🔴بایسته ها
🔷آفت شکل گرایی
✅ غفلت كردن و از راه منحرف شدن، يكى از آفتهايش اين است كه ما ادبيات دينى را غليظ كنيم؛ بدون اينكه مابازايى در عمل داشته باشد. اين ما را، هم به رياكارى مىكشاند و هم رياكارى را در بين مردم تشويق مىكند.
✅ اينكه ادبيات دينى تقويت شود، من با آن هيچ مخالفتى ندارم؛ ولى بايد مابازا داشته باشد. بيش از آنچه در رفتارمان اسلامى عمل مىكنيم، در زبان و اظهار و تظاهراتمان نخواهيم خود را جلوه دهيم. بيشتر اهميت دادن به فرم تا به محتوا، از آن آفتهاست...
✅ البته اينكه گفتم ادبيات دينى را غليظ كردن بدون مابازا، يكى از آفتهاست، اشتباه نشود با كارى كه بعضىها گوشه و كنار دنبالش هستند كه پرچمهاى اسلامى و نشانههاى اسلامى را از بين مردم بردارند؛ نخير، بنده اين را نمىگويم.
✅ مطلقاً نبايد نشانههاى اسلامى را تضعيف كرد. «و من يعظّم شعائر اللَّه فانّها من تقوى القلوب»؛ اصلاً بناى شعائر بر تظاهر و بر نشان دادن و بر مطرح كردن و جلو چشم نگهداشتن است. شعائر را مطلقاً نبايد تضعيف كرد.
✅ بعضىها به اسم اينكه ما اهل ريا نيستيم و نمىخواهيم تظاهر كنيم، شعائر اسلامى و علامتهاى اسلامى و سيماى اسلامى و وجههى اسلامى و رفتار اسلامى و پرچمهاى اسلامى را از زندگىِ خودشان و زندگى مردم جمع مىكنند؛ نخير، بنده مطلقاً اين را توصيه نمىكنم؛ بلكه بعكس، توصيه مىكنم مقيد باشيد اينها را نگه داريد. منتها اگر بناست جانماز آب بكشيم، واقعاً روى آن جانماز نماز هم بخوانيم؛ والاّ انسان جانماز را آب بكشد و رويش نماز نخواند و كنار بيندازد، فايدهاى ندارد.(84/6/8)
@babaee_ehsan
🔷آفت شکل گرایی
✅ غفلت كردن و از راه منحرف شدن، يكى از آفتهايش اين است كه ما ادبيات دينى را غليظ كنيم؛ بدون اينكه مابازايى در عمل داشته باشد. اين ما را، هم به رياكارى مىكشاند و هم رياكارى را در بين مردم تشويق مىكند.
✅ اينكه ادبيات دينى تقويت شود، من با آن هيچ مخالفتى ندارم؛ ولى بايد مابازا داشته باشد. بيش از آنچه در رفتارمان اسلامى عمل مىكنيم، در زبان و اظهار و تظاهراتمان نخواهيم خود را جلوه دهيم. بيشتر اهميت دادن به فرم تا به محتوا، از آن آفتهاست...
✅ البته اينكه گفتم ادبيات دينى را غليظ كردن بدون مابازا، يكى از آفتهاست، اشتباه نشود با كارى كه بعضىها گوشه و كنار دنبالش هستند كه پرچمهاى اسلامى و نشانههاى اسلامى را از بين مردم بردارند؛ نخير، بنده اين را نمىگويم.
✅ مطلقاً نبايد نشانههاى اسلامى را تضعيف كرد. «و من يعظّم شعائر اللَّه فانّها من تقوى القلوب»؛ اصلاً بناى شعائر بر تظاهر و بر نشان دادن و بر مطرح كردن و جلو چشم نگهداشتن است. شعائر را مطلقاً نبايد تضعيف كرد.
✅ بعضىها به اسم اينكه ما اهل ريا نيستيم و نمىخواهيم تظاهر كنيم، شعائر اسلامى و علامتهاى اسلامى و سيماى اسلامى و وجههى اسلامى و رفتار اسلامى و پرچمهاى اسلامى را از زندگىِ خودشان و زندگى مردم جمع مىكنند؛ نخير، بنده مطلقاً اين را توصيه نمىكنم؛ بلكه بعكس، توصيه مىكنم مقيد باشيد اينها را نگه داريد. منتها اگر بناست جانماز آب بكشيم، واقعاً روى آن جانماز نماز هم بخوانيم؛ والاّ انسان جانماز را آب بكشد و رويش نماز نخواند و كنار بيندازد، فايدهاى ندارد.(84/6/8)
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(10)
🔴 جریان اصولگرایی
🔷 قطع ارتباط با ریشه های هویت انقلابی
✅ جریان اصولگرایی نسبت روشنی با اندیشه های شخصیت های اسلامی صدر انقلاب اسلامی ندارد.
✅ تفاوتها بین همان شخصیتها و نیز بین گذشتگان و شخصیتهای حاضر وجود داشت و دارد وقابل انکار نیست، کم یا زیاد.
✅ در جریان اصولگرایی «غالبا» از کنار تفاوتها بین شخصیتهای اندیشمند اسلامی و انقلابی از سر غفلت یا به عمد با بی اعتنایی عبور می کنند و نشانه هم اینکه تصویری مبهم و مات و کلی از شخصیتهایی مانند شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید مفتح و مرحوم طالقانی ارائه می گردد و تعمد یا غفلتی تعجب آور در نپرداختن به اندیشه سیاسی و اجتماعی در گذشتگان و حاضران و مقایسه بین آنها وجود دارد.
حتی تصویری منطبق، نیز از امام و رهبری انقلاب ارائه نمی شود.
✅ البته بر این نکته باید تاکید شود که این مبهم سازی شخصیتهایی که هویت اسلامی انقلاب اسلامی وامدار اندیشه ها و نیز رفتار عملی آنان است اختصاص به جریان اصولگرا ندارد، جریان سیاسی رقیب نیز همین نوع مواجهه را به نمایش می گذارد.
✅ خطر مهم این مبهم سازی آن است که مسیر بایسته انقلاب اسلامی به واسطه این ابهام و عدم وضوح به راحتی در معرض انحراف و درغلطیدن به دام تحجر یا التقاط می افتد. همین ابهام موجب می شود که برخی با اسلام تحجر به مقابله با اسلام التقاط می روند و برخی نیز با اسلام التقاط به مقابله با اسلام تحجر برمی خیزند.
✅ تصویر مبهم از شخصیتهای اصلی و اصیل انقلاب اسلامی سبب می شود شخصیتهای دیگری که چندان نسبتی با آنان ندارند به راحتی و با اشتراک در عنوان و لباس بر همان جایگاه ها تکیه بزنند.
✅ ابهام یاد شده به شخصیتها منحصر نمی شود، به مساله ها و چالش های فکری نیز سرایت می کند. سهمی از دلایل دچار شدن جریان سیاسی اصولگرا به «توقف» را باید در پرهیز از مواجهه نظری با مساله های عملی دانست. پرداختن به مساله ها همراه مُیان بر ندارد. از مرور بر اندیشه ها و تضارب میان آراء آنها می گذرد. اما جریانهای سیاسی به ویژه اصولگرایان می خواهند با پرهیز از نقد و ارزیابی گذشتگان و حاضران، «همه» شخصیتهای انقلاب را در «ویترین» الگوهای فکری و سیاسی خود حفظ نمایند.
✅ هر چند جریان اصولگرا در پناه همین ابهام ها، ضعف های فکری و عملی خود را می پوشاند و خود را از پرسش درباره مساله ها و چالشها می رهاند، اما همزمان در عمل گرفتار معضلاتی می شود که راه حل آنها را باید در مواجهه مسوولانه با پرسشها جستجو نمود.
✅ امروز، بار عمده ارتباط بدنه جریان اصولگرایی با مجموعه ادبیات اسلامی و انقلابی صدر انقلاب را شخص رهبری معظم انقلاب بر دوش دارد وگرنه به طور کلی و صرفنظر از استثناها و برخی اقدامات خوب، ارتباط با ریشه ها چندان محکم نیست و از این جهت، چگونگی تداوم این ارتباط، زمینه برخی نگرانی هاست.
✅ جریان انقلابی اگر به ریشه های خود متصل نباشد، به راحتی از جا کنده می شوند، به راحتی یا به ناچار، تن به شیوه ها و نسخه هایی می دهد که تنها در ظاهر نسبتی با هویت فکری انقلاب دارند، گاهی چه بسا همان ظاهر هم باقی نمی ماند .
@babaee_ehsan
🔴 جریان اصولگرایی
🔷 قطع ارتباط با ریشه های هویت انقلابی
✅ جریان اصولگرایی نسبت روشنی با اندیشه های شخصیت های اسلامی صدر انقلاب اسلامی ندارد.
✅ تفاوتها بین همان شخصیتها و نیز بین گذشتگان و شخصیتهای حاضر وجود داشت و دارد وقابل انکار نیست، کم یا زیاد.
✅ در جریان اصولگرایی «غالبا» از کنار تفاوتها بین شخصیتهای اندیشمند اسلامی و انقلابی از سر غفلت یا به عمد با بی اعتنایی عبور می کنند و نشانه هم اینکه تصویری مبهم و مات و کلی از شخصیتهایی مانند شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید مفتح و مرحوم طالقانی ارائه می گردد و تعمد یا غفلتی تعجب آور در نپرداختن به اندیشه سیاسی و اجتماعی در گذشتگان و حاضران و مقایسه بین آنها وجود دارد.
حتی تصویری منطبق، نیز از امام و رهبری انقلاب ارائه نمی شود.
✅ البته بر این نکته باید تاکید شود که این مبهم سازی شخصیتهایی که هویت اسلامی انقلاب اسلامی وامدار اندیشه ها و نیز رفتار عملی آنان است اختصاص به جریان اصولگرا ندارد، جریان سیاسی رقیب نیز همین نوع مواجهه را به نمایش می گذارد.
✅ خطر مهم این مبهم سازی آن است که مسیر بایسته انقلاب اسلامی به واسطه این ابهام و عدم وضوح به راحتی در معرض انحراف و درغلطیدن به دام تحجر یا التقاط می افتد. همین ابهام موجب می شود که برخی با اسلام تحجر به مقابله با اسلام التقاط می روند و برخی نیز با اسلام التقاط به مقابله با اسلام تحجر برمی خیزند.
✅ تصویر مبهم از شخصیتهای اصلی و اصیل انقلاب اسلامی سبب می شود شخصیتهای دیگری که چندان نسبتی با آنان ندارند به راحتی و با اشتراک در عنوان و لباس بر همان جایگاه ها تکیه بزنند.
✅ ابهام یاد شده به شخصیتها منحصر نمی شود، به مساله ها و چالش های فکری نیز سرایت می کند. سهمی از دلایل دچار شدن جریان سیاسی اصولگرا به «توقف» را باید در پرهیز از مواجهه نظری با مساله های عملی دانست. پرداختن به مساله ها همراه مُیان بر ندارد. از مرور بر اندیشه ها و تضارب میان آراء آنها می گذرد. اما جریانهای سیاسی به ویژه اصولگرایان می خواهند با پرهیز از نقد و ارزیابی گذشتگان و حاضران، «همه» شخصیتهای انقلاب را در «ویترین» الگوهای فکری و سیاسی خود حفظ نمایند.
✅ هر چند جریان اصولگرا در پناه همین ابهام ها، ضعف های فکری و عملی خود را می پوشاند و خود را از پرسش درباره مساله ها و چالشها می رهاند، اما همزمان در عمل گرفتار معضلاتی می شود که راه حل آنها را باید در مواجهه مسوولانه با پرسشها جستجو نمود.
✅ امروز، بار عمده ارتباط بدنه جریان اصولگرایی با مجموعه ادبیات اسلامی و انقلابی صدر انقلاب را شخص رهبری معظم انقلاب بر دوش دارد وگرنه به طور کلی و صرفنظر از استثناها و برخی اقدامات خوب، ارتباط با ریشه ها چندان محکم نیست و از این جهت، چگونگی تداوم این ارتباط، زمینه برخی نگرانی هاست.
✅ جریان انقلابی اگر به ریشه های خود متصل نباشد، به راحتی از جا کنده می شوند، به راحتی یا به ناچار، تن به شیوه ها و نسخه هایی می دهد که تنها در ظاهر نسبتی با هویت فکری انقلاب دارند، گاهی چه بسا همان ظاهر هم باقی نمی ماند .
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت
🔷 در نقد نگاهی از جنس اصغر فرهادی
✅ فیلم فروشنده، ساخته اصغر فرهادی، برنده جایزه اسکار شد و بهانه ای شد که طبق معمول صف آرایی جدیدی شکل بگیرد.
✅ بعضی استقبال کردند چرا که این فیلم،به نام و نمایندگی سینمای ایران،جایزه مهم ترین رویداد سینمایی جهان را از آن خود کرد.
✅ بعضی هم آن را رخدادی خوب تلقی نکردند، چرا که سیاه نمایی بود و تصویری تلخ ارائه کرد، و اصلا همین دلیل جایزه بود.
✅ درست است.فیلم های اصغر فرهادی تلخ است،سیاه است، قابل تعمیم نیست، حتما برمی گردد به نگاه او و به روحیات شخصی او.
✅ اتفاقا اصغر فرهادی یک ایرانی تمام عیار است که به خصوص برای آنها که عرصه سیاست و فرهنگ جامعه ما را دنبال می کنند آشناست، سیاه یا سفید، خوب یا بد، همه یا هیچ. اصغر فرهادی و منتقدینش همه در یک فضا تنفس می کنند.
✅ حداقل مواجهه منصفانه با این جایزه این است که این رخداد دیده شود. دیده شود و البته صادقانه نقد شود. لااقل ما مثل اصغر فرهادی نگاه نکنیم. ما واقع بین باشیم،ما واقع بینانه روایت کنیم.
✅ گاهی باید از بالا نگاه کنیم، از بالا که نگاه می کنیم، فرصت ها را هم می توانیم ببینیم.
@babaee_ehsan
🔷 در نقد نگاهی از جنس اصغر فرهادی
✅ فیلم فروشنده، ساخته اصغر فرهادی، برنده جایزه اسکار شد و بهانه ای شد که طبق معمول صف آرایی جدیدی شکل بگیرد.
✅ بعضی استقبال کردند چرا که این فیلم،به نام و نمایندگی سینمای ایران،جایزه مهم ترین رویداد سینمایی جهان را از آن خود کرد.
✅ بعضی هم آن را رخدادی خوب تلقی نکردند، چرا که سیاه نمایی بود و تصویری تلخ ارائه کرد، و اصلا همین دلیل جایزه بود.
✅ درست است.فیلم های اصغر فرهادی تلخ است،سیاه است، قابل تعمیم نیست، حتما برمی گردد به نگاه او و به روحیات شخصی او.
✅ اتفاقا اصغر فرهادی یک ایرانی تمام عیار است که به خصوص برای آنها که عرصه سیاست و فرهنگ جامعه ما را دنبال می کنند آشناست، سیاه یا سفید، خوب یا بد، همه یا هیچ. اصغر فرهادی و منتقدینش همه در یک فضا تنفس می کنند.
✅ حداقل مواجهه منصفانه با این جایزه این است که این رخداد دیده شود. دیده شود و البته صادقانه نقد شود. لااقل ما مثل اصغر فرهادی نگاه نکنیم. ما واقع بین باشیم،ما واقع بینانه روایت کنیم.
✅ گاهی باید از بالا نگاه کنیم، از بالا که نگاه می کنیم، فرصت ها را هم می توانیم ببینیم.
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(11)
🔴 جریان اصولگرایی
🔷 نادیده گرفتن تکثر معقول
✅ جریان اصولگرا از ادبیاتی دینی برخوردار است. تلاش می کند رفتارهای خود را به مفاهیم و متون و دیدگاههای شخصیتهای دینی مستند و مستدل نماید.
✅ بر این ویژگی نه تنهااشکالی وارد نیست بلکه آنرا باید جزء ویژگیهای مثبت دانست. بنابراین اگر اشکالی در زمینه ادبیات دینی اصولگرایان وارد می شود به اصل استناد نیست.
✅ مشکل از آنجایی شروع می شود که تریبون داران جریان اصولگرایی غالباً «تکثر معقول» در برداشتهای دینی را نادیده می انگارند و نوعی انحصارگرایی را در معرفی برداشتهای دینی به نمایش می گذارند و اندک اختلاف نظری را با انواع برچسبها می نوازند.
و البته سهمی از این نحوه مواجهه را باید در فرهنگ عمومی جامعه جستجو کرد که در هوای آن تنفس می کنیم.
✅ این در حالی است که اختلاف نظر در برداشتهای دینی جزء طبیعی ترین هاست. اگر درباره نماز و روزه و طهارت اختلاف برداشت داریم چرا وجود تفاوتها درباره چیستی وچگونگی رویکرد دینی درباره مسائل اجتماعی و فرهنگی و سیاسی محل تعجب و تحمل ناکردنی باشد?! که در مقایسه با مسائل نماز و روزه و طهارت، پرسشها بیشتر و راهها پیموده نشده و جنس مساله های آن نیز پر متغیر است.
✅ تکثر معقول از همان جنس است که در فقه شاهد هستیم. طبیعی است که تکثر، مطلوبیت ذاتی ندارد. اما طبیعی است و می توان گفت کارکرد مطلوب دارد.
✅ به رسمیت نشناختن «تکثر معقول»، تبعاتی مهم نیز به دنبال دارد. بدنه اجتماعی و جوانتر جریان اصولگرا، عدم مدارا و تحمل را به عنوان یک مولفه بایسته تربیت دینی تلقی می کند و این ویژگی را امتداد می بخشند.
✅ فضای آزادی اندیشه گرفتار محدودهای غیر معقول می شود، و در بسیاری موارد، امکان بررسی و گفتگو و بازبینی تجدید نظر در مسائل مهم یا غیر ممکن می شود یا هزینه های ناموجه بر افراد تحمیل می کند و به این ترتیب، جامعه اسلامی در مسیر حل مشکلات خود با موانع بی مبنا و خودساخته مواجه می شود.
✅ به رسمیت نشناختن «تکثر معقول»، این نتیجه نامطلوب را نیز به دنبال دارد که دیگران به ویژه جوانترهایی که برخی رویکردها نظری و رفتارهای دینی مورد تایید اصولگرایان را نمی پذیرند، به دلیل عدم حضور و معرفی گزینه های دیگر، مجبور به انتخاب بین دین و شریعت و دیگری بی دینی و بی قیدی نسبت به شریعت می شوند.
✅ از دیگر آثار بی اعتنایی به لوازم «تکثر معقول»، خود سانسوری و نفاق و بی اعتمادی است،،،
✅ فضای عدم پذیرش تکثر، را باید به مثابه یک فرایند دید و نتایج آن را در دراز مدت به تماشا نشست .
@babaee_ehsan
🔴 جریان اصولگرایی
🔷 نادیده گرفتن تکثر معقول
✅ جریان اصولگرا از ادبیاتی دینی برخوردار است. تلاش می کند رفتارهای خود را به مفاهیم و متون و دیدگاههای شخصیتهای دینی مستند و مستدل نماید.
✅ بر این ویژگی نه تنهااشکالی وارد نیست بلکه آنرا باید جزء ویژگیهای مثبت دانست. بنابراین اگر اشکالی در زمینه ادبیات دینی اصولگرایان وارد می شود به اصل استناد نیست.
✅ مشکل از آنجایی شروع می شود که تریبون داران جریان اصولگرایی غالباً «تکثر معقول» در برداشتهای دینی را نادیده می انگارند و نوعی انحصارگرایی را در معرفی برداشتهای دینی به نمایش می گذارند و اندک اختلاف نظری را با انواع برچسبها می نوازند.
و البته سهمی از این نحوه مواجهه را باید در فرهنگ عمومی جامعه جستجو کرد که در هوای آن تنفس می کنیم.
✅ این در حالی است که اختلاف نظر در برداشتهای دینی جزء طبیعی ترین هاست. اگر درباره نماز و روزه و طهارت اختلاف برداشت داریم چرا وجود تفاوتها درباره چیستی وچگونگی رویکرد دینی درباره مسائل اجتماعی و فرهنگی و سیاسی محل تعجب و تحمل ناکردنی باشد?! که در مقایسه با مسائل نماز و روزه و طهارت، پرسشها بیشتر و راهها پیموده نشده و جنس مساله های آن نیز پر متغیر است.
✅ تکثر معقول از همان جنس است که در فقه شاهد هستیم. طبیعی است که تکثر، مطلوبیت ذاتی ندارد. اما طبیعی است و می توان گفت کارکرد مطلوب دارد.
✅ به رسمیت نشناختن «تکثر معقول»، تبعاتی مهم نیز به دنبال دارد. بدنه اجتماعی و جوانتر جریان اصولگرا، عدم مدارا و تحمل را به عنوان یک مولفه بایسته تربیت دینی تلقی می کند و این ویژگی را امتداد می بخشند.
✅ فضای آزادی اندیشه گرفتار محدودهای غیر معقول می شود، و در بسیاری موارد، امکان بررسی و گفتگو و بازبینی تجدید نظر در مسائل مهم یا غیر ممکن می شود یا هزینه های ناموجه بر افراد تحمیل می کند و به این ترتیب، جامعه اسلامی در مسیر حل مشکلات خود با موانع بی مبنا و خودساخته مواجه می شود.
✅ به رسمیت نشناختن «تکثر معقول»، این نتیجه نامطلوب را نیز به دنبال دارد که دیگران به ویژه جوانترهایی که برخی رویکردها نظری و رفتارهای دینی مورد تایید اصولگرایان را نمی پذیرند، به دلیل عدم حضور و معرفی گزینه های دیگر، مجبور به انتخاب بین دین و شریعت و دیگری بی دینی و بی قیدی نسبت به شریعت می شوند.
✅ از دیگر آثار بی اعتنایی به لوازم «تکثر معقول»، خود سانسوری و نفاق و بی اعتمادی است،،،
✅ فضای عدم پذیرش تکثر، را باید به مثابه یک فرایند دید و نتایج آن را در دراز مدت به تماشا نشست .
@babaee_ehsan
اگر ارزش هاى اسلامى معكوس شود، ارزش درجه اول درجه آخر شمرده شود و درجه آخر درجه اول، معنايش همان اسلامى است كه وارونه شده،پوستينى است كه آن را وارونه پوشيده اند. (مجموعه آثار،ج17،ص263)
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
🔴بایسته ها
🔷 اسلام وارونه
✅ خداست كه براى هر اصلى از اصول اسلام ارزش معينى قائل شده است. ولى از نظر جامعه اسلامى، آيا جامعه اسلامى ارزشهاى اسلامى را در آن حدى كه وجود دارد و هست، در آن حدى كه در مقام ثبوت و در مقام شئ فى نفسه هست، مى شناسد؟ ممكن است جامعه آنطور نشناسد و گاهى درست معكوس بشناسد؛ يعنى اشيائى كه ارزش درجه اول را دارند، در نظر اجتماع اسلامى ارزش درجه آخر را داشته باشند و آن كه ارزش درجه آخر را دارد، ارزش درجه اول را داشته باشد.
✅ على عليه السلام فرمود: من چنين پيش بينى مىكنم كه اسلام در ميان مردم به حالت پوستينى درآيد كه آن را وارونه پوشيدهاند (وَ لُبِسَ الْاسْلامُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلوباً) ، همانطور كه پوستينى را وارونه مىپوشند، مردم اسلام را وارونه تلقى كنند، رو را به جاى پشت و پشت را به جاى رو بگيرند. در اين صورت نه تنها چنين پوستينى گرمى ندارد، بلكه چيز مضحك و موحشى هم از آب درمىآيد.
✅ اگر ارزشهاى اسلامى معكوس شود، ارزش درجه اول درجه آخر شمرده شود و درجه آخر درجه اول ، معنايش همان اسلامى است كه وارونه شده، پوستينى است كه آن را وارونه پوشيدهاند.
🔶 (مجموعه آثار،ج17،ص263)
@babaee_ehsan
🔷 اسلام وارونه
✅ خداست كه براى هر اصلى از اصول اسلام ارزش معينى قائل شده است. ولى از نظر جامعه اسلامى، آيا جامعه اسلامى ارزشهاى اسلامى را در آن حدى كه وجود دارد و هست، در آن حدى كه در مقام ثبوت و در مقام شئ فى نفسه هست، مى شناسد؟ ممكن است جامعه آنطور نشناسد و گاهى درست معكوس بشناسد؛ يعنى اشيائى كه ارزش درجه اول را دارند، در نظر اجتماع اسلامى ارزش درجه آخر را داشته باشند و آن كه ارزش درجه آخر را دارد، ارزش درجه اول را داشته باشد.
✅ على عليه السلام فرمود: من چنين پيش بينى مىكنم كه اسلام در ميان مردم به حالت پوستينى درآيد كه آن را وارونه پوشيدهاند (وَ لُبِسَ الْاسْلامُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلوباً) ، همانطور كه پوستينى را وارونه مىپوشند، مردم اسلام را وارونه تلقى كنند، رو را به جاى پشت و پشت را به جاى رو بگيرند. در اين صورت نه تنها چنين پوستينى گرمى ندارد، بلكه چيز مضحك و موحشى هم از آب درمىآيد.
✅ اگر ارزشهاى اسلامى معكوس شود، ارزش درجه اول درجه آخر شمرده شود و درجه آخر درجه اول ، معنايش همان اسلامى است كه وارونه شده، پوستينى است كه آن را وارونه پوشيدهاند.
🔶 (مجموعه آثار،ج17،ص263)
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(12)
🔴 الف: جریان اصولگرا
🔷 محافظه کاری مزمن
✅ از استثنا ها که عبور کنیم، جریان اصولگرا در زمینه مسائل سیاسی و اجتماعی داخلی محافظه کار است. محافظه کار است به این معنی که اگر هم مدافع وضع موجود در حوزه های مختلف نباشد، تلاش جدی هم برای اصلاح رویه های نادرست ندارد. توان تشکیلاتی خود را پای میدان نمی آورد، بگذریم که گاه برخی از منتسبان، از همین رویه های نادرست ارتزاق هم می کنند.
✅ هیچ تردیدی وجود ندارد که قوانین مربوط به تعیین صلاحیت نامزدهای انتخابات ابهام و اشکال دارد، با وجود این، اصولگرایان هیچگاه اصلاح این قوانین را مطالبه نکردند.
✅ مبارزه با مفاسد اقتصادی، لوازمی ساختاری دارد. رجال سیاسی جریان اصولگرا در فراهم کردن این لوازم که مهمترین آنها شفافیت است، فعال نبوده اند و از آن استقبال نکردند.
✅ اصولگرایانی که در بدنه اجرایی و نیز دستگاه قانونگذاری حضور داشتند به خوبی می دانند دستگاه های عریض و طویلی وجود دارد که گردش مالی فراوانی دارند اما با این حال فعالیت های آنها مشمول نظارت و حتی مشمول «نظاره» عمومی هم نیست.
✅رجال سیاسی اصولگرا به همه چیز وصله و پینه می زنند. اصولگرایان در حرف، صحبت های رهبری انقلاب را برای قوت بخشیدن به اقتصاد ملی تکرار می کنند، اما برای مبارزه با فرارهای مالیاتی، هزینه ای پرداخت نمی کنند. اگر بدنه اجتماعی اصولگرایی نداند، رجال دولت دیده و مجلس دیده اصولگرایی به خوبی می داند که گاه یک رقم فرار مالیاتی برابری می کند با همه مبلغی که فیش های حقوقی نجومی، برخی را به ناحق برخوردار کرده است.
✅ اصولگرایان به «برخی» رانتخواران می پردازند اما به گونه ای اصولی به پدیده «رانتخواری» نمی پردازند.
✅ مثال زیاد است از مواردی که اصولگرایان از کنار مشکلات مردم، معضلات نظام و مطالبات رهبری خیلی نرم و بی صدا عبور کردند.
✅ رجال سیاسی اصولگرا همیشه در پناه فضای رقابت با جناح رقیب، از پاسخگویی به بدنه اجتماعی خود فرار کردند.
✅ وقتی اصولگرایان محافظه کارند و نقد نمی کنند، در واقع خواسته یا ناخواسته، ضعف ها را تداوم می بخشند، عرصه را برای حضور غرض ورزان خالی می کنند.
🛑 به فاصله چند روز، یادداشت هایی، باز هم پراکنده از برخی اشکالاتی که بر جریان اصلاحات وارد است، تقدیم خواهد شد.
@babaee_ehsan
🔴 الف: جریان اصولگرا
🔷 محافظه کاری مزمن
✅ از استثنا ها که عبور کنیم، جریان اصولگرا در زمینه مسائل سیاسی و اجتماعی داخلی محافظه کار است. محافظه کار است به این معنی که اگر هم مدافع وضع موجود در حوزه های مختلف نباشد، تلاش جدی هم برای اصلاح رویه های نادرست ندارد. توان تشکیلاتی خود را پای میدان نمی آورد، بگذریم که گاه برخی از منتسبان، از همین رویه های نادرست ارتزاق هم می کنند.
✅ هیچ تردیدی وجود ندارد که قوانین مربوط به تعیین صلاحیت نامزدهای انتخابات ابهام و اشکال دارد، با وجود این، اصولگرایان هیچگاه اصلاح این قوانین را مطالبه نکردند.
✅ مبارزه با مفاسد اقتصادی، لوازمی ساختاری دارد. رجال سیاسی جریان اصولگرا در فراهم کردن این لوازم که مهمترین آنها شفافیت است، فعال نبوده اند و از آن استقبال نکردند.
✅ اصولگرایانی که در بدنه اجرایی و نیز دستگاه قانونگذاری حضور داشتند به خوبی می دانند دستگاه های عریض و طویلی وجود دارد که گردش مالی فراوانی دارند اما با این حال فعالیت های آنها مشمول نظارت و حتی مشمول «نظاره» عمومی هم نیست.
✅رجال سیاسی اصولگرا به همه چیز وصله و پینه می زنند. اصولگرایان در حرف، صحبت های رهبری انقلاب را برای قوت بخشیدن به اقتصاد ملی تکرار می کنند، اما برای مبارزه با فرارهای مالیاتی، هزینه ای پرداخت نمی کنند. اگر بدنه اجتماعی اصولگرایی نداند، رجال دولت دیده و مجلس دیده اصولگرایی به خوبی می داند که گاه یک رقم فرار مالیاتی برابری می کند با همه مبلغی که فیش های حقوقی نجومی، برخی را به ناحق برخوردار کرده است.
✅ اصولگرایان به «برخی» رانتخواران می پردازند اما به گونه ای اصولی به پدیده «رانتخواری» نمی پردازند.
✅ مثال زیاد است از مواردی که اصولگرایان از کنار مشکلات مردم، معضلات نظام و مطالبات رهبری خیلی نرم و بی صدا عبور کردند.
✅ رجال سیاسی اصولگرا همیشه در پناه فضای رقابت با جناح رقیب، از پاسخگویی به بدنه اجتماعی خود فرار کردند.
✅ وقتی اصولگرایان محافظه کارند و نقد نمی کنند، در واقع خواسته یا ناخواسته، ضعف ها را تداوم می بخشند، عرصه را برای حضور غرض ورزان خالی می کنند.
🛑 به فاصله چند روز، یادداشت هایی، باز هم پراکنده از برخی اشکالاتی که بر جریان اصلاحات وارد است، تقدیم خواهد شد.
@babaee_ehsan
🔴 معرفی یک کتاب
🔷 فضیلت های فراموش شده
✅ کتاب «فضیلت های فراموش شده» که شرح حال «حاج آخوند ملا عباس تربتی» است و به قلم فرزند آخوند یعنی مرحوم حسینعلی راشد نوشته شده، جزء کتاب هایی است که به نظرم هر طلبه ای باید آن را بخواند، نه فقط بخواند بلکه باید داشته باشد و هر از چند گاه به آن مراجعه کند. اصلا چرا فقط طلبه ها! این یادداشت و معرفی کتاب، دعوت نامه ای است برای همه، برای خواندن این کتاب.
✅ برجسته ترین فایده این کتاب آن است که تلنگری است بر ما که میدان مسابقه را اشتباه نگیریم.
✅ جلال رفیع در دیباچه مفصلی که بر این کتاب نوشته، می نویسد: « ما حاج آخوند ملا عباس تربتی را با همه علو و عظمت، به عنوان «الگوی مطلق و همه جانبه و تمام عیار» معرفی نکرده ایم. بلکه در وجود او و زندگی او، حالات و صفاتی را جستجو می کنیم که در عصر حاضر حکم کیمیا را دارد. وارستگی، آزادی از تعلقات، ساده زیستی، صداقت و بی ریایی، فداکاری و مردمیاری و خدمتگزاری، انزجار از مقام پرستی و زر اندوزی و ریا کاری و شهرت طلبی، تنفر از تکبّر و مرید بازی و دین را دکان کردن و در رأس همه اینها عشق خالصانه به خداوند، برجسته ترین صفات او محسوب می شود. او واجد این صفات بود اما در اوج و در حدی که براستی کم نظیر بوده است.»
✅ حاج آخوند ملا عباس تربتی، متولد 1250 یا 1251شمسی و متوفای 1322 شمسی از مردمی ترین شخصیتهایی است که در همان حال از عابدترین آنان بوده است.
✅ عابدی زاهد بود که زمین را شیار و گندم را درو می کرد.از عملگی و هیزم جمع کردن و بیل زدن پرهیز نداشت. از آبیاری و کشتکاری در مزرعه فارغ می شد و به فقه و اصول و شرح منظومه در مدرسه می پرداخت. مردم به او عشق می ورزیدند و صاحبان قدرت به عظمت و شکوه خدایی و مردمی او معترف بودند.
✅ وقتی حاج آخوند ملا عباس منبر می رفت و موعظه می کرد، اولین کسی که موعظه ها در وجودش اثر می کرد، خود او بود. می گریست و اشک ها بر روی محاسنش جاری می شد.
✅ هر کس مشکلی داشت و به حاج آخوند مراجعه می کرد، حاج آخوند خودش را واقعا به زحمت می انداخت تا آن مشکل را هر طور شده بر طرف کند.
✅ هر چه که می خورد و هر چه می پوشید تماما از محصولات روستا و منطقه زندگیش تهیه شده بود. بی سحری، روزه می گرفت، با نان خالی افطار می کرد و مقاومتی حیرت انگیز داشت. بسیار اتفاق می افتاد که چند شبانه روز پی در پی خواب و خوراک تقریبا از او سلب می شد و یکسره در پی حل مشکلات مردم می رفت. مرحوم راشد فرزند حاج آخوند می گوید: «ممکن است این مطالب حیرت انگیز به نظر برسد اما واقعیتی است که شصت سال دوام داشت.»
✅ حاج آخوند بر سر سفره های ساده و در خانه های فقرا که بود، همه حس می کردند که روحا راحت تر است. با حاکم و متمول شهر همانطور بود که با مرد و زن فقیر بود. به عیادت بیماران می رفت و با اشتیاق به درون دخمه ها و زاغه های آشفته و مخروبه در محلات فقیر نشین پای می نهاد. همه نمازها را در وقت فضیلت به جای می آورد و هیچگاه نماز شب و نوافل را ترک نکرد...
✅ فرمود مرا در صحن مطهر دفن کنید که قدم زیارت کنندگان حرم روی چشمهایم باشد.
✅ مرحوم آیت الله خزعلی درباره این کتاب می نویسد:
«رک و صریح بگویم، خواسته انسان ها این حقایق است. اینها و نه غیر...» و می نویسد: «گمان ندارم به یکی دو بار خواندن اکتفا کنید و دل برگیرید، که اقیانوس است، آب شور دارد و بر عطش می افزاید.»
✅ خواندن «فضیلت های فراموش شده» قابل توصیه است. از آن سنخ کتاب هاست که می تواند یک «اتفاق» باشد.
خداوند بر علوّ درجاتش بیفزاید.
@babaee_ehsan
🔷 فضیلت های فراموش شده
✅ کتاب «فضیلت های فراموش شده» که شرح حال «حاج آخوند ملا عباس تربتی» است و به قلم فرزند آخوند یعنی مرحوم حسینعلی راشد نوشته شده، جزء کتاب هایی است که به نظرم هر طلبه ای باید آن را بخواند، نه فقط بخواند بلکه باید داشته باشد و هر از چند گاه به آن مراجعه کند. اصلا چرا فقط طلبه ها! این یادداشت و معرفی کتاب، دعوت نامه ای است برای همه، برای خواندن این کتاب.
✅ برجسته ترین فایده این کتاب آن است که تلنگری است بر ما که میدان مسابقه را اشتباه نگیریم.
✅ جلال رفیع در دیباچه مفصلی که بر این کتاب نوشته، می نویسد: « ما حاج آخوند ملا عباس تربتی را با همه علو و عظمت، به عنوان «الگوی مطلق و همه جانبه و تمام عیار» معرفی نکرده ایم. بلکه در وجود او و زندگی او، حالات و صفاتی را جستجو می کنیم که در عصر حاضر حکم کیمیا را دارد. وارستگی، آزادی از تعلقات، ساده زیستی، صداقت و بی ریایی، فداکاری و مردمیاری و خدمتگزاری، انزجار از مقام پرستی و زر اندوزی و ریا کاری و شهرت طلبی، تنفر از تکبّر و مرید بازی و دین را دکان کردن و در رأس همه اینها عشق خالصانه به خداوند، برجسته ترین صفات او محسوب می شود. او واجد این صفات بود اما در اوج و در حدی که براستی کم نظیر بوده است.»
✅ حاج آخوند ملا عباس تربتی، متولد 1250 یا 1251شمسی و متوفای 1322 شمسی از مردمی ترین شخصیتهایی است که در همان حال از عابدترین آنان بوده است.
✅ عابدی زاهد بود که زمین را شیار و گندم را درو می کرد.از عملگی و هیزم جمع کردن و بیل زدن پرهیز نداشت. از آبیاری و کشتکاری در مزرعه فارغ می شد و به فقه و اصول و شرح منظومه در مدرسه می پرداخت. مردم به او عشق می ورزیدند و صاحبان قدرت به عظمت و شکوه خدایی و مردمی او معترف بودند.
✅ وقتی حاج آخوند ملا عباس منبر می رفت و موعظه می کرد، اولین کسی که موعظه ها در وجودش اثر می کرد، خود او بود. می گریست و اشک ها بر روی محاسنش جاری می شد.
✅ هر کس مشکلی داشت و به حاج آخوند مراجعه می کرد، حاج آخوند خودش را واقعا به زحمت می انداخت تا آن مشکل را هر طور شده بر طرف کند.
✅ هر چه که می خورد و هر چه می پوشید تماما از محصولات روستا و منطقه زندگیش تهیه شده بود. بی سحری، روزه می گرفت، با نان خالی افطار می کرد و مقاومتی حیرت انگیز داشت. بسیار اتفاق می افتاد که چند شبانه روز پی در پی خواب و خوراک تقریبا از او سلب می شد و یکسره در پی حل مشکلات مردم می رفت. مرحوم راشد فرزند حاج آخوند می گوید: «ممکن است این مطالب حیرت انگیز به نظر برسد اما واقعیتی است که شصت سال دوام داشت.»
✅ حاج آخوند بر سر سفره های ساده و در خانه های فقرا که بود، همه حس می کردند که روحا راحت تر است. با حاکم و متمول شهر همانطور بود که با مرد و زن فقیر بود. به عیادت بیماران می رفت و با اشتیاق به درون دخمه ها و زاغه های آشفته و مخروبه در محلات فقیر نشین پای می نهاد. همه نمازها را در وقت فضیلت به جای می آورد و هیچگاه نماز شب و نوافل را ترک نکرد...
✅ فرمود مرا در صحن مطهر دفن کنید که قدم زیارت کنندگان حرم روی چشمهایم باشد.
✅ مرحوم آیت الله خزعلی درباره این کتاب می نویسد:
«رک و صریح بگویم، خواسته انسان ها این حقایق است. اینها و نه غیر...» و می نویسد: «گمان ندارم به یکی دو بار خواندن اکتفا کنید و دل برگیرید، که اقیانوس است، آب شور دارد و بر عطش می افزاید.»
✅ خواندن «فضیلت های فراموش شده» قابل توصیه است. از آن سنخ کتاب هاست که می تواند یک «اتفاق» باشد.
خداوند بر علوّ درجاتش بیفزاید.
@babaee_ehsan
حکومت حق، حکومت ملکه حریت و عدالت است که اولیای خدا مظاهر کامل این ملکات اند... حال که آن حکومت حق مطلق نیست، تا ممکن است باید دست بندگان شهوات را از عرض، مال و نوامیس مردم کوتاه نمود.
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
🔴 برشی از یک کتاب
🔷 عوامل ماندگاری استبداد
✳️ 13اسفند 1289 شمسی سالروز تولد مبارز نستوه آیت الله سید محمود علایی طالقانی است.
از جمله کارهای در خور توجه آیت الله طالقانی، تجدید انتشار کتاب «تنبیه الامة و تنزیه الملة» علامه میرزا محمد حسین نائینی،از مهمترین مکتوبات مقارن با قیام مشروطه است. طالقانی بر این اثر (1334)پی نوشت هایی افزوده است.
آنچه در ادامه خواهد آمد خلاصه ای از بخش خاتمه کتاب نائینی است که طالقانی آن را بازنویسی کرده است.
✅ قوه نگهدار استبداد هفت چیز است:
1. جهل ملت به وظایف و حقوق عمومی: ...دزدان و درندگان اعراض و نوامیس عمومی و راهزنان دین و شرافت در زیر پرده تاریک جهل عمومی، در دل ها هراس ایجاد می کنند و با اشتباه کاری و دین سازی برای مردم، به راهزنی و غارتگری می پردازند.
2. از قوای پاسدار استبداد، شعبه استبداد دینی است، کار این شعبه این است که مطالب و سخنانی از دین یاد گرفته و ظاهر خود را آن طور که جالب عوام ساده باشد می آرایند و مردمی را که از اصول و مبانی دین بی خبرند و به اساس دعوت پیمبران گرام آشنایی ندارند، می فریبند و مطیع خود می سازند و با این روش فریبنده به نام غمخواری دین و نگهداری آیین، ظل الشیطان را بر سر عموم می گسترانند... این دسته چون با عواطف پاک مردم سر و کار دارند و در پشت سنگر محکم دین نشسته اند، خطرشان بیشتر و دفع شان دشوار تر است...
3. نفوذ دادن پرستش شاه است...آنگاه که عنوان پرستش در اجتماع وسیله امتیاز و رسیدن به مقامات گردید، مردمان پست و بت تراشی که در فن تملق و تظاهر به اطاعت و عبودیت ماهر تر از دیگران باشند، بیشتر توانند به مقامات برسند... در چنین اجتماع منحطی چه بسا علم و فضیلت موجب عقب ماندگی و محرومیت است...کار به آنجا می رسد که طرفداران دین هم با توجه و بدون توجه به دستگاه بت تراشی کمک می نمایند...
این بت تراشان میان زمامدار و ملت فاصله ایجاد می کنند و سیاه را سفید و سفید را سیاه می نمایانند ، به طوری که تفاهم میان ملت و زمامدار قطع می شود، اگر مردم از گرسنگی فریاد کشند اینها می گویند جمعیت اخلال گرند، اگر از ظلم بنالند، می نمایند که می خواهند احساسات را بر علیه سلطان و دین تحریک کنند، در نتیجه شیرازه روابط و حسن تفاهم را از هم می پاشند و همه را به سراشیب فنا می کشانند.
4.از قوایی که نگهدار استبداد است اختلافات دینی، سیاسی و طبقاتی است که ایادی استبداد بدین وسیله مردم را از هم جدا و نیروهای ملت و اجتماعی را مصرف یکدیگر می سازد و به این وسیله سلطه قاهرانه خود را نگه می دارد...
5.قوه قهر و ایجاد وحشت و زجر است که از قدیم خودسران خونخوار نسبت به بزرگان و احرار، اعمال می نمودند...
6.از نگاهبانان استبداد فردی، استبداد طبقاتی است: آن دسته از سرمایه داران، ملاکین و اشرافی که خوی طبقاتی طبیعت ثانوی در مزاج روحشان شده است و ستمگری و استثمار دیگران را حق ارثی و طبیعی خود می پندارند، با تمام قوایی که در دست دارند، مستبد را پرورش می دهند...اینها شاخه ها و فروع استبدادند _ گر چه از جهت دیگر ریشه های محکم استبدادند_ تا آنجا با افکار و آرای توده های مردم همراه و همکارند که منافع و نفوذ خود را نگه دارند، آنگاه که خطری برای زندگی اشرافی و چپاول گری خود احساس نمودند، صلاح دیگران و آیندگان کشور و شرافت و عزت را زیر پا می گذارند...
7. از اسباب و قوای بقای استبداد، به دست گرفتن و غصب نمودن سر رشته اموال عمومی و نیروی سپاهی است؛ به وسیله انتخاب فرماندهان از مردمان پست بی شرافت و طرفدار منافع بیگانگان، قوای سپاه و اموال را برای زبونی ملت و غارت مردم مصرف می نمایند و سران ایلات و عشایر را برای سرکوبی ملت مجهز می سازند.
@babaee_ehsan
🔷 عوامل ماندگاری استبداد
✳️ 13اسفند 1289 شمسی سالروز تولد مبارز نستوه آیت الله سید محمود علایی طالقانی است.
از جمله کارهای در خور توجه آیت الله طالقانی، تجدید انتشار کتاب «تنبیه الامة و تنزیه الملة» علامه میرزا محمد حسین نائینی،از مهمترین مکتوبات مقارن با قیام مشروطه است. طالقانی بر این اثر (1334)پی نوشت هایی افزوده است.
آنچه در ادامه خواهد آمد خلاصه ای از بخش خاتمه کتاب نائینی است که طالقانی آن را بازنویسی کرده است.
✅ قوه نگهدار استبداد هفت چیز است:
1. جهل ملت به وظایف و حقوق عمومی: ...دزدان و درندگان اعراض و نوامیس عمومی و راهزنان دین و شرافت در زیر پرده تاریک جهل عمومی، در دل ها هراس ایجاد می کنند و با اشتباه کاری و دین سازی برای مردم، به راهزنی و غارتگری می پردازند.
2. از قوای پاسدار استبداد، شعبه استبداد دینی است، کار این شعبه این است که مطالب و سخنانی از دین یاد گرفته و ظاهر خود را آن طور که جالب عوام ساده باشد می آرایند و مردمی را که از اصول و مبانی دین بی خبرند و به اساس دعوت پیمبران گرام آشنایی ندارند، می فریبند و مطیع خود می سازند و با این روش فریبنده به نام غمخواری دین و نگهداری آیین، ظل الشیطان را بر سر عموم می گسترانند... این دسته چون با عواطف پاک مردم سر و کار دارند و در پشت سنگر محکم دین نشسته اند، خطرشان بیشتر و دفع شان دشوار تر است...
3. نفوذ دادن پرستش شاه است...آنگاه که عنوان پرستش در اجتماع وسیله امتیاز و رسیدن به مقامات گردید، مردمان پست و بت تراشی که در فن تملق و تظاهر به اطاعت و عبودیت ماهر تر از دیگران باشند، بیشتر توانند به مقامات برسند... در چنین اجتماع منحطی چه بسا علم و فضیلت موجب عقب ماندگی و محرومیت است...کار به آنجا می رسد که طرفداران دین هم با توجه و بدون توجه به دستگاه بت تراشی کمک می نمایند...
این بت تراشان میان زمامدار و ملت فاصله ایجاد می کنند و سیاه را سفید و سفید را سیاه می نمایانند ، به طوری که تفاهم میان ملت و زمامدار قطع می شود، اگر مردم از گرسنگی فریاد کشند اینها می گویند جمعیت اخلال گرند، اگر از ظلم بنالند، می نمایند که می خواهند احساسات را بر علیه سلطان و دین تحریک کنند، در نتیجه شیرازه روابط و حسن تفاهم را از هم می پاشند و همه را به سراشیب فنا می کشانند.
4.از قوایی که نگهدار استبداد است اختلافات دینی، سیاسی و طبقاتی است که ایادی استبداد بدین وسیله مردم را از هم جدا و نیروهای ملت و اجتماعی را مصرف یکدیگر می سازد و به این وسیله سلطه قاهرانه خود را نگه می دارد...
5.قوه قهر و ایجاد وحشت و زجر است که از قدیم خودسران خونخوار نسبت به بزرگان و احرار، اعمال می نمودند...
6.از نگاهبانان استبداد فردی، استبداد طبقاتی است: آن دسته از سرمایه داران، ملاکین و اشرافی که خوی طبقاتی طبیعت ثانوی در مزاج روحشان شده است و ستمگری و استثمار دیگران را حق ارثی و طبیعی خود می پندارند، با تمام قوایی که در دست دارند، مستبد را پرورش می دهند...اینها شاخه ها و فروع استبدادند _ گر چه از جهت دیگر ریشه های محکم استبدادند_ تا آنجا با افکار و آرای توده های مردم همراه و همکارند که منافع و نفوذ خود را نگه دارند، آنگاه که خطری برای زندگی اشرافی و چپاول گری خود احساس نمودند، صلاح دیگران و آیندگان کشور و شرافت و عزت را زیر پا می گذارند...
7. از اسباب و قوای بقای استبداد، به دست گرفتن و غصب نمودن سر رشته اموال عمومی و نیروی سپاهی است؛ به وسیله انتخاب فرماندهان از مردمان پست بی شرافت و طرفدار منافع بیگانگان، قوای سپاه و اموال را برای زبونی ملت و غارت مردم مصرف می نمایند و سران ایلات و عشایر را برای سرکوبی ملت مجهز می سازند.
@babaee_ehsan
🔴یادداشت
🔷 نماینده دولت یا نماینده مردم!
✅ وزیر بهداشت حرفهای نابجایی زد که در فضای مجازی منتشر شد. هر چند با عذرخواهی ظاهر ماجرا ختم شد اما در همان حرف های نابجا، نکته ای و پرسشی هم بود که از کنار آن به سادگی نباید عبور کرد. آنجا که وزیر به فرماندار گفت:«تو نماینده دولتی نه مردم»!!
✅ از زندگی روزمره، از رفتار مسوولین در دوره های مختلف،امروز و دیروز، از رفتار صدا و سیما، از محتوای تریبون های رسمی، از عملکرد دستگاه ها، از میزان پاسخگویی ها و نقد پذیری ها، می شود فهمید این دوگانه نماینده دولت و نماینده مردم، فقط مشکل برداشت و ذهنیت وزیر بهداشت نیست. مشکل امروز هم نیست. این دو گانه در ذهن خیلی از افراد وجود دارد، این فکر که می شود کسی نماینده دولت باشد، اما نماینده مردم نباشد!
✅ همین دوگانگی ریشه خیلی از مشکلات را نشان می دهد. در فاصله دولت و مردم است که مشکلات دولت از مشکلات مردم متفاوت می شود. مشکلات مردم شنیده نمی شود، به مشکلات مردم بی اعتنایی می شود. دولت هم که می گوییم، البته مقصود فقط قوه مجریه نیست.
✅ نماینده دولت که خود را نماینده مردم نداند، پاسخگو نیست. ریاستش، امانت نیست. هیچوقت بدهکار نیست.
✅ فاصله دولت و مردم را باید کم کرد،قبل از «عمل» در «نظر» باید این فاصله را کم کرد.
@babaee_ehsan
🔷 نماینده دولت یا نماینده مردم!
✅ وزیر بهداشت حرفهای نابجایی زد که در فضای مجازی منتشر شد. هر چند با عذرخواهی ظاهر ماجرا ختم شد اما در همان حرف های نابجا، نکته ای و پرسشی هم بود که از کنار آن به سادگی نباید عبور کرد. آنجا که وزیر به فرماندار گفت:«تو نماینده دولتی نه مردم»!!
✅ از زندگی روزمره، از رفتار مسوولین در دوره های مختلف،امروز و دیروز، از رفتار صدا و سیما، از محتوای تریبون های رسمی، از عملکرد دستگاه ها، از میزان پاسخگویی ها و نقد پذیری ها، می شود فهمید این دوگانه نماینده دولت و نماینده مردم، فقط مشکل برداشت و ذهنیت وزیر بهداشت نیست. مشکل امروز هم نیست. این دو گانه در ذهن خیلی از افراد وجود دارد، این فکر که می شود کسی نماینده دولت باشد، اما نماینده مردم نباشد!
✅ همین دوگانگی ریشه خیلی از مشکلات را نشان می دهد. در فاصله دولت و مردم است که مشکلات دولت از مشکلات مردم متفاوت می شود. مشکلات مردم شنیده نمی شود، به مشکلات مردم بی اعتنایی می شود. دولت هم که می گوییم، البته مقصود فقط قوه مجریه نیست.
✅ نماینده دولت که خود را نماینده مردم نداند، پاسخگو نیست. ریاستش، امانت نیست. هیچوقت بدهکار نیست.
✅ فاصله دولت و مردم را باید کم کرد،قبل از «عمل» در «نظر» باید این فاصله را کم کرد.
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت
🔷 در حاشیه توصیه حجت الاسلام پناهیان برای کنترل مدیران
✅ به نقل از کانال باشگاه خبرنگاران جوان
https://telegram.me/joinchat/BHmI7zvEln-K4GkL9GWoGQ
حجت الاسلام پناهیان در برنامه «جهان آرا» در شبکه افق مطالب دلچسبی مطرح کردند که لوازم اندیشی پیرامون آن راهگشا خواهد بود.
✅ از جمله نکاتی که مطرح شد این بود که«جامعه باید مدیران منتخب خود را کنترل و در آینده آرای خود را اصلاح کند.»
✅ چند سوالی ذیل فرمایش ایشان قابل طرح است که بدون پاسخگویی، جمله ایشان در کلیت خود باقی و بی فایده می ماند.
✅ حتما تعمدی وجود داشته که کنترل را به «مدیران منتخب» مختص دانسته اند.مگر غیر از این است که همه مدیران در جمهوری اسلامی منتخب مردم هستند؟ در اینصورت وصف «منتخب» به چه معناست؟ آیا اصرار بر تفکیک بین مدیران منتخب و غیر منتخب، ایده حاکمیت دو گانه را یادآوری نمی کند؟
✅ و با فرض اینکه وصف غیر«منتخب» مصداق داشته باشد،چرا باید از دائره نظارت و کنترل خارج باشند؟آیا تاثیر گذاری آنها کمتر است؟
✅ آیا همه مردم می توانند دست اندرکار کنترل مسوولان باشند یا فقط برخی از مردم؟
✅ در شرایط فعلی، مشکل اصلی کجاست؟ عدم حضور مردم در عرصه مطالبه نظارت و کنترل است یا نظارت گریزی مدیران یا عدم وجود ساز و کارهای نظارتی؟
✅ آیا در شرایط فعلی، ساز و کار نظارت بر مسوولان و کنترل مدیران وجود دارد؟
✅ ایشان به اصلاح آرا اشاره کردند. آیا ساز و کار اعمال نظارت را فقط به انتخابات منحصر می دانند؟
✅ به عنوان مثال چه ساز و کار نظارتی برون قوه ای برای نظارت بر قوه قضاییه پیش بینی شده است؟ [البته شاید ایشان مدیران قوه قضاییه را جزء مدیران منتخب نمی دانند]
✅ شاخص های نظارت و کنترل کدام است؟ یعنی با کدام معیار باید کنترل و نظارت صورت بگیرد؟
@babaee_ehsan
🔷 در حاشیه توصیه حجت الاسلام پناهیان برای کنترل مدیران
✅ به نقل از کانال باشگاه خبرنگاران جوان
https://telegram.me/joinchat/BHmI7zvEln-K4GkL9GWoGQ
حجت الاسلام پناهیان در برنامه «جهان آرا» در شبکه افق مطالب دلچسبی مطرح کردند که لوازم اندیشی پیرامون آن راهگشا خواهد بود.
✅ از جمله نکاتی که مطرح شد این بود که«جامعه باید مدیران منتخب خود را کنترل و در آینده آرای خود را اصلاح کند.»
✅ چند سوالی ذیل فرمایش ایشان قابل طرح است که بدون پاسخگویی، جمله ایشان در کلیت خود باقی و بی فایده می ماند.
✅ حتما تعمدی وجود داشته که کنترل را به «مدیران منتخب» مختص دانسته اند.مگر غیر از این است که همه مدیران در جمهوری اسلامی منتخب مردم هستند؟ در اینصورت وصف «منتخب» به چه معناست؟ آیا اصرار بر تفکیک بین مدیران منتخب و غیر منتخب، ایده حاکمیت دو گانه را یادآوری نمی کند؟
✅ و با فرض اینکه وصف غیر«منتخب» مصداق داشته باشد،چرا باید از دائره نظارت و کنترل خارج باشند؟آیا تاثیر گذاری آنها کمتر است؟
✅ آیا همه مردم می توانند دست اندرکار کنترل مسوولان باشند یا فقط برخی از مردم؟
✅ در شرایط فعلی، مشکل اصلی کجاست؟ عدم حضور مردم در عرصه مطالبه نظارت و کنترل است یا نظارت گریزی مدیران یا عدم وجود ساز و کارهای نظارتی؟
✅ آیا در شرایط فعلی، ساز و کار نظارت بر مسوولان و کنترل مدیران وجود دارد؟
✅ ایشان به اصلاح آرا اشاره کردند. آیا ساز و کار اعمال نظارت را فقط به انتخابات منحصر می دانند؟
✅ به عنوان مثال چه ساز و کار نظارتی برون قوه ای برای نظارت بر قوه قضاییه پیش بینی شده است؟ [البته شاید ایشان مدیران قوه قضاییه را جزء مدیران منتخب نمی دانند]
✅ شاخص های نظارت و کنترل کدام است؟ یعنی با کدام معیار باید کنترل و نظارت صورت بگیرد؟
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی (13)
🔴 ب) جریان اصلاحات
🔷 تشتت در مرجع فکری
✅ جزء مهمترین سرفصل ها در شناخت آسیب های جریان اصلاحات، تشتت در منابع و مراجع فکری این جریان است.
✅ این فقط به دلیل احترام نهادن نیست که اصلاح طلبان همزمان سعی دارند تعلق خاطر خود را به شهید مطهری و شهید بهشتی و شریعتی و طالقانی و بازرگان تا مصدق را نشان دهند و در کنار همه اینها هویت خود را با امام گره می زنند. اگر این سرِ دست گرفتن ها به خاطر بزرگداشت نام و یاد اینان بود باید از بلند کردن نام این شخصیتها به عنوان یک حسن و یک فضیلت یاد کرد؛ اما فقط این نیست، غیر از این، تشتت نیز هست، سرگردانی و بلاتکلیفی هم هست.
✅ فاصله ها بین این شخصیتها کم نیست. در طیف اصلاح طلبان، این شخصیت ها فراتر از نمادها، الگوهای فکری و رفتاری هم هستند.
✅ اینجاست که پای مواجهه های از سر «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» باز می شود.
✅ همه این شخصیتها هستند اما هر کدامشان ناقص، هرکدامشان ناتمام.
✅ اینجاست که مواجهه های ابزاری هم امکان وقوع دارد. چهره هایی جذاب برای جذب نسل جدید، برای کسب اعتبار و آبرو، و نه لزوما برای دریافت الگوی فکری. این استکه همه این شخصیتها باید در سطح باقی بمانند.
✅ مواجهه ابزاری، چهره دیگری هم دارد و آن اینکه اصل، چیز دیگری است، از این شخصیتها همانقدر باید استفاده شود که به کار بیایند. به کار دموکراسی خواهی، به کار حفظ وضع موجود، به کار محکوم کردن جریان مقابل، به کار توجیه ضرورت یک تغییر.
✅ مشکل اینجاست این تشتت تا پیشنهاد نسخه های عمل، تا عرصه اقدام و عمل، امتداد پیدا می کند.
✅ و این که این تشتت مبنای تربیت فکری و رفتاری بدنه اجتماعی هم می شود.
✅ توضیح این تشتت بر این مبنا هم قابل قبول نیست که گفته شود «ما دچار شخصیت گرایی نیستیم، در شخصیتها متوقف نمی مانیم، اجتهاد می کنیم، ترکیب می کنیم.» اجتهاد و پرهیز از شخصیتگرایی خوب است، مشروط بر اینکه برای این اجتهاد، اصولی وجود داشته باشد، ضابطه مند باشد.
✅ اگر اینگونه باشد، نوبت به این پرسش مهم می رسد که منبع این اصول و ضابطه ها کجاست ؟!
@babaee_ehsan
🔴 ب) جریان اصلاحات
🔷 تشتت در مرجع فکری
✅ جزء مهمترین سرفصل ها در شناخت آسیب های جریان اصلاحات، تشتت در منابع و مراجع فکری این جریان است.
✅ این فقط به دلیل احترام نهادن نیست که اصلاح طلبان همزمان سعی دارند تعلق خاطر خود را به شهید مطهری و شهید بهشتی و شریعتی و طالقانی و بازرگان تا مصدق را نشان دهند و در کنار همه اینها هویت خود را با امام گره می زنند. اگر این سرِ دست گرفتن ها به خاطر بزرگداشت نام و یاد اینان بود باید از بلند کردن نام این شخصیتها به عنوان یک حسن و یک فضیلت یاد کرد؛ اما فقط این نیست، غیر از این، تشتت نیز هست، سرگردانی و بلاتکلیفی هم هست.
✅ فاصله ها بین این شخصیتها کم نیست. در طیف اصلاح طلبان، این شخصیت ها فراتر از نمادها، الگوهای فکری و رفتاری هم هستند.
✅ اینجاست که پای مواجهه های از سر «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» باز می شود.
✅ همه این شخصیتها هستند اما هر کدامشان ناقص، هرکدامشان ناتمام.
✅ اینجاست که مواجهه های ابزاری هم امکان وقوع دارد. چهره هایی جذاب برای جذب نسل جدید، برای کسب اعتبار و آبرو، و نه لزوما برای دریافت الگوی فکری. این استکه همه این شخصیتها باید در سطح باقی بمانند.
✅ مواجهه ابزاری، چهره دیگری هم دارد و آن اینکه اصل، چیز دیگری است، از این شخصیتها همانقدر باید استفاده شود که به کار بیایند. به کار دموکراسی خواهی، به کار حفظ وضع موجود، به کار محکوم کردن جریان مقابل، به کار توجیه ضرورت یک تغییر.
✅ مشکل اینجاست این تشتت تا پیشنهاد نسخه های عمل، تا عرصه اقدام و عمل، امتداد پیدا می کند.
✅ و این که این تشتت مبنای تربیت فکری و رفتاری بدنه اجتماعی هم می شود.
✅ توضیح این تشتت بر این مبنا هم قابل قبول نیست که گفته شود «ما دچار شخصیت گرایی نیستیم، در شخصیتها متوقف نمی مانیم، اجتهاد می کنیم، ترکیب می کنیم.» اجتهاد و پرهیز از شخصیتگرایی خوب است، مشروط بر اینکه برای این اجتهاد، اصولی وجود داشته باشد، ضابطه مند باشد.
✅ اگر اینگونه باشد، نوبت به این پرسش مهم می رسد که منبع این اصول و ضابطه ها کجاست ؟!
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت
🔷 ته مانده مبارزه با فساد
✅ زمانی مطالبه مبارزه با فساد جدّی بود. جدّی هم اگر نبود، لااقل حرفش بود. سر و صدای مبارزه با فساد، زیاد بود.
✅ زمان که گذشت، پرونده ها زیاد شد،محاکمه هایی هم انجام شد، بعضی با تاخیر، بعضی با عجله، بعضی هم تا الان بی نتیجه.
✅ همین قدر محاکمه هم، واقعا از جنس مبارزه نیست. مبارزه با فساد باید در گلوگاه ها اتفاق می افتاد. محاکمه، مربوط به بعد از فساد است، وقتی کار از کار گذشته، پایان خط.
✅ وقتی گلوگاه های فساد بسته نشد،همیشه این احتمال گزنده هست که نکند یک بابک زنجانی دیگر، یک امیر منصور آریای دیگر هم باشد که گرفتار نشده است.
✅ از سالها قبل سر و صدای مبارزه با فساد دیگر بلند نیست. «سالها قبل» یعنی از همان زمان که تحریم ها شدت گرفت. کمرنگ کردن مطالبه مبارزه با فساد کاملا آگاهانه بوده است. شاید چاره ای نبود!
✅ از کنار تعبیر «دور زدن تحریم ها» نباید با سادگی عبور کرد. اگر بدانیم بابک زنجانی و «امثال» بابک زنجانی در کار دور زدن تحریم ها بودند، «بخشی» از چرایی کمرنگ شدن مطالبه مبارزه با فساد روشن می شود.
✅ ظاهرا نمی شود هم از فساد نالید و هم از برجام. بی دلیل نیست از همه ماجرای فساد، این روزها، فقط حقوق های نجومی مانده است!
@babaee_ehsan
🔷 ته مانده مبارزه با فساد
✅ زمانی مطالبه مبارزه با فساد جدّی بود. جدّی هم اگر نبود، لااقل حرفش بود. سر و صدای مبارزه با فساد، زیاد بود.
✅ زمان که گذشت، پرونده ها زیاد شد،محاکمه هایی هم انجام شد، بعضی با تاخیر، بعضی با عجله، بعضی هم تا الان بی نتیجه.
✅ همین قدر محاکمه هم، واقعا از جنس مبارزه نیست. مبارزه با فساد باید در گلوگاه ها اتفاق می افتاد. محاکمه، مربوط به بعد از فساد است، وقتی کار از کار گذشته، پایان خط.
✅ وقتی گلوگاه های فساد بسته نشد،همیشه این احتمال گزنده هست که نکند یک بابک زنجانی دیگر، یک امیر منصور آریای دیگر هم باشد که گرفتار نشده است.
✅ از سالها قبل سر و صدای مبارزه با فساد دیگر بلند نیست. «سالها قبل» یعنی از همان زمان که تحریم ها شدت گرفت. کمرنگ کردن مطالبه مبارزه با فساد کاملا آگاهانه بوده است. شاید چاره ای نبود!
✅ از کنار تعبیر «دور زدن تحریم ها» نباید با سادگی عبور کرد. اگر بدانیم بابک زنجانی و «امثال» بابک زنجانی در کار دور زدن تحریم ها بودند، «بخشی» از چرایی کمرنگ شدن مطالبه مبارزه با فساد روشن می شود.
✅ ظاهرا نمی شود هم از فساد نالید و هم از برجام. بی دلیل نیست از همه ماجرای فساد، این روزها، فقط حقوق های نجومی مانده است!
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت
✅ اتاق های شیشه ای
✅ هر چه به انتخابات،نزدیک می شویم، حرف های خوب بیشتر میخوانیم و میشنویم. شاید طبیعت انتخابات است. چرخش قدرت هم البته بی تاثیر نیست.
✅ آقای دکتر علیرضا زاکانی در سخنرانی اخیر خود مطرح کردند:
« ما هنوز به آن آزادی شعار “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” نرسیده ایم. بالاترین آزادی، آزادی حق نظارت مردم بر مسوولان است.»
و اینکه «باید جعبه سیاه تصمیم گیری های اجرایی کشور به اتاق شیشه ای تبدیل شود.»
✅ اتفاق های خوبی رقم خواهد خورد اگر این دغدغه ها به سر انجام برسد.
✅ اگر اتاق های شیشه ای باشد،یعنی اگر شفافیت باشد، دیگر نیاز نیست فردی مثل یاشار سلطانی به خاطر شفاف سازی در مورد تخفیف های نجومی دربند شود.
✅ اگر در سالهای قبل،جعبه های سیاه تصمیم گیری برچیده می شد، عده ای نامرد برای خود حقوق های نجومی تصویب نمی کردند.
✅ اگر دغدغه آقای زاکانی محقق شود، دیگر پشت درهای بسته، تفاهم نامه دو جانبه برای اختصاص بودجه های عمومی به یک نشریه و موسسه خاص به امضا نمی رسد! این پنجره بی تبعیض به روی همه باز خواهد شد.
@babaee_ehsan
✅ اتاق های شیشه ای
✅ هر چه به انتخابات،نزدیک می شویم، حرف های خوب بیشتر میخوانیم و میشنویم. شاید طبیعت انتخابات است. چرخش قدرت هم البته بی تاثیر نیست.
✅ آقای دکتر علیرضا زاکانی در سخنرانی اخیر خود مطرح کردند:
« ما هنوز به آن آزادی شعار “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” نرسیده ایم. بالاترین آزادی، آزادی حق نظارت مردم بر مسوولان است.»
و اینکه «باید جعبه سیاه تصمیم گیری های اجرایی کشور به اتاق شیشه ای تبدیل شود.»
✅ اتفاق های خوبی رقم خواهد خورد اگر این دغدغه ها به سر انجام برسد.
✅ اگر اتاق های شیشه ای باشد،یعنی اگر شفافیت باشد، دیگر نیاز نیست فردی مثل یاشار سلطانی به خاطر شفاف سازی در مورد تخفیف های نجومی دربند شود.
✅ اگر در سالهای قبل،جعبه های سیاه تصمیم گیری برچیده می شد، عده ای نامرد برای خود حقوق های نجومی تصویب نمی کردند.
✅ اگر دغدغه آقای زاکانی محقق شود، دیگر پشت درهای بسته، تفاهم نامه دو جانبه برای اختصاص بودجه های عمومی به یک نشریه و موسسه خاص به امضا نمی رسد! این پنجره بی تبعیض به روی همه باز خواهد شد.
@babaee_ehsan
🔷 توصیه امام به صدا و سیما
✳️سید علی اکبر محتشمی پور:
✅ «امام همیشه سعی می کردند که در جریان اخبار به طور مستقیم قرار بگیرند»،
✅ «در سال ۱۳۵۹ یک روز مرحوم حاج احمد آقا با من تماس گرفتند که امام با شما کار دارد و فورا بیایید. من سوار ماشین شده و به طرف محل اقامت امام حرکت کردم که در راه شنیدم در اولین خبر ساعت ۱۰ صبح رادیو اعلام شد سید علی اکبر محتشمی به عنوان نماینده امام و مدیر رادیو منصوب شد.»
✅ «آن موقع رییس رادیو و تلوزیون از سوی بنی صدر منصوب شده بود و امام تاکید کرده بودند که در برنامهها توهینی به مسئولان کشورها نشود اما گویا خود ایشان مطلبی را در توهین به ضیاءالحق رییس جمهور وقت پاکستان شنیده بودند که چون قبلا تذکر داده بودند، مدیر جدیدی که بنده بودم را تعیین کردند.»
✅ «حضرت امام همان روز که من خدمتشان رسیدم یک سری توصیههایی به من فرمودند، از جمله این که رادیو باید واقعا صدای جمهوری اسلامی باشد، نباید از آن دروغ و تهمت و اهانت شنیده شود و برنامهها هم باید در چارچوب اسلام باشد و کار حرامی صورت نگیرد.»
🔶 (شفقنا)
@babaee_ehsan
✳️سید علی اکبر محتشمی پور:
✅ «امام همیشه سعی می کردند که در جریان اخبار به طور مستقیم قرار بگیرند»،
✅ «در سال ۱۳۵۹ یک روز مرحوم حاج احمد آقا با من تماس گرفتند که امام با شما کار دارد و فورا بیایید. من سوار ماشین شده و به طرف محل اقامت امام حرکت کردم که در راه شنیدم در اولین خبر ساعت ۱۰ صبح رادیو اعلام شد سید علی اکبر محتشمی به عنوان نماینده امام و مدیر رادیو منصوب شد.»
✅ «آن موقع رییس رادیو و تلوزیون از سوی بنی صدر منصوب شده بود و امام تاکید کرده بودند که در برنامهها توهینی به مسئولان کشورها نشود اما گویا خود ایشان مطلبی را در توهین به ضیاءالحق رییس جمهور وقت پاکستان شنیده بودند که چون قبلا تذکر داده بودند، مدیر جدیدی که بنده بودم را تعیین کردند.»
✅ «حضرت امام همان روز که من خدمتشان رسیدم یک سری توصیههایی به من فرمودند، از جمله این که رادیو باید واقعا صدای جمهوری اسلامی باشد، نباید از آن دروغ و تهمت و اهانت شنیده شود و برنامهها هم باید در چارچوب اسلام باشد و کار حرامی صورت نگیرد.»
🔶 (شفقنا)
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(14)
🔴 ب) جریان اصلاحات
🔷 رویکردهای واگرایانه
✅ به دنبال تشتت در منابع و مراجع فکری، طبیعی است که طیف هواداران جریان جریان اصلاحات نیز گسترده تر باشد. این نکته اگر چه از قابلیت های این جریان برای جذب افراد با سلیقه های مختلف حکایت می کند،اما به ویژه مستند به تجربه ادوار گذشته، همین تشتت در منابع و مراجع فکری، توان انسجام بخشی و همگرایی را از رهبران این جریان سلب کرده است.
✅ بعضی از حرکت های افراطی در تاریخ جریان اصلاحات، ریشه در همین تشتت فکری دارد با این توضیح که بعضی منابع فکری جریان اصلاحات، آبستن برخی رویکردهای غیر تعاملی است که در عمل بروز و نمود پیدا می کند.
✅ در عرصه مدیریت نیز به ویژه در عرصه های فرهنگی و سیاسی، جناح اصلاحات، در ایجاد همگرایی واقعی، چندان کارآمد نبوده است و گاه به واگرایی ها نیز دامن زده است.
✅ تعدد و تشتت منابع فکری اگر فایده جذب آراء و سلیقه های متعدد را به دنبال دارد، چالش دشواری پاسخگویی به توقعات متنوع و متعارض را نیز به دنبال دارد که برآورده ساختن همه آنها غیر مقدور است و چه بسا اصرار بر پیگیری آنها به واگرایی بیشتر در جامعه می انجامد و حتی تاکید بر پاسخگویی به این توقعات چه بسا به اقدامات ساختار شکنانه نیز منجر خواهد شد.
✅ نیاز به آراء متشتت، جریان اصلاحات را در معرض عوامگرایی سیاسی نیز قرار می دهد. عدم پایه های فکری مستحکم و به دنبال آن، تبعیت از موج خواسته های زودگذر و گوناگون، موجب شده است در مجموع در جریان اصلاحات، بیشتر شاهد چرخش های فکری و سیاسی باشیم.
✅ انسجام ظاهری در برخی مقاطع بیش از آنکه واقعی باشد،ناشی از ترس تفوق رقیب است یا اقتضائات دوری از قدرت.
@babaee_ehsan
🔴 ب) جریان اصلاحات
🔷 رویکردهای واگرایانه
✅ به دنبال تشتت در منابع و مراجع فکری، طبیعی است که طیف هواداران جریان جریان اصلاحات نیز گسترده تر باشد. این نکته اگر چه از قابلیت های این جریان برای جذب افراد با سلیقه های مختلف حکایت می کند،اما به ویژه مستند به تجربه ادوار گذشته، همین تشتت در منابع و مراجع فکری، توان انسجام بخشی و همگرایی را از رهبران این جریان سلب کرده است.
✅ بعضی از حرکت های افراطی در تاریخ جریان اصلاحات، ریشه در همین تشتت فکری دارد با این توضیح که بعضی منابع فکری جریان اصلاحات، آبستن برخی رویکردهای غیر تعاملی است که در عمل بروز و نمود پیدا می کند.
✅ در عرصه مدیریت نیز به ویژه در عرصه های فرهنگی و سیاسی، جناح اصلاحات، در ایجاد همگرایی واقعی، چندان کارآمد نبوده است و گاه به واگرایی ها نیز دامن زده است.
✅ تعدد و تشتت منابع فکری اگر فایده جذب آراء و سلیقه های متعدد را به دنبال دارد، چالش دشواری پاسخگویی به توقعات متنوع و متعارض را نیز به دنبال دارد که برآورده ساختن همه آنها غیر مقدور است و چه بسا اصرار بر پیگیری آنها به واگرایی بیشتر در جامعه می انجامد و حتی تاکید بر پاسخگویی به این توقعات چه بسا به اقدامات ساختار شکنانه نیز منجر خواهد شد.
✅ نیاز به آراء متشتت، جریان اصلاحات را در معرض عوامگرایی سیاسی نیز قرار می دهد. عدم پایه های فکری مستحکم و به دنبال آن، تبعیت از موج خواسته های زودگذر و گوناگون، موجب شده است در مجموع در جریان اصلاحات، بیشتر شاهد چرخش های فکری و سیاسی باشیم.
✅ انسجام ظاهری در برخی مقاطع بیش از آنکه واقعی باشد،ناشی از ترس تفوق رقیب است یا اقتضائات دوری از قدرت.
@babaee_ehsan
گاهی نباید سلام کرد!
مثل وقتی که زن همسایه، جعبه میوه های گندیده را زیر و رو می کند!
عید نزدیک است!
@babaee_ehsan
مثل وقتی که زن همسایه، جعبه میوه های گندیده را زیر و رو می کند!
عید نزدیک است!
@babaee_ehsan