Forwarded from اقتصادشناسي - علی رضا خدابخشی
. جنگ ادامه دارد...
📺 ویدئویی در فضای مجازی منتشر شده است که صادرکنندگان _ این رزمندگان جنگ اقتصادی_ از بانک مرکزی و کارشکنی اداری ان عصبانی اند.
✍ در این روزها که به مناسبت هفته دفاع مقدس تجدید خاطره پدیده های روزهای ان ۸ سال صورت می گیرد این چندسطر برآمده از انرژی است که ان خاطرات به نویسنده داده است.
جنگ اقتصادی این روزها مشترکات زیادی با دفاع مقدس دارد. از دفاع مقدس و پدیده های مرتبط با ان، هم می توان درس گرفت و هم عبرت. از وقایع امروز می توان حدس هایی را هم درباره دوران دفاع مقدس زد.
اما چند پدیده جنگ اقتصادی امروز :
✅ مدیران کشور مدعی حمایت از رزمندگان جنگ اقتصادی ازجمله تولیدکنندگان و صادرکنندگان هستند اما رزمندگان جنگ اقتصادی، مدیران کشور را مانع خود می دانند. این همان چیزی است که تحت عنوان تحریم داخلی از ان یاد می شود.
✅ اگر چه ۸۵ میلیون ایرانی با جنگ اقتصادی مواجه شده اند اما همه انها در این جنگ مشارکت ندارند و نه تنها هزینه نمی دهند بلکه میلیونها ایرانی مشغول بهره برداری از این جنگ هستند! صف های دلار، خرید طلا و ...
✅ رسانه ها و خصوصا صداوسیما جنگ اقتصادی را جدی نگرفته اند. جمله ای مشهور از دوران دفاع ۸ ساله به جا مانده است که «رسانه ها جنگ را درست نمی نویسند درشت می نویسند». اکنون رسانه ها جنگ اقتصادی را درشت هم نمی نویسند! درست نویسی پیشکش. یک نمونه کوچک ان در روزهای اخیر جنگ تن به تن در قیمت ارز رخ داده است که مهمترین سوژه داغ شده رسانه ملی، حجاب اجباری بوده است! هم زمان که هزاران کامیون حامل صادرات پشت مرزهای افغانستان روزها و هفته ها معطل می شوند رسانه ها مشغول پرداختن به جنگ تن به تن نوحجتیه هایی هستند که به نام زائر اربعین در مرز شلمچه با مرزبانان درگیر شده اند.
✅ جنگ اقتصادی، دادگاه جنگی ندارد! انبوهی از کارشکنی و خیانت ژنرالها و سرهنگ ها درباره این جنگ با هیچ واکنشی ازسوی دستگاه قضایی مواجه نمی شود!
✅ افغان ها مدعی هستند که صدها رزمنده و شهید در دوران دفاع ۸ ساله تقدیم ایران کرده اند. در جنگ اقتصادی این روزها افغان ها همچنان بدون سروصدا مشغول یاری رسانی ما هستند. صادرات امسال ایران به افغانستان و تامین ارز برای کشور در این وانفسای کرونا، افزایش یافته است!
✅ انکار جنگ بخش دیگری از واقعیت این روزهای ماست! بخش بزرگی از مدیریت در کشور در این سالها تلاش کرده اند با وجود جنگ اقتصادی، شرایط کشور جنگی نشود و اقتضائات جنگ اقتصادی به جامعه نیاید! یکی از ساده ترین شواهد ملموس ان، واردات موز است! حدود ۸ سال است که قیمت ارز مهمترین نماد شکست یا پیروزی در جنگ اقتصادی است. در همه این سالها کالای ارزبر موز هیچ وقت در بازار کمیاب نشده است!
✅ از جمله رخدادها در زمان دفاع ۸ ساله، احتکار بود. پدیده احتکار این روزها به شکل گسترده در حال وقوع است و بخش عمده ان هم دولتی است. احتکار زمین که موجب افزایش چندبرابری قیمت مسکن شده و احتکار مجوز که بیکاری میلیونی را به ملت تحمیل کرده دو نمونه از احتکار دولتی است. هیچ یک از این دو هم به امریکا مربوط نیست.
✅ سرپیچی از دستور فرمانده هم از وقایع این روزهاست. امر فرمانده برای واگذاری مایملک اقتصادی را فتاح و مخبر و مروی نشنیده گرفته اند و عده ای هم پرچم مخالفت با اصل خصوصی سازی بلند کرده اند و فریاد لاحکم الا لله سر می دهند.
پیش از این گفتگویی داشتم با علی مطهری، از او پرسیدم چرا بر خلاف اعلام وجوب امام برای شرکت در جنگ به جبهه نرفتی پاسخ داد که تشخیص داده فرهنگ واجب تر است! اگر مهدی نصیری، محمود احمدی نژاد یا حداد عادل، چهره های جنجالی این روزها را یافتید همین سوال را از انها هم بپرسید!
t.me/eghtesadshenasiirani
📺 ویدئویی در فضای مجازی منتشر شده است که صادرکنندگان _ این رزمندگان جنگ اقتصادی_ از بانک مرکزی و کارشکنی اداری ان عصبانی اند.
✍ در این روزها که به مناسبت هفته دفاع مقدس تجدید خاطره پدیده های روزهای ان ۸ سال صورت می گیرد این چندسطر برآمده از انرژی است که ان خاطرات به نویسنده داده است.
جنگ اقتصادی این روزها مشترکات زیادی با دفاع مقدس دارد. از دفاع مقدس و پدیده های مرتبط با ان، هم می توان درس گرفت و هم عبرت. از وقایع امروز می توان حدس هایی را هم درباره دوران دفاع مقدس زد.
اما چند پدیده جنگ اقتصادی امروز :
✅ مدیران کشور مدعی حمایت از رزمندگان جنگ اقتصادی ازجمله تولیدکنندگان و صادرکنندگان هستند اما رزمندگان جنگ اقتصادی، مدیران کشور را مانع خود می دانند. این همان چیزی است که تحت عنوان تحریم داخلی از ان یاد می شود.
✅ اگر چه ۸۵ میلیون ایرانی با جنگ اقتصادی مواجه شده اند اما همه انها در این جنگ مشارکت ندارند و نه تنها هزینه نمی دهند بلکه میلیونها ایرانی مشغول بهره برداری از این جنگ هستند! صف های دلار، خرید طلا و ...
✅ رسانه ها و خصوصا صداوسیما جنگ اقتصادی را جدی نگرفته اند. جمله ای مشهور از دوران دفاع ۸ ساله به جا مانده است که «رسانه ها جنگ را درست نمی نویسند درشت می نویسند». اکنون رسانه ها جنگ اقتصادی را درشت هم نمی نویسند! درست نویسی پیشکش. یک نمونه کوچک ان در روزهای اخیر جنگ تن به تن در قیمت ارز رخ داده است که مهمترین سوژه داغ شده رسانه ملی، حجاب اجباری بوده است! هم زمان که هزاران کامیون حامل صادرات پشت مرزهای افغانستان روزها و هفته ها معطل می شوند رسانه ها مشغول پرداختن به جنگ تن به تن نوحجتیه هایی هستند که به نام زائر اربعین در مرز شلمچه با مرزبانان درگیر شده اند.
✅ جنگ اقتصادی، دادگاه جنگی ندارد! انبوهی از کارشکنی و خیانت ژنرالها و سرهنگ ها درباره این جنگ با هیچ واکنشی ازسوی دستگاه قضایی مواجه نمی شود!
✅ افغان ها مدعی هستند که صدها رزمنده و شهید در دوران دفاع ۸ ساله تقدیم ایران کرده اند. در جنگ اقتصادی این روزها افغان ها همچنان بدون سروصدا مشغول یاری رسانی ما هستند. صادرات امسال ایران به افغانستان و تامین ارز برای کشور در این وانفسای کرونا، افزایش یافته است!
✅ انکار جنگ بخش دیگری از واقعیت این روزهای ماست! بخش بزرگی از مدیریت در کشور در این سالها تلاش کرده اند با وجود جنگ اقتصادی، شرایط کشور جنگی نشود و اقتضائات جنگ اقتصادی به جامعه نیاید! یکی از ساده ترین شواهد ملموس ان، واردات موز است! حدود ۸ سال است که قیمت ارز مهمترین نماد شکست یا پیروزی در جنگ اقتصادی است. در همه این سالها کالای ارزبر موز هیچ وقت در بازار کمیاب نشده است!
✅ از جمله رخدادها در زمان دفاع ۸ ساله، احتکار بود. پدیده احتکار این روزها به شکل گسترده در حال وقوع است و بخش عمده ان هم دولتی است. احتکار زمین که موجب افزایش چندبرابری قیمت مسکن شده و احتکار مجوز که بیکاری میلیونی را به ملت تحمیل کرده دو نمونه از احتکار دولتی است. هیچ یک از این دو هم به امریکا مربوط نیست.
✅ سرپیچی از دستور فرمانده هم از وقایع این روزهاست. امر فرمانده برای واگذاری مایملک اقتصادی را فتاح و مخبر و مروی نشنیده گرفته اند و عده ای هم پرچم مخالفت با اصل خصوصی سازی بلند کرده اند و فریاد لاحکم الا لله سر می دهند.
پیش از این گفتگویی داشتم با علی مطهری، از او پرسیدم چرا بر خلاف اعلام وجوب امام برای شرکت در جنگ به جبهه نرفتی پاسخ داد که تشخیص داده فرهنگ واجب تر است! اگر مهدی نصیری، محمود احمدی نژاد یا حداد عادل، چهره های جنجالی این روزها را یافتید همین سوال را از انها هم بپرسید!
t.me/eghtesadshenasiirani
Telegram
اقتصادشناسي - علی رضا خدابخشی
پديده هاي اقتصاد ايران به قلم ساده
🔸برای اینکه ندارند، فقیرند!
✅ عامل اصلی خیلی از رفتارهای غیر قابل دفاع این است که نگاه ناظر مردم، فراموش شده است. یادآوری خاطره ای از آيت الله سيد حسن مدرس،به نقل از کتاب «مرد روزگاران»علی مدرسی مناسب امروز مسوولان ماست.
🔷 (در مخالفت با افزايش حقوق نمايندگان:) من آرزو مي كنم يك روزي بيايد كه وكيل هزار تومان حقوق ببرد. همين طوري كه خبري - روايتي – هست كه اگر تمام دنيا لقمه بشود و به دهن عالم با عملي گذارده شود، حقش وفا نشده؛ همين قسم اگر هزار كرور به يك وكيلي كه حق وكالتش را نسبت به موكلينش رفتار كرده باشد داده شود، حقش ادا نشده است. اما ببينيم و حساب كنيم...بايد تشخيص داد ... ما يك مفهوم وكالتي داريم و يك مفهوم ولايتي. گمان مي كنم ما كه آمده ايم اينجا مي گوييم وكيليم. وليّ نيستيم، وليّ آنكس است كه آنچه خودش مستقلّاً صلاح مي داند اجرا بكند. وكيل اين است كه نظر موكلينش را هم بداند. بنده از تمام موكلين خودم كه سي كرور باشند يكي را نمي دانم كه راضي باشد ما حقوقمان را سيصد تومان بكنيم. چرا؟ براي اينكه ندارند. ندارند!! فقيرند!! بي چيزند!!
https://t.me/shafaqna_farsi/39456
@babaee_ehsan
✅ عامل اصلی خیلی از رفتارهای غیر قابل دفاع این است که نگاه ناظر مردم، فراموش شده است. یادآوری خاطره ای از آيت الله سيد حسن مدرس،به نقل از کتاب «مرد روزگاران»علی مدرسی مناسب امروز مسوولان ماست.
🔷 (در مخالفت با افزايش حقوق نمايندگان:) من آرزو مي كنم يك روزي بيايد كه وكيل هزار تومان حقوق ببرد. همين طوري كه خبري - روايتي – هست كه اگر تمام دنيا لقمه بشود و به دهن عالم با عملي گذارده شود، حقش وفا نشده؛ همين قسم اگر هزار كرور به يك وكيلي كه حق وكالتش را نسبت به موكلينش رفتار كرده باشد داده شود، حقش ادا نشده است. اما ببينيم و حساب كنيم...بايد تشخيص داد ... ما يك مفهوم وكالتي داريم و يك مفهوم ولايتي. گمان مي كنم ما كه آمده ايم اينجا مي گوييم وكيليم. وليّ نيستيم، وليّ آنكس است كه آنچه خودش مستقلّاً صلاح مي داند اجرا بكند. وكيل اين است كه نظر موكلينش را هم بداند. بنده از تمام موكلين خودم كه سي كرور باشند يكي را نمي دانم كه راضي باشد ما حقوقمان را سيصد تومان بكنيم. چرا؟ براي اينكه ندارند. ندارند!! فقيرند!! بي چيزند!!
https://t.me/shafaqna_farsi/39456
@babaee_ehsan
Telegram
شفقنا
واکنش نماینده مجلس به دریافت دناپلاس: من شاسی بلند میخواهم!/ باید مردم مدافع نمایندگان باشند!
🔸نماینده قزوین با بیان اینکه در دوره قبل نمایندهها شاسی بلند گرفتند، تاکید کرد: ما از جیب خودمان ماشین می خریم و در طول ۴ سال این ماشین اسقاط میشود؛ آیا این…
🔸نماینده قزوین با بیان اینکه در دوره قبل نمایندهها شاسی بلند گرفتند، تاکید کرد: ما از جیب خودمان ماشین می خریم و در طول ۴ سال این ماشین اسقاط میشود؛ آیا این…
🔸مجلسی که مشارکت نمی فهمد!
🔹این را هم باید به عوامل کاهش مشارکت مردم در انتخابات اضافه کرد، وضعیتی که مردم در آن می پرسند چرا باید به کسانی رای دهیم که با رای ما قرار است دنیای خود را بسازند!
مجلسی که برآمده از مشارکت حداقلی مردم است معلوم است که این معادله ساده را نمی فهمد. از ظواهر که عبور کنیم، مجلس یازدهم و مجلس دهم در ضد مشارکت بودن مشترک هستند؛ هر دو بی اعتنا به نگاه مردم.
🔹عجیب است که لیست بندها و دوگانه سازهای انتخاباتی به اینجا که می رسند سکوت می کنند. شاید همین را کافی می دانند که هواداران هر دو سال یک بار مصرف را مدیون خود می دانند که آنها را از دست اصلاح طلبان نجات داده اند! گویا به مشارکت حداقلی دل خوش کرده اند و مسوولیتی بر دوش خود برای جلب اعتماد مردم احساس نمی کنند.
#دناپلاس
https://t.me/babaee_ehsan/1258
@babaee_ehsan
🔹این را هم باید به عوامل کاهش مشارکت مردم در انتخابات اضافه کرد، وضعیتی که مردم در آن می پرسند چرا باید به کسانی رای دهیم که با رای ما قرار است دنیای خود را بسازند!
مجلسی که برآمده از مشارکت حداقلی مردم است معلوم است که این معادله ساده را نمی فهمد. از ظواهر که عبور کنیم، مجلس یازدهم و مجلس دهم در ضد مشارکت بودن مشترک هستند؛ هر دو بی اعتنا به نگاه مردم.
🔹عجیب است که لیست بندها و دوگانه سازهای انتخاباتی به اینجا که می رسند سکوت می کنند. شاید همین را کافی می دانند که هواداران هر دو سال یک بار مصرف را مدیون خود می دانند که آنها را از دست اصلاح طلبان نجات داده اند! گویا به مشارکت حداقلی دل خوش کرده اند و مسوولیتی بر دوش خود برای جلب اعتماد مردم احساس نمی کنند.
#دناپلاس
https://t.me/babaee_ehsan/1258
@babaee_ehsan
Telegram
مَسطَر؛ انقلاب و جامعه
🔸بی اعتنایی به مردم-بی اعتناییِ مردم
🔹بعضی امور لااقل برای انقلاب و نظام اسلامی ما جزء اصول و واضحات است. از جمله، استوار شدن انقلاب و نظام بر پایه حضور و حمایت مردم.
🔹مردمی بودن نظام، فقط به زمان حدوث انقلاب و شکل گیری نظام محدود نمی شود، یک وصف است. می…
🔹بعضی امور لااقل برای انقلاب و نظام اسلامی ما جزء اصول و واضحات است. از جمله، استوار شدن انقلاب و نظام بر پایه حضور و حمایت مردم.
🔹مردمی بودن نظام، فقط به زمان حدوث انقلاب و شکل گیری نظام محدود نمی شود، یک وصف است. می…
Forwarded from پیوست
Telegram
📎
🔸در حاشیه یک مصاحبه
🔹مصاحبه هفته نامه "تجارت فردا" با آیت الله سید جواد علوی بروجردی نکات جالبی دارد. یکی اینکه برخی فقها آن قدر که از آنچه سوسیالیسم می خوانند می ترسند، از گسترش مناسبات سرمایه سالارانه که هیچ کرامتی برای انسان باقی نمی گذارد، نگران نیستند.
🔹شاید سهمی از آن بدبینی و این خوش بینی به اقتصاد آزاد که در مصاحبه منعکس شده است به عدم آشنایی با واقعیت های امروز برمیگردد. شاید از وضع قراردادهای کار بی خبر هستند؛ از نابرابری رسوب کرده آموزشی سراغ نمی گیرند، از شکاف اقتصادی، از حقوق زنان در بخش خصوصی، از وضعیت خصوصی سازی ... و غالبا نسبت فقه با این امور را مسکوت می گذارند.
🔹البته در حاشیه می توان این نکته را هم مطرح کرد که بالاخره آیت الله علوی به پرسش های "تجارت فردا" پاسخ داده اند. "تجارت فردا" مساله ها و پرسش های خود را مطرح و ادبیات مورد نظرش را فربه می کند. باید به این نقطه ضعف جریان عدالتخواهی اشاره کرد که در عرصه مطبوعات حضوری ندارد.
🔹وقتی حضور ندارند، نمی توانند رویکردهای کلان اقتصادی خود را شفاف سازند و بسط دهند، نمی توانند صاحبان رویکرد عدالتخواهانه را معرفی کنند و نمی توانند خود و بدنه اجتماعی خود را از سایر جریان ها متمایز سازند.
https://t.me/tejaratefarda/4458
🔸 یادداشت مرتبط
https://t.me/babaee_ehsan/1269
#فقه
#عدالت
@babaee_ehsan
🔹مصاحبه هفته نامه "تجارت فردا" با آیت الله سید جواد علوی بروجردی نکات جالبی دارد. یکی اینکه برخی فقها آن قدر که از آنچه سوسیالیسم می خوانند می ترسند، از گسترش مناسبات سرمایه سالارانه که هیچ کرامتی برای انسان باقی نمی گذارد، نگران نیستند.
🔹شاید سهمی از آن بدبینی و این خوش بینی به اقتصاد آزاد که در مصاحبه منعکس شده است به عدم آشنایی با واقعیت های امروز برمیگردد. شاید از وضع قراردادهای کار بی خبر هستند؛ از نابرابری رسوب کرده آموزشی سراغ نمی گیرند، از شکاف اقتصادی، از حقوق زنان در بخش خصوصی، از وضعیت خصوصی سازی ... و غالبا نسبت فقه با این امور را مسکوت می گذارند.
🔹البته در حاشیه می توان این نکته را هم مطرح کرد که بالاخره آیت الله علوی به پرسش های "تجارت فردا" پاسخ داده اند. "تجارت فردا" مساله ها و پرسش های خود را مطرح و ادبیات مورد نظرش را فربه می کند. باید به این نقطه ضعف جریان عدالتخواهی اشاره کرد که در عرصه مطبوعات حضوری ندارد.
🔹وقتی حضور ندارند، نمی توانند رویکردهای کلان اقتصادی خود را شفاف سازند و بسط دهند، نمی توانند صاحبان رویکرد عدالتخواهانه را معرفی کنند و نمی توانند خود و بدنه اجتماعی خود را از سایر جریان ها متمایز سازند.
https://t.me/tejaratefarda/4458
🔸 یادداشت مرتبط
https://t.me/babaee_ehsan/1269
#فقه
#عدالت
@babaee_ehsan
Telegram
هفتهنامه تجارتفردا
🔹اقتصاد به روایت دیگر
🔹 گفتوگو با آیتالله سیدجواد علویبروجردی درباره رابطه دین و بازار آزاد
اقتصاد را به روایتی دیگر تعریف میکند، روایتی که کمتر شنیدهایم. دلبسته بازار آزاد است و مدافع رقابت. میگوید کجرفتاریها در اقتصاد ایران ریشه در سیاستگذاری…
🔹 گفتوگو با آیتالله سیدجواد علویبروجردی درباره رابطه دین و بازار آزاد
اقتصاد را به روایتی دیگر تعریف میکند، روایتی که کمتر شنیدهایم. دلبسته بازار آزاد است و مدافع رقابت. میگوید کجرفتاریها در اقتصاد ایران ریشه در سیاستگذاری…
🔸 نمایش حضور
🔹کافی است که مسوولی به میان مردم برود؛ اولین تفسیر این خواهد بود که این حضور، تبلیغاتی و انتخاباتی است. قاعدتا مسوولان نامدار ما نمی توانند به این برچسب، اعتراض داشته باشند. این تصویری است که رجال سیاسی ما هر بار از یک سال قبل از انتخابات با رفتارهای نمایشی به آن دامن زده اند.
🔹رفتارهای نمایشی این اثر را دارد که خیلی از مفاهیم ارزشمند را از محتوا تهی می کند، مفاهیمی مانند خدمت، مردمی بودن، با مردم بودن. ضمن اینکه این روش و رسوب کردن برداشت یاد شده از آن، سد راه آنهایی خواهد بود که واقعا می خواهند از نزدیک پیگیر رفع مشکلات باشند و مردم داری پیشه کنند. این مثلا رجال سیاسی، کار را به جایی رسانده اند که در یک شهر هم اگر مسوول اداره ای بخواهد به مردم نزدیک شود، تلقّی نمایشی بودن بر این مردمی بودن سایه می اندازد.
🔹یک نمونه از این بی محتوا شدن و بی اهمیت شدن مفهوم مردمی بودن، این است که مردم هم می گویند، انگیزه و نیت چندان مهم نیست. اگر مشکل ما با این نمایش ها حل می شود چه اشکالی دارد با مشکلات ما عکس یادگاری بگیرند؟ البته معلوم است این نگاه هم تاریخ مصرف خواهد داشت.
@babaee_ehsan
🔹کافی است که مسوولی به میان مردم برود؛ اولین تفسیر این خواهد بود که این حضور، تبلیغاتی و انتخاباتی است. قاعدتا مسوولان نامدار ما نمی توانند به این برچسب، اعتراض داشته باشند. این تصویری است که رجال سیاسی ما هر بار از یک سال قبل از انتخابات با رفتارهای نمایشی به آن دامن زده اند.
🔹رفتارهای نمایشی این اثر را دارد که خیلی از مفاهیم ارزشمند را از محتوا تهی می کند، مفاهیمی مانند خدمت، مردمی بودن، با مردم بودن. ضمن اینکه این روش و رسوب کردن برداشت یاد شده از آن، سد راه آنهایی خواهد بود که واقعا می خواهند از نزدیک پیگیر رفع مشکلات باشند و مردم داری پیشه کنند. این مثلا رجال سیاسی، کار را به جایی رسانده اند که در یک شهر هم اگر مسوول اداره ای بخواهد به مردم نزدیک شود، تلقّی نمایشی بودن بر این مردمی بودن سایه می اندازد.
🔹یک نمونه از این بی محتوا شدن و بی اهمیت شدن مفهوم مردمی بودن، این است که مردم هم می گویند، انگیزه و نیت چندان مهم نیست. اگر مشکل ما با این نمایش ها حل می شود چه اشکالی دارد با مشکلات ما عکس یادگاری بگیرند؟ البته معلوم است این نگاه هم تاریخ مصرف خواهد داشت.
@babaee_ehsan
🔹متن نامه محسن برهانی، استاد حقوق دانشگاه تهران به حجت الاسلام و المسلمین ابراهیم رییسی رییس قوه قضاییه
تراژدی حقوقی-انسانی
ریاست محترم قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران
حجت الاسلام و المسلمین سید ابراهیم رییسی
با سلام و تحیت
اخیراً در چند شهر مختلف کشور از جمله شهر تهران نیروی انتظامی افرادی را به عنوان اراذل و اوباش بر روی ماشینها سوار کرده و جلوی چشمان مردم با ضرب و شتم ایشان را به عذرخواهی و خودفحاشی وادار نموده است و این افراد نیز با صدای بلند از مردم عذرخواهی میکنند!!
به عنوان یک استاد دانشگاه در رشته حقوق هرچقدر در کتب حقوقی کنکاش کردم مجوز پس گردنی و کشیدن مو و سیلی و زدن دمپایی به سر افراد را نیافتم. از آنجایی که در برخی نقاط صریحاً اعلام میشود که با دستور مقام قضایی این اتفاق می افتد، یافتن مستند این خیمه شب بازی و تراژدی حقوقی برای بسیاری جالب خواهد بود. اخیراً در ماده ۹ دستورالعمل حفظ کرامت و ارزشهای انسانی در قوه قضائیه ابلاغ فرمودید: «در اجرای اصل سی و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر منع هتک حیثیت افرادی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شدهاند، مراجع قضائی مکلفاند موارد زیر را رعایت کنند:
الف- اجتناب از هر گونه رفتار تحقیرآمیز و موجب اذیت و آزار جسمی یا روحی و روانی یا بی حرمتی به متهمان یا محکومان؛
ب- اجتناب از هرگونه رفتار غیرقانونی یا سلیقهای مانند تراشیدن سر، استفاده از پابند، چشم بند، پوشانیدن صورت، نشستن پشت سر متهم و یا انتقال وی به اماکن نامعلوم توسط ضابطان دادگستری در جریان بازجویی». بین این مصوبه و رفتارهای اخیر هیچ سنخیتی وجود ندارد و دستورالعمل صادره بروشنی نقض و به سخره گرفته شده است.
ثانیاً به عنوان دانش آموخته حوزه علمیه، فقدان مستند فقهی و شرعی این اقدام مسلّم و اظهر من الشمس است. از لحاظ فقهی و شرعی نمیتوان محکوم به اعدام را هم هتک کرد چه برسد به کتک زدن عملی جلوی چشمان سایرین.
ثالثاً به عنوان یک شهروند ایرانی اعتقاد دارم این شکنجه علنی باعث وهن و آسیب به آبروی ایران و ایرانی است و حیثیت نظام اسلامی و نظام قضایی و نظام حقوقی ایران را در عرصه بین المللی به حراج گذاشته است.
نهایت آنکه این اقدامات از لحاظ جرمشناسی هیچ تاثیری بر پیشگیری از تکرار ارتکاب جرم از سوی این افراد نخواهد داشت و بیشتر باعث شهرت مجرمین شده و من بعد، ایشان چیزی برای از دست دادن ندارند و شهروندان عادی باید هزینه قدرتنمایی نیروی انتظامی را پرداخت کنند.
با توجه به مراتب فوق به استناد ماده ۷ و بند ب ماده ۶۴ و ماده ۶۵ قانون آیین دادرسی کیفری و مواد ۵۷۰ و ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) مراتب اعلام جرم را خدمت جنابعالی اعلام مینمایم و تقاضا دارم دستور فرمایید ضمن شروع به تعقیب با مسببان و مرتکبان جرم برابر مقررات قانونی برخورد شود.
محسن برهانی
عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران
@babaee_ehsan
تراژدی حقوقی-انسانی
ریاست محترم قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران
حجت الاسلام و المسلمین سید ابراهیم رییسی
با سلام و تحیت
اخیراً در چند شهر مختلف کشور از جمله شهر تهران نیروی انتظامی افرادی را به عنوان اراذل و اوباش بر روی ماشینها سوار کرده و جلوی چشمان مردم با ضرب و شتم ایشان را به عذرخواهی و خودفحاشی وادار نموده است و این افراد نیز با صدای بلند از مردم عذرخواهی میکنند!!
به عنوان یک استاد دانشگاه در رشته حقوق هرچقدر در کتب حقوقی کنکاش کردم مجوز پس گردنی و کشیدن مو و سیلی و زدن دمپایی به سر افراد را نیافتم. از آنجایی که در برخی نقاط صریحاً اعلام میشود که با دستور مقام قضایی این اتفاق می افتد، یافتن مستند این خیمه شب بازی و تراژدی حقوقی برای بسیاری جالب خواهد بود. اخیراً در ماده ۹ دستورالعمل حفظ کرامت و ارزشهای انسانی در قوه قضائیه ابلاغ فرمودید: «در اجرای اصل سی و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر منع هتک حیثیت افرادی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شدهاند، مراجع قضائی مکلفاند موارد زیر را رعایت کنند:
الف- اجتناب از هر گونه رفتار تحقیرآمیز و موجب اذیت و آزار جسمی یا روحی و روانی یا بی حرمتی به متهمان یا محکومان؛
ب- اجتناب از هرگونه رفتار غیرقانونی یا سلیقهای مانند تراشیدن سر، استفاده از پابند، چشم بند، پوشانیدن صورت، نشستن پشت سر متهم و یا انتقال وی به اماکن نامعلوم توسط ضابطان دادگستری در جریان بازجویی». بین این مصوبه و رفتارهای اخیر هیچ سنخیتی وجود ندارد و دستورالعمل صادره بروشنی نقض و به سخره گرفته شده است.
ثانیاً به عنوان دانش آموخته حوزه علمیه، فقدان مستند فقهی و شرعی این اقدام مسلّم و اظهر من الشمس است. از لحاظ فقهی و شرعی نمیتوان محکوم به اعدام را هم هتک کرد چه برسد به کتک زدن عملی جلوی چشمان سایرین.
ثالثاً به عنوان یک شهروند ایرانی اعتقاد دارم این شکنجه علنی باعث وهن و آسیب به آبروی ایران و ایرانی است و حیثیت نظام اسلامی و نظام قضایی و نظام حقوقی ایران را در عرصه بین المللی به حراج گذاشته است.
نهایت آنکه این اقدامات از لحاظ جرمشناسی هیچ تاثیری بر پیشگیری از تکرار ارتکاب جرم از سوی این افراد نخواهد داشت و بیشتر باعث شهرت مجرمین شده و من بعد، ایشان چیزی برای از دست دادن ندارند و شهروندان عادی باید هزینه قدرتنمایی نیروی انتظامی را پرداخت کنند.
با توجه به مراتب فوق به استناد ماده ۷ و بند ب ماده ۶۴ و ماده ۶۵ قانون آیین دادرسی کیفری و مواد ۵۷۰ و ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) مراتب اعلام جرم را خدمت جنابعالی اعلام مینمایم و تقاضا دارم دستور فرمایید ضمن شروع به تعقیب با مسببان و مرتکبان جرم برابر مقررات قانونی برخورد شود.
محسن برهانی
عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران
@babaee_ehsan
🔸بازنشر به مناسبت درگذشت استاد محمد رضا شجریان
🔹 به این تفکیک نیاز داریم
✅ مرحوم میرزا جواد آقا تهرانی به تعبیر رهبر انقلاب از زبدگان مکتب تفکیک بود که با فلسفه و عرفان رابطه خوبی نداشت. از جلوه های اصرار و پایبندی ایشان بر عقاید خود این بود که با تفسیر عرفانی امام که ابتدای انقلاب از تلویزیون پخش می شد، مخالف بود.
✅ اما همزمان مرحوم میرزا جواد آقا از نظر سیاسی جزء مریدان امام بود. با صداقت، با وجود اختلاف نظرهای جدی در مورد مهم ترین مسائل اعتقادی، رهبری امام را هم پذیرفته بود، در جبهه نیز حضور یافته بود.
برای من این تفکیک میرزا جواد آقا اهمیت بیشتری دارد تا تعلق خاطر او به مکتب تفکیک.
✅ ما به این تفکیک نیاز داریم که اگر با کسی در بعدی از ابعاد شخصیت او موافق نیستیم، هنر او را، علم او را، توانمندی های اجرایی و جایگاه او را انکار نکنیم و با تحمیل انزوا، جامعه را به خاطر تفاوتهایی که معلوم نیست چقدر در قیاس با هویت و شان اصلی افراد موضوعیت داشته باشد، محروم نکنیم.
✅ این هم درس آموز است که امام نیز حتی آنجا که پای عرفان و تفسیر قرآن در بین بود، اجازه نداد تفرقه، مجال بروز پیدا کند.
✅ گاهی با تفکیک کردن و تقسیم تفاوت ها به مسائل اصلی و فرعی در نسبت با فرد مورد نظر یا جامعه، هم حریم فردیت و استقلال افراد محفوظ می ماند، هم وحدت جامعه بهتر حفظ می شود.
@babaee_ehsan
🔹 به این تفکیک نیاز داریم
✅ مرحوم میرزا جواد آقا تهرانی به تعبیر رهبر انقلاب از زبدگان مکتب تفکیک بود که با فلسفه و عرفان رابطه خوبی نداشت. از جلوه های اصرار و پایبندی ایشان بر عقاید خود این بود که با تفسیر عرفانی امام که ابتدای انقلاب از تلویزیون پخش می شد، مخالف بود.
✅ اما همزمان مرحوم میرزا جواد آقا از نظر سیاسی جزء مریدان امام بود. با صداقت، با وجود اختلاف نظرهای جدی در مورد مهم ترین مسائل اعتقادی، رهبری امام را هم پذیرفته بود، در جبهه نیز حضور یافته بود.
برای من این تفکیک میرزا جواد آقا اهمیت بیشتری دارد تا تعلق خاطر او به مکتب تفکیک.
✅ ما به این تفکیک نیاز داریم که اگر با کسی در بعدی از ابعاد شخصیت او موافق نیستیم، هنر او را، علم او را، توانمندی های اجرایی و جایگاه او را انکار نکنیم و با تحمیل انزوا، جامعه را به خاطر تفاوتهایی که معلوم نیست چقدر در قیاس با هویت و شان اصلی افراد موضوعیت داشته باشد، محروم نکنیم.
✅ این هم درس آموز است که امام نیز حتی آنجا که پای عرفان و تفسیر قرآن در بین بود، اجازه نداد تفرقه، مجال بروز پیدا کند.
✅ گاهی با تفکیک کردن و تقسیم تفاوت ها به مسائل اصلی و فرعی در نسبت با فرد مورد نظر یا جامعه، هم حریم فردیت و استقلال افراد محفوظ می ماند، هم وحدت جامعه بهتر حفظ می شود.
@babaee_ehsan
🔸ایشان که از نسبتی که به صراحت به حضرت امام داده بودند عذرخواهی نکردند. کاش برداشت ناصواب خودشان را بدون نسبت دادن به امام مطرح می کردند.
بهتر این است که بی واسطه، بین جملات امام و آنچه مهمان شبکه قرآن به امام نسبت داده اند مقایسه نماییم:
🔹صحیفه امام ج20، ص4: «من راجع به حضرت صدیقه - سلام الله علیها - خودم را قاصر میدانم که ذکری بکنم، فقط اکتفا میکنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است که حضرت صادق - سلام الله علیه - میفرماید: فاطمه - سلام الله علیها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در این دنیا، بودند و حزن و شدت برایشان غلبه داشت و جبرئیل امین میآمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض میکرد و مسائلی از آینده نقل میکرد. ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراودهای بوده است؛ یعنی، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیای عظامدرباره کسی اینطور وارد شده باشد که در ظرف 75 روز جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیهای که واقع میشده است، مسائل را ذکر کرده است و آنچه که به ذریه او میرسیده است در آتیه، ذکر کرده است و حضرت امیر هم آنها را نوشته است، کاتب وحی بوده است حضرت امیر، همان طوری که کاتب وحی رسول خدا بوده است - والبته آن وحی به معنای آوردن احکام، تمام شد به رفتن رسول اکرم - کاتب وحی حضرت صدیقه در این 75 روز بوده است.
مسئله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسئله ساده نیست. خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی میآید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل میخواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به اینکه قضیه تنزیل، تنزل جبرئیل، به واسطه روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است. او تنزیل میدهد او را و وارد میکند تا مرتبه پایین یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مأمور میکند که برو و این مسائل را بگو. چه آن قسم بگوییم که بعض اهل نظر میگویند و چه این قسم بگوییم که بعض اهل ظاهر میگویند، تا تناسب ما بین روح این کسی که جبرئیل میآید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیای درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است، بعد از این هم بین کسی دیگر نشده است. حتی درباره ائمه هم من ندیدهام که وارد شده باشد اینطور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است که برای حضرت زهرا - سلام الله علیها - ست که آنکه من دیدهام که جبرئیل بهطور مکرر در این 75 روز وارد میشده و مسائل آتیهای که بر ذریه او میگذشته است، آن مسائل را میگفته است و حضرت امیر هم ثبت میکرده است. و شاید یکی از مسائلی که گفته است، راجع به مسائلی است که در عهد ذریه بلند پایه او حضرت صاحب - سلام الله علیه - است، برای او ذکر کرده است که مسائل ایران جزو آن مسائل باشد، ما نمیدانیم، ممکن است. در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کردهاند - با اینکه آنها هم فضایل بزرگی است - این فضیلت را من بالاتر از همه میدانم که برای غیر انبیا - علیهم السلام - آن هم نه همه انبیا، برای طبقه بالای انبیا - علیهم السلام - و بعض از اولیایی که در رتبه آنها هست، برای کس دیگر حاصل نشده. و با این تعبیری که مراوده داشته است جبرئیل در این هفتاد و چند روز، برای هیچ کس تاکنون واقع نشده و این از فضایلی است که از مختصات حضرت صدیقه - سلام الله علیها - است». (صحیفه امام، ج20، صص4-6)
https://t.me/nasimonline/131655
https://t.me/omidmardom/73932
@babaee_ehsan
بهتر این است که بی واسطه، بین جملات امام و آنچه مهمان شبکه قرآن به امام نسبت داده اند مقایسه نماییم:
🔹صحیفه امام ج20، ص4: «من راجع به حضرت صدیقه - سلام الله علیها - خودم را قاصر میدانم که ذکری بکنم، فقط اکتفا میکنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است که حضرت صادق - سلام الله علیه - میفرماید: فاطمه - سلام الله علیها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در این دنیا، بودند و حزن و شدت برایشان غلبه داشت و جبرئیل امین میآمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض میکرد و مسائلی از آینده نقل میکرد. ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراودهای بوده است؛ یعنی، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیای عظامدرباره کسی اینطور وارد شده باشد که در ظرف 75 روز جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیهای که واقع میشده است، مسائل را ذکر کرده است و آنچه که به ذریه او میرسیده است در آتیه، ذکر کرده است و حضرت امیر هم آنها را نوشته است، کاتب وحی بوده است حضرت امیر، همان طوری که کاتب وحی رسول خدا بوده است - والبته آن وحی به معنای آوردن احکام، تمام شد به رفتن رسول اکرم - کاتب وحی حضرت صدیقه در این 75 روز بوده است.
مسئله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسئله ساده نیست. خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی میآید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل میخواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به اینکه قضیه تنزیل، تنزل جبرئیل، به واسطه روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است. او تنزیل میدهد او را و وارد میکند تا مرتبه پایین یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مأمور میکند که برو و این مسائل را بگو. چه آن قسم بگوییم که بعض اهل نظر میگویند و چه این قسم بگوییم که بعض اهل ظاهر میگویند، تا تناسب ما بین روح این کسی که جبرئیل میآید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیای درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است، بعد از این هم بین کسی دیگر نشده است. حتی درباره ائمه هم من ندیدهام که وارد شده باشد اینطور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است که برای حضرت زهرا - سلام الله علیها - ست که آنکه من دیدهام که جبرئیل بهطور مکرر در این 75 روز وارد میشده و مسائل آتیهای که بر ذریه او میگذشته است، آن مسائل را میگفته است و حضرت امیر هم ثبت میکرده است. و شاید یکی از مسائلی که گفته است، راجع به مسائلی است که در عهد ذریه بلند پایه او حضرت صاحب - سلام الله علیه - است، برای او ذکر کرده است که مسائل ایران جزو آن مسائل باشد، ما نمیدانیم، ممکن است. در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کردهاند - با اینکه آنها هم فضایل بزرگی است - این فضیلت را من بالاتر از همه میدانم که برای غیر انبیا - علیهم السلام - آن هم نه همه انبیا، برای طبقه بالای انبیا - علیهم السلام - و بعض از اولیایی که در رتبه آنها هست، برای کس دیگر حاصل نشده. و با این تعبیری که مراوده داشته است جبرئیل در این هفتاد و چند روز، برای هیچ کس تاکنون واقع نشده و این از فضایلی است که از مختصات حضرت صدیقه - سلام الله علیها - است». (صحیفه امام، ج20، صص4-6)
https://t.me/nasimonline/131655
https://t.me/omidmardom/73932
@babaee_ehsan
Telegram
کانال نسیم آنلاین
🎥💢 توضیح و عذرخواهی مهمان شبکه قرآن در پی اظهارات اخیرش در تلويزيون
🔹 مهمان یکی از برنامههای #شبکه_قرآن سیما درباره صحبتهای خود پیرامون ارتباط تولد پیامبر (صلي الله عليه و آله) و #انقلاب اسلامی ایران توضیح داد.
@NasimOnline
🔹 مهمان یکی از برنامههای #شبکه_قرآن سیما درباره صحبتهای خود پیرامون ارتباط تولد پیامبر (صلي الله عليه و آله) و #انقلاب اسلامی ایران توضیح داد.
@NasimOnline
🔸روایتی از اقدامات پیامبر اکرم(ص) و امیر المومنین (ع) و نیز کاخ سازی های بنی امیه
https://t.me/shafaqna_farsi/40676
#پیامبر_اعظم
@babaee_ehsan
https://t.me/shafaqna_farsi/40676
#پیامبر_اعظم
@babaee_ehsan
Telegram
شفقنا
🎥 استاد احمد عابدی: پیغمبر(ص) کار میکرد نه اینکه فقط درس اخلاق دهد/پیامبر(ص) هفت سد ساخت و نه چاه با دستان خود حفر کرد/ در بخشش مال بین مسلمان وکافر فرق نمی گذاشت
👇👇
https://fa.shafaqna.com/news/1029112/
🌍 |خبرگزاری بین المللی شفقنا
shafaqna.com
🆔 @shafaqna_farsi
👇👇
https://fa.shafaqna.com/news/1029112/
🌍 |خبرگزاری بین المللی شفقنا
shafaqna.com
🆔 @shafaqna_farsi
🔸 در حاشیه طرح استیضاح رئیس جمهور
🔹تاکید رهبری بر ادامه کار دولت، مساله ای تازه نیست. امام خمینی(ره) نیز گاه در امور قوای سه گانه و حتی شورای نگهبان دخالت می کردند. اصل امکان این مداخله، جزء لوازم پذیرش ولایت فقیه است و در غیر این صورت، ولایت و نظارت را به نظاره گری تقلیل داده ایم.
🔹انکار چنین اختیاری صرفنظر از کاستی در تبیین فقهی اختیارات ولی فقیه، می تواند ناشی از غفلت از پیچیدگی های معضلات اجتماعی و کنار نهادن واقع بینی و گرفتار شدن در ساده سازی های نادرست باشد.
🔹ارزش نظم حقوقی، غیر قابل انکار است اما دو نکته در این بین قابل توجه است. اول اینکه همیشه اینگونه نیست که ثبات یا امنیت یا عدالت و مصالح اجتماعی ذیل نظم حقوقی -اختیارات و وظایف حقوقی نهادها- قابل تحقق باشد. و دیگر اینکه اختیارات ولی فقیه را نیز باید جزئی از نظم حقوقی دید و نه خارج از آن.
🔹استفاده از اختیارات ولی فقیه مجالی برای تدبیر امور اجتماعی و تنظیم روابط قوای حاکمیتی و تامین مصالح اجتماعی فراهم می نماید و از این حیث عقلانی و قابل دفاع است. آنچه پایه های عقلانی و قابل دفاع این تدبیر حقوقی را متزلزل می کند، استفاده بی رویه و غیر منضبط از آن است؛ یا مواجهه ای که حالت استثنایی را تبدیل به اصل نماید.
🔹و نیز استفاده از اختیارات حاکمیتی ولی فقیه را نباید در غیاب ضعف و قوت سایر نهادها، تحلیل کرد. هر میزان نهادهای حاکمیتی در انجام کارکردهای خود درست عمل کنند، زمینه استفاده از این سنخ اختیارات کمتر می شود. عوامل خارج از سیستم را هم باید دید. مسائل داخلی ما برکنار از واقعیت های خارجی نیست.
🔸یادداشت مرتبط
https://t.me/babaee_ehsan/675
#ولایت_فقیه
#امام_خمینی
@babaee_ehsan
🔹تاکید رهبری بر ادامه کار دولت، مساله ای تازه نیست. امام خمینی(ره) نیز گاه در امور قوای سه گانه و حتی شورای نگهبان دخالت می کردند. اصل امکان این مداخله، جزء لوازم پذیرش ولایت فقیه است و در غیر این صورت، ولایت و نظارت را به نظاره گری تقلیل داده ایم.
🔹انکار چنین اختیاری صرفنظر از کاستی در تبیین فقهی اختیارات ولی فقیه، می تواند ناشی از غفلت از پیچیدگی های معضلات اجتماعی و کنار نهادن واقع بینی و گرفتار شدن در ساده سازی های نادرست باشد.
🔹ارزش نظم حقوقی، غیر قابل انکار است اما دو نکته در این بین قابل توجه است. اول اینکه همیشه اینگونه نیست که ثبات یا امنیت یا عدالت و مصالح اجتماعی ذیل نظم حقوقی -اختیارات و وظایف حقوقی نهادها- قابل تحقق باشد. و دیگر اینکه اختیارات ولی فقیه را نیز باید جزئی از نظم حقوقی دید و نه خارج از آن.
🔹استفاده از اختیارات ولی فقیه مجالی برای تدبیر امور اجتماعی و تنظیم روابط قوای حاکمیتی و تامین مصالح اجتماعی فراهم می نماید و از این حیث عقلانی و قابل دفاع است. آنچه پایه های عقلانی و قابل دفاع این تدبیر حقوقی را متزلزل می کند، استفاده بی رویه و غیر منضبط از آن است؛ یا مواجهه ای که حالت استثنایی را تبدیل به اصل نماید.
🔹و نیز استفاده از اختیارات حاکمیتی ولی فقیه را نباید در غیاب ضعف و قوت سایر نهادها، تحلیل کرد. هر میزان نهادهای حاکمیتی در انجام کارکردهای خود درست عمل کنند، زمینه استفاده از این سنخ اختیارات کمتر می شود. عوامل خارج از سیستم را هم باید دید. مسائل داخلی ما برکنار از واقعیت های خارجی نیست.
🔸یادداشت مرتبط
https://t.me/babaee_ehsan/675
#ولایت_فقیه
#امام_خمینی
@babaee_ehsan
Telegram
مَسطَر؛ انقلاب و جامعه
🔴 امام و پاسخ به مطالبه رعایت قانون
✅ آذر 1367 جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامه ای به امام خمینی، از نحوه عملکرد مجمع تشخیص مصلحت نظام انتقاد کرده و آن را مخل فرایندهای قانونگذاری دانسته اند و نسبت به وجود مراکز متعدد و موازی قانونگذاری ابراز…
✅ آذر 1367 جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامه ای به امام خمینی، از نحوه عملکرد مجمع تشخیص مصلحت نظام انتقاد کرده و آن را مخل فرایندهای قانونگذاری دانسته اند و نسبت به وجود مراکز متعدد و موازی قانونگذاری ابراز…
✔️کدامیک از علما، وقت و فرصتی برای مسجد و مردم دارند؟🔻
🔸ابراهیم عزیزی
🔹سیدعلی عماد مسئول امور نخبگان حوزههای علمیه در گفتگویی رسانه ای بیان کردند: «این مسیر و سیری که الان وجود دارد، نشان می دهد که روز به روز از سرمایه اجتماعی روحانیت اندک اندک در حال کاسته شدن است. روحانیت، در حال فروکاست و ازدست دادن جایگاه مرجعیت اجتماعی خود است و من بابت جابجایی این جایگاه نگران هستم». ایشان راه حلی نیز پیشنهاد دادند که: «روحانیت باید جاهایی ذائقه ملت را در نظر بگیرد و پای دفاع از حقوق ملت بیاید».
🔹اصل این دغدغه کاملا بجاست. و پدیده ی موجود در تاریخ حوزه خصوصا قرون اخیر بی سابقه بوده است. اما راه حل پیشنهادی که جبنه پوپولیستی آن کاملا هویداست، نه تنها راهگشا نیست؛ بلکه به عقب نشینی روحانیت از مواضع اصولی خود تفسیر خواهد شد و یادآور داستان کلیسا است.
🔹از دست دادن جایگاه روحانیت بخاطر انفصال خود روحانیون از جامعه است. در حال حاضر ارتباط روحانیون طراز اول و دوم و بلکه سوم! با ملت چقدر است؟ تردد اغلب ایشان با خودروهای لوکس به همراه محافظان خلفی و قدامی! صورت می گیرد. دیده شده مدیرهای خرده پا که مشغله چندانی هم ندارند برای خود مسئول دفتر استخدام کرده اند که مبادا کسی سرزده آرامش آنها را به هم بزند!
🔹مهمترین محل ارتباط مردم با روحانیت مسجد بود. آیا آقای اعرافی، معاونان ایشان، درجه پایین تر و پایین تر! هیچکدام در قم مسجد و اقامه جماعت دارند؟ اساتید خارج و سطوح چطور؟ حتی تبلیغ موسمی نیز غالبا توسط طلاب کم تجربه صورت می گیرد. و کسانی که به هر طریقی ممری برای خود یافته اند، دست از این ارتباط شسته اند.
🔹زمانی مساجد، خیابانها و کوچه های قم محل تردد مراجع تقلید بود. از مرحوم مرعشی نجفی نقل شده است که: «من اغلب خانه های قم را به بهانه شادی یا عزا رفته ام». با آسیب شناسی علمی عوامل دیگری نیز کشف می شود.
#روحانیت
#آسیب_شناسی
@namehayehawzavi
@babaee_ehsan
🔸ابراهیم عزیزی
🔹سیدعلی عماد مسئول امور نخبگان حوزههای علمیه در گفتگویی رسانه ای بیان کردند: «این مسیر و سیری که الان وجود دارد، نشان می دهد که روز به روز از سرمایه اجتماعی روحانیت اندک اندک در حال کاسته شدن است. روحانیت، در حال فروکاست و ازدست دادن جایگاه مرجعیت اجتماعی خود است و من بابت جابجایی این جایگاه نگران هستم». ایشان راه حلی نیز پیشنهاد دادند که: «روحانیت باید جاهایی ذائقه ملت را در نظر بگیرد و پای دفاع از حقوق ملت بیاید».
🔹اصل این دغدغه کاملا بجاست. و پدیده ی موجود در تاریخ حوزه خصوصا قرون اخیر بی سابقه بوده است. اما راه حل پیشنهادی که جبنه پوپولیستی آن کاملا هویداست، نه تنها راهگشا نیست؛ بلکه به عقب نشینی روحانیت از مواضع اصولی خود تفسیر خواهد شد و یادآور داستان کلیسا است.
🔹از دست دادن جایگاه روحانیت بخاطر انفصال خود روحانیون از جامعه است. در حال حاضر ارتباط روحانیون طراز اول و دوم و بلکه سوم! با ملت چقدر است؟ تردد اغلب ایشان با خودروهای لوکس به همراه محافظان خلفی و قدامی! صورت می گیرد. دیده شده مدیرهای خرده پا که مشغله چندانی هم ندارند برای خود مسئول دفتر استخدام کرده اند که مبادا کسی سرزده آرامش آنها را به هم بزند!
🔹مهمترین محل ارتباط مردم با روحانیت مسجد بود. آیا آقای اعرافی، معاونان ایشان، درجه پایین تر و پایین تر! هیچکدام در قم مسجد و اقامه جماعت دارند؟ اساتید خارج و سطوح چطور؟ حتی تبلیغ موسمی نیز غالبا توسط طلاب کم تجربه صورت می گیرد. و کسانی که به هر طریقی ممری برای خود یافته اند، دست از این ارتباط شسته اند.
🔹زمانی مساجد، خیابانها و کوچه های قم محل تردد مراجع تقلید بود. از مرحوم مرعشی نجفی نقل شده است که: «من اغلب خانه های قم را به بهانه شادی یا عزا رفته ام». با آسیب شناسی علمی عوامل دیگری نیز کشف می شود.
#روحانیت
#آسیب_شناسی
@namehayehawzavi
@babaee_ehsan
🔸مساله شناسی ولایت فقیه (1)
🔹سه جلسه در جمعی دانشجویی درباره "ولایت فقیه" به گفتگو نشستیم. هدف، تبیین نظریه ولایت فقیه نبود؛ بلکه نکاتی انتخاب شد که به تصویری واقعی تر از این نظریه در عرصه عمل بیانجامد. خلاصه ی برخی از مهمترین عناوین مطرح در این سه جلسه در ادامه خواهد آمد. در چینش این نکات، ترتیب منطقی مورد نظر نبوده است.
🔹اول. اگر ولایت فقیه، صورت عملی به خود گرفت، تنها حاصل ترویج نظریه ولایت فقیه نبوده است. نارضایتی از نظام مبتنی بر سلطنت (در ابعاد مختلف) تا سرنگونی آن پیش رفت. ولایت فقیه به عنوان مدل جایگزین مطرح شد. نتیجه و درس و عبرت مهم، اینکه هر چقدر نظریه ولایت فقیه از قوّت نظری برخوردار باشد، اما اگر عملکرد نظام جمهوری اسلامی به نارضایتی منجر گردد، قوّت علمی نمی تواند کاستی های عملکردی نظام را جبران نماید.
🔹دوم. از کاستی های مهم در مقام تبیین و معرفی ولایت فقیه این است که این نظریه فقهی غالبا با رویکردی کاملا نظری، انتزاعی و در غیاب واقعیت های عملی حاکمیت ولایت فقیه و لوازم و آثار آن مورد بررسی قرار می گیرد. حاکم بودن ادبیات و نحوه استدلال های حوزوی بر فهرست مسائل مرتبط با موضوع و چگونگی بررسی آنها سایه انداخته است. این ویژگی موجب شده است که بین پرسش های موجود(حتی در سطح جوانان متعهد به انقلاب و نظام) و تبیین های صورت گرفته فاصله زیادی به وجود آید.
🔹سوم. ولایت فقیه، ولایت فقه است. از ویژگی های دانش فقه، ضابطه مندی آن است. رویکرد فقهی به نظریه ولایت فقیه موجب می شود اعمال ولایت مبتنی بر احکام فقهی، قابل توضیح و قابل پیش بینی و قابل ارزیابی باشد. این همان ویژگی ای است که در نام کتاب آیت الله جوادی آملی با عنوان "ولایت فقیه، ولایت فقه و عدالت" مورد تاکید قرار گرفته است . در مقابل این رویکرد، مواجهه ای شبه عرفانی با ولایت فقیه را نیز شاهد هستیم که نتیجه آن بی نیازی و بلکه نادرستی جستجوی ضوابط اِعمال ولایت است. فرهنگ عمومی و تربیت دینی نیز به این نوع مواجهه نادرست دامن می زند.
🔹چهارم. ولایت فقیه، فقط ولایت فقه نیست، ولایت "فقیه" نیز هست. یعنی شخصیت فقیه، نوع نگاه و جهان بینی و تربیت او، تجربه ها و سوابق و تمایلات و اولویت های او، ضعف ها و قوت های او بر نحوه اعمال ولایت دخالت دارد. این نکته، جدید نیست. شهید مطهری در کتاب ده گفتار در سخنرانی اصل اجتهاد به تاثیر عوامل محیطی و فردی بر اجتهاد فقیه اشاره کرده است. اِعمال ولایت نیز از این قاعده مستثنا نیست.
🔹پنجم. غالب کتاب هایی که به موضوع ولایت فقیه و حکومت اسلامی پرداخته اند، به این پرسش پاسخ داده اند که "چه کسی باید حاکم باشد؟" و این پرسش مهم که "چگونه باید حکومت کرد؟" مورد غفلت قرار گرفت. بدون اهتمام به پرسش دوم، نسبت ما با ولایت فقیه به شکل گرایی خواهد انجامید.
#ولایت_فقیه
https://t.me/babaee_ehsan/1288
@babaee_ehsan
🔹سه جلسه در جمعی دانشجویی درباره "ولایت فقیه" به گفتگو نشستیم. هدف، تبیین نظریه ولایت فقیه نبود؛ بلکه نکاتی انتخاب شد که به تصویری واقعی تر از این نظریه در عرصه عمل بیانجامد. خلاصه ی برخی از مهمترین عناوین مطرح در این سه جلسه در ادامه خواهد آمد. در چینش این نکات، ترتیب منطقی مورد نظر نبوده است.
🔹اول. اگر ولایت فقیه، صورت عملی به خود گرفت، تنها حاصل ترویج نظریه ولایت فقیه نبوده است. نارضایتی از نظام مبتنی بر سلطنت (در ابعاد مختلف) تا سرنگونی آن پیش رفت. ولایت فقیه به عنوان مدل جایگزین مطرح شد. نتیجه و درس و عبرت مهم، اینکه هر چقدر نظریه ولایت فقیه از قوّت نظری برخوردار باشد، اما اگر عملکرد نظام جمهوری اسلامی به نارضایتی منجر گردد، قوّت علمی نمی تواند کاستی های عملکردی نظام را جبران نماید.
🔹دوم. از کاستی های مهم در مقام تبیین و معرفی ولایت فقیه این است که این نظریه فقهی غالبا با رویکردی کاملا نظری، انتزاعی و در غیاب واقعیت های عملی حاکمیت ولایت فقیه و لوازم و آثار آن مورد بررسی قرار می گیرد. حاکم بودن ادبیات و نحوه استدلال های حوزوی بر فهرست مسائل مرتبط با موضوع و چگونگی بررسی آنها سایه انداخته است. این ویژگی موجب شده است که بین پرسش های موجود(حتی در سطح جوانان متعهد به انقلاب و نظام) و تبیین های صورت گرفته فاصله زیادی به وجود آید.
🔹سوم. ولایت فقیه، ولایت فقه است. از ویژگی های دانش فقه، ضابطه مندی آن است. رویکرد فقهی به نظریه ولایت فقیه موجب می شود اعمال ولایت مبتنی بر احکام فقهی، قابل توضیح و قابل پیش بینی و قابل ارزیابی باشد. این همان ویژگی ای است که در نام کتاب آیت الله جوادی آملی با عنوان "ولایت فقیه، ولایت فقه و عدالت" مورد تاکید قرار گرفته است . در مقابل این رویکرد، مواجهه ای شبه عرفانی با ولایت فقیه را نیز شاهد هستیم که نتیجه آن بی نیازی و بلکه نادرستی جستجوی ضوابط اِعمال ولایت است. فرهنگ عمومی و تربیت دینی نیز به این نوع مواجهه نادرست دامن می زند.
🔹چهارم. ولایت فقیه، فقط ولایت فقه نیست، ولایت "فقیه" نیز هست. یعنی شخصیت فقیه، نوع نگاه و جهان بینی و تربیت او، تجربه ها و سوابق و تمایلات و اولویت های او، ضعف ها و قوت های او بر نحوه اعمال ولایت دخالت دارد. این نکته، جدید نیست. شهید مطهری در کتاب ده گفتار در سخنرانی اصل اجتهاد به تاثیر عوامل محیطی و فردی بر اجتهاد فقیه اشاره کرده است. اِعمال ولایت نیز از این قاعده مستثنا نیست.
🔹پنجم. غالب کتاب هایی که به موضوع ولایت فقیه و حکومت اسلامی پرداخته اند، به این پرسش پاسخ داده اند که "چه کسی باید حاکم باشد؟" و این پرسش مهم که "چگونه باید حکومت کرد؟" مورد غفلت قرار گرفت. بدون اهتمام به پرسش دوم، نسبت ما با ولایت فقیه به شکل گرایی خواهد انجامید.
#ولایت_فقیه
https://t.me/babaee_ehsan/1288
@babaee_ehsan
Telegram
مَسطَر؛ انقلاب و جامعه
🔸مساله شناسی ولایت فقیه(2)
🔹ششم. ولایت فقیه یک حکم فقهی و جزء تشریعات الهی است اما اِعمال ولایت، در بسیاری از موارد از جنس تدبیر بشری است. و نیز هر چند ولایت فقیه حکمی فقهی و از تشریعات الهی است اما بسیاری از آنچه در ساماندهی به نظام جمهوری اسلامی پیش بینی…
🔹ششم. ولایت فقیه یک حکم فقهی و جزء تشریعات الهی است اما اِعمال ولایت، در بسیاری از موارد از جنس تدبیر بشری است. و نیز هر چند ولایت فقیه حکمی فقهی و از تشریعات الهی است اما بسیاری از آنچه در ساماندهی به نظام جمهوری اسلامی پیش بینی…
🔸مساله شناسی ولایت فقیه(2)
🔹ششم. ولایت فقیه یک حکم فقهی و جزء تشریعات الهی است اما اِعمال ولایت، در بسیاری از موارد از جنس تدبیر بشری است. و نیز هر چند ولایت فقیه حکمی فقهی و از تشریعات الهی است اما بسیاری از آنچه در ساماندهی به نظام جمهوری اسلامی پیش بینی شده است جزء طراحی های بشری محسوب می شود. تفکیک تشریع الهی از تدبیر بشری، مجالی وسیع برای نقد و بررسی کارشناسانه فراهم می کند.
🔹هفتم. در یک رویکرد مهم در موضوع ولایت فقیه، نقش مردم در شکل گیری حکومت اسلامی، تامین قدرت است و مشروعیت نظام اسلامی وابسته به مردم نیست. آثاری که بر اساس این رویکرد نوشته شده است به نقش مردم در مرحله شکل گیری نظام اسلامی پرداخته اند و نقش مردم بعد از شکل گیری نظام اسلامی را تبیین نمی کنند. و نیز به این پرسش پاسخ نمی دهند که اگر قدرت، به طریق دیگری تضمین شد، آیا باز هم می توان نقش مردم در ساخت نظام اسلامی را تبیین کرد یا خیر؟
🔹هشتم. غالب آثاری که در زمینه ولایت فقیه و حکومت اسلامی نوشته شده است، به شرایط لازم برای حاکم پرداخته اند در حالی که می توان و بلکه باید بین حاکم اسلامی و حکومت اسلامی تفاوت قائل شد. و چه بسا شرایط مشروعیت حاکم اسلامی، غیر از شرایط مشروعیت حکومت اسلامی است. تقلیل حکومت اسلامی به حاکم اسلامی نیز یکی از لغزشگاه ها به سوی شکل گرایی است که شکل حکومت، اسلامی باشد اما محتوا اینگونه نباشد.
🔹نهم. تنظیم رابطه ولی فقیه با دستگاه های حاکمیتی ( قوای سه گانه و سایر نهاد ها) یکی از جلوه های دخالت تدبیر بشری است که یافتن نقطه بهینه و متعادل دشوار است. دخالت بیش از اندازه ولی فقیه در امور محوله به دستگاه های حاکمیتی دو اثر نامطلوب خواهد داشت: اول، حذف فاصله ولی فقیه از دستگاه های حاکمیتی و تضعیف بعد نظارتی ولی فقیه و به دنبال آن ثبت عملکرد دستگاه ها به نام ولی فقیه و دوم، تضعیف دستگاه های حاکمیتی و وابستگی آنها به تصمیمات جزئی ولی فقیه.
🔹دهم. همچنانکه تقلیل حکومت اسلامی به حاکم اسلامی یک خطا محسوب می شود، تقلیل جامعه اسلامی به حکومت اسلامی نیز اشتباه است. ولی فقیه، تنها مدیریت حکومت اسلامی را بر عهده ندارد، بلکه رهبری جامعه اسلامی را نیز عهده دار است. همچنانکه کیفیت رابطه ولی فقیه با دستگاه های حاکمیتی می تواند موضوع بررسی باشد، بایسته ها و لوازم نحوه ارتباط ولی فقیه با جامعه نیز موضوع مستقل دیگری است که غفلت از آن بر نحوه مدیریت نظام اسلامی موثر خواهد بود.
🔹یازدهم. این پرسش نیز قابل توجه است که ولی فقیه در متن نظام و جامعه اسلامی از کدام ابزارها و ظرفیت ها برای ایفای نقش برخوردار است؟ و آیا همه ابزارها و ظرفیت ها برای راهبری دستگاه های حاکمیتی و جامعه به کار گرفته می شود؟ در بررسی کیفیت اثر گذاری ولی فقیه، همچنانکه استفاده از ابزارها و ظرفیت ها باید مورد توجه قرار گیرد، عدم استفاده از آن نیز قابل توجه است.
13آبان99
https://t.me/babaee_ehsan/1287
#ولایت_فقیه
@babaee_ehsan
🔹ششم. ولایت فقیه یک حکم فقهی و جزء تشریعات الهی است اما اِعمال ولایت، در بسیاری از موارد از جنس تدبیر بشری است. و نیز هر چند ولایت فقیه حکمی فقهی و از تشریعات الهی است اما بسیاری از آنچه در ساماندهی به نظام جمهوری اسلامی پیش بینی شده است جزء طراحی های بشری محسوب می شود. تفکیک تشریع الهی از تدبیر بشری، مجالی وسیع برای نقد و بررسی کارشناسانه فراهم می کند.
🔹هفتم. در یک رویکرد مهم در موضوع ولایت فقیه، نقش مردم در شکل گیری حکومت اسلامی، تامین قدرت است و مشروعیت نظام اسلامی وابسته به مردم نیست. آثاری که بر اساس این رویکرد نوشته شده است به نقش مردم در مرحله شکل گیری نظام اسلامی پرداخته اند و نقش مردم بعد از شکل گیری نظام اسلامی را تبیین نمی کنند. و نیز به این پرسش پاسخ نمی دهند که اگر قدرت، به طریق دیگری تضمین شد، آیا باز هم می توان نقش مردم در ساخت نظام اسلامی را تبیین کرد یا خیر؟
🔹هشتم. غالب آثاری که در زمینه ولایت فقیه و حکومت اسلامی نوشته شده است، به شرایط لازم برای حاکم پرداخته اند در حالی که می توان و بلکه باید بین حاکم اسلامی و حکومت اسلامی تفاوت قائل شد. و چه بسا شرایط مشروعیت حاکم اسلامی، غیر از شرایط مشروعیت حکومت اسلامی است. تقلیل حکومت اسلامی به حاکم اسلامی نیز یکی از لغزشگاه ها به سوی شکل گرایی است که شکل حکومت، اسلامی باشد اما محتوا اینگونه نباشد.
🔹نهم. تنظیم رابطه ولی فقیه با دستگاه های حاکمیتی ( قوای سه گانه و سایر نهاد ها) یکی از جلوه های دخالت تدبیر بشری است که یافتن نقطه بهینه و متعادل دشوار است. دخالت بیش از اندازه ولی فقیه در امور محوله به دستگاه های حاکمیتی دو اثر نامطلوب خواهد داشت: اول، حذف فاصله ولی فقیه از دستگاه های حاکمیتی و تضعیف بعد نظارتی ولی فقیه و به دنبال آن ثبت عملکرد دستگاه ها به نام ولی فقیه و دوم، تضعیف دستگاه های حاکمیتی و وابستگی آنها به تصمیمات جزئی ولی فقیه.
🔹دهم. همچنانکه تقلیل حکومت اسلامی به حاکم اسلامی یک خطا محسوب می شود، تقلیل جامعه اسلامی به حکومت اسلامی نیز اشتباه است. ولی فقیه، تنها مدیریت حکومت اسلامی را بر عهده ندارد، بلکه رهبری جامعه اسلامی را نیز عهده دار است. همچنانکه کیفیت رابطه ولی فقیه با دستگاه های حاکمیتی می تواند موضوع بررسی باشد، بایسته ها و لوازم نحوه ارتباط ولی فقیه با جامعه نیز موضوع مستقل دیگری است که غفلت از آن بر نحوه مدیریت نظام اسلامی موثر خواهد بود.
🔹یازدهم. این پرسش نیز قابل توجه است که ولی فقیه در متن نظام و جامعه اسلامی از کدام ابزارها و ظرفیت ها برای ایفای نقش برخوردار است؟ و آیا همه ابزارها و ظرفیت ها برای راهبری دستگاه های حاکمیتی و جامعه به کار گرفته می شود؟ در بررسی کیفیت اثر گذاری ولی فقیه، همچنانکه استفاده از ابزارها و ظرفیت ها باید مورد توجه قرار گیرد، عدم استفاده از آن نیز قابل توجه است.
13آبان99
https://t.me/babaee_ehsan/1287
#ولایت_فقیه
@babaee_ehsan
Telegram
مَسطَر؛ انقلاب و جامعه
🔸مساله شناسی ولایت فقیه (1)
🔹سه جلسه در جمعی دانشجویی درباره "ولایت فقیه" به گفتگو نشستیم. هدف، تبیین نظریه ولایت فقیه نبود؛ بلکه نکاتی انتخاب شد که به تصویری واقعی تر از این نظریه در عرصه عمل بیانجامد. خلاصه ی برخی از مهمترین عناوین مطرح در این سه جلسه…
🔹سه جلسه در جمعی دانشجویی درباره "ولایت فقیه" به گفتگو نشستیم. هدف، تبیین نظریه ولایت فقیه نبود؛ بلکه نکاتی انتخاب شد که به تصویری واقعی تر از این نظریه در عرصه عمل بیانجامد. خلاصه ی برخی از مهمترین عناوین مطرح در این سه جلسه…
🔸 راه بی نقشه
🔹 یادداشت های دکتر سعید زیبا کلام به ویژه اخیرا هر چند از دغدغه و نگرانی ایشان در خصوص وضع موجود حکایت می کند اما این پرسش طبیعی را هم مطرح می کند که او برای اصلاح وضع موجود چه طرح و ایده ای را دنبال می کند؟ چه تصویری از ریشه های وضعیت نامطلوب معرفی می کند و برای برون رفت از مشکلات، مخاطب خود را به کدام نشانی راهنمایی می کند؟ و اساسا چه تصویری از خود دارد و چه مسوولیتی بر دوش خود احساس می کند؟ برای عمل سیاسی امروز، چه الگوهایی از شخصیت ها یا گروه های سیاسی از حال یا گذشته به مخاطب معرفی می کند؟
🔹با این فرض که دکتر زیبا کلام برای خود مسوولیتی اصلاحی قائل باشد این نقد وارد است که رویکرد سلبی بدون ارائه طرح ایجابی، از نوع شالوده شکنی هایی است که به راحتی ایشان را جزئی از طرح دیگرانی قرار می دهد که شاید به آن رضایت نداشته باشد.
🔹حتی بسنده کردن به رویکرد سلبی و طرح نقاط ضعف هم اشکالی ندارد؛ مشروط بر اینکه با ارجاع به مبانی و اصولی همراه باشد که مخاطب را در سرگردانی و نارضایتی رها نکند. نفی هم می تواند به گونه ای باشد که اصول و ارزش ها را یادآوری کند؛ اما به نظر می رسد گلایه های سعید زیبا کلام، چیزی جز نمودهایی از عصبانیت نیست؛ از جنس دلنوشته هایی از سر خستگی... نارضایتی ها را فربه می کند بی آنکه جهت دهی اصلاحی داشته باشد. شاید علت اصلی این باشد که خود زیباکلام هنوز پاسخ روشنی به پرسش از وجه ایجابی عبور از وضع کنونی ندارد. مهم است که در نظر داشته باشیم که این ویژگی اختصاص به زیباکلام ندارد؛ جریانی واقعی و اجتماعی است که نباید به یک دو نفر تقلیل داد.
https://t.me/Saeidzibakalam/1731
@babaee_ehsan
🔹 یادداشت های دکتر سعید زیبا کلام به ویژه اخیرا هر چند از دغدغه و نگرانی ایشان در خصوص وضع موجود حکایت می کند اما این پرسش طبیعی را هم مطرح می کند که او برای اصلاح وضع موجود چه طرح و ایده ای را دنبال می کند؟ چه تصویری از ریشه های وضعیت نامطلوب معرفی می کند و برای برون رفت از مشکلات، مخاطب خود را به کدام نشانی راهنمایی می کند؟ و اساسا چه تصویری از خود دارد و چه مسوولیتی بر دوش خود احساس می کند؟ برای عمل سیاسی امروز، چه الگوهایی از شخصیت ها یا گروه های سیاسی از حال یا گذشته به مخاطب معرفی می کند؟
🔹با این فرض که دکتر زیبا کلام برای خود مسوولیتی اصلاحی قائل باشد این نقد وارد است که رویکرد سلبی بدون ارائه طرح ایجابی، از نوع شالوده شکنی هایی است که به راحتی ایشان را جزئی از طرح دیگرانی قرار می دهد که شاید به آن رضایت نداشته باشد.
🔹حتی بسنده کردن به رویکرد سلبی و طرح نقاط ضعف هم اشکالی ندارد؛ مشروط بر اینکه با ارجاع به مبانی و اصولی همراه باشد که مخاطب را در سرگردانی و نارضایتی رها نکند. نفی هم می تواند به گونه ای باشد که اصول و ارزش ها را یادآوری کند؛ اما به نظر می رسد گلایه های سعید زیبا کلام، چیزی جز نمودهایی از عصبانیت نیست؛ از جنس دلنوشته هایی از سر خستگی... نارضایتی ها را فربه می کند بی آنکه جهت دهی اصلاحی داشته باشد. شاید علت اصلی این باشد که خود زیباکلام هنوز پاسخ روشنی به پرسش از وجه ایجابی عبور از وضع کنونی ندارد. مهم است که در نظر داشته باشیم که این ویژگی اختصاص به زیباکلام ندارد؛ جریانی واقعی و اجتماعی است که نباید به یک دو نفر تقلیل داد.
https://t.me/Saeidzibakalam/1731
@babaee_ehsan
Telegram
دکتر سعید زیباکلام
⭕️📝منزلت الهی یا شبهالهی ولی فقیه
✍سعید زیباکلام
🔶 با طرح ناگهانی و بدون سابقه و پرتنش نهادی به نام ولایت فقیه در مذاکرات منتهی به قانون اساسی و ورود آن در عرصه سیاسی کشور، فرایندهای تصمیمگیری و سیاستگذاریِ غیرگفتمانی و غیرکارشناسی برای نخستین بار…
✍سعید زیباکلام
🔶 با طرح ناگهانی و بدون سابقه و پرتنش نهادی به نام ولایت فقیه در مذاکرات منتهی به قانون اساسی و ورود آن در عرصه سیاسی کشور، فرایندهای تصمیمگیری و سیاستگذاریِ غیرگفتمانی و غیرکارشناسی برای نخستین بار…
🔸جامعه ضعف نشان نمی دهد اگر...
🔹"زندگی در دنیای امروز، زندگی در مدرسه اراده است و سعادت و شقاوت هر انسانی به اراده همان انسان رقم می خورد."(صحیفه امام، ج21،ص137)
این جمله یکی از اصلی ترین کلیدهای تاثیرگذاری یک شخصیت و یک ملت را توضیح می دهد. و نیز یکی از شاخص های ارزیابی وضعیت دیروز و امروز ما و تحولی که پشت سر گذاشته ایم را بیان می کند.
🔹بدون عنصر اراده، برچیدن نظام سلطنتی ممکن نبود، غلبه بر دشواریهای سالهای نخستین پیروزی انقلاب، جریان های تجزیه طلب و گروهکهای تمامیت خواه، مهار تجاوز صدام ممکن نبود. تاکید بر اراده به معنای نفی دیگر عوامل نیست اما اگر اراده و خواستن نباشد، "نمی شود" به راحتی جایگزین "نمی خواهیم" می گردد.
🔹از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است "ما ضَعُفَ بَدَن عَمّا قَوِیَت عَلَیهِ النِّیّه" بدن، ضعف نشان نمی دهد اگر قصد و انگیزه، قوی باشد. این قاعده در گستره جامعه نیز صدق می کند که اگر یک ملّت بخواهد، سخت است که دشمن بتواند اراده خود را بر او تحمیل کند.
🔹این نگاه کاملا درست است که باید نگاهمان به درون باشد. اما استفاده از ظرفیت های درونی، نیازمند بازسازی اراده ملی است. بدون بازسازی اراده ملّی، دیگر حلقه های عزت و استقلال نیز فراهم نمی شود. با تقویت اراده اگر بسنجیم؛ همه، مخاطب ضرورت نگاه به درون هستند.
🔹این پرسش که چه عواملی، انگیزه و اراده یک ملت را تضعیف می کند، می تواند برای آسیب شناسی نظام و جامعه ما راهگشا باشد و فهرستی از نقاط ضعف داخلی را به ما نشان دهد.
تبعیض و بی عدالتی، فاصله مسوولان از مردم و ویژه شدن زندگی مسوولان، ناکارآمدی، تضعیف جایگاه قانون، ناامیدی، اختلاف و دمیدن بر تفرقه، مسابقه در تجمل و اشرافیت، بی توجهی به اخلاق و معنویت و بی اعتنایی به حقوق و نیازهای مردم در ابعاد مختلف یا نگاه ابزاری به مردم، همگی رابطه ای معکوس با اراده ملّت دارند. با معیار اراده، پرچمداران ضعف، سربازان خستگی را بهتر می توان شناخت.
#امام_خمینی
🔸یادداشت مرتبط
https://t.me/babaee_ehsan/1172
@babaee_ehsan
🔹"زندگی در دنیای امروز، زندگی در مدرسه اراده است و سعادت و شقاوت هر انسانی به اراده همان انسان رقم می خورد."(صحیفه امام، ج21،ص137)
این جمله یکی از اصلی ترین کلیدهای تاثیرگذاری یک شخصیت و یک ملت را توضیح می دهد. و نیز یکی از شاخص های ارزیابی وضعیت دیروز و امروز ما و تحولی که پشت سر گذاشته ایم را بیان می کند.
🔹بدون عنصر اراده، برچیدن نظام سلطنتی ممکن نبود، غلبه بر دشواریهای سالهای نخستین پیروزی انقلاب، جریان های تجزیه طلب و گروهکهای تمامیت خواه، مهار تجاوز صدام ممکن نبود. تاکید بر اراده به معنای نفی دیگر عوامل نیست اما اگر اراده و خواستن نباشد، "نمی شود" به راحتی جایگزین "نمی خواهیم" می گردد.
🔹از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است "ما ضَعُفَ بَدَن عَمّا قَوِیَت عَلَیهِ النِّیّه" بدن، ضعف نشان نمی دهد اگر قصد و انگیزه، قوی باشد. این قاعده در گستره جامعه نیز صدق می کند که اگر یک ملّت بخواهد، سخت است که دشمن بتواند اراده خود را بر او تحمیل کند.
🔹این نگاه کاملا درست است که باید نگاهمان به درون باشد. اما استفاده از ظرفیت های درونی، نیازمند بازسازی اراده ملی است. بدون بازسازی اراده ملّی، دیگر حلقه های عزت و استقلال نیز فراهم نمی شود. با تقویت اراده اگر بسنجیم؛ همه، مخاطب ضرورت نگاه به درون هستند.
🔹این پرسش که چه عواملی، انگیزه و اراده یک ملت را تضعیف می کند، می تواند برای آسیب شناسی نظام و جامعه ما راهگشا باشد و فهرستی از نقاط ضعف داخلی را به ما نشان دهد.
تبعیض و بی عدالتی، فاصله مسوولان از مردم و ویژه شدن زندگی مسوولان، ناکارآمدی، تضعیف جایگاه قانون، ناامیدی، اختلاف و دمیدن بر تفرقه، مسابقه در تجمل و اشرافیت، بی توجهی به اخلاق و معنویت و بی اعتنایی به حقوق و نیازهای مردم در ابعاد مختلف یا نگاه ابزاری به مردم، همگی رابطه ای معکوس با اراده ملّت دارند. با معیار اراده، پرچمداران ضعف، سربازان خستگی را بهتر می توان شناخت.
#امام_خمینی
🔸یادداشت مرتبط
https://t.me/babaee_ehsan/1172
@babaee_ehsan
Telegram
مَسطَر؛ انقلاب و جامعه
🔴 مهم تر از «ما می توانیم»
✅ این جمله از امام که «ما می توانیم» زیاد تکرار می شود؛ هر چند این «ما می توانیم» زمانی حرف روز و خبر تازه ای بود؛ اما مسأله ی امروز ما نیست؛ یا همه ی مسأله ما این نیست.
✅ جمله «ما می توانیم»، پیشفرض مهمی داشت و مربوط به زمانی…
✅ این جمله از امام که «ما می توانیم» زیاد تکرار می شود؛ هر چند این «ما می توانیم» زمانی حرف روز و خبر تازه ای بود؛ اما مسأله ی امروز ما نیست؛ یا همه ی مسأله ما این نیست.
✅ جمله «ما می توانیم»، پیشفرض مهمی داشت و مربوط به زمانی…
🔸 تقسیم کار نامبارک
🔹 اگر شخصیت هایی مثل شهید مطهری، شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای و شهید باهنر و آیت الله هاشمی دست اندرکار تبیین و تحلیل مسائل دینی و اجتماعی و تغذیه فکری جامعه بودند و همزمان به فعالیت های سیاسی می پرداختند و مواضع انقلاب را روشن می کردند؛ به مرور زمان در بدنه روحانیت انقلابی یعنی آنها که به پیوند دین و سیاست معتقد و به اهداف امام و نظام جمهوری اسلامی متعهد بودند، تقسیم کاری رخ داد که مطلوب نبود.
🔹 با گذشت زمان، شاهد تفکیک دو شأن فعالیت «فکری» و «سیاسی» شدیم. به تبع این تقسیم کار، جایگاه ها نیز متفاوت شد. برخی روحانیون به قصد انجام فعالیت های فکری در دانشگاه ها و پژوهشگاه ها مشغول شدند یا در حوزه ماندند تا به گمان خود، برای گره گشایی از مسائل و چالش های نظری انقلاب، چاره جویی کنند.
برخی دیگر نیز صرفا به «اعلام موضع» می پردازند، هم در مساله شناسی و هم در تحلیل، علیرغم چالش های فراوان نظری و عملی نظام و انقلاب نمی توانند به بدنه اجتماعی انقلاب در این زمینه کمک کنند. تریبون های عمومی و سیاسی، سهم دسته اخیر است.
🔹 حضور در دو قلمرو تفکیک شده «تحقیق» و «خطابه»، اقتضائات خود را دارد. تفاوت ها فقط در دغدغه ها و مساله ها متوقف نمی ماند، گاه تا آنجا پیش می رود که برخی محققین از ورود به مسائل روز ناتوان می شوند یا آن را دون شأن خود می شمارند.
به مرور زمان مخاطبان نیز برای تحلیل مسائل روز، روحانیون دسته نخست را از دایره مراجعه و مشاوره حذف می کنند، برای روحانیون دسته دوم هم جایگاه هدایت قائل نیستند. روحانیونی که تریبون های سیاسی را در اختیار دارند هر چند به مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ورود پیدا می کنند اما با اکتفا به موضع گیری های رسمی، تحلیلی از موضوعات ارائه نمی دهند و چه بسا ناتوان هستند. در طرف مقابل هم روحانیونی که لباس تحقیق و پژوهش بر تن کرده اند، با محافظه کاری از کنار چالش های روزمره و موجود و فوری با بی اعتنایی عبور می کنند و در واقع کناره می گیرند.
و حاصل جمع این همه، عقب ماندن روحانیت از مسأله های جامعه، نظام و انقلاب است.
🔹 شاید این بار، جمع های دانشجویی باید به کمک روحانیت بیاید و با اصرار بر برقراری "رابطه دو طرفه"، روحانیت انقلابی را از برج عاج نشینی به زیر بکشند تا در فضایی واقعی به مساله های انقلاب، به مساله های امروز جامعه فکر کنند و گفتگو داشته باشند. روحانیت بالانشین که اهل ارتباط با بدنه اجتماعی انقلاب نباشند، اهل گفتگو نباشند، بدهی خود را به انقلاب ادا نمی کنند هر چند اهل موضع گیری های انقلابی باشند.
@babaee_ehsan
🔹 اگر شخصیت هایی مثل شهید مطهری، شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای و شهید باهنر و آیت الله هاشمی دست اندرکار تبیین و تحلیل مسائل دینی و اجتماعی و تغذیه فکری جامعه بودند و همزمان به فعالیت های سیاسی می پرداختند و مواضع انقلاب را روشن می کردند؛ به مرور زمان در بدنه روحانیت انقلابی یعنی آنها که به پیوند دین و سیاست معتقد و به اهداف امام و نظام جمهوری اسلامی متعهد بودند، تقسیم کاری رخ داد که مطلوب نبود.
🔹 با گذشت زمان، شاهد تفکیک دو شأن فعالیت «فکری» و «سیاسی» شدیم. به تبع این تقسیم کار، جایگاه ها نیز متفاوت شد. برخی روحانیون به قصد انجام فعالیت های فکری در دانشگاه ها و پژوهشگاه ها مشغول شدند یا در حوزه ماندند تا به گمان خود، برای گره گشایی از مسائل و چالش های نظری انقلاب، چاره جویی کنند.
برخی دیگر نیز صرفا به «اعلام موضع» می پردازند، هم در مساله شناسی و هم در تحلیل، علیرغم چالش های فراوان نظری و عملی نظام و انقلاب نمی توانند به بدنه اجتماعی انقلاب در این زمینه کمک کنند. تریبون های عمومی و سیاسی، سهم دسته اخیر است.
🔹 حضور در دو قلمرو تفکیک شده «تحقیق» و «خطابه»، اقتضائات خود را دارد. تفاوت ها فقط در دغدغه ها و مساله ها متوقف نمی ماند، گاه تا آنجا پیش می رود که برخی محققین از ورود به مسائل روز ناتوان می شوند یا آن را دون شأن خود می شمارند.
به مرور زمان مخاطبان نیز برای تحلیل مسائل روز، روحانیون دسته نخست را از دایره مراجعه و مشاوره حذف می کنند، برای روحانیون دسته دوم هم جایگاه هدایت قائل نیستند. روحانیونی که تریبون های سیاسی را در اختیار دارند هر چند به مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ورود پیدا می کنند اما با اکتفا به موضع گیری های رسمی، تحلیلی از موضوعات ارائه نمی دهند و چه بسا ناتوان هستند. در طرف مقابل هم روحانیونی که لباس تحقیق و پژوهش بر تن کرده اند، با محافظه کاری از کنار چالش های روزمره و موجود و فوری با بی اعتنایی عبور می کنند و در واقع کناره می گیرند.
و حاصل جمع این همه، عقب ماندن روحانیت از مسأله های جامعه، نظام و انقلاب است.
🔹 شاید این بار، جمع های دانشجویی باید به کمک روحانیت بیاید و با اصرار بر برقراری "رابطه دو طرفه"، روحانیت انقلابی را از برج عاج نشینی به زیر بکشند تا در فضایی واقعی به مساله های انقلاب، به مساله های امروز جامعه فکر کنند و گفتگو داشته باشند. روحانیت بالانشین که اهل ارتباط با بدنه اجتماعی انقلاب نباشند، اهل گفتگو نباشند، بدهی خود را به انقلاب ادا نمی کنند هر چند اهل موضع گیری های انقلابی باشند.
@babaee_ehsan
🔸آبان 98 و علم بومی
🔹ایده دستیابی به علم بومی و تحول در علوم انسانی، لوازمی داشت که هیچگاه رعایت نشد؛ هر چند همایش های فراوانی به آن اختصاص پیدا کرد و مقاله ها و مصاحبه های زیادی با این موضوع منتشر شد؛ اما دستاورد، تحقیقا هیچ!
🔹علم بومی، زیرساخت هایی نیاز داشت که موجود نبود؛ زیرساخت هایی نه از جنس پژوهشکده و فصلنامه و ... بلکه از جنس سعه صدر.
🔹علم بومی بر محور مساله های بومی شکل می گیرد. اگر قرار باشد، اصل موضوع، جزء مناطق ممنوعه تحقیق و پژوهش باشد، کدام علم بومی؛ کدام تحول علوم انسانی؟!
🔹کدام یک از شخصیت های حقیقی و حقوقی که نام آنها با تحول در علوم انسانی گره خورده است به تحلیل حوادثی مانند آبان 98 دعوت کرده اند تا از مسیر تحلیل و بررسی ابعاد مختلف آن، شناخت بیشتر نسبت به واقعیت های جامعه ایران و ضعف های نظام اسلامی فراهم نمایند؟
🔹موضوع علم بومی، خوب است تا زمانی که در حاشیه ها متوقف بماند و از متن واقعیت ها، سراغی گرفته نشود. همین امروز اگر بودجه ای فراهم باشد برای برگزاری همایشی درباره علم بومی، از چندین مرکز، اعلام آمادگی برای همکاری صورت می گیرد اما برای تحلیل زمینه ها و ابعاد آبان 98 یا آنچه در 96 و ... رخ داد، نه بودجه ای اختصاص می یابد نه کسی از آن همه مراکز مثلا پژوهشی، حاضر است هزینه ای برای شناخت واقعیت ها متحمل شود.
@babaee_ehsan
🔹ایده دستیابی به علم بومی و تحول در علوم انسانی، لوازمی داشت که هیچگاه رعایت نشد؛ هر چند همایش های فراوانی به آن اختصاص پیدا کرد و مقاله ها و مصاحبه های زیادی با این موضوع منتشر شد؛ اما دستاورد، تحقیقا هیچ!
🔹علم بومی، زیرساخت هایی نیاز داشت که موجود نبود؛ زیرساخت هایی نه از جنس پژوهشکده و فصلنامه و ... بلکه از جنس سعه صدر.
🔹علم بومی بر محور مساله های بومی شکل می گیرد. اگر قرار باشد، اصل موضوع، جزء مناطق ممنوعه تحقیق و پژوهش باشد، کدام علم بومی؛ کدام تحول علوم انسانی؟!
🔹کدام یک از شخصیت های حقیقی و حقوقی که نام آنها با تحول در علوم انسانی گره خورده است به تحلیل حوادثی مانند آبان 98 دعوت کرده اند تا از مسیر تحلیل و بررسی ابعاد مختلف آن، شناخت بیشتر نسبت به واقعیت های جامعه ایران و ضعف های نظام اسلامی فراهم نمایند؟
🔹موضوع علم بومی، خوب است تا زمانی که در حاشیه ها متوقف بماند و از متن واقعیت ها، سراغی گرفته نشود. همین امروز اگر بودجه ای فراهم باشد برای برگزاری همایشی درباره علم بومی، از چندین مرکز، اعلام آمادگی برای همکاری صورت می گیرد اما برای تحلیل زمینه ها و ابعاد آبان 98 یا آنچه در 96 و ... رخ داد، نه بودجه ای اختصاص می یابد نه کسی از آن همه مراکز مثلا پژوهشی، حاضر است هزینه ای برای شناخت واقعیت ها متحمل شود.
@babaee_ehsan
🔹حیف شد که رفت/دلنوشته مصطفی رحماندوست
شفقنا- مصطفی رحماندوست درپی درگذشت حجت الاسلام راستگو در یادداشتی می نویسد: «من برنامه کودک تلویزیون را داشتم و راستگو را نمیشناختم. یک روز دیدم آخوند جوان کوتاه قدی یک راست آمد کنارم نشست و سلام علیکم و بعد گفت من آمدهام برای بچهها برنامه اجرا کنم. آن روزها کاملا اوضاع انقلابی بود. منشی داشتم ولی قاعده بر این بود که منشی مانع ورود کسی نشود.
من که دل خوشی از آخوندهای جوان و بیتجربه نداشتم که به نام انقلاب مدعی هرکار و تخصصی شده بودند؛ گفتم آقاجان سن و سالی هم نداری که بگویم حاج آقا این کارها به شما نیامده. تلویزیون و تولید در آن دستگاه، حرفهای تخصصی است. همین که دوربین را از استودیو خارج کردهاید و جلو منبر گذاشتهاید کافی است. لطفا بروید به جنگ زید و عمر ادامه دهید و درستان را بخوانید. اما راستگو میدان را خالی نکرد و گفت من حاضرم با بهترین هنرپیشهها و مجریان برنامه کودک مسابقه بدهم و فیالبداهه برنامه اجرا کنم.
پیشنهاد تفریحی خوبی بود. تا چشم باز کنم دیدم همکاران قرتی تور تکس گروه کودک توی اتاق جمع شدهاند تا به آخوند جوانی که ادعای فلان و بهمان دارد بخندند.
یک ربع نگذشته بود که راستگو کار خودش را کرد. آنهایی که برای مسخره کردنش آمده بودند هرکدام برای بهتر شدن برنامهاش پیشنهادی میدادند…
راستگو هم کم نمیآورد و درباره پیشنهادها اظهارنظر میکرد.
راستگو دلش میخواست با عبا و عمامه برنامهاش را اجرا کند، آنهم هفتگی و مرتب و با حضور بچهها و پخش مستقیم.
من میگفتم که فقط یک بار اجرا کن آنهم تولیدی نه پخش مستقیم که فیلمش امکان ویرایش داشته باشد و حتما با لباس عادی. اختلاف نظر ما باعث شد که برنامهای تولید نشود.
دو سه هفته بعد آمد و به اجرای بدون عبا و قبا و عمامه و همچنین به تولیدی بودن برنامه نه پخش مستقیم آن تن در داد.
من و همراهانم هم قول دادیم که اگر برنامهاش را پخش کردیم و گرفت چند برنامه دیگر ! هم ادامه بدهیم…
چند جلسه با پیراهن شلوار اجرا کرد..
یواش یواش وسط برنامه نصف لباسش را پوشید و خلاصه در برنامه اعلام کرد که روحانی است و…
باهم دوست شدیم. خیلی هم دعوا میکردیم چون اختلاف سلیقه داشتیم. همدیگر را دوست داشتیم. مرا دعوت میکرد برای طلبههای نوآموز کلاسهایش ادبیات کودکان یا قصهگویی درس بدهم. به خانه هم میرفتیم. در روزگاری که بازیهای کامپیوتری جرم بود، با هم تا صبح آتاری و… بازی میکردیم.
جز این روزگار اخیر که پس از درگذشت ناگهانی همسرش دل و دماغی نداشت، با هم زیاد درد دل میکردیم و به خاطر اختلاف سلیقههای سیاسی و مذهبی به پر وپای هم میپیچیدیم.
حیف شد که رفت. حالا حالاها جای کار داشت. این سالهای اخیر خیلی اذیتش کردند. خدا لعنتشان کند، آسیب زیادی از دست هملباسهایش خورد.
کارش به آن جا رسید که محتاج کار شده بود. بیمعرفتها حتی بعضی از شاگردانش چوب لا چرخش میگذاشتند.
او که کار خداپسندانهاش را کرد و رفت؛ اما اینها را برای آنهایی میگویم که از امروز در اندوه از دست رفتنش اشک تمساح میریزند و دیروز در پی این بودند نام و نانش را آجر کنند.
خوب است کرونا هست و مراسمی برای جولان اینگونهها اتفاق نمیافتد.
بگذریم و با یک خاطره تمامش کنم.
بیست و چند سال پیش خانه ما نزدیک فرودگاه مهرآباد بود. شب بود و آماده خواب بودم که تلفن خانه زنگ زد. راستگو بود. گفت میایی مرا از فرودگاه به خانهات ببری؟
سر به سرش گذاشتم که ای بابا تاکسی بگیر و بیا… بگذار آقایان علما و شخصیتها یک بار هم شده سوار تاکسی شوند و از این حرفها.
شوخیهایم که تمام شد گفت بابا جیب علما خالی است. پول ندارم. زود بیا و منتظر جواب من نشد و تلفن را قطع کرد.
سوار پیکان جوانانم شدم و رفتم فرودگاه. آوردمش خانه. شام هم نخورده بود. نیمرویی روبه راه کردیم و تا اذان صبح تعریف کردیم. صبح پرواز داشت به مشهد. در آنجا هم برنامه داشت.
ماجرا از این قرار بود که از قم آمده بود مهرآباد تهران از آنجا پرواز به شهری و سه روز اجرای برنامه و در نهایت «حاج آقا لطف کردید و خوش آمدید» و پرواز به شهر دیگر و شهر بعدی.
در هیچ یک از شهرها به او پول نداده بودند. یک جا یک کیلو چای داده بودند. یک جا یک تخته پتو و… آن روزها پول دادن به معلم مدرس و سخنران جماعت زشت بود و این جور نبود که پیش از منبر پاکت داده شده باشد !
خلاصه چای و پتو را که هر دو بسیار به درد بخور بودند و در زمان جنگ نایاب، به ما داد و رفت.
بردمش فرودگاه تا به مشهد برود و کلاسهایش را اداره کند و حاج آقا خداحافظی بشنود و برگردد.
بله. حاج آقا خداحافظ.
آنچه را هم که گرفته بودی نبردی. حاج آقا خداحافظ. خوش به حالت که اندوختههای نگرفته بسیاری را بردی.
حاج آقا خداحافظ.
https://fa.shafaqna.com/news/1051967
@babaee_ehsan
شفقنا- مصطفی رحماندوست درپی درگذشت حجت الاسلام راستگو در یادداشتی می نویسد: «من برنامه کودک تلویزیون را داشتم و راستگو را نمیشناختم. یک روز دیدم آخوند جوان کوتاه قدی یک راست آمد کنارم نشست و سلام علیکم و بعد گفت من آمدهام برای بچهها برنامه اجرا کنم. آن روزها کاملا اوضاع انقلابی بود. منشی داشتم ولی قاعده بر این بود که منشی مانع ورود کسی نشود.
من که دل خوشی از آخوندهای جوان و بیتجربه نداشتم که به نام انقلاب مدعی هرکار و تخصصی شده بودند؛ گفتم آقاجان سن و سالی هم نداری که بگویم حاج آقا این کارها به شما نیامده. تلویزیون و تولید در آن دستگاه، حرفهای تخصصی است. همین که دوربین را از استودیو خارج کردهاید و جلو منبر گذاشتهاید کافی است. لطفا بروید به جنگ زید و عمر ادامه دهید و درستان را بخوانید. اما راستگو میدان را خالی نکرد و گفت من حاضرم با بهترین هنرپیشهها و مجریان برنامه کودک مسابقه بدهم و فیالبداهه برنامه اجرا کنم.
پیشنهاد تفریحی خوبی بود. تا چشم باز کنم دیدم همکاران قرتی تور تکس گروه کودک توی اتاق جمع شدهاند تا به آخوند جوانی که ادعای فلان و بهمان دارد بخندند.
یک ربع نگذشته بود که راستگو کار خودش را کرد. آنهایی که برای مسخره کردنش آمده بودند هرکدام برای بهتر شدن برنامهاش پیشنهادی میدادند…
راستگو هم کم نمیآورد و درباره پیشنهادها اظهارنظر میکرد.
راستگو دلش میخواست با عبا و عمامه برنامهاش را اجرا کند، آنهم هفتگی و مرتب و با حضور بچهها و پخش مستقیم.
من میگفتم که فقط یک بار اجرا کن آنهم تولیدی نه پخش مستقیم که فیلمش امکان ویرایش داشته باشد و حتما با لباس عادی. اختلاف نظر ما باعث شد که برنامهای تولید نشود.
دو سه هفته بعد آمد و به اجرای بدون عبا و قبا و عمامه و همچنین به تولیدی بودن برنامه نه پخش مستقیم آن تن در داد.
من و همراهانم هم قول دادیم که اگر برنامهاش را پخش کردیم و گرفت چند برنامه دیگر ! هم ادامه بدهیم…
چند جلسه با پیراهن شلوار اجرا کرد..
یواش یواش وسط برنامه نصف لباسش را پوشید و خلاصه در برنامه اعلام کرد که روحانی است و…
باهم دوست شدیم. خیلی هم دعوا میکردیم چون اختلاف سلیقه داشتیم. همدیگر را دوست داشتیم. مرا دعوت میکرد برای طلبههای نوآموز کلاسهایش ادبیات کودکان یا قصهگویی درس بدهم. به خانه هم میرفتیم. در روزگاری که بازیهای کامپیوتری جرم بود، با هم تا صبح آتاری و… بازی میکردیم.
جز این روزگار اخیر که پس از درگذشت ناگهانی همسرش دل و دماغی نداشت، با هم زیاد درد دل میکردیم و به خاطر اختلاف سلیقههای سیاسی و مذهبی به پر وپای هم میپیچیدیم.
حیف شد که رفت. حالا حالاها جای کار داشت. این سالهای اخیر خیلی اذیتش کردند. خدا لعنتشان کند، آسیب زیادی از دست هملباسهایش خورد.
کارش به آن جا رسید که محتاج کار شده بود. بیمعرفتها حتی بعضی از شاگردانش چوب لا چرخش میگذاشتند.
او که کار خداپسندانهاش را کرد و رفت؛ اما اینها را برای آنهایی میگویم که از امروز در اندوه از دست رفتنش اشک تمساح میریزند و دیروز در پی این بودند نام و نانش را آجر کنند.
خوب است کرونا هست و مراسمی برای جولان اینگونهها اتفاق نمیافتد.
بگذریم و با یک خاطره تمامش کنم.
بیست و چند سال پیش خانه ما نزدیک فرودگاه مهرآباد بود. شب بود و آماده خواب بودم که تلفن خانه زنگ زد. راستگو بود. گفت میایی مرا از فرودگاه به خانهات ببری؟
سر به سرش گذاشتم که ای بابا تاکسی بگیر و بیا… بگذار آقایان علما و شخصیتها یک بار هم شده سوار تاکسی شوند و از این حرفها.
شوخیهایم که تمام شد گفت بابا جیب علما خالی است. پول ندارم. زود بیا و منتظر جواب من نشد و تلفن را قطع کرد.
سوار پیکان جوانانم شدم و رفتم فرودگاه. آوردمش خانه. شام هم نخورده بود. نیمرویی روبه راه کردیم و تا اذان صبح تعریف کردیم. صبح پرواز داشت به مشهد. در آنجا هم برنامه داشت.
ماجرا از این قرار بود که از قم آمده بود مهرآباد تهران از آنجا پرواز به شهری و سه روز اجرای برنامه و در نهایت «حاج آقا لطف کردید و خوش آمدید» و پرواز به شهر دیگر و شهر بعدی.
در هیچ یک از شهرها به او پول نداده بودند. یک جا یک کیلو چای داده بودند. یک جا یک تخته پتو و… آن روزها پول دادن به معلم مدرس و سخنران جماعت زشت بود و این جور نبود که پیش از منبر پاکت داده شده باشد !
خلاصه چای و پتو را که هر دو بسیار به درد بخور بودند و در زمان جنگ نایاب، به ما داد و رفت.
بردمش فرودگاه تا به مشهد برود و کلاسهایش را اداره کند و حاج آقا خداحافظی بشنود و برگردد.
بله. حاج آقا خداحافظ.
آنچه را هم که گرفته بودی نبردی. حاج آقا خداحافظ. خوش به حالت که اندوختههای نگرفته بسیاری را بردی.
حاج آقا خداحافظ.
https://fa.shafaqna.com/news/1051967
@babaee_ehsan
Shafaqna
حیف شد که رفت/ دل نوشته مصطفی رحماندوست | خبرگزاری بین المللی شفقنا
Forwarded from مسطر، انقلاب و جامعه
🔴 ما همه نوکریم!
✅ به مناسبت دهم آذر ماه، سالروز شهادت آيت الله سيد حسن مدرس،
به نقل از کتاب «مرد روزگاران»علی مدرسی:
🔷هيچكس نمي تواند ادعا كند
( در جريان استيضاح مستوفي الممالك:) بعضي از روزنامه ها مي نويسند شايد توقعاتي باشد، بنده تقريبا ًً9 رئيس الوزراء ديده ام، هيچ رئيس الوزراء و وزيري نيست كه در اين مجلس بگويد مدرس يك تقاضايي از من كرده است! يك كاغذ در هيچ وزارتخانه اي ندارم و هيچ تقاضايي از كسي نكرده و نمي كنم. (ص121)
🔷این انتخاب به اراده ملت نبود
(در مورد رأي به اعتبار نامه يكي از نمايندگان:) من عقيده ام اين است كه اين انتخاب از روي فشار شده و به غير از اراده ملت شده، پس باطل است. فرمودند كه فرق گذاردم. بنده حتي نسبت به نزديكترين اشخاص به خودم هم فرق نگذاردم. هر كس را بنده بفهمم كه يك دست محلي يا غير محلي در انتخابش بوده و به قوا انتخاب شده است رأي نداده و نخواهم داد. حتي اگر اقرب اشخاص در دوستي با خودم باشد. مسأله دوستي، دخلي به سياست ندارد.
🔷ما همه نوكريم
- تمام اين مقامات كه از سلسله هاي مختلف هستند، شاه و رئيس الوزراء، پارلمان، حجت الاسلام، تمام اينها نوكر خلقند. يكي اسمش شاه است، يعني نوكر مردم. يكي اسمش رئيس الوزراء است، يعني خدمتگزار مردم. بايد تمام اينها نوكري بكنند
(سردار معظم: همه را نمي شود نوكر گفت، فرق دارد.)
_ من به زبان فارسي خودم حرف مي زنم. شما تحصيل كرده ها را نمي دانم. من مي گويم پيغمبران خدا هم كه از همه برترند، نوكر خلقند. من مي گويم آنها را خدا براي خلقش فرستاده، نفهميدم ايراد كجا بود. (ص496)
🔷چرا علوم را ترجمه نمي كنند؟
به عقيده بنده وزارت معارف يك ركن اعظمش دائره دارالترجمه است. 40 سال است مي شنويم از ايران مي روند به اروپا درس مي خوانند و اسم خودشان را دكتر مي گذارند. دكتر يعني مجتهد، يعني اين شخص رفته و اين علوم را تحصيل كرده و يك قوه استنباطيه در اين علم پيدا كرده؛ با اين وصف خيلي متأسفم اشخاصي كه رفته اند اين علوم را تحصيل كرده اند چرا به ايران كه آمده اند به زبان ايراني ترجمه نكردند. دكتر يعني مجتهد، يعني كسي كه خودش تصنيف كند. چرا كتبي را كه در آنجا خوانده تصنيف و منتشر نمي كند؟!(ص500)
🔷رسم اين مملكت
در اين مملكت رسم است هر شغلي را به هر كس تكليف كنند مي گويد بلد نيستم غير از اين شغل وزارت ؛ چون تا به حال اتفاق نيفتاده است به كسي تكليف وزارت كنند و بگويد بلد نيستم. (505)
🔷حتي اگر بايد قرض كنيم
رعايت ضعفاي مملكت ما اين است كه املاك مان را آباد كنيم و كارخانه بسازيم تا آنها كار كنند. عقيده ام اين است كه ما بايستي تحريص و ترغيب كنيم تا هر كس پول دارد به ربح ده دو و ده چهار ندهد [بلکه] ببرد كارخانه بسازد تا هم خودش منفعت ببرد، هم اهل ايران از پرتو آن منفعت ببرند.
اگر هر كسي پول دارد بياورد كارخانه بسازد و از او هم ماليات گرفته نشود و مساعدتي هم بشود. مثلاً اگر يك كارخانه كه مي خواهد بخرد دوازده هزار تومان دارد و دو هزار تومان كسر دارد، دولت بايد دو هزار تومان ديگرش را اگر شده قرض هم بكند، بكند و بدهد تا هم آن شخص فايده ببرد، هم كارگران كار مي كنند و مزد مي گيرند و هم به جاهاي خارج و دوردست نمي روند.(ص508)
🔷ضرورت آمادگي نظامي
هر مسلماني كه عقيده به نماز و خمس و زكات و حج دارد بايد به جهاد و دفاع عقيده داشته باشد. و اين عقيده هم همين طوري فايده ندارد كه من عقيده داشته باشم اگر دزد خانه ام آمد در بروم. اين كه فايده ندارد، بايد ياد بگيرم كه در نروم. من چون دشتي و دشتستان بوده ام ديده ام كه مردم آن جا، همه اسب سواري و تير اندازي را بلد هستند. اما تهراني ها هيچكدام بلد نيستند. بايد ياد بگيرند. از حالا بايد شروع كرد تا ظرف ده يا پانزده سال ديگر كه ما همه مرده ايم آن وقت همه به اين قسمت دين لااقل عمل كنند.
🔷ما وكيل هستيم نه وليّ
(در مخالفت با افزايش حقوق نمايندگان:) من آرزو مي كنم يك روزي بيايد كه وكيل هزار تومان حقوق ببرد. همين طوري كه خبري - روايتي – هست كه اگر تمام دنيا لقمه بشود و به دهن عالم با عملي گذارده شود، حقش وفا نشده؛ همين قسم اگر هزار كرور به يك وكيلي كه حق وكالتش را نسبت به موكلينش رفتار كرده باشد داده شود، حقش ادا نشده است. اما ببينيم و حساب كنيم...بايد تشخيص داد ... ما يك مفهوم وكالتي داريم و يك مفهوم ولايتي. گمان مي كنم ما كه آمده ايم اينجا مي گوييم وكيليم. وليّ نيستيم، وليّ آنكس است كه آنچه خودش مستقلّاً صلاح مي داند اجرا بكند. وكيل اين است كه نظر موكلينش را هم بداند. بنده از تمام موكلين خودم كه سي كرور باشند يكي را نمي دانم كه راضي باشد ما حقوقمان را سيصد تومان بكنيم. چرا؟ براي اينكه ندارند. ندارند!! فقيرند!! بي چيزند!!
@babaee_ehsan
✅ به مناسبت دهم آذر ماه، سالروز شهادت آيت الله سيد حسن مدرس،
به نقل از کتاب «مرد روزگاران»علی مدرسی:
🔷هيچكس نمي تواند ادعا كند
( در جريان استيضاح مستوفي الممالك:) بعضي از روزنامه ها مي نويسند شايد توقعاتي باشد، بنده تقريبا ًً9 رئيس الوزراء ديده ام، هيچ رئيس الوزراء و وزيري نيست كه در اين مجلس بگويد مدرس يك تقاضايي از من كرده است! يك كاغذ در هيچ وزارتخانه اي ندارم و هيچ تقاضايي از كسي نكرده و نمي كنم. (ص121)
🔷این انتخاب به اراده ملت نبود
(در مورد رأي به اعتبار نامه يكي از نمايندگان:) من عقيده ام اين است كه اين انتخاب از روي فشار شده و به غير از اراده ملت شده، پس باطل است. فرمودند كه فرق گذاردم. بنده حتي نسبت به نزديكترين اشخاص به خودم هم فرق نگذاردم. هر كس را بنده بفهمم كه يك دست محلي يا غير محلي در انتخابش بوده و به قوا انتخاب شده است رأي نداده و نخواهم داد. حتي اگر اقرب اشخاص در دوستي با خودم باشد. مسأله دوستي، دخلي به سياست ندارد.
🔷ما همه نوكريم
- تمام اين مقامات كه از سلسله هاي مختلف هستند، شاه و رئيس الوزراء، پارلمان، حجت الاسلام، تمام اينها نوكر خلقند. يكي اسمش شاه است، يعني نوكر مردم. يكي اسمش رئيس الوزراء است، يعني خدمتگزار مردم. بايد تمام اينها نوكري بكنند
(سردار معظم: همه را نمي شود نوكر گفت، فرق دارد.)
_ من به زبان فارسي خودم حرف مي زنم. شما تحصيل كرده ها را نمي دانم. من مي گويم پيغمبران خدا هم كه از همه برترند، نوكر خلقند. من مي گويم آنها را خدا براي خلقش فرستاده، نفهميدم ايراد كجا بود. (ص496)
🔷چرا علوم را ترجمه نمي كنند؟
به عقيده بنده وزارت معارف يك ركن اعظمش دائره دارالترجمه است. 40 سال است مي شنويم از ايران مي روند به اروپا درس مي خوانند و اسم خودشان را دكتر مي گذارند. دكتر يعني مجتهد، يعني اين شخص رفته و اين علوم را تحصيل كرده و يك قوه استنباطيه در اين علم پيدا كرده؛ با اين وصف خيلي متأسفم اشخاصي كه رفته اند اين علوم را تحصيل كرده اند چرا به ايران كه آمده اند به زبان ايراني ترجمه نكردند. دكتر يعني مجتهد، يعني كسي كه خودش تصنيف كند. چرا كتبي را كه در آنجا خوانده تصنيف و منتشر نمي كند؟!(ص500)
🔷رسم اين مملكت
در اين مملكت رسم است هر شغلي را به هر كس تكليف كنند مي گويد بلد نيستم غير از اين شغل وزارت ؛ چون تا به حال اتفاق نيفتاده است به كسي تكليف وزارت كنند و بگويد بلد نيستم. (505)
🔷حتي اگر بايد قرض كنيم
رعايت ضعفاي مملكت ما اين است كه املاك مان را آباد كنيم و كارخانه بسازيم تا آنها كار كنند. عقيده ام اين است كه ما بايستي تحريص و ترغيب كنيم تا هر كس پول دارد به ربح ده دو و ده چهار ندهد [بلکه] ببرد كارخانه بسازد تا هم خودش منفعت ببرد، هم اهل ايران از پرتو آن منفعت ببرند.
اگر هر كسي پول دارد بياورد كارخانه بسازد و از او هم ماليات گرفته نشود و مساعدتي هم بشود. مثلاً اگر يك كارخانه كه مي خواهد بخرد دوازده هزار تومان دارد و دو هزار تومان كسر دارد، دولت بايد دو هزار تومان ديگرش را اگر شده قرض هم بكند، بكند و بدهد تا هم آن شخص فايده ببرد، هم كارگران كار مي كنند و مزد مي گيرند و هم به جاهاي خارج و دوردست نمي روند.(ص508)
🔷ضرورت آمادگي نظامي
هر مسلماني كه عقيده به نماز و خمس و زكات و حج دارد بايد به جهاد و دفاع عقيده داشته باشد. و اين عقيده هم همين طوري فايده ندارد كه من عقيده داشته باشم اگر دزد خانه ام آمد در بروم. اين كه فايده ندارد، بايد ياد بگيرم كه در نروم. من چون دشتي و دشتستان بوده ام ديده ام كه مردم آن جا، همه اسب سواري و تير اندازي را بلد هستند. اما تهراني ها هيچكدام بلد نيستند. بايد ياد بگيرند. از حالا بايد شروع كرد تا ظرف ده يا پانزده سال ديگر كه ما همه مرده ايم آن وقت همه به اين قسمت دين لااقل عمل كنند.
🔷ما وكيل هستيم نه وليّ
(در مخالفت با افزايش حقوق نمايندگان:) من آرزو مي كنم يك روزي بيايد كه وكيل هزار تومان حقوق ببرد. همين طوري كه خبري - روايتي – هست كه اگر تمام دنيا لقمه بشود و به دهن عالم با عملي گذارده شود، حقش وفا نشده؛ همين قسم اگر هزار كرور به يك وكيلي كه حق وكالتش را نسبت به موكلينش رفتار كرده باشد داده شود، حقش ادا نشده است. اما ببينيم و حساب كنيم...بايد تشخيص داد ... ما يك مفهوم وكالتي داريم و يك مفهوم ولايتي. گمان مي كنم ما كه آمده ايم اينجا مي گوييم وكيليم. وليّ نيستيم، وليّ آنكس است كه آنچه خودش مستقلّاً صلاح مي داند اجرا بكند. وكيل اين است كه نظر موكلينش را هم بداند. بنده از تمام موكلين خودم كه سي كرور باشند يكي را نمي دانم كه راضي باشد ما حقوقمان را سيصد تومان بكنيم. چرا؟ براي اينكه ندارند. ندارند!! فقيرند!! بي چيزند!!
@babaee_ehsan
Forwarded from مسطر، انقلاب و جامعه
غالباً جامعه ها از راه گرايش صددرصد به باطل، به گمراهى كشيده نمى شوند، بلكه از افراط در يك «حق» به فساد كشيده مى شوند.
(مجموعه آثار، ج23،ص113-114)
@babaee_ehsan
(مجموعه آثار، ج23،ص113-114)
@babaee_ehsan