امشب یه شهامتی به خرج دادم! تو اوج اورثینکهای قبل خواب، رفتم آهنگی رو که هرموقع پلی میشد زود ردش میکردم تا تو خاطراتت غرق نشم رو، خودم از قصد پلی کردم و تا ثانیه آخر بهش گوش دادم.. چون فکر میکردم به قدری قوی شدم که یادت افتادن نابودم نکنه. به بقیه چیزی نگفتم، توام نگو، ولی اشکام بهم ثابت کردن هنوز اونقدر قوی نشدم.
"icesun.."
"icesun.."
هرچقدر فکر کردم نتونستم فقط یه جمله از حرفای امشب بابام پیدا کنم برای اینجا نوشتن! باید جمله جملهشو نوشت از بس که همهش حق بود و مهربونی ازش میبارید.. واقعا امشب فهمیدم بابام یه فرشتهس، فقط همین.
Forwarded from امیرحسین_گفت
وقتی تصمیم به عشق گرفتن از کسی
میگیری، داری گذشتهاش را هم انتخاب میکنی...
میگیری، داری گذشتهاش را هم انتخاب میکنی...