آرمانگرایی بدون ملاحظه واقعیت ها، به خیال پردازی و توهم خواهد انجامید.(1392/5/6)
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
🔴گزیده مصاحبه
🔷 نگاه پیشگامان به حضور اجتماعی زنان
✳️ «شفقنا» مصاحبه ای با ملوک السادات بهشتی فرزند ارشد شهید بهشتی و رییس پژوهشکده مدیریت دانش پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات منتشر کرده است درباره نگاه پیشگامان انقلاب به حضور اجتماعی زنان. گزیده ای از آن تقدیم می گردد:
✅ ایشان در حدود پنجاه سال پیش ... ابتدا این شرایط را برای خانواده خودشان فراهم کردند تا همسر و دخترانشان بتوانند تحصیلات عالی و به طور کلی فعالیت های اجتماعی داشته باشند؛ ... ۵۰ سال پیش، قبل از انقلاب شهید بهشتی همسر و فرزندان را با خود به تفرجگاه ها، سفر و سخنرانی ها می بردند... حتی آن زمانی که ما در آلمان بودیم ... در سخنرانی ها، جمع های دانشجویی و محیط های خانوادگی، خانواده را با خودشان می بردند ... می خواستند بگویند زن مسلمان محجبه می تواند به راحتی در تمامی این جلسات با حجاب شرکت کند.
✅ روحانیتی که انقلاب را به وجود آورد با حضور زنان در جامعه مشکلی نداشت. ... اگر چهره های اصلی انقلاب می خواستند مثل افراد متعصب برخورد کنند و معتقد باشند که زن باید خدمتکار و آشپز باشد، اصلا انقلابی به وجود نمی آمد ... اگر حرکتی به وجود آمد و زنان ما در سطح مبارزاتی و در سطح علمی ظاهر شدند برای چنین دیدگاه وسیعی بود... البته که یکی از وظایف زن خانواده در اسلام مدیریت خانه محسوب می شود. بنابراین ما الگو را حضرت زهرا(س) قرار می دهیم چون هم مدیر خانه، هم همسر و هم فرد موثر در جامعه اسلامی به حساب می آمدند.
✅ از شهید بهشتی پرسیدم شما نظرتان در مورد کار بیرون از خانه چیست؟ ... ایشان یک جمله کلیدی و طلایی گفتند که شما باید فعالیت اجتماعی داشته باشید اما تا حدی که به بچه ها صدمه ای وارد نشود.
✅ افرادی مثل شهید بهشتی از ابتدا تلاش می کردند که خانم ها در صحنه اجتماع حضور داشته باشند و تصمیم گیرنده باشند. اولین فرد خانم گرجی هستند؛ ایشان به مردم معرفی و توسط مردم هم در مجلس قانون اساسی انتخاب می شوند یعنی دقیقا سال ۵۸ بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب محیط برای حضور زنان در سطح مجلس باز بود. امثال شهید بهشتی اصرار داشتند خانم های دیگری هم بیایند اما خودشان نیامدند و تنها خانم گرجی اعلام آمادگی کرد و به عنوان نماینده خانم ها در مجلس قانون اساسی بود.
✅ قبل از انقلاب اولین فردی که جامعه الزهرا را پایه گذاری کرد، جمعی با شهید بهشتی و شهید قدوسی کار می کردند. می گفتند چرا تنها آقایان در حوزه به لحاظ علمی پیشرفت کنند، بنابراین برای حضور خانم ها، جامعه الزهرا را تشکیل دادند. در فضای قم آن زمان چنین کارهایی بسیار مشکل بود.
✅ امثال شهید بهشتی مانتو و روسری را هم قبول داشتند اما چادر را حجاب کامل می دانستند.
✅ ای کاش ما قبل از اینکه با عنوان سیاسی افراد را مورد بررسی قرار دهیم افراد را با تفکر، اندیشه و منش آنها می شناختیم... مثلا آقای قدوسی را هیچ کس به خوبی نمی شناسد و هیچ وقت کسی نگفت تفکر آقای قدوسی چه بود فقط می گویند ایشان دادستان بود به نظر من این ظلمی است که به این شخصیت ها شده است....
@babaee_ehsan
🔷 نگاه پیشگامان به حضور اجتماعی زنان
✳️ «شفقنا» مصاحبه ای با ملوک السادات بهشتی فرزند ارشد شهید بهشتی و رییس پژوهشکده مدیریت دانش پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات منتشر کرده است درباره نگاه پیشگامان انقلاب به حضور اجتماعی زنان. گزیده ای از آن تقدیم می گردد:
✅ ایشان در حدود پنجاه سال پیش ... ابتدا این شرایط را برای خانواده خودشان فراهم کردند تا همسر و دخترانشان بتوانند تحصیلات عالی و به طور کلی فعالیت های اجتماعی داشته باشند؛ ... ۵۰ سال پیش، قبل از انقلاب شهید بهشتی همسر و فرزندان را با خود به تفرجگاه ها، سفر و سخنرانی ها می بردند... حتی آن زمانی که ما در آلمان بودیم ... در سخنرانی ها، جمع های دانشجویی و محیط های خانوادگی، خانواده را با خودشان می بردند ... می خواستند بگویند زن مسلمان محجبه می تواند به راحتی در تمامی این جلسات با حجاب شرکت کند.
✅ روحانیتی که انقلاب را به وجود آورد با حضور زنان در جامعه مشکلی نداشت. ... اگر چهره های اصلی انقلاب می خواستند مثل افراد متعصب برخورد کنند و معتقد باشند که زن باید خدمتکار و آشپز باشد، اصلا انقلابی به وجود نمی آمد ... اگر حرکتی به وجود آمد و زنان ما در سطح مبارزاتی و در سطح علمی ظاهر شدند برای چنین دیدگاه وسیعی بود... البته که یکی از وظایف زن خانواده در اسلام مدیریت خانه محسوب می شود. بنابراین ما الگو را حضرت زهرا(س) قرار می دهیم چون هم مدیر خانه، هم همسر و هم فرد موثر در جامعه اسلامی به حساب می آمدند.
✅ از شهید بهشتی پرسیدم شما نظرتان در مورد کار بیرون از خانه چیست؟ ... ایشان یک جمله کلیدی و طلایی گفتند که شما باید فعالیت اجتماعی داشته باشید اما تا حدی که به بچه ها صدمه ای وارد نشود.
✅ افرادی مثل شهید بهشتی از ابتدا تلاش می کردند که خانم ها در صحنه اجتماع حضور داشته باشند و تصمیم گیرنده باشند. اولین فرد خانم گرجی هستند؛ ایشان به مردم معرفی و توسط مردم هم در مجلس قانون اساسی انتخاب می شوند یعنی دقیقا سال ۵۸ بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب محیط برای حضور زنان در سطح مجلس باز بود. امثال شهید بهشتی اصرار داشتند خانم های دیگری هم بیایند اما خودشان نیامدند و تنها خانم گرجی اعلام آمادگی کرد و به عنوان نماینده خانم ها در مجلس قانون اساسی بود.
✅ قبل از انقلاب اولین فردی که جامعه الزهرا را پایه گذاری کرد، جمعی با شهید بهشتی و شهید قدوسی کار می کردند. می گفتند چرا تنها آقایان در حوزه به لحاظ علمی پیشرفت کنند، بنابراین برای حضور خانم ها، جامعه الزهرا را تشکیل دادند. در فضای قم آن زمان چنین کارهایی بسیار مشکل بود.
✅ امثال شهید بهشتی مانتو و روسری را هم قبول داشتند اما چادر را حجاب کامل می دانستند.
✅ ای کاش ما قبل از اینکه با عنوان سیاسی افراد را مورد بررسی قرار دهیم افراد را با تفکر، اندیشه و منش آنها می شناختیم... مثلا آقای قدوسی را هیچ کس به خوبی نمی شناسد و هیچ وقت کسی نگفت تفکر آقای قدوسی چه بود فقط می گویند ایشان دادستان بود به نظر من این ظلمی است که به این شخصیت ها شده است....
@babaee_ehsan
با تمام اولياي الهي پيمان مي بنديم كه در راه مقاومت مقابل اشغال گري هاي اسرائيل ثابت قدم بمانيم.
(از آخرین سخنرانی دبیر کل حزب الله لبنان،شهید سید عباس موسوی)
@babaee_ehsan
(از آخرین سخنرانی دبیر کل حزب الله لبنان،شهید سید عباس موسوی)
@babaee_ehsan
🔴 مروری بر زندگی سید عباس موسوی
✅سيدعباس موسوي در سال 1952 (1331ش ) در بعلبک لبنان به دنيا آمد. پس از چند سال خانواده ايشان به ضاحيه – قسمت جنوبی بیروت- مي روند.
✅در هيجده سالگي، همراه چند نفر از برادران مقاومت در لبنان، برای شرکت در دوره هاي نظامي عليه رژيم صهيونيستي به سوریه می رود.
✅ بعدها پدرش او را به ديدن امام موسي صدر مي برد. سيد عباس موسوی مدت دو سال نزد امام موسي صدر در صور مي ماند و دروس حوزوي مي خواند و آموزش مي بيند. بعد از دو سال، سید به توصیه امام موسي صدر به نجف می رود.
✅ امام موسي صدر، نامه اي هم به سيد محمدباقر صدر در عراق مي نويسد و سيد را به او معرفي مي كند. علاقه شديدي بين امام محمد باقر صدر و سيد به وجود مي آيد.
✅سيدحسن نصرالله هم با نامه امام موسي صدر، به نجف مي رود. اوايل، سيد حسن نصرالله، سيدعباس موسوي را نمي شناخته است. روزي به يكي از روحانيون مي گويد كه مي خواهم به نزد امام محمد باقر صدر بروم. آن روحاني به او مي گويد: «امام محمد باقر صدر تحت مراقبت است و فقط يك نفر جرأت دارد تو را نزد ايشان ببرد و آن هم سيد عباس موسوي است.»
✅ سيدعباس، سيدحسن نصرالله را نزد امام محمد باقر صدر مي برد.
✅رژيم عراق، قصد ترور سيد عباس را مي كند. بعضی علمائي كه آن زمان تحت تعقيب رژيم عراق بودند، مخفيانه از عراق به لبنان مي روند.
✅سيدعباس، به بعلبك مي رود. در سال 1979 ميلادي، در بعلبك حوزه اي براي ادامه تحصيل روحانياني كه به لبنان آمده بودند را تأسيس مي كند. خانم ايشان به نام ام ياسر هم كه نزد خواهر امام موسي صدر آموزش مي ديدند، حوزه اي به نام الزهراء ، براي خواهران تأسيس مي كند.
✅سید عباس موسوی فعالیت های تبلیغی جدی را آغاز می کند و با سفر به روستاهای جنوب لبنان با بسیاری از جوانان ارتباط برقرار می کند. همین جوانان بودند که هسته های اولیه مقاومت را شکل دادند.
✅سيد سال 1979 به ايران سفر كرد و از نزديك با افكار امام خميني، آشنا شد.
✅وقتي اسرائيل سال 1982 بخش هایی از لبنان را اشغال كرد، سيدعباس موسوي، 1982 سازمانی به نام بسیج عمومی مستضعفین را تأسیس کرد که بعدها به نام مقاومت اسلامي معروف شد
سید عباس موسوی با هم فکری جمعی از علماء و گروهی از شاگردان خود، جنبش انقلابی «حزب الله لبنان» را بنیان نهاد و به عنوان دبیر کل این حرکت شیعی، با فکری روشن، دیدگاه های ابتکاری، روحیه توأم بااخلاص و صفا، برخوردهای واقع بینانه و دور از رفتار تصنّعی، اقشار گوناگون و به خصوص نسل جوان را شیفته خود ساخت.
✅سید عباس موسوی ظهور حزب الله در این سرزمین را مظهر انقلاب اسلامی لبنان می دانست. در پاییز سال 1362 ه . ش در دفاع از جمهوری اسلامی ایران علیه متجاوزان بعثی، در عملیات والفجر شرکت جست تا سرانجام بنا به درخواست امام خمینی رحمه الله و بنا بر اتفاق نظر مسئولین نظام ایران، به لبنان اعزام گردید؛ چرا که صحنه لبنان بیش از جبهه های جنگ ایران به وجود او نیاز داشت.
✅در کنفرانس های سیاسی، فکری و فرهنگی که در تهران، اسلام آباد، دمشق و آلمان منعقد می گردید، حضور می یافت. در هر کجای جهان وقتی اجتماعی برای رسیدگی به امور فلسطین، کشمیر، افغانستان، یا هم بستگی با مسلمانان مبارز در الجزایر، تونس، مصر، عراق، و یا دیگر نقاط برگزار می شد، خود رابه آنجا می رساند و با برجسته ترین رهبران کشورهای اسلامی و جنبشهای مسلمین در جهان اسلام، مراوده و ارتباط برقرار کرد.
✅سرانجام، سید عباس موسوی در روز 28 بهمن 1370 ه . ش (16 فوریه 1992) که برای شرکت در مراسم یادبود هشتمین سالگرد شهادت شیخ راغب حرب به جبشیت لبنان رفته بود، به هنگام بازگشت توسط قوای صهیونیستی همراه با همسر و فرزندش به فیض شهادت نائل شد.
@babaee_ehsan
✅سيدعباس موسوي در سال 1952 (1331ش ) در بعلبک لبنان به دنيا آمد. پس از چند سال خانواده ايشان به ضاحيه – قسمت جنوبی بیروت- مي روند.
✅در هيجده سالگي، همراه چند نفر از برادران مقاومت در لبنان، برای شرکت در دوره هاي نظامي عليه رژيم صهيونيستي به سوریه می رود.
✅ بعدها پدرش او را به ديدن امام موسي صدر مي برد. سيد عباس موسوی مدت دو سال نزد امام موسي صدر در صور مي ماند و دروس حوزوي مي خواند و آموزش مي بيند. بعد از دو سال، سید به توصیه امام موسي صدر به نجف می رود.
✅ امام موسي صدر، نامه اي هم به سيد محمدباقر صدر در عراق مي نويسد و سيد را به او معرفي مي كند. علاقه شديدي بين امام محمد باقر صدر و سيد به وجود مي آيد.
✅سيدحسن نصرالله هم با نامه امام موسي صدر، به نجف مي رود. اوايل، سيد حسن نصرالله، سيدعباس موسوي را نمي شناخته است. روزي به يكي از روحانيون مي گويد كه مي خواهم به نزد امام محمد باقر صدر بروم. آن روحاني به او مي گويد: «امام محمد باقر صدر تحت مراقبت است و فقط يك نفر جرأت دارد تو را نزد ايشان ببرد و آن هم سيد عباس موسوي است.»
✅ سيدعباس، سيدحسن نصرالله را نزد امام محمد باقر صدر مي برد.
✅رژيم عراق، قصد ترور سيد عباس را مي كند. بعضی علمائي كه آن زمان تحت تعقيب رژيم عراق بودند، مخفيانه از عراق به لبنان مي روند.
✅سيدعباس، به بعلبك مي رود. در سال 1979 ميلادي، در بعلبك حوزه اي براي ادامه تحصيل روحانياني كه به لبنان آمده بودند را تأسيس مي كند. خانم ايشان به نام ام ياسر هم كه نزد خواهر امام موسي صدر آموزش مي ديدند، حوزه اي به نام الزهراء ، براي خواهران تأسيس مي كند.
✅سید عباس موسوی فعالیت های تبلیغی جدی را آغاز می کند و با سفر به روستاهای جنوب لبنان با بسیاری از جوانان ارتباط برقرار می کند. همین جوانان بودند که هسته های اولیه مقاومت را شکل دادند.
✅سيد سال 1979 به ايران سفر كرد و از نزديك با افكار امام خميني، آشنا شد.
✅وقتي اسرائيل سال 1982 بخش هایی از لبنان را اشغال كرد، سيدعباس موسوي، 1982 سازمانی به نام بسیج عمومی مستضعفین را تأسیس کرد که بعدها به نام مقاومت اسلامي معروف شد
سید عباس موسوی با هم فکری جمعی از علماء و گروهی از شاگردان خود، جنبش انقلابی «حزب الله لبنان» را بنیان نهاد و به عنوان دبیر کل این حرکت شیعی، با فکری روشن، دیدگاه های ابتکاری، روحیه توأم بااخلاص و صفا، برخوردهای واقع بینانه و دور از رفتار تصنّعی، اقشار گوناگون و به خصوص نسل جوان را شیفته خود ساخت.
✅سید عباس موسوی ظهور حزب الله در این سرزمین را مظهر انقلاب اسلامی لبنان می دانست. در پاییز سال 1362 ه . ش در دفاع از جمهوری اسلامی ایران علیه متجاوزان بعثی، در عملیات والفجر شرکت جست تا سرانجام بنا به درخواست امام خمینی رحمه الله و بنا بر اتفاق نظر مسئولین نظام ایران، به لبنان اعزام گردید؛ چرا که صحنه لبنان بیش از جبهه های جنگ ایران به وجود او نیاز داشت.
✅در کنفرانس های سیاسی، فکری و فرهنگی که در تهران، اسلام آباد، دمشق و آلمان منعقد می گردید، حضور می یافت. در هر کجای جهان وقتی اجتماعی برای رسیدگی به امور فلسطین، کشمیر، افغانستان، یا هم بستگی با مسلمانان مبارز در الجزایر، تونس، مصر، عراق، و یا دیگر نقاط برگزار می شد، خود رابه آنجا می رساند و با برجسته ترین رهبران کشورهای اسلامی و جنبشهای مسلمین در جهان اسلام، مراوده و ارتباط برقرار کرد.
✅سرانجام، سید عباس موسوی در روز 28 بهمن 1370 ه . ش (16 فوریه 1992) که برای شرکت در مراسم یادبود هشتمین سالگرد شهادت شیخ راغب حرب به جبشیت لبنان رفته بود، به هنگام بازگشت توسط قوای صهیونیستی همراه با همسر و فرزندش به فیض شهادت نائل شد.
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت
🔷 کدام «دولت»مقصر است؟
✅ بیکاری، مشکلات زیست محیطی مانند آلودگی هوا و ریزگردها، کم آبی و هدر رفت آب، نه به فوریت ایجاد شده است نه به فوریت رفع می شود.
✅ اما برخی از دست اندرکاران عرصه سیاست، که فقط از منظر و با معیار دستیابی به قدرت همه چیز را تحلیل می کنند به معضلات هم به عنوان یک فرصت نگاه می کنند و سعی می کنند پشت همین معضلات سنگر بگیرند و از کمان همین مشکلات به رقیب تیر بیاندازند.
✅ برخوردهای سیاسی با مساله ها و معضلات کشور اگر هم از عدم صداقت حکایت نکند نشانه سوء تفاهم های مبنایی یا عدم عقلانیت در مواجهه با مشکلات است.
✅ در تحلیل مساله ها و معضلات کشور نیاز مبرم به تفکیک دو مفهوم از «دولت» داریم. در معنای اول منظور از دولت، یک نهاد است به معنای «حاکمیت» و در معنای دوم، منظور از دولت یک بخش از حاکمیت به معنای «قوه مجریه» است مثلا به ریاست محمود احمدی نژاد یا حسن روحانی.
✅ خیلی ها وقتی به معضلات می پردازند، در یافتن مقصر و مخاطب مطالبات و بررسی ریشه های مشکل، نگاه ها را به اشتباه و از سر ساده نگری به دولت به معنای قوه مجریه جلب می کنند و به آدرسی اشتباه اشاره می کنند. متاسفانه تا زمانی که این رسم و عادت غلط _اگر نگویم فرصت طلبانه_ وجود دارد، امیدی هم به رفع ریشه ای مشکل وجود ندارد چرا که اساسا ریشه مشکل به درستی شناسایی نشده است.
✅ چه بپسندیم یا نپسندیم معضلات موجود، «برآیند» چندین دهه عملکرد دولت به معنای کلان آن یعنی حاکمیت بوده است. حتی واقع بینانه این است که نقش و تاثیرگذاری حاکمیت در بروز معضلات امروز را تا قبل از انقلاب نیز امتداد دهیم و از سهم ریل گذاری های نادرست آغازین نیز سراغ بگیریم.
✅ موضوع این نیست که قوه مجریه ی حاکم نباید نقد شود، مساله این است که ای کاش بخشی از همتی که صرف طعنه و کنایه و خرده گیری بر مثلا سازمان محیط زیست موجود می شود به شناخت صحیح معضلات اختصاص یابد، آنوقت حتما دایره مقصرین ماجرا خیلی ها و خیلی های دیگر حتی مدعیان امروز را نیز در بر خواهد گرفت.
✅مشکل فقط ریزگردها نیست، مشکل مهمتر و بزرگتر، کسانی هستند که فضای تحلیل را غبارآلود می کنند.
@babaee_ehsan
🔷 کدام «دولت»مقصر است؟
✅ بیکاری، مشکلات زیست محیطی مانند آلودگی هوا و ریزگردها، کم آبی و هدر رفت آب، نه به فوریت ایجاد شده است نه به فوریت رفع می شود.
✅ اما برخی از دست اندرکاران عرصه سیاست، که فقط از منظر و با معیار دستیابی به قدرت همه چیز را تحلیل می کنند به معضلات هم به عنوان یک فرصت نگاه می کنند و سعی می کنند پشت همین معضلات سنگر بگیرند و از کمان همین مشکلات به رقیب تیر بیاندازند.
✅ برخوردهای سیاسی با مساله ها و معضلات کشور اگر هم از عدم صداقت حکایت نکند نشانه سوء تفاهم های مبنایی یا عدم عقلانیت در مواجهه با مشکلات است.
✅ در تحلیل مساله ها و معضلات کشور نیاز مبرم به تفکیک دو مفهوم از «دولت» داریم. در معنای اول منظور از دولت، یک نهاد است به معنای «حاکمیت» و در معنای دوم، منظور از دولت یک بخش از حاکمیت به معنای «قوه مجریه» است مثلا به ریاست محمود احمدی نژاد یا حسن روحانی.
✅ خیلی ها وقتی به معضلات می پردازند، در یافتن مقصر و مخاطب مطالبات و بررسی ریشه های مشکل، نگاه ها را به اشتباه و از سر ساده نگری به دولت به معنای قوه مجریه جلب می کنند و به آدرسی اشتباه اشاره می کنند. متاسفانه تا زمانی که این رسم و عادت غلط _اگر نگویم فرصت طلبانه_ وجود دارد، امیدی هم به رفع ریشه ای مشکل وجود ندارد چرا که اساسا ریشه مشکل به درستی شناسایی نشده است.
✅ چه بپسندیم یا نپسندیم معضلات موجود، «برآیند» چندین دهه عملکرد دولت به معنای کلان آن یعنی حاکمیت بوده است. حتی واقع بینانه این است که نقش و تاثیرگذاری حاکمیت در بروز معضلات امروز را تا قبل از انقلاب نیز امتداد دهیم و از سهم ریل گذاری های نادرست آغازین نیز سراغ بگیریم.
✅ موضوع این نیست که قوه مجریه ی حاکم نباید نقد شود، مساله این است که ای کاش بخشی از همتی که صرف طعنه و کنایه و خرده گیری بر مثلا سازمان محیط زیست موجود می شود به شناخت صحیح معضلات اختصاص یابد، آنوقت حتما دایره مقصرین ماجرا خیلی ها و خیلی های دیگر حتی مدعیان امروز را نیز در بر خواهد گرفت.
✅مشکل فقط ریزگردها نیست، مشکل مهمتر و بزرگتر، کسانی هستند که فضای تحلیل را غبارآلود می کنند.
@babaee_ehsan
✳️به مناسبت چهلمین روز درگذشت آیت الله هاشمی.
🔴یادداشت
🔷 6 نکته از منظر ناظر بیرونی:
1. گرچه خیلی ها ناظر به حوادث بعد از انتخابات سال 88، بین هاشمی، خاتمی، کروبی و موسوی تفاوتی قائل نمی شوند اما به نظر می رسد هاشمی و خاتمی هر چند بنا بر تحلیل و نگاه خود نسبت به وضعیت موجود ناراضی بودند اما مسیری متفاوت داشتند و از روشی دیگر پیروی می کردند.
2. باید منتظر گذشت زمان باشیم و ببینیم در متن خاطرات و گزارش هایی که بعدها منتشر خواهد شد، رابطه این چهار تن با یکدیگر پس از انتخابات 88 چگونه بوده است؟ حتما به درک تفاوتها کمک می کند.
3.هر چند بعضی علائق عاطفی و سیاسی بین اصلاح طلبان و نیز به اصطلاح اعتدالگرایان با موسوی و کروبی قابل انکار نیست، اما به نظر می رسد آنها در دو راهی به وجود آمده، به اختیار یا بنا بر اجبار، روش هاشمی و خاتمی را برگزیده اند.
4. نه فقط نخبگان اصلاح طلب که ایام انتخابات با موسوی و کروبی بودند، بلکه اکثریت آن دسته از مردم هم که هوادار این دو بودند، به مرور زمان مسیر خود را با هاشمی تنظیم کردند و در عمل و مشی سیاسی از روش موسوی و کروبی فاصله گرفتند.
5.هاشمی در چند سال اخیر بعد از 88 در کار «محاسبه گری» بود. با تحلیلی که داشت_صرفنظر از درستی و نادرستی آن _ از وضع موجود رضایت نداشت. او در شرایط عدم رضایت، حرکت خود را با دو شاخص تنظیم می کرد؛ یک: استفاده از همه ظرفیتهای موجود و در دسترس برای بهبود شرایط به ویژه از طریق ارتباط مستقیم با مردم و نیز استمرار ارتباط با ارکان نظام و دوم: حفظ پیوند بین مردم و نخبگان سیاسی ناراضی با نظام و انقلاب.
6.به نظر می رسد این روش را اصلاح طلبان از هاشمی آموخته اند که اگر اینگونه باشد، فرصتی است برای استحکام بیشتر نظام و عبور از چالش های حال و آینده.
@babaee_ehsan
🔴یادداشت
🔷 6 نکته از منظر ناظر بیرونی:
1. گرچه خیلی ها ناظر به حوادث بعد از انتخابات سال 88، بین هاشمی، خاتمی، کروبی و موسوی تفاوتی قائل نمی شوند اما به نظر می رسد هاشمی و خاتمی هر چند بنا بر تحلیل و نگاه خود نسبت به وضعیت موجود ناراضی بودند اما مسیری متفاوت داشتند و از روشی دیگر پیروی می کردند.
2. باید منتظر گذشت زمان باشیم و ببینیم در متن خاطرات و گزارش هایی که بعدها منتشر خواهد شد، رابطه این چهار تن با یکدیگر پس از انتخابات 88 چگونه بوده است؟ حتما به درک تفاوتها کمک می کند.
3.هر چند بعضی علائق عاطفی و سیاسی بین اصلاح طلبان و نیز به اصطلاح اعتدالگرایان با موسوی و کروبی قابل انکار نیست، اما به نظر می رسد آنها در دو راهی به وجود آمده، به اختیار یا بنا بر اجبار، روش هاشمی و خاتمی را برگزیده اند.
4. نه فقط نخبگان اصلاح طلب که ایام انتخابات با موسوی و کروبی بودند، بلکه اکثریت آن دسته از مردم هم که هوادار این دو بودند، به مرور زمان مسیر خود را با هاشمی تنظیم کردند و در عمل و مشی سیاسی از روش موسوی و کروبی فاصله گرفتند.
5.هاشمی در چند سال اخیر بعد از 88 در کار «محاسبه گری» بود. با تحلیلی که داشت_صرفنظر از درستی و نادرستی آن _ از وضع موجود رضایت نداشت. او در شرایط عدم رضایت، حرکت خود را با دو شاخص تنظیم می کرد؛ یک: استفاده از همه ظرفیتهای موجود و در دسترس برای بهبود شرایط به ویژه از طریق ارتباط مستقیم با مردم و نیز استمرار ارتباط با ارکان نظام و دوم: حفظ پیوند بین مردم و نخبگان سیاسی ناراضی با نظام و انقلاب.
6.به نظر می رسد این روش را اصلاح طلبان از هاشمی آموخته اند که اگر اینگونه باشد، فرصتی است برای استحکام بیشتر نظام و عبور از چالش های حال و آینده.
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(1)
🔷مقدمه
✅ اصولگرایی و اصلاح طلبی، دو جریان سیاسی اصلی کشور هستند که مشخصه های فکری و رفتاری این دو جریان بر وضعیت حال و مسیر آینده کشور موثر است. به دلیل همین تاثیرگذاری نمیتوان به راحتی از کنار نقد و ارزیابی این دو جریان با بی اعتنایی عبور کرد.
✅ از امروز چند یادداشت متوالی در نقد و آسیب شناسی این دو جریان ارائه خواهد شد با این امید که از جنس واقع نمایی باشد و برای شناخت باید ها و نبایدها مفید واقع گردد.
✅ از این یادداشت های 20گانه _و شاید کمتر_ نیمی و شاید بیشتر به ارزیابی جریان اصولگرایی اختصاص دارد.
✅ یادداشتها درباره اصولگرایی را مقدم مطرح خواهم کرد فقط به این دلیل که زودتر آماده شده است.
✅ نقدها پراکنده است و در نتیجه موارد نقد نسبت به دو جریان متناظر یکدیگر نیست. و باز این نکته مهم است که آنچه ذکر می شود همه موارد قابل طرح نیست. و چه بسا آنچه آنچه در نقد یک جریان مطرح می شود، در جریان دیگر نیز مصداق داشته باشد.
✅ طبیعی است که درباره شیوه و محتوای نقد، اختلاف نظر وجود داشته باشد. چندان مهم نیست اگر نتیجه افزایش آگاهی باشد.امید که دیگران هم در این عرصه حضور پیدا کنند و با نقد و ارزیابی و آسیب شناسی، به کارآمدی دو جریان سیاسی کمک کنند.
✅ این نیز چندان اهمیت ندارد که نگارنده به کدام جریان سیاسی تعلق خاطر دارد. مهم این است که برای همه ما، تعلق به جناح های سیاسی ارتباط هویتی ما را نسبت به اسلام و ارزش های بنیادین انقلاب اسلامی مخدوش نسازد.
✅ اولین یادداشت به «عدم استقبال از آسیب شناسی» اختصاص دارد .
@babaee_ehsan
🔷مقدمه
✅ اصولگرایی و اصلاح طلبی، دو جریان سیاسی اصلی کشور هستند که مشخصه های فکری و رفتاری این دو جریان بر وضعیت حال و مسیر آینده کشور موثر است. به دلیل همین تاثیرگذاری نمیتوان به راحتی از کنار نقد و ارزیابی این دو جریان با بی اعتنایی عبور کرد.
✅ از امروز چند یادداشت متوالی در نقد و آسیب شناسی این دو جریان ارائه خواهد شد با این امید که از جنس واقع نمایی باشد و برای شناخت باید ها و نبایدها مفید واقع گردد.
✅ از این یادداشت های 20گانه _و شاید کمتر_ نیمی و شاید بیشتر به ارزیابی جریان اصولگرایی اختصاص دارد.
✅ یادداشتها درباره اصولگرایی را مقدم مطرح خواهم کرد فقط به این دلیل که زودتر آماده شده است.
✅ نقدها پراکنده است و در نتیجه موارد نقد نسبت به دو جریان متناظر یکدیگر نیست. و باز این نکته مهم است که آنچه ذکر می شود همه موارد قابل طرح نیست. و چه بسا آنچه آنچه در نقد یک جریان مطرح می شود، در جریان دیگر نیز مصداق داشته باشد.
✅ طبیعی است که درباره شیوه و محتوای نقد، اختلاف نظر وجود داشته باشد. چندان مهم نیست اگر نتیجه افزایش آگاهی باشد.امید که دیگران هم در این عرصه حضور پیدا کنند و با نقد و ارزیابی و آسیب شناسی، به کارآمدی دو جریان سیاسی کمک کنند.
✅ این نیز چندان اهمیت ندارد که نگارنده به کدام جریان سیاسی تعلق خاطر دارد. مهم این است که برای همه ما، تعلق به جناح های سیاسی ارتباط هویتی ما را نسبت به اسلام و ارزش های بنیادین انقلاب اسلامی مخدوش نسازد.
✅ اولین یادداشت به «عدم استقبال از آسیب شناسی» اختصاص دارد .
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(2)
🔴 جریان اصولگرایی
🔷 اصولگرایان و استقبال از نقد
✅ می توان عدم استقبال و اهتمام جریان اصولگرایی از نقد را اولین اشکال و آسیبی دانست که بر این جریان وارد است.
والبته میتوان همین اشکال را بر دیگران نیز وارد دانست اما دلیل این عدم استقبال در مورد اصولگراها متفاوت و ریشه های آن نیز مهمتر است.
✅ ادبیات برخی تریبون داران اصولگرایی به گونه ای است که راه را بر نقد و آسیب شناسی مبنایی و درونی می بندد یا آن را در حد نقد تاکتیک ها ی انتخاباتی متوقف می کند و به اشکالات مبنایی ورود پیدا نمی کند.
✅ نحوه مواجهه برخی از تریبون داران و فعالان رسانه ای اصولگرایی با نتایج انتخابات اسفند 94 نمونه خوبی است که نشان می دهد چگونه ادبیات و طرز فکر برخی اصولگرایان اجازه نقد درونی را نمی دهد.
✅ اینکه گفته شد «اصولگرایان در انتخابات شکست فرهنگی خوردند نه سیاسی» و یا «در این انتخابات بال و پر ولایت را چیدند» یا مردم تهران به «اهل کوفه» تشبیه شدند از برخی تحلیل ها و تصویرسازی ها و همسان پنداری های تاریخی حکایت میکند که آورده ی مهم آن خود حق بینی مطلق است به گونه ای که انتخاب مردم را اگر به نفع نباشد به تمامی، مصداقی از اشکال انتخاب گران می شمارد و جایی برای فرض اشکال در مورد کاندیداهای اصولگرایان یا وجود ایراد درجریان اصولگرایی باقی نمی گذارد.
✅ با این ادبیات، آسیب شناسی جریان اصولگرایی، هزینه بردار است،همچنانکه هر اصلاح و تغییر مسیر در جریان اصولگرایی اینگونه است. مشابه سازی های تاریخی و وام گرفتن از اقبال و ادبارهای مردم نسبت به ائمه معصومین علیهم السلام، راه را بر نقد می بندد.
✅ اصولگرایان حتی برای اینکه شتکی بر قبای قداست آنان ننشیند، وقتی هم که میخواهند رئیس جمهور سابق را نقد کنند؛ اول احمدی نژاد را با عنوان «جریان انحرافی» نشانه گذاری و نفی می کنند تا به این ترتیب نقد احمدی نژاد و دولت8ساله او، نقد اصولگرایی تلقی نشود. این روش عافیت طلبانه نه تنها قداست آنها را تضمین نکرد بلکه یک فرصت مهم تاریخی را برای نقد و ارزیابی جریان اصولگرایی از آنان سلب کرد.
✅ روی دیگر سکه خود حق بینی اصولگرایان، ترویج این نگاه است که هر که غیر ماست از جنس باطل است. در واقع خود حق بینی بسیاری اصولگرایان از باطل انگاری دیگران تغذیه میکند.
✅ غیر از احساس استغنا نسبت به آسیب شناسی، یکی از تبعات نامبارک این نگاه به خود و دیگری، حذف «پرسش از کارآمدی» است.
✅ مساله حق و باطل بودن برای اصولگرایان به گونه ای مطرح می شود که جا را برای پرسشهای دیگر تنگ می کند در حالی که حق بودن اعتقادی، «لزوما» به معنای درستی و کارآمدی شیوه ها و جزئیات رفتاری نیست .
@babaee_ehsan
🔴 جریان اصولگرایی
🔷 اصولگرایان و استقبال از نقد
✅ می توان عدم استقبال و اهتمام جریان اصولگرایی از نقد را اولین اشکال و آسیبی دانست که بر این جریان وارد است.
والبته میتوان همین اشکال را بر دیگران نیز وارد دانست اما دلیل این عدم استقبال در مورد اصولگراها متفاوت و ریشه های آن نیز مهمتر است.
✅ ادبیات برخی تریبون داران اصولگرایی به گونه ای است که راه را بر نقد و آسیب شناسی مبنایی و درونی می بندد یا آن را در حد نقد تاکتیک ها ی انتخاباتی متوقف می کند و به اشکالات مبنایی ورود پیدا نمی کند.
✅ نحوه مواجهه برخی از تریبون داران و فعالان رسانه ای اصولگرایی با نتایج انتخابات اسفند 94 نمونه خوبی است که نشان می دهد چگونه ادبیات و طرز فکر برخی اصولگرایان اجازه نقد درونی را نمی دهد.
✅ اینکه گفته شد «اصولگرایان در انتخابات شکست فرهنگی خوردند نه سیاسی» و یا «در این انتخابات بال و پر ولایت را چیدند» یا مردم تهران به «اهل کوفه» تشبیه شدند از برخی تحلیل ها و تصویرسازی ها و همسان پنداری های تاریخی حکایت میکند که آورده ی مهم آن خود حق بینی مطلق است به گونه ای که انتخاب مردم را اگر به نفع نباشد به تمامی، مصداقی از اشکال انتخاب گران می شمارد و جایی برای فرض اشکال در مورد کاندیداهای اصولگرایان یا وجود ایراد درجریان اصولگرایی باقی نمی گذارد.
✅ با این ادبیات، آسیب شناسی جریان اصولگرایی، هزینه بردار است،همچنانکه هر اصلاح و تغییر مسیر در جریان اصولگرایی اینگونه است. مشابه سازی های تاریخی و وام گرفتن از اقبال و ادبارهای مردم نسبت به ائمه معصومین علیهم السلام، راه را بر نقد می بندد.
✅ اصولگرایان حتی برای اینکه شتکی بر قبای قداست آنان ننشیند، وقتی هم که میخواهند رئیس جمهور سابق را نقد کنند؛ اول احمدی نژاد را با عنوان «جریان انحرافی» نشانه گذاری و نفی می کنند تا به این ترتیب نقد احمدی نژاد و دولت8ساله او، نقد اصولگرایی تلقی نشود. این روش عافیت طلبانه نه تنها قداست آنها را تضمین نکرد بلکه یک فرصت مهم تاریخی را برای نقد و ارزیابی جریان اصولگرایی از آنان سلب کرد.
✅ روی دیگر سکه خود حق بینی اصولگرایان، ترویج این نگاه است که هر که غیر ماست از جنس باطل است. در واقع خود حق بینی بسیاری اصولگرایان از باطل انگاری دیگران تغذیه میکند.
✅ غیر از احساس استغنا نسبت به آسیب شناسی، یکی از تبعات نامبارک این نگاه به خود و دیگری، حذف «پرسش از کارآمدی» است.
✅ مساله حق و باطل بودن برای اصولگرایان به گونه ای مطرح می شود که جا را برای پرسشهای دیگر تنگ می کند در حالی که حق بودن اعتقادی، «لزوما» به معنای درستی و کارآمدی شیوه ها و جزئیات رفتاری نیست .
@babaee_ehsan
یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی «غیر اسلامی» را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شأن مجتهد است واقعاً مدیر و مدبر باشد.(3اسفند67)
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
حوزه ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس العمل مناسب باشند.(3اسفند67)
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(3)
🔴 جریان اصولگرا
🔷 غفلت از لوازم دستیابی به قدرت
✅ هر دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب، همواره به دنبال دستیابی به قدرت _ در قوه مجریه و مجلس _ هستند که امری کاملا طبیعی است. اما حداقل دو اشکال در مورد نوع تلقی و نحوه مواجهه جریان اصولگرایی با قدرت وجود دارد.
✅ اشکال اول این است که جریان اصولگرا به گونه ای رفتار می کند که گویی دستیابی به قدرت را برای حل مشکلات کافی میداند و با ساده انگاری، مشکل اصلی کشور را مسوولان و نمایندگان می داند، به گونه ای که اگر این مناصب را اصولگرایان از آن خود کنند، مشکلات کشور حل خواهد شد!
✅ نشانه هم اینکه همه همت شخصیتها و محافل اصولگرایی در حال حاضر و مثل ادوار گذشته، صرف نقد جریان رقیب می شود، بی آنکه در وجه ایجابی تلاش شود شالوده ای جدید بنا شود و نسخه ای تازه ارائه گردد.
✅ ظاهرا اصولگرایان خود را بی نیاز می بینند که برای فردای روزی که به قدرت دست پیدا می کنند، خود را آماده کنند. 8 سال ریاست دولت و 12 سال حاکمیت بر مجلس باید جریان اصولگرایی را به تأمل وا می داشت. اما متاسفانه باز هم غلبه نگاه «شخص محور» در فرهنگ عمومی و فرهنگ سیاسی ما، همه تقصیر را بر گردن «شخص» رئیس جمهور قبل انداخت.
✅ در هفته های ابتدایی بعد از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، در جلسه ای، برخی دوستان اصولگرا با تحلیل آرا، می گفتند احتمالا حسن روحانی رئیس جمهور یک دوره ای خواهد بود. در حالی که جا داشت گفته شود که «ای کاش دو دوره ای باشد که لااقل فرصت بیشتری باشد برای تامل روی مساله ها»، 4 سال فرصت زیادی نیست! اصولگراها که قدرت بگیرند، مساله ها که از بین نمی رود. اصولگرایان هستند و معضل آب و محیط زیست، اصولگرایان هستند و مشکل فقر و تورم و بیکاری؛ اصولگرایان هستند و بلای فساد اقتصادی و فساد اداری. و مساله های دامنه دار اعتیاد و یازده میلیون زیر عنوان حاشیه نشینی و افزایش طلاق و کاهش ازدواج، شمار رو به افزایش ترک تحصیل و سرجمع همه موارد: نابرابری. بگذریم از موضوعاتی مثل سیاست خارجی و هنر و آزادی که ظاهرا گمان می شود نزد اصولگرایان، این موضوعات حل شده است.
✅ فقدان پرداختن به این مساله ها در حالی است که سهم اصولگرایان از دانشگاه ها و موسسات پژوهشی و رسانه ها و تریبونهای همسو که به این چالشها بپردازند کم نیست.
✅ اصولگرایان اگر به دنبال آن هستند که باید در اداره جامعه طرحی نو در انداخت، بیش از دیگران باید به گفتگوهای «مساله محور»دامن بزنند، راه حل ها را نقد کنند و راه حل تازه ارائه کنند.
✅ این معضل در جناح رقیب نمود کمتری دارد از جمله به این دلیل که جریان اصلاحات حضور بیشتر و پررنگ تری در قوه مجریه داشته است و دیگر اینکه جریان اصلاحات مقاومت کمتری نسبت به علوم و دستاوردهای غربی دارد که بعدا به آن خواهیم پرداخت.
@babaee_ehsan
🔴 جریان اصولگرا
🔷 غفلت از لوازم دستیابی به قدرت
✅ هر دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب، همواره به دنبال دستیابی به قدرت _ در قوه مجریه و مجلس _ هستند که امری کاملا طبیعی است. اما حداقل دو اشکال در مورد نوع تلقی و نحوه مواجهه جریان اصولگرایی با قدرت وجود دارد.
✅ اشکال اول این است که جریان اصولگرا به گونه ای رفتار می کند که گویی دستیابی به قدرت را برای حل مشکلات کافی میداند و با ساده انگاری، مشکل اصلی کشور را مسوولان و نمایندگان می داند، به گونه ای که اگر این مناصب را اصولگرایان از آن خود کنند، مشکلات کشور حل خواهد شد!
✅ نشانه هم اینکه همه همت شخصیتها و محافل اصولگرایی در حال حاضر و مثل ادوار گذشته، صرف نقد جریان رقیب می شود، بی آنکه در وجه ایجابی تلاش شود شالوده ای جدید بنا شود و نسخه ای تازه ارائه گردد.
✅ ظاهرا اصولگرایان خود را بی نیاز می بینند که برای فردای روزی که به قدرت دست پیدا می کنند، خود را آماده کنند. 8 سال ریاست دولت و 12 سال حاکمیت بر مجلس باید جریان اصولگرایی را به تأمل وا می داشت. اما متاسفانه باز هم غلبه نگاه «شخص محور» در فرهنگ عمومی و فرهنگ سیاسی ما، همه تقصیر را بر گردن «شخص» رئیس جمهور قبل انداخت.
✅ در هفته های ابتدایی بعد از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، در جلسه ای، برخی دوستان اصولگرا با تحلیل آرا، می گفتند احتمالا حسن روحانی رئیس جمهور یک دوره ای خواهد بود. در حالی که جا داشت گفته شود که «ای کاش دو دوره ای باشد که لااقل فرصت بیشتری باشد برای تامل روی مساله ها»، 4 سال فرصت زیادی نیست! اصولگراها که قدرت بگیرند، مساله ها که از بین نمی رود. اصولگرایان هستند و معضل آب و محیط زیست، اصولگرایان هستند و مشکل فقر و تورم و بیکاری؛ اصولگرایان هستند و بلای فساد اقتصادی و فساد اداری. و مساله های دامنه دار اعتیاد و یازده میلیون زیر عنوان حاشیه نشینی و افزایش طلاق و کاهش ازدواج، شمار رو به افزایش ترک تحصیل و سرجمع همه موارد: نابرابری. بگذریم از موضوعاتی مثل سیاست خارجی و هنر و آزادی که ظاهرا گمان می شود نزد اصولگرایان، این موضوعات حل شده است.
✅ فقدان پرداختن به این مساله ها در حالی است که سهم اصولگرایان از دانشگاه ها و موسسات پژوهشی و رسانه ها و تریبونهای همسو که به این چالشها بپردازند کم نیست.
✅ اصولگرایان اگر به دنبال آن هستند که باید در اداره جامعه طرحی نو در انداخت، بیش از دیگران باید به گفتگوهای «مساله محور»دامن بزنند، راه حل ها را نقد کنند و راه حل تازه ارائه کنند.
✅ این معضل در جناح رقیب نمود کمتری دارد از جمله به این دلیل که جریان اصلاحات حضور بیشتر و پررنگ تری در قوه مجریه داشته است و دیگر اینکه جریان اصلاحات مقاومت کمتری نسبت به علوم و دستاوردهای غربی دارد که بعدا به آن خواهیم پرداخت.
@babaee_ehsan
چه بسا شیوه های رایج اداره امور مردم در سالهای آینده تغییر کند...علمای بزرگوار اسلام از هم اکنون باید برای این موضوع فکری کنند.(منشور روحانیت.3اسفند67)
@babaee_ehsan
@babaee_ehsan
روحانیت تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمیتواند درک کند که اجتهاد مصطلح برای اداره جامعه کافی نیست.
(منشور روحانیت،3اسفند67)
@babaee_ehsan
(منشور روحانیت،3اسفند67)
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت
🔷 یادآوری یک پیام
✅ سوم اسفند سال 1367، امام خمینی پیامی صادر نمود که به «منشور روحانیت» معروف شد. مخاطبی عام داشت یعنی مردم و مخاطبی خاص شامل مراجع، اساتید و طلاب حوزه های علمیه و جامعه روحانیت.
✅ امام خمینی در این پیام از برخی مهمترین لوازم کارآمدی روحانیت و حوزه های علمیه سخن گفت و حتما این پیشفرض را در ذهن داشت که بدون حوزه و روحانیت کارآمد، توقع کارآمدی نظام جمهوری اسلامی، غیر واقع بینانه است.
✅ فراوان، درباره توقعات حوزه های علمیه از نظام جمهوری اسلامی،در مورد انتظارات روحانیت از فضای عمومی جامعه شنیده ایم اما نباید فراموش کرد که توقعات و انتظارات، دو سویه است. این پرسش نیز قابل طرح است که حوزه های علمیه تا چه میزان، توقعات نظام و جامعه را برآورده ساخته است؟
✅ «منشور روحانیت» از سوی یکی از فرزندان برجسته حوزه صادر شده است که بر مسند حاکمیت نیز نشسته بود. امام در واپسین روزهای حیات خود، از یک راه طی شده سخن می گفت که «اجتهاد مصطلح کافی نیست.»
✅ بسیاری از آنچه امروز در حوزه های علمیه صورت می گیرد، علیرغم اینکه ارزشمندی آن قابل انکار نیست، اما قبل از انقلاب نیز قابل انجام بود. مشخصه اصلی حوزه انقلابی را نباید به موضع گیری های سیاسی تنزّل داد، مهمترین ویژگی این است که حوزه انقلابی، مساله های خود را بر اساس مساله های انقلاب و نظام، بر پایه نیازهای جامعه، انتخاب و تنظیم می کند.
✅ ما «مساله» کم نداریم. مهم این است که حوزه های علمیه از کنار پیام و توقع امام با غفلت عبور نکنند، همچون امام در این پیام، شجاعت نگاه کردن به افق های بلند در دوردست را داشته باشند. مهم این است جایگاه مناسب خود برای دفاع از نظام و نظارت بر نظام را پیدا کنند. مهم این است که کارنامه نظام در زمینه های مختلف را از کارنامه خود جدا نبینند.
✅ امام در «منشور روحانیت»حرفهای شنیدنی زیاد دارد. خدمات روحانیت، خطر متحجرین از روحانیت، بایسته های تحصیلات حوزوی، نقش فقه و تراز اجتهاد، دستاوردهای دفاع مقدس و حکم اعدام سلمان رشدی، برخی از مهمترین موضوعات این پیام است که برای تداوم فکر انقلاب، نیازمند بازخوانی آن هستیم.
@babaee_ehsan
🔷 یادآوری یک پیام
✅ سوم اسفند سال 1367، امام خمینی پیامی صادر نمود که به «منشور روحانیت» معروف شد. مخاطبی عام داشت یعنی مردم و مخاطبی خاص شامل مراجع، اساتید و طلاب حوزه های علمیه و جامعه روحانیت.
✅ امام خمینی در این پیام از برخی مهمترین لوازم کارآمدی روحانیت و حوزه های علمیه سخن گفت و حتما این پیشفرض را در ذهن داشت که بدون حوزه و روحانیت کارآمد، توقع کارآمدی نظام جمهوری اسلامی، غیر واقع بینانه است.
✅ فراوان، درباره توقعات حوزه های علمیه از نظام جمهوری اسلامی،در مورد انتظارات روحانیت از فضای عمومی جامعه شنیده ایم اما نباید فراموش کرد که توقعات و انتظارات، دو سویه است. این پرسش نیز قابل طرح است که حوزه های علمیه تا چه میزان، توقعات نظام و جامعه را برآورده ساخته است؟
✅ «منشور روحانیت» از سوی یکی از فرزندان برجسته حوزه صادر شده است که بر مسند حاکمیت نیز نشسته بود. امام در واپسین روزهای حیات خود، از یک راه طی شده سخن می گفت که «اجتهاد مصطلح کافی نیست.»
✅ بسیاری از آنچه امروز در حوزه های علمیه صورت می گیرد، علیرغم اینکه ارزشمندی آن قابل انکار نیست، اما قبل از انقلاب نیز قابل انجام بود. مشخصه اصلی حوزه انقلابی را نباید به موضع گیری های سیاسی تنزّل داد، مهمترین ویژگی این است که حوزه انقلابی، مساله های خود را بر اساس مساله های انقلاب و نظام، بر پایه نیازهای جامعه، انتخاب و تنظیم می کند.
✅ ما «مساله» کم نداریم. مهم این است که حوزه های علمیه از کنار پیام و توقع امام با غفلت عبور نکنند، همچون امام در این پیام، شجاعت نگاه کردن به افق های بلند در دوردست را داشته باشند. مهم این است جایگاه مناسب خود برای دفاع از نظام و نظارت بر نظام را پیدا کنند. مهم این است که کارنامه نظام در زمینه های مختلف را از کارنامه خود جدا نبینند.
✅ امام در «منشور روحانیت»حرفهای شنیدنی زیاد دارد. خدمات روحانیت، خطر متحجرین از روحانیت، بایسته های تحصیلات حوزوی، نقش فقه و تراز اجتهاد، دستاوردهای دفاع مقدس و حکم اعدام سلمان رشدی، برخی از مهمترین موضوعات این پیام است که برای تداوم فکر انقلاب، نیازمند بازخوانی آن هستیم.
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(4)
🔴 جریان اصولگرا
🔷 بدبینی به بدنه اجرایی و تبعات آن
✅ اشکال دیگر در مورد نحوه مواجهه اصولگرایان با قدرت این است که از یکسو به بدنه اجرایی کشور کاملا بی اعتماد هستند بلکه در بدنه اجتماعی این جریان، دچار نوعی مسوول ستیزی ریشه دار و تاریخی را شاهد هستیم ولی هم زمان برای به دست گرفتن سطوح قدرت عجله دارند.
✅ آن بی اعتمادی و این عجله، ساده انگارانه و یکنوع تناقض است چرا که توقع دارند با تغییر یک رئیس جمهور، از درون همان نظام اداری که تنبل و خسته و عقب مانده و ناکارآمد و غیرقابل اعتماد می دانند، وزرا و معاونین وزرا و استانداران و مدیران استانی و شهرستانی و چندین برابر مسوولین مورد نیاز برای سایر سازمانها انتخاب شوند.
✅ نتیجه این می شود که تعداد زیادی از مسوولان، بعد از انتخابات ریاست جمهوری نه لزوما از بین صاحبان صلاحیت، بلکه از میان کسانیکه در همان دوره یا دوره های قبل انتخابات، هویت سیاسی _ انتخاباتی خود را به اثبات رسانده اند انتخاب می شوند و بسیاری از آنها بر صندلی هایی تکیه می زنند که شایستگیهای علمی و عملی نیاز دارند نه وابستگیهای سیاسی.
✅ در حالیکه فرض یکسره غیر قابل اعتماد بودن بدنه اجرایی چندان واقع بینانه نیست. در بدنه اجرایی کشور افراد بسیاری را می توان یافت که با وجود کاردانی و تعهد و سلامت به فعالیت مشغول هستند اما دیده نمی شوند. جزء عامه متعهد به اسلام و ایران و انقلاب هستند و تنها به دلیل اینکه جزء خواص سیاسی یا خواص سیاسیون نیستند از طی کردن سلسله مراتب اداری باز می مانند.
✅ شناسایی و تربیت نیروی انسانی شایسته برای پیشبرد اهداف را باید مقدمه لازم برای طی مسیر دانست. بخشی از این هدف از طریق رصد فعالیتهای نیروهای اجرایی و ارزیابی دیدگاهها و عملکرد آنها و نیز دامن زدن به گفتگوهای مساله محور، محقق خواهد شد. احزاب در این زمینه مسوولیت و نقش دارند و البته لازمه این امر عبور از برخی تنگ نظری های سیاسی است که افراد را فقط با وابستگیهای سیاسی آنها می شناسد.
✅ چه بهتر که گروه های صاحب ایده، تا زمانی که هویت فکری و اجتماعی خود را تثبیت نکرده اند، غیرواقع بینانه برای به دست آوردن قدرت گام برندارند.
نحوه گزینش مدیران در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و صعود و نزول دفعی جبهه پایداری، نمونه های خوبی برای تطبیق بر اشکال یاد شده در جریان اصولگرایی هستند.
✅ تجربه طولانی این سالها نشان می دهد دو جریان سیاسی به ویژه اصولگرایان بیشتر بر مدیریت انتخابات اهتمام دارند تا مدیریت کشور. تک سخنرانیهایی با محوریت طرح شعارهای خوب و نقد وضعیت فعلی، بدون ارائه تبیینی «جامع» از معادله های «چند» مجهولی حاضر و بدون پاسخ به این پرسش که آیا در مورد پیش بینی نیروی اجرایی و مدیریتی مطمئن برای پیشبرد اهداف، دورنمای روشن وجوددارد یا خیر؟
@babaee_ehsan
🔴 جریان اصولگرا
🔷 بدبینی به بدنه اجرایی و تبعات آن
✅ اشکال دیگر در مورد نحوه مواجهه اصولگرایان با قدرت این است که از یکسو به بدنه اجرایی کشور کاملا بی اعتماد هستند بلکه در بدنه اجتماعی این جریان، دچار نوعی مسوول ستیزی ریشه دار و تاریخی را شاهد هستیم ولی هم زمان برای به دست گرفتن سطوح قدرت عجله دارند.
✅ آن بی اعتمادی و این عجله، ساده انگارانه و یکنوع تناقض است چرا که توقع دارند با تغییر یک رئیس جمهور، از درون همان نظام اداری که تنبل و خسته و عقب مانده و ناکارآمد و غیرقابل اعتماد می دانند، وزرا و معاونین وزرا و استانداران و مدیران استانی و شهرستانی و چندین برابر مسوولین مورد نیاز برای سایر سازمانها انتخاب شوند.
✅ نتیجه این می شود که تعداد زیادی از مسوولان، بعد از انتخابات ریاست جمهوری نه لزوما از بین صاحبان صلاحیت، بلکه از میان کسانیکه در همان دوره یا دوره های قبل انتخابات، هویت سیاسی _ انتخاباتی خود را به اثبات رسانده اند انتخاب می شوند و بسیاری از آنها بر صندلی هایی تکیه می زنند که شایستگیهای علمی و عملی نیاز دارند نه وابستگیهای سیاسی.
✅ در حالیکه فرض یکسره غیر قابل اعتماد بودن بدنه اجرایی چندان واقع بینانه نیست. در بدنه اجرایی کشور افراد بسیاری را می توان یافت که با وجود کاردانی و تعهد و سلامت به فعالیت مشغول هستند اما دیده نمی شوند. جزء عامه متعهد به اسلام و ایران و انقلاب هستند و تنها به دلیل اینکه جزء خواص سیاسی یا خواص سیاسیون نیستند از طی کردن سلسله مراتب اداری باز می مانند.
✅ شناسایی و تربیت نیروی انسانی شایسته برای پیشبرد اهداف را باید مقدمه لازم برای طی مسیر دانست. بخشی از این هدف از طریق رصد فعالیتهای نیروهای اجرایی و ارزیابی دیدگاهها و عملکرد آنها و نیز دامن زدن به گفتگوهای مساله محور، محقق خواهد شد. احزاب در این زمینه مسوولیت و نقش دارند و البته لازمه این امر عبور از برخی تنگ نظری های سیاسی است که افراد را فقط با وابستگیهای سیاسی آنها می شناسد.
✅ چه بهتر که گروه های صاحب ایده، تا زمانی که هویت فکری و اجتماعی خود را تثبیت نکرده اند، غیرواقع بینانه برای به دست آوردن قدرت گام برندارند.
نحوه گزینش مدیران در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و صعود و نزول دفعی جبهه پایداری، نمونه های خوبی برای تطبیق بر اشکال یاد شده در جریان اصولگرایی هستند.
✅ تجربه طولانی این سالها نشان می دهد دو جریان سیاسی به ویژه اصولگرایان بیشتر بر مدیریت انتخابات اهتمام دارند تا مدیریت کشور. تک سخنرانیهایی با محوریت طرح شعارهای خوب و نقد وضعیت فعلی، بدون ارائه تبیینی «جامع» از معادله های «چند» مجهولی حاضر و بدون پاسخ به این پرسش که آیا در مورد پیش بینی نیروی اجرایی و مدیریتی مطمئن برای پیشبرد اهداف، دورنمای روشن وجوددارد یا خیر؟
@babaee_ehsan
غالباً جامعه ها از راه گرايش صددرصد به باطل، به گمراهى كشيده نمى شوند، بلكه از افراط در يك «حق» به فساد كشيده مى شوند.
(مجموعه آثار، ج23،ص113-114)
@babaee_ehsan
(مجموعه آثار، ج23،ص113-114)
@babaee_ehsan
🔴 بایسته ها
🔷 مسیر انحراف از افراط می گذرد.
✅ جزر و مد دريا را ديده ايد و يا حداقل شنيده ايد. دريا دائماً در حال جزر و مد است، گاهى از اين طرف و گاهى از آن طرف كشيده مى شود و دائماً خروشان است.
✅ روح انسان و به تبع آن، جامعه انسانى اين حالت جزر و مدى را كه در دريا هست داراست. روح انسان دائماً در حال جزر و مد است، از اين طرف و آن طرف كشيده مى شود. جامعه ها نيز گاهى به اين طرف و آن طرف كشيده مى شود...
✅ حتى «ارزش»هاى انسانى انسان هم همين طور است ؛ يعنى شما افرادى را مى بينيد كه واقعاً گرايششان گرايش انسانى است، اما گاهى در جهت يك گرايش از گرايش هاى انسانى «مَد» پيدا مى كنند و كشيده مى شوند به طورى كه همه ارزش هاى ديگر فراموش مى شود. اينها مثل همان آدمى مى شوند كه فقط گوش يا بينى يا دستش رشد كرده است.
✅ اين يك نكته اى است كه غالباً جامعه ها از راه گرايش صددرصد به باطل، به گمراهى كشيده نمى شوند، بلكه از افراط در يك حق به فساد كشيده مى شوند.
🔶(استاد مطهری،مجموعه آثار،ج23،ص113-114)
@babaee_ehsan
🔷 مسیر انحراف از افراط می گذرد.
✅ جزر و مد دريا را ديده ايد و يا حداقل شنيده ايد. دريا دائماً در حال جزر و مد است، گاهى از اين طرف و گاهى از آن طرف كشيده مى شود و دائماً خروشان است.
✅ روح انسان و به تبع آن، جامعه انسانى اين حالت جزر و مدى را كه در دريا هست داراست. روح انسان دائماً در حال جزر و مد است، از اين طرف و آن طرف كشيده مى شود. جامعه ها نيز گاهى به اين طرف و آن طرف كشيده مى شود...
✅ حتى «ارزش»هاى انسانى انسان هم همين طور است ؛ يعنى شما افرادى را مى بينيد كه واقعاً گرايششان گرايش انسانى است، اما گاهى در جهت يك گرايش از گرايش هاى انسانى «مَد» پيدا مى كنند و كشيده مى شوند به طورى كه همه ارزش هاى ديگر فراموش مى شود. اينها مثل همان آدمى مى شوند كه فقط گوش يا بينى يا دستش رشد كرده است.
✅ اين يك نكته اى است كه غالباً جامعه ها از راه گرايش صددرصد به باطل، به گمراهى كشيده نمى شوند، بلكه از افراط در يك حق به فساد كشيده مى شوند.
🔶(استاد مطهری،مجموعه آثار،ج23،ص113-114)
@babaee_ehsan
✳️ آسیب شناسی دو جریان سیاسی(5)
🔴 جریان اصولگرا
🔷 مسأله های اجتماعی، مغفول جریان اصولگرایی
✅ اگر با معیار محتوای قانون اساسی یا دیدگاه ها و دغدغه های مقام معظم رهبری، حساسیت های جریان اصولگرایی را ارزیابی کنیم، عدم جامعیت جریان اصولگرایی را برجسته می بینیم.
ذکر چند مثال می تواند راهگشا باشد.
✅ «غالب» تریبون داران اصولگرا، دغدغه ای به نام بسط آزادی های مشروع را به رسمیت نمی شناسند. اصولگرایان در خصوص اجرای اصل قانون اساسی درباره جرائم سیاسی یا برگزاری تجمعات سیاسی تعهدی بر دوش خود احساس نکردند. چندان دغدغه ای برای تحقق شفافیت اطلاعاتی نداشتند. همچنانکه نخواستند اشکالات موجود در قوانین انتخابات را ببینند. این سکوت و ندیدن و نخواستن البته ریشه های فکری و خاستگاه های عملی دارد.
✅ «غالب» تریبون داران اصولگرا، به موضوع آسیب های اجتماعی بی توجه هستند. امروز با گذشت 8 سال ریاست اصولگرایان بر قوه مجریه و سالهای طولانی تر بر مجلس، نمی توانند ادعا کنند فرصت کافی برای پرداختن به معضلاتی مانند حاشیه نشینی، اعتیاد، طلاق، کودکان کار، روسپیگری و افزایش شمار ترک تحصیل و افزایش میزان جرائم و بحران های محیط زیستی و بحران کمی آب ... نداشته اند. این بی توجهی ها هم اگر کالبد شکافی شود سر از کاستی ها و چالش هایی در زمینه نحوه مواجهه با دین، مردم و سیاست و علم در می آورد.
✅ بی توجهی های اصولگرایان به این سنخ مساله های اجتماعی، به نادرست انقلاب اسلامی و رهبری را درمعرض اتهام بی اعتنایی به معضلات قرارداده است.
✅ شاید یکی از دلایل عدم جامعیت اصولگرایان در حساسیت های اجتماعی را در بی اعتنایی آنان نسبت به اصول قانون اساسی ناظر به حقوق ملت و تکالیف دولت دانست.
✅ توجه این روزهای اصولگرایان به برخی مساله ها را هم نمی توان جدی گرفت، اصیل نیست و بیشتر از جنس عیبجویی از رقیب است. امید که همین حساسیت های کمرنگ این روزها ماندگار بماند.
@babaee_ehsan
🔴 جریان اصولگرا
🔷 مسأله های اجتماعی، مغفول جریان اصولگرایی
✅ اگر با معیار محتوای قانون اساسی یا دیدگاه ها و دغدغه های مقام معظم رهبری، حساسیت های جریان اصولگرایی را ارزیابی کنیم، عدم جامعیت جریان اصولگرایی را برجسته می بینیم.
ذکر چند مثال می تواند راهگشا باشد.
✅ «غالب» تریبون داران اصولگرا، دغدغه ای به نام بسط آزادی های مشروع را به رسمیت نمی شناسند. اصولگرایان در خصوص اجرای اصل قانون اساسی درباره جرائم سیاسی یا برگزاری تجمعات سیاسی تعهدی بر دوش خود احساس نکردند. چندان دغدغه ای برای تحقق شفافیت اطلاعاتی نداشتند. همچنانکه نخواستند اشکالات موجود در قوانین انتخابات را ببینند. این سکوت و ندیدن و نخواستن البته ریشه های فکری و خاستگاه های عملی دارد.
✅ «غالب» تریبون داران اصولگرا، به موضوع آسیب های اجتماعی بی توجه هستند. امروز با گذشت 8 سال ریاست اصولگرایان بر قوه مجریه و سالهای طولانی تر بر مجلس، نمی توانند ادعا کنند فرصت کافی برای پرداختن به معضلاتی مانند حاشیه نشینی، اعتیاد، طلاق، کودکان کار، روسپیگری و افزایش شمار ترک تحصیل و افزایش میزان جرائم و بحران های محیط زیستی و بحران کمی آب ... نداشته اند. این بی توجهی ها هم اگر کالبد شکافی شود سر از کاستی ها و چالش هایی در زمینه نحوه مواجهه با دین، مردم و سیاست و علم در می آورد.
✅ بی توجهی های اصولگرایان به این سنخ مساله های اجتماعی، به نادرست انقلاب اسلامی و رهبری را درمعرض اتهام بی اعتنایی به معضلات قرارداده است.
✅ شاید یکی از دلایل عدم جامعیت اصولگرایان در حساسیت های اجتماعی را در بی اعتنایی آنان نسبت به اصول قانون اساسی ناظر به حقوق ملت و تکالیف دولت دانست.
✅ توجه این روزهای اصولگرایان به برخی مساله ها را هم نمی توان جدی گرفت، اصیل نیست و بیشتر از جنس عیبجویی از رقیب است. امید که همین حساسیت های کمرنگ این روزها ماندگار بماند.
@babaee_ehsan
🔴 یادداشت
🔷 اتفاقی مبارک در حوزه علمیه قم
✅ چهارشنبه، چهارم اسفند، در قم در مرکز فقهی ائمه اطهار، مراسم رونمایی از کتاب «مجموعه مقالات همایش ملی فقه هنر» برگزار شد. اتفاق مبارکی که با اشراف آیت الله ابوالقاسم علیدوست رقم خورد.
✅ توجه جدی به نسبت فقه و هنر، هر چند دیر هنگام، اما می تواند نویدبخش تلاش های جدی برای ابهام زدایی از رویکرد فقه به شاخه های مختلف هنر باشد.
✅ اهتمام حوزه های علمیه به هنر برای فعالان عرصه های هنری نیز می تواند آرامش بخش باشد. فقه از جنس ضابطه است. از جمله درخواست های جامعه هنری این است که در مواجهه با فعالیت ها و محصولات هنری ضابطه حاکم باشد نه سلیقه های شخصی که از پشتوانه های فقهی نیز برخوردار نیست.
✅ حاکمیت ضابطه بر هنر این حسن را نیز به همراه دارد که جواز و قلمرو و محدودیت های فعالیت های هنری را قابل پیش بینی می کند؛ هم هنر مند تکلیف خود را خواهد شناخت و هم مسوولان و هم مردم.
✅ اهتمام حوزه های علمیه به مقوله هنر این فایده را هم به دنبال دارد که به شاخه های مختلف هنری در جامعه دینی مشروعیت می بخشد. و فاصله متدینین را از هنر کم می کند و بسیاری از سوء تفاهم ها را نیز بر طرف می سازد.
✅ این اتفاق فقهی – هنری را باید دید، باید تبریک گفت.
@babaee_ehsan
🔷 اتفاقی مبارک در حوزه علمیه قم
✅ چهارشنبه، چهارم اسفند، در قم در مرکز فقهی ائمه اطهار، مراسم رونمایی از کتاب «مجموعه مقالات همایش ملی فقه هنر» برگزار شد. اتفاق مبارکی که با اشراف آیت الله ابوالقاسم علیدوست رقم خورد.
✅ توجه جدی به نسبت فقه و هنر، هر چند دیر هنگام، اما می تواند نویدبخش تلاش های جدی برای ابهام زدایی از رویکرد فقه به شاخه های مختلف هنر باشد.
✅ اهتمام حوزه های علمیه به هنر برای فعالان عرصه های هنری نیز می تواند آرامش بخش باشد. فقه از جنس ضابطه است. از جمله درخواست های جامعه هنری این است که در مواجهه با فعالیت ها و محصولات هنری ضابطه حاکم باشد نه سلیقه های شخصی که از پشتوانه های فقهی نیز برخوردار نیست.
✅ حاکمیت ضابطه بر هنر این حسن را نیز به همراه دارد که جواز و قلمرو و محدودیت های فعالیت های هنری را قابل پیش بینی می کند؛ هم هنر مند تکلیف خود را خواهد شناخت و هم مسوولان و هم مردم.
✅ اهتمام حوزه های علمیه به مقوله هنر این فایده را هم به دنبال دارد که به شاخه های مختلف هنری در جامعه دینی مشروعیت می بخشد. و فاصله متدینین را از هنر کم می کند و بسیاری از سوء تفاهم ها را نیز بر طرف می سازد.
✅ این اتفاق فقهی – هنری را باید دید، باید تبریک گفت.
@babaee_ehsan