✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(1)
🔷مقدمه
✅ اصولگرایی و اصلاح طلبی، دو جریان سیاسی اصلی کشور هستند که مشخصه های فکری و رفتاری این دو جریان بر وضعیت حال و مسیر آینده کشور موثر است. به دلیل همین تاثیرگذاری نمیتوان به راحتی از کنار نقد و ارزیابی این دو جریان با بی اعتنایی عبور کرد.
✅ از امروز چند یادداشت متوالی در نقد و آسیب شناسی این دو جریان ارائه خواهد شد با این امید که از جنس واقع نمایی باشد و برای شناخت باید ها و نبایدها مفید واقع گردد.
✅ از این یادداشت های 20گانه _و شاید کمتر_ نیمی و شاید بیشتر به ارزیابی جریان اصولگرایی اختصاص دارد.
✅ یادداشتها درباره اصولگرایی را مقدم مطرح خواهم کرد فقط به این دلیل که زودتر آماده شده است.
✅ نقدها پراکنده است و در نتیجه موارد نقد نسبت به دو جریان متناظر یکدیگر نیست. و باز این نکته مهم است که آنچه ذکر می شود همه موارد قابل طرح نیست. و چه بسا آنچه آنچه در نقد یک جریان مطرح می شود، در جریان دیگر نیز مصداق داشته باشد.
✅ طبیعی است که درباره شیوه و محتوای نقد، اختلاف نظر وجود داشته باشد. چندان مهم نیست اگر نتیجه افزایش آگاهی باشد.امید که دیگران هم در این عرصه حضور پیدا کنند و با نقد و ارزیابی و آسیب شناسی، به کارآمدی دو جریان سیاسی کمک کنند.
✅ این نیز چندان اهمیت ندارد که نگارنده به کدام جریان سیاسی تعلق خاطر دارد. مهم این است که برای همه ما، تعلق به جناح های سیاسی ارتباط هویتی ما را نسبت به اسلام و ارزش های بنیادین انقلاب اسلامی مخدوش نسازد.
✅ اولین یادداشت به «عدم استقبال از آسیب شناسی» اختصاص دارد .
@babaee_ehsan
🔷مقدمه
✅ اصولگرایی و اصلاح طلبی، دو جریان سیاسی اصلی کشور هستند که مشخصه های فکری و رفتاری این دو جریان بر وضعیت حال و مسیر آینده کشور موثر است. به دلیل همین تاثیرگذاری نمیتوان به راحتی از کنار نقد و ارزیابی این دو جریان با بی اعتنایی عبور کرد.
✅ از امروز چند یادداشت متوالی در نقد و آسیب شناسی این دو جریان ارائه خواهد شد با این امید که از جنس واقع نمایی باشد و برای شناخت باید ها و نبایدها مفید واقع گردد.
✅ از این یادداشت های 20گانه _و شاید کمتر_ نیمی و شاید بیشتر به ارزیابی جریان اصولگرایی اختصاص دارد.
✅ یادداشتها درباره اصولگرایی را مقدم مطرح خواهم کرد فقط به این دلیل که زودتر آماده شده است.
✅ نقدها پراکنده است و در نتیجه موارد نقد نسبت به دو جریان متناظر یکدیگر نیست. و باز این نکته مهم است که آنچه ذکر می شود همه موارد قابل طرح نیست. و چه بسا آنچه آنچه در نقد یک جریان مطرح می شود، در جریان دیگر نیز مصداق داشته باشد.
✅ طبیعی است که درباره شیوه و محتوای نقد، اختلاف نظر وجود داشته باشد. چندان مهم نیست اگر نتیجه افزایش آگاهی باشد.امید که دیگران هم در این عرصه حضور پیدا کنند و با نقد و ارزیابی و آسیب شناسی، به کارآمدی دو جریان سیاسی کمک کنند.
✅ این نیز چندان اهمیت ندارد که نگارنده به کدام جریان سیاسی تعلق خاطر دارد. مهم این است که برای همه ما، تعلق به جناح های سیاسی ارتباط هویتی ما را نسبت به اسلام و ارزش های بنیادین انقلاب اسلامی مخدوش نسازد.
✅ اولین یادداشت به «عدم استقبال از آسیب شناسی» اختصاص دارد .
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(2)
🔴 جریان اصولگرایی
🔷 اصولگرایان و استقبال از نقد
✅ می توان عدم استقبال و اهتمام جریان اصولگرایی از نقد را اولین اشکال و آسیبی دانست که بر این جریان وارد است.
والبته میتوان همین اشکال را بر دیگران نیز وارد دانست اما دلیل این عدم استقبال در مورد اصولگراها متفاوت و ریشه های آن نیز مهمتر است.
✅ ادبیات برخی تریبون داران اصولگرایی به گونه ای است که راه را بر نقد و آسیب شناسی مبنایی و درونی می بندد یا آن را در حد نقد تاکتیک ها ی انتخاباتی متوقف می کند و به اشکالات مبنایی ورود پیدا نمی کند.
✅ نحوه مواجهه برخی از تریبون داران و فعالان رسانه ای اصولگرایی با نتایج انتخابات اسفند 94 نمونه خوبی است که نشان می دهد چگونه ادبیات و طرز فکر برخی اصولگرایان اجازه نقد درونی را نمی دهد.
✅ اینکه گفته شد «اصولگرایان در انتخابات شکست فرهنگی خوردند نه سیاسی» و یا «در این انتخابات بال و پر ولایت را چیدند» یا مردم تهران به «اهل کوفه» تشبیه شدند از برخی تحلیل ها و تصویرسازی ها و همسان پنداری های تاریخی حکایت میکند که آورده ی مهم آن خود حق بینی مطلق است به گونه ای که انتخاب مردم را اگر به نفع نباشد به تمامی، مصداقی از اشکال انتخاب گران می شمارد و جایی برای فرض اشکال در مورد کاندیداهای اصولگرایان یا وجود ایراد درجریان اصولگرایی باقی نمی گذارد.
✅ با این ادبیات، آسیب شناسی جریان اصولگرایی، هزینه بردار است،همچنانکه هر اصلاح و تغییر مسیر در جریان اصولگرایی اینگونه است. مشابه سازی های تاریخی و وام گرفتن از اقبال و ادبارهای مردم نسبت به ائمه معصومین علیهم السلام، راه را بر نقد می بندد.
✅ اصولگرایان حتی برای اینکه شتکی بر قبای قداست آنان ننشیند، وقتی هم که میخواهند رئیس جمهور سابق را نقد کنند؛ اول احمدی نژاد را با عنوان «جریان انحرافی» نشانه گذاری و نفی می کنند تا به این ترتیب نقد احمدی نژاد و دولت8ساله او، نقد اصولگرایی تلقی نشود. این روش عافیت طلبانه نه تنها قداست آنها را تضمین نکرد بلکه یک فرصت مهم تاریخی را برای نقد و ارزیابی جریان اصولگرایی از آنان سلب کرد.
✅ روی دیگر سکه خود حق بینی اصولگرایان، ترویج این نگاه است که هر که غیر ماست از جنس باطل است. در واقع خود حق بینی بسیاری اصولگرایان از باطل انگاری دیگران تغذیه میکند.
✅ غیر از احساس استغنا نسبت به آسیب شناسی، یکی از تبعات نامبارک این نگاه به خود و دیگری، حذف «پرسش از کارآمدی» است.
✅ مساله حق و باطل بودن برای اصولگرایان به گونه ای مطرح می شود که جا را برای پرسشهای دیگر تنگ می کند در حالی که حق بودن اعتقادی، «لزوما» به معنای درستی و کارآمدی شیوه ها و جزئیات رفتاری نیست .
@babaee_ehsan
🔴 جریان اصولگرایی
🔷 اصولگرایان و استقبال از نقد
✅ می توان عدم استقبال و اهتمام جریان اصولگرایی از نقد را اولین اشکال و آسیبی دانست که بر این جریان وارد است.
والبته میتوان همین اشکال را بر دیگران نیز وارد دانست اما دلیل این عدم استقبال در مورد اصولگراها متفاوت و ریشه های آن نیز مهمتر است.
✅ ادبیات برخی تریبون داران اصولگرایی به گونه ای است که راه را بر نقد و آسیب شناسی مبنایی و درونی می بندد یا آن را در حد نقد تاکتیک ها ی انتخاباتی متوقف می کند و به اشکالات مبنایی ورود پیدا نمی کند.
✅ نحوه مواجهه برخی از تریبون داران و فعالان رسانه ای اصولگرایی با نتایج انتخابات اسفند 94 نمونه خوبی است که نشان می دهد چگونه ادبیات و طرز فکر برخی اصولگرایان اجازه نقد درونی را نمی دهد.
✅ اینکه گفته شد «اصولگرایان در انتخابات شکست فرهنگی خوردند نه سیاسی» و یا «در این انتخابات بال و پر ولایت را چیدند» یا مردم تهران به «اهل کوفه» تشبیه شدند از برخی تحلیل ها و تصویرسازی ها و همسان پنداری های تاریخی حکایت میکند که آورده ی مهم آن خود حق بینی مطلق است به گونه ای که انتخاب مردم را اگر به نفع نباشد به تمامی، مصداقی از اشکال انتخاب گران می شمارد و جایی برای فرض اشکال در مورد کاندیداهای اصولگرایان یا وجود ایراد درجریان اصولگرایی باقی نمی گذارد.
✅ با این ادبیات، آسیب شناسی جریان اصولگرایی، هزینه بردار است،همچنانکه هر اصلاح و تغییر مسیر در جریان اصولگرایی اینگونه است. مشابه سازی های تاریخی و وام گرفتن از اقبال و ادبارهای مردم نسبت به ائمه معصومین علیهم السلام، راه را بر نقد می بندد.
✅ اصولگرایان حتی برای اینکه شتکی بر قبای قداست آنان ننشیند، وقتی هم که میخواهند رئیس جمهور سابق را نقد کنند؛ اول احمدی نژاد را با عنوان «جریان انحرافی» نشانه گذاری و نفی می کنند تا به این ترتیب نقد احمدی نژاد و دولت8ساله او، نقد اصولگرایی تلقی نشود. این روش عافیت طلبانه نه تنها قداست آنها را تضمین نکرد بلکه یک فرصت مهم تاریخی را برای نقد و ارزیابی جریان اصولگرایی از آنان سلب کرد.
✅ روی دیگر سکه خود حق بینی اصولگرایان، ترویج این نگاه است که هر که غیر ماست از جنس باطل است. در واقع خود حق بینی بسیاری اصولگرایان از باطل انگاری دیگران تغذیه میکند.
✅ غیر از احساس استغنا نسبت به آسیب شناسی، یکی از تبعات نامبارک این نگاه به خود و دیگری، حذف «پرسش از کارآمدی» است.
✅ مساله حق و باطل بودن برای اصولگرایان به گونه ای مطرح می شود که جا را برای پرسشهای دیگر تنگ می کند در حالی که حق بودن اعتقادی، «لزوما» به معنای درستی و کارآمدی شیوه ها و جزئیات رفتاری نیست .
@babaee_ehsan
یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی «غیر اسلامی» را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شأن مجتهد است واقعاً مدیر و مدبر باشد.(3اسفند67)
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
حوزه ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس العمل مناسب باشند.(3اسفند67)
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(3)
🔴 جریان اصولگرا
🔷 غفلت از لوازم دستیابی به قدرت
✅ هر دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب، همواره به دنبال دستیابی به قدرت _ در قوه مجریه و مجلس _ هستند که امری کاملا طبیعی است. اما حداقل دو اشکال در مورد نوع تلقی و نحوه مواجهه جریان اصولگرایی با قدرت وجود دارد.
✅ اشکال اول این است که جریان اصولگرا به گونه ای رفتار می کند که گویی دستیابی به قدرت را برای حل مشکلات کافی میداند و با ساده انگاری، مشکل اصلی کشور را مسوولان و نمایندگان می داند، به گونه ای که اگر این مناصب را اصولگرایان از آن خود کنند، مشکلات کشور حل خواهد شد!
✅ نشانه هم اینکه همه همت شخصیتها و محافل اصولگرایی در حال حاضر و مثل ادوار گذشته، صرف نقد جریان رقیب می شود، بی آنکه در وجه ایجابی تلاش شود شالوده ای جدید بنا شود و نسخه ای تازه ارائه گردد.
✅ ظاهرا اصولگرایان خود را بی نیاز می بینند که برای فردای روزی که به قدرت دست پیدا می کنند، خود را آماده کنند. 8 سال ریاست دولت و 12 سال حاکمیت بر مجلس باید جریان اصولگرایی را به تأمل وا می داشت. اما متاسفانه باز هم غلبه نگاه «شخص محور» در فرهنگ عمومی و فرهنگ سیاسی ما، همه تقصیر را بر گردن «شخص» رئیس جمهور قبل انداخت.
✅ در هفته های ابتدایی بعد از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، در جلسه ای، برخی دوستان اصولگرا با تحلیل آرا، می گفتند احتمالا حسن روحانی رئیس جمهور یک دوره ای خواهد بود. در حالی که جا داشت گفته شود که «ای کاش دو دوره ای باشد که لااقل فرصت بیشتری باشد برای تامل روی مساله ها»، 4 سال فرصت زیادی نیست! اصولگراها که قدرت بگیرند، مساله ها که از بین نمی رود. اصولگرایان هستند و معضل آب و محیط زیست، اصولگرایان هستند و مشکل فقر و تورم و بیکاری؛ اصولگرایان هستند و بلای فساد اقتصادی و فساد اداری. و مساله های دامنه دار اعتیاد و یازده میلیون زیر عنوان حاشیه نشینی و افزایش طلاق و کاهش ازدواج، شمار رو به افزایش ترک تحصیل و سرجمع همه موارد: نابرابری. بگذریم از موضوعاتی مثل سیاست خارجی و هنر و آزادی که ظاهرا گمان می شود نزد اصولگرایان، این موضوعات حل شده است.
✅ فقدان پرداختن به این مساله ها در حالی است که سهم اصولگرایان از دانشگاه ها و موسسات پژوهشی و رسانه ها و تریبونهای همسو که به این چالشها بپردازند کم نیست.
✅ اصولگرایان اگر به دنبال آن هستند که باید در اداره جامعه طرحی نو در انداخت، بیش از دیگران باید به گفتگوهای «مساله محور»دامن بزنند، راه حل ها را نقد کنند و راه حل تازه ارائه کنند.
✅ این معضل در جناح رقیب نمود کمتری دارد از جمله به این دلیل که جریان اصلاحات حضور بیشتر و پررنگ تری در قوه مجریه داشته است و دیگر اینکه جریان اصلاحات مقاومت کمتری نسبت به علوم و دستاوردهای غربی دارد که بعدا به آن خواهیم پرداخت.
@babaee_ehsan
🔴 جریان اصولگرا
🔷 غفلت از لوازم دستیابی به قدرت
✅ هر دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب، همواره به دنبال دستیابی به قدرت _ در قوه مجریه و مجلس _ هستند که امری کاملا طبیعی است. اما حداقل دو اشکال در مورد نوع تلقی و نحوه مواجهه جریان اصولگرایی با قدرت وجود دارد.
✅ اشکال اول این است که جریان اصولگرا به گونه ای رفتار می کند که گویی دستیابی به قدرت را برای حل مشکلات کافی میداند و با ساده انگاری، مشکل اصلی کشور را مسوولان و نمایندگان می داند، به گونه ای که اگر این مناصب را اصولگرایان از آن خود کنند، مشکلات کشور حل خواهد شد!
✅ نشانه هم اینکه همه همت شخصیتها و محافل اصولگرایی در حال حاضر و مثل ادوار گذشته، صرف نقد جریان رقیب می شود، بی آنکه در وجه ایجابی تلاش شود شالوده ای جدید بنا شود و نسخه ای تازه ارائه گردد.
✅ ظاهرا اصولگرایان خود را بی نیاز می بینند که برای فردای روزی که به قدرت دست پیدا می کنند، خود را آماده کنند. 8 سال ریاست دولت و 12 سال حاکمیت بر مجلس باید جریان اصولگرایی را به تأمل وا می داشت. اما متاسفانه باز هم غلبه نگاه «شخص محور» در فرهنگ عمومی و فرهنگ سیاسی ما، همه تقصیر را بر گردن «شخص» رئیس جمهور قبل انداخت.
✅ در هفته های ابتدایی بعد از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، در جلسه ای، برخی دوستان اصولگرا با تحلیل آرا، می گفتند احتمالا حسن روحانی رئیس جمهور یک دوره ای خواهد بود. در حالی که جا داشت گفته شود که «ای کاش دو دوره ای باشد که لااقل فرصت بیشتری باشد برای تامل روی مساله ها»، 4 سال فرصت زیادی نیست! اصولگراها که قدرت بگیرند، مساله ها که از بین نمی رود. اصولگرایان هستند و معضل آب و محیط زیست، اصولگرایان هستند و مشکل فقر و تورم و بیکاری؛ اصولگرایان هستند و بلای فساد اقتصادی و فساد اداری. و مساله های دامنه دار اعتیاد و یازده میلیون زیر عنوان حاشیه نشینی و افزایش طلاق و کاهش ازدواج، شمار رو به افزایش ترک تحصیل و سرجمع همه موارد: نابرابری. بگذریم از موضوعاتی مثل سیاست خارجی و هنر و آزادی که ظاهرا گمان می شود نزد اصولگرایان، این موضوعات حل شده است.
✅ فقدان پرداختن به این مساله ها در حالی است که سهم اصولگرایان از دانشگاه ها و موسسات پژوهشی و رسانه ها و تریبونهای همسو که به این چالشها بپردازند کم نیست.
✅ اصولگرایان اگر به دنبال آن هستند که باید در اداره جامعه طرحی نو در انداخت، بیش از دیگران باید به گفتگوهای «مساله محور»دامن بزنند، راه حل ها را نقد کنند و راه حل تازه ارائه کنند.
✅ این معضل در جناح رقیب نمود کمتری دارد از جمله به این دلیل که جریان اصلاحات حضور بیشتر و پررنگ تری در قوه مجریه داشته است و دیگر اینکه جریان اصلاحات مقاومت کمتری نسبت به علوم و دستاوردهای غربی دارد که بعدا به آن خواهیم پرداخت.
@babaee_ehsan
چه بسا شیوه های رایج اداره امور مردم در سالهای آینده تغییر کند...علمای بزرگوار اسلام از هم اکنون باید برای این موضوع فکری کنند.(منشور روحانیت.3اسفند67)
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
روحانیت تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمیتواند درک کند که اجتهاد مصطلح برای اداره جامعه کافی نیست.
(منشور روحانیت،3اسفند67)
@babaee_ehsan
(منشور روحانیت،3اسفند67)
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت
🔷 یادآوری یک پیام
✅ سوم اسفند سال 1367، امام خمینی پیامی صادر نمود که به «منشور روحانیت» معروف شد. مخاطبی عام داشت یعنی مردم و مخاطبی خاص شامل مراجع، اساتید و طلاب حوزه های علمیه و جامعه روحانیت.
✅ امام خمینی در این پیام از برخی مهمترین لوازم کارآمدی روحانیت و حوزه های علمیه سخن گفت و حتما این پیشفرض را در ذهن داشت که بدون حوزه و روحانیت کارآمد، توقع کارآمدی نظام جمهوری اسلامی، غیر واقع بینانه است.
✅ فراوان، درباره توقعات حوزه های علمیه از نظام جمهوری اسلامی،در مورد انتظارات روحانیت از فضای عمومی جامعه شنیده ایم اما نباید فراموش کرد که توقعات و انتظارات، دو سویه است. این پرسش نیز قابل طرح است که حوزه های علمیه تا چه میزان، توقعات نظام و جامعه را برآورده ساخته است؟
✅ «منشور روحانیت» از سوی یکی از فرزندان برجسته حوزه صادر شده است که بر مسند حاکمیت نیز نشسته بود. امام در واپسین روزهای حیات خود، از یک راه طی شده سخن می گفت که «اجتهاد مصطلح کافی نیست.»
✅ بسیاری از آنچه امروز در حوزه های علمیه صورت می گیرد، علیرغم اینکه ارزشمندی آن قابل انکار نیست، اما قبل از انقلاب نیز قابل انجام بود. مشخصه اصلی حوزه انقلابی را نباید به موضع گیری های سیاسی تنزّل داد، مهمترین ویژگی این است که حوزه انقلابی، مساله های خود را بر اساس مساله های انقلاب و نظام، بر پایه نیازهای جامعه، انتخاب و تنظیم می کند.
✅ ما «مساله» کم نداریم. مهم این است که حوزه های علمیه از کنار پیام و توقع امام با غفلت عبور نکنند، همچون امام در این پیام، شجاعت نگاه کردن به افق های بلند در دوردست را داشته باشند. مهم این است جایگاه مناسب خود برای دفاع از نظام و نظارت بر نظام را پیدا کنند. مهم این است که کارنامه نظام در زمینه های مختلف را از کارنامه خود جدا نبینند.
✅ امام در «منشور روحانیت»حرفهای شنیدنی زیاد دارد. خدمات روحانیت، خطر متحجرین از روحانیت، بایسته های تحصیلات حوزوی، نقش فقه و تراز اجتهاد، دستاوردهای دفاع مقدس و حکم اعدام سلمان رشدی، برخی از مهمترین موضوعات این پیام است که برای تداوم فکر انقلاب، نیازمند بازخوانی آن هستیم.
@babaee_ehsan
🔷 یادآوری یک پیام
✅ سوم اسفند سال 1367، امام خمینی پیامی صادر نمود که به «منشور روحانیت» معروف شد. مخاطبی عام داشت یعنی مردم و مخاطبی خاص شامل مراجع، اساتید و طلاب حوزه های علمیه و جامعه روحانیت.
✅ امام خمینی در این پیام از برخی مهمترین لوازم کارآمدی روحانیت و حوزه های علمیه سخن گفت و حتما این پیشفرض را در ذهن داشت که بدون حوزه و روحانیت کارآمد، توقع کارآمدی نظام جمهوری اسلامی، غیر واقع بینانه است.
✅ فراوان، درباره توقعات حوزه های علمیه از نظام جمهوری اسلامی،در مورد انتظارات روحانیت از فضای عمومی جامعه شنیده ایم اما نباید فراموش کرد که توقعات و انتظارات، دو سویه است. این پرسش نیز قابل طرح است که حوزه های علمیه تا چه میزان، توقعات نظام و جامعه را برآورده ساخته است؟
✅ «منشور روحانیت» از سوی یکی از فرزندان برجسته حوزه صادر شده است که بر مسند حاکمیت نیز نشسته بود. امام در واپسین روزهای حیات خود، از یک راه طی شده سخن می گفت که «اجتهاد مصطلح کافی نیست.»
✅ بسیاری از آنچه امروز در حوزه های علمیه صورت می گیرد، علیرغم اینکه ارزشمندی آن قابل انکار نیست، اما قبل از انقلاب نیز قابل انجام بود. مشخصه اصلی حوزه انقلابی را نباید به موضع گیری های سیاسی تنزّل داد، مهمترین ویژگی این است که حوزه انقلابی، مساله های خود را بر اساس مساله های انقلاب و نظام، بر پایه نیازهای جامعه، انتخاب و تنظیم می کند.
✅ ما «مساله» کم نداریم. مهم این است که حوزه های علمیه از کنار پیام و توقع امام با غفلت عبور نکنند، همچون امام در این پیام، شجاعت نگاه کردن به افق های بلند در دوردست را داشته باشند. مهم این است جایگاه مناسب خود برای دفاع از نظام و نظارت بر نظام را پیدا کنند. مهم این است که کارنامه نظام در زمینه های مختلف را از کارنامه خود جدا نبینند.
✅ امام در «منشور روحانیت»حرفهای شنیدنی زیاد دارد. خدمات روحانیت، خطر متحجرین از روحانیت، بایسته های تحصیلات حوزوی، نقش فقه و تراز اجتهاد، دستاوردهای دفاع مقدس و حکم اعدام سلمان رشدی، برخی از مهمترین موضوعات این پیام است که برای تداوم فکر انقلاب، نیازمند بازخوانی آن هستیم.
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(4)
🔴 جریان اصولگرا
🔷 بدبینی به بدنه اجرایی و تبعات آن
✅ اشکال دیگر در مورد نحوه مواجهه اصولگرایان با قدرت این است که از یکسو به بدنه اجرایی کشور کاملا بی اعتماد هستند بلکه در بدنه اجتماعی این جریان، دچار نوعی مسوول ستیزی ریشه دار و تاریخی را شاهد هستیم ولی هم زمان برای به دست گرفتن سطوح قدرت عجله دارند.
✅ آن بی اعتمادی و این عجله، ساده انگارانه و یکنوع تناقض است چرا که توقع دارند با تغییر یک رئیس جمهور، از درون همان نظام اداری که تنبل و خسته و عقب مانده و ناکارآمد و غیرقابل اعتماد می دانند، وزرا و معاونین وزرا و استانداران و مدیران استانی و شهرستانی و چندین برابر مسوولین مورد نیاز برای سایر سازمانها انتخاب شوند.
✅ نتیجه این می شود که تعداد زیادی از مسوولان، بعد از انتخابات ریاست جمهوری نه لزوما از بین صاحبان صلاحیت، بلکه از میان کسانیکه در همان دوره یا دوره های قبل انتخابات، هویت سیاسی _ انتخاباتی خود را به اثبات رسانده اند انتخاب می شوند و بسیاری از آنها بر صندلی هایی تکیه می زنند که شایستگیهای علمی و عملی نیاز دارند نه وابستگیهای سیاسی.
✅ در حالیکه فرض یکسره غیر قابل اعتماد بودن بدنه اجرایی چندان واقع بینانه نیست. در بدنه اجرایی کشور افراد بسیاری را می توان یافت که با وجود کاردانی و تعهد و سلامت به فعالیت مشغول هستند اما دیده نمی شوند. جزء عامه متعهد به اسلام و ایران و انقلاب هستند و تنها به دلیل اینکه جزء خواص سیاسی یا خواص سیاسیون نیستند از طی کردن سلسله مراتب اداری باز می مانند.
✅ شناسایی و تربیت نیروی انسانی شایسته برای پیشبرد اهداف را باید مقدمه لازم برای طی مسیر دانست. بخشی از این هدف از طریق رصد فعالیتهای نیروهای اجرایی و ارزیابی دیدگاهها و عملکرد آنها و نیز دامن زدن به گفتگوهای مساله محور، محقق خواهد شد. احزاب در این زمینه مسوولیت و نقش دارند و البته لازمه این امر عبور از برخی تنگ نظری های سیاسی است که افراد را فقط با وابستگیهای سیاسی آنها می شناسد.
✅ چه بهتر که گروه های صاحب ایده، تا زمانی که هویت فکری و اجتماعی خود را تثبیت نکرده اند، غیرواقع بینانه برای به دست آوردن قدرت گام برندارند.
نحوه گزینش مدیران در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و صعود و نزول دفعی جبهه پایداری، نمونه های خوبی برای تطبیق بر اشکال یاد شده در جریان اصولگرایی هستند.
✅ تجربه طولانی این سالها نشان می دهد دو جریان سیاسی به ویژه اصولگرایان بیشتر بر مدیریت انتخابات اهتمام دارند تا مدیریت کشور. تک سخنرانیهایی با محوریت طرح شعارهای خوب و نقد وضعیت فعلی، بدون ارائه تبیینی «جامع» از معادله های «چند» مجهولی حاضر و بدون پاسخ به این پرسش که آیا در مورد پیش بینی نیروی اجرایی و مدیریتی مطمئن برای پیشبرد اهداف، دورنمای روشن وجوددارد یا خیر؟
@babaee_ehsan
🔴 جریان اصولگرا
🔷 بدبینی به بدنه اجرایی و تبعات آن
✅ اشکال دیگر در مورد نحوه مواجهه اصولگرایان با قدرت این است که از یکسو به بدنه اجرایی کشور کاملا بی اعتماد هستند بلکه در بدنه اجتماعی این جریان، دچار نوعی مسوول ستیزی ریشه دار و تاریخی را شاهد هستیم ولی هم زمان برای به دست گرفتن سطوح قدرت عجله دارند.
✅ آن بی اعتمادی و این عجله، ساده انگارانه و یکنوع تناقض است چرا که توقع دارند با تغییر یک رئیس جمهور، از درون همان نظام اداری که تنبل و خسته و عقب مانده و ناکارآمد و غیرقابل اعتماد می دانند، وزرا و معاونین وزرا و استانداران و مدیران استانی و شهرستانی و چندین برابر مسوولین مورد نیاز برای سایر سازمانها انتخاب شوند.
✅ نتیجه این می شود که تعداد زیادی از مسوولان، بعد از انتخابات ریاست جمهوری نه لزوما از بین صاحبان صلاحیت، بلکه از میان کسانیکه در همان دوره یا دوره های قبل انتخابات، هویت سیاسی _ انتخاباتی خود را به اثبات رسانده اند انتخاب می شوند و بسیاری از آنها بر صندلی هایی تکیه می زنند که شایستگیهای علمی و عملی نیاز دارند نه وابستگیهای سیاسی.
✅ در حالیکه فرض یکسره غیر قابل اعتماد بودن بدنه اجرایی چندان واقع بینانه نیست. در بدنه اجرایی کشور افراد بسیاری را می توان یافت که با وجود کاردانی و تعهد و سلامت به فعالیت مشغول هستند اما دیده نمی شوند. جزء عامه متعهد به اسلام و ایران و انقلاب هستند و تنها به دلیل اینکه جزء خواص سیاسی یا خواص سیاسیون نیستند از طی کردن سلسله مراتب اداری باز می مانند.
✅ شناسایی و تربیت نیروی انسانی شایسته برای پیشبرد اهداف را باید مقدمه لازم برای طی مسیر دانست. بخشی از این هدف از طریق رصد فعالیتهای نیروهای اجرایی و ارزیابی دیدگاهها و عملکرد آنها و نیز دامن زدن به گفتگوهای مساله محور، محقق خواهد شد. احزاب در این زمینه مسوولیت و نقش دارند و البته لازمه این امر عبور از برخی تنگ نظری های سیاسی است که افراد را فقط با وابستگیهای سیاسی آنها می شناسد.
✅ چه بهتر که گروه های صاحب ایده، تا زمانی که هویت فکری و اجتماعی خود را تثبیت نکرده اند، غیرواقع بینانه برای به دست آوردن قدرت گام برندارند.
نحوه گزینش مدیران در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و صعود و نزول دفعی جبهه پایداری، نمونه های خوبی برای تطبیق بر اشکال یاد شده در جریان اصولگرایی هستند.
✅ تجربه طولانی این سالها نشان می دهد دو جریان سیاسی به ویژه اصولگرایان بیشتر بر مدیریت انتخابات اهتمام دارند تا مدیریت کشور. تک سخنرانیهایی با محوریت طرح شعارهای خوب و نقد وضعیت فعلی، بدون ارائه تبیینی «جامع» از معادله های «چند» مجهولی حاضر و بدون پاسخ به این پرسش که آیا در مورد پیش بینی نیروی اجرایی و مدیریتی مطمئن برای پیشبرد اهداف، دورنمای روشن وجوددارد یا خیر؟
@babaee_ehsan
غالباً جامعه ها از راه گرايش صددرصد به باطل، به گمراهى كشيده نمى شوند، بلكه از افراط در يك «حق» به فساد كشيده مى شوند.
(مجموعه آثار، ج23،ص113-114)
@babaee_ehsan
(مجموعه آثار، ج23،ص113-114)
@babaee_ehsan
🔴 بایسته ها
🔷 مسیر انحراف از افراط می گذرد.
✅ جزر و مد دريا را ديده ايد و يا حداقل شنيده ايد. دريا دائماً در حال جزر و مد است، گاهى از اين طرف و گاهى از آن طرف كشيده مى شود و دائماً خروشان است.
✅ روح انسان و به تبع آن، جامعه انسانى اين حالت جزر و مدى را كه در دريا هست داراست. روح انسان دائماً در حال جزر و مد است، از اين طرف و آن طرف كشيده مى شود. جامعه ها نيز گاهى به اين طرف و آن طرف كشيده مى شود...
✅ حتى «ارزش»هاى انسانى انسان هم همين طور است ؛ يعنى شما افرادى را مى بينيد كه واقعاً گرايششان گرايش انسانى است، اما گاهى در جهت يك گرايش از گرايش هاى انسانى «مَد» پيدا مى كنند و كشيده مى شوند به طورى كه همه ارزش هاى ديگر فراموش مى شود. اينها مثل همان آدمى مى شوند كه فقط گوش يا بينى يا دستش رشد كرده است.
✅ اين يك نكته اى است كه غالباً جامعه ها از راه گرايش صددرصد به باطل، به گمراهى كشيده نمى شوند، بلكه از افراط در يك حق به فساد كشيده مى شوند.
🔶(استاد مطهری،مجموعه آثار،ج23،ص113-114)
@babaee_ehsan
🔷 مسیر انحراف از افراط می گذرد.
✅ جزر و مد دريا را ديده ايد و يا حداقل شنيده ايد. دريا دائماً در حال جزر و مد است، گاهى از اين طرف و گاهى از آن طرف كشيده مى شود و دائماً خروشان است.
✅ روح انسان و به تبع آن، جامعه انسانى اين حالت جزر و مدى را كه در دريا هست داراست. روح انسان دائماً در حال جزر و مد است، از اين طرف و آن طرف كشيده مى شود. جامعه ها نيز گاهى به اين طرف و آن طرف كشيده مى شود...
✅ حتى «ارزش»هاى انسانى انسان هم همين طور است ؛ يعنى شما افرادى را مى بينيد كه واقعاً گرايششان گرايش انسانى است، اما گاهى در جهت يك گرايش از گرايش هاى انسانى «مَد» پيدا مى كنند و كشيده مى شوند به طورى كه همه ارزش هاى ديگر فراموش مى شود. اينها مثل همان آدمى مى شوند كه فقط گوش يا بينى يا دستش رشد كرده است.
✅ اين يك نكته اى است كه غالباً جامعه ها از راه گرايش صددرصد به باطل، به گمراهى كشيده نمى شوند، بلكه از افراط در يك حق به فساد كشيده مى شوند.
🔶(استاد مطهری،مجموعه آثار،ج23،ص113-114)
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(5)
🔴 جریان اصولگرا
🔷 مسأله های اجتماعی، مغفول جریان اصولگرایی
✅ اگر با معیار محتوای قانون اساسی یا دیدگاه ها و دغدغه های مقام معظم رهبری، حساسیت های جریان اصولگرایی را ارزیابی کنیم، عدم جامعیت جریان اصولگرایی را برجسته می بینیم.
ذکر چند مثال می تواند راهگشا باشد.
✅ «غالب» تریبون داران اصولگرا، دغدغه ای به نام بسط آزادی های مشروع را به رسمیت نمی شناسند. اصولگرایان در خصوص اجرای اصل قانون اساسی درباره جرائم سیاسی یا برگزاری تجمعات سیاسی تعهدی بر دوش خود احساس نکردند. چندان دغدغه ای برای تحقق شفافیت اطلاعاتی نداشتند. همچنانکه نخواستند اشکالات موجود در قوانین انتخابات را ببینند. این سکوت و ندیدن و نخواستن البته ریشه های فکری و خاستگاه های عملی دارد.
✅ «غالب» تریبون داران اصولگرا، به موضوع آسیب های اجتماعی بی توجه هستند. امروز با گذشت 8 سال ریاست اصولگرایان بر قوه مجریه و سالهای طولانی تر بر مجلس، نمی توانند ادعا کنند فرصت کافی برای پرداختن به معضلاتی مانند حاشیه نشینی، اعتیاد، طلاق، کودکان کار، روسپیگری و افزایش شمار ترک تحصیل و افزایش میزان جرائم و بحران های محیط زیستی و بحران کمی آب ... نداشته اند. این بی توجهی ها هم اگر کالبد شکافی شود سر از کاستی ها و چالش هایی در زمینه نحوه مواجهه با دین، مردم و سیاست و علم در می آورد.
✅ بی توجهی های اصولگرایان به این سنخ مساله های اجتماعی، به نادرست انقلاب اسلامی و رهبری را درمعرض اتهام بی اعتنایی به معضلات قرارداده است.
✅ شاید یکی از دلایل عدم جامعیت اصولگرایان در حساسیت های اجتماعی را در بی اعتنایی آنان نسبت به اصول قانون اساسی ناظر به حقوق ملت و تکالیف دولت دانست.
✅ توجه این روزهای اصولگرایان به برخی مساله ها را هم نمی توان جدی گرفت، اصیل نیست و بیشتر از جنس عیبجویی از رقیب است. امید که همین حساسیت های کمرنگ این روزها ماندگار بماند.
@babaee_ehsan
🔴 جریان اصولگرا
🔷 مسأله های اجتماعی، مغفول جریان اصولگرایی
✅ اگر با معیار محتوای قانون اساسی یا دیدگاه ها و دغدغه های مقام معظم رهبری، حساسیت های جریان اصولگرایی را ارزیابی کنیم، عدم جامعیت جریان اصولگرایی را برجسته می بینیم.
ذکر چند مثال می تواند راهگشا باشد.
✅ «غالب» تریبون داران اصولگرا، دغدغه ای به نام بسط آزادی های مشروع را به رسمیت نمی شناسند. اصولگرایان در خصوص اجرای اصل قانون اساسی درباره جرائم سیاسی یا برگزاری تجمعات سیاسی تعهدی بر دوش خود احساس نکردند. چندان دغدغه ای برای تحقق شفافیت اطلاعاتی نداشتند. همچنانکه نخواستند اشکالات موجود در قوانین انتخابات را ببینند. این سکوت و ندیدن و نخواستن البته ریشه های فکری و خاستگاه های عملی دارد.
✅ «غالب» تریبون داران اصولگرا، به موضوع آسیب های اجتماعی بی توجه هستند. امروز با گذشت 8 سال ریاست اصولگرایان بر قوه مجریه و سالهای طولانی تر بر مجلس، نمی توانند ادعا کنند فرصت کافی برای پرداختن به معضلاتی مانند حاشیه نشینی، اعتیاد، طلاق، کودکان کار، روسپیگری و افزایش شمار ترک تحصیل و افزایش میزان جرائم و بحران های محیط زیستی و بحران کمی آب ... نداشته اند. این بی توجهی ها هم اگر کالبد شکافی شود سر از کاستی ها و چالش هایی در زمینه نحوه مواجهه با دین، مردم و سیاست و علم در می آورد.
✅ بی توجهی های اصولگرایان به این سنخ مساله های اجتماعی، به نادرست انقلاب اسلامی و رهبری را درمعرض اتهام بی اعتنایی به معضلات قرارداده است.
✅ شاید یکی از دلایل عدم جامعیت اصولگرایان در حساسیت های اجتماعی را در بی اعتنایی آنان نسبت به اصول قانون اساسی ناظر به حقوق ملت و تکالیف دولت دانست.
✅ توجه این روزهای اصولگرایان به برخی مساله ها را هم نمی توان جدی گرفت، اصیل نیست و بیشتر از جنس عیبجویی از رقیب است. امید که همین حساسیت های کمرنگ این روزها ماندگار بماند.
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت
🔷 اتفاقی مبارک در حوزه علمیه قم
✅ چهارشنبه، چهارم اسفند، در قم در مرکز فقهی ائمه اطهار، مراسم رونمایی از کتاب «مجموعه مقالات همایش ملی فقه هنر» برگزار شد. اتفاق مبارکی که با اشراف آیت الله ابوالقاسم علیدوست رقم خورد.
✅ توجه جدی به نسبت فقه و هنر، هر چند دیر هنگام، اما می تواند نویدبخش تلاش های جدی برای ابهام زدایی از رویکرد فقه به شاخه های مختلف هنر باشد.
✅ اهتمام حوزه های علمیه به هنر برای فعالان عرصه های هنری نیز می تواند آرامش بخش باشد. فقه از جنس ضابطه است. از جمله درخواست های جامعه هنری این است که در مواجهه با فعالیت ها و محصولات هنری ضابطه حاکم باشد نه سلیقه های شخصی که از پشتوانه های فقهی نیز برخوردار نیست.
✅ حاکمیت ضابطه بر هنر این حسن را نیز به همراه دارد که جواز و قلمرو و محدودیت های فعالیت های هنری را قابل پیش بینی می کند؛ هم هنر مند تکلیف خود را خواهد شناخت و هم مسوولان و هم مردم.
✅ اهتمام حوزه های علمیه به مقوله هنر این فایده را هم به دنبال دارد که به شاخه های مختلف هنری در جامعه دینی مشروعیت می بخشد. و فاصله متدینین را از هنر کم می کند و بسیاری از سوء تفاهم ها را نیز بر طرف می سازد.
✅ این اتفاق فقهی – هنری را باید دید، باید تبریک گفت.
@babaee_ehsan
🔷 اتفاقی مبارک در حوزه علمیه قم
✅ چهارشنبه، چهارم اسفند، در قم در مرکز فقهی ائمه اطهار، مراسم رونمایی از کتاب «مجموعه مقالات همایش ملی فقه هنر» برگزار شد. اتفاق مبارکی که با اشراف آیت الله ابوالقاسم علیدوست رقم خورد.
✅ توجه جدی به نسبت فقه و هنر، هر چند دیر هنگام، اما می تواند نویدبخش تلاش های جدی برای ابهام زدایی از رویکرد فقه به شاخه های مختلف هنر باشد.
✅ اهتمام حوزه های علمیه به هنر برای فعالان عرصه های هنری نیز می تواند آرامش بخش باشد. فقه از جنس ضابطه است. از جمله درخواست های جامعه هنری این است که در مواجهه با فعالیت ها و محصولات هنری ضابطه حاکم باشد نه سلیقه های شخصی که از پشتوانه های فقهی نیز برخوردار نیست.
✅ حاکمیت ضابطه بر هنر این حسن را نیز به همراه دارد که جواز و قلمرو و محدودیت های فعالیت های هنری را قابل پیش بینی می کند؛ هم هنر مند تکلیف خود را خواهد شناخت و هم مسوولان و هم مردم.
✅ اهتمام حوزه های علمیه به مقوله هنر این فایده را هم به دنبال دارد که به شاخه های مختلف هنری در جامعه دینی مشروعیت می بخشد. و فاصله متدینین را از هنر کم می کند و بسیاری از سوء تفاهم ها را نیز بر طرف می سازد.
✅ این اتفاق فقهی – هنری را باید دید، باید تبریک گفت.
@babaee_ehsan
اسلام مردم را به عنوان«ناظر ملی»موظف کرده است.اینگونه نیست که مردم،فقط مشمول قانون باشند و دیگر هیچ سمتی نداشته باشند. اسلام مردم را ناظر حُسن اجرای قانون قرار داده است.(ولایت فقیه ص89)
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(6)
🔴 جریان اصولگرا
🔷 ابهام در نحوه مواجهه با علوم غربی
✅اصولگرایان موثرند به همین دلیل طرز تفکر و دیدگاههایشان نیز در هر دو وجه ایجابی و سلبی مهم است.
✅ یکی از دلایل بی توجهی اصولگرایان نسبت به مسائل اجتماعی یا به تعبیر بهتر، یکی از دلایل ناتوانی و ناکارآمدی اصولگرایان در ارائه راه حل برای مسائل اجتماعی را باید نحوه مواجهه با علوم غربی دانست.
✅ منهای استثناها به صورت کلی، بدبینی نسبت به علوم غربی به ویژه علوم انسانی را می توان جزء ویژگیهای اصولگرایان دانست.
✅ چالشهای مبنایی علوم غربی که خود غربیها نیز پیشتر و بیشتر به آن پرداخته اند قابل انکار نیست. اما اینهم قابل انکار نیست که انکار مطلق کارآمدی و کارگشایی این علوم نیز خود موجب ناکارمدی است.
✅ جز گرایش فکری خاص، قریب به اتفاق اصولگرایان هر چند از انکار علوم غربی سخن نمی گویند اما در نسبت با علوم غربی ضمن بدبینی، موضعی کاملا مبهم دارند. به لوازم آنچه که بیان می کنند پایبند نیستند. یک دست نیستند و در این موضوع اصلی، پیام های متناقضی به جامعه و بدنه اجتماعی خود در رابطه با علوم غربی ارسال می کنند و چنین تصویری به ذهن متبادر می سازند که گویی با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند.
✅ نتیجه این ابهام آن است که در مورد مسائل اجتماعی که قبلا فهرستی از آن مرور شد دچار توقف هستیم. مدعی نیستم تنها دلیل این توقف و وخامت وضعیت، بی اعتنایی به علوم غربی است اما مطمئنا یکی از مهمترین دلایل آن مواجهه غیر منطقی یا سرگردانی برابر علوم غربی است.
✅ اینکه حتی در مورد موضوعاتی مثل حجاب شاهد اظهار نظر «حتی» اساتید متعهد و انقلابی دانشگاهی از رشته های مرتبط نیستیم قابل تامل است.
✅ نپرداختن اصولگرایان به آسیبهای اجتماعی، فقط یک بی توجهی وغفلت ساده نیست، بلکه ریشه های فکری و نرم افزاری دارد.
✅ نگارنده ضرورت بحث درباره نقد علوم غربی، و ضرورت پرداختن به علم بومی، علم دینی و علوم انسانی اسلامی را انکار نمی کند اما مدیریت نادرست این مباحث، به این منجر شد که دانشجویان، خطبا و بسیاری از مدیران نیز نتوانند نحوه بهره برداری از علوم غربی را مدیریت کنند و در نتیجه با ارسال پیامهای متناقض، خود را و جامعه را حتی از جنبه های معقول علوم غربی محروم می کنند.
✅ نتیجه این می شود که هر چه از مساله های فنی و صنعتی به سمت مساله های اجتماعی و انسانی پیش می رویم، بیشتر دچار توقف هستیم.
✅ گاه دانشجوی انقلابی و متعهدِ زیر چتر اصولگرایی هم گمان میکند در نقطه صفر تاریخ قرار دارد باید از ابتدا و منهای همه تجربیات بشری، اقتصاد اسلامی و جامعه شناسی اسلامی و مدیریت اسلامی بنا کند.
اگر همین دانشجوی امروز، مدیر فردا شود، باکدام نرم افزار مدیریت خواهد کرد؟
✅ جریان اصولگرایی که یک جریان سیاسی است ناچار باید در موضوعات اساسی و مبنایی مانند علم بومی، علم دینی و نحوه مواجهه با علوم غربی، تصویر و موضعی روشن تر از آنچه الان شاهد هستیم اتخاذ کند.باید در نظر داشت که سخت افزار قدرت از نرم افزار آن جدا نیست.
@babaee_ehsan
🔴 جریان اصولگرا
🔷 ابهام در نحوه مواجهه با علوم غربی
✅اصولگرایان موثرند به همین دلیل طرز تفکر و دیدگاههایشان نیز در هر دو وجه ایجابی و سلبی مهم است.
✅ یکی از دلایل بی توجهی اصولگرایان نسبت به مسائل اجتماعی یا به تعبیر بهتر، یکی از دلایل ناتوانی و ناکارآمدی اصولگرایان در ارائه راه حل برای مسائل اجتماعی را باید نحوه مواجهه با علوم غربی دانست.
✅ منهای استثناها به صورت کلی، بدبینی نسبت به علوم غربی به ویژه علوم انسانی را می توان جزء ویژگیهای اصولگرایان دانست.
✅ چالشهای مبنایی علوم غربی که خود غربیها نیز پیشتر و بیشتر به آن پرداخته اند قابل انکار نیست. اما اینهم قابل انکار نیست که انکار مطلق کارآمدی و کارگشایی این علوم نیز خود موجب ناکارمدی است.
✅ جز گرایش فکری خاص، قریب به اتفاق اصولگرایان هر چند از انکار علوم غربی سخن نمی گویند اما در نسبت با علوم غربی ضمن بدبینی، موضعی کاملا مبهم دارند. به لوازم آنچه که بیان می کنند پایبند نیستند. یک دست نیستند و در این موضوع اصلی، پیام های متناقضی به جامعه و بدنه اجتماعی خود در رابطه با علوم غربی ارسال می کنند و چنین تصویری به ذهن متبادر می سازند که گویی با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند.
✅ نتیجه این ابهام آن است که در مورد مسائل اجتماعی که قبلا فهرستی از آن مرور شد دچار توقف هستیم. مدعی نیستم تنها دلیل این توقف و وخامت وضعیت، بی اعتنایی به علوم غربی است اما مطمئنا یکی از مهمترین دلایل آن مواجهه غیر منطقی یا سرگردانی برابر علوم غربی است.
✅ اینکه حتی در مورد موضوعاتی مثل حجاب شاهد اظهار نظر «حتی» اساتید متعهد و انقلابی دانشگاهی از رشته های مرتبط نیستیم قابل تامل است.
✅ نپرداختن اصولگرایان به آسیبهای اجتماعی، فقط یک بی توجهی وغفلت ساده نیست، بلکه ریشه های فکری و نرم افزاری دارد.
✅ نگارنده ضرورت بحث درباره نقد علوم غربی، و ضرورت پرداختن به علم بومی، علم دینی و علوم انسانی اسلامی را انکار نمی کند اما مدیریت نادرست این مباحث، به این منجر شد که دانشجویان، خطبا و بسیاری از مدیران نیز نتوانند نحوه بهره برداری از علوم غربی را مدیریت کنند و در نتیجه با ارسال پیامهای متناقض، خود را و جامعه را حتی از جنبه های معقول علوم غربی محروم می کنند.
✅ نتیجه این می شود که هر چه از مساله های فنی و صنعتی به سمت مساله های اجتماعی و انسانی پیش می رویم، بیشتر دچار توقف هستیم.
✅ گاه دانشجوی انقلابی و متعهدِ زیر چتر اصولگرایی هم گمان میکند در نقطه صفر تاریخ قرار دارد باید از ابتدا و منهای همه تجربیات بشری، اقتصاد اسلامی و جامعه شناسی اسلامی و مدیریت اسلامی بنا کند.
اگر همین دانشجوی امروز، مدیر فردا شود، باکدام نرم افزار مدیریت خواهد کرد؟
✅ جریان اصولگرایی که یک جریان سیاسی است ناچار باید در موضوعات اساسی و مبنایی مانند علم بومی، علم دینی و نحوه مواجهه با علوم غربی، تصویر و موضعی روشن تر از آنچه الان شاهد هستیم اتخاذ کند.باید در نظر داشت که سخت افزار قدرت از نرم افزار آن جدا نیست.
@babaee_ehsan
شما چه کارگر باشید،چه کاسب...چه مشاغل تولیدی داشته باشید،چه مشاغل خدماتی؛ چه مرد باشید و چه زن؛ هر که و در هر سنی هستید...وقت هایی را برای کتاب خواندن بگذارید.
(71/2/9)
@babaee_ehsan
(71/2/9)
@babaee_ehsan
🔴 از نگاه شهید بهشتی
🔷 آیا زنان می توانند رئیس جمهور شوند؟
✅ در این که خانم ها می توانند رئیس جمهوری باشند یا خیر در میان فقها، چه در میان مراجع و چه در میان فقیهان مجلس خبرگان، نظر یکسانی وجود نداشت... قانون اساسی ناچار بود مطابق با رأی اکثریت دو سوم کل نمایندگان ... تنظیم شود تا پشتوانه اسلامی و اعتقادی و دینی آن محکم باشد و چون رأی نیاورد، متن به صورتی تنظیم شد که ان شاء الله در آینده اگر این بینشی که می تواند گسترده تر شود حمایت دو سوم مردم را به دست آورد، آنوقت راه برای این منظور هموار شود.
✅ دقت بفرمایید خواهران! شما می دانید که عملا و برای مدت طولانی، جامعه ما وقتی می خواهد رأی بدهد و انتخاب بکند، به آن مرحله ای که خواهری برای تصدی این گونه سمت ها فرصت و رأی کافی را به دست بیاورد نمی رسد. این مسأله ای است که از نظر زمان با آن روبرو خواهیم بود.
✅ این بود که اصل به این صورت تنظیم شد. ابتدا اصل را طوری تنظیم کرده بودند که صریحاً می خواست بگوید از نظر اسلامی بانوان نمی توانند رئیس جمهور شوند که این رأی نیاورد، چون آراء مخالف حتی از فقهای حاضر در جلسه زیاد بود. بنابر این به این صورت در آمد که قانون اساسی به بن بست کشیده نشود، ولی معلوم باشد که این مسأله در روند زمان همچنان باید مورد توجه قرار بگیرد....
✅ سنت، بیانگر قرآن است. سنت، باطل کننده قرآن نیست؛ ولی بیانگر قرآن است. در قرآن کریم آیه ای که با صراحت امکان ریاست جمهوری یک زن را نفی کند وجود نداریم. به همین دلیل برخی صاحبنظران فقیه در مجلس هم این مطلب را نمی پذیرفتند. چند روایت داریم که مفاد آنها فرمانروایی و زمامداری را از زن سلب می کند. منتها این روایات ضد قرآن نیست...در قرآن این مسأله نه نفی و نه اثبات می شود... وقتی درباره مسأله ای در قرآن با صراحت بحثی نمی شود، آنوقت نوبت به روشنگری سنت می رسد.
✅ دقت بفرمایید!... مسلماً و نه منحصراً، مرد می تواند این سمت را بپذیرد. برای پذیرش او نه در کتاب منعی هست و نه در سنت... قدر مسلم این است که مرد می تواند این کار را بکند.
✅ آیا زن مسلمان هم می تواند رئیس جمهوری باشد یا خیر؟ چرا این سوال وجود دارد؟ به دلیل این روایات. قرآن نفی کننده آن نیست... راجع به زن، چون بعضی از روایات هست، یک سؤال و یک ابهام به وجود می آیدکه باید آن را فقیهانه روشن کرد نه با احساسات، که ان شاء الله در آینده برای شورای فقها مسأله حل می شود.
✅ برای خود من دلایلی که در روایات آورده می شود که زن نمی تواند زمامدار و رئیس جمهوری باشد باشد، کافی نیست و هیچ وقت هم کافی نبوده است. از ابتدا که در این مسأله به صورت بررسی اجتهادی تحقیق کردم، دلایل برایم غیر کافی بوده است. ولی تا این نظر به صورت گسترده مورد قبول تحقیقی دو سوم آراء ملت و فقهای ملت در نیاید و مورد قبول قرار نگیرد، برای آن شتابزدگی نکنید.
✅ عرض من این است که قانون اساسی فعلی آن قدرِ مسلّم را گفته است، یعنی رجال مذهبی می توانند زمامدار باشند و فعلا راجع به زنان مسأله را مسکوت گذاشته تا وقتی که زمینه فقاهتی گسترده آن به صورت روشن آماده شود. در آن موقع می توان این را مطرح کرد و به تصویب رساند و به آن مرحله رسید.
🔶 (از سخنرانی شهید بهشتی در حسینیه ارشاد،9/9/1358، منتشر شده در کتاب مبانی نظری قانون اساسی،انتشارات بقعه،ص33 تا 35)
@babaee_ehsan
🔷 آیا زنان می توانند رئیس جمهور شوند؟
✅ در این که خانم ها می توانند رئیس جمهوری باشند یا خیر در میان فقها، چه در میان مراجع و چه در میان فقیهان مجلس خبرگان، نظر یکسانی وجود نداشت... قانون اساسی ناچار بود مطابق با رأی اکثریت دو سوم کل نمایندگان ... تنظیم شود تا پشتوانه اسلامی و اعتقادی و دینی آن محکم باشد و چون رأی نیاورد، متن به صورتی تنظیم شد که ان شاء الله در آینده اگر این بینشی که می تواند گسترده تر شود حمایت دو سوم مردم را به دست آورد، آنوقت راه برای این منظور هموار شود.
✅ دقت بفرمایید خواهران! شما می دانید که عملا و برای مدت طولانی، جامعه ما وقتی می خواهد رأی بدهد و انتخاب بکند، به آن مرحله ای که خواهری برای تصدی این گونه سمت ها فرصت و رأی کافی را به دست بیاورد نمی رسد. این مسأله ای است که از نظر زمان با آن روبرو خواهیم بود.
✅ این بود که اصل به این صورت تنظیم شد. ابتدا اصل را طوری تنظیم کرده بودند که صریحاً می خواست بگوید از نظر اسلامی بانوان نمی توانند رئیس جمهور شوند که این رأی نیاورد، چون آراء مخالف حتی از فقهای حاضر در جلسه زیاد بود. بنابر این به این صورت در آمد که قانون اساسی به بن بست کشیده نشود، ولی معلوم باشد که این مسأله در روند زمان همچنان باید مورد توجه قرار بگیرد....
✅ سنت، بیانگر قرآن است. سنت، باطل کننده قرآن نیست؛ ولی بیانگر قرآن است. در قرآن کریم آیه ای که با صراحت امکان ریاست جمهوری یک زن را نفی کند وجود نداریم. به همین دلیل برخی صاحبنظران فقیه در مجلس هم این مطلب را نمی پذیرفتند. چند روایت داریم که مفاد آنها فرمانروایی و زمامداری را از زن سلب می کند. منتها این روایات ضد قرآن نیست...در قرآن این مسأله نه نفی و نه اثبات می شود... وقتی درباره مسأله ای در قرآن با صراحت بحثی نمی شود، آنوقت نوبت به روشنگری سنت می رسد.
✅ دقت بفرمایید!... مسلماً و نه منحصراً، مرد می تواند این سمت را بپذیرد. برای پذیرش او نه در کتاب منعی هست و نه در سنت... قدر مسلم این است که مرد می تواند این کار را بکند.
✅ آیا زن مسلمان هم می تواند رئیس جمهوری باشد یا خیر؟ چرا این سوال وجود دارد؟ به دلیل این روایات. قرآن نفی کننده آن نیست... راجع به زن، چون بعضی از روایات هست، یک سؤال و یک ابهام به وجود می آیدکه باید آن را فقیهانه روشن کرد نه با احساسات، که ان شاء الله در آینده برای شورای فقها مسأله حل می شود.
✅ برای خود من دلایلی که در روایات آورده می شود که زن نمی تواند زمامدار و رئیس جمهوری باشد باشد، کافی نیست و هیچ وقت هم کافی نبوده است. از ابتدا که در این مسأله به صورت بررسی اجتهادی تحقیق کردم، دلایل برایم غیر کافی بوده است. ولی تا این نظر به صورت گسترده مورد قبول تحقیقی دو سوم آراء ملت و فقهای ملت در نیاید و مورد قبول قرار نگیرد، برای آن شتابزدگی نکنید.
✅ عرض من این است که قانون اساسی فعلی آن قدرِ مسلّم را گفته است، یعنی رجال مذهبی می توانند زمامدار باشند و فعلا راجع به زنان مسأله را مسکوت گذاشته تا وقتی که زمینه فقاهتی گسترده آن به صورت روشن آماده شود. در آن موقع می توان این را مطرح کرد و به تصویب رساند و به آن مرحله رسید.
🔶 (از سخنرانی شهید بهشتی در حسینیه ارشاد،9/9/1358، منتشر شده در کتاب مبانی نظری قانون اساسی،انتشارات بقعه،ص33 تا 35)
@babaee_ehsan
