️تخریب شخصیهای کشوری و نهادهای انقلابی
🔺️سیاه نمایی وضع موجود کشور
🔺️به سخره گرفتن تیتر یک سایت رهبر انقلاب
🔺️استفاده از هشتگ (مجلس انقلابی) زیر توییتهایی که علیه رئیس مجلس زده
🔺️عدم معرفی منابع اطلاعات خود برای مشخص شدن اعتبار اطلاعات
🔺️وضعیت ذهنی و روانی متهم و علاقه وافر ایشان به فعالیت در فضای مجازی و دیده شدن به هر قیمتی
در متن حکم ایشان مطرح گردیده است.
@edalatkhahi
اتهاماتی چون:
🔺️تخریب شخصیهای کشوری و نهادهای انقلابی
🔺️سیاه نمایی وضع موجود کشور
🔺️به سخره گرفتن تیتر یک سایت رهبر انقلاب
🔺️استفاده از هشتگ (مجلس انقلابی) زیر توییتهایی که علیه رئیس مجلس زده
🔺️عدم معرفی منابع اطلاعات خود برای مشخص شدن اعتبار اطلاعات
🔺️وضعیت ذهنی و روانی متهم و علاقه وافر ایشان به فعالیت در فضای مجازی و دیده شدن به هر قیمتی
در متن حکم ایشان مطرح گردیده است.
@edalatkhahi
Forwarded from قبل انقلاب
🔻چند دهه شیره مالیدن سر مردم به اسم ساده زیستی و انتشار حساب بانکی و چفیه بازی و زندگی جهادی و اسکی روی خون شهدا در یک شب دود شد رفت روی هوا.
رسوا کردن این حجم از ریاکاری به ۲ سال حبس نمی ارزید؟
حتما میارزید…
🔻من سالها خاک بسیج خوردم.
میدانید چند صد مسجد و دانشگاه باید تک تک برای سخنرانی میرفتم تا حزب اللهیها را روشن کنم با اینهمه پرونده تخلف بدون رسیدگی، نشستن در راس مجلس قانونگذاری بدون پشتیبانی یک نهاد امنیتی امکانپذیر نیست.
این ماجرا خودش کار چند هزار ساعت سخنرانی را انجام داد.
#سیسمونی_گیت
#وحید_اشتری
🔴@ghabl_enghelab
رسوا کردن این حجم از ریاکاری به ۲ سال حبس نمی ارزید؟
حتما میارزید…
🔻من سالها خاک بسیج خوردم.
میدانید چند صد مسجد و دانشگاه باید تک تک برای سخنرانی میرفتم تا حزب اللهیها را روشن کنم با اینهمه پرونده تخلف بدون رسیدگی، نشستن در راس مجلس قانونگذاری بدون پشتیبانی یک نهاد امنیتی امکانپذیر نیست.
این ماجرا خودش کار چند هزار ساعت سخنرانی را انجام داد.
#سیسمونی_گیت
#وحید_اشتری
🔴@ghabl_enghelab
🔸نسلی که باید جمع شوند!
🔹تقدیم به وحید اشتری
نسلی از جریان انقلابی که به ولایت اعتقاد دارد اما عدالت را یک شاخص قطعی می داند؛
نسلی که به انقلاب اسلامی باور دارد اما تاریخ انقلاب و نیز شخصیت های انقلاب را مقدس و غیر قابل نقد نمی شمارد؛
نسلی که حرّیت را پای نوچه گری، پای منفعت، ذبح نمی کند؛
تناقض ها را اگر نمی تواند حل کنند، توجیه هم نمی کند؛
تا آنجا که می توانند از وابستگی معیشتی به قدرت - دام معیشت - فرار می کند؛
نسلی که مساله های انقلاب را در غیاب مردم طرح نمی کند؛ جدایی منافع نظام از منفعت مردم را به رسمیت نمی شناسد؛
قدرت و سیاست را از اخلاق و صداقت جدا نمی کند؛
در مورد توان و نفوذ قدرت، دچار توهم نمی شود؛ همه چیز را در قدرت، هضم و محو نمی کند؛
از مطالبه نظارت بر قدرت تعجب نمی کند؛
نسلی که متوهمانه خود را نقطه صفر تاریخ نمی داند و از استفاده از تجربه های دیگران برای بهبود حکمرانی استقبال می کند؛
نسلی که تفاوت ها با مطهری و بهشتی را درک می کند،
اهالی این نسل از هر جا باشند؛ در هر جا باشند؛ باید جمع شوند!
@babaee_ehsan
🔹تقدیم به وحید اشتری
نسلی از جریان انقلابی که به ولایت اعتقاد دارد اما عدالت را یک شاخص قطعی می داند؛
نسلی که به انقلاب اسلامی باور دارد اما تاریخ انقلاب و نیز شخصیت های انقلاب را مقدس و غیر قابل نقد نمی شمارد؛
نسلی که حرّیت را پای نوچه گری، پای منفعت، ذبح نمی کند؛
تناقض ها را اگر نمی تواند حل کنند، توجیه هم نمی کند؛
تا آنجا که می توانند از وابستگی معیشتی به قدرت - دام معیشت - فرار می کند؛
نسلی که مساله های انقلاب را در غیاب مردم طرح نمی کند؛ جدایی منافع نظام از منفعت مردم را به رسمیت نمی شناسد؛
قدرت و سیاست را از اخلاق و صداقت جدا نمی کند؛
در مورد توان و نفوذ قدرت، دچار توهم نمی شود؛ همه چیز را در قدرت، هضم و محو نمی کند؛
از مطالبه نظارت بر قدرت تعجب نمی کند؛
نسلی که متوهمانه خود را نقطه صفر تاریخ نمی داند و از استفاده از تجربه های دیگران برای بهبود حکمرانی استقبال می کند؛
نسلی که تفاوت ها با مطهری و بهشتی را درک می کند،
اهالی این نسل از هر جا باشند؛ در هر جا باشند؛ باید جمع شوند!
@babaee_ehsan
Forwarded from نقطه مشترک
✳️ بیانیه بیش از ۲۰۰ نفر از فعالان و شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و دانشجویی در خصوص حکم صادر شده علیه آقای وحید اشتری
جناب آقای اژهای
طبق اصل ۱۶۶ قانون اساسی، احکام دادگاهها باید مستدل و مستند به مواد قانونی باشد و مطابق اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها، هیچ فعل یا ترک فعلی امکان مجازات ندارد مگر آنکه به موجب قانون، جرم شناخته شده باشد. متأسفانه آنچه رأی صادر شده در محکومیت آقای وحید اشتری را بیشتر به بیانیهای سیاسی تبدیل کرده تا یک رأی حقوقی، فقدان عناصر یاد شده است. اساسا در متن رأی به فعالیتهایی از ایشان اشاره شده که هیچ کدام در منظومه قوانین جزایی کشور جرمانگاری نشدهاند و بسیاری از موارد یاد شده در رأی، گزارشی ژورنالیستی است تا حقوقی.
نگارندهی رأی، بدون ذکر مصادیق اتهامات ادعا شده و بیان شفاف عناصر مادی و معنوی جرم، بدون ارائهی استدلال حقوقی برای اثبات و انتساب جرم، صرفا به بیان برخی برچسبهای سیاسی اکتفا کرده است. لذا اثرگذاری ضابط در فرآیند نگارش این حکم مشهود است. امری که فعالیت در عرصهی مبارزه با فساد را تحتالشعاع قرار خواهد داد و اجازه نخواهد داد تا فعالین این عرصه به درستی و آزادانه بتوانند در خصوص مسائل غیرقانونی رخ داده در کشور اظهارنظر کنند.
بنابراین ضروری است جنابعالی با تأکید بر استقلال قضات از ضابطین، مطابق ماده دو قانون وظایف و اختیارات رییس قوه قضاییه، شخصا به این پرونده ورود کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به مرجع صالح ارجاع دهید و همچنین با عوامل خاطی در جریان رسیدگی به پرونده برخورد کنید.
🔻 مشاهده اسامی امضاکنندگان در کانال:
@PointInCommon
🔻 متن کامل این بیانیه را در لینک زیر مطالعه کنید:
🖇️ http://yun.ir/dau9la
جناب آقای اژهای
طبق اصل ۱۶۶ قانون اساسی، احکام دادگاهها باید مستدل و مستند به مواد قانونی باشد و مطابق اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها، هیچ فعل یا ترک فعلی امکان مجازات ندارد مگر آنکه به موجب قانون، جرم شناخته شده باشد. متأسفانه آنچه رأی صادر شده در محکومیت آقای وحید اشتری را بیشتر به بیانیهای سیاسی تبدیل کرده تا یک رأی حقوقی، فقدان عناصر یاد شده است. اساسا در متن رأی به فعالیتهایی از ایشان اشاره شده که هیچ کدام در منظومه قوانین جزایی کشور جرمانگاری نشدهاند و بسیاری از موارد یاد شده در رأی، گزارشی ژورنالیستی است تا حقوقی.
نگارندهی رأی، بدون ذکر مصادیق اتهامات ادعا شده و بیان شفاف عناصر مادی و معنوی جرم، بدون ارائهی استدلال حقوقی برای اثبات و انتساب جرم، صرفا به بیان برخی برچسبهای سیاسی اکتفا کرده است. لذا اثرگذاری ضابط در فرآیند نگارش این حکم مشهود است. امری که فعالیت در عرصهی مبارزه با فساد را تحتالشعاع قرار خواهد داد و اجازه نخواهد داد تا فعالین این عرصه به درستی و آزادانه بتوانند در خصوص مسائل غیرقانونی رخ داده در کشور اظهارنظر کنند.
بنابراین ضروری است جنابعالی با تأکید بر استقلال قضات از ضابطین، مطابق ماده دو قانون وظایف و اختیارات رییس قوه قضاییه، شخصا به این پرونده ورود کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به مرجع صالح ارجاع دهید و همچنین با عوامل خاطی در جریان رسیدگی به پرونده برخورد کنید.
🔻 مشاهده اسامی امضاکنندگان در کانال:
@PointInCommon
🔻 متن کامل این بیانیه را در لینک زیر مطالعه کنید:
🖇️ http://yun.ir/dau9la
Telegraph
بیانیه جمعی از فعالان و شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و دانشجویی در خصوص حکم صادر شده علیه آقای وحید اشتری
بسمالله الرحمن الرحیم 🔻امروز پس از گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی، ثابت شده است که تحقق آرمانهای این انقلاب، تنها با پشتوانهای مردمی امکانپذیر است. مبارزه با مفاسد و بیعدالتیهای اقتصادی و سیاسی نیز بهعنوان یکی از آرمانهای انقلابی، نیازمند همت تؤامان…
🔸 دعوت بی مخاطب
🔹 اختصاصی به موضوع حجاب و بدحجابی ندارد، این یکی از جنبه های عقلانیت است که مساله های اجتماعی را در متن روابط علّی و معلولی ببینیم و تحلیل کنیم.
🔹 یکی از واقعیتهای امروز که با وجود آن نمی توان به حل معضل بدحجابی امید داشت، «قطع ارتباط» است. دفاع از حجاب و دعوت به حجاب، نیازمند رساندن پیام به مخاطبان است. درحالیکه آنها که در این مورد حرف و توصیه و مطالبه دارند اساسا به گروه هدف و مخاطبان اصلی خود دسترسی ندارند.
🔹 همه با هم، آنها که به حجاب مقید هستند و آنها که کم توجه یا بی اعتقاد هستند در یک محیط زندگی می کنیم، اما این فقط ظاهر ماجراست. مجالس و همنشینی ها از هم جداست، کتابها و مجلاتی که می خوانیم، چیزهایی که می بینیم و گوش می دهیم، مسافرت ها و تفریح ها...، همه چیزمان از هم جداست. برخی خود را با تلویزیون تنظیم می کنند و برخی با ماهواره. محیط جغرافیایی، یکی؛ اما محیط فرهنگی متعدد است. آنها که به حجاب معتقد و پایبندند با هم صحبت می کنند و آنها هم که قبول ندارند با هم حرف می زنند، شاهد «تک گویی» هستیم و به دلیل جدایی فضاهای زندگی، «گفتگو»نداریم.
🔹 دقیقا به همین دلیل در مواجهه با طرف مقابل دائما اعلام موضع می شود. تذکر دادن راحت است، برقراری ارتباط، قسمت دشوار ماجراست. مشکل اینجاست که تریبون ها و نهادهای رسمی، هر چقدر هم که صدایشان بلند باشد ولی به مخاطب خود دسترسی ندارند.
🔹 این یک پیش بینی واقع بینانه است که امر به حجاب و نهی از بدحجابی به درون سازمان های دولتی و رسمی و هر جا امکان کنترل سخت وجود داشته باشد محدود خواهد شد. و شاید همین عقب نشینی به نفع حجاب باشد و شاید همین عقب نشینی راه را برای ارتباط و تبلیغ باز کند!
🔹 اینکه دسترسی به مخاطب چرا دشوار شده است موضوعی جداگانه و قابل تامل است. اجمالا وضع ارتباطی موجود، حاصل انتخاب های مستمر در قطع حلقه های وصل و راه های ارتباط با جامعه است. متاسفانه این مسیر همچنان ادامه دارد.
@babaee_ehsan
🔹 اختصاصی به موضوع حجاب و بدحجابی ندارد، این یکی از جنبه های عقلانیت است که مساله های اجتماعی را در متن روابط علّی و معلولی ببینیم و تحلیل کنیم.
🔹 یکی از واقعیتهای امروز که با وجود آن نمی توان به حل معضل بدحجابی امید داشت، «قطع ارتباط» است. دفاع از حجاب و دعوت به حجاب، نیازمند رساندن پیام به مخاطبان است. درحالیکه آنها که در این مورد حرف و توصیه و مطالبه دارند اساسا به گروه هدف و مخاطبان اصلی خود دسترسی ندارند.
🔹 همه با هم، آنها که به حجاب مقید هستند و آنها که کم توجه یا بی اعتقاد هستند در یک محیط زندگی می کنیم، اما این فقط ظاهر ماجراست. مجالس و همنشینی ها از هم جداست، کتابها و مجلاتی که می خوانیم، چیزهایی که می بینیم و گوش می دهیم، مسافرت ها و تفریح ها...، همه چیزمان از هم جداست. برخی خود را با تلویزیون تنظیم می کنند و برخی با ماهواره. محیط جغرافیایی، یکی؛ اما محیط فرهنگی متعدد است. آنها که به حجاب معتقد و پایبندند با هم صحبت می کنند و آنها هم که قبول ندارند با هم حرف می زنند، شاهد «تک گویی» هستیم و به دلیل جدایی فضاهای زندگی، «گفتگو»نداریم.
🔹 دقیقا به همین دلیل در مواجهه با طرف مقابل دائما اعلام موضع می شود. تذکر دادن راحت است، برقراری ارتباط، قسمت دشوار ماجراست. مشکل اینجاست که تریبون ها و نهادهای رسمی، هر چقدر هم که صدایشان بلند باشد ولی به مخاطب خود دسترسی ندارند.
🔹 این یک پیش بینی واقع بینانه است که امر به حجاب و نهی از بدحجابی به درون سازمان های دولتی و رسمی و هر جا امکان کنترل سخت وجود داشته باشد محدود خواهد شد. و شاید همین عقب نشینی به نفع حجاب باشد و شاید همین عقب نشینی راه را برای ارتباط و تبلیغ باز کند!
🔹 اینکه دسترسی به مخاطب چرا دشوار شده است موضوعی جداگانه و قابل تامل است. اجمالا وضع ارتباطی موجود، حاصل انتخاب های مستمر در قطع حلقه های وصل و راه های ارتباط با جامعه است. متاسفانه این مسیر همچنان ادامه دارد.
@babaee_ehsan
Forwarded from مسطر، انقلاب و جامعه (احسان بابایی)
🔸خطای بزرگ یزید!
🔸 امام، سخنرانی ای داشت در جمع وعاظ تهران، در تاریخ 17 تیر 58 . در این سخنرانی نکته ای درباره قیام حضرت سیدالشهدا علیه السلام مطرح می کند که چه بسا منحصر به فرد باشد.
🔷 « خطای یزید این نبود که سیدالشهدا را کشته، این یکی از خطاهای کوچکش بود، خطای بزرگ این بود که اسلام را وارونه اش کرده بود، و سید الشهدا به داد اسلام رسید، سید الشهدا اسلام را نجات داد.» (صحیفه امام، ج8،ص525)
🔸 امام در این سخنرانی، خیال همراهان را راحت نمی کند که ما هر چه کنیم، امام حسینی هستیم؛ بلکه برعکس هشدار و تذکر می دهد که مراقبت کنیم که مبادا یزیدی شویم.
🔷 «صحبت در این است که با عمل ما مکتب ما دفن بشود. یعنی حالایی که ما جمهوری اسلامی پیدا کردیم و هیاهو کردیم که ما ظلم نمی خواهیم، ما عدالت می خواهیم، حالا ما که اُولی هستیم به اینکه این عدالت را اجرا بکنیم، اُولی هستیم به اینکه اعوجاجات را مستقیم کنیم؛ خدای نخواسته از ما عملی صادر بشود که بر خلاف مجاری عدالت است، انحراف است، اگر اینطور شد، جمهوری اسلامی شکست می خورد.
اگر این جمهوری اسلامی شکست خورد، اسلام مدفون می شود؛ دیگر خیال نکنید بعدها شما بتوانید دوباره یک کاری انجام بدهید. مسئولیت یک همچو مسئولیتی است. مسئولیت یک مسئولیتی است که انبیا و اولیا و همه خونشان را دادند برای حفظ این. و همه برای حفظ مکتبشان خونهایشان را دادند ـ چه انبیای سابق و چه نبی اکرم ـ که همه تاریخش را می دانید، همه چیزشان را دادند برای اینکه حفظ بشود این مکتب و یک وقت اعوجاجی در آن پیدا نشود.»
🔸 ای کاش این هشدار و تذکر امام همیشه پیش چشم باشد. برای امام نظام سیاسی جمهوری اسلامی مهم بود، اما مهمتر از آن، حفظ آبروی اسلام بود.
سخنرانی 17تیر 58را باید خواند، «نباید»های امام را هم باید دید.
@babaee_ehsan
🔸 امام، سخنرانی ای داشت در جمع وعاظ تهران، در تاریخ 17 تیر 58 . در این سخنرانی نکته ای درباره قیام حضرت سیدالشهدا علیه السلام مطرح می کند که چه بسا منحصر به فرد باشد.
🔷 « خطای یزید این نبود که سیدالشهدا را کشته، این یکی از خطاهای کوچکش بود، خطای بزرگ این بود که اسلام را وارونه اش کرده بود، و سید الشهدا به داد اسلام رسید، سید الشهدا اسلام را نجات داد.» (صحیفه امام، ج8،ص525)
🔸 امام در این سخنرانی، خیال همراهان را راحت نمی کند که ما هر چه کنیم، امام حسینی هستیم؛ بلکه برعکس هشدار و تذکر می دهد که مراقبت کنیم که مبادا یزیدی شویم.
🔷 «صحبت در این است که با عمل ما مکتب ما دفن بشود. یعنی حالایی که ما جمهوری اسلامی پیدا کردیم و هیاهو کردیم که ما ظلم نمی خواهیم، ما عدالت می خواهیم، حالا ما که اُولی هستیم به اینکه این عدالت را اجرا بکنیم، اُولی هستیم به اینکه اعوجاجات را مستقیم کنیم؛ خدای نخواسته از ما عملی صادر بشود که بر خلاف مجاری عدالت است، انحراف است، اگر اینطور شد، جمهوری اسلامی شکست می خورد.
اگر این جمهوری اسلامی شکست خورد، اسلام مدفون می شود؛ دیگر خیال نکنید بعدها شما بتوانید دوباره یک کاری انجام بدهید. مسئولیت یک همچو مسئولیتی است. مسئولیت یک مسئولیتی است که انبیا و اولیا و همه خونشان را دادند برای حفظ این. و همه برای حفظ مکتبشان خونهایشان را دادند ـ چه انبیای سابق و چه نبی اکرم ـ که همه تاریخش را می دانید، همه چیزشان را دادند برای اینکه حفظ بشود این مکتب و یک وقت اعوجاجی در آن پیدا نشود.»
🔸 ای کاش این هشدار و تذکر امام همیشه پیش چشم باشد. برای امام نظام سیاسی جمهوری اسلامی مهم بود، اما مهمتر از آن، حفظ آبروی اسلام بود.
سخنرانی 17تیر 58را باید خواند، «نباید»های امام را هم باید دید.
@babaee_ehsan
Forwarded from مسطر، انقلاب و جامعه
مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی: «وقتی اصلی در اجتماعی به هم خورد، چه کسی ضمانت می کند که نسل های بعد، اصل های دیگر را به نفع خود به هم نزنند؟» (پس از پنجاه سال، ص 32)
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan