ازدواج هایِ دیروز " دیگر خواهی " بود،
ازدواج هایِ امروز " خودخواهی " ...
دیروز میخواستیم کسی را خوشبخت کنیم
امروز فقط میخواهیم خوشبختمان کنند ...
@ay2calack
...........
خدایا ؛ من ... دلم دیروز می خواهد ؛
صمیمیت , فداکاری, فضای انس می خواهد
اگرمقدور اینها نیست در اینجا
کمی بی پرده میگویم ؛ دلم پرواز میخواهد ...
👉 @ay2calack 👈
ازدواج هایِ امروز " خودخواهی " ...
دیروز میخواستیم کسی را خوشبخت کنیم
امروز فقط میخواهیم خوشبختمان کنند ...
@ay2calack
...........
خدایا ؛ من ... دلم دیروز می خواهد ؛
صمیمیت , فداکاری, فضای انس می خواهد
اگرمقدور اینها نیست در اینجا
کمی بی پرده میگویم ؛ دلم پرواز میخواهد ...
👉 @ay2calack 👈
ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ 💕
جمعه را ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ :💕
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮔﻮﺷﻪ ﭼﺸﻤﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﺗﺎ
ﻫﺮ ﺭﻧﺠﯽ ﺑﻪ ﺭﺣﻤﺖ ..💕
ﻫﺮ ﻏﺼﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺷﺎﺩﯼ ..💕
ﻫﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ..💕
ﻫﺮ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﺳﺎﯾﺶ ﻭﺍﺳﺎﻧﯽ ..💕
ﻫﺮ ﻓﺮﺍﻗﯽ ﺑﻪ ﻭﺻﻞ ..💕
ﻫﺮ ﻗﻬﺮﯼ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﯽ ..💕
ﻫﺮ ﺯﺷﺘﯽ ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ..💕
ﻫﺮ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺑﻪ ﻧﻮﺭ ..💕
ﻫﺮ ﻧﺎﻣﻤﮑﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻌﺠﺰﻩ ..💕
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﻭ ﻫﺴﺘﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍ .💕
.ﺍﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ
ﻏﺮﻕ ﻣﺤﺒﺖ ﻭﻧﮕﺎﻩ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﮔﺮﺕ
بفرما 💕
.. ﺁﻣﯿﻦ ﯾﺎ ﺭﺏ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ 💕
@ay2calack
جمعه را ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ :💕
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮔﻮﺷﻪ ﭼﺸﻤﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﺗﺎ
ﻫﺮ ﺭﻧﺠﯽ ﺑﻪ ﺭﺣﻤﺖ ..💕
ﻫﺮ ﻏﺼﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺷﺎﺩﯼ ..💕
ﻫﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ..💕
ﻫﺮ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﺳﺎﯾﺶ ﻭﺍﺳﺎﻧﯽ ..💕
ﻫﺮ ﻓﺮﺍﻗﯽ ﺑﻪ ﻭﺻﻞ ..💕
ﻫﺮ ﻗﻬﺮﯼ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﯽ ..💕
ﻫﺮ ﺯﺷﺘﯽ ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ..💕
ﻫﺮ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺑﻪ ﻧﻮﺭ ..💕
ﻫﺮ ﻧﺎﻣﻤﮑﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻌﺠﺰﻩ ..💕
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﻭ ﻫﺴﺘﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍ .💕
.ﺍﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ
ﻏﺮﻕ ﻣﺤﺒﺖ ﻭﻧﮕﺎﻩ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﮔﺮﺕ
بفرما 💕
.. ﺁﻣﯿﻦ ﯾﺎ ﺭﺏ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ 💕
@ay2calack
دعا میکنم آرزوهاتون ب واقعیت تبدیل شه...با تلاش خودتون... @ay2calack
قبل ترها،همدیگر را میدیدم
بعد تلفن آمد...
دستها همدیگر را گم کردند.
بغل ها هم همینطور.
همه چیز شد صدا،
اما صدا را هنوز میشنیدیم...
حتی صدای نفس مزاحم هایی که فقط فوت میکردند...
بعدتر،اس ام اس آمد.
صدا رفت.
همه چیز شد نوشتن.
ما مینوشتیم...
بوسه را مینوشتیم
بغل را مینوشتیم
گاهی هم،همدیگر را "نفس" خطاب میکردیم.
یعنی حتی نفس را هم مینوشتیم...
مدتی بعد،صورتک ها آمدند.
دیگر کمتر مینوشتیم.
بجایش،یک صورت کج و معوج برای هم میفرستادیم که مثلا یک بوسه فرستاده بود یا هر چیزی...
چندوقت پیش هم،یکی آدرس کانالش را برایم فرستاد
تا پیام را خواندم،آمدم چیزکی بنویسم برایش.
زیر صفحه را گشتم،دیدم نمیشود.
یعنی دیگر حتی نمیشد نوشت!!
ما دست و نفس و بوسه و بغل را قبلا کشتیم.
ولی کلمه...
من نمیخواهم کلمه را از دست بدهم.
این آخرین دارایی است..
@ay2calack
بعد تلفن آمد...
دستها همدیگر را گم کردند.
بغل ها هم همینطور.
همه چیز شد صدا،
اما صدا را هنوز میشنیدیم...
حتی صدای نفس مزاحم هایی که فقط فوت میکردند...
بعدتر،اس ام اس آمد.
صدا رفت.
همه چیز شد نوشتن.
ما مینوشتیم...
بوسه را مینوشتیم
بغل را مینوشتیم
گاهی هم،همدیگر را "نفس" خطاب میکردیم.
یعنی حتی نفس را هم مینوشتیم...
مدتی بعد،صورتک ها آمدند.
دیگر کمتر مینوشتیم.
بجایش،یک صورت کج و معوج برای هم میفرستادیم که مثلا یک بوسه فرستاده بود یا هر چیزی...
چندوقت پیش هم،یکی آدرس کانالش را برایم فرستاد
تا پیام را خواندم،آمدم چیزکی بنویسم برایش.
زیر صفحه را گشتم،دیدم نمیشود.
یعنی دیگر حتی نمیشد نوشت!!
ما دست و نفس و بوسه و بغل را قبلا کشتیم.
ولی کلمه...
من نمیخواهم کلمه را از دست بدهم.
این آخرین دارایی است..
@ay2calack
سلام و عرض ارادت... صبح قشنگتون بخیر... با آرزوی روزی شاد برای شما... @ay2calack
همه برایم دست تکان دادند . . .
اما کم بودند دستانی که تکانم دادند !!
دوست و دست بسیار است ،
ولی " دست دوست " اندک ... @ay2calack
اما کم بودند دستانی که تکانم دادند !!
دوست و دست بسیار است ،
ولی " دست دوست " اندک ... @ay2calack
دوست داشتن بار سنگینی است...
کسی بر دوش میگیرد ک یک دنیا وفادار است...
به کانال ما بپیوندید..
@ay2calack 👈✌
کسی بر دوش میگیرد ک یک دنیا وفادار است...
به کانال ما بپیوندید..
@ay2calack 👈✌
خدا بیدار است ... نگرانیهایت رو ب او بسپار و آسوده بخواب... شب خوش با یاد خدای بزرگ... @ay2calack
پشت زیباترین لبخند
بیشترین رازها نهفته است...زیباترین چشم:بیشترین اشکها را ریخته است
مهربانترین قلب:بیشترین دردهارا کشیده است... @ay2calack
بیشترین رازها نهفته است...زیباترین چشم:بیشترین اشکها را ریخته است
مهربانترین قلب:بیشترین دردهارا کشیده است... @ay2calack
مردی داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت: اگر یک قدم دیگه جلو بروی کشته می شوی..
مرد ایستاد و در همان لحظه آجری از بالا افتاد جلوی پایش.
مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرش را نگاه کرد اما کسی را ندید.
بهر حال نجات پیدا کرده بود.
به راهش ادامه داد.
به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشود باز همان صدا گفت : بایست
مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعتی عجیب از کنارش رد شد.
بازهم نجات پیدا کرده بود.
مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم .
مرد فکری کرد و گفت :
اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم کدام گوری بودی؟؟؟؟؟؟
@ay2calack
مرد ایستاد و در همان لحظه آجری از بالا افتاد جلوی پایش.
مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرش را نگاه کرد اما کسی را ندید.
بهر حال نجات پیدا کرده بود.
به راهش ادامه داد.
به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشود باز همان صدا گفت : بایست
مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعتی عجیب از کنارش رد شد.
بازهم نجات پیدا کرده بود.
مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم .
مرد فکری کرد و گفت :
اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم کدام گوری بودی؟؟؟؟؟؟
@ay2calack
زندگی موسیقی گنجشک هاست
زندگی باغ تماشای خداست...
زندگی یعنی همین پروازها،
صبح ها،
لبخندها،
آوازها...
سلام صبح بخیر.. @ay2calack
زندگی باغ تماشای خداست...
زندگی یعنی همین پروازها،
صبح ها،
لبخندها،
آوازها...
سلام صبح بخیر.. @ay2calack