مسطر، انقلاب و جامعه
271 subscribers
291 photos
90 videos
3 files
349 links
تماس با ادمین:
@mastar1357
Download Telegram
🔸مساله شناسی ولایت فقیه (1)

🔹سه جلسه در جمعی دانشجویی درباره "ولایت فقیه" به گفتگو نشستیم. هدف، تبیین نظریه ولایت فقیه نبود؛ بلکه نکاتی انتخاب شد که به تصویری واقعی تر از این نظریه در عرصه عمل بیانجامد. خلاصه ی برخی از مهمترین عناوین مطرح در این سه جلسه در ادامه خواهد آمد. در چینش این نکات، ترتیب منطقی مورد نظر نبوده است.

🔹اول. اگر ولایت فقیه، صورت عملی به خود گرفت، تنها حاصل ترویج نظریه ولایت فقیه نبوده است. نارضایتی از نظام مبتنی بر سلطنت (در ابعاد مختلف) تا سرنگونی آن پیش رفت. ولایت فقیه به عنوان مدل جایگزین مطرح شد. نتیجه و درس و عبرت مهم، اینکه هر چقدر نظریه ولایت فقیه از قوّت نظری برخوردار باشد، اما اگر عملکرد نظام جمهوری اسلامی به نارضایتی منجر گردد، قوّت علمی نمی تواند کاستی های عملکردی نظام را جبران نماید.

🔹دوم. از کاستی های مهم در مقام تبیین و معرفی ولایت فقیه این است که این نظریه فقهی غالبا با رویکردی کاملا نظری، انتزاعی و در غیاب واقعیت های عملی حاکمیت ولایت فقیه و لوازم  و آثار آن مورد بررسی قرار می گیرد. حاکم بودن ادبیات و نحوه استدلال های حوزوی بر فهرست مسائل مرتبط با موضوع و چگونگی بررسی آنها سایه انداخته است.  این ویژگی موجب شده است که بین پرسش های موجود(حتی در سطح جوانان متعهد به انقلاب و نظام) و تبیین های صورت گرفته فاصله زیادی به وجود آید.

🔹سوم. ولایت فقیه، ولایت فقه است. از ویژگی های دانش فقه، ضابطه مندی آن است. رویکرد فقهی به نظریه ولایت فقیه موجب می شود اعمال ولایت مبتنی بر احکام فقهی، قابل توضیح و قابل پیش بینی و قابل ارزیابی باشد. این همان ویژگی ای است که در نام کتاب آیت الله جوادی آملی با عنوان "ولایت فقیه، ولایت فقه و عدالت" مورد تاکید قرار گرفته است . در مقابل این رویکرد، مواجهه ای شبه عرفانی با ولایت فقیه را نیز شاهد هستیم که نتیجه آن بی نیازی و بلکه نادرستی جستجوی ضوابط اِعمال ولایت است. فرهنگ عمومی و تربیت دینی نیز به این نوع مواجهه نادرست دامن می زند.

🔹چهارم. ولایت فقیه، فقط ولایت فقه نیست، ولایت "فقیه" نیز هست. یعنی شخصیت فقیه، نوع نگاه و جهان بینی و تربیت او، تجربه ها و سوابق و تمایلات و اولویت های او، ضعف ها و قوت های او بر نحوه اعمال ولایت دخالت دارد. این نکته، جدید نیست. شهید مطهری در کتاب ده گفتار در سخنرانی اصل اجتهاد به تاثیر عوامل محیطی و فردی بر  اجتهاد فقیه اشاره کرده است. اِعمال ولایت نیز از این قاعده مستثنا نیست.

🔹پنجم. غالب کتاب هایی که به موضوع ولایت فقیه و حکومت اسلامی پرداخته اند، به این پرسش پاسخ داده اند که "چه کسی باید حاکم باشد؟" و این پرسش مهم که "چگونه باید حکومت کرد؟" مورد غفلت قرار گرفت. بدون اهتمام به پرسش دوم، نسبت ما با ولایت فقیه به شکل گرایی خواهد انجامید.
#ولایت_فقیه
https://t.me/babaee_ehsan/1288

@babaee_ehsan
🔸مساله شناسی ولایت فقیه(2)

🔹ششم. ولایت فقیه یک حکم فقهی و جزء تشریعات الهی  است اما اِعمال ولایت، در بسیاری از موارد از جنس تدبیر بشری است. و نیز هر چند ولایت فقیه حکمی فقهی و از تشریعات الهی است اما بسیاری از آنچه در ساماندهی به نظام جمهوری اسلامی پیش بینی شده است جزء طراحی های بشری محسوب می شود. تفکیک تشریع الهی از تدبیر بشری، مجالی وسیع برای نقد و بررسی کارشناسانه فراهم می کند.

🔹هفتم. در یک رویکرد مهم در موضوع ولایت فقیه،  نقش مردم در شکل گیری حکومت اسلامی، تامین قدرت است و مشروعیت نظام اسلامی وابسته به مردم نیست. آثاری که بر اساس این رویکرد نوشته شده است به نقش مردم در مرحله شکل گیری نظام اسلامی پرداخته اند و نقش مردم بعد از شکل گیری نظام اسلامی را تبیین نمی کنند. و نیز به این پرسش پاسخ نمی دهند که اگر قدرت، به طریق دیگری تضمین شد، آیا باز هم می توان نقش مردم در ساخت نظام اسلامی را تبیین کرد یا خیر؟

🔹هشتم. غالب آثاری که در زمینه ولایت فقیه و حکومت اسلامی نوشته شده است، به شرایط لازم برای حاکم پرداخته اند در حالی که می توان و بلکه باید بین حاکم اسلامی و حکومت اسلامی تفاوت قائل شد. و چه بسا شرایط مشروعیت حاکم اسلامی، غیر از شرایط مشروعیت حکومت اسلامی است. تقلیل حکومت اسلامی به حاکم اسلامی نیز یکی از لغزشگاه ها به سوی شکل گرایی است که شکل حکومت، اسلامی باشد اما محتوا اینگونه نباشد.

🔹نهم. تنظیم رابطه ولی فقیه با دستگاه های حاکمیتی ( قوای سه گانه و سایر نهاد ها) یکی از جلوه های دخالت تدبیر بشری است که یافتن نقطه بهینه و متعادل دشوار است. دخالت بیش از اندازه ولی فقیه در امور محوله به دستگاه های حاکمیتی دو اثر نامطلوب خواهد داشت: اول، حذف فاصله ولی فقیه از دستگاه های حاکمیتی و تضعیف بعد نظارتی ولی فقیه و به دنبال آن ثبت عملکرد دستگاه ها به نام ولی فقیه و دوم، تضعیف  دستگاه های حاکمیتی و وابستگی آنها به تصمیمات جزئی ولی فقیه.

🔹دهم. همچنانکه تقلیل حکومت اسلامی به حاکم اسلامی یک خطا محسوب می شود،  تقلیل جامعه اسلامی به حکومت اسلامی نیز اشتباه است. ولی فقیه، تنها مدیریت حکومت اسلامی را بر عهده ندارد، بلکه رهبری جامعه اسلامی را نیز عهده دار است. همچنانکه کیفیت رابطه ولی فقیه با دستگاه های حاکمیتی می تواند موضوع بررسی باشد، بایسته ها و لوازم نحوه ارتباط ولی فقیه با جامعه نیز موضوع مستقل دیگری است که غفلت از آن بر نحوه مدیریت نظام اسلامی موثر خواهد بود.

🔹یازدهم. این پرسش نیز قابل توجه است که ولی فقیه در متن نظام و جامعه اسلامی از کدام ابزارها و ظرفیت ها برای ایفای نقش برخوردار است؟ و آیا همه ابزارها و ظرفیت ها برای راهبری دستگاه های حاکمیتی و جامعه به کار گرفته می شود؟ در بررسی کیفیت اثر گذاری ولی فقیه، همچنانکه استفاده از ابزارها و ظرفیت ها باید مورد توجه قرار گیرد، عدم استفاده از آن نیز قابل توجه است.
13آبان99
https://t.me/babaee_ehsan/1287

#ولایت_فقیه

@babaee_ehsan
🔸 راه بی نقشه

🔹 یادداشت های دکتر سعید زیبا کلام به ویژه اخیرا هر چند از دغدغه و نگرانی ایشان در خصوص وضع موجود حکایت می کند اما این پرسش طبیعی را هم مطرح می کند که او برای اصلاح وضع موجود چه طرح و ایده ای را دنبال می کند؟ چه تصویری از ریشه های وضعیت نامطلوب معرفی می کند و برای برون رفت از مشکلات، مخاطب خود را به کدام نشانی راهنمایی می کند؟ و اساسا چه تصویری از خود دارد و چه مسوولیتی بر دوش خود احساس می کند؟ برای عمل سیاسی امروز، چه الگوهایی از شخصیت ها یا گروه های سیاسی از حال یا گذشته به مخاطب معرفی می کند؟

🔹با این فرض که دکتر زیبا کلام برای خود مسوولیتی اصلاحی قائل باشد این نقد وارد است که رویکرد سلبی بدون ارائه طرح ایجابی، از نوع شالوده شکنی هایی است که به راحتی ایشان را جزئی از طرح دیگرانی قرار می دهد که شاید به آن رضایت نداشته باشد.

🔹حتی بسنده کردن به رویکرد سلبی و طرح نقاط ضعف هم اشکالی ندارد؛ مشروط بر اینکه با ارجاع به مبانی و اصولی همراه باشد که مخاطب را در سرگردانی و نارضایتی رها نکند. نفی هم می تواند به گونه ای باشد که اصول و ارزش ها را یادآوری کند؛ اما به نظر می رسد گلایه های سعید زیبا کلام، چیزی جز نمودهایی از عصبانیت نیست؛ از جنس دلنوشته هایی از سر خستگی... نارضایتی ها را فربه می کند بی آنکه جهت دهی اصلاحی داشته باشد. شاید علت اصلی این باشد که خود زیباکلام هنوز پاسخ روشنی به پرسش از وجه ایجابی عبور از وضع کنونی ندارد. مهم است که در نظر داشته باشیم که این ویژگی اختصاص به زیباکلام ندارد؛ جریانی واقعی و اجتماعی است که نباید به یک دو نفر تقلیل داد.
https://t.me/Saeidzibakalam/1731

@babaee_ehsan
🔸جامعه ضعف نشان نمی دهد اگر...

🔹"زندگی در دنیای امروز، زندگی در مدرسه اراده است و سعادت و شقاوت هر انسانی به اراده همان انسان رقم می خورد."(صحیفه امام، ج21،ص137)
این جمله یکی از اصلی ترین کلیدهای تاثیرگذاری یک شخصیت و یک ملت را توضیح می دهد. و نیز یکی از شاخص های ارزیابی وضعیت دیروز و امروز ما و تحولی که پشت سر گذاشته ایم را بیان می کند.

🔹بدون عنصر اراده، برچیدن نظام سلطنتی ممکن نبود، غلبه بر دشواریهای سالهای نخستین پیروزی انقلاب، جریان های تجزیه طلب و گروهکهای تمامیت خواه، مهار تجاوز صدام ممکن نبود. تاکید بر اراده به معنای نفی دیگر عوامل نیست اما اگر اراده و خواستن نباشد، "نمی شود" به راحتی جایگزین "نمی خواهیم" می گردد.

🔹از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است "ما ضَعُفَ بَدَن عَمّا قَوِیَت عَلَیهِ النِّیّه" بدن، ضعف نشان نمی دهد اگر قصد و انگیزه، قوی باشد. این قاعده در گستره جامعه نیز صدق می کند که اگر یک ملّت    بخواهد، سخت است که دشمن بتواند اراده خود را بر او تحمیل کند.

🔹این نگاه کاملا درست است که باید نگاهمان به درون باشد. اما استفاده از ظرفیت های درونی، نیازمند بازسازی اراده ملی است. بدون بازسازی اراده ملّی، دیگر حلقه های عزت و استقلال نیز فراهم نمی شود. با تقویت اراده اگر بسنجیم؛ همه، مخاطب ضرورت نگاه به درون هستند.

🔹این پرسش که چه عواملی، انگیزه و اراده یک ملت را تضعیف می کند، می تواند برای آسیب شناسی نظام و جامعه ما راهگشا باشد و فهرستی از نقاط ضعف داخلی را به ما نشان دهد. 
تبعیض و بی عدالتی، فاصله مسوولان از مردم و ویژه شدن زندگی مسوولان، ناکارآمدی، تضعیف جایگاه قانون، ناامیدی، اختلاف و دمیدن بر تفرقه، مسابقه در تجمل و اشرافیت، بی توجهی به اخلاق و معنویت و بی اعتنایی به حقوق و نیازهای مردم در ابعاد مختلف یا نگاه ابزاری به مردم، همگی رابطه ای معکوس با اراده ملّت دارند. با معیار اراده، پرچمداران ضعف، سربازان خستگی را بهتر  می توان شناخت.
#امام_خمینی
🔸یادداشت مرتبط
https://t.me/babaee_ehsan/1172

@babaee_ehsan
🔸 تقسیم کار نامبارک

🔹 اگر شخصیت هایی مثل شهید مطهری، شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای و شهید باهنر و آیت الله هاشمی دست اندرکار تبیین و تحلیل مسائل دینی و اجتماعی و تغذیه فکری جامعه بودند و همزمان به فعالیت های سیاسی می پرداختند و مواضع انقلاب را روشن می کردند؛ به مرور زمان در بدنه روحانیت انقلابی یعنی آنها که به پیوند دین و سیاست معتقد و به اهداف امام و نظام جمهوری اسلامی متعهد بودند، تقسیم کاری رخ داد که مطلوب نبود.

🔹 با گذشت زمان، شاهد تفکیک دو شأن فعالیت «فکری» و «سیاسی» شدیم. به تبع این تقسیم کار، جایگاه ها نیز متفاوت شد. برخی روحانیون به قصد انجام فعالیت های فکری در دانشگاه ها و پژوهشگاه ها مشغول شدند یا در حوزه ماندند تا به گمان خود، برای گره گشایی از مسائل و چالش های نظری انقلاب، چاره جویی کنند.
برخی دیگر نیز صرفا به «اعلام موضع» می پردازند، هم در مساله شناسی و هم در تحلیل، علیرغم چالش های فراوان نظری و عملی نظام و انقلاب نمی توانند به بدنه اجتماعی انقلاب در این زمینه کمک کنند. تریبون های عمومی و سیاسی، سهم دسته اخیر است.

🔹 حضور در دو قلمرو تفکیک شده «تحقیق» و «خطابه»، اقتضائات خود را دارد. تفاوت ها فقط در دغدغه ها و مساله ها متوقف نمی ماند، گاه تا آنجا پیش می رود که برخی محققین از ورود به مسائل روز ناتوان می شوند یا آن را دون شأن خود می شمارند.
به مرور زمان مخاطبان نیز برای تحلیل مسائل روز، روحانیون دسته نخست را از دایره مراجعه و مشاوره حذف می کنند، برای روحانیون دسته دوم هم جایگاه هدایت قائل نیستند. روحانیونی که تریبون های سیاسی را در اختیار دارند هر چند به مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ورود پیدا می کنند اما با اکتفا به موضع گیری های رسمی، تحلیلی از موضوعات ارائه نمی دهند و چه بسا ناتوان هستند. در طرف مقابل هم روحانیونی که لباس تحقیق و پژوهش بر تن کرده اند، با محافظه کاری از کنار چالش های روزمره و موجود و فوری با بی اعتنایی عبور می کنند و در واقع کناره می گیرند.
و حاصل جمع این همه، عقب ماندن روحانیت از مسأله های جامعه، نظام و انقلاب است.

🔹 شاید این بار، جمع های دانشجویی باید به کمک روحانیت بیاید و با اصرار بر برقراری "رابطه دو طرفه"، روحانیت انقلابی را از برج عاج نشینی به زیر بکشند تا در فضایی واقعی به مساله های انقلاب، به مساله های امروز جامعه فکر کنند و گفتگو داشته باشند. روحانیت بالانشین که اهل ارتباط با بدنه اجتماعی انقلاب نباشند، اهل گفتگو نباشند، بدهی خود را به انقلاب ادا نمی کنند هر چند اهل موضع گیری های انقلابی باشند.

@babaee_ehsan
🔸آبان 98 و علم بومی

🔹ایده دستیابی به علم بومی و تحول در علوم انسانی، لوازمی داشت که هیچگاه رعایت نشد؛ هر چند همایش های فراوانی به آن اختصاص پیدا کرد و مقاله ها و مصاحبه های زیادی با این موضوع منتشر شد؛ اما دستاورد، تحقیقا هیچ!

🔹علم بومی، زیرساخت هایی نیاز داشت که موجود نبود؛ زیرساخت هایی نه از جنس پژوهشکده و فصلنامه و ... بلکه از جنس سعه صدر.

🔹علم بومی بر محور مساله های بومی شکل می گیرد. اگر قرار باشد، اصل موضوع، جزء مناطق ممنوعه تحقیق و پژوهش باشد، کدام علم بومی؛ کدام تحول علوم انسانی؟!

🔹کدام یک از شخصیت های حقیقی و حقوقی که نام آنها با تحول در علوم انسانی گره خورده است به تحلیل حوادثی مانند آبان 98 دعوت کرده اند تا از مسیر تحلیل و بررسی ابعاد مختلف آن، شناخت بیشتر نسبت به واقعیت های جامعه ایران و ضعف های نظام اسلامی فراهم نمایند؟

🔹موضوع علم بومی، خوب است تا زمانی که در حاشیه ها متوقف بماند و  از متن واقعیت ها، سراغی گرفته نشود. همین امروز اگر بودجه ای فراهم باشد برای برگزاری همایشی درباره علم بومی، از چندین مرکز، اعلام آمادگی برای همکاری صورت می گیرد اما برای تحلیل زمینه ها و ابعاد آبان 98 یا آنچه در 96 و ... رخ داد، نه بودجه ای اختصاص می یابد نه کسی از آن همه مراکز مثلا پژوهشی، حاضر است هزینه ای برای شناخت واقعیت ها متحمل شود.
@babaee_ehsan
🔹حیف شد که رفت/دلنوشته مصطفی رحماندوست

شفقنا- مصطفی رحماندوست درپی درگذشت حجت الاسلام راستگو در یادداشتی می نویسد: «من برنامه کودک تلویزیون را داشتم و راستگو را نمی‌شناختم. یک روز دیدم آخوند جوان کوتاه قدی یک راست آمد کنارم نشست و سلام علیکم و بعد گفت من آمده‌ام برای بچه‌ها برنامه اجرا کنم. آن روز‌ها کاملا اوضاع انقلابی بود. منشی داشتم ولی قاعده بر این بود که منشی مانع ورود کسی نشود.
من که دل خوشی از آخوند‌های جوان و بی‌تجربه نداشتم که به نام انقلاب مدعی هرکار و تخصصی شده بودند؛ گفتم آقاجان سن و سالی هم نداری که بگویم حاج آقا این کار‌ها به شما نیامده. تلویزیون و تولید در آن دستگاه، حرفه‌ای تخصصی است. همین که دوربین را از استودیو خارج کرده‌اید و جلو منبر گذاشته‌اید کافی است. لطفا بروید به جنگ زید و عمر ادامه دهید و درستان را بخوانید. اما راستگو میدان را خالی نکرد و گفت من حاضرم با بهترین هنرپیشه‌ها و مجریان برنامه کودک مسابقه بدهم و فی‌البداهه برنامه اجرا کنم.

پیشنهاد تفریحی خوبی بود. تا چشم باز کنم دیدم همکاران قرتی تور تکس گروه کودک توی اتاق جمع شده‌اند تا به آخوند جوانی که ادعای فلان و بهمان دارد بخندند.

یک ربع نگذشته بود که راستگو کار خودش را کرد. آنهایی که برای مسخره کردنش آمده بودند هرکدام برای بهتر شدن برنامه‌اش پیشنهادی می‌دادند…

راستگو هم کم نمی‌آورد و درباره پیشنهاد‌ها اظهارنظر می‌کرد.
راستگو دلش می‌خواست با عبا و عمامه برنامه‌اش را اجرا کند، آنهم هفتگی و مرتب و با حضور بچه‌ها و پخش مستقیم.

من می‌گفتم که فقط یک بار اجرا کن آنهم تولیدی نه پخش مستقیم که فیلمش امکان ویرایش داشته باشد و حتما با لباس عادی. اختلاف نظر ما باعث شد که برنامه‌ای تولید نشود.

دو سه هفته بعد آمد و به اجرای بدون عبا و قبا و عمامه و همچنین به تولیدی بودن برنامه نه پخش مستقیم آن تن در داد.

من و همراهانم هم قول دادیم که اگر برنامه‌اش را پخش کردیم و گرفت چند برنامه دیگر ! هم ادامه بدهیم…

چند جلسه با پیراهن شلوار اجرا کرد..

یواش یواش وسط برنامه نصف لباسش را پوشید و خلاصه در برنامه اعلام کرد که روحانی است و…

باهم دوست شدیم. خیلی هم دعوا می‌کردیم چون اختلاف سلیقه داشتیم. همدیگر را دوست داشتیم. مرا دعوت می‌کرد برای طلبه‌ها‌ی نوآموز کلاس‌هایش ادبیات کودکان یا قصه‌گویی درس بدهم. به خانه هم می‌رفتیم. در روزگاری که بازی‌های کامپیوتری جرم بود، با هم تا صبح آتاری و… بازی می‌کردیم.

جز این روزگار اخیر که پس از درگذشت ناگهانی همسرش دل و دماغی نداشت، با هم زیاد درد دل می‌کردیم و به خاطر اختلاف سلیقه‌های سیاسی و مذهبی به پر وپای هم می‌پیچیدیم.

حیف شد که رفت. حالا حالاها جای کار داشت. این سالهای اخیر خیلی اذیتش کردند. خدا لعنتشان کند، آسیب زیادی از دست هم‌لباس‌هایش خورد.

کارش به آن جا رسید که محتاج کار شده بود. بی‌معرفت‌ها حتی بعضی از شاگردانش چوب لا چرخش می‌گذاشتند.

او که کار خداپسندانه‌اش را کرد و رفت؛ اما این‌ها را برای آنهایی می‌گویم که از امروز در اندوه از دست رفتنش اشک تمساح می‌ریزند و دیروز در پی این بودند نام و نانش را آجر کنند.

خوب است کرونا هست و مراسمی برای جولان این‌گونه‌ها اتفاق نمی‌افتد.
بگذریم و با یک خاطره تمامش کنم.

بیست و چند سال پیش خانه ما نزدیک فرودگاه مهرآباد بود. شب بود و آماده خواب بودم که تلفن خانه زنگ زد. راستگو بود. گفت میایی مرا از فرودگاه به خانه‌ات ببری؟

سر به سرش گذاشتم که ‌ای ‌بابا تاکسی بگیر و بیا… بگذار آقایان علما و شخصیت‌ها یک بار هم شده سوار تاکسی شوند و از این حرفها.

شوخی‌هایم که تمام شد گفت بابا جیب علما خالی است. پول ندارم. زود بیا و منتظر جواب من نشد و تلفن را قطع کرد.

سوار پیکان جوانانم شدم و رفتم فرودگاه. آوردمش خانه. شام هم نخورده بود. نیمرویی روبه راه کردیم و تا اذان صبح تعریف کردیم. صبح پرواز داشت به مشهد. در آنجا هم برنامه داشت.

ماجرا از این قرار بود که از قم آمده بود مهرآباد تهران از آنجا پرواز به شهری و سه روز اجرای برنامه و در نهایت «حاج آقا لطف کردید و خوش آمدید» و پرواز به شهر دیگر و شهر بعدی.

در هیچ یک از شهر‌ها به او پول نداده بودند. یک جا یک کیلو چای داده بودند. یک جا یک تخته پتو و… آن روز‌ها پول دادن به معلم مدرس و سخنران جماعت زشت بود و این جور نبود که پیش از منبر پاکت داده شده باشد !

خلاصه چای و پتو را که هر دو بسیار به درد بخور بودند و در زمان جنگ نایاب، به ما داد و رفت.
بردمش فرودگاه تا به مشهد برود و کلاس‌هایش را اداره کند و حاج آقا خداحافظی بشنود و برگردد.

بله. حاج آقا خداحافظ.

آنچه را هم که گرفته بودی نبردی. حاج آقا خداحافظ. خوش به حالت که اندوخته‌های نگرفته بسیاری را بردی.
حاج آقا خداحافظ.
https://fa.shafaqna.com/news/1051967

@babaee_ehsan
🔴 ما همه نوکریم!

به مناسبت دهم آذر ماه، سالروز شهادت آيت الله سيد حسن مدرس،
به نقل از کتاب «مرد روزگاران»علی مدرسی:

🔷هيچكس نمي تواند ادعا كند

( در جريان استيضاح مستوفي الممالك:) بعضي از روزنامه ها مي نويسند شايد توقعاتي باشد، بنده تقريبا ًً9 رئيس الوزراء ديده ام، هيچ رئيس الوزراء و وزيري نيست كه در اين مجلس بگويد مدرس يك تقاضايي از من كرده است! يك كاغذ در هيچ وزارتخانه اي ندارم و هيچ تقاضايي از كسي نكرده و نمي كنم. (ص121)

🔷این انتخاب به اراده ملت نبود

(در مورد رأي به اعتبار نامه يكي از نمايندگان:) من عقيده ام اين است كه اين انتخاب از روي فشار شده و به غير از اراده ملت شده، پس باطل است. فرمودند كه فرق گذاردم. بنده حتي نسبت به نزديكترين اشخاص به خودم هم فرق نگذاردم. هر كس را بنده بفهمم كه يك دست محلي يا غير محلي در انتخابش بوده و به قوا انتخاب شده است رأي نداده و نخواهم داد. حتي اگر اقرب اشخاص در دوستي با خودم باشد. مسأله دوستي، دخلي به سياست ندارد.

🔷ما همه نوكريم

- تمام اين مقامات كه از سلسله هاي مختلف هستند، شاه و رئيس الوزراء، پارلمان، حجت الاسلام، تمام اينها نوكر خلقند. يكي اسمش شاه است، يعني نوكر مردم. يكي اسمش رئيس الوزراء است، يعني خدمتگزار مردم. بايد تمام اينها نوكري بكنند
(سردار معظم: همه را نمي شود نوكر گفت، فرق دارد.)
_ من به زبان فارسي خودم حرف مي زنم. شما تحصيل كرده ها را نمي دانم. من مي گويم پيغمبران خدا هم كه از همه برترند، نوكر خلقند. من مي گويم آنها را خدا براي خلقش فرستاده، نفهميدم ايراد كجا بود. (ص496)

🔷چرا علوم را ترجمه نمي كنند؟

به عقيده بنده وزارت معارف يك ركن اعظمش دائره دارالترجمه است. 40 سال است مي شنويم از ايران مي روند به اروپا درس مي خوانند و اسم خودشان را دكتر مي گذارند. دكتر يعني مجتهد، يعني اين شخص رفته و اين علوم را تحصيل كرده و يك قوه استنباطيه در اين علم پيدا كرده؛ با اين وصف خيلي متأسفم اشخاصي كه رفته اند اين علوم را تحصيل كرده اند چرا به ايران كه آمده اند به زبان ايراني ترجمه نكردند. دكتر يعني مجتهد، يعني كسي كه خودش تصنيف كند. چرا كتبي را كه در آنجا خوانده تصنيف و منتشر نمي كند؟!(ص500)

🔷رسم اين مملكت

در اين مملكت رسم است هر شغلي را به هر كس تكليف كنند مي گويد بلد نيستم غير از اين شغل وزارت ؛ چون تا به حال اتفاق نيفتاده است به كسي تكليف وزارت كنند و بگويد بلد نيستم. (505)

🔷حتي اگر بايد قرض كنيم

رعايت ضعفاي مملكت ما اين است كه املاك مان را آباد كنيم و كارخانه بسازيم تا آنها كار كنند. عقيده ام اين است كه ما بايستي تحريص و ترغيب كنيم تا هر كس پول دارد به ربح ده دو و ده چهار ندهد [بلکه] ببرد كارخانه بسازد تا هم خودش منفعت ببرد، هم اهل ايران از پرتو آن منفعت ببرند.
اگر هر كسي پول دارد بياورد كارخانه بسازد و از او هم ماليات گرفته نشود و مساعدتي هم بشود. مثلاً اگر يك كارخانه كه مي خواهد بخرد دوازده هزار تومان دارد و دو هزار تومان كسر دارد، دولت بايد دو هزار تومان ديگرش را اگر شده قرض هم بكند، بكند و بدهد تا هم آن شخص فايده ببرد، هم كارگران كار مي كنند و مزد مي گيرند و هم به جاهاي خارج و دوردست نمي روند.(ص508)


🔷ضرورت آمادگي نظامي

هر مسلماني كه عقيده به نماز و خمس و زكات و حج دارد بايد به جهاد و دفاع عقيده داشته باشد. و اين عقيده هم همين طوري فايده ندارد كه من عقيده داشته باشم اگر دزد خانه ام آمد در بروم. اين كه فايده ندارد، بايد ياد بگيرم كه در نروم. من چون دشتي و دشتستان بوده ام ديده ام كه مردم آن جا، همه اسب سواري و تير اندازي را بلد هستند. اما تهراني ها هيچكدام بلد نيستند. بايد ياد بگيرند. از حالا بايد شروع كرد تا ظرف ده يا پانزده سال ديگر كه ما همه مرده ايم آن وقت همه به اين قسمت دين لااقل عمل كنند.

🔷ما وكيل هستيم نه وليّ

(در مخالفت با افزايش حقوق نمايندگان:) من آرزو مي كنم يك روزي بيايد كه وكيل هزار تومان حقوق ببرد. همين طوري كه خبري - روايتي – هست كه اگر تمام دنيا لقمه بشود و به دهن عالم با عملي گذارده شود، حقش وفا نشده؛ همين قسم اگر هزار كرور به يك وكيلي كه حق وكالتش را نسبت به موكلينش رفتار كرده باشد داده شود، حقش ادا نشده است. اما ببينيم و حساب كنيم...بايد تشخيص داد ... ما يك مفهوم وكالتي داريم و يك مفهوم ولايتي. گمان مي كنم ما كه آمده ايم اينجا مي گوييم وكيليم. وليّ نيستيم، وليّ آنكس است كه آنچه خودش مستقلّاً صلاح مي داند اجرا بكند. وكيل اين است كه نظر موكلينش را هم بداند. بنده از تمام موكلين خودم كه سي كرور باشند يكي را نمي دانم كه راضي باشد ما حقوقمان را سيصد تومان بكنيم. چرا؟ براي اينكه ندارند. ندارند!! فقيرند!! بي چيزند!!

@babaee_ehsan
غالباً جامعه‏ ها از راه گرايش صددرصد به باطل، به گمراهى كشيده نمى‏ شوند، بلكه از افراط در يك «حق» به فساد كشيده مى‏ شوند.
(مجموعه آثار، ج23،ص113-114)
@babaee_ehsan
🔸 مراقبت از اخلاق نظام

🔸 به مناسبت 20 آذر، سالروز شهادت آیت الله دستغیب

🔹 از تحولات نامبارک در تاریخ انقلاب اسلامی این بود که در استناد به اسلام، سهم اخلاق، کمتر و کمتر شد. ریشه خیلی از دشواری های امروز جامعه را باید در همین تغییر دید.

🔹 جوانان انقلابی دهه پنجاه و شصت با کتاب های اخلاقی آیت الله دستغیب مانوس بودند. بعد ها نیز شخصیت هایی برجسته مانند آیت الله مشکینی و آیت الله مظاهری مورد توجه جوانان انقلابی بودند و بایدها و نبایدهای اخلاقی را یادآوری می کردند و از همه مهمتر امام؛ به علاوه فضای شهادت و یاد مرگ که به صورت طبیعی افراد را به رعایت های اخلاقی سوق می داد.

🔹 جنس انقلاب اسلامی 57 به گونه ای بود که تنها می توانست و می تواند در فضای اخلاق تنفس کند. اخلاق که نباشد، اهداف و اصول انقلاب هم هوادار صادق نخواهد داشت. بعدها از سهم فقه کم نشد اما اخلاق، نقش و کارکردی دارد که از عهده فقه بر نمی آید. تاکید دو چندان بر فقه نیز جای خالی اخلاق را پر نمی کند.

🔹 این آسیب بیش از همه به روحانیت مربوط است. روحانیت در طول سال ها، آنقدر که هوای فقه و قدرت نظام را داشت، مراقب اخلاق نظام و انقلاب نبود.

🔸یادداشت مرتبط:
https://t.me/babaee_ehsan/1169

@babaee_ehsan
🔸تجربه پیش رو

🔹یک سرباز که نگهبان ورودی دادگستری بابل بوده از یکی از افراد که قصد ورود داشته و او را نمیشناخته کارت شناسایی خواسته بود؛ از قضا فرد مورد نظر، #داودی، بازپرس دادسرای بابل بوده و به خاطر انجام وظیفه توسط این سرباز بسیار عصبانی شده و دستور داد که این سرباز بی نوا را با دستبند به اتاقش برده و از سر عصبانیت زیر گوش سرباز، سیلی نواخته بود.

🔹 قضیه از آنجایی تاسف آورتر و عجیب تر می شود که وقتی پدر این سرباز، ماجرا را مورد پیگیری قضایی قرار داده است با این تهدید مواجه شد که "مگر شما نمی خواهید در شهر زندگی کنید؟!"

🔹 این موضوع واکنش مردم را به دنبال داشت و فعالان شبکه های اجتماعی این برخورد زشت را محکوم کردند. فشار افکار عمومی به گونه ای بود که بعد از یک روز، بازپرس مجبور به عذرخواهی شد...

🔹 درس و تجربه ای بود برای سر جای خود نشاندن آنها که روح فرعونی خود را نمی توانند پنهان کنند. و البته یک سوال مهم: این بازپرس، قرار است همچنان در قوه قضاییه ای بماند که باید پناهگاه مردم باشد؟!

https://t.me/entekhab_ir/190181
🔸 یادداشت مرتبط
جای خالی حِلفُ الفُضُول انقلاب

https://t.me/babaee_ehsan/1304

@babaee_ehsan
🔴 جای خالی حِلْفِ الفُضول انقلاب

حِلْفُ الْفُضول، نام پیمانی است که قبل از اسلام میان برخی طوایف قریش، برای حمایت از ستمدیدگان در مکه منعقد شد. در اینکه این پیمان چرا به این نام خوانده شد، برخی بر فضل و برتری آن بر دیگر پیمان‌هایی که تا آن روز میان عرب سابقه داشت، تأکید کردند و برخی نیز به شرافت و فضیلت پیشگامان آن اشاره کردند.

روزی مردی از زَبیدِ یمن با کالای خود به مکه رفت. عاص بن وائلِ سَهْمی (پدر عمرو بن عاص) کالای وی را خرید، اما در پرداخت قیمت آن تأخیر کرد. مرد یمنی به قریش پناه جست و از آنان خواست تا او را در گرفتن حقّش یاری کنند، اما کسی او را یاری نکرد. از این رو برای احقاق حق و اعتراض، بر فراز کوه ابوقبیس (نزدیک مسجدالحرام) رفت و با صدای بلند اشعاری خواند
که مضمونش دادخواهی بود.

زبیر بن عبدالمطلب، عموی رسول اکرم(ص) و از بزرگان و اشراف قریش، نخستین کسی بود که درباره حلف‌الفضول سخن گفت و به آن دعوت کرد. در پی آن، برخی از قریش گرد آمدند که داد مظلوم را از ظالم بگیرند. با یکدیگر پیمان بستند که اگر بر کسی از اهالی مکه یا بیگانه‌ای در این شهر ستمی رود، او را یاری کنند.

از رسول اکرم(ص) روایت شده است که پس از بعثت فرمود:
«‌(همراه عموهای خود) شاهد پیمانی (حلف‌الفضول) بودم که اگر همه شتران سرخ موی را به من دهند، دوست ندارم به آن خیانت کنم و اگر امروز هم مرا به [مانند] آن دعوت کنند، می‌پذیرم ».

امروز جای حلف الفضول خالی است، برای برقراری ارتباط بین همه آنها که فراتر از جریان های سیاسی به دنبال عدالت هستند؛ بین آنها که عدالتخواهی را مهمترین فصل تمایز می دانند.

@babaee_ehsan
🔸طبقه هواداران

🔹یکی از ترکیب هایی که وضعیت امروز و در واقع دشواری وضعیت امروز را نشان می دهد "طبقه هواداران" است.

🔹منظور از طبقه هواداران، مجموعه هایی هستند که دور افراد و جریان های سیاسی شکل می گیرند. می شود از آنها با عنوان اصحاب رسانه ای شخصیت ها و جریان ها یاد کرد. اطراف این شخصیت ها هستند و تایید می کنند، پر و بال می دهند، نقد به آنها را بر نمی تابند و متعهدند که از آنها دفاع کنند، یا حداقل به نفع آنها سکوت کنند. و طبیعتا از قدرت و فرصت، برخوردار هستند. آنقدر متمایز هستند که بشود از آنها با تعبیر طبقه هواداران، یاد کرد. زمینه ای است برای آسیب شناسی امروز انقلاب و نظام.

🔹از موانع نقد و اصلاح، همین ها هستند که انقلاب را در حد شخصیت ها و جریان هایی کوچک می کنند که حیات خود را به تداوم حضور آنها در سیاست و قدرت وابسته می بینند. ارزش های انقلاب را از فیلتر همین شخصیت ها و جریان ها عبور می دهند، سپس به آنچه باقی می ماند و در حد و اندازه این شخصیت ها و جریان هاست، تعهد دارند.

 🔹سخت است پاسخ به این پرسش که به خاطر ارزش ها و آرمان ها انقلابی هستیم یا به خاطر معیشت و حفظ رابطه با قدرت؟! گاهی امر بر خودمان مشتبه می شود.

🔹از داشتن تعلقات سیاسی چاره ای نیست، اما آزادگی حکم می کند تعلق به انقلاب، مقدم باشد بر هویت ها و وابستگی های دیگر.

🔸یادداشت مرتبط:

https://t.me/babaee_ehsan/193

@babaee_ehsan
🔸به بهانه پخش فیلم مارمولک از صدا و سیما

🔹در بخشی از مستند "غیر رسمی" اشاره ای شده بود به استقبال رهبر انقلاب از فیلم مارمولک و مخالفت علما. در عمل با مخالفت علما، فیلم توقیف شد.
نمونه ای است برای مواجهه واقع بینانه با ولایت فقیه و ولی فقه.
ولایت فقیه در عمل فقط ولایت "فقه" نیست و فقط ولایت "فقیه" هم نیست؛ "سایر فقها" هم در نحوه اعمال ولایت دخالت دارند.
بنابراین هم فقه مهم است؛ هم شخصیت و نوع نگاه ولی فقیه و هم دیدگاه های فقهای دارای نفوذ. به همین علت از دیدگاه سایرین نمی شود با بی اعتنایی عبور کرد.

https://t.me/isna94/182058

🔸یادداشت مرتبط:
https://t.me/babaee_ehsan/1287

@babaee_ehsan
از امتیازات مرحوم آیت الله مصباح یزدی، این بود که درباره اندیشه سیاسی خود، با صراحت می نوشت و سخنرانی می کرد و دیدگاه های خود را در معرض نقد قرار می داد.
از این نظر الگویی است به ویژه برای علمایی که دست اندرکار تنظیم رابطه مردم و نظام سیاسی هستند.

@babaee_ehsan
🔸چند نکته درباره نسل جدید اصلاح طلبان

🔹نسل جدید اصلاح طلبان، سابقه ای از حضور در بدنه حاکمیت ندارند. غالبا تنها سابقه موثر آنها حضور در تشکل های دانشجویی بوده است. از اول جزء طرد شده ها بودند. همین، یک عامل موثر است که هیچ دلبستگی و احساس تعلقی به ساختار سیاسی موجود و حفظ آن نداشته باشند. آنها خود را اصلاح طلبان "بر قدرت" می دانند.

🔹نسل جدید اصلاح طلبان، تئوریک هستند. بیشتر در فضای رسانه ای حضور دارند. فشارهای امنیتی در این مورد بی تاثیر نیست. تئوریک بودن برای جامعه ای که دنبال حرف و ایده تازه است، در شرایطی که در درون نظام، در جناح های سنتی رقیب اعم از اصولگرا و اصلاح طلب و نیز توسط اپوزیسیون خارج از کشور، هیچ ادبیاتی تولید نمی شود،اهمیت پیدا می کند.

🔹نسل جدید اصلاح طلبان، سابقه مواجهه با برخوردهای امنیتی و قضایی نظام را دارند. طبیعی است که رویکردی رادیکال تر داشته باشند. اصرار آنها به عدم حضور در انتخابات با همین ویژگی مرتبط است.

🔹در شرایط فعلی با اعلام نتایج انتخابات، نگاهی تحقیر آمیز به باسابقه های اصلاحات دارند و پیرمردهای اصلاحات را بیش از قبل، منفعل خواهند کرد و از بدنه معترض به وضع موجود، یارگیری می کنند.

🔹از جهت نظری مهمترین وجه نسل جدید اصلاح طلبان، تلاش برای ایدئولوژی زدایی از مدیریت جامعه در امور داخلی و خارجی است.

🔹خاستگاه آنها دانشگاه است. هیچ ارتباطی هم با حوزه های علمیه ندارند و اصلا از ادبیات دینی استفاده نمی کنند.

🔹 بیشتر دغدغه آزادی دارند. از واژه عدالت کمتر استفاده می کنند. اما ایده حق برخورداری از "زندگی عادی" را بسط می دهند. طبقات فرودست در کانون توجه آنها قرار ندارد. چه بسا "زندگی عادی" حتی از آزادی هم برای آنها مهم تر باشد.

🔹بر بی نظمی ها و تناقض های ساختار حقوقی جمهوری اسلامی، اشکالات نظام تصمیم گیری، عدم شفافیت و عدم پاسخگویی در ارکان نظام تاکید می کنند و این اشکالات را زمینه بسط اندیشه و ادبیات خود قرار می دهند.

🔹از ناکامی اصلاح طلبان در انتخابات 28 خرداد برای ترویج و تثبیت ایده خود مبنی بر فاصله گرفتن از نظام و روشهای مرسوم فعالیت سیاسی استفاده خواهند کرد و تا اطلاع ثانوی بر سیاست تحریم و مواجهه منفی با نظام تاکید می کنند. همین مواجهه سلبی، برای آنها حاشیه امن فراهم می کند تا حتی الامکان از گرفتاری های امنیتی برکنار بمانند.
#اصلاح_طلبان
#طرد_سیاسی

@babaee_ehsan
🔸الگوی رفتاری نسل دوم اصولگرایی

🔹اصولگرایی سه نسل را تجربه کرده است؛ برجسته های نسل اول ناطق نوری و عسگراولادی و باهنر بودند؛ نسل دوم هم با افرادی مثل حدادعادل، چمران، آقاطهرانی، قالیباف و زاکانی شناخته می شوند و نسل سوم هم در حاشیه و امتداد نسل دوم شکل گرفته اند. نسل دوم، در صحنه حاضر هستند و طبیعتا شمردن ویژگی های آنها قابل مشاهده و بررسی و آزمون پذیر است.

🔹محافظه کاری، ویژگی مهم نسل دوم است. ساختار و عملکرد نظام سیاسی ما بی نقص نیست اما آنها کمترین اشکالی مطرح نمی کنند. در ادوار مختلف، کمتر نقدی به دستگاه هایی مانند قوه قضاییه، شورای نگهبان، بنیاد مستضعفان یا سپاه پاسداران نداشته اند. معمولا از کنار چالش های فرهنگی نظام با بی اعتنایی عبور می کنند و خود را درگیر حل مساله های دشوار فرهنگی - اجتماعی نمی کنند.

🔹ویژگی دوم این که اصول گراها بیشتر از مردم، به جناح مقابل توجه دارند. هویت خود را در متن دوگانه اصلاح طلب -اصولگرا تعریف می کنند. در عرصه عدالتخواهی، حضور ندارند؛ واکنش نسبت به چند مفسد اقتصادی گزینش شده را به عنوان توجهدبه عدالت در کارنامه خود ثبت می کنند. آسیب های اجتماعی مثل فقر، نابرابری، حاشیه نشینی، مساله آنها نیست. برخورد آنها با جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران و برجام و دولت درگیر در جنگ، درس آموز است.

🔹ویژگی قابل توجه دیگر اصولگراها، استفاده حداکثری از مفاهیم و نمادهای دینی برای تثبیت و تبلیغ جریان اصولگرایی است. بدون توجه به تبعات فرهنگی و اجتماعی، از تبدیل مساجد به پایگاه رای و تبدیل مراسم و شخصیت های مذهبی و مداحان به عنوان ظرفیت های تبلیغاتی استقبال می کنند. منتقدین و جریان های مقابل را هم با شبیه سازی های تاریخی، تعیین تکلیف می کنند و خود، باری از تقصیر به عهده نمی گیرند.

🔹جریان اصولگرایی، حیات خود را مدیون رانت سیاسی و بده، بستان ها با برخی نهادهاست. به همین علت با عناصر بنیادین اصلاح حکمرانی مثل مدیریت تعارض منافع، شفافیت، عدالت در توزیع امکانات و بی طرفی نهادهای حاکمیتی، مشکل دارند و همه امکانات انقلاب و نظام را برای مقاومت در مقابل اصلاح حکمرانی به کار می گیرند. دو گانه عدالت - ولایت یک نمونه آشنا از همین مقاومت است.

🔹جریان اصولگرایی دچار فقر ایده کلان برای راهبری جامعه است. به مساله های مردم، نظام و انقلاب نمی پردازند. به تکثر فرهنگی بی اعتنا هستند و از کنار لوازم و تبعات خصوصی سازی صنایع و آموزش و طبقاتی شدن آموزش با بی تفاوتی عبور می کنند. به کلی گویی ها اکتفا می کنند، خود را انقلابی و جریان مقابل را غربگرا معرفی می کنند، اما گامی در تفصیل و توضیح نقطه مطلوب خود برنمی دارند. ایده ای برای حل مشکلات موجود ارائه نمی کنند. قاعدتا باید ممنون احمدی نژاد باشند که چند الگوی رفتاری در اختیار آنها قرار داد، وگرنه همین را هم نداشتند.

🔹جریان اصولگرایی حساسیتی در قبال جمهوریت به عنوان یک ساز و کار جلب مشارکت و تضمین کننده استمرار نقش آفرینی مردم ندارند. تقویت احزاب و نهادهای مدنی، آزادی بیان، هیچوقت جزء مطالبات آنها نبوده است.
#اصولگرایان
@babaee_ehsan
از ویژگی های ممتاز بهشتی و نسل رهبران فکری انقلاب اسلامی این بود که از مخاطبان خود می خواستند مستقل، صاحب اراده و تفکر، مکتبی و مسوول باشند؛
بیداری را می خواستند.
#بهشتی
@babaee_ehsan
🔸از سنت اندیشی تا فقه بسندگی

🔸از ویژگی های اندیشه استاد مطهری، سنت اندیشی بود. سنت در آثار استاد به معنای قانون است؛ به معنای این که جامعه قانون دارد و تحولات آن ضابطه مند است و تابع پسند و ناپسند ما نیست. هر تغییر اجتماعی، ناشی از عواملی است و تغییرات بعدی را به دنبال دارد. آگاهی به زمان هم یعنی آگاهی به همین تحولات و یعنی سهم دیروز و امروز را در شکل گیری آینده ببینیم.

🔸سنت اندیشی، زمینه های فکری خاص خود را می خواهد. حتما رویکرد فلسفی استاد و امتداد آن تا ساحت جامعه در این نگاه و مواجهه با جامعه موثر است. از طرف دیگر برخی دانش ها ظرفیت سنت اندیشی ندارند. با توقف در فقه، نمی توان نگاه به آینده و تحلیل روندها را انتظار داشت. فقه، دانشی ارزشمند است. ضابطه مندی و پیش بینی پذیری حکم رفتارها، دستاورد مهم فقه است البته به شرط پایبندی به آن. اما فقه، همه آن چیزی نیست که برای راهبری جامعه نیاز است. جامعه نیاز به رصد وضعیت و دیدبانی دارد که از عهده فقه خارج است.

🔸فقه بسندگی روحانیون حاضر در حاکمیت، می تواند یک آسیب باشد. می تواند به ساده سازی هایی منجر شود که جمهوری اسلامی را ناکارآمد نماید. بلکه بخشی از ناکارآمدی ها ریشه در فقه بسندگی دارد. اختلافات امام و فقهای شورای نگهبان نیز با توجه به آسیب های فقه بسندگی قابل توضیح است. امام به فقه اعتقاد داشت، اما در مورد عواقب فقه بسندگی، هشدار می داد.

🔸فقه بسندگی به امنیت گرایی می انجامد؛ چرا که کاستی های خود در مدیریت جامعه را با در دسترس ترین ابزار، یعنی رویکرد امنیتی جبران می کند. همچنانکه رویکرد امنیت گرا هم مسیر خود را با فقه هموار می کند، با فقه خود را توجیه می کند و به این نگرانی دامن می زند که فقه را ابزار خود کند.

🔸 فقه بسندگی، جامعه را تابع می خواهد، در حالی که شرط موفقیت نظام سیاسی آن است که جامعه را با خود همراه کند، با جامعه همراهی کند. این همراهی و همراه سازی، نرم افزاری بیش از فقه نیاز دارد.

🔸نظام سیاسی ما به سنت اندیشی مطهری نیاز دارد تا رویکردی متواضعانه مقابل قوانین حاکم بر تحولات جامعه در پیش گیرد؛ تا متوقف نماند و در مسیر کارآمدی حرکت کند. نظام سیاسی ما باید تصویر خود را از اهداف، روشن نماید و لوازم دستیابی به اهداف را فراهم سازد. فقه و امنیت، ابزارهای لازم هستند اما نمی توانند نیروی محرکه ظرفیت های اجتماعی باشند.
#مطهری
#امام_خمینی
#فقه_بسندگی
#رویکرد_امنیت_گرا

@babaee_ehsan
🔴 به تبعیض در وضع کارگران پایان دهید!

بیانیه جمعی از نیروهای عدالتخواه دربارۀ اعتراضات اخیر کارگران پیمانی صنعت نفت

بسمه تعالی

این روزها شاهد اوج‌گیری اعتراضات بخشی از کارگران صنعت نفت هستیم. کارگرانی که بار عظیم گردش اقتصاد کشور در حوزه انرژی، در مناطق سخت عملیاتی با شرایط طاقت‌فرسا بر شانه آنهاست؛ اما از حقوق اولیۀ خود محرومند. اعتراضاتی که در صورت پیوستن سایر بخش‌های پیمانی که طی سالها طعم تبعیض و نابرابری را چشیده‌اند، ظرفیت خلق بحرانی اقتصادی-امنیتی دارد!

در شرایطی که کارمندان رسمی وزارت نفت با پیگیری‌های وزیر و مجلس، وعده برآورده شدن مطالبات‌شان را دریافت کرده‌اند، رسیدگی به مشکلات کارگران پیمانی و روزمزد نادیده انگاشته شده است! بنظر می‌رسد گروه انبوهی که فاقد لابی‌های موثر حقوقی و سیاسی هستند، از دستیابی به حقوق و مطالبات پایۀ خود محروم می‌شوند! بی‌تردید این روش تبعیض‌آمیز در حل مشکلات کارگران، منجر به افزایش نارضایتی و انباشت خشم و خلق بحرانی عمیق‌تر در آینده خواهد شد.

بر این مبنا، امضاکنندگان این بیانیه ضمن حمایت از مطالبات کارگران معترض، موارد زیر را به عنوان حقوق بدیهی کارگران صنعت نفت تلقی و اجرایی شدن آن را به عنوان مطالبه از دولت، مجلس و دستگاه‌های مسوول اعلام می‌کنند:

1⃣ امکان ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری که پیگیری آزادانه مطالبات جامعه کارگری را فراهم کند تا کارگران بدون هر گونه فشار شغلی یا امنیتی بتوانند خواست‌های صنفی خود را پیگیری کنند.

2⃣ اجرای نظام استاندارد و عادلانه کار و مرخصی با حداقل ۱۰ روز مرخصی در طول ماه.

3⃣ بازنگری در سازوکارهای جذب نیروی کار در پروژه‌های مربوط به صنعت نفت و خلع ید از شرکت‌های پیمانکاری که به واسطۀ شانه خالی کردن وزارت نفت از قرارداد مستقیم با کارگران، منجر به خسارت در انجام مطلوب پروژه‌ها و همچنین اهدای حقوق کارگران شده‌اند.

4⃣ افزایش دستمزد کارگران پیمانی متناسب با کارکنان رسمی وزارت نفت و بهبود وضعیت خوابگاه‌ها، کمپ‌های استراحت و ارائه خدمات پزشکی و درمانی مانند سایر نیروهای شاغل در شرکت‌های تابعۀ نفت.

5⃣ ایجاد سامانه‌ای برای شفاف‌سازی کلیۀ پرداخت‌ها در وزارت نفت به منظور نظارت عمومی و جلوگیری از پرداخت‌های نجومی که پیش از این در کشور بازتاب داشته است.

در نهایت، امضاءکنندگان این بیانیه از نهادهای نظارتی درخواست دارند تا برای بازگشت به کارِ کارگرانی که احیانا در فرآیند اعتراضات اخیر توسط شرکت‌های پیمانکاری یا کارفرمایان اخراج شده‌اند، در اسرع زمان اقدامات لازم را انجام دهند.

امضاءکنندگان:
امیر خراسانی، سلمان کدیور، وحید اشتری، میلاد گودرزی، امیر تفرشی، میلاد دخانچی، مرتضی کیا، محمدرضا اصنافی

@AmirTafreshi
🔸 جهاد، با اجازه!

🔹ظاهرا طرحی در دستور کار مجلس قرار گرفته که با تصویب نهایی آن، جهادگران، بسیجی محسوب شده و مرجع صدور مجوز فعالیت آن ها بسیج سازندگی محسوب شده و فعالیت سایر اشخاص حقیقی و حقوقی تحت عنوان گروه جهادی ممنوع خواهد بود.

🔹 یکی از توهمات رایج بین مسوولان را باید در تصور غیر واقع بینانه از قدرت نهادهای رسمی دانست. بر اساس همین توهم است که با اشتهای سیری ناپذیر برای کنترل امور، مواجه هستیم.

🔹این سنخ تلاش ها - حتی اگر صورت قانونی پیدا کند- به فاصله گرفتن مردم کمک می کند، به نتیجه هم نمی رسد. لابد در مرحله بعد انفاق و صدقه هم باید با اجازه صورت بگیرد. دنبال کنندگان چنین طرح هایی نه فقط تصور درستی از قدرت نهادهای رسمی ندارند، درک درستی هم از قدرت جامعه ندارند. دور نیست با کوتاه بینی طراحان، صدقه و انفاق هم به نماد سیاسی تبدیل شود.
@babaee_ehsan

https://t.me/farsna/229874