Forwarded from امید در لب مرز
بعضی چیزها اصلا مسئله نیستن که حل بشن! جواب یک راه جدید نیست، پذیرفتن چیزیه که نمیتونی تغییرش بدی. پذیرش یعنی دست از تلاش برای تغییر واقعیت برداری، نه اینکه دوستش داشته باشی، نه اینکه باهاش موافق باشی، فقط قبول کنی که این واقعیت منه حالا باید ببینم با این واقعیت چطور زندگی کنم.
🐳2
Forwarded from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
گاهی اونقدر مشغول پیدا کردن آدم مناسبیم که فراموش میکنیم خودمون هم باید تبدیل به آدمی بشیم که بتونه یک رابطهی سالم رو حفظ کنه. رابطه فقط انتخاب کردن نیست؛ ایجاد ظرفیت هم هست. ظرفیت گفتوگو، ظرفیت شنیدن، ظرفیت پذیرش تفاوتها، و مهمتر از همه، ظرفیت روبهرو شدن با بخشهایی از خودمون که در رابطه فعال میشن.
❤1🐳1
Forwarded from فروید و روانکاوی (Abozar shariati)
اکثر رنجهای ما ناشی از این است که با خواستهها و تمایلات برانگیخته میشویم و بعد وقتی خواسته برآورده میشود از لحظه ارضای آن لذت میبریم. لحظهای که خیلی زود تبدیل به دلزدگی و کسالت میشود و سپس این دلزدگی با بروز و سر برآوردن خواستهای دیگر متوقف میشود. این چرخه خواستن مداوم، ارضای لحظهای، دلزدگی و خواستهی بعدی بیماری بشر در این جهان است.
اروین یالوم، درمان شوپنهاور
🐳1
Forwarded from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
بعضی وقتها فکر میکنی داری به خودت فرصت میدی، ولی در واقع داری تصمیم سخت رو عقب میندازی.
🐳1
Forwarded from " ࡄِ❟ࡅ࡙ߺܝߊ " (𝓜𝓪𝓱𝓼𝓪 𝓚𝓲𝓪)
اینکه چه احساسی داریم لزوما به ما نمیگه که چه چیزی رو میخواییم. اگه دوستش داری اما همچنان یه ابهامی سایه انداخته روی احساساتت، راهش این نیست که احساستو زیر سوال ببری، راه دقیقترش اینه که بری و خواستن و توانایی انتخاب کردن و مسئولیتپذیری رو یاد بگیری.
🐳1
WillWrites
نمیدونم ویل، گمونم تا وقتی سرتو اینجوری پایین بگیری دیگه فرقی نداره ستارهها میدرخشن یا نه.
ویل، کسی به باری که گردنو پایین آورده نگاهم میکنه یا فقط چشمش به آسمونه و پایینو نمیبینه؟
👍1🐳1
My Dearest Friend And Enemy
Tamino
Don't you leave me out
We were only trying to find out why
Love was passing by
In an echo's pressing sound
Doesn't matter now
Stop the tears welling in your eyes
You're breaking up the sky
Like a widow's broken vow
Here goes everything
You're my dearest friend and enemy
You belong with me
Like young love belongs to spring
Now don't tell me that I'm wrong again
I dream of living a life
Where neither of us fears looking behind
Is your faith restored?
Now that every heaven's out of reach
Thunder on the beach
Where you once would ask for more
Will it be the same?
When you build your family
With your next enemy
Tell me who'll be next to blame
Or could it be the start
Of something beautiful for you
Where you can see it too
Either way we'd be apart
Either way it would break my heart
I dream of living a life
Where neither of us fears looking behind
Don't just look away
Let me know for once what's on your mind
Leave some truth behind
If we go our separate ways
Before I step into darker days
🔥1🐳1
Forwarded from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
اون اتفاق کوچیک فقط یه جرقهست، نه دلیل اصلی. زیرش معمولاً یه انباشتِ هیجانی چندروزه یا چندهفتهایه، که منتظر یه بهونهی کوچیک بوده تا بالاخره بزنه بیرون. گیر کردن آستین لباست به دستگیرهی در، گاهی بهترین بهونه واسه گریه کردنه.
🐳1
Forwarded from آبیِ سنگین (جآندرد)
از نظر اجتماعی، بیستسالگی پر از انتظارهای متناقضه؛ مستقل باش، اما از خانواده فاصله نگیر. دنبال علاقهات برو، اما درآمدت رو فراموش نکن. ازدواج کن، اما عجله نکن. جوون بمون، اما برای آینده دیر نکن. بعد وسط این همه صدای مختلف باید بفهمی کدوم خواسته واقعاً مال خودته و کدوم رو فقط از ترس قضاوت شدن پذیرفتی. گاهی سختترین بخش بزرگ شدن، تصمیم گرفتن نیست؛ پس گرفتن حق تصمیم گرفتن برای خودته.
🐳1