Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺️ اولین سفر نماینده سابق در کسوت معاون رئیسجمهور به اشنویه و ۲ نکته مهم
▫️انتظار این است زین پس که همراهی و هماهنگی بیشتری بین فرماندار و معاون رئیس جمهور در امور مناطق محروم و نماینده معین در سطح شهرستان اشنویه وجود دارد شاهد اجرای عملی وعدههای داده شده مسئولان انتخابی و انتصابی این منطقه در ۱۰ سال گذشته باشیم چرا که دیگر بهانهای برای عملی نکردن قولهای داده شده به مردم صبور و بزرگوار این شهرستان باقی نمیماند.
▫️نکته دوم هم فقدان رویکرد و ارادهای برای مدیرپروری و کادرسازی از نیروهای موجود بومی اشنویه در حوزه فرمانداری و بخشداریهای این شهرستان است که متاسفانه اخبار خوبی از تغیرات مدیریتی آن به گوش نمیرسد و احتمالا تعداد مدیران غیربومی فرمانداری بهشکل معناداری افزایش یافته و معدود کارشناسان بومی همچنان پشت خط خواهند ماند!
💥اصلاحیه: با پوزش از مخاطبان عزیز، رقم درست اعتبار وعده داده شده معاون رئیس جمهور برای تکمیل تصفیهخانه فاضلاب اشنویه ۱۰۰ میلیارد تومان است که بدلیل انتشار رقم ۱۰ میلیارد تومان از سوی خبرگزاری مهر، به اشتباه در ویدئو ۱۰ میلیارد ذکر شده و اصلاح میشود.
@avinpress
▫️انتظار این است زین پس که همراهی و هماهنگی بیشتری بین فرماندار و معاون رئیس جمهور در امور مناطق محروم و نماینده معین در سطح شهرستان اشنویه وجود دارد شاهد اجرای عملی وعدههای داده شده مسئولان انتخابی و انتصابی این منطقه در ۱۰ سال گذشته باشیم چرا که دیگر بهانهای برای عملی نکردن قولهای داده شده به مردم صبور و بزرگوار این شهرستان باقی نمیماند.
▫️نکته دوم هم فقدان رویکرد و ارادهای برای مدیرپروری و کادرسازی از نیروهای موجود بومی اشنویه در حوزه فرمانداری و بخشداریهای این شهرستان است که متاسفانه اخبار خوبی از تغیرات مدیریتی آن به گوش نمیرسد و احتمالا تعداد مدیران غیربومی فرمانداری بهشکل معناداری افزایش یافته و معدود کارشناسان بومی همچنان پشت خط خواهند ماند!
💥اصلاحیه: با پوزش از مخاطبان عزیز، رقم درست اعتبار وعده داده شده معاون رئیس جمهور برای تکمیل تصفیهخانه فاضلاب اشنویه ۱۰۰ میلیارد تومان است که بدلیل انتشار رقم ۱۰ میلیارد تومان از سوی خبرگزاری مهر، به اشتباه در ویدئو ۱۰ میلیارد ذکر شده و اصلاح میشود.
@avinpress
👍11❤1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺مرگِ یک راوی شجاع؛
قدیمیترین روزنامهنگار اشنویه زندگی را وداع گفت
▫️با اندوهی عمیق، باخبر شدیم که مشعل فروزان عرصه خبر و اطلاعرسانی اشنویه خاموش شد. حاج احمد حمیدی، پیشکسوتترین روزنامهنگار و صدای گویای مردم رنجدیده این دیار، ساعاتی پیش دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت.
این چهره ماندگار، نمادی از استقلال عمل و تعهد بود. وی در فاصله سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۵۷، بهعنوان خبرنگار روزنامههای «اطلاعات» و «پست تهران»، قلم خود را نه در خدمت قدرت، بلکه در خدمت مطالبات بحق مردم منطقه محروم اشنویه به کار گرفت. در دورانی که خفقانِ پهلوی سایهای سنگین بر مطبوعات افکنده بود، مرحوم حمیدی با شجاعتی مثالزدنی، زبانِ گویای محرومیتهای منطقه شد.
او تنها یک راوی نبود؛ بلکه یک مطالبهگر جسور بود. دهها مقاله انتقادی و گزارشهای صریح او از کمبودهای منطقه، بارها خشم دستگاههای امنیتی پهلوی را برانگیخت و منجر به بازجویی و آزار او شد، اما این فشارها هرگز نتوانست جوهرِ حقیقتگویی را در قلم او خشک کند.
▫️این ضایعه را به خانواده ارجمند ایشان، جامعه رسانهای منطقه و همه مطالبهگران مستقل تسلیت عرض میکنم.
@avinpress
قدیمیترین روزنامهنگار اشنویه زندگی را وداع گفت
▫️با اندوهی عمیق، باخبر شدیم که مشعل فروزان عرصه خبر و اطلاعرسانی اشنویه خاموش شد. حاج احمد حمیدی، پیشکسوتترین روزنامهنگار و صدای گویای مردم رنجدیده این دیار، ساعاتی پیش دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت.
این چهره ماندگار، نمادی از استقلال عمل و تعهد بود. وی در فاصله سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۵۷، بهعنوان خبرنگار روزنامههای «اطلاعات» و «پست تهران»، قلم خود را نه در خدمت قدرت، بلکه در خدمت مطالبات بحق مردم منطقه محروم اشنویه به کار گرفت. در دورانی که خفقانِ پهلوی سایهای سنگین بر مطبوعات افکنده بود، مرحوم حمیدی با شجاعتی مثالزدنی، زبانِ گویای محرومیتهای منطقه شد.
او تنها یک راوی نبود؛ بلکه یک مطالبهگر جسور بود. دهها مقاله انتقادی و گزارشهای صریح او از کمبودهای منطقه، بارها خشم دستگاههای امنیتی پهلوی را برانگیخت و منجر به بازجویی و آزار او شد، اما این فشارها هرگز نتوانست جوهرِ حقیقتگویی را در قلم او خشک کند.
▫️این ضایعه را به خانواده ارجمند ایشان، جامعه رسانهای منطقه و همه مطالبهگران مستقل تسلیت عرض میکنم.
@avinpress
❤5😢4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺 ضرورت انتصاب نیروهای بومی
در پستهای معاونت فرمانداری
✍ شفیع بهرامیان
▫️انتصاب قریبالوقوع دو معاون فرمانداری اشنویه از میان نیروهای غیربومی بهجای استفاده از نیروهای متخصص بومی، تصمیمی است که بهشدت مورد انتقاد جامعه قرار خواهد گرفت.
این اقدام، ظرفیتهای بالای مدیریتی و کارشناسی بومی شهرستان را نادیده گرفته و به ضرر فرآیند حیاتی کادرسازی و جانشینپروری است.
▫️این انتصاب، سابقه استفاده قبلی فرماندار از معاون غیربومی در اشنویه را تکرار کرده و این ذهنیت را تقویت میکند که وی اعتقاد عملی به توانمندیهای جوانان اشنویه ندارد.
اشنویه در ۱۰۰ سال گذشته هرگز مدیر ارشد (دوره فرمانداری/ دوره بخشداری) بومی نداشته است. این روند مستمر، نادیده گرفتن منابع انسانی شهرستان و حاتمبخشی پستها به همشهریان یا دوستان سیاسی غیربومی تلقی میشود که اقدامی پسندیده نیست.
▫️ انتظار این است که بزرگان شهر در این بحث دخالت کنند تا فرماندار محترم در تصمیم خود تجدیدنظر کرده و با انتصاب معاونین از میان شایستگان بومی، ضمن رعایت عدالت مدیریتی، زمینه توسعه شهرستان را بر پایه شناخت عمیق نیروهای محلی فراهم آورد.
@avinpress
در پستهای معاونت فرمانداری
✍ شفیع بهرامیان
▫️انتصاب قریبالوقوع دو معاون فرمانداری اشنویه از میان نیروهای غیربومی بهجای استفاده از نیروهای متخصص بومی، تصمیمی است که بهشدت مورد انتقاد جامعه قرار خواهد گرفت.
این اقدام، ظرفیتهای بالای مدیریتی و کارشناسی بومی شهرستان را نادیده گرفته و به ضرر فرآیند حیاتی کادرسازی و جانشینپروری است.
▫️این انتصاب، سابقه استفاده قبلی فرماندار از معاون غیربومی در اشنویه را تکرار کرده و این ذهنیت را تقویت میکند که وی اعتقاد عملی به توانمندیهای جوانان اشنویه ندارد.
اشنویه در ۱۰۰ سال گذشته هرگز مدیر ارشد (دوره فرمانداری/ دوره بخشداری) بومی نداشته است. این روند مستمر، نادیده گرفتن منابع انسانی شهرستان و حاتمبخشی پستها به همشهریان یا دوستان سیاسی غیربومی تلقی میشود که اقدامی پسندیده نیست.
▫️ انتظار این است که بزرگان شهر در این بحث دخالت کنند تا فرماندار محترم در تصمیم خود تجدیدنظر کرده و با انتصاب معاونین از میان شایستگان بومی، ضمن رعایت عدالت مدیریتی، زمینه توسعه شهرستان را بر پایه شناخت عمیق نیروهای محلی فراهم آورد.
@avinpress
👏13❤3👍2
.
🔺مجلس؛ انتظارات ما و واقعیت میدان
✍دکتر شفیع بهرامیان
▫️دهم آذر در تقویم رسمی کشور بهنام «روز مجلس» ثبت شده است؛ مناسبتی که یادآور اهمیت جایگاه قانونگذاری و نظارت در نظام سیاسی کشور است. در ساختارهای مبتنی بر تفکیک قوا، مجلس یکی از ارکان اصلی حکمرانی به شمار میرود، اما در ایران به دلایل تاریخی، سیاسی و اجتماعی، قدرت، اثرگذاری و میزان اعتماد عمومی به مجلس با فراز و فرودهای جدی همراه بوده است.
▫️این وضعیت در برخی مناطق کشور، بهویژه مناطق چندقومیتی با تنوع زبانی و مذهبی، پیچیدهتر میشود. در چنین مناطقی، تعریف وظایف نماینده و انتظارات مردم از او با میانگین ملی بسیار متفاوت است؛ زیرا ممکن است بخشهایی از جامعه در دیگر سطوح اجرایی و مدیریتی نظام، نمایندهای انتخابی یا انتصابی نداشته باشند و به همین دلیل بار بخش بزرگی از مطالبات و دغدغههای چند دهساله بر دوش تنها یک نماینده مجلس قرار گیرد.
▫️نمایندگان این مناطق ناچارند همزمان با وظایف تقنینی و نظارتی، برای حل مشکلات زیرساختی مزمن—از بهداشت و گازرسانی تا راه، آب، مخابرات، طرحهای هادی روستایی و نیازهای عمرانی—بهطور مستقیم مطالبهگری و پیگیری کنند. این مطالبات که حاصل سالها توسعهنیافتگی و تبعیض ساختاری است، بهطور طبیعی بخش عمده انرژی و زمان نمایندگان را به خود اختصاص میدهد. از سوی دیگر ورود به فعالیتهای فرهنگی و سیاسی نیز در مناطق دارای شکافهای هویتی، حساستر و دشوارتر است و میتواند بعضا پیامدهای پیشبینیناپذیری به همراه داشته باشد.
▫️با استناد به نظریههای توسعه و هرم نیازهای مازلو روشن است که تا زمانی که مردم بهشدت درگیر دغدغههای سطح پایه مانند معیشت، مسکن، خدمات اولیه و امنیت اجتماعی باشند، پرداختن به مطالبات سطح بالاتر فرهنگی و سیاسی، شاید امکانپذیر نیست. با این حال، گاه اقلیت فعال و تریبوندار در حوزههای رسانهای و مدنی که خود معمولا از مشکلات معیشتی فاصله دارند، از نماینده انتظار دارند اولویت را بر اصلاحات سیاسی و فرهنگی بگذارد؛ انتظاری که هرچند ارزشمند و قانونی است، اما در شرایط ناپایدار منطقهای، قومی و بینالمللی میتواند حتی مانع تحقق نیازهای اولیه جامعه شود. سیاست آن است که از فرصتهای بدست آمده برای آنچه که "ممکن" است استفاده شود نه اینکه با اصرار بر برخی مسایل خاص، اندک فرصتهای بوجود آمده را نیز سوزاند!
▫️در شهرستانهایی مانند ارومیه، نقده، اشنویه، سردشت، ماکو، پلدشت، چالدران، سلماس، تکاب، شاهیندژ، خوی و دیگر مناطق تک یا چندقومیتی در شمال، مرکز و جنوب آذربایجانغربی، عمق محرومیت و توسعهنیافتگی به اندازهای است که بدون حل مسائل زیرساختی، سخن گفتن از توسعه فرهنگی و سیاسی بیشتر به رویا و آرزو شباهت دارد تا برنامهای قابل اجرا. این شکاف میان اولویتهای اساسی مردم و مطالبات بخشی از فعالان فرهنگی، ریشه بسیاری از اختلافنظرهاست.
▫️به همین دلیل ضروری است که به نمایندگان چنین مناطقی، فرصت، همراهی و ظرفیت بیشتری داده شود تا بتوانند ابتدا در مسیر رفع نیازهای زیربنایی مردم گام بردارند. بهنظر میرسد تنها زمانی که منطقه به سطحی از محرومیتزدایی و توسعه متوازن و پایدار در تامین امکانات اولیه برسد، امکان ورود مؤثر به مطالبهگری فرهنگی، سیاسی و مشارکت در مدیریت کلان که البته حق ذاتی هر شهروند ایرانی است فراهم شود. چنین رویکردی نهتنها منطقی و مبتنی بر تجربه کشورهای مختلف است، بلکه نزدیکترین راه برای بهبود پایدار کیفیت زندگی مردم در استان محروم ماست.
@avinpress
🔺مجلس؛ انتظارات ما و واقعیت میدان
✍دکتر شفیع بهرامیان
▫️دهم آذر در تقویم رسمی کشور بهنام «روز مجلس» ثبت شده است؛ مناسبتی که یادآور اهمیت جایگاه قانونگذاری و نظارت در نظام سیاسی کشور است. در ساختارهای مبتنی بر تفکیک قوا، مجلس یکی از ارکان اصلی حکمرانی به شمار میرود، اما در ایران به دلایل تاریخی، سیاسی و اجتماعی، قدرت، اثرگذاری و میزان اعتماد عمومی به مجلس با فراز و فرودهای جدی همراه بوده است.
▫️این وضعیت در برخی مناطق کشور، بهویژه مناطق چندقومیتی با تنوع زبانی و مذهبی، پیچیدهتر میشود. در چنین مناطقی، تعریف وظایف نماینده و انتظارات مردم از او با میانگین ملی بسیار متفاوت است؛ زیرا ممکن است بخشهایی از جامعه در دیگر سطوح اجرایی و مدیریتی نظام، نمایندهای انتخابی یا انتصابی نداشته باشند و به همین دلیل بار بخش بزرگی از مطالبات و دغدغههای چند دهساله بر دوش تنها یک نماینده مجلس قرار گیرد.
▫️نمایندگان این مناطق ناچارند همزمان با وظایف تقنینی و نظارتی، برای حل مشکلات زیرساختی مزمن—از بهداشت و گازرسانی تا راه، آب، مخابرات، طرحهای هادی روستایی و نیازهای عمرانی—بهطور مستقیم مطالبهگری و پیگیری کنند. این مطالبات که حاصل سالها توسعهنیافتگی و تبعیض ساختاری است، بهطور طبیعی بخش عمده انرژی و زمان نمایندگان را به خود اختصاص میدهد. از سوی دیگر ورود به فعالیتهای فرهنگی و سیاسی نیز در مناطق دارای شکافهای هویتی، حساستر و دشوارتر است و میتواند بعضا پیامدهای پیشبینیناپذیری به همراه داشته باشد.
▫️با استناد به نظریههای توسعه و هرم نیازهای مازلو روشن است که تا زمانی که مردم بهشدت درگیر دغدغههای سطح پایه مانند معیشت، مسکن، خدمات اولیه و امنیت اجتماعی باشند، پرداختن به مطالبات سطح بالاتر فرهنگی و سیاسی، شاید امکانپذیر نیست. با این حال، گاه اقلیت فعال و تریبوندار در حوزههای رسانهای و مدنی که خود معمولا از مشکلات معیشتی فاصله دارند، از نماینده انتظار دارند اولویت را بر اصلاحات سیاسی و فرهنگی بگذارد؛ انتظاری که هرچند ارزشمند و قانونی است، اما در شرایط ناپایدار منطقهای، قومی و بینالمللی میتواند حتی مانع تحقق نیازهای اولیه جامعه شود. سیاست آن است که از فرصتهای بدست آمده برای آنچه که "ممکن" است استفاده شود نه اینکه با اصرار بر برخی مسایل خاص، اندک فرصتهای بوجود آمده را نیز سوزاند!
▫️در شهرستانهایی مانند ارومیه، نقده، اشنویه، سردشت، ماکو، پلدشت، چالدران، سلماس، تکاب، شاهیندژ، خوی و دیگر مناطق تک یا چندقومیتی در شمال، مرکز و جنوب آذربایجانغربی، عمق محرومیت و توسعهنیافتگی به اندازهای است که بدون حل مسائل زیرساختی، سخن گفتن از توسعه فرهنگی و سیاسی بیشتر به رویا و آرزو شباهت دارد تا برنامهای قابل اجرا. این شکاف میان اولویتهای اساسی مردم و مطالبات بخشی از فعالان فرهنگی، ریشه بسیاری از اختلافنظرهاست.
▫️به همین دلیل ضروری است که به نمایندگان چنین مناطقی، فرصت، همراهی و ظرفیت بیشتری داده شود تا بتوانند ابتدا در مسیر رفع نیازهای زیربنایی مردم گام بردارند. بهنظر میرسد تنها زمانی که منطقه به سطحی از محرومیتزدایی و توسعه متوازن و پایدار در تامین امکانات اولیه برسد، امکان ورود مؤثر به مطالبهگری فرهنگی، سیاسی و مشارکت در مدیریت کلان که البته حق ذاتی هر شهروند ایرانی است فراهم شود. چنین رویکردی نهتنها منطقی و مبتنی بر تجربه کشورهای مختلف است، بلکه نزدیکترین راه برای بهبود پایدار کیفیت زندگی مردم در استان محروم ماست.
@avinpress
👍3❤2
فراخوان ملی، هممیهنان عزیز!
فارغ از همه کاستیها و خطاهای انباشته در مدیریت انرژی طی دهههای گذشته، که متأسفانه در دولت چهاردهم نیز ادامه یافته، امروز در برابر یک واقعیت ناگزیر قرار داریم:
صرفهجویی در مصرف گاز، یک انتخاب سیاسی نیست؛ یک مسئولیت ملی و انسانی است.
نه برای حفظ صندلی هیچ مدیری، بلکه برای آنکه هموطن هستیم و هیچ ایرانی شایسته نمیداند هممیهنان مرزنشین، نخستین قربانیان کسری گاز در سرمای زمستان باشند.
اقدامهای ساده اما مؤثر:
- دمای فضای داخلی را روی ۲۱ درجه تنظیم کنیم
- از گرمکردن فضاهای غیرضروری پرهیز کنیم
- شبها با پوشش گرمتر استراحت کنیم
- پختوپزهای پرمصرف را تا حد امکان به یک وعده در روز کاهش دهیم
این زمستان نیز خواهد گذشت؛
اما نگذاریم رنج سرما در کنار فشار اقتصادی، زندگی مردم شریف مرزدار این سرزمین را که خود قربانی سالها خطای سیاستگذاری انرژی بودهاند، تلختر کند.
در پایان، قدردان تلاش بیوقفه نیروهای فنی و عملیاتی حوزه انرژی کشور در این شبهای سرد هستیم. دست یاری به سوی آنان دراز میکنیم؛ چرا که پیش از هر عنوانی، فرزندان این سرزمیناند.
🔺 ( لطفا بدست دوستانتان برسانید)
@avinpress
فارغ از همه کاستیها و خطاهای انباشته در مدیریت انرژی طی دهههای گذشته، که متأسفانه در دولت چهاردهم نیز ادامه یافته، امروز در برابر یک واقعیت ناگزیر قرار داریم:
صرفهجویی در مصرف گاز، یک انتخاب سیاسی نیست؛ یک مسئولیت ملی و انسانی است.
نه برای حفظ صندلی هیچ مدیری، بلکه برای آنکه هموطن هستیم و هیچ ایرانی شایسته نمیداند هممیهنان مرزنشین، نخستین قربانیان کسری گاز در سرمای زمستان باشند.
اقدامهای ساده اما مؤثر:
- دمای فضای داخلی را روی ۲۱ درجه تنظیم کنیم
- از گرمکردن فضاهای غیرضروری پرهیز کنیم
- شبها با پوشش گرمتر استراحت کنیم
- پختوپزهای پرمصرف را تا حد امکان به یک وعده در روز کاهش دهیم
این زمستان نیز خواهد گذشت؛
اما نگذاریم رنج سرما در کنار فشار اقتصادی، زندگی مردم شریف مرزدار این سرزمین را که خود قربانی سالها خطای سیاستگذاری انرژی بودهاند، تلختر کند.
در پایان، قدردان تلاش بیوقفه نیروهای فنی و عملیاتی حوزه انرژی کشور در این شبهای سرد هستیم. دست یاری به سوی آنان دراز میکنیم؛ چرا که پیش از هر عنوانی، فرزندان این سرزمیناند.
🔺 ( لطفا بدست دوستانتان برسانید)
@avinpress
❤12👍3
🔰 در دلِ سرما، گرمای همنوعان را دریابیم
🔴 یک درجه کمتر، یک دلگرمی بیشتر
🟣 هوای همدیگر را داشته باشیم
🍀 @avinpress
🔴 یک درجه کمتر، یک دلگرمی بیشتر
🟣 هوای همدیگر را داشته باشیم
🍀 @avinpress
👍9
🔺سرمایهگذاری در بستر اعتماد شکل میگیرد
✍️ شفیع بهرامیان
▫️به سرانجام نرسیدن کلنگزنی طرح یک میلیون قطعهای مرغداری گوشتی در منطقه «دشتبیل» اشنویه، هشداری جدی برای هر دو سوی ماجراست: هم مسئولان دولتی و هم جوامع محلی. این نخستین پروژهای نیست که در گام اول با سد مقاومت جماعات محلی روبهرو میشود و اگر رویکردها تغییر نکند، آخرین آن نیز نخواهد بود.
▫️تجربه نشان میدهد هر فرایند توسعهای که فاقد گفتوگوی واقعی، شفافیت فنی و مشارکت ذینفعان محلی باشد، حتی با وجود توجیه اقتصادی، در عمل با دیوار سخت «بیاعتمادی» برخورد میکند. برای پیشگیری از چنین تنشهایی، رعایت چند نکته ضروری است:
▫️دولت و سرمایهگذار باید ارزیابیهای زیستمحیطی، بهداشتی و اقتصادی طرحهای بزرگمقیاس را پیش از هر اقدامی، بهصورت مکتوب و شفاف در اختیار مردم قرار دهند. حضور رو در رو در میان روستاییان و تبیین اثرات طرح بر زندگی آنها، «پیوست اجتماعی» جداییناپذیر هر پروژه است.
▫️ علاوه براین سرمایهگذار باید از فیلتر دقیق «اهلیتسنجی» در بحث تمکن مالی و آورده نقدی عبور کند تا شائبههایی مانند تغییر کاربری اراضی ملی و تملک برای هدفی غیر از تولید یا رها کردن پروژه به شکل نیمهتمام از بین برود.
تعریف سهم مشخص اشتغال برای بومیان و فازبندی پروژه جهت کاهش اثر روانی تصرف اراضی، کلید اصلی پذیرش اجتماعی آن است. بجای ۲۸ هکتار که بار روانی بالایی بر مردم روستایی عموما دامدار دارد ای کاش در فاز اول مساحت کمتری مورد تملک و بهرهبراری قرار میگرفت و در صورت موفقیت اولیه، اقدام به توسعه فازهای بعدی و تملک این مقدار از منابع ملی میشد. این امر راحتتر مورد پذیرش مردمی که اکنون ذینفع طرح بودند قرار میگرفت.
▫️مطالبهگری حق طبیعی مردم است، اما این مسیر زمانی به نتیجه میرسد که «هدفمند» و «مستند» باشد. ورود زودهنگام به مذاکرات با مسئولان و سرمایهگذاران، درخواست تضمینهای کتبی برای حفظ منافع و منابع آبی و زیستمحیطی و پافشاری بر جبران خسارتهای احتمالی، راهکار بسیار بهتری نسبت به توقف کامل هرگونه فرصت اقتصادی برای مردم است.
▫️سرمایهگذاری پایدار تنها در بستر «اعتماد متقابل» جوانه میزند. مسئولین باید توسعه را «با مردم» پیش ببرند نه در تقابل یا در حاشیه دیدن آنان. بدون این همافزایی(مردم-مسئولان) بزرگترین پروژههای میلیاردی نیز در همان نقطه آغاز و در زیر خاک کلنگزنیهای نافرجام، متوقف خواهند ماند و اینکه یکشبه نمیتوان مردم را برای هیچ تغییری در زندگیاشان راضی و قانع کرد!
@avinpress
✍️ شفیع بهرامیان
▫️به سرانجام نرسیدن کلنگزنی طرح یک میلیون قطعهای مرغداری گوشتی در منطقه «دشتبیل» اشنویه، هشداری جدی برای هر دو سوی ماجراست: هم مسئولان دولتی و هم جوامع محلی. این نخستین پروژهای نیست که در گام اول با سد مقاومت جماعات محلی روبهرو میشود و اگر رویکردها تغییر نکند، آخرین آن نیز نخواهد بود.
▫️تجربه نشان میدهد هر فرایند توسعهای که فاقد گفتوگوی واقعی، شفافیت فنی و مشارکت ذینفعان محلی باشد، حتی با وجود توجیه اقتصادی، در عمل با دیوار سخت «بیاعتمادی» برخورد میکند. برای پیشگیری از چنین تنشهایی، رعایت چند نکته ضروری است:
▫️دولت و سرمایهگذار باید ارزیابیهای زیستمحیطی، بهداشتی و اقتصادی طرحهای بزرگمقیاس را پیش از هر اقدامی، بهصورت مکتوب و شفاف در اختیار مردم قرار دهند. حضور رو در رو در میان روستاییان و تبیین اثرات طرح بر زندگی آنها، «پیوست اجتماعی» جداییناپذیر هر پروژه است.
▫️ علاوه براین سرمایهگذار باید از فیلتر دقیق «اهلیتسنجی» در بحث تمکن مالی و آورده نقدی عبور کند تا شائبههایی مانند تغییر کاربری اراضی ملی و تملک برای هدفی غیر از تولید یا رها کردن پروژه به شکل نیمهتمام از بین برود.
تعریف سهم مشخص اشتغال برای بومیان و فازبندی پروژه جهت کاهش اثر روانی تصرف اراضی، کلید اصلی پذیرش اجتماعی آن است. بجای ۲۸ هکتار که بار روانی بالایی بر مردم روستایی عموما دامدار دارد ای کاش در فاز اول مساحت کمتری مورد تملک و بهرهبراری قرار میگرفت و در صورت موفقیت اولیه، اقدام به توسعه فازهای بعدی و تملک این مقدار از منابع ملی میشد. این امر راحتتر مورد پذیرش مردمی که اکنون ذینفع طرح بودند قرار میگرفت.
▫️مطالبهگری حق طبیعی مردم است، اما این مسیر زمانی به نتیجه میرسد که «هدفمند» و «مستند» باشد. ورود زودهنگام به مذاکرات با مسئولان و سرمایهگذاران، درخواست تضمینهای کتبی برای حفظ منافع و منابع آبی و زیستمحیطی و پافشاری بر جبران خسارتهای احتمالی، راهکار بسیار بهتری نسبت به توقف کامل هرگونه فرصت اقتصادی برای مردم است.
▫️سرمایهگذاری پایدار تنها در بستر «اعتماد متقابل» جوانه میزند. مسئولین باید توسعه را «با مردم» پیش ببرند نه در تقابل یا در حاشیه دیدن آنان. بدون این همافزایی(مردم-مسئولان) بزرگترین پروژههای میلیاردی نیز در همان نقطه آغاز و در زیر خاک کلنگزنیهای نافرجام، متوقف خواهند ماند و اینکه یکشبه نمیتوان مردم را برای هیچ تغییری در زندگیاشان راضی و قانع کرد!
@avinpress
❤15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺«سلیاک» یک اختلال خودایمنی جدی است که در آن مصرف گلوتن (پروتئین موجود در گندم، جو ) موجب حمله سیستم ایمنی به روده کوچک و آسیب به پرزهای جذبکننده آن میشود. این آسیب منجر به سوءجذب مواد مغذی، علائمی مانند مشکلات گوارشی، خستگی مزمن، کمخونی و افزایش خطر عوارض طولانیمدت میگردد. درمان قطعی این بیماری، پیروی مادامالعمر از یک رژیم غذایی سختگیرانه فاقد گلوتن است.
🔺در آذربایجانغربی، برآوردها حاکی از آن است که حدود ۵۰ هزار نفر به این بیماری مبتلا هستند. با این حال، آگاهی پایین باعث شده بسیاری از این افراد از بیماری خود بیخبر باشند و علائم را به مشکلات دیگری نسبت دهند. این غفلت، خطر بروز عوارض غیرقابل جبران را افزایش میدهد. نکته هشدار دهنده اینجاست که از این جمعیت قابل توجه، تنها حدود ۲ هزار نفر تحت درمان صحیح که همان پیروی از رژیم بدون گلوتن است قرار دارند. این شکاف عظیم، نشاندهنده ضرورت فوری گسترش برنامههای آگاهسازی، بهبود دسترسی به خدمات تشخیصی و حمایت از بیماران در این منطقه است.
فرآیند تشخیص با آزمایش خون (tTG-IgA)، آغاز میشود.
#انجمن_سیلیاک_آذربابجانغربی
#آگاهیبخشی
#سواد_سلامت
@avinpress
🔺در آذربایجانغربی، برآوردها حاکی از آن است که حدود ۵۰ هزار نفر به این بیماری مبتلا هستند. با این حال، آگاهی پایین باعث شده بسیاری از این افراد از بیماری خود بیخبر باشند و علائم را به مشکلات دیگری نسبت دهند. این غفلت، خطر بروز عوارض غیرقابل جبران را افزایش میدهد. نکته هشدار دهنده اینجاست که از این جمعیت قابل توجه، تنها حدود ۲ هزار نفر تحت درمان صحیح که همان پیروی از رژیم بدون گلوتن است قرار دارند. این شکاف عظیم، نشاندهنده ضرورت فوری گسترش برنامههای آگاهسازی، بهبود دسترسی به خدمات تشخیصی و حمایت از بیماران در این منطقه است.
فرآیند تشخیص با آزمایش خون (tTG-IgA)، آغاز میشود.
#انجمن_سیلیاک_آذربابجانغربی
#آگاهیبخشی
#سواد_سلامت
@avinpress
👍7❤5
🔺تعصب و بیسوادی در قرن ۲۱!
در یک شبِ سرد و برفی در دسامبر ۱۹۴۵ زنی به اسم «دوروتی مارتین» گروهی از پیروانش را در منزلش واقع در شیکاگوی آمریکا جمع کرده بود اما این فقط یک دورهمی ساده نبود؛ آنها منتظر پایان دنیا در راس ساعت ۱۲ بامداد بودند!
دوروتی ادعا میکرد پیام هایی از موجودات فضائیِ سیارهِ کلاریون دریافت میکند و به پیروانش گفته بود که سیلِ عظیمی در راه است که قرار است تمام زمین و بشریت را نابود کند؛ البته راس نیمهشب بشقاب پرنده ای از راه میرسد و صرفاً قرار است مؤمنانِ واقعی که -آنها باشند- را نجات بدهد!
این آدمها دیوانه نبودند؛
بین آنها پزشک بود، مهندس بود، دانشجویان باهوش بودند و آدمهای معمولی که همگی شغلشان را رها کرده بودند، خانههایشان را فروخته بودند و تمام پلهای پشت سرشان را خراب کرده بودند؛ چرا؟
چون قرار بود دنیا به پایان برسد!
ساعت تیک تاک میکرد؛
ده شب، ۱۱ شب و سرانجام ۱۲ بامداد ...
سکوت مطلق حاکم شد؛
همه به هم نگاه میکردند اما
هیچ بشقاب پرندهای نیامد؛ هیچ سیلی جاری نشد و دنیا به پایان نرسید بلکه به چرخشِ خود ادامه داد ...
منطق حکم میکند که در آن لحظه آن جمع باید از شدتِ شرم آب میشدند و به حماقت خودشان اعتراف میکردند و با سرهای پایین به خانههایشان برمیگشتند.
اما اتفاقی که افتاد یکی از عجیبترین و ترسناکترین واکنشهای روانشناختیِ انسان بود ... «لئون فستینگرِ»روانشناس بزرگی که مخفیانه در آن جمع نفوذ کرده بود، مشاهداتش را چنین ثبت کرد:
ساعت ۴ صبح وقتی فشارِ روانی به اوج رسید، ناگهان «دوروتی» پیامی جدید نوشت:
" خداوندِ جهان به خاطر ایمان قویِ همین گروهِ کوچک، تصمیم گرفت به کلِ بشریت رحم کند و سیل را لغو کرد "...
واکنش گروه چه بود ؟
آیا عصبانی شدند؟ اصلاً!
آنها به یکباره پر از انرژی و شادی شدند! آنها که تا دیروز از رسانه ها فرار میکردند، حالا با روزنامهها تماس گرفتند و فریاد زدند که
"ما دنیا را نجات دادیم "!
آنها به جای اینکه بپذیرند که فریب خوردند، به مراتب متعصبتر شدند.
اصرار بر اشتباه خطرناکتر از خود اشتباه است.
اما چرا اینگونه است؟
چرا تغییر دادن عقیدهِ آدمهای متعصب تقریباً غیرممکن است؟
نکته ایناست وقتی فرد هزینهِ زیادی برای یک باور میپردازد، وقتی آبرو، پول و زمان را پای یک چیز اشتباه میریزد؛پذیرفتنِ" اشتباه"
دیگر یک اعتراف ساده نیست بلکه به معنای فروپاشی کاملِ هویتِ او است.
این داستان فقط درباره فرقهِ قدیمی ۷۰ سال پیش نیست؛ این داستانِ تکتک ماست وقتی که روی اسب بازنده شرط می بندیم، وقتی بر باورهای غلط پافشاری میکنیم، وقتی در یک رابطهِ سمی میمانیم، وقتی ارتباطات بیثمر را پایان نمیدهیم و وقتی به آدمهای اشتباهی اطمینان میکنیم.
اپیکتتوس، فیلسوف رواقی می گفت :
" غیرممکن است کسی چیزی را یاد بگیرد که فکر میکند از قبل میداند."
خطرناکترین لحظهِ زندگیِ ما زمانی نیست که چیزی را نمیدانیم،
بلکه زمانی است به چیزی
" اطمینانِ کامل " داریم و حاضریم برای این اطمینان ، واقعیت را قربانی کنیم.
آن فرقه در شیکاگو ترجیح دادند باور کنند که قوانینِ فیزیک و کیهان جهان تغییر کرده تا اینکه بپذیرند آن تعداد اندک، احمق بودند؛ به خاطر همین است که میگویند مهمترین توانایی در قرن ۲۱، توانایی «تجدیدنظر در افکار و باورهای غلطمان» است، این معیار سواد در قرن ۲۱ است.
@avinpress
در یک شبِ سرد و برفی در دسامبر ۱۹۴۵ زنی به اسم «دوروتی مارتین» گروهی از پیروانش را در منزلش واقع در شیکاگوی آمریکا جمع کرده بود اما این فقط یک دورهمی ساده نبود؛ آنها منتظر پایان دنیا در راس ساعت ۱۲ بامداد بودند!
دوروتی ادعا میکرد پیام هایی از موجودات فضائیِ سیارهِ کلاریون دریافت میکند و به پیروانش گفته بود که سیلِ عظیمی در راه است که قرار است تمام زمین و بشریت را نابود کند؛ البته راس نیمهشب بشقاب پرنده ای از راه میرسد و صرفاً قرار است مؤمنانِ واقعی که -آنها باشند- را نجات بدهد!
این آدمها دیوانه نبودند؛
بین آنها پزشک بود، مهندس بود، دانشجویان باهوش بودند و آدمهای معمولی که همگی شغلشان را رها کرده بودند، خانههایشان را فروخته بودند و تمام پلهای پشت سرشان را خراب کرده بودند؛ چرا؟
چون قرار بود دنیا به پایان برسد!
ساعت تیک تاک میکرد؛
ده شب، ۱۱ شب و سرانجام ۱۲ بامداد ...
سکوت مطلق حاکم شد؛
همه به هم نگاه میکردند اما
هیچ بشقاب پرندهای نیامد؛ هیچ سیلی جاری نشد و دنیا به پایان نرسید بلکه به چرخشِ خود ادامه داد ...
منطق حکم میکند که در آن لحظه آن جمع باید از شدتِ شرم آب میشدند و به حماقت خودشان اعتراف میکردند و با سرهای پایین به خانههایشان برمیگشتند.
اما اتفاقی که افتاد یکی از عجیبترین و ترسناکترین واکنشهای روانشناختیِ انسان بود ... «لئون فستینگرِ»روانشناس بزرگی که مخفیانه در آن جمع نفوذ کرده بود، مشاهداتش را چنین ثبت کرد:
ساعت ۴ صبح وقتی فشارِ روانی به اوج رسید، ناگهان «دوروتی» پیامی جدید نوشت:
" خداوندِ جهان به خاطر ایمان قویِ همین گروهِ کوچک، تصمیم گرفت به کلِ بشریت رحم کند و سیل را لغو کرد "...
واکنش گروه چه بود ؟
آیا عصبانی شدند؟ اصلاً!
آنها به یکباره پر از انرژی و شادی شدند! آنها که تا دیروز از رسانه ها فرار میکردند، حالا با روزنامهها تماس گرفتند و فریاد زدند که
"ما دنیا را نجات دادیم "!
آنها به جای اینکه بپذیرند که فریب خوردند، به مراتب متعصبتر شدند.
اصرار بر اشتباه خطرناکتر از خود اشتباه است.
اما چرا اینگونه است؟
چرا تغییر دادن عقیدهِ آدمهای متعصب تقریباً غیرممکن است؟
نکته ایناست وقتی فرد هزینهِ زیادی برای یک باور میپردازد، وقتی آبرو، پول و زمان را پای یک چیز اشتباه میریزد؛پذیرفتنِ" اشتباه"
دیگر یک اعتراف ساده نیست بلکه به معنای فروپاشی کاملِ هویتِ او است.
این داستان فقط درباره فرقهِ قدیمی ۷۰ سال پیش نیست؛ این داستانِ تکتک ماست وقتی که روی اسب بازنده شرط می بندیم، وقتی بر باورهای غلط پافشاری میکنیم، وقتی در یک رابطهِ سمی میمانیم، وقتی ارتباطات بیثمر را پایان نمیدهیم و وقتی به آدمهای اشتباهی اطمینان میکنیم.
اپیکتتوس، فیلسوف رواقی می گفت :
" غیرممکن است کسی چیزی را یاد بگیرد که فکر میکند از قبل میداند."
خطرناکترین لحظهِ زندگیِ ما زمانی نیست که چیزی را نمیدانیم،
بلکه زمانی است به چیزی
" اطمینانِ کامل " داریم و حاضریم برای این اطمینان ، واقعیت را قربانی کنیم.
آن فرقه در شیکاگو ترجیح دادند باور کنند که قوانینِ فیزیک و کیهان جهان تغییر کرده تا اینکه بپذیرند آن تعداد اندک، احمق بودند؛ به خاطر همین است که میگویند مهمترین توانایی در قرن ۲۱، توانایی «تجدیدنظر در افکار و باورهای غلطمان» است، این معیار سواد در قرن ۲۱ است.
@avinpress
👍17❤3
آوینپرس
Video
.
🔺۷ تیر؛ شهری شهید شد اما دوباره ایستاد!
هفتم تیرماه، زخمی کهنه و عمیق را در تقویم دلمان یادآوری میکند؛ فاجعهای که در سال ۱۳۶۶ بر پیکر #سردشت، اولین شهر قربانی جنگافزارهای #شیمیایی جهان، وارد شد. آن روز، آسمان نیلگون سردشت، ناگهان رنگ #مرگ گرفت و هوای مسموم با بوی تلخ #خردل و #سارین، نفسهای زندگی را در سینه صدها #انسان_بیگناه برید.
ارتش بعثی #صدام، بی هیچ شرم و وجدانی، #بمبهای_شیمیایی را بر سر مردم بیدفاع سردشت فرو ریخت. نه پایگاهی نظامی، نه مواضعی استراتژیک، تنها خانهها و کوچههایی که صدای بازی کودکان و خنده خانوادهها در آن میپیچید، هدف قرار گرفت. آن روز، بیش از ۱۰۰ نفر از مردم، شامل زنان، کودکان و مردان، در میان دود غلیظ و بوی مرگآور گازها، جان باختند. هزاران نفر دیگر نیز، با مصدومیتهای شدید، تا ابد با زخمهای آن روز شوم دست و پنجه نرم میکنند. سوختگیهای عمیق، مشکلات تنفسی، دردهای مزمن و سرطان، تنها بخشی از یادگارهای سیاه آن روز است که همچنان گریبانگیر مردم سردشت است.
اکنون، ۳۹ سال از آن فاجعه میگذرد، اما زخمهای سردشت همچنان تازه است. این شهر، نه تنها از نظر انسانی، که از نظر توسعه نیز محروم و عقبافتاده مانده است. زیرساختهای درمانی برای جانبازان شیمیایی که تعدادشان به هزاران نفر میرسد، کافی نیست و دسترسی به داروهای مورد نیاز دشوار است. بسیاری از این عزیزان، با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم میکنند و بار سنگین بیماری بر دوش خانوادههایشان است. حتی پس از این همه سال، هنوز پرونده بسیاری از مدعیان مصدومیت شیمیایی در حال بررسی است!
سردشت، تنها یک شهر نیست، نمادی است از مظلومیت و مقاومت در برابر وحشیگری. نام این شهر، همواره فریادی خواهد بود علیه هرگونه استفاده از سلاحهای کشتار جمعی و تلنگری برای جامعه جهانی که چنین فجایعی دیگر هرگز تکرار نشود. هفتم تیر، هرچند اندوهناک، اما یادآور این حقیقت است که انسانیت، هرگز در برابر ظلم و بیداد سکوت نخواهد کرد وخواهان توجه بیشتر به این شهر زخمی و مردم صبور آن است.
🔗 شفیع بهرامیان (آوینپرس)
@avinpress
🔺۷ تیر؛ شهری شهید شد اما دوباره ایستاد!
هفتم تیرماه، زخمی کهنه و عمیق را در تقویم دلمان یادآوری میکند؛ فاجعهای که در سال ۱۳۶۶ بر پیکر #سردشت، اولین شهر قربانی جنگافزارهای #شیمیایی جهان، وارد شد. آن روز، آسمان نیلگون سردشت، ناگهان رنگ #مرگ گرفت و هوای مسموم با بوی تلخ #خردل و #سارین، نفسهای زندگی را در سینه صدها #انسان_بیگناه برید.
ارتش بعثی #صدام، بی هیچ شرم و وجدانی، #بمبهای_شیمیایی را بر سر مردم بیدفاع سردشت فرو ریخت. نه پایگاهی نظامی، نه مواضعی استراتژیک، تنها خانهها و کوچههایی که صدای بازی کودکان و خنده خانوادهها در آن میپیچید، هدف قرار گرفت. آن روز، بیش از ۱۰۰ نفر از مردم، شامل زنان، کودکان و مردان، در میان دود غلیظ و بوی مرگآور گازها، جان باختند. هزاران نفر دیگر نیز، با مصدومیتهای شدید، تا ابد با زخمهای آن روز شوم دست و پنجه نرم میکنند. سوختگیهای عمیق، مشکلات تنفسی، دردهای مزمن و سرطان، تنها بخشی از یادگارهای سیاه آن روز است که همچنان گریبانگیر مردم سردشت است.
اکنون، ۳۹ سال از آن فاجعه میگذرد، اما زخمهای سردشت همچنان تازه است. این شهر، نه تنها از نظر انسانی، که از نظر توسعه نیز محروم و عقبافتاده مانده است. زیرساختهای درمانی برای جانبازان شیمیایی که تعدادشان به هزاران نفر میرسد، کافی نیست و دسترسی به داروهای مورد نیاز دشوار است. بسیاری از این عزیزان، با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم میکنند و بار سنگین بیماری بر دوش خانوادههایشان است. حتی پس از این همه سال، هنوز پرونده بسیاری از مدعیان مصدومیت شیمیایی در حال بررسی است!
سردشت، تنها یک شهر نیست، نمادی است از مظلومیت و مقاومت در برابر وحشیگری. نام این شهر، همواره فریادی خواهد بود علیه هرگونه استفاده از سلاحهای کشتار جمعی و تلنگری برای جامعه جهانی که چنین فجایعی دیگر هرگز تکرار نشود. هفتم تیر، هرچند اندوهناک، اما یادآور این حقیقت است که انسانیت، هرگز در برابر ظلم و بیداد سکوت نخواهد کرد وخواهان توجه بیشتر به این شهر زخمی و مردم صبور آن است.
🔗 شفیع بهرامیان (آوینپرس)
@avinpress
❤6👍2👏2
🔺سرمایه در اشنویه؛ از دلالی تا تولید
🔺شفیع بهرامیان
▫️شهرستان اشنویه با جمعیتی حدود ۹۰ هزار نفر، سالانه بیش از ۵۰۰ هزار تن انواع محصولات کشاورزی و باغی از جمله سیب، گیلاس، انگور، جو و دیگر محصولات تولید میکند. اگر میانگین ارزش هر کیلو از این محصولات را حدود ۱۰۰ هزار تومان در نظر بگیریم، گردش مالی بخش کشاورزی این شهرستان به حدود ۵۰ همت در سال میرسد؛ رقمی که با احتساب مشاغل وابسته، خدمات و فعالیتهای جانبی میتواند بسیار بیشتر باشد. با احتساب ارزش افزوده دامپروری و ملک و خودرو میتوان گفت سالانه حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان یا ۶۰ همت، گردش مالی در اشنویه ایجاد میشود.
▫️با وجود این ظرفیت بزرگ اقتصادی، سهم سرمایهگذاریهای مولد و اشتغالزا در اشنویه همچنان پایین است و بخش قابل توجهی از سرمایههای مردم به بازار زمین، مسکن، خودرو و برخی فعالیتهای خدماتی هدایت میشود. در سالهای اخیر گرایش قابل توجهی نیز به احداث واحدهای سردخانهای شکل گرفته است؛.....
ادامه یادداشت.
@avinpress
🔺شفیع بهرامیان
▫️شهرستان اشنویه با جمعیتی حدود ۹۰ هزار نفر، سالانه بیش از ۵۰۰ هزار تن انواع محصولات کشاورزی و باغی از جمله سیب، گیلاس، انگور، جو و دیگر محصولات تولید میکند. اگر میانگین ارزش هر کیلو از این محصولات را حدود ۱۰۰ هزار تومان در نظر بگیریم، گردش مالی بخش کشاورزی این شهرستان به حدود ۵۰ همت در سال میرسد؛ رقمی که با احتساب مشاغل وابسته، خدمات و فعالیتهای جانبی میتواند بسیار بیشتر باشد. با احتساب ارزش افزوده دامپروری و ملک و خودرو میتوان گفت سالانه حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان یا ۶۰ همت، گردش مالی در اشنویه ایجاد میشود.
▫️با وجود این ظرفیت بزرگ اقتصادی، سهم سرمایهگذاریهای مولد و اشتغالزا در اشنویه همچنان پایین است و بخش قابل توجهی از سرمایههای مردم به بازار زمین، مسکن، خودرو و برخی فعالیتهای خدماتی هدایت میشود. در سالهای اخیر گرایش قابل توجهی نیز به احداث واحدهای سردخانهای شکل گرفته است؛.....
ادامه یادداشت.
@avinpress
👍2
🔺سرمایه در اشنویه؛ از دلالی تا تولید
✍شفیع بهرامیان
▫️شهرستان اشنویه با جمعیتی حدود ۹۰ هزار نفر، سالانه بیش از ۵۰۰ هزار تن انواع محصولات کشاورزی و باغی از جمله سیب، گیلاس، انگور، جو و دیگر محصولات تولید میکند. اگر میانگین ارزش هر کیلو از این محصولات را حدود ۱۰۰ هزار تومان در نظر بگیریم، گردش مالی بخش کشاورزی این شهرستان به حدود ۵۰ همت در سال میرسد؛ رقمی که با احتساب مشاغل وابسته، خدمات و فعالیتهای جانبی میتواند بسیار بیشتر باشد. با احتساب ارزش افزوده دامپروری و ملک و خودرو میتوان گفت سالانه حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان یا ۶۰ همت، گردش مالی در اشنویه ایجاد میشود.
▫️با وجود این ظرفیت بزرگ اقتصادی، سهم سرمایهگذاریهای مولد و اشتغالزا در اشنویه همچنان پایین است و بخش قابل توجهی از سرمایههای مردم به بازار زمین، مسکن، خودرو و برخی فعالیتهای خدماتی هدایت میشود. در سالهای اخیر گرایش قابل توجهی نیز به احداث واحدهای سردخانهای شکل گرفته است؛ در حالی که ظرفیت این بخش تا حد زیادی به مرز اشباع رسیده و ادامه این روند بدون توسعه صنایع پاییندستی و بازار مصرف، نمیتواند تحول اقتصادی پایداری ایجاد کند.
▫️در مقابل، اشنویه ظرفیت گستردهای برای ایجاد صنایع تبدیلی و تولیدی دارد؛ از کارخانههای فرآوری و بستهبندی میوه، تولید آبمیوه و کنسانتره، خشکبار و صنایع غذایی گرفته تا دامپروری صنعتی، صنایع وابسته به کشاورزی، گردشگری طبیعی و تجارت مرزی. چنین سرمایهگذاریهایی علاوه بر ایجاد ارزش افزوده بیشتر، میتواند اشتغال مستقیم و پایدار برای جوانان شهرستان ایجاد کند و از مهاجرت نیروی انسانی جلوگیری نماید.
▫️اگر تنها ۶۰ همت سرمایه موجود در اشنویه به سمت فعالیتهای مولد و اشتغالزا هدایت شود و هزینه ایجاد هر شغل پایدار را بهطور میانگین ۸ میلیارد تومان در نظر بگیریم، امکان ایجاد حدود ۷۵۰۰ شغل مستقیم پایدار در این شهرستان وجود خواهد داشت؛ ظرفیتی که میتواند بخش بزرگی از مشکل بیکاری جوانان را حل کرده و اقتصاد منطقه را متحول کند. در مقابل، ادامه تمرکز سرمایهها بر خرید و فروش زمین، خودرو و توسعه بیش از اندازه مشاغل خدماتی اشباعشده مانند سردخانهها، اگرچه سود کوتاهمدت دارد، اما اشتغال گسترده و پایدار ایجاد نمیکند. آینده اقتصادی اشنویه زمانی تضمین میشود که سرمایههای محلی به سمت تولید، صنایع تبدیلی، دامپروری، گردشگری و ایجاد ارزش افزوده واقعی هدایت شوند.
▫️ادامه تمرکز سرمایهها بر بازارهای غیرمولد و خدمات اشباعشده، ضمن افزایش قیمت زمین، مسکن و اجاره بها، سبب کاهش پویایی اقتصادی و محدود شدن فرصتهای شغلی خواهد شد. در کنار هدایت سرمایهها به سمت تولید، توسعه متوازن شهر و افزایش پهنه شهری در طرح تفصیلی، بهویژه از سمت شرق و شمال شهر، میتواند تا حدی تعادل بازار زمین و مسکن را نیز حفظ کرده و عرضه از تقاضای زمین پیشی گیرد.
▫️واقعیت این است که توسعه اقتصادی اشنویه بیش از آنکه به طرحهای دولتی وابسته باشد، به نوع نگاه و انتخاب مردم بستگی دارد. آینده این شهرستان باغی، کشاورزی، دامپروری، مرزی و گردشگری زمانی تضمین میشود که سرمایههای محلی از فعالیتهای صرفاً واسطهای و خدماتی، به سمت تولید و اشتغال پایدار هدایت شوند و انتخابهای بیشتری برای سرمایهگذاری در اختیار مردم قرار گیرد.
@avinpress
✍شفیع بهرامیان
▫️شهرستان اشنویه با جمعیتی حدود ۹۰ هزار نفر، سالانه بیش از ۵۰۰ هزار تن انواع محصولات کشاورزی و باغی از جمله سیب، گیلاس، انگور، جو و دیگر محصولات تولید میکند. اگر میانگین ارزش هر کیلو از این محصولات را حدود ۱۰۰ هزار تومان در نظر بگیریم، گردش مالی بخش کشاورزی این شهرستان به حدود ۵۰ همت در سال میرسد؛ رقمی که با احتساب مشاغل وابسته، خدمات و فعالیتهای جانبی میتواند بسیار بیشتر باشد. با احتساب ارزش افزوده دامپروری و ملک و خودرو میتوان گفت سالانه حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان یا ۶۰ همت، گردش مالی در اشنویه ایجاد میشود.
▫️با وجود این ظرفیت بزرگ اقتصادی، سهم سرمایهگذاریهای مولد و اشتغالزا در اشنویه همچنان پایین است و بخش قابل توجهی از سرمایههای مردم به بازار زمین، مسکن، خودرو و برخی فعالیتهای خدماتی هدایت میشود. در سالهای اخیر گرایش قابل توجهی نیز به احداث واحدهای سردخانهای شکل گرفته است؛ در حالی که ظرفیت این بخش تا حد زیادی به مرز اشباع رسیده و ادامه این روند بدون توسعه صنایع پاییندستی و بازار مصرف، نمیتواند تحول اقتصادی پایداری ایجاد کند.
▫️در مقابل، اشنویه ظرفیت گستردهای برای ایجاد صنایع تبدیلی و تولیدی دارد؛ از کارخانههای فرآوری و بستهبندی میوه، تولید آبمیوه و کنسانتره، خشکبار و صنایع غذایی گرفته تا دامپروری صنعتی، صنایع وابسته به کشاورزی، گردشگری طبیعی و تجارت مرزی. چنین سرمایهگذاریهایی علاوه بر ایجاد ارزش افزوده بیشتر، میتواند اشتغال مستقیم و پایدار برای جوانان شهرستان ایجاد کند و از مهاجرت نیروی انسانی جلوگیری نماید.
▫️اگر تنها ۶۰ همت سرمایه موجود در اشنویه به سمت فعالیتهای مولد و اشتغالزا هدایت شود و هزینه ایجاد هر شغل پایدار را بهطور میانگین ۸ میلیارد تومان در نظر بگیریم، امکان ایجاد حدود ۷۵۰۰ شغل مستقیم پایدار در این شهرستان وجود خواهد داشت؛ ظرفیتی که میتواند بخش بزرگی از مشکل بیکاری جوانان را حل کرده و اقتصاد منطقه را متحول کند. در مقابل، ادامه تمرکز سرمایهها بر خرید و فروش زمین، خودرو و توسعه بیش از اندازه مشاغل خدماتی اشباعشده مانند سردخانهها، اگرچه سود کوتاهمدت دارد، اما اشتغال گسترده و پایدار ایجاد نمیکند. آینده اقتصادی اشنویه زمانی تضمین میشود که سرمایههای محلی به سمت تولید، صنایع تبدیلی، دامپروری، گردشگری و ایجاد ارزش افزوده واقعی هدایت شوند.
▫️ادامه تمرکز سرمایهها بر بازارهای غیرمولد و خدمات اشباعشده، ضمن افزایش قیمت زمین، مسکن و اجاره بها، سبب کاهش پویایی اقتصادی و محدود شدن فرصتهای شغلی خواهد شد. در کنار هدایت سرمایهها به سمت تولید، توسعه متوازن شهر و افزایش پهنه شهری در طرح تفصیلی، بهویژه از سمت شرق و شمال شهر، میتواند تا حدی تعادل بازار زمین و مسکن را نیز حفظ کرده و عرضه از تقاضای زمین پیشی گیرد.
▫️واقعیت این است که توسعه اقتصادی اشنویه بیش از آنکه به طرحهای دولتی وابسته باشد، به نوع نگاه و انتخاب مردم بستگی دارد. آینده این شهرستان باغی، کشاورزی، دامپروری، مرزی و گردشگری زمانی تضمین میشود که سرمایههای محلی از فعالیتهای صرفاً واسطهای و خدماتی، به سمت تولید و اشتغال پایدار هدایت شوند و انتخابهای بیشتری برای سرمایهگذاری در اختیار مردم قرار گیرد.
@avinpress
❤10👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺دالانپر؛ میراثی در معرض نابودی!
✍ شفیع بهرامیان
▫️ارتفاعات بزسینا، دالانپر و دریاچه زیبای مامشیخ در منطقه سیلوانای ارومیه، از ارزشمندترین زیستبومهای کوهستانی ایران به شمار میروند. این منطقه با مراتع غنی، یخچالهای طبیعی، تنوع گیاهی و چشماندازهای کمنظیر، سرمایهای ملی و میراثی برای نسلهای آینده است. با این حال، در سالهای اخیر افزایش بیضابطه حضور گردشگران، رهاسازی زباله، روشن کردن آتش، ورود خودروهای آفرود به مراتع و حریم دریاچه، تخریب پوشش گیاهی و آسیب به منابع آب، زنگ خطر نابودی تدریجی این طبیعت بکر را به صدا درآورده است.
▫️راهحل این مشکل، البته محروم کردن دامداران بومی از مراتع نیست؛ زیرا آنان مطابق قوانین و پروانههای قانونی، بهرهبرداران سنتی این سرزمین هستند و قرنها در حفظ این اکوسیستم نقش داشتهاند. مسئله اصلی، نبود مدیریت گردشگری و ضعف نظارت بر ورود افراد و وسایل نقلیه به مناطق حساس است.
▫️ادامه مطلب در این لینک
@avinpress
✍ شفیع بهرامیان
▫️ارتفاعات بزسینا، دالانپر و دریاچه زیبای مامشیخ در منطقه سیلوانای ارومیه، از ارزشمندترین زیستبومهای کوهستانی ایران به شمار میروند. این منطقه با مراتع غنی، یخچالهای طبیعی، تنوع گیاهی و چشماندازهای کمنظیر، سرمایهای ملی و میراثی برای نسلهای آینده است. با این حال، در سالهای اخیر افزایش بیضابطه حضور گردشگران، رهاسازی زباله، روشن کردن آتش، ورود خودروهای آفرود به مراتع و حریم دریاچه، تخریب پوشش گیاهی و آسیب به منابع آب، زنگ خطر نابودی تدریجی این طبیعت بکر را به صدا درآورده است.
▫️راهحل این مشکل، البته محروم کردن دامداران بومی از مراتع نیست؛ زیرا آنان مطابق قوانین و پروانههای قانونی، بهرهبرداران سنتی این سرزمین هستند و قرنها در حفظ این اکوسیستم نقش داشتهاند. مسئله اصلی، نبود مدیریت گردشگری و ضعف نظارت بر ورود افراد و وسایل نقلیه به مناطق حساس است.
▫️ادامه مطلب در این لینک
@avinpress