كرم خاكي جانوري است با بدن استوانه أي كه انتهاي آن باريك تر مي شود سطح شكمي نسبتاً مسطح و كم رنگ تر است . در صورتي كه سطح پشتي تيره تر بوده اين جانور فاقد يك سر مشخص و قطعات بدن در گونه هاي مختلف متفاوت است . هر قطعه از يك بند و هر دو بند به وسيله شيار عرضي از يكديگر مجزا مي گردند
اندازه :
كرمهاي خاكي از لحاظ طولي دامنه وسيعي را در برمي گيرند
دهان در بند اول قرار ميگيرد و داراي ساختمان گوشتي بوده و فاقد هرگونه زائيده سفت و محكم است .دهان در كرمهاي خاكي چهار فرم متفاوت بوده كه هر يك داراي نام ويژه أي مي باشد مخرج نيز در انتهاي بدن واقع گرديده است .
رنگ
رنگ كرمهاي خاكي تا حدود زيادي بستگي به وجود يا عدم وجود دانه هاي رنگي دانه أي شكل و يا سلولهاي رنگي دارد . كه در لايه ماهيچه أي زير كوتيكول وجود دارند . كرمهاي رنگي نظير لومبريكوس ترستريس معمولاً قرمز قهوه اي ويا تركيبي از آن و حتي گاهي متمايل به سبز . اين رنگ تا حدودي به دليل وجود مايعات زرد رنگ در حفره عمومي يا سلولهاي سبز كلراكوژن نزديك سطح بدن است . نظير آلوبوفورا كلروتيكا Alloobofora chlourjicaكه سبز رنگ و داراي كمربند تناسلي قرمز رنگ است . سطح شكمي كرمها نسبت به سطح پشتي آنها داراي رنگ روشن تري است . اگر چه در برخي مواقع دانه هاي رنگي در بدن كرمها كاملاً پخش نبوده بلكه بصورت نوارهاي تيره رنگي در روي بندها هستند و فاصله بين بندها در بدن بصورت روشن تري مشاهده مي شود نظير بندهاي بدن (Eisenia foetida ).
دسته أي از كرمهاي خاكي بيرنگ و يا كمرنگ هستند ولي بدليل هموگلوبين خون آنها كه در مويرگهاي سطحي جريان دارد و نيز شفاف بودن غشاء بدن ، اغلب صورتي و يا متمايل به رنگ قرمز بنظر مي رسند . در صورتي كه ديواره بدن مات باشد كرمها بيرنگ متمايل به سفيدند .
رنگ كرمهاي خاكي بر حسب نوع محيط زيست و عمق خاك نيز متفاوت است . مثلاً كرمهاي سطح الارض خاك از كرمهاي تحت الارض رنگي ترند . و يا آنهايي كه در بقاياي گياهان زندگي مي كنند قرمز تر از ساير گونه ها هستند . و نيز گونه هايي كه در زير سطح خاك بسر برده اند و از مواد معدني تغذيه مي كنند خاكستري رنگ و يا خاكستري مايل به آبي است و رنگ گونه هاي نسبتاً خشك اغلب تيره تر از كرمهاي مناطق مرطوب است .
گونه هاي داراي رنگ قرمز نظير لومبريكوس وايزينيا و اندروبنيا در سطح خاك زندگي مي كنند . در حاليكه انواع بيرنگ در لايه هاي عميق تر بسر مي برند . به عقيده گيلبرت ( 1931) مواد رنگي كرمهاي خاكي را در مقابل آسيب هاي نور خورشيد حفاظت مي كند .
ساختمان داخلي
بدن كرم خاكي از دو لوله داخل هم تشكيل شده كه لوله خارجي ديواره بدن و لوله داخلي حفره گوارشي است . فضاي ميان اين دو لوله حفره عمومي بدن را تشكيل مي دهد ، كه داراي پرده أي بنام سپتا ( Septa ) است . كه از جنس بافت پيوندي است . و به محفظه هايي بخش مي گردد و ميان اين حلقه ها ي 1و 2 سپتا وجود ندارد و درون حفره عمومي مايه أي بنام صفاتي يا سلوميك وجود دارد كه در آن سلولهاي آميبوسيت شناورند . مايع صفاتي برنگ سفيد شيري است ك گاهي بدليل فراواني سلولهاي حاوي مواد چربي برنگ زرد در مي آيد . نظير گونه دندرو بينا -(Dendrobena) كه سلولهاي محتوي قطرات روغن دار د . در گونه ايزونيا فوتيدا (E. foetida
اين مايع بوي سير مي دهد . غلظت اين مايع در گونه هاي مختلف كرم خاكي متفاوت است و بستگي به رطوبت و شرايط منطقه أي دارد . كه كرمها در آن زندگي مي كنند . در كرم خاكي شرايط آب و هوايي خشك اين مايع غليظ تر از آنهايي است كه در شرايط مرطوب زندگي مي كند
اندازه :
كرمهاي خاكي از لحاظ طولي دامنه وسيعي را در برمي گيرند
دهان در بند اول قرار ميگيرد و داراي ساختمان گوشتي بوده و فاقد هرگونه زائيده سفت و محكم است .دهان در كرمهاي خاكي چهار فرم متفاوت بوده كه هر يك داراي نام ويژه أي مي باشد مخرج نيز در انتهاي بدن واقع گرديده است .
رنگ
رنگ كرمهاي خاكي تا حدود زيادي بستگي به وجود يا عدم وجود دانه هاي رنگي دانه أي شكل و يا سلولهاي رنگي دارد . كه در لايه ماهيچه أي زير كوتيكول وجود دارند . كرمهاي رنگي نظير لومبريكوس ترستريس معمولاً قرمز قهوه اي ويا تركيبي از آن و حتي گاهي متمايل به سبز . اين رنگ تا حدودي به دليل وجود مايعات زرد رنگ در حفره عمومي يا سلولهاي سبز كلراكوژن نزديك سطح بدن است . نظير آلوبوفورا كلروتيكا Alloobofora chlourjicaكه سبز رنگ و داراي كمربند تناسلي قرمز رنگ است . سطح شكمي كرمها نسبت به سطح پشتي آنها داراي رنگ روشن تري است . اگر چه در برخي مواقع دانه هاي رنگي در بدن كرمها كاملاً پخش نبوده بلكه بصورت نوارهاي تيره رنگي در روي بندها هستند و فاصله بين بندها در بدن بصورت روشن تري مشاهده مي شود نظير بندهاي بدن (Eisenia foetida ).
دسته أي از كرمهاي خاكي بيرنگ و يا كمرنگ هستند ولي بدليل هموگلوبين خون آنها كه در مويرگهاي سطحي جريان دارد و نيز شفاف بودن غشاء بدن ، اغلب صورتي و يا متمايل به رنگ قرمز بنظر مي رسند . در صورتي كه ديواره بدن مات باشد كرمها بيرنگ متمايل به سفيدند .
رنگ كرمهاي خاكي بر حسب نوع محيط زيست و عمق خاك نيز متفاوت است . مثلاً كرمهاي سطح الارض خاك از كرمهاي تحت الارض رنگي ترند . و يا آنهايي كه در بقاياي گياهان زندگي مي كنند قرمز تر از ساير گونه ها هستند . و نيز گونه هايي كه در زير سطح خاك بسر برده اند و از مواد معدني تغذيه مي كنند خاكستري رنگ و يا خاكستري مايل به آبي است و رنگ گونه هاي نسبتاً خشك اغلب تيره تر از كرمهاي مناطق مرطوب است .
گونه هاي داراي رنگ قرمز نظير لومبريكوس وايزينيا و اندروبنيا در سطح خاك زندگي مي كنند . در حاليكه انواع بيرنگ در لايه هاي عميق تر بسر مي برند . به عقيده گيلبرت ( 1931) مواد رنگي كرمهاي خاكي را در مقابل آسيب هاي نور خورشيد حفاظت مي كند .
ساختمان داخلي
بدن كرم خاكي از دو لوله داخل هم تشكيل شده كه لوله خارجي ديواره بدن و لوله داخلي حفره گوارشي است . فضاي ميان اين دو لوله حفره عمومي بدن را تشكيل مي دهد ، كه داراي پرده أي بنام سپتا ( Septa ) است . كه از جنس بافت پيوندي است . و به محفظه هايي بخش مي گردد و ميان اين حلقه ها ي 1و 2 سپتا وجود ندارد و درون حفره عمومي مايه أي بنام صفاتي يا سلوميك وجود دارد كه در آن سلولهاي آميبوسيت شناورند . مايع صفاتي برنگ سفيد شيري است ك گاهي بدليل فراواني سلولهاي حاوي مواد چربي برنگ زرد در مي آيد . نظير گونه دندرو بينا -(Dendrobena) كه سلولهاي محتوي قطرات روغن دار د . در گونه ايزونيا فوتيدا (E. foetida
اين مايع بوي سير مي دهد . غلظت اين مايع در گونه هاي مختلف كرم خاكي متفاوت است و بستگي به رطوبت و شرايط منطقه أي دارد . كه كرمها در آن زندگي مي كنند . در كرم خاكي شرايط آب و هوايي خشك اين مايع غليظ تر از آنهايي است كه در شرايط مرطوب زندگي مي كند
soalate ziste dovom, gozine 2 -@azonline - 17 oribihesht 95.pdf
888.9 KB
سئوالات آزمون زیست دوم گزینه 2 - 17 اردیبیهشت
soalate ziste sevom gozine 2 -@azonline - 17 ordibihesht.pdf
433 KB
سئوالات آزمون زیست سوم گزینه 2 - 17 اردیبیهشت
soalate ziste charom gozine 2 -@azonline - 17 oribihesht.pdf
500.6 KB
سئوالات آزمون زیست داوطلبان کنکور گزینه 2 - 17 اردیبیهشت
دوستان عزیز در صورت استفاده از مطالب این کانال در کانال یا گروه های دیگر لطفا آن را فوروارد نمایند.
چشم های مرکب :
چشم مرکب در سخت پوستان و حشرات وجود دارد . سطح خارجی هر چشم مرکب ، همانند یک الماس ، دارای سطوح فراوانی است . هرسطح در حقیقت قرنیه محدب یکی از واحدهای بینایی چشم مرکب است که اوماتیدی نام دارد . تعداد اوماتیدی های تشکیل دهنده هر چشم مرکب ، بسته به گونه جانور متفاوت است . برای مثال ، چشم مرکب برخی از سخت پوستان فقط 20 اوماتیدی دارد ، در حالی که چشم سنجاقک دارای بیش از 28000اوماتیدی است .
بخش های نوری هر اوماتیدی شامل یک عدسی محدب الطرفین و یک مخروط کریستالی (crystalline cone ) است . این ساختارها نور را بر روی سلول های گیرنده نوری که سلول های شبکیه ای (Retinular cells ) نامیده می شوند ، متمرکز می کنند . غشای این سلولها نسبت به نور حساس بوده و متشکل از ریز پرزهای حاوی ردوپسین ( رنگیزه نوری موجود در سلولهای گیرنده نوری است که پس از برخورد نور ، تغییر کرده و منجر به ایجاد پیام عصبی می شود ) است . غشای سلولهای شبکیه ای مجاور هم ، ممکن است به یکدیگر جوش خورده و اندام میله مانندی را به نام رابدوم (Rhabdome ) تشکیل دهند که نسبت به نور حساس است .
چشم های مرکب نمی توانند شکل اشیا را به خوبی تشخیص دهند . اگر چه سیستم عدسی هر اوماتیدی می تواند تصویر کوچک و معکوسی را تشکیل دهد ، اما شواهد اندکی نشان می دهند که جانور آن ها را به صورت تصویر تشخیص می دهد . در عین حال ، همه اوماتیدی ها با هم ، یک تصویر مرکب یا موزائیکی را پدید می آورند . هر اوماتیدی با جمع آوری نور از بخش کوچکی از میدان دید جانور ، در حقیقت میانگین نوری را که به آن بخش برخورد می کند جمع آوری می نماید . کنار هم قرار گرفتن این نقاط ، یک تصویر موزائیک مانند را بوجود می آورد .
چشم مرکب در سخت پوستان و حشرات وجود دارد . سطح خارجی هر چشم مرکب ، همانند یک الماس ، دارای سطوح فراوانی است . هرسطح در حقیقت قرنیه محدب یکی از واحدهای بینایی چشم مرکب است که اوماتیدی نام دارد . تعداد اوماتیدی های تشکیل دهنده هر چشم مرکب ، بسته به گونه جانور متفاوت است . برای مثال ، چشم مرکب برخی از سخت پوستان فقط 20 اوماتیدی دارد ، در حالی که چشم سنجاقک دارای بیش از 28000اوماتیدی است .
بخش های نوری هر اوماتیدی شامل یک عدسی محدب الطرفین و یک مخروط کریستالی (crystalline cone ) است . این ساختارها نور را بر روی سلول های گیرنده نوری که سلول های شبکیه ای (Retinular cells ) نامیده می شوند ، متمرکز می کنند . غشای این سلولها نسبت به نور حساس بوده و متشکل از ریز پرزهای حاوی ردوپسین ( رنگیزه نوری موجود در سلولهای گیرنده نوری است که پس از برخورد نور ، تغییر کرده و منجر به ایجاد پیام عصبی می شود ) است . غشای سلولهای شبکیه ای مجاور هم ، ممکن است به یکدیگر جوش خورده و اندام میله مانندی را به نام رابدوم (Rhabdome ) تشکیل دهند که نسبت به نور حساس است .
چشم های مرکب نمی توانند شکل اشیا را به خوبی تشخیص دهند . اگر چه سیستم عدسی هر اوماتیدی می تواند تصویر کوچک و معکوسی را تشکیل دهد ، اما شواهد اندکی نشان می دهند که جانور آن ها را به صورت تصویر تشخیص می دهد . در عین حال ، همه اوماتیدی ها با هم ، یک تصویر مرکب یا موزائیکی را پدید می آورند . هر اوماتیدی با جمع آوری نور از بخش کوچکی از میدان دید جانور ، در حقیقت میانگین نوری را که به آن بخش برخورد می کند جمع آوری می نماید . کنار هم قرار گرفتن این نقاط ، یک تصویر موزائیک مانند را بوجود می آورد .
چشم بندپایان معمولا با شدت های مختلف نور تطابق می یابد . پوششی از سلول های رنگدانه دار ، هر اوماتیدی را در بر می گیرد . این رنگدانه های محافظ ، هم در سلول هایی که سلول های عنبیه ای خوانده می شوند و هم در سلول های شبکیه ای وجود دارند. در حشرات شب پرواز و حشراتی که در نور کم پرواز می کنند و بسیاری از سخت پوستان ، رنگدانه ها می توانند در طول یک سلول به سمت راس یا قاعده آن حرکت کنند . هنگامی که رنگدانه ها در راس سلول پخش شوند ، هر اوماتیدی از سلول مجاور خود به وسیله پوششی از رنگدانه ، جدا شده وفقط پرتوهای نوری که مستقیما از محور نوری ان وارد شوند ، قادر به تحریک سلول های گیرنده خواهند بود . در حالی که اگر رنگدانه ها در قاعده سلول تجمع یابند ، پرتوهای نوری وارد شده به چشم می توانند از چندین اوماتیدی گذشته و واحد های شبکیه ای متعددی را تحریک کنند . در نتیجه در نور کم ، حساسیت چشم ها افزایش می یابد و در نور شدید ، از صدمه دیدن چشم ها جلوگیری می شود . جابجایی رنگدانه ها در حشرات ، توسط اعصاب و در سخت پوستان توسط هورمون ها کنترل می شود . در برخی از جانداران نیز این حرکات به صورت ریتم روزانه تنظیم می شوند .
هرچند چشم مرکب فقط می تواند تصاویر مبهمی از اشیاء فراهم کند ، اما در عوض قادر است نوسانات دارای فرکانس بالا را تشخیص دهد . مگس ها می توانند تا 265تصویر در ثانیه را از یکدیگر تفکیک نمایند ، در حالی که چشم انسان می تواند فقط 45تا53 تصویر در ثانیه رااز هم تفکیک کند . نورهای نوسانی با فرکانس بالاتر از این حد ، توسط چشم انسان ، به یکدیگر پیوسته وبه صورت نور پیوسته و واحدی دیده می شوند . لذا ما نور ساطع شده از لامپ های معمولی را نوری ثابت و مداوم می بینیم و حرکات تصاویر سینما نیز یکنواخت و پیوسته به نظر می رسند . در حالی که برای یک حشره ، نور لامپ ها و تصاویر سینما به طور بسیار مشخص و فاحشی منقطع هستند . به این ترتیب حشرات می توانند کوچک ترین حرکت شکار یا دشمن خود را به سرعت تشخیص دهند . چشم مرکب یکی از مهمترین سازش های بندپایان با شیوه زندگی خاص آن هاست . چشم های مرکب از نقطه نظر دیگری نیز باچشم های ما تفاوت دارند . این نوع چشم ها طول موج های قرمز تا فرا بنفش را به خوبی تشخیص می دهند . به این ترتیب یک حشره می تواند نور فرابنفش را به خوبی ببیند و رنگ های دنیای یک حشره با دنیای ما تفاوت زیادی خواهند داشت . از آنجایی که گل ها ، نور فرابنفش را به مقادیر متفاوت منعکس می کنند ، گل هایی که از نظر ما همگی یک رنگ هستند ، از نظر یک حشره کاملا با یکدیگر تفاوت خواهند داشت .
gardesh mavad fasle 4 ziste dahom.pdf
4 MB
دستگاه گردش مواد فصل 4 زیست دهم
dastgahe govaresh fasle 2 zist dahom.pdf
2.8 MB
فصل 2 زیست دهم دستگاه گوارش