ما را میگردند!
میگویند همراه خود چه دارید؟
ما فقط
رویاهایمان را با خود آوردهایم.
پنهان نمیكنیم،
چمدانهای ما سنگین است،
اما فقط
رویاهایمان را با خود آوردهایم...
#سید_علی_صالحی
❤️🩹❤️🔥💔
میگویند همراه خود چه دارید؟
ما فقط
رویاهایمان را با خود آوردهایم.
پنهان نمیكنیم،
چمدانهای ما سنگین است،
اما فقط
رویاهایمان را با خود آوردهایم...
#سید_علی_صالحی
❤️🩹❤️🔥💔
تعهد یعنی چی!؟
یعنی هم فرصتشو داری، هم وقتشو داری، هم کسی نمیفهمه، ولی چون میدونی اشتباهه انجامش نمیدی.
مبنای آرامش هر رابطه رو تعهد تعیین میکنه؛
کافیه خیالت از طرف مقابل راحت نباشه
اونوقت تمام وجودت میشه نگرانی...
تعهدی که درونی باشه نه از ترس...
❤️🩹❤️🔥💔
یعنی هم فرصتشو داری، هم وقتشو داری، هم کسی نمیفهمه، ولی چون میدونی اشتباهه انجامش نمیدی.
مبنای آرامش هر رابطه رو تعهد تعیین میکنه؛
کافیه خیالت از طرف مقابل راحت نباشه
اونوقت تمام وجودت میشه نگرانی...
تعهدی که درونی باشه نه از ترس...
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
خدایا...
امروز هم آفتاب از مشرقِ
رحمت تو طلوع کرد،
و من هنوز زندهام.
نه برای زیستنِ معمول،
بلکه برای دیدنِ تو در هر برگ،
هر نسیم،
هر نگاه.
تو را شکر،
نه فقط برای داشتهها،
بلکه برای آنچه ندادی و نجاتم دادی...🤲
❤️🩹❤️🔥💔
خدایا...
امروز هم آفتاب از مشرقِ
رحمت تو طلوع کرد،
و من هنوز زندهام.
نه برای زیستنِ معمول،
بلکه برای دیدنِ تو در هر برگ،
هر نسیم،
هر نگاه.
تو را شکر،
نه فقط برای داشتهها،
بلکه برای آنچه ندادی و نجاتم دادی...🤲
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدایا پناه مردم سرزمینم باش😢
الاهی آمین🤲.
❤️🩹❤️🔥💔
الاهی آمین🤲.
❤️🩹❤️🔥💔
چه پریشانم
از این فکرِ پریشان شب و روز
که شب و روز کجایی و
کجایِ تو کجاست،
❤️🩹❤️🔥💔
چه پریشانم
از این فکرِ پریشان شب و روز
که شب و روز کجایی و
کجایِ تو کجاست،
❤️🩹❤️🔥💔
تو را صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانت
مَرا یک جان و میخواهم شوم صد بار قربانت..
❤️🩹❤️🔥💔
كسـى كه مى مآنَد
پَيآمـبَر اَست
به او ايمــآن بيـآوَريد
"مآندَن" كم مُعجزه اى نيست دَر عصرِ مآ ...
❤️🩹❤️🔥💔
پَيآمـبَر اَست
به او ايمــآن بيـآوَريد
"مآندَن" كم مُعجزه اى نيست دَر عصرِ مآ ...
❤️🩹❤️🔥💔
آدمی نباشید که اسمتون رو یکی دیگه باشه جسمتون رو یکی دیگه...!
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
عشق یعنی
ستایش ویژگیهایی از معشوق
که نوید جبران ضعفها
و کمبودهای ما را میدهد
عشق کاوشی است
برای کامل شدن !
❤️🩹❤️🔥💔
ستایش ویژگیهایی از معشوق
که نوید جبران ضعفها
و کمبودهای ما را میدهد
عشق کاوشی است
برای کامل شدن !
❤️🩹❤️🔥💔
هیچوقت تو را ترک نمیکنم
حتی اگر
توی این دنیا نباشم.
عزیزم
هر وقت
به دوست داشتن فکر میکنم
ابدیت
و تمامی شبها
با نام تو
بر سینهام
سنجاق میشود.
میدانی؟
میدانی از وقتی دلبستهات شدهام
همه جا
بوی پرتقال و بهشت میدهد؟
#ﻋﺒﺎﺱ_ﻣﻌﺮﻭﻓﯽ..
❤️🩹❤️🔥💔
حتی اگر
توی این دنیا نباشم.
عزیزم
هر وقت
به دوست داشتن فکر میکنم
ابدیت
و تمامی شبها
با نام تو
بر سینهام
سنجاق میشود.
میدانی؟
میدانی از وقتی دلبستهات شدهام
همه جا
بوی پرتقال و بهشت میدهد؟
#ﻋﺒﺎﺱ_ﻣﻌﺮﻭﻓﯽ..
❤️🩹❤️🔥💔
.
اکنون آه زنی ست ؛
مغمومْ در حافظه ی خروشانِ
تاریخ عاطفه ...
گمشده ای در شیارهای متقارنِ اشکْ .
که ذکاوتِ ضربانش را به اِستهزا
وا می دارد...
زنی که در کُنج خاکسترانه هایش
به ققنوسِ
در آینه می بازَد و می رود...
#مهنازتوماج(آوات)
❤️🩹❤️🔥💔
اکنون آه زنی ست ؛
مغمومْ در حافظه ی خروشانِ
تاریخ عاطفه ...
گمشده ای در شیارهای متقارنِ اشکْ .
که ذکاوتِ ضربانش را به اِستهزا
وا می دارد...
زنی که در کُنج خاکسترانه هایش
به ققنوسِ
در آینه می بازَد و می رود...
#مهنازتوماج(آوات)
❤️🩹❤️🔥💔
یک روز پسری از پدرش سوال کرد:
پدر جان ارزش این زندگی چقدر است؟
پدرش در جواب یک تکه سنگ به او داد و گفت:
این سنگ رو به بازار ببر برای فروش
هر کسی که قیمتشو پرسید با انگشتانت دو را بهش نشون بده و چیزی نگو
پسر چنین کرد و به بازار رفت زنی از او پرسید:
این سنگ رو میفروشی میخوام برای تزیین باغچهام بخرم
پسر چیزی نگفت و دو انگشت را بالا آورد
و زن گفت:
دو دلار؟ باشه میخرمش
پسر به خانه برگشت و به پدرش گفت:
یک زن میخواهد سنگ را به قیمت ۲ دلار بخرد
پدر گفت: حالا از تو میخواهم این سنگ را به موزه ببری و باز هم هرکس از تو قیمت خواست چیزی نگو و فقط دو انگشتت را بالا ببر
پسر چنین کرد و به موزه رفت در آنجا مردی خواست که سنگ را بخرد و قیمت را سوال کرد
پسر دوباره بدون اینکه چیزی بگوید دو انگشتش را بالا برد
مرد گفت: ۲۰۰ دلار؟ آن را خریدارم
پسر تعجب کرد و با عجله به خانه برگشت و به پدرش چنین گفت:
پدر مردی حاضر است سنگ به قیمت ۲۰۰ دلار بخرد
پدر گفت: حال این سنگ را به بازار جواهرفروشها ببر و دوباره هر کسی از تو سوال کرد همان کن و هیچ نگو
پسر چنین کرد و به بازار جواهر فروشها رفت و به اولین مغازه جواهرفروشی وارد شد آن سنگ را به صاحب مغازه نشان داد
مغازهدار با تعجب از پسر سوال کرد:
این سنگ را از کجا آوردهای این یکی از کمیابترین سنگهای جهان است ایا میخوای آن را بفروشی؟ چند میفروشی! من آن را میخرم
پسر در جواب دو انگشتش را بالا آورد مرد گفت:
۲۰۰ هزار دلار باشد باشد من آن را خریدارم
پسر که نمیدانست چه باید بگوید با عجله به نزد پدر بازگشت و به پدرش گفت:
پدرجان پدر جان مردی میخواهد سنگ را به قیمت ۲۰۰ هزار دلار بخرد
پدر لبخندی بر لب آوردُ گفت:
پسرم فکر میکنم حالا ارزش زندگی را درک کردی
مهم نیست
که کجا دنیا آمدی
یا کجا زندگی میکنی
سفید پوستی یا سیاه پوست
یا چقدر ثروت در زندگیت داشتی وداری
مهم اینه که چه نقطهای رو واسه ایستادن انتخاب کردی
و برای بودنت چه جاهایی رو انتخاب کردی و چه آدمهایی را برای معاشرت انتخاب کردی،
شاید کل زندگیت رو به خیال اینکه یه سنگ ۲ دلاری هستی گذرونده باشی یا شاید زندگیت رو وسط آدمایی گذرونده باشی که ارزش تو رو فقط دو دلار تونسته باشن
هر انسانی یه الماس درون خودش داره و ما اختیار اینو داریم که اطرافمونو با آدمایی پر کنیم که ارزشمون رو ببینن و الماس وجودمونو تشخیص بدن
ماحق انتخاب این رو داریم که الماس درونمون را تو کوچه و بازار بذاریم یا در جواهرفروشی
باید ارزش دیگران رو ببینیم و درک کنیم،
باید به مردم کمک کنیم که الماس نهفته در وجودشون رو پیدا کنن
و اسخاصی رو اطراف خودمون نگهداریم که بر خرد و داناییمون اضافه کنن اینجوریه که میتونی کل اختلافها رو تو زندگیت تشخیص بدی و درک کنی
#ناشناس
❤️🩹❤️🔥💔
پدر جان ارزش این زندگی چقدر است؟
پدرش در جواب یک تکه سنگ به او داد و گفت:
این سنگ رو به بازار ببر برای فروش
هر کسی که قیمتشو پرسید با انگشتانت دو را بهش نشون بده و چیزی نگو
پسر چنین کرد و به بازار رفت زنی از او پرسید:
این سنگ رو میفروشی میخوام برای تزیین باغچهام بخرم
پسر چیزی نگفت و دو انگشت را بالا آورد
و زن گفت:
دو دلار؟ باشه میخرمش
پسر به خانه برگشت و به پدرش گفت:
یک زن میخواهد سنگ را به قیمت ۲ دلار بخرد
پدر گفت: حالا از تو میخواهم این سنگ را به موزه ببری و باز هم هرکس از تو قیمت خواست چیزی نگو و فقط دو انگشتت را بالا ببر
پسر چنین کرد و به موزه رفت در آنجا مردی خواست که سنگ را بخرد و قیمت را سوال کرد
پسر دوباره بدون اینکه چیزی بگوید دو انگشتش را بالا برد
مرد گفت: ۲۰۰ دلار؟ آن را خریدارم
پسر تعجب کرد و با عجله به خانه برگشت و به پدرش چنین گفت:
پدر مردی حاضر است سنگ به قیمت ۲۰۰ دلار بخرد
پدر گفت: حال این سنگ را به بازار جواهرفروشها ببر و دوباره هر کسی از تو سوال کرد همان کن و هیچ نگو
پسر چنین کرد و به بازار جواهر فروشها رفت و به اولین مغازه جواهرفروشی وارد شد آن سنگ را به صاحب مغازه نشان داد
مغازهدار با تعجب از پسر سوال کرد:
این سنگ را از کجا آوردهای این یکی از کمیابترین سنگهای جهان است ایا میخوای آن را بفروشی؟ چند میفروشی! من آن را میخرم
پسر در جواب دو انگشتش را بالا آورد مرد گفت:
۲۰۰ هزار دلار باشد باشد من آن را خریدارم
پسر که نمیدانست چه باید بگوید با عجله به نزد پدر بازگشت و به پدرش گفت:
پدرجان پدر جان مردی میخواهد سنگ را به قیمت ۲۰۰ هزار دلار بخرد
پدر لبخندی بر لب آوردُ گفت:
پسرم فکر میکنم حالا ارزش زندگی را درک کردی
مهم نیست
که کجا دنیا آمدی
یا کجا زندگی میکنی
سفید پوستی یا سیاه پوست
یا چقدر ثروت در زندگیت داشتی وداری
مهم اینه که چه نقطهای رو واسه ایستادن انتخاب کردی
و برای بودنت چه جاهایی رو انتخاب کردی و چه آدمهایی را برای معاشرت انتخاب کردی،
شاید کل زندگیت رو به خیال اینکه یه سنگ ۲ دلاری هستی گذرونده باشی یا شاید زندگیت رو وسط آدمایی گذرونده باشی که ارزش تو رو فقط دو دلار تونسته باشن
هر انسانی یه الماس درون خودش داره و ما اختیار اینو داریم که اطرافمونو با آدمایی پر کنیم که ارزشمون رو ببینن و الماس وجودمونو تشخیص بدن
ماحق انتخاب این رو داریم که الماس درونمون را تو کوچه و بازار بذاریم یا در جواهرفروشی
باید ارزش دیگران رو ببینیم و درک کنیم،
باید به مردم کمک کنیم که الماس نهفته در وجودشون رو پیدا کنن
و اسخاصی رو اطراف خودمون نگهداریم که بر خرد و داناییمون اضافه کنن اینجوریه که میتونی کل اختلافها رو تو زندگیت تشخیص بدی و درک کنی
#ناشناس
❤️🩹❤️🔥💔
راستی اگر تو را در این دنیا
پیدا نکرده بودم،
چه میکردم؟
حتما میمردم
هر چند که با «تو»
هیچ چیز جز عشق کامل نبود…
#فروغ
❤️🩹❤️🔥💔
پیدا نکرده بودم،
چه میکردم؟
حتما میمردم
هر چند که با «تو»
هیچ چیز جز عشق کامل نبود…
#فروغ
❤️🩹❤️🔥💔
.
به روزگار بگویید
دست از سرم بردارد
دلم از سنگینی این همه آوار
خسته است
از آتشی که هر روز
در من متولد می شود
و ابرهایی که درونم چکه می کنند
آنقدر که غرقشان می شوم
از خوابهایی که روی تنهاییم لم داده
و درونم هورا می کشند
خوش به حال آدمها
ما که آدم نیستیم ..
#امیر_وجود..
❤️🩹❤️🔥💔
به روزگار بگویید
دست از سرم بردارد
دلم از سنگینی این همه آوار
خسته است
از آتشی که هر روز
در من متولد می شود
و ابرهایی که درونم چکه می کنند
آنقدر که غرقشان می شوم
از خوابهایی که روی تنهاییم لم داده
و درونم هورا می کشند
خوش به حال آدمها
ما که آدم نیستیم ..
#امیر_وجود..
❤️🩹❤️🔥💔
بعد از اینکه یک مرد ۹۳ ساله در ایتالیا از بیمارستان مرخص می شود، به او گفته شد که هزینه یک روز ونتیلاتور (دستگاه تنفّس مصنوعی) بیمارستان را بپردازد. پیرمرد به گریه افتاد. پزشکان به او دلداری دارند تا بخاطر صورتحساب بیمارستان گریه نکند. ولی آنچه پیرمرد در جواب گفت، همه پزشکان را گریه انداخت
پیرمرد گفت: "من به خاطر پولی که باید بپردازم گریه نمی کنم. تمام پول را خواهم پرداخت." گریه من بخاطر آن است که 93 سال هوای خدا را مجانی تنفس کردم، و هرگز پولی نپرداختم. در حالیکه برای استفاده از دستگاه ونتیلاتور در بیمارستان به مدت یک روز باید اینهمه بپردازم. آیا می دانید چقدر به خدا مدیون هستم؟ من قبلاً خدا را شکر نمی کردم"
سخنان آن پیر مرد ارزش تأمل دارد. وقتی هوا را بدون درد و بیماری آزادانه تنفس می کنیم، هیچ کس هوا را جدی نمی گیرد.
این داستان ما را به یاد درسی از گلستان سعدی انداخت: «منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکری واجب ...
❤️🩹❤️🔥💔
پیرمرد گفت: "من به خاطر پولی که باید بپردازم گریه نمی کنم. تمام پول را خواهم پرداخت." گریه من بخاطر آن است که 93 سال هوای خدا را مجانی تنفس کردم، و هرگز پولی نپرداختم. در حالیکه برای استفاده از دستگاه ونتیلاتور در بیمارستان به مدت یک روز باید اینهمه بپردازم. آیا می دانید چقدر به خدا مدیون هستم؟ من قبلاً خدا را شکر نمی کردم"
سخنان آن پیر مرد ارزش تأمل دارد. وقتی هوا را بدون درد و بیماری آزادانه تنفس می کنیم، هیچ کس هوا را جدی نمی گیرد.
این داستان ما را به یاد درسی از گلستان سعدی انداخت: «منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکری واجب ...
❤️🩹❤️🔥💔
بسيارى از معلمين تاريخ هنوز هم نمىدانند مقصود از تدريس تاريخ فقط دانستن حوادث جنگى نيست و اگر مقصود همين باشد، براى شاگرد مدرسه چه فايده دارد كه بداند فلان جنگ در چه تاريخ واقع شده يا فلان ژنرال در چه تاريخ به دنيا آمده؟ يا چه زمانى مردهاست؟ بلكه شاگرد بايد بطور تحقيق از علت اين نبردها و حوادث تاريخى آگاه شود.
#آدولف_هيتلر
کتاب: نبرد من
❤️🩹❤️🔥💔
#آدولف_هيتلر
کتاب: نبرد من
❤️🩹❤️🔥💔
اَمن باشید و قابل اعتماد
که اگر روزی تمامِ جهان برای آدمی سیاه شد
و امیدی اگر نبود
تنها قسمتِ روشنِ جهانش شما باشید
و روزنهی نور و امیدی شوید
در بینهایت تاریکی...
❤️🩹❤️🔥💔
که اگر روزی تمامِ جهان برای آدمی سیاه شد
و امیدی اگر نبود
تنها قسمتِ روشنِ جهانش شما باشید
و روزنهی نور و امیدی شوید
در بینهایت تاریکی...
❤️🩹❤️🔥💔
روزی گفتی شبی کنم دلشادت
وَز بند غَمانِ خودکنم آزادت
دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت
وَز گفتهی خود هیچ نیامد یادت..
❤️🩹❤️🔥💔
وَز بند غَمانِ خودکنم آزادت
دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت
وَز گفتهی خود هیچ نیامد یادت..
❤️🩹❤️🔥💔