در این زندگانی
امید و تلاش، حاکمیت میداشتند برای راه،
جنگیدن یک جبر بود برای بقا،
و مرگ حقیقتی بیگریز بود
تا ابدیت را کمی دیر به فرجام رسانده باشد!
برای این زیستن، باید جنگید
باید خروشید و بیوقفه به سنت پروانهها، پیلهها را گشود،
برای زیستن برای بقا، مورچهوار باید زیست،
پر تکاپو، فرمانده، فرمانبردار و عاشق!
و به راستی که اگر عشق نبود
ارزشهای این همه جنگيدنها به چه چیزی میبود؟
با امید
با شجاعت
با رهروان ره عشق راه رفتن، پیروزیست،
ایمان دارم و باور دارم و یقین ..!
#محمدعلی_خشنو
❤️🩹❤️🔥💔
امید و تلاش، حاکمیت میداشتند برای راه،
جنگیدن یک جبر بود برای بقا،
و مرگ حقیقتی بیگریز بود
تا ابدیت را کمی دیر به فرجام رسانده باشد!
برای این زیستن، باید جنگید
باید خروشید و بیوقفه به سنت پروانهها، پیلهها را گشود،
برای زیستن برای بقا، مورچهوار باید زیست،
پر تکاپو، فرمانده، فرمانبردار و عاشق!
و به راستی که اگر عشق نبود
ارزشهای این همه جنگيدنها به چه چیزی میبود؟
با امید
با شجاعت
با رهروان ره عشق راه رفتن، پیروزیست،
ایمان دارم و باور دارم و یقین ..!
#محمدعلی_خشنو
❤️🩹❤️🔥💔
❤1🥰1👏1
مست آمدم اي پيـــر که مستـــانه بميــرم
مستـــانه در اين گـــوشـــه ي ميـــخانه بميــرم
درويشــــــــم و بگــــذار قلـنـــــدر منـشــــانه
کاکل همه افشان به ســـر شــانه بميــــرم
ميخانه به دور ســـــــر من چــــرخد و اينـــم
پيـــمــان که به چــرخيــــــدن پيمانه بميــرم
من بلبــــل عشـــاق به دامي نشـــــوم رام
در دام تو هــــم بي طــمــــع دانه بميـــــــرم
شمعي و طواف حرمي بود که مي خواست
پروانـه بــزايــم مــن و پــروانـه بميــــــــــــــرم
مــن در يتيــمـــــم صدفـــم سيــنه درياست
بگذار يتـيـــمانه و دردانــه بميــــــــــــــــــــرم
بيـگانـه شــمـــردند مـــرا در وطن خـــويــش
تا بي وطن و از هـمـــه بيــــگانه بميــــــــرم
کو ني زن ميــخــانه بـگــــو جــان به لب آور
تا با تـــب و لب بــــــر لب جــانــانه بميـــــرم
آن ســـلســــله ي زلـف که زنار دلـــــم بــــــود
در گردنـــــم آويز که ديــــــوانه بميــــــــــــــرم
ايـن ديـر مغـان ته چــک ايران قديـــــم است
اينجاست که من بي چک و بي چانه بميرم
در زنــدگي افســـانه شـــدم در هـــمه آفاق
بگذار که در مرگ هــــم افســــانه بميــــــرم
در گوشـــه ي کاشـــانه بســـي سوختـــم اما
آن شمــع نبــــودم که به کاشـــــــانه بميــــــــــــــــــــرم
استاد_شهریار..
❤️🩹❤️🔥💔
مستـــانه در اين گـــوشـــه ي ميـــخانه بميــرم
درويشــــــــم و بگــــذار قلـنـــــدر منـشــــانه
کاکل همه افشان به ســـر شــانه بميــــرم
ميخانه به دور ســـــــر من چــــرخد و اينـــم
پيـــمــان که به چــرخيــــــدن پيمانه بميــرم
من بلبــــل عشـــاق به دامي نشـــــوم رام
در دام تو هــــم بي طــمــــع دانه بميـــــــرم
شمعي و طواف حرمي بود که مي خواست
پروانـه بــزايــم مــن و پــروانـه بميــــــــــــــرم
مــن در يتيــمـــــم صدفـــم سيــنه درياست
بگذار يتـيـــمانه و دردانــه بميــــــــــــــــــــرم
بيـگانـه شــمـــردند مـــرا در وطن خـــويــش
تا بي وطن و از هـمـــه بيــــگانه بميــــــــرم
کو ني زن ميــخــانه بـگــــو جــان به لب آور
تا با تـــب و لب بــــــر لب جــانــانه بميـــــرم
آن ســـلســــله ي زلـف که زنار دلـــــم بــــــود
در گردنـــــم آويز که ديــــــوانه بميــــــــــــــرم
ايـن ديـر مغـان ته چــک ايران قديـــــم است
اينجاست که من بي چک و بي چانه بميرم
در زنــدگي افســـانه شـــدم در هـــمه آفاق
بگذار که در مرگ هــــم افســــانه بميــــــرم
در گوشـــه ي کاشـــانه بســـي سوختـــم اما
آن شمــع نبــــودم که به کاشـــــــانه بميــــــــــــــــــــرم
استاد_شهریار..
❤️🩹❤️🔥💔
مرگ میبارد بر سر این ناباوریهای مخدوش شدهی روح و روان،
در میزگردی مسموم به ابزارهای پلید
به دروغ و ریا و کثافتهای ساخت بشری!
مرگ بر این هیاهو
بر این بیرحمیهای چرکین،
مرگ باد بر ظالم
بر مظلومی قانع مانده به ظلم!
مرگ میبارد بر تابوتِ این شب
این تاریکی،
این به یغما رفتهی مرده بر دار،
مرگ میبارد بر این دگردیسیها
بر این سیارگانِ بی سو و خاموش!
و حالا در تلالوی این مرگ،
بر تاج بی سر این مقصد،
عشق حیران و دربهدر میچرخد در سکوت!
بیشک که این اعمال
آئینهی نمایان این زیستن بودند،
ایمان دارم به این شفافیت و وضوح،
چه در مرگ، چه در دگردیسیها و هر میلاد!
#محمدعلی_خشنو...
❤️🩹❤️🔥💔
در میزگردی مسموم به ابزارهای پلید
به دروغ و ریا و کثافتهای ساخت بشری!
مرگ بر این هیاهو
بر این بیرحمیهای چرکین،
مرگ باد بر ظالم
بر مظلومی قانع مانده به ظلم!
مرگ میبارد بر تابوتِ این شب
این تاریکی،
این به یغما رفتهی مرده بر دار،
مرگ میبارد بر این دگردیسیها
بر این سیارگانِ بی سو و خاموش!
و حالا در تلالوی این مرگ،
بر تاج بی سر این مقصد،
عشق حیران و دربهدر میچرخد در سکوت!
بیشک که این اعمال
آئینهی نمایان این زیستن بودند،
ایمان دارم به این شفافیت و وضوح،
چه در مرگ، چه در دگردیسیها و هر میلاد!
#محمدعلی_خشنو...
❤️🩹❤️🔥💔
❤2🥰1
دلش یک کنج میخواست
برای ماندن ، برای رها شدن
گاهی دلگیر تر از دلتنگی
نبودن یک مکان است
تنها یک گوشه ی امن
برای از یاد بردنِ
تمام فکر و خیال ها
همین ...
#حسین_عربی..
❤️🩹❤️🔥❤️🩹
برای ماندن ، برای رها شدن
گاهی دلگیر تر از دلتنگی
نبودن یک مکان است
تنها یک گوشه ی امن
برای از یاد بردنِ
تمام فکر و خیال ها
همین ...
#حسین_عربی..
❤️🩹❤️🔥❤️🩹
ﺭﻭﯼ ﻭﯾﺘﺮﯾﻦ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺑﻔﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺭﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ: ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ، ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺭا ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ. ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﺎ "ﮐﻼﻡ" ﻣﻄﺮﺡ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ؛
چون ﺍﺯ ﮐﻼﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ می شود ﮐﻪ ﺷﻤﺎ می گویید ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﺗﺎﻥ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ...
❤️🩹❤️🔥💔
چون ﺍﺯ ﮐﻼﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ می شود ﮐﻪ ﺷﻤﺎ می گویید ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﺗﺎﻥ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ...
❤️🩹❤️🔥💔
گفت آیا افتخاری داشتی در زندگی !؟
سینه را جلو دادم وگفتم: دوام آوردهام.
❤️🩹❤️🔥💔
سینه را جلو دادم وگفتم: دوام آوردهام.
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچوقت نمیتوانی
چیزی را که قرار است از دست بدهی،
نگه داری.🍃
تو فقط قادر هستی چیزی را که داری،
قبل از آنکه از دستت برود،
عاشقانه دوست داشته باشی..🌸🍃
❤️🩹❤️🔥💔
چیزی را که قرار است از دست بدهی،
نگه داری.🍃
تو فقط قادر هستی چیزی را که داری،
قبل از آنکه از دستت برود،
عاشقانه دوست داشته باشی..🌸🍃
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من فرزند هرگز زاده نشدهام را دوست دارم و چون دوستش دارم...
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خب یهکم زیبایی ببینید مباحث سنگین رو بشوره ببره
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
در چشمانت مینگرم ،
و میبینم چقدر شعر به آنها بدهکارم،
هر مژه ات کلمه ای ست دلفریب،
در کنار هم سطری عاشقانه شده ،
که غمزه یِ چشمانت سروده اند ،
آن مردمکِ سیاهِ شورانگیز دیدگانت،
شعری ست سپید ،
و آنگاه که میگریی ،
از هر قطره یِ اشکت،
شعری نو زاده میشود،
و آن زمان که میخندی ،
از برقِ نگاهِ شادمانت غزلی آفریده میشود،
و چشم هایِ تو ،
قصیده ای عاشقانه ،
عزیزِ جانم ؛
چقدر شعر به تو بدهکارم،
شباهنگام ،
پلک هایت را همچون جلد نفیسِ،
دیوانِ شعری کهن،
و دست نویس بر هم بگذار ،
حالا نوبت من است ،
و این شب بیداری ها ،
تا طلوعِ هزاران آفتاب ،
هزاران و هزارها ترانه یِ عاشقانه،
برایت می سُرایم.... .
دلبرکم؛
چقدر شعر نگفته به تو بدهکارم.... .
❤️🩹❤️🔥💔
و میبینم چقدر شعر به آنها بدهکارم،
هر مژه ات کلمه ای ست دلفریب،
در کنار هم سطری عاشقانه شده ،
که غمزه یِ چشمانت سروده اند ،
آن مردمکِ سیاهِ شورانگیز دیدگانت،
شعری ست سپید ،
و آنگاه که میگریی ،
از هر قطره یِ اشکت،
شعری نو زاده میشود،
و آن زمان که میخندی ،
از برقِ نگاهِ شادمانت غزلی آفریده میشود،
و چشم هایِ تو ،
قصیده ای عاشقانه ،
عزیزِ جانم ؛
چقدر شعر به تو بدهکارم،
شباهنگام ،
پلک هایت را همچون جلد نفیسِ،
دیوانِ شعری کهن،
و دست نویس بر هم بگذار ،
حالا نوبت من است ،
و این شب بیداری ها ،
تا طلوعِ هزاران آفتاب ،
هزاران و هزارها ترانه یِ عاشقانه،
برایت می سُرایم.... .
دلبرکم؛
چقدر شعر نگفته به تو بدهکارم.... .
❤️🩹❤️🔥💔
.
دریغا سینه از حسرت شبی بیانتها دارد
دوباره ماه این قصه پسِ در ماجرا دارد
به هرجا گوشهای از دل تپیده در تهِ مرداب
چو برگ افتاده در آبم که مرگم را روا دارد
درونم غم برهنه روی مبل افتاده با صد آه
که گویی در میان جانِ من مهمانسرا دارد
از آن روزی که از دستم رها شد آینه بر سنگ
میان هر نفس زخمی برای خود بنا دارد
شدم گم در میان خانهی خود زیر پای باد
اتاقم در تب باران، سقفش گریهها دارد
سلامی از لب خورشید کافی بود بر کوچه
ولی افسوس با کوچه سری ناآشنا دارد
تو ای جانا چرا کردی جهانم خیس از اندوه
ندانستی که هر اشکی مجازاتش صدا دارد
#شهرزاد
❤️🩹❤️🔥💔
دریغا سینه از حسرت شبی بیانتها دارد
دوباره ماه این قصه پسِ در ماجرا دارد
به هرجا گوشهای از دل تپیده در تهِ مرداب
چو برگ افتاده در آبم که مرگم را روا دارد
درونم غم برهنه روی مبل افتاده با صد آه
که گویی در میان جانِ من مهمانسرا دارد
از آن روزی که از دستم رها شد آینه بر سنگ
میان هر نفس زخمی برای خود بنا دارد
شدم گم در میان خانهی خود زیر پای باد
اتاقم در تب باران، سقفش گریهها دارد
سلامی از لب خورشید کافی بود بر کوچه
ولی افسوس با کوچه سری ناآشنا دارد
تو ای جانا چرا کردی جهانم خیس از اندوه
ندانستی که هر اشکی مجازاتش صدا دارد
#شهرزاد
❤️🩹❤️🔥💔
دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد
چه نکوبخت درختی که بر و بار تو دارد
چه کند چرخ فلک را چه کند عالم شک را
چو بر آن چرخ معانی مهش انوار تو دارد
#مولانا
❤️🩹❤️🔥💔
چه نکوبخت درختی که بر و بار تو دارد
چه کند چرخ فلک را چه کند عالم شک را
چو بر آن چرخ معانی مهش انوار تو دارد
#مولانا
❤️🩹❤️🔥💔
دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد
چه نکوبخت درختی که بر و بار تو دارد
چه کند چرخ فلک را چه کند عالم شک را
چو بر آن چرخ معانی مهش انوار تو دارد
#مولانا
❤️🩹❤️🔥💔
مهر و سپاس از شما و مکث نگاه تون🙏😊
چه نکوبخت درختی که بر و بار تو دارد
چه کند چرخ فلک را چه کند عالم شک را
چو بر آن چرخ معانی مهش انوار تو دارد
#مولانا
❤️🩹❤️🔥💔
مهر و سپاس از شما و مکث نگاه تون🙏😊
ذغال های خاموش را
ڪنار ذغال روشن می گذارند
تا روشن شود ،
هم نشینی اثر دارد...
پس همیشـه آدمی را انتخاب ڪنید
ڪـه انرژی مثبتش، امیدش،
خوبی هایش در شما اثر گذارد...
امید را از نجاری آموختم،
که مغازه اش سوخت،
ولی او با همان چوب های
سوخته مغازه ذغال فروشی باز کرد..
❤️🩹❤️🔥💔
ڪنار ذغال روشن می گذارند
تا روشن شود ،
هم نشینی اثر دارد...
پس همیشـه آدمی را انتخاب ڪنید
ڪـه انرژی مثبتش، امیدش،
خوبی هایش در شما اثر گذارد...
امید را از نجاری آموختم،
که مغازه اش سوخت،
ولی او با همان چوب های
سوخته مغازه ذغال فروشی باز کرد..
❤️🩹❤️🔥💔
افرادی که در مسیر زندگی به "بلوغ"
عاطفی
فکری
و شخصیتی میرسند؛
خودبخود در" سکوتی" خاص قرار میگیرند
که لبریزاز محبت و مهربانی است.
برای این افراد ،
"قضاوت شدن" توسط دیگران ، اهمیتی ندارد
زیرا که آنان ،" نگران" تصویر ذهنی دیگران
در مورد خودشان نیستند.
این افراد از میدان مسابقه ،خارج شده اند ،
و خود را با دیگران مقایسه نمیکنند
حتی اگر دیگران ، آنها را" بازنده" بدانند ،
برایشان ،" اهمیتی" ندارد.
افراد بالغ ،
به نقطه ای رسیده اند که فهمیده اند
زندگی ، مثل یک بازی ،
برای آمدن و نماندن است.
آنها فهمیده اند که بهترین مواجهه با زندگی ،
"مهربانی" است.
❤️🩹❤️🔥💔
عاطفی
فکری
و شخصیتی میرسند؛
خودبخود در" سکوتی" خاص قرار میگیرند
که لبریزاز محبت و مهربانی است.
برای این افراد ،
"قضاوت شدن" توسط دیگران ، اهمیتی ندارد
زیرا که آنان ،" نگران" تصویر ذهنی دیگران
در مورد خودشان نیستند.
این افراد از میدان مسابقه ،خارج شده اند ،
و خود را با دیگران مقایسه نمیکنند
حتی اگر دیگران ، آنها را" بازنده" بدانند ،
برایشان ،" اهمیتی" ندارد.
افراد بالغ ،
به نقطه ای رسیده اند که فهمیده اند
زندگی ، مثل یک بازی ،
برای آمدن و نماندن است.
آنها فهمیده اند که بهترین مواجهه با زندگی ،
"مهربانی" است.
❤️🩹❤️🔥💔
همیشه به قلبت بگو که ترس از رنج از خود رنج بدتر است و تاریک ترین لحظه ی شب لحظه پیش از برآمدن آفتاب است ...
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
خاطراتت زبان نمیفهمد
میرساند مرا به مرز دار
رفته ای و نبرده ای با خود
چه کنم با بلای نا هنجار؟!
تا کجا میبری مرا با خود؟
ای که قصدِ نیامدن داری
دیگِ دلشوره گی به جوش آمد
کی خیالِ سرآمدن داری؟؟
آتشِ مانده زیر خاکستر
کمتر این شعله را هوایی کن
بانگاه همیشه در راهم
صحبت از دود آشنایی کن
انتظارم گرفته دلشوره
نبض بی تابی ام ندارد نا
من بریدم گلوی حسم را
پس خیالت چه میکند اینجا؟!
ماهِ از آسمان جدا مانده
کاش میشد به خانه برگردی
طاقتم جان به سر شد از دوری
سرِاین خسته جان چه آوردی؟!
مانده ام در دو راهی تقدیر
پای دیوارِ آتش و حسرت
گرچه سوزانده ای حواسم را
به نبودت نمیکنم عادت
هرشب اینجا بساطمان جوراست
من و خواب و خیالِ بی رحمت
کاش میشد دوباره بغضم را
بشکنم روی شانه ی گرمت....
✍ #صفیه_اسدی(صدف)
❤️🩹❤️🔥💔
خاطراتت زبان نمیفهمد
میرساند مرا به مرز دار
رفته ای و نبرده ای با خود
چه کنم با بلای نا هنجار؟!
تا کجا میبری مرا با خود؟
ای که قصدِ نیامدن داری
دیگِ دلشوره گی به جوش آمد
کی خیالِ سرآمدن داری؟؟
آتشِ مانده زیر خاکستر
کمتر این شعله را هوایی کن
بانگاه همیشه در راهم
صحبت از دود آشنایی کن
انتظارم گرفته دلشوره
نبض بی تابی ام ندارد نا
من بریدم گلوی حسم را
پس خیالت چه میکند اینجا؟!
ماهِ از آسمان جدا مانده
کاش میشد به خانه برگردی
طاقتم جان به سر شد از دوری
سرِاین خسته جان چه آوردی؟!
مانده ام در دو راهی تقدیر
پای دیوارِ آتش و حسرت
گرچه سوزانده ای حواسم را
به نبودت نمیکنم عادت
هرشب اینجا بساطمان جوراست
من و خواب و خیالِ بی رحمت
کاش میشد دوباره بغضم را
بشکنم روی شانه ی گرمت....
✍ #صفیه_اسدی(صدف)
❤️🩹❤️🔥💔
تنها شدی دیگر رفیقی در کنارت نیست
دنیا حریف درد های بیشمارت نیست
یخبسته ای در خواب سنگین زمستانی
شوقی به روییدندر آغاز بهارت نیست
بیزاری از قفل و کلید و خانه ی سردت
وقتی که پشت در کسی در انتظارت نیست
وقتی که تقدیرت به دست غمرقم خورده ست
رفتارهای زندگی در اختیارت نیست
ای هیچ! اینشاعر،همین انسان و حتی خاک
چیزی به غیر از اسمهای مستعارت نیست
از ذره های ناتوانچیزی نمی ماند
در کائناتی کهنشاناز اقتدارت نیست
درگیر رنجت باش ای بیماری مرموز
وقتی که می دانی کسی اینجا دچارت نیست
✍صنمنافع..
❤️🩹❤️🔥💔
دنیا حریف درد های بیشمارت نیست
یخبسته ای در خواب سنگین زمستانی
شوقی به روییدندر آغاز بهارت نیست
بیزاری از قفل و کلید و خانه ی سردت
وقتی که پشت در کسی در انتظارت نیست
وقتی که تقدیرت به دست غمرقم خورده ست
رفتارهای زندگی در اختیارت نیست
ای هیچ! اینشاعر،همین انسان و حتی خاک
چیزی به غیر از اسمهای مستعارت نیست
از ذره های ناتوانچیزی نمی ماند
در کائناتی کهنشاناز اقتدارت نیست
درگیر رنجت باش ای بیماری مرموز
وقتی که می دانی کسی اینجا دچارت نیست
✍صنمنافع..
❤️🩹❤️🔥💔
دل به شادیهای بی مقدار
این عالم مَبَند
زندگی تنها فرازی
در نشیبـی سـاخته اسـت..
❤️🩹❤️🔥💔
این عالم مَبَند
زندگی تنها فرازی
در نشیبـی سـاخته اسـت..
❤️🩹❤️🔥💔