شاید تاجی برای ملکه خواندنت نداشته بام ولی شمشیری برای محافظت از جانت ، دارم
اکنون به مرحلهای از تجلی
حقیقت رسیدهام
که در آن خدا را در حال
راه رفتن در هر انسانی و
تجلی بخشیدنِ یکسانِ خود
در میان انسان عاقل و انسان گناهکار ،
در میان انسان مقدس
و انسان شرور میبینم.
بنابراین وقتی که با انسانهای
مختلفی دیدار میکنم به خودم میگویم :
خداوند در شکل قدیس ،
خداوند در شکل گناهکار ،
خداوند در شکل انسان درستکار ،
خداوند در شکل انسان خطاکار.
حقیقت رسیدهام
که در آن خدا را در حال
راه رفتن در هر انسانی و
تجلی بخشیدنِ یکسانِ خود
در میان انسان عاقل و انسان گناهکار ،
در میان انسان مقدس
و انسان شرور میبینم.
بنابراین وقتی که با انسانهای
مختلفی دیدار میکنم به خودم میگویم :
خداوند در شکل قدیس ،
خداوند در شکل گناهکار ،
خداوند در شکل انسان درستکار ،
خداوند در شکل انسان خطاکار.