مسطر، انقلاب و جامعه
271 subscribers
291 photos
90 videos
3 files
349 links
تماس با ادمین:
@mastar1357
Download Telegram
🔴 از نگاه شهید بهشتی

🔷 آیا زنان می توانند رئیس جمهور شوند؟

در این که خانم ها می توانند رئیس جمهوری باشند یا خیر در میان فقها، چه در میان مراجع و چه در میان فقیهان مجلس خبرگان، نظر یکسانی وجود نداشت... قانون اساسی ناچار بود مطابق با رأی اکثریت دو سوم کل نمایندگان ... تنظیم شود تا پشتوانه اسلامی و اعتقادی و دینی آن محکم باشد و چون رأی نیاورد، متن به صورتی تنظیم شد که ان شاء الله در آینده اگر این بینشی که می تواند گسترده تر شود حمایت دو سوم مردم را به دست آورد، آنوقت راه برای این منظور هموار شود.

دقت بفرمایید خواهران! شما می دانید که عملا و برای مدت طولانی، جامعه ما وقتی می خواهد رأی بدهد و انتخاب بکند، به آن مرحله ای که خواهری برای تصدی این گونه سمت ها فرصت و رأی کافی را به دست بیاورد نمی رسد. این مسأله ای است که از نظر زمان با آن روبرو خواهیم بود.

این بود که اصل به این صورت تنظیم شد. ابتدا اصل را طوری تنظیم کرده بودند که صریحاً می خواست بگوید از نظر اسلامی بانوان نمی توانند رئیس جمهور شوند که این رأی نیاورد، چون آراء مخالف حتی از فقهای حاضر در جلسه زیاد بود. بنابر این به این صورت در آمد که قانون اساسی به بن بست کشیده نشود، ولی معلوم باشد که این مسأله در روند زمان همچنان باید مورد توجه قرار بگیرد....

سنت، بیانگر قرآن است. سنت، باطل کننده قرآن نیست؛ ولی بیانگر قرآن است. در قرآن کریم آیه ای که با صراحت امکان ریاست جمهوری یک زن را نفی کند وجود نداریم. به همین دلیل برخی صاحبنظران فقیه در مجلس هم این مطلب را نمی پذیرفتند. چند روایت داریم که مفاد آنها فرمانروایی و زمامداری را از زن سلب می کند. منتها این روایات ضد قرآن نیست...در قرآن این مسأله نه نفی و نه اثبات می شود... وقتی درباره مسأله ای در قرآن با صراحت بحثی نمی شود، آنوقت نوبت به روشنگری سنت می رسد.

دقت بفرمایید!... مسلماً و نه منحصراً، مرد می تواند این سمت را بپذیرد. برای پذیرش او نه در کتاب منعی هست و نه در سنت... قدر مسلم این است که مرد می تواند این کار را بکند.

آیا زن مسلمان هم می تواند رئیس جمهوری باشد یا خیر؟ چرا این سوال وجود دارد؟ به دلیل این روایات. قرآن نفی کننده آن نیست... راجع به زن، چون بعضی از روایات هست، یک سؤال و یک ابهام به وجود می آیدکه باید آن را فقیهانه روشن کرد نه با احساسات، که ان شاء الله در آینده برای شورای فقها مسأله حل می شود.

برای خود من دلایلی که در روایات آورده می شود که زن نمی تواند زمامدار و رئیس جمهوری باشد باشد، کافی نیست و هیچ وقت هم کافی نبوده است. از ابتدا که در این مسأله به صورت بررسی اجتهادی تحقیق کردم، دلایل برایم غیر کافی بوده است. ولی تا این نظر به صورت گسترده مورد قبول تحقیقی دو سوم آراء ملت و فقهای ملت در نیاید و مورد قبول قرار نگیرد، برای آن شتابزدگی نکنید.

عرض من این است که قانون اساسی فعلی آن قدرِ مسلّم را گفته است، یعنی رجال مذهبی می توانند زمامدار باشند و فعلا راجع به زنان مسأله را مسکوت گذاشته تا وقتی که زمینه فقاهتی گسترده آن به صورت روشن آماده شود. در آن موقع می توان این را مطرح کرد و به تصویب رساند و به آن مرحله رسید.

🔶 (از سخنرانی شهید بهشتی در حسینیه ارشاد،9/9/1358، منتشر شده در کتاب مبانی نظری قانون اساسی،انتشارات بقعه،ص33 تا 35)
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(7)

🔴جریان اصولگرا

🔷 اکتفا به اجمال آرمانها

اولین بار در جمع های دانشجویی، تعبیر «خلأ تئوریک» به گوشم خورد، با این زمینه که برخی، بی عملی خود را پشت این تعبیر پنهان می کنند.

دو نکته دیگر هم در حاشیه این تعبیر، مطرح می شد که هر دو نیز درست بود. یک،اینکه در همه امور، خلأ تئوریک نداریم، گاهی با بایدهایی از جنس بدیهیات مواجه هستیم که در آن موارد، جستجوی علم، بهانه است،باید اهل عمل باشیم.

و نکته دیگر هم اینکه علم از عمل جدا نیست. تئوریهایی که در غیاب واقعیتهای ملموس پرداخته می شود، عملی نیست و دردی از دردهای واقعی درمان نمی کند.

این هر سه درست بود: عمل گریزی و عافیت طلبی برخی، بدیهی بودن ضرورت اقدام در بعضی موارد و نقش عمل در زایش علم؛

اما این همه ماجرا نیست و نبود و خلأ تئوریک همچنان واقعیت دارد.

تا اینجای ماجرا چندان ارتباطی با آسیب های جریان اصولگرایی ندارد، اشکال از آنجاست که خلأ تئوریک به رسمیت شناخته نمی شود، اشکال از توهم استغنا از آگاهی است.

این جزء ویژگیهای جریان اصولگرایی است که بیشتر به تکرار شعارها و یادآوری آرمانها بسنده می کند و کمتر از ابزارها و روشها یاد می کند. کمتر ابزارها و روشها را نقد می کند.

اگر در زمان مبارزه انقلاب یا دهه اول، شعارهای انقلاب برجسته بود و نفس بیان ایده ها و آرمان ها و تکرار شعارها موضوعیت داشت و بیش از تثبیت آن شعارها توقعی نبود اما امروز اگر نیروی انقلابی نتواند از «اجمال» شعارها فراتر رود و با تبیین روشها و ابزارهای دسترسی به آرمانها به «تفصیل» نرسد، آنچه آسیب می بیند همان شعارها و ایده ها و آرمان هاست.

نمونه این ادعا را در مواجهه این جریان با مطالبه مقام معظم رهبری برای مبارزه با فقر و فساد و تبعیض می توان دید. به تبع ِتریبون داران این جریان، بدنه اجتماعی نیروهای انقلابی به ویژه در بین اصولگرایان، هنوز از اجمال به تفصیل نرسیده اند.

جریان اصولگرایی از فرصت های تاریخی که برای حرکت از اجمال به تفصیل آرمانها به دست آورده بود،استفاده نکرده است. هشت سال دولتی که به نام عدالت بر سر کار بود؛ اما آیا 8 سطر به دانسته ها در فهم تفصیلی عدالت افزوده شده است؟!

به زودی لایحه اصلاح قانون کار در مجلس مورد بررسی قرار می گیرد. قانونی که قطعا در نظام اقتصادی ما موثر خواهد بود، اما هیچ نشانی از حساسیت نسبت به این موضوع در بین احزاب،تریبونهای اصولگرایی و بدنه اجتماعی اصولگرایان نمی بینیم و بعد شعار عدالت سر می دهیم و فاصله شمال و جنوب تهران را دستمایه نظم و نثر می کنیم.


ما خلأ تئوریک داریم و این خلأ تئوریک را باید در متن عمل برطرف کرد، متن عمل یعنی آن زمان که سیاستهای اصل 44تصویب می شد، یعنی الان که اصلاح قانون کار در جریان است.

تولید نظم و نثر عدالتخواهانه مشکل ندارد، مشروط بر اینکه این نظم و نثرسرایی، سقف حضور ما در عرصه عدالتخواهی و پیگیری آرمانها نباشد.
@babaee_ehsan
ما نبايد در اداى وظايف منتظر نتيجه قطعيه باشيم. اگر در محضر مقدس حق تعالى عامل به وظيفه معرفى شويم، همين «نتيجه» است.
(صحیفه امام،ج2،ص224)
@babaee_ehsan
🔴 با لباس تازه مسجد می روم!

🔷 [1347_امام خمینی در پاسخ به نامه آیت‌الله شهيد سعيدى]

از اوضاع شكايت نموده بوديد. آنچه مسلّم است هر روز رو به وخامت است و با وضع خودمان اميدى نيست مگر به توجه غيبى، انشاء الله تعالى. لكن ما نبايد در اداى وظايف منتظر نتيجه قطعيه باشيم. اگر در محضر مقدس حق تعالى عامل به وظيفه معرفى شويم، همين «نتيجه» است. از خداوند تعالى توفيق عمل به وظيفه را براى كافّه مسلمين و خصوص اهل علم خواستار است.

مرقوم شده بود: «مى‏ خواستم از مسجد اعراض كنم»؛ موجب تعجب است! انسان در پُستى كه مشغول خدمت است، بايد با هر ناملايمى پايدار باشد.

در نظر دارم كه به يكى از آقايان ائمه [جماعات] در زمان فشار براى تغيير لباس- گفتم: اگر شما را اجبار به تغيير لباس كنند، چه مى‏ كنيد؟ گفتند: «در منزل مى ‏نشينم و بيرون نمى‏ آيم».

گفتم: اگر من را اجبار كنند و امام جماعت باشم، همان روز با لباس تازه مسجد مى‏ روم. بايد پست ها را نگه داشت و در وقت مقتضى با اعراض دسته‌جمعی طرف را كوبيد.

🔶 (صحیفه امام،ج‏2- ص224-1347/12/29)
@babaee_ehsan
✳️آسیب شناسی دو جریان سیاسی(8)

🔴 جریان صولگرایی

🔷 تریبون داران ناکارآمد (الف)

یکی از مهمترین چالش هایی که اصولگرایان در سطوح مختلف با آن مواجه هستند، مشکل فقدان گروه مرجع کارآمد است.

ناچار هستم برای اینکه منظور از «گروه مرجع ناکارآمد» روشن شود، از برخی تریبون داران در بین اصولگرایان نام ببرم. در بین علما، خطبا و سخنرانانی که در بین اصولگرایان مخاطب دارند، می توان از آیات و حجج اسلام آقایان جنتی، یزدی، سید احمد خاتمی، سید احمد علم الهدی، مصباح یزدی، موحدی کرمانی، صدیقی، پناهیان، آقاتهرانی، حسینیان و تائب نام برد.

همچنین از بین غیر روحانیون، این فهرست را می توان ارائه داد:
آقایان رحیم پور ازغدی، حداد عادل، سعید جلیلی، وحید جلیلی، حسن عباسی، سعید قاسمی، سردار نقدی وحسین شریعتمداری . چه بسا در سطوح بعد می توان از افرادی مانند سعید زیبا کلام، سلیمی نمین و صفار هرندی و علی زاکانی یاد کرد که به دلیل حضور رسانه ای، تاثیر بیشتری دارند یا به تعبیر دیگر مخاطبان سیاسی بیشتری دارند و در قالب های مکتوب یا سخنرانی به تغذیه فکری بدنه اجتماعی اصولگرایان می پردازند.

حتما بین افراد یاد شده، تفاوت هایی وجود دارد و حتما به دست آوردن برایند کلی و مولفه های فکری آنها نیازمند بررسی تفصیلی و روشمند است که ای کاش این بررسی صورت می گرفت.

به دلیل اهمیت بیشتر، تنها به گروه اول خواهم پرداخت، یعنی روحانیونی که جزء تریبون داران جریان اصولگرایی هستند.

اهمیت پرداختن به مولفه های تریبون داران روحانی جریان اصولگرایی از این حیث است که از جایگاه های مهمی در نظام و نیز بدنه اجتماعی جریان اصولگرا برخوردار هستند. شورای نگهبان، نماز های جمعه، جامعه روحانیت و جامعه مدرسین، هیئت های مذهبی ظرفیت بی نظیری را در اختیار این تریبون داران قرار داده است.

قبل از ورود به برخی مشخصه های شخصیت های یاد شده، این تذکر
ضروری است که:
افراد دیگری نیز در ردیف روحانیون اصولگرا قرار دارند که ارتباط مستقیم با بدنه اجتماعی اصولگرایان ندارند مانند مصباحی مقدم، پور محمدی و ... نیز هستند کسانی از بین روحانیون اصولگرا که از حیث فکری نسبت به حلقه اصلی یاد شده کاملا در حاشیه قرار دارند مانند سید مهدی طباطبایی و ... به این تفاوت ها توجه دارم اما در این یادداشت به حلقه اصلی که یاد کرده ام نظر دارم.

هر چند بررسی میزان تکثر فکری بین شخصیت های اصولگرا نیز موضوعی بسیار مهم، مرتبط با سیاست های رسانه ای و جداگانه قابل بررسی است.

ادامه دارد...
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(9)

🔴 جریان اصولگرا

🔷تریبون داران ناکارآمد(ب)

اگر موارد زیر به عنوان برخی مشخصه های گروه مرجع جریان اصولگرایی قابل اثبات باشد، نوسازی و ایجاد تحول در گروه مرجع اصولگرایان اولویتی است که هیچ موضوع دیگری بر آن تقدم ندارد.

بزرگان روحانی اصولگرا دچار ضعف در ارتباط هستند، دائره نفوذ و مخاطبان شان حداکثر محدود به همراهان اصولگراست، بلکه بخشی از اصولگرایان.


نحوه ارتباط گیری آنها حتی با جوانان اصولگرا نیز از جنس منولوگ است، در قالب سخنرانی و از بالا و از فراز منبر. سنت جلسات گفتگو محور آنچنانکه مطهری و بهشتی بسیاری مباحث خود را در این قالب ارائه می کردند، متاسفانه به تاریخ پیوسته است.

ای کاش می شد که مراکزی به تحلیل خطبه های نماز جمعه کلانشهرها می پرداختند و آنها را تحلیل می کردند که چه نسبتی با سوالات و دغدغه های جوانان انقلابی اصولگرا دارد؟ [صرفنظر از دیگر جوانان] صریح تر اگر بخواهم بنویسم می گویم ما با «اسراف در تریبون ها» مواجه هستیم. تریبون های مهمی که متناسب با ظرفیت شان مورد استفاده قرار نمی گیرند.

بزرگوارانی که پشت تریبون های مهم قرار دارند، غالبا «تحلیل» ارائه نمی دهند، تنها به «موضع گیری» می پردازند.

متاسفانه مقام معظم رهبری از امتیازی که امام از آن برخوردار بود، بی بهره است، امام مثل شهید مطهری، شهید بهشتی، مقام معظم رهبری و مرحوم هاشمی را داشت که به تکرار مواضع امام بسنده نمی کردند، ایده های امام و انقلاب را با زبان تحلیل حلاجی می کردند و به مردم منتقل می ساختند و حق تریبون را ادا می کردند.

غالب تریبون داران روحانی اصولگرا، هیچگاه در سمت های اجرایی حضور نداشته اند، به همین دلیل، ارزیابی ها و نگاه هایشان به مسائل اقتصادی و سیاسی با واقعیتها فاصله دارد. چه بسا بتوان از همین عامل به عنوان یکی از موانع برقراری ارتباط با قشرهای مختلف مردم یاد کرد.

علی رغم اینکه بیشتر دغدغه های خود را صرف مسائل فرهنگی می کنند، نگاهی همه جانبه و ریشه ای حتی به مسائل فرهنگی ندارند. در مورد مسائل فرهنگی نیز تنها به موضع گیری می پردازند. نه توصیفی از وضعیتی که در آن به سر می بریم و نه پاسخی به آنچه باید انجام دهیم در اظهار نظرها نیست. اظهارنظرهای فرهنگی آنها هم از جنس ابراز نگرانی و یادآوری خط قرمزهاست. راهنما و راهگشا نیستند.

تریبون داران روحانی اصولگرا دچار یک تناقض بزرگ هستند و آن اینکه علی رغم اینکه جریان اصولگرایی را جریان اصیل و اصلی انقلاب می دانند، اما از اینکه بتوانند چتر فراگیر انقلاب را در جامعه بگسترانند ناتوانند و عملا جریان وسیع انقلاب را به تناسب محدودیت های خود، کوچک می کنند و در واقع محدودیت های خود را به انقلاب تحمیل می کنند.

در آسیب شناسی ها عمدتا نگاه ها را به افراد معطوف می کنند، عمدتا در نقد ساختاری نظام، روندها و رویکردهای کلان و قوانین حوزه های فرهنگی و اقتصادی و ... حضور ندارند.

ای کاش برمی گشتیم به زمانی که تقسیم کار نامبارک صورت نمی گرفت و همان ها که در «اعلام مواضع» در قبال مسایل و حوادث پیشرو هستند، در «تحلیل» و «تبیین» نیز پیشگام و قابل اتکا بودند.

حتما شخصیت هایی را که نامبرده ایم را جزء عناصر انقلابی، دلسوز، شجاع و باتقوا می شناسیم، اما باید دانست امروز، انقلاب ما به نیروهایی کارآمدتر نیاز فوری دارد، نیروهایی که بتوانند جوان انقلابی را در شناخت معضلات و راهکارهای برون رفت یاری رساند.


این هم که چرا انقلاب ما نتوانسته در معرفی شخصیتهای روحانی طراز مساله های انقلاب، هم شجاع در موضع گیری، هم توانمند در تبیین و تحلیل به جامعه معرفی کند قابل تامل و بررسی است.
@babaee_ehsan
ما به نام اسلام حرف می زنیم و به نام اسلام عمل می کنیم. اگر ضعف و نقصی در کار ما باشد، زیان آن را فقط خود ما نمی بینیم، بلکه اسلام هم زیان می بیند. (82/1/22)
@babaee_ehsan
🔴بایسته ها

🔷آفت شکل گرایی

غفلت كردن و از راه منحرف شدن، يكى از آفتهايش اين است كه ما ادبيات دينى را غليظ كنيم؛ بدون اين‌كه مابازايى در عمل داشته باشد. اين ما را، هم به رياكارى مى‌كشاند و هم رياكارى را در بين مردم تشويق مى‌كند.

اين‌كه ادبيات دينى تقويت شود، من با آن هيچ مخالفتى ندارم؛ ولى بايد مابازا داشته باشد. بيش از آنچه در رفتارمان اسلامى عمل مى‌كنيم، در زبان و اظهار و تظاهراتمان نخواهيم خود را جلوه دهيم. بيشتر اهميت دادن به فرم تا به محتوا، از آن آفتهاست...

البته اين‌كه گفتم ادبيات دينى را غليظ كردن بدون مابازا، يكى از آفتهاست، اشتباه نشود با كارى كه بعضى‌ها گوشه و كنار دنبالش هستند كه پرچم‌هاى اسلامى و نشانه‌هاى اسلامى را از بين مردم بردارند؛ نخير، بنده اين را نمى‌گويم.

مطلقاً نبايد نشانه‌هاى اسلامى را تضعيف كرد. «و من يعظّم شعائر اللَّه فانّها من تقوى القلوب»؛ اصلاً بناى شعائر بر تظاهر و بر نشان دادن و بر مطرح كردن و جلو چشم نگهداشتن است. شعائر را مطلقاً نبايد تضعيف كرد.

بعضى‌ها به اسم اين‌كه ما اهل ريا نيستيم و نمى‌خواهيم تظاهر كنيم، شعائر اسلامى و علامتهاى اسلامى و سيماى اسلامى و وجهه‌ى اسلامى و رفتار اسلامى و پرچمهاى اسلامى را از زندگىِ خودشان و زندگى مردم جمع مى‌كنند؛ نخير، بنده مطلقاً اين را توصيه نمى‌كنم؛ بلكه بعكس، توصيه مى‌كنم مقيد باشيد اينها را نگه داريد. منتها اگر بناست جانماز آب بكشيم، واقعاً روى آن جانماز نماز هم بخوانيم؛ والاّ انسان جانماز را آب بكشد و رويش نماز نخواند و كنار بيندازد، فايده‌اى ندارد.(84/6/8)
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(10)

🔴 جریان اصولگرایی

🔷 قطع ارتباط با ریشه های هویت انقلابی

جریان اصولگرایی نسبت روشنی با اندیشه های شخصیت های اسلامی صدر انقلاب اسلامی ندارد.

تفاوتها بین همان شخصیتها و نیز بین گذشتگان و شخصیتهای حاضر وجود داشت و دارد وقابل انکار نیست، کم یا زیاد.

در جریان اصولگرایی «غالبا» از کنار تفاوتها بین شخصیتهای اندیشمند اسلامی و انقلابی از سر غفلت یا به عمد با بی اعتنایی عبور می کنند و نشانه هم اینکه تصویری مبهم و مات و کلی از شخصیتهایی مانند شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید مفتح و مرحوم طالقانی ارائه می گردد و تعمد یا غفلتی تعجب آور در نپرداختن به اندیشه سیاسی و اجتماعی در گذشتگان و حاضران و مقایسه بین آنها وجود دارد.
حتی تصویری منطبق، نیز از امام و رهبری انقلاب ارائه نمی شود.

البته بر این نکته باید تاکید شود که این مبهم سازی شخصیتهایی که هویت اسلامی انقلاب اسلامی وامدار اندیشه ها و نیز رفتار عملی آنان است اختصاص به جریان اصولگرا ندارد، جریان سیاسی رقیب نیز همین نوع مواجهه را به نمایش می گذارد.

خطر مهم این مبهم سازی آن است که مسیر بایسته انقلاب اسلامی به واسطه این ابهام و عدم وضوح به راحتی در معرض انحراف و درغلطیدن به دام تحجر یا التقاط می افتد. همین ابهام موجب می شود که برخی با اسلام تحجر به مقابله با اسلام التقاط می روند و برخی نیز با اسلام التقاط به مقابله با اسلام تحجر برمی خیزند.

تصویر مبهم از شخصیتهای اصلی و اصیل انقلاب اسلامی سبب می شود شخصیتهای دیگری که چندان نسبتی با آنان ندارند به راحتی و با اشتراک در عنوان و لباس بر همان جایگاه ها تکیه بزنند.


ابهام یاد شده به شخصیتها منحصر نمی شود، به مساله ها و چالش های فکری نیز سرایت می کند. سهمی از دلایل دچار شدن جریان سیاسی اصولگرا به «توقف» را باید در پرهیز از مواجهه نظری با مساله های عملی دانست. پرداختن به مساله ها همراه مُیان بر ندارد. از مرور بر اندیشه ها و تضارب میان آراء آنها می گذرد. اما جریانهای سیاسی به ویژه اصولگرایان می خواهند با پرهیز از نقد و ارزیابی گذشتگان و حاضران، «همه» شخصیتهای انقلاب را در «ویترین» الگوهای فکری و سیاسی خود حفظ نمایند.

هر چند جریان اصولگرا در پناه همین ابهام ها، ضعف های فکری و عملی خود را می پوشاند و خود را از پرسش درباره مساله ها و چالشها می رهاند، اما همزمان در عمل گرفتار معضلاتی می شود که راه حل آنها را باید در مواجهه مسوولانه با پرسشها جستجو نمود.

امروز، بار عمده ارتباط بدنه جریان اصولگرایی با مجموعه ادبیات اسلامی و انقلابی صدر انقلاب را شخص رهبری معظم انقلاب بر دوش دارد وگرنه به طور کلی و صرفنظر از استثناها و برخی اقدامات خوب، ارتباط با ریشه ها چندان محکم نیست و از این جهت، چگونگی تداوم این ارتباط، زمینه برخی نگرانی هاست.

جریان انقلابی اگر به ریشه های خود متصل نباشد، به راحتی از جا کنده می شوند، به راحتی یا به ناچار، تن به شیوه ها و نسخه هایی می دهد که تنها در ظاهر نسبتی با هویت فکری انقلاب دارند، گاهی چه بسا همان ظاهر هم باقی نمی ماند .
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت

🔷 در نقد نگاهی از جنس اصغر فرهادی

فیلم فروشنده، ساخته اصغر فرهادی، برنده جایزه اسکار شد و بهانه ای شد که طبق معمول صف آرایی جدیدی شکل بگیرد.

بعضی استقبال کردند چرا که این فیلم،به نام و نمایندگی سینمای ایران،جایزه مهم ترین رویداد سینمایی جهان را از آن خود کرد.

بعضی هم آن را رخدادی خوب تلقی نکردند، چرا که سیاه نمایی بود و تصویری تلخ ارائه کرد، و اصلا همین دلیل جایزه بود.

درست است.فیلم های اصغر فرهادی تلخ است،سیاه است، قابل تعمیم نیست، حتما برمی گردد به نگاه او و به روحیات شخصی او.

اتفاقا اصغر فرهادی یک ایرانی تمام عیار است که به خصوص برای آنها که عرصه سیاست و فرهنگ جامعه ما را دنبال می کنند آشناست، سیاه یا سفید، خوب یا بد، همه یا هیچ. اصغر فرهادی و منتقدینش همه در یک فضا تنفس می کنند.

حداقل مواجهه منصفانه با این جایزه این است که این رخداد دیده شود. دیده شود و البته صادقانه نقد شود. لااقل ما مثل اصغر فرهادی نگاه نکنیم. ما واقع بین باشیم،ما واقع بینانه روایت کنیم.

گاهی باید از بالا نگاه کنیم، از بالا که نگاه می کنیم، فرصت ها را هم می توانیم ببینیم.

@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(11)

🔴 جریان اصولگرایی

🔷 نادیده گرفتن تکثر معقول

جریان اصولگرا از ادبیاتی دینی برخوردار است. تلاش می کند رفتارهای خود را به مفاهیم و متون و دیدگاههای شخصیتهای دینی مستند و مستدل نماید.

بر این ویژگی نه تنهااشکالی وارد نیست بلکه آنرا باید جزء ویژگیهای مثبت دانست. بنابراین اگر اشکالی در زمینه ادبیات دینی اصولگرایان وارد می شود به اصل استناد نیست.

مشکل از آنجایی شروع می شود که تریبون داران جریان اصولگرایی غالباً «تکثر معقول» در برداشتهای دینی را نادیده می انگارند و نوعی انحصارگرایی را در معرفی برداشتهای دینی به نمایش می گذارند و اندک اختلاف نظری را با انواع برچسبها می نوازند.
و البته سهمی از این نحوه مواجهه را باید در فرهنگ عمومی جامعه جستجو کرد که در هوای آن تنفس می کنیم.

این در حالی است که اختلاف نظر در برداشتهای دینی جزء طبیعی ترین هاست. اگر درباره نماز و روزه و طهارت اختلاف برداشت داریم چرا وجود تفاوتها درباره چیستی وچگونگی رویکرد دینی درباره مسائل اجتماعی و فرهنگی و سیاسی محل تعجب و تحمل ناکردنی باشد?! که در مقایسه با مسائل نماز و روزه و طهارت، پرسشها بیشتر و راهها پیموده نشده و جنس مساله های آن نیز پر متغیر است.

تکثر معقول از همان جنس است که در فقه شاهد هستیم. طبیعی است که تکثر، مطلوبیت ذاتی ندارد. اما طبیعی است و می توان گفت کارکرد مطلوب دارد.

به رسمیت نشناختن «تکثر معقول»، تبعاتی مهم نیز به دنبال دارد. بدنه اجتماعی و جوانتر جریان اصولگرا، عدم مدارا و تحمل را به عنوان یک مولفه بایسته تربیت دینی تلقی می کند و این ویژگی را امتداد می بخشند.

فضای آزادی اندیشه گرفتار محدودهای غیر معقول می شود، و در بسیاری موارد، امکان بررسی و گفتگو و بازبینی تجدید نظر در مسائل مهم یا غیر ممکن می شود یا هزینه های ناموجه بر افراد تحمیل می کند و به این ترتیب، جامعه اسلامی در مسیر حل مشکلات خود با موانع بی مبنا و خودساخته مواجه می شود.

به رسمیت نشناختن «تکثر معقول»، این نتیجه نامطلوب را نیز به دنبال دارد که دیگران به ویژه جوانترهایی که برخی رویکردها نظری و رفتارهای دینی مورد تایید اصولگرایان را نمی پذیرند، به دلیل عدم حضور و معرفی گزینه های دیگر، مجبور به انتخاب بین دین و شریعت و دیگری بی دینی و بی قیدی نسبت به شریعت می شوند.

از دیگر آثار بی اعتنایی به لوازم «تکثر معقول»، خود سانسوری و نفاق و بی اعتمادی است،،،

فضای عدم پذیرش تکثر، را باید به مثابه یک فرایند دید و نتایج آن را در دراز مدت به تماشا نشست .
@babaee_ehsan
اگر ارزش هاى اسلامى معكوس شود، ارزش درجه اول درجه آخر شمرده شود و درجه آخر درجه اول، معنايش همان اسلامى است كه وارونه شده،پوستينى است كه آن را وارونه پوشيده‏ اند. (مجموعه آثار،ج17،ص263)
@babaee_ehsan
🔴بایسته ها

🔷 اسلام وارونه

خداست كه براى هر اصلى از اصول اسلام ارزش معينى قائل شده است. ولى از نظر جامعه اسلامى، آيا جامعه اسلامى ارزشهاى اسلامى را در آن حدى كه وجود دارد و هست، در آن حدى كه در مقام ثبوت و در مقام شئ فى نفسه هست، مى‏ شناسد؟ ممكن است جامعه آن‏طور نشناسد و گاهى درست معكوس بشناسد؛ يعنى اشيائى كه ارزش درجه اول را دارند، در نظر اجتماع اسلامى ارزش درجه آخر را داشته باشند و آن كه ارزش درجه آخر را دارد، ارزش‏ درجه اول را داشته باشد.

على عليه السلام فرمود: من چنين پيش بينى مى‏كنم كه اسلام در ميان مردم به حالت پوستينى درآيد كه آن را وارونه پوشيده‏اند (وَ لُبِسَ الْاسْلامُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلوباً) ، همان‏طور كه پوستينى را وارونه مى‏پوشند، مردم اسلام را وارونه تلقى كنند، رو را به جاى پشت و پشت را به جاى رو بگيرند. در اين صورت نه تنها چنين پوستينى گرمى ندارد، بلكه چيز مضحك و موحشى هم از آب درمى‏آيد.

اگر ارزشهاى اسلامى معكوس شود، ارزش درجه اول درجه آخر شمرده شود و درجه آخر درجه اول ، معنايش همان اسلامى است كه وارونه شده، پوستينى است كه آن را وارونه پوشيده‏اند.

🔶 (مجموعه آثار،ج17،ص263)

@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(12)

🔴 الف: جریان اصولگرا

🔷 محافظه کاری مزمن

از استثنا ها که عبور کنیم، جریان اصولگرا در زمینه مسائل سیاسی و اجتماعی داخلی محافظه کار است. محافظه کار است به این معنی که اگر هم مدافع وضع موجود در حوزه های مختلف نباشد، تلاش جدی هم برای اصلاح رویه های نادرست ندارد. توان تشکیلاتی خود را پای میدان نمی آورد، بگذریم که گاه برخی از منتسبان، از همین رویه های نادرست ارتزاق هم می کنند.

هیچ تردیدی وجود ندارد که قوانین مربوط به تعیین صلاحیت نامزدهای انتخابات ابهام و اشکال دارد، با وجود این، اصولگرایان هیچگاه اصلاح این قوانین را مطالبه نکردند.

مبارزه با مفاسد اقتصادی، لوازمی ساختاری دارد. رجال سیاسی جریان اصولگرا در فراهم کردن این لوازم که مهمترین آنها شفافیت است، فعال نبوده اند و از آن استقبال نکردند.

اصولگرایانی که در بدنه اجرایی و نیز دستگاه قانونگذاری حضور داشتند به خوبی می دانند دستگاه های عریض و طویلی وجود دارد که گردش مالی فراوانی دارند اما با این حال فعالیت های آنها مشمول نظارت و حتی مشمول «نظاره» عمومی هم نیست.

رجال سیاسی اصولگرا به همه چیز وصله و پینه می زنند. اصولگرایان در حرف، صحبت های رهبری انقلاب را برای قوت بخشیدن به اقتصاد ملی تکرار می کنند، اما برای مبارزه با فرارهای مالیاتی، هزینه ای پرداخت نمی کنند. اگر بدنه اجتماعی اصولگرایی نداند، رجال دولت دیده و مجلس دیده اصولگرایی به خوبی می داند که گاه یک رقم فرار مالیاتی برابری می کند با همه مبلغی که فیش های حقوقی نجومی، برخی را به ناحق برخوردار کرده است.

اصولگرایان به «برخی» رانتخواران می پردازند اما به گونه ای اصولی به پدیده «رانتخواری» نمی پردازند.

مثال زیاد است از مواردی که اصولگرایان از کنار مشکلات مردم، معضلات نظام و مطالبات رهبری خیلی نرم و بی صدا عبور کردند.

رجال سیاسی اصولگرا همیشه در پناه فضای رقابت با جناح رقیب، از پاسخگویی به بدنه اجتماعی خود فرار کردند.

وقتی اصولگرایان محافظه کارند و نقد نمی کنند، در واقع خواسته یا ناخواسته، ضعف ها را تداوم می بخشند، عرصه را برای حضور غرض ورزان خالی می کنند.

🛑 به فاصله چند روز، یادداشت هایی، باز هم پراکنده از برخی اشکالاتی که بر جریان اصلاحات وارد است، تقدیم خواهد شد.

@babaee_ehsan
🔴 معرفی یک کتاب

🔷 فضیلت های فراموش شده

کتاب «فضیلت های فراموش شده» که شرح حال «حاج آخوند ملا عباس تربتی» است و به قلم فرزند آخوند یعنی مرحوم حسینعلی راشد نوشته شده، جزء کتاب هایی است که به نظرم هر طلبه ای باید آن را بخواند، نه فقط بخواند بلکه باید داشته باشد و هر از چند گاه به آن مراجعه کند. اصلا چرا فقط طلبه ها! این یادداشت و معرفی کتاب، دعوت نامه ای است برای همه، برای خواندن این کتاب.

برجسته ترین فایده این کتاب آن است که تلنگری است بر ما که میدان مسابقه را اشتباه نگیریم.

جلال رفیع در دیباچه مفصلی که بر این کتاب نوشته، می نویسد: « ما حاج آخوند ملا عباس تربتی را با همه علو و عظمت، به عنوان «الگوی مطلق و همه جانبه و تمام عیار» معرفی نکرده ایم. بلکه در وجود او و زندگی او، حالات و صفاتی را جستجو می کنیم که در عصر حاضر حکم کیمیا را دارد. وارستگی، آزادی از تعلقات، ساده زیستی، صداقت و بی ریایی، فداکاری و مردمیاری و خدمتگزاری، انزجار از مقام پرستی و زر اندوزی و ریا کاری و شهرت طلبی، تنفر از تکبّر و مرید بازی و دین را دکان کردن و در رأس همه اینها عشق خالصانه به خداوند، برجسته ترین صفات او محسوب می شود. او واجد این صفات بود اما در اوج و در حدی که براستی کم نظیر بوده است.»

حاج آخوند ملا عباس تربتی، متولد 1250 یا 1251شمسی و متوفای 1322 شمسی از مردمی ترین شخصیتهایی است که در همان حال از عابدترین آنان بوده است.

عابدی زاهد بود که زمین را شیار و گندم را درو می کرد.از عملگی و هیزم جمع کردن و بیل زدن پرهیز نداشت. از آبیاری و کشتکاری در مزرعه فارغ می شد و به فقه و اصول و شرح منظومه در مدرسه می پرداخت. مردم به او عشق می ورزیدند و صاحبان قدرت به عظمت و شکوه خدایی و مردمی او معترف بودند.

وقتی حاج آخوند ملا عباس منبر می رفت و موعظه می کرد، اولین کسی که موعظه ها در وجودش اثر می کرد، خود او بود. می گریست و اشک ها بر روی محاسنش جاری می شد.

هر کس مشکلی داشت و به حاج آخوند مراجعه می کرد، حاج آخوند خودش را واقعا به زحمت می انداخت تا آن مشکل را هر طور شده بر طرف کند.

هر چه که می خورد و هر چه می پوشید تماما از محصولات روستا و منطقه زندگیش تهیه شده بود. بی سحری، روزه می گرفت، با نان خالی افطار می کرد و مقاومتی حیرت انگیز داشت. بسیار اتفاق می افتاد که چند شبانه روز پی در پی خواب و خوراک تقریبا از او سلب می شد و یکسره در پی حل مشکلات مردم می رفت. مرحوم راشد فرزند حاج آخوند می گوید: «ممکن است این مطالب حیرت انگیز به نظر برسد اما واقعیتی است که شصت سال دوام داشت.»

حاج آخوند بر سر سفره های ساده و در خانه های فقرا که بود، همه حس می کردند که روحا راحت تر است. با حاکم و متمول شهر همانطور بود که با مرد و زن فقیر بود. به عیادت بیماران می رفت و با اشتیاق به درون دخمه ها و زاغه های آشفته و مخروبه در محلات فقیر نشین پای می نهاد. همه نمازها را در وقت فضیلت به جای می آورد و هیچگاه نماز شب و نوافل را ترک نکرد...

فرمود مرا در صحن مطهر دفن کنید که قدم زیارت کنندگان حرم روی چشمهایم باشد.

مرحوم آیت الله خزعلی درباره این کتاب می نویسد:
«رک و صریح بگویم، خواسته انسان ها این حقایق است. اینها و نه غیر...» و می نویسد: «گمان ندارم به یکی دو بار خواندن اکتفا کنید و دل برگیرید، که اقیانوس است، آب شور دارد و بر عطش می افزاید.»

خواندن «فضیلت های فراموش شده» قابل توصیه است. از آن سنخ کتاب هاست که می تواند یک «اتفاق» باشد.
خداوند بر علوّ درجاتش بیفزاید.

@babaee_ehsan
حکومت حق، حکومت ملکه حریت و عدالت است که اولیای خدا مظاهر کامل این ملکات اند... حال که آن حکومت حق مطلق نیست، تا ممکن است باید دست بندگان شهوات را از عرض، مال و نوامیس مردم کوتاه نمود.
@babaee_ehsan
🔴 برشی از یک کتاب

🔷 عوامل ماندگاری استبداد


✳️ 13اسفند 1289 شمسی سالروز تولد مبارز نستوه آیت الله سید محمود علایی طالقانی است.
از جمله کارهای در خور توجه آیت الله طالقانی، تجدید انتشار کتاب «تنبیه الامة و تنزیه الملة» علامه میرزا محمد حسین نائینی،از مهمترین مکتوبات مقارن با قیام مشروطه است. طالقانی بر این اثر (1334)پی نوشت هایی افزوده است.
آنچه در ادامه خواهد آمد خلاصه ای از بخش خاتمه کتاب نائینی است که طالقانی آن را بازنویسی کرده است.


قوه نگهدار استبداد هفت چیز است:
1. جهل ملت به وظایف و حقوق عمومی: ...دزدان و درندگان اعراض و نوامیس عمومی و راهزنان دین و شرافت در زیر پرده تاریک جهل عمومی، در دل ها هراس ایجاد می کنند و با اشتباه کاری و دین سازی برای مردم، به راهزنی و غارتگری می پردازند.

2. از قوای پاسدار استبداد، شعبه استبداد دینی است، کار این شعبه این است که مطالب و سخنانی از دین یاد گرفته و ظاهر خود را آن طور که جالب عوام ساده باشد می آرایند و مردمی را که از اصول و مبانی دین بی خبرند و به اساس دعوت پیمبران گرام آشنایی ندارند، می فریبند و مطیع خود می سازند و با این روش فریبنده به نام غمخواری دین و نگهداری آیین، ظل الشیطان را بر سر عموم می گسترانند... این دسته چون با عواطف پاک مردم سر و کار دارند و در پشت سنگر محکم دین نشسته اند، خطرشان بیشتر و دفع شان دشوار تر است...

3. نفوذ دادن پرستش شاه است...آنگاه که عنوان پرستش در اجتماع وسیله امتیاز و رسیدن به مقامات گردید، مردمان پست و بت تراشی که در فن تملق و تظاهر به اطاعت و عبودیت ماهر تر از دیگران باشند، بیشتر توانند به مقامات برسند... در چنین اجتماع منحطی چه بسا علم و فضیلت موجب عقب ماندگی و محرومیت است...کار به آنجا می رسد که طرفداران دین هم با توجه و بدون توجه به دستگاه بت تراشی کمک می نمایند...
این بت تراشان میان زمامدار و ملت فاصله ایجاد می کنند و سیاه را سفید و سفید را سیاه می نمایانند ، به طوری که تفاهم میان ملت و زمامدار قطع می شود، اگر مردم از گرسنگی فریاد کشند اینها می گویند جمعیت اخلال گرند، اگر از ظلم بنالند، می نمایند که می خواهند احساسات را بر علیه سلطان و دین تحریک کنند، در نتیجه شیرازه روابط و حسن تفاهم را از هم می پاشند و همه را به سراشیب فنا می کشانند.

4.از قوایی که نگهدار استبداد است اختلافات دینی، سیاسی و طبقاتی است که ایادی استبداد بدین وسیله مردم را از هم جدا و نیروهای ملت و اجتماعی را مصرف یکدیگر می سازد و به این وسیله سلطه قاهرانه خود را نگه می دارد...

5.قوه قهر و ایجاد وحشت و زجر است که از قدیم خودسران خونخوار نسبت به بزرگان و احرار، اعمال می نمودند...

6.از نگاهبانان استبداد فردی، استبداد طبقاتی است: آن دسته از سرمایه داران، ملاکین و اشرافی که خوی طبقاتی طبیعت ثانوی در مزاج روحشان شده است و ستمگری و استثمار دیگران را حق ارثی و طبیعی خود می پندارند، با تمام قوایی که در دست دارند، مستبد را پرورش می دهند...اینها شاخه ها و فروع استبدادند _ گر چه از جهت دیگر ریشه های محکم استبدادند_ تا آنجا با افکار و آرای توده های مردم همراه و همکارند که منافع و نفوذ خود را نگه دارند، آنگاه که خطری برای زندگی اشرافی و چپاول گری خود احساس نمودند، صلاح دیگران و آیندگان کشور و شرافت و عزت را زیر پا می گذارند...

7. از اسباب و قوای بقای استبداد، به دست گرفتن و غصب نمودن سر رشته اموال عمومی و نیروی سپاهی است؛ به وسیله انتخاب فرماندهان از مردمان پست بی شرافت و طرفدار منافع بیگانگان، قوای سپاه و اموال را برای زبونی ملت و غارت مردم مصرف می نمایند و سران ایلات و عشایر را برای سرکوبی ملت مجهز می سازند.

@babaee_ehsan