.
لبهایی ڪه ســـــــڪۅت می ڪنن حࢪف هایی داࢪن ڪه دنیا طاقت شنیدنشۅ نداࢪه...
❤️🩹❤️🔥💔
لبهایی ڪه ســـــــڪۅت می ڪنن حࢪف هایی داࢪن ڪه دنیا طاقت شنیدنشۅ نداࢪه...
❤️🩹❤️🔥💔
آدمی غرق ست دردُنیا به رویایِ خودش
هرکسی ازجان ودل می جویدهمتایِ خودش
من همان کوهم،صدایم رابه خودپس می دهم
هرصدایی درجهان ، پژواکِ آوایِ خودش
بس که تنها بوده ام ، تکرارِخود گشتم چنان
کاش برگردد گذشته ها سَرِ جایِ خودش
نقشِ عشق و آرزو رفته ست از دیوانِ من
واژه واژه با تو می آید که با پایِ خودش
هیچ در هیچ ست کلّ ِ داستانِ زندگی
در تمام عُمرِ من ، هر روز فردایِ خودش
موجِ سرگشته م به ساحل می زنم خود را ولی
*بازخواهدگشت هرموجی به دریایِ خودش*
یک کبوتر هر چه هم پَر می زنددر اوج ها
بازمی گردد ولی شب ها به ماوایِ خودش
ماه کامل می شود در آسمانِ زندگی
همچنان مردابِ دل ، محوِ تماشایِ خودش..
❤️🩹❤️🔥💔
هرکسی ازجان ودل می جویدهمتایِ خودش
من همان کوهم،صدایم رابه خودپس می دهم
هرصدایی درجهان ، پژواکِ آوایِ خودش
بس که تنها بوده ام ، تکرارِخود گشتم چنان
کاش برگردد گذشته ها سَرِ جایِ خودش
نقشِ عشق و آرزو رفته ست از دیوانِ من
واژه واژه با تو می آید که با پایِ خودش
هیچ در هیچ ست کلّ ِ داستانِ زندگی
در تمام عُمرِ من ، هر روز فردایِ خودش
موجِ سرگشته م به ساحل می زنم خود را ولی
*بازخواهدگشت هرموجی به دریایِ خودش*
یک کبوتر هر چه هم پَر می زنددر اوج ها
بازمی گردد ولی شب ها به ماوایِ خودش
ماه کامل می شود در آسمانِ زندگی
همچنان مردابِ دل ، محوِ تماشایِ خودش..
❤️🩹❤️🔥💔
برون نمی رود از دل خیال خام وصالت
اگر چه رفته وصالت ولی خوشم به خیالت
شبیه معجزه هستی پر از سوال و معما
هنوز مانده به ذهنم جواب خیل سوالت
به پشت شهر تو مانده نزاع ماهی و دریا
درون شهر تو یک کس نمی رسد به کمالت
شبی که با تو نشستم شروع زندگی ام شد
شروع تازه ی شعرم ، سرودن از خط و خالت
ببین که منتظرم باز دوباره مست تو باشم
عزیز بتکده باشی نگاه من به جمالت
اگر چه چیده ای از باغ ما فراوان سیب
بگو ز باغ تو چینم کمی ز سیب حلالت
وصال شهر تو باشم کنار خلوت باران
دوباره دل بسپارم به سایه های خیالت..
❤️🩹❤️🔥💔
اگر چه رفته وصالت ولی خوشم به خیالت
شبیه معجزه هستی پر از سوال و معما
هنوز مانده به ذهنم جواب خیل سوالت
به پشت شهر تو مانده نزاع ماهی و دریا
درون شهر تو یک کس نمی رسد به کمالت
شبی که با تو نشستم شروع زندگی ام شد
شروع تازه ی شعرم ، سرودن از خط و خالت
ببین که منتظرم باز دوباره مست تو باشم
عزیز بتکده باشی نگاه من به جمالت
اگر چه چیده ای از باغ ما فراوان سیب
بگو ز باغ تو چینم کمی ز سیب حلالت
وصال شهر تو باشم کنار خلوت باران
دوباره دل بسپارم به سایه های خیالت..
❤️🩹❤️🔥💔
هر از گاهی برای آنان که دوستشان داری نشانهای بفرست تا به یادشان آوری که
هنوز برایت عزیزند...!
#شکسپیر
❤️🩹❤️🔥💔
هنوز برایت عزیزند...!
#شکسپیر
❤️🩹❤️🔥💔
چقدر خوب است "
ڪسی بی دلیل
تو را دوست داشته باشد
و هنگامی ڪ از او میپرسی
چرا من را دوست داری ؟
در جواب بگوید "
بخدا نمی دانم چرا اما "
این را میدانم ڪ وقتی نباشی
اصلا خوب نیستم "
چقدر خوب است "
آدم یڪی را داشته باشد "
هر وقت به او فڪر می ڪُند
تمام درد هایش را فراموش بڪُند
و چقدر خوب است
این دوست داشتن های بی دلیل "
آدم را " آرام و سبڪـ می ڪُند
❤️🩹❤️🔥💔
ڪسی بی دلیل
تو را دوست داشته باشد
و هنگامی ڪ از او میپرسی
چرا من را دوست داری ؟
در جواب بگوید "
بخدا نمی دانم چرا اما "
این را میدانم ڪ وقتی نباشی
اصلا خوب نیستم "
چقدر خوب است "
آدم یڪی را داشته باشد "
هر وقت به او فڪر می ڪُند
تمام درد هایش را فراموش بڪُند
و چقدر خوب است
این دوست داشتن های بی دلیل "
آدم را " آرام و سبڪـ می ڪُند
❤️🩹❤️🔥💔
ساغرم شکست ای ساقی
رفته ام ز دست ای ساقی
در میان طوفان بر موج غم نشسته منم
در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم...
❤️🩹❤️🔥💔
رفته ام ز دست ای ساقی
در میان طوفان بر موج غم نشسته منم
در زورق شکسته منم ای ناخدای عالم...
❤️🩹❤️🔥💔
چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
بر دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی
سر شانه را شکستم به بهانهٔ تطاول
که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی
ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی
ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی
کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگز
تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی
به قلمروی محبت در خانهای نرفتی
که به پاکیاش نرفتی و به سختیاش نبستی
به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم
ز غرور ناز گفتی که مگر هنوز هستی
ز طواف کعبه بگذر، تو که حق نمیشناسی
به در کنشت منشین تو که بت نمیپرستی
تو که ترک سر نگفتی ز پیش چگونه رفتی
تو که نقد جان ندادی ز غمش چگونه رستی
اگرت هوای تاج است ببوس خاک پایش
که بدین مقام عالی نرسی مگر ز پستی
مگر از دهان ساقی مددی رسد وگرنه
کس از این شراب باقی نرسد به هیچ مستی
مگر از عذار سر زد خط آن پسر فروغی
که به صد هزار تندی ز کمند شوق جستی
#فروغی_بسطامی..
❤️🩹❤️🔥💔
بر دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی
سر شانه را شکستم به بهانهٔ تطاول
که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی
ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی
ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی
کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگز
تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی
به قلمروی محبت در خانهای نرفتی
که به پاکیاش نرفتی و به سختیاش نبستی
به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم
ز غرور ناز گفتی که مگر هنوز هستی
ز طواف کعبه بگذر، تو که حق نمیشناسی
به در کنشت منشین تو که بت نمیپرستی
تو که ترک سر نگفتی ز پیش چگونه رفتی
تو که نقد جان ندادی ز غمش چگونه رستی
اگرت هوای تاج است ببوس خاک پایش
که بدین مقام عالی نرسی مگر ز پستی
مگر از دهان ساقی مددی رسد وگرنه
کس از این شراب باقی نرسد به هیچ مستی
مگر از عذار سر زد خط آن پسر فروغی
که به صد هزار تندی ز کمند شوق جستی
#فروغی_بسطامی..
❤️🩹❤️🔥💔
یک نفر از خواب بیدارم کند دارد کسی
با خودش عشق مرا بازو به بازو می برد..
❤️🩹❤️🔥💔
یک نفر از خواب بیدارم کند دارد کسی
با خودش عشق مرا بازو به بازو می برد..
❤️🩹❤️🔥💔
شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم
شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ناله ی سازم
دل شیدا حلقه را شکند
تا برآید و راه سفر گیرد
مگر یکدم گرم و شعله فشان
تا به بام جهان بال و پر گیرد
—
خوشا ای دل
بال و پر زدنت
شعله ور شدنت در شبانگاهی
به بزم غم
دیدگان تری، جان پر شرری، شعله ی آهی
بیا ساقی
تا به دست طلب گیرم از کف تو
جام پی در پی
به داد دل ای قرار دلم
نوبهار دلم می رسی پس کی؟
چو آن ابر نو بهار من
به دل شور گریه دارم من
می توانم آیا نبارم من؟
#شاعر_ساعد_باقری..
❤️🩹❤️🔥💔
شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم
شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ناله ی سازم
دل شیدا حلقه را شکند
تا برآید و راه سفر گیرد
مگر یکدم گرم و شعله فشان
تا به بام جهان بال و پر گیرد
—
خوشا ای دل
بال و پر زدنت
شعله ور شدنت در شبانگاهی
به بزم غم
دیدگان تری، جان پر شرری، شعله ی آهی
بیا ساقی
تا به دست طلب گیرم از کف تو
جام پی در پی
به داد دل ای قرار دلم
نوبهار دلم می رسی پس کی؟
چو آن ابر نو بهار من
به دل شور گریه دارم من
می توانم آیا نبارم من؟
#شاعر_ساعد_باقری..
❤️🩹❤️🔥💔
پنجشنبه و یادآوری خاطرات
یاد کسانی که
طلوع شان عشق بود
و بودنشان زندگی
و حال
پنجشنبه ها
جای خالی شان را
چند شاخه گل
و چند شمع روشن
پر می کند
نگاه های مهربانی که
خاموشند
صداهای گرمی که
سکوت کردند
پنجشنبه ها می آیند
تا زخم ها را تازه
و دلتنگی ها را
به اوج برسانند
پنجشنبه ها فقط
برای زنده زنده مردن ما
در خاطرات آنهاست
که می آیند
#فریبا_غلامیان
❤️🩹❤️🔥💔
یاد کسانی که
طلوع شان عشق بود
و بودنشان زندگی
و حال
پنجشنبه ها
جای خالی شان را
چند شاخه گل
و چند شمع روشن
پر می کند
نگاه های مهربانی که
خاموشند
صداهای گرمی که
سکوت کردند
پنجشنبه ها می آیند
تا زخم ها را تازه
و دلتنگی ها را
به اوج برسانند
پنجشنبه ها فقط
برای زنده زنده مردن ما
در خاطرات آنهاست
که می آیند
#فریبا_غلامیان
❤️🩹❤️🔥💔
شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم
شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ناله ی سازم
دل شیدا حلقه را شکند
تا برآید و راه سفر گیرد
مگر یکدم گرم و شعله فشان
تا به بام جهان بال و پر گیرد
—
خوشا ای دل
بال و پر زدنت
شعله ور شدنت در شبانگاهی
به بزم غم
دیدگان تری، جان پر شرری، شعله ی آهی
بیا ساقی
تا به دست طلب گیرم از کف تو
جام پی در پی
به داد دل ای قرار دلم
نوبهار دلم می رسی پس کی؟
چو آن ابر نو بهار من
به دل شور گریه دارم من
می توانم آیا نبارم من؟
#شاعر_ساعد_باقری..
❤️🩹❤️🔥💔
شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم
شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ناله ی سازم
دل شیدا حلقه را شکند
تا برآید و راه سفر گیرد
مگر یکدم گرم و شعله فشان
تا به بام جهان بال و پر گیرد
—
خوشا ای دل
بال و پر زدنت
شعله ور شدنت در شبانگاهی
به بزم غم
دیدگان تری، جان پر شرری، شعله ی آهی
بیا ساقی
تا به دست طلب گیرم از کف تو
جام پی در پی
به داد دل ای قرار دلم
نوبهار دلم می رسی پس کی؟
چو آن ابر نو بهار من
به دل شور گریه دارم من
می توانم آیا نبارم من؟
#شاعر_ساعد_باقری..
❤️🩹❤️🔥💔
Madar Shohar ~ Music-Fa.Com
3 Baradar Khodaverdi ~ Music-Fa.Com
تقدیم به مادرشوهرقشنگم..
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
Che Konam
Reza Bahram
در نهایت، شبی برای آخرین بار به تو فکر میکنم… و تمام میشوم..
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
Roozaye Sakht
Masoud Sadeghloo
تقدیم به رفیق های ابدی..
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
دوستی به این نیست که همیشه کنار هم باشید، به اینه که وقتی از هم دورید، بدونید هیچ چیزی تغییر نمیکنه..
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔