مسطر، انقلاب و جامعه
271 subscribers
291 photos
90 videos
3 files
349 links
تماس با ادمین:
@mastar1357
Download Telegram
چه بسا شیوه های رایج اداره امور مردم در سالهای آینده تغییر کند...علمای بزرگوار اسلام از هم اکنون باید برای این موضوع فکری کنند.(منشور روحانیت.3اسفند67)
@babaee_ehsan
روحانیت تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمیتواند درک کند که اجتهاد مصطلح برای اداره جامعه کافی نیست.
(منشور روحانیت،3اسفند67)
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت

🔷 یادآوری یک پیام

سوم اسفند سال 1367، امام خمینی پیامی صادر نمود که به «منشور روحانیت» معروف شد. مخاطبی عام داشت یعنی مردم و مخاطبی خاص شامل مراجع، اساتید و طلاب حوزه های علمیه و جامعه روحانیت.

امام خمینی در این پیام از برخی مهمترین لوازم کارآمدی روحانیت و حوزه های علمیه سخن گفت و حتما این پیشفرض را در ذهن داشت که بدون حوزه و روحانیت کارآمد، توقع کارآمدی نظام جمهوری اسلامی، غیر واقع بینانه است.

فراوان، درباره توقعات حوزه های علمیه از نظام جمهوری اسلامی،در مورد انتظارات روحانیت از فضای عمومی جامعه شنیده ایم اما نباید فراموش کرد که توقعات و انتظارات، دو سویه است. این پرسش نیز قابل طرح است که حوزه های علمیه تا چه میزان، توقعات نظام و جامعه را برآورده ساخته است؟

«منشور روحانیت» از سوی یکی از فرزندان برجسته حوزه صادر شده است که بر مسند حاکمیت نیز نشسته بود. امام در واپسین روزهای حیات خود، از یک راه طی شده سخن می گفت که «اجتهاد مصطلح کافی نیست.»

بسیاری از آنچه امروز در حوزه های علمیه صورت می گیرد، علیرغم اینکه ارزشمندی آن قابل انکار نیست، اما قبل از انقلاب نیز قابل انجام بود. مشخصه اصلی حوزه انقلابی را نباید به موضع گیری های سیاسی تنزّل داد، مهمترین ویژگی این است که حوزه انقلابی، مساله های خود را بر اساس مساله های انقلاب و نظام، بر پایه نیازهای جامعه، انتخاب و تنظیم می کند.

ما «مساله» کم نداریم. مهم این است که حوزه های علمیه از کنار پیام و توقع امام با غفلت عبور نکنند، همچون امام در این پیام، شجاعت نگاه کردن به افق های بلند در دوردست را داشته باشند. مهم این است جایگاه مناسب خود برای دفاع از نظام و نظارت بر نظام را پیدا کنند. مهم این است که کارنامه نظام در زمینه های مختلف را از کارنامه خود جدا نبینند.

امام در «منشور روحانیت»حرفهای شنیدنی زیاد دارد. خدمات روحانیت، خطر متحجرین از روحانیت، بایسته های تحصیلات حوزوی، نقش فقه و تراز اجتهاد، دستاوردهای دفاع مقدس و حکم اعدام سلمان رشدی، برخی از مهمترین موضوعات این پیام است که برای تداوم فکر انقلاب، نیازمند بازخوانی آن هستیم.

@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(4)

🔴 جریان اصولگرا

🔷 بدبینی به بدنه اجرایی و تبعات آن


اشکال دیگر در مورد نحوه مواجهه اصولگرایان با قدرت این است که از یکسو به بدنه اجرایی کشور کاملا بی اعتماد هستند بلکه در بدنه اجتماعی این جریان، دچار نوعی مسوول ستیزی ریشه دار و تاریخی را شاهد هستیم ولی هم زمان برای به دست گرفتن سطوح قدرت عجله دارند.

آن بی اعتمادی و این عجله، ساده انگارانه و یکنوع تناقض است چرا که توقع دارند با تغییر یک رئیس جمهور، از درون همان نظام اداری که تنبل و خسته و عقب مانده و ناکارآمد و غیرقابل اعتماد می دانند، وزرا و معاونین وزرا و استانداران و مدیران استانی و شهرستانی و چندین برابر مسوولین مورد نیاز برای سایر سازمانها انتخاب شوند.

نتیجه این می شود که تعداد زیادی از مسوولان، بعد از انتخابات ریاست جمهوری نه لزوما از بین صاحبان صلاحیت، بلکه از میان کسانیکه در همان دوره یا دوره های قبل انتخابات، هویت سیاسی _ انتخاباتی خود را به اثبات رسانده اند انتخاب می شوند و بسیاری از آنها بر صندلی هایی تکیه می زنند که شایستگیهای علمی و عملی نیاز دارند نه وابستگیهای سیاسی.

در حالیکه فرض یکسره غیر قابل اعتماد بودن بدنه اجرایی چندان واقع بینانه نیست. در بدنه اجرایی کشور افراد بسیاری را می توان یافت که با وجود کاردانی و تعهد و سلامت به فعالیت مشغول هستند اما دیده نمی شوند. جزء عامه متعهد به اسلام و ایران و انقلاب هستند و تنها به دلیل اینکه جزء خواص سیاسی یا خواص سیاسیون نیستند از طی کردن سلسله مراتب اداری باز می مانند.

شناسایی و تربیت نیروی انسانی شایسته برای پیشبرد اهداف را باید مقدمه لازم برای طی مسیر دانست. بخشی از این هدف از طریق رصد فعالیتهای نیروهای اجرایی و ارزیابی دیدگاهها و عملکرد آنها و نیز دامن زدن به گفتگوهای مساله محور، محقق خواهد شد. احزاب در این زمینه مسوولیت و نقش دارند و البته لازمه این امر عبور از برخی تنگ نظری های سیاسی است که افراد را فقط با وابستگیهای سیاسی آنها می شناسد.

چه بهتر که گروه های صاحب ایده، تا زمانی که هویت فکری و اجتماعی خود را تثبیت نکرده اند، غیرواقع بینانه برای به دست آوردن قدرت گام برندارند.
نحوه گزینش مدیران در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و صعود و نزول دفعی جبهه پایداری، نمونه های خوبی برای تطبیق بر اشکال یاد شده در جریان اصولگرایی هستند.

تجربه طولانی این سالها نشان می دهد دو جریان سیاسی به ویژه اصولگرایان بیشتر بر مدیریت انتخابات اهتمام دارند تا مدیریت کشور. تک سخنرانیهایی با محوریت طرح شعارهای خوب و نقد وضعیت فعلی، بدون ارائه تبیینی «جامع» از معادله های «چند» مجهولی حاضر و بدون پاسخ به این پرسش که آیا در مورد پیش بینی نیروی اجرایی و مدیریتی مطمئن برای پیشبرد اهداف، دورنمای روشن وجوددارد یا خیر؟

@babaee_ehsan
غالباً جامعه‏ ها از راه گرايش صددرصد به باطل، به گمراهى كشيده نمى‏ شوند، بلكه از افراط در يك «حق» به فساد كشيده مى‏ شوند.
(مجموعه آثار، ج23،ص113-114)
@babaee_ehsan
🔴 بایسته ها

🔷 مسیر انحراف از افراط می گذرد.

جزر و مد دريا را ديده‏ ايد و يا حداقل شنيده ‏ايد. دريا دائماً در حال جزر و مد است، گاهى از اين طرف و گاهى از آن طرف كشيده مى‏ شود و دائماً خروشان است.

روح انسان و به تبع آن، جامعه انسانى اين حالت جزر و مدى را كه در دريا هست داراست. روح انسان دائماً در حال جزر و مد است، از اين طرف و آن طرف كشيده مى‏ شود. جامعه ‏ها نيز گاهى به اين طرف و آن طرف كشيده مى‏ شود...

حتى «ارزش»هاى انسانى انسان هم همين‏ طور است ؛ يعنى شما افرادى را مى‏ بينيد كه واقعاً گرايششان گرايش انسانى است، اما گاهى در جهت يك گرايش از گرايش هاى انسانى «مَد» پيدا مى‏ كنند و كشيده مى‏ شوند به طورى كه همه ارزش هاى ديگر فراموش مى‏ شود. اينها مثل همان آدمى مى ‏شوند كه فقط گوش يا بينى يا دستش رشد كرده است.

اين يك نكته ‏اى است كه غالباً جامعه‏ ها از راه گرايش صددرصد به باطل، به گمراهى كشيده نمى‏ شوند، بلكه از افراط در يك حق به فساد كشيده مى‏ شوند.
🔶(استاد مطهری،مجموعه آثار،ج23،ص113-114)

@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(5)

🔴 جریان اصولگرا

🔷 مسأله های اجتماعی، مغفول جریان اصولگرایی

اگر با معیار محتوای قانون اساسی یا دیدگاه ها و دغدغه های مقام معظم رهبری، حساسیت های جریان اصولگرایی را ارزیابی کنیم، عدم جامعیت جریان اصولگرایی را برجسته می بینیم.
ذکر چند مثال می تواند راهگشا باشد.

«غالب» تریبون داران اصولگرا، دغدغه ای به نام بسط آزادی های مشروع را به رسمیت نمی شناسند. اصولگرایان در خصوص اجرای اصل قانون اساسی درباره جرائم سیاسی یا برگزاری تجمعات سیاسی تعهدی بر دوش خود احساس نکردند. چندان دغدغه ای برای تحقق شفافیت اطلاعاتی نداشتند. همچنانکه نخواستند اشکالات موجود در قوانین انتخابات را ببینند. این سکوت و ندیدن و نخواستن البته ریشه های فکری و خاستگاه های عملی دارد.

«غالب» تریبون داران اصولگرا، به موضوع آسیب های اجتماعی بی توجه هستند. امروز با گذشت 8 سال ریاست اصولگرایان بر قوه مجریه و سالهای طولانی تر بر مجلس، نمی توانند ادعا کنند فرصت کافی برای پرداختن به معضلاتی مانند حاشیه نشینی، اعتیاد، طلاق، کودکان کار، روسپیگری و افزایش شمار ترک تحصیل و افزایش میزان جرائم و بحران های محیط زیستی و بحران کمی آب ... نداشته اند. این بی توجهی ها هم اگر کالبد شکافی شود سر از کاستی ها و چالش هایی در زمینه نحوه مواجهه با دین، مردم و سیاست و علم در می آورد.

بی توجهی های اصولگرایان به این سنخ مساله های اجتماعی، به نادرست انقلاب اسلامی و رهبری را درمعرض اتهام بی اعتنایی به معضلات قرارداده است.


شاید یکی از دلایل عدم جامعیت اصولگرایان در حساسیت های اجتماعی را در بی اعتنایی آنان نسبت به اصول قانون اساسی ناظر به حقوق ملت و تکالیف دولت دانست.

توجه این روزهای اصولگرایان به برخی مساله ها را هم نمی توان جدی گرفت، اصیل نیست و بیشتر از جنس عیبجویی از رقیب است. امید که همین حساسیت های کمرنگ این روزها ماندگار بماند.
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت

🔷 اتفاقی مبارک در حوزه علمیه قم

چهارشنبه، چهارم اسفند، در قم در مرکز فقهی ائمه اطهار، مراسم رونمایی از کتاب «مجموعه مقالات همایش ملی فقه هنر» برگزار شد. اتفاق مبارکی که با اشراف آیت الله ابوالقاسم علیدوست رقم خورد.

توجه جدی به نسبت فقه و هنر، هر چند دیر هنگام، اما می تواند نویدبخش تلاش های جدی برای ابهام زدایی از رویکرد فقه به شاخه های مختلف هنر باشد.

اهتمام حوزه های علمیه به هنر برای فعالان عرصه های هنری نیز می تواند آرامش بخش باشد. فقه از جنس ضابطه است. از جمله درخواست های جامعه هنری این است که در مواجهه با فعالیت ها و محصولات هنری ضابطه حاکم باشد نه سلیقه های شخصی که از پشتوانه های فقهی نیز برخوردار نیست.

حاکمیت ضابطه بر هنر این حسن را نیز به همراه دارد که جواز و قلمرو و محدودیت های فعالیت های هنری را قابل پیش بینی می کند؛ هم هنر مند تکلیف خود را خواهد شناخت و هم مسوولان و هم مردم.

اهتمام حوزه های علمیه به مقوله هنر این فایده را هم به دنبال دارد که به شاخه های مختلف هنری در جامعه دینی مشروعیت می بخشد. و فاصله متدینین را از هنر کم می کند و بسیاری از سوء تفاهم ها را نیز بر طرف می سازد.

این اتفاق فقهی – هنری را باید دید، باید تبریک گفت.
@babaee_ehsan
اسلام مردم را به عنوان«ناظر ملی»موظف کرده است.اینگونه نیست که مردم،فقط مشمول قانون باشند و دیگر هیچ سمتی نداشته باشند. اسلام مردم را ناظر حُسن اجرای قانون قرار داده است.(ولایت فقیه ص89)
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(6)

🔴 جریان اصولگرا

🔷 ابهام در نحوه مواجهه با علوم غربی

اصولگرایان موثرند به همین دلیل طرز تفکر و دیدگاههایشان نیز در هر دو وجه ایجابی و سلبی مهم است.

یکی از دلایل بی توجهی اصولگرایان نسبت به مسائل اجتماعی یا به تعبیر بهتر، یکی از دلایل ناتوانی و ناکارآمدی اصولگرایان در ارائه راه حل برای مسائل اجتماعی را باید نحوه مواجهه با علوم غربی دانست.

منهای استثناها به صورت کلی، بدبینی نسبت به علوم غربی به ویژه علوم انسانی را می توان جزء ویژگیهای اصولگرایان دانست.

چالشهای مبنایی علوم غربی که خود غربیها نیز پیشتر و بیشتر به آن پرداخته اند قابل انکار نیست. اما اینهم قابل انکار نیست که انکار مطلق کارآمدی و کارگشایی این علوم نیز خود موجب ناکارمدی است.

جز گرایش فکری خاص، قریب به اتفاق اصولگرایان هر چند از انکار علوم غربی سخن نمی گویند اما در نسبت با علوم غربی ضمن بدبینی، موضعی کاملا مبهم دارند. به لوازم آنچه که بیان می کنند پایبند نیستند. یک دست نیستند و در این موضوع اصلی، پیام های متناقضی به جامعه و بدنه اجتماعی خود در رابطه با علوم غربی ارسال می کنند و چنین تصویری به ذهن متبادر می سازند که گویی با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند.

نتیجه این ابهام آن است که در مورد مسائل اجتماعی که قبلا فهرستی از آن مرور شد دچار توقف هستیم. مدعی نیستم تنها دلیل این توقف و وخامت وضعیت، بی اعتنایی به علوم غربی است اما مطمئنا یکی از مهمترین دلایل آن مواجهه غیر منطقی یا سرگردانی برابر علوم غربی است.

اینکه حتی در مورد موضوعاتی مثل حجاب شاهد اظهار نظر «حتی» اساتید متعهد و انقلابی دانشگاهی از رشته های مرتبط نیستیم قابل تامل است.

نپرداختن اصولگرایان به آسیبهای اجتماعی، فقط یک بی توجهی وغفلت ساده نیست، بلکه ریشه های فکری و نرم افزاری دارد.

نگارنده ضرورت بحث درباره نقد علوم غربی، و ضرورت پرداختن به علم بومی، علم دینی و علوم انسانی اسلامی را انکار نمی کند اما مدیریت نادرست این مباحث، به این منجر شد که دانشجویان، خطبا و بسیاری از مدیران نیز نتوانند نحوه بهره برداری از علوم غربی را مدیریت کنند و در نتیجه با ارسال پیامهای متناقض، خود را و جامعه را حتی از جنبه های معقول علوم غربی محروم می کنند.

نتیجه این می شود که هر چه از مساله های فنی و صنعتی به سمت مساله های اجتماعی و انسانی پیش می رویم، بیشتر دچار توقف هستیم.

گاه دانشجوی انقلابی و متعهدِ زیر چتر اصولگرایی هم گمان میکند در نقطه صفر تاریخ قرار دارد باید از ابتدا و منهای همه تجربیات بشری، اقتصاد اسلامی و جامعه شناسی اسلامی و مدیریت اسلامی بنا کند.
اگر همین دانشجوی امروز، مدیر فردا شود، باکدام نرم افزار مدیریت خواهد کرد؟

جریان اصولگرایی که یک جریان سیاسی است ناچار باید در موضوعات اساسی و مبنایی مانند علم بومی، علم دینی و نحوه مواجهه با علوم غربی، تصویر و موضعی روشن تر از آنچه الان شاهد هستیم اتخاذ کند.باید در نظر داشت که سخت افزار قدرت از نرم افزار آن جدا نیست.
@babaee_ehsan
شما چه کارگر باشید،چه کاسب...چه مشاغل تولیدی داشته باشید،چه مشاغل خدماتی؛ چه مرد باشید و چه زن؛ هر که و در هر سنی هستید...وقت هایی را برای کتاب خواندن بگذارید.
(71/2/9)
@babaee_ehsan
🔴 از نگاه شهید بهشتی

🔷 آیا زنان می توانند رئیس جمهور شوند؟

در این که خانم ها می توانند رئیس جمهوری باشند یا خیر در میان فقها، چه در میان مراجع و چه در میان فقیهان مجلس خبرگان، نظر یکسانی وجود نداشت... قانون اساسی ناچار بود مطابق با رأی اکثریت دو سوم کل نمایندگان ... تنظیم شود تا پشتوانه اسلامی و اعتقادی و دینی آن محکم باشد و چون رأی نیاورد، متن به صورتی تنظیم شد که ان شاء الله در آینده اگر این بینشی که می تواند گسترده تر شود حمایت دو سوم مردم را به دست آورد، آنوقت راه برای این منظور هموار شود.

دقت بفرمایید خواهران! شما می دانید که عملا و برای مدت طولانی، جامعه ما وقتی می خواهد رأی بدهد و انتخاب بکند، به آن مرحله ای که خواهری برای تصدی این گونه سمت ها فرصت و رأی کافی را به دست بیاورد نمی رسد. این مسأله ای است که از نظر زمان با آن روبرو خواهیم بود.

این بود که اصل به این صورت تنظیم شد. ابتدا اصل را طوری تنظیم کرده بودند که صریحاً می خواست بگوید از نظر اسلامی بانوان نمی توانند رئیس جمهور شوند که این رأی نیاورد، چون آراء مخالف حتی از فقهای حاضر در جلسه زیاد بود. بنابر این به این صورت در آمد که قانون اساسی به بن بست کشیده نشود، ولی معلوم باشد که این مسأله در روند زمان همچنان باید مورد توجه قرار بگیرد....

سنت، بیانگر قرآن است. سنت، باطل کننده قرآن نیست؛ ولی بیانگر قرآن است. در قرآن کریم آیه ای که با صراحت امکان ریاست جمهوری یک زن را نفی کند وجود نداریم. به همین دلیل برخی صاحبنظران فقیه در مجلس هم این مطلب را نمی پذیرفتند. چند روایت داریم که مفاد آنها فرمانروایی و زمامداری را از زن سلب می کند. منتها این روایات ضد قرآن نیست...در قرآن این مسأله نه نفی و نه اثبات می شود... وقتی درباره مسأله ای در قرآن با صراحت بحثی نمی شود، آنوقت نوبت به روشنگری سنت می رسد.

دقت بفرمایید!... مسلماً و نه منحصراً، مرد می تواند این سمت را بپذیرد. برای پذیرش او نه در کتاب منعی هست و نه در سنت... قدر مسلم این است که مرد می تواند این کار را بکند.

آیا زن مسلمان هم می تواند رئیس جمهوری باشد یا خیر؟ چرا این سوال وجود دارد؟ به دلیل این روایات. قرآن نفی کننده آن نیست... راجع به زن، چون بعضی از روایات هست، یک سؤال و یک ابهام به وجود می آیدکه باید آن را فقیهانه روشن کرد نه با احساسات، که ان شاء الله در آینده برای شورای فقها مسأله حل می شود.

برای خود من دلایلی که در روایات آورده می شود که زن نمی تواند زمامدار و رئیس جمهوری باشد باشد، کافی نیست و هیچ وقت هم کافی نبوده است. از ابتدا که در این مسأله به صورت بررسی اجتهادی تحقیق کردم، دلایل برایم غیر کافی بوده است. ولی تا این نظر به صورت گسترده مورد قبول تحقیقی دو سوم آراء ملت و فقهای ملت در نیاید و مورد قبول قرار نگیرد، برای آن شتابزدگی نکنید.

عرض من این است که قانون اساسی فعلی آن قدرِ مسلّم را گفته است، یعنی رجال مذهبی می توانند زمامدار باشند و فعلا راجع به زنان مسأله را مسکوت گذاشته تا وقتی که زمینه فقاهتی گسترده آن به صورت روشن آماده شود. در آن موقع می توان این را مطرح کرد و به تصویب رساند و به آن مرحله رسید.

🔶 (از سخنرانی شهید بهشتی در حسینیه ارشاد،9/9/1358، منتشر شده در کتاب مبانی نظری قانون اساسی،انتشارات بقعه،ص33 تا 35)
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(7)

🔴جریان اصولگرا

🔷 اکتفا به اجمال آرمانها

اولین بار در جمع های دانشجویی، تعبیر «خلأ تئوریک» به گوشم خورد، با این زمینه که برخی، بی عملی خود را پشت این تعبیر پنهان می کنند.

دو نکته دیگر هم در حاشیه این تعبیر، مطرح می شد که هر دو نیز درست بود. یک،اینکه در همه امور، خلأ تئوریک نداریم، گاهی با بایدهایی از جنس بدیهیات مواجه هستیم که در آن موارد، جستجوی علم، بهانه است،باید اهل عمل باشیم.

و نکته دیگر هم اینکه علم از عمل جدا نیست. تئوریهایی که در غیاب واقعیتهای ملموس پرداخته می شود، عملی نیست و دردی از دردهای واقعی درمان نمی کند.

این هر سه درست بود: عمل گریزی و عافیت طلبی برخی، بدیهی بودن ضرورت اقدام در بعضی موارد و نقش عمل در زایش علم؛

اما این همه ماجرا نیست و نبود و خلأ تئوریک همچنان واقعیت دارد.

تا اینجای ماجرا چندان ارتباطی با آسیب های جریان اصولگرایی ندارد، اشکال از آنجاست که خلأ تئوریک به رسمیت شناخته نمی شود، اشکال از توهم استغنا از آگاهی است.

این جزء ویژگیهای جریان اصولگرایی است که بیشتر به تکرار شعارها و یادآوری آرمانها بسنده می کند و کمتر از ابزارها و روشها یاد می کند. کمتر ابزارها و روشها را نقد می کند.

اگر در زمان مبارزه انقلاب یا دهه اول، شعارهای انقلاب برجسته بود و نفس بیان ایده ها و آرمان ها و تکرار شعارها موضوعیت داشت و بیش از تثبیت آن شعارها توقعی نبود اما امروز اگر نیروی انقلابی نتواند از «اجمال» شعارها فراتر رود و با تبیین روشها و ابزارهای دسترسی به آرمانها به «تفصیل» نرسد، آنچه آسیب می بیند همان شعارها و ایده ها و آرمان هاست.

نمونه این ادعا را در مواجهه این جریان با مطالبه مقام معظم رهبری برای مبارزه با فقر و فساد و تبعیض می توان دید. به تبع ِتریبون داران این جریان، بدنه اجتماعی نیروهای انقلابی به ویژه در بین اصولگرایان، هنوز از اجمال به تفصیل نرسیده اند.

جریان اصولگرایی از فرصت های تاریخی که برای حرکت از اجمال به تفصیل آرمانها به دست آورده بود،استفاده نکرده است. هشت سال دولتی که به نام عدالت بر سر کار بود؛ اما آیا 8 سطر به دانسته ها در فهم تفصیلی عدالت افزوده شده است؟!

به زودی لایحه اصلاح قانون کار در مجلس مورد بررسی قرار می گیرد. قانونی که قطعا در نظام اقتصادی ما موثر خواهد بود، اما هیچ نشانی از حساسیت نسبت به این موضوع در بین احزاب،تریبونهای اصولگرایی و بدنه اجتماعی اصولگرایان نمی بینیم و بعد شعار عدالت سر می دهیم و فاصله شمال و جنوب تهران را دستمایه نظم و نثر می کنیم.


ما خلأ تئوریک داریم و این خلأ تئوریک را باید در متن عمل برطرف کرد، متن عمل یعنی آن زمان که سیاستهای اصل 44تصویب می شد، یعنی الان که اصلاح قانون کار در جریان است.

تولید نظم و نثر عدالتخواهانه مشکل ندارد، مشروط بر اینکه این نظم و نثرسرایی، سقف حضور ما در عرصه عدالتخواهی و پیگیری آرمانها نباشد.
@babaee_ehsan
ما نبايد در اداى وظايف منتظر نتيجه قطعيه باشيم. اگر در محضر مقدس حق تعالى عامل به وظيفه معرفى شويم، همين «نتيجه» است.
(صحیفه امام،ج2،ص224)
@babaee_ehsan
🔴 با لباس تازه مسجد می روم!

🔷 [1347_امام خمینی در پاسخ به نامه آیت‌الله شهيد سعيدى]

از اوضاع شكايت نموده بوديد. آنچه مسلّم است هر روز رو به وخامت است و با وضع خودمان اميدى نيست مگر به توجه غيبى، انشاء الله تعالى. لكن ما نبايد در اداى وظايف منتظر نتيجه قطعيه باشيم. اگر در محضر مقدس حق تعالى عامل به وظيفه معرفى شويم، همين «نتيجه» است. از خداوند تعالى توفيق عمل به وظيفه را براى كافّه مسلمين و خصوص اهل علم خواستار است.

مرقوم شده بود: «مى‏ خواستم از مسجد اعراض كنم»؛ موجب تعجب است! انسان در پُستى كه مشغول خدمت است، بايد با هر ناملايمى پايدار باشد.

در نظر دارم كه به يكى از آقايان ائمه [جماعات] در زمان فشار براى تغيير لباس- گفتم: اگر شما را اجبار به تغيير لباس كنند، چه مى‏ كنيد؟ گفتند: «در منزل مى ‏نشينم و بيرون نمى‏ آيم».

گفتم: اگر من را اجبار كنند و امام جماعت باشم، همان روز با لباس تازه مسجد مى‏ روم. بايد پست ها را نگه داشت و در وقت مقتضى با اعراض دسته‌جمعی طرف را كوبيد.

🔶 (صحیفه امام،ج‏2- ص224-1347/12/29)
@babaee_ehsan
✳️آسیب شناسی دو جریان سیاسی(8)

🔴 جریان صولگرایی

🔷 تریبون داران ناکارآمد (الف)

یکی از مهمترین چالش هایی که اصولگرایان در سطوح مختلف با آن مواجه هستند، مشکل فقدان گروه مرجع کارآمد است.

ناچار هستم برای اینکه منظور از «گروه مرجع ناکارآمد» روشن شود، از برخی تریبون داران در بین اصولگرایان نام ببرم. در بین علما، خطبا و سخنرانانی که در بین اصولگرایان مخاطب دارند، می توان از آیات و حجج اسلام آقایان جنتی، یزدی، سید احمد خاتمی، سید احمد علم الهدی، مصباح یزدی، موحدی کرمانی، صدیقی، پناهیان، آقاتهرانی، حسینیان و تائب نام برد.

همچنین از بین غیر روحانیون، این فهرست را می توان ارائه داد:
آقایان رحیم پور ازغدی، حداد عادل، سعید جلیلی، وحید جلیلی، حسن عباسی، سعید قاسمی، سردار نقدی وحسین شریعتمداری . چه بسا در سطوح بعد می توان از افرادی مانند سعید زیبا کلام، سلیمی نمین و صفار هرندی و علی زاکانی یاد کرد که به دلیل حضور رسانه ای، تاثیر بیشتری دارند یا به تعبیر دیگر مخاطبان سیاسی بیشتری دارند و در قالب های مکتوب یا سخنرانی به تغذیه فکری بدنه اجتماعی اصولگرایان می پردازند.

حتما بین افراد یاد شده، تفاوت هایی وجود دارد و حتما به دست آوردن برایند کلی و مولفه های فکری آنها نیازمند بررسی تفصیلی و روشمند است که ای کاش این بررسی صورت می گرفت.

به دلیل اهمیت بیشتر، تنها به گروه اول خواهم پرداخت، یعنی روحانیونی که جزء تریبون داران جریان اصولگرایی هستند.

اهمیت پرداختن به مولفه های تریبون داران روحانی جریان اصولگرایی از این حیث است که از جایگاه های مهمی در نظام و نیز بدنه اجتماعی جریان اصولگرا برخوردار هستند. شورای نگهبان، نماز های جمعه، جامعه روحانیت و جامعه مدرسین، هیئت های مذهبی ظرفیت بی نظیری را در اختیار این تریبون داران قرار داده است.

قبل از ورود به برخی مشخصه های شخصیت های یاد شده، این تذکر
ضروری است که:
افراد دیگری نیز در ردیف روحانیون اصولگرا قرار دارند که ارتباط مستقیم با بدنه اجتماعی اصولگرایان ندارند مانند مصباحی مقدم، پور محمدی و ... نیز هستند کسانی از بین روحانیون اصولگرا که از حیث فکری نسبت به حلقه اصلی یاد شده کاملا در حاشیه قرار دارند مانند سید مهدی طباطبایی و ... به این تفاوت ها توجه دارم اما در این یادداشت به حلقه اصلی که یاد کرده ام نظر دارم.

هر چند بررسی میزان تکثر فکری بین شخصیت های اصولگرا نیز موضوعی بسیار مهم، مرتبط با سیاست های رسانه ای و جداگانه قابل بررسی است.

ادامه دارد...
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(9)

🔴 جریان اصولگرا

🔷تریبون داران ناکارآمد(ب)

اگر موارد زیر به عنوان برخی مشخصه های گروه مرجع جریان اصولگرایی قابل اثبات باشد، نوسازی و ایجاد تحول در گروه مرجع اصولگرایان اولویتی است که هیچ موضوع دیگری بر آن تقدم ندارد.

بزرگان روحانی اصولگرا دچار ضعف در ارتباط هستند، دائره نفوذ و مخاطبان شان حداکثر محدود به همراهان اصولگراست، بلکه بخشی از اصولگرایان.


نحوه ارتباط گیری آنها حتی با جوانان اصولگرا نیز از جنس منولوگ است، در قالب سخنرانی و از بالا و از فراز منبر. سنت جلسات گفتگو محور آنچنانکه مطهری و بهشتی بسیاری مباحث خود را در این قالب ارائه می کردند، متاسفانه به تاریخ پیوسته است.

ای کاش می شد که مراکزی به تحلیل خطبه های نماز جمعه کلانشهرها می پرداختند و آنها را تحلیل می کردند که چه نسبتی با سوالات و دغدغه های جوانان انقلابی اصولگرا دارد؟ [صرفنظر از دیگر جوانان] صریح تر اگر بخواهم بنویسم می گویم ما با «اسراف در تریبون ها» مواجه هستیم. تریبون های مهمی که متناسب با ظرفیت شان مورد استفاده قرار نمی گیرند.

بزرگوارانی که پشت تریبون های مهم قرار دارند، غالبا «تحلیل» ارائه نمی دهند، تنها به «موضع گیری» می پردازند.

متاسفانه مقام معظم رهبری از امتیازی که امام از آن برخوردار بود، بی بهره است، امام مثل شهید مطهری، شهید بهشتی، مقام معظم رهبری و مرحوم هاشمی را داشت که به تکرار مواضع امام بسنده نمی کردند، ایده های امام و انقلاب را با زبان تحلیل حلاجی می کردند و به مردم منتقل می ساختند و حق تریبون را ادا می کردند.

غالب تریبون داران روحانی اصولگرا، هیچگاه در سمت های اجرایی حضور نداشته اند، به همین دلیل، ارزیابی ها و نگاه هایشان به مسائل اقتصادی و سیاسی با واقعیتها فاصله دارد. چه بسا بتوان از همین عامل به عنوان یکی از موانع برقراری ارتباط با قشرهای مختلف مردم یاد کرد.

علی رغم اینکه بیشتر دغدغه های خود را صرف مسائل فرهنگی می کنند، نگاهی همه جانبه و ریشه ای حتی به مسائل فرهنگی ندارند. در مورد مسائل فرهنگی نیز تنها به موضع گیری می پردازند. نه توصیفی از وضعیتی که در آن به سر می بریم و نه پاسخی به آنچه باید انجام دهیم در اظهار نظرها نیست. اظهارنظرهای فرهنگی آنها هم از جنس ابراز نگرانی و یادآوری خط قرمزهاست. راهنما و راهگشا نیستند.

تریبون داران روحانی اصولگرا دچار یک تناقض بزرگ هستند و آن اینکه علی رغم اینکه جریان اصولگرایی را جریان اصیل و اصلی انقلاب می دانند، اما از اینکه بتوانند چتر فراگیر انقلاب را در جامعه بگسترانند ناتوانند و عملا جریان وسیع انقلاب را به تناسب محدودیت های خود، کوچک می کنند و در واقع محدودیت های خود را به انقلاب تحمیل می کنند.

در آسیب شناسی ها عمدتا نگاه ها را به افراد معطوف می کنند، عمدتا در نقد ساختاری نظام، روندها و رویکردهای کلان و قوانین حوزه های فرهنگی و اقتصادی و ... حضور ندارند.

ای کاش برمی گشتیم به زمانی که تقسیم کار نامبارک صورت نمی گرفت و همان ها که در «اعلام مواضع» در قبال مسایل و حوادث پیشرو هستند، در «تحلیل» و «تبیین» نیز پیشگام و قابل اتکا بودند.

حتما شخصیت هایی را که نامبرده ایم را جزء عناصر انقلابی، دلسوز، شجاع و باتقوا می شناسیم، اما باید دانست امروز، انقلاب ما به نیروهایی کارآمدتر نیاز فوری دارد، نیروهایی که بتوانند جوان انقلابی را در شناخت معضلات و راهکارهای برون رفت یاری رساند.


این هم که چرا انقلاب ما نتوانسته در معرفی شخصیتهای روحانی طراز مساله های انقلاب، هم شجاع در موضع گیری، هم توانمند در تبیین و تحلیل به جامعه معرفی کند قابل تامل و بررسی است.
@babaee_ehsan