قَريبٌ مِنالقَلب
ولوبينناألفبَلد:
بهِقلبـــَمنَزدیکیحَتیٰاگَربِینمان
هِزارشَهرفاصلهِباشَد...
❤️🩹❤️🔥💔
ولوبينناألفبَلد:
بهِقلبـــَمنَزدیکیحَتیٰاگَربِینمان
هِزارشَهرفاصلهِباشَد...
❤️🩹❤️🔥💔
رودِ تنهاییِ من تا ابدیت جاریست
رودِ تنهاییِ من ماضیِ استمراریست
زندگی مثل همین قصّهی تنهایی من
اختیاریست که در ذات خودش اجباریست
دل که دل نیست، بلوریست که از فرط غبار
مثل یک ظرف عتیقه تَهِ یک انباریست!
موشها ذهن مرا، روح مرا میکاوند!
چند وقتیست میان تن من حفّاریست
درّهها حاصل زخمیست که از تنهایی
بر تن کوه فرود آمده، زخمش کاریست
گاه گِرد سر من کل جهان میگردد
قصّهی مبهم دیوانگیام ادواریست
غیر تنهاییِ بیواژه و گستردهی من
هرچه در چشم جهان هست همه تکراریست
گاهگاهی دل خود را به دل من بسپار!
رود تنهایی من تا ابدیت جاریست
#یدالله_گودرزی
❤️🩹❤️🔥💔
رودِ تنهاییِ من ماضیِ استمراریست
زندگی مثل همین قصّهی تنهایی من
اختیاریست که در ذات خودش اجباریست
دل که دل نیست، بلوریست که از فرط غبار
مثل یک ظرف عتیقه تَهِ یک انباریست!
موشها ذهن مرا، روح مرا میکاوند!
چند وقتیست میان تن من حفّاریست
درّهها حاصل زخمیست که از تنهایی
بر تن کوه فرود آمده، زخمش کاریست
گاه گِرد سر من کل جهان میگردد
قصّهی مبهم دیوانگیام ادواریست
غیر تنهاییِ بیواژه و گستردهی من
هرچه در چشم جهان هست همه تکراریست
گاهگاهی دل خود را به دل من بسپار!
رود تنهایی من تا ابدیت جاریست
#یدالله_گودرزی
❤️🩹❤️🔥💔
شده هرگز دلت مال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟
نگاهت سخت دنبال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟
برایت اتفاق افتاده در یک کافه ی ِ ابری
ته ِ فنجان ِ تو فال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟
خوش و بش کرده ای با سایه ی ِ دیوار وقتی که
دلت جویایِ احوالِ کسی باشد که دیگر نیست؟
چه خواهی کرد اگر هربار گوشــی را که برداری
نصیبت بوقِ اشغالِ کسی باشد که دیگر نیست؟
حواس ِ آسمانت پرت روی ِ شیشه های ِ مه
سکوتت جار و جنجالِ کسی باشد که دیگر نیست
شب ِ سرد ِ زمستانی تو هم لرزیده ای هرچند
به دور ِ گردنت شال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟
تصور کن برای ِ عیدهـای ِ رفته دلتنگی
به دستت کارت پستال ِ کسی باشد که دیگر نیست
شبیـه ِ ماهی ِ قرمز به روی ِ آب می مانی
که سین ات هفتمین سال ِ کسی باشد که دیگر نیست
شود هر خوشه اش روزی شرابی هفتصد ساله
اگر بغضت لگدمال ِ کسی باشد که دیگر نیست
چه مشکل می شود عشقی که حافظ در هوای ِ آن
الا یا ایها الحال ِ کسی باشد که دیگر نیست
رسیدن سهم ِ سیب ِ آرزوهایت نخواهد شد
اگر خوشبختی ات کال ِ کسی باشد که دیگر نیست
❤️🩹❤️🔥💔
نگاهت سخت دنبال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟
برایت اتفاق افتاده در یک کافه ی ِ ابری
ته ِ فنجان ِ تو فال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟
خوش و بش کرده ای با سایه ی ِ دیوار وقتی که
دلت جویایِ احوالِ کسی باشد که دیگر نیست؟
چه خواهی کرد اگر هربار گوشــی را که برداری
نصیبت بوقِ اشغالِ کسی باشد که دیگر نیست؟
حواس ِ آسمانت پرت روی ِ شیشه های ِ مه
سکوتت جار و جنجالِ کسی باشد که دیگر نیست
شب ِ سرد ِ زمستانی تو هم لرزیده ای هرچند
به دور ِ گردنت شال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟
تصور کن برای ِ عیدهـای ِ رفته دلتنگی
به دستت کارت پستال ِ کسی باشد که دیگر نیست
شبیـه ِ ماهی ِ قرمز به روی ِ آب می مانی
که سین ات هفتمین سال ِ کسی باشد که دیگر نیست
شود هر خوشه اش روزی شرابی هفتصد ساله
اگر بغضت لگدمال ِ کسی باشد که دیگر نیست
چه مشکل می شود عشقی که حافظ در هوای ِ آن
الا یا ایها الحال ِ کسی باشد که دیگر نیست
رسیدن سهم ِ سیب ِ آرزوهایت نخواهد شد
اگر خوشبختی ات کال ِ کسی باشد که دیگر نیست
❤️🩹❤️🔥💔
ای ساقیا!!! مستانه رو،،،
آن یار، را آواز ده...
گر او ،نمی آید ،بگو ...
آن دل ،که بردی ،باز ده...
افتاده ام، در کوی تو،،،
پیچیده ام ،بر موی تو...
نازیده ام، بر روی تو،،،
آن دل ،که بردی باز ده...
بنگر، که مشتاق توام ،،،
مجنون غمناک توام...
گرچه که من خاک توام ،،،
آن دل ، که بردی باز ده....
ای دلبر زیبای من ،،،
ای سرو خوش بالای من،
لعل لبت حلوای من ....
آن دل ،که بردی باز ده،،
ما را به غم کردی رها...
شرمی نکردی، از خدا...
اکنون بیا ،در کوی ما...
آن دل ،که بردی باز ده...
تا چند خونریزی کنی ؟؟؟
با عاشقان ،تیزی کنی؟؟؟
خود ،قصد تبریزی کنی !!!!!!
آن دل، که بردی باز ده...
از عشق تو ،شاد آمدم ....
از هجر ،آزاد آمدم...
نزد تو بر داد آمدم،،،،
آن دل، که بردی باز ده...
#مولانا
❤️🩹❤️🔥💔
آن یار، را آواز ده...
گر او ،نمی آید ،بگو ...
آن دل ،که بردی ،باز ده...
افتاده ام، در کوی تو،،،
پیچیده ام ،بر موی تو...
نازیده ام، بر روی تو،،،
آن دل ،که بردی باز ده...
بنگر، که مشتاق توام ،،،
مجنون غمناک توام...
گرچه که من خاک توام ،،،
آن دل ، که بردی باز ده....
ای دلبر زیبای من ،،،
ای سرو خوش بالای من،
لعل لبت حلوای من ....
آن دل ،که بردی باز ده،،
ما را به غم کردی رها...
شرمی نکردی، از خدا...
اکنون بیا ،در کوی ما...
آن دل ،که بردی باز ده...
تا چند خونریزی کنی ؟؟؟
با عاشقان ،تیزی کنی؟؟؟
خود ،قصد تبریزی کنی !!!!!!
آن دل، که بردی باز ده...
از عشق تو ،شاد آمدم ....
از هجر ،آزاد آمدم...
نزد تو بر داد آمدم،،،،
آن دل، که بردی باز ده...
#مولانا
❤️🩹❤️🔥💔
سہ تا قانون سادہ زندگی
عشق نیاز به تلاش دارہ
اعتماد نیاز به اثبات دارہ
عذر خواهی نیاز به تغییر داره
❤️🩹❤️🔥💔
عشق نیاز به تلاش دارہ
اعتماد نیاز به اثبات دارہ
عذر خواهی نیاز به تغییر داره
❤️🩹❤️🔥💔
اونایی که همش دنبال یکی بهترشن سهم خودشونم از دست میدن!!
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
قدر داشته هاتونو بدونید
بعضی وقتا خیلی زود دیر میشه
اونقدر که برای یک روز برگشتن به
عقب حاضرید کل زندگیتون رو بدید
❤️🩹❤️🔥💔
بعضی وقتا خیلی زود دیر میشه
اونقدر که برای یک روز برگشتن به
عقب حاضرید کل زندگیتون رو بدید
❤️🩹❤️🔥💔
اصلا نمیفهمی
این خوشیای کوفتی
یه روز میشن خاطرهی زهرمار!!!
❤️🩹❤️🔥💔
این خوشیای کوفتی
یه روز میشن خاطرهی زهرمار!!!
❤️🩹❤️🔥💔
ما خودمونو نمیگیریم
فقط تو رفتارمون با بعضیا محدودیت قائل میشیم همین
❤️🩹❤️🔥💔
فقط تو رفتارمون با بعضیا محدودیت قائل میشیم همین
❤️🩹❤️🔥💔
پنجشنبه است و روز ِعـرفـه روز
گذشت و بخشش خدایا به حُرمتِ!!
این روزِ عزیز عزیزان سفر کرده
ما را مورد لطف و رحمتت قرارده!!
وجایگاهشان
را در ؛؛ بهشت ؛؛ محشور ؛ بگردان
👌
🫧🩵
❤️🩹❤️🔥💔
گذشت و بخشش خدایا به حُرمتِ!!
این روزِ عزیز عزیزان سفر کرده
ما را مورد لطف و رحمتت قرارده!!
وجایگاهشان
را در ؛؛ بهشت ؛؛ محشور ؛ بگردان
👌
🫧🩵
❤️🩹❤️🔥💔
بعضی وقتا کسی هست
بدون آنکه تورا در آغوش بگیرد
یا حتی تو را ببیند
یا دستانت را در دست بگیرد
میتواند قلبت را لمس کند
حتی با کیلومتر ها فاصله...🩵
اوقات بکام..
❤️🩹❤️🔥💔
بدون آنکه تورا در آغوش بگیرد
یا حتی تو را ببیند
یا دستانت را در دست بگیرد
میتواند قلبت را لمس کند
حتی با کیلومتر ها فاصله...🩵
اوقات بکام..
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیدوارم غم هات
قربونی شادی هات بشه❤️
عید قربان مبارک🐏❤️
❤️🩹❤️🔥💔
قربونی شادی هات بشه❤️
عید قربان مبارک🐏❤️
❤️🩹❤️🔥💔
میگه..
خبر به دورترین نقطه جهان برسد...
نخواست او به من خسته ی بی گمان برسد..
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد..
چه میکنی اگر او را ،که خواسته ای یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد،،
رها کنی و بروند دو پرنده شوند
گلایه ای نکنی...
بغض خویش را بخوری
که
هق هق تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند که....
نه نفرین نمیکنم
نکند به او که عاشق او بوده ام زیان برسد
✍#نجمه_زارع..
❤️🩹❤️🔥💔
خبر به دورترین نقطه جهان برسد...
نخواست او به من خسته ی بی گمان برسد..
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد..
چه میکنی اگر او را ،که خواسته ای یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد،،
رها کنی و بروند دو پرنده شوند
گلایه ای نکنی...
بغض خویش را بخوری
که
هق هق تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند که....
نه نفرین نمیکنم
نکند به او که عاشق او بوده ام زیان برسد
✍#نجمه_زارع..
❤️🩹❤️🔥💔
پاسخ به یک دلشکستگی نجیبانه
...خـبَر رسید...
اما دلِ او...
خیلی وقت بود، از من گذشته بود.
راهِ رسیدن را،
نه فاصله بست،
دلِ خودش بود که نخواست...
نخواست بیگمانِ خسته،
به تمنایش برسد...
آه...
چه دردیست،
وقتی نگاهت پر از خواهش است،
اما باید
تماشا کنی...
سهمِ دلت را
در دستانِ دیگری…
و فقط
سکوت کنی...
شکنجه یعنی همین...
اگر برسد؟
رسید...
از راه نیامده،
آمد و گرفت...
همان که من
تمامِ عمر
خواستنش را نفس کشیده بودم...
در یک لحظه،
به راحتی،
از آنِ دیگری شد...
«از آنِ دیگری شد»
رفتنشان را…
با لبخندی خالی،
بدرقه کردم…
نه حرفی زدم،
نه اشکی ریختم.
فقط،
بغض را خوردم…
که هقهقِ من،
مبادا…
پَرِ پروازشان را بلرزاند...
و خدا کند...
نه…
نفرین نمیکنم.
من،
عاشقِ او بودم…
چگونه بخواهم،
به او
زیانی برسد؟
دعا میکنم...
نه برای برگشتنش…
برای آرامشش...
اقتباس از شعر بانوی شاعر توانمند سرزمینم
✍#صدیق_خانی
❤️🩹❤️🔥💔
...خـبَر رسید...
اما دلِ او...
خیلی وقت بود، از من گذشته بود.
راهِ رسیدن را،
نه فاصله بست،
دلِ خودش بود که نخواست...
نخواست بیگمانِ خسته،
به تمنایش برسد...
آه...
چه دردیست،
وقتی نگاهت پر از خواهش است،
اما باید
تماشا کنی...
سهمِ دلت را
در دستانِ دیگری…
و فقط
سکوت کنی...
شکنجه یعنی همین...
اگر برسد؟
رسید...
از راه نیامده،
آمد و گرفت...
همان که من
تمامِ عمر
خواستنش را نفس کشیده بودم...
در یک لحظه،
به راحتی،
از آنِ دیگری شد...
«از آنِ دیگری شد»
رفتنشان را…
با لبخندی خالی،
بدرقه کردم…
نه حرفی زدم،
نه اشکی ریختم.
فقط،
بغض را خوردم…
که هقهقِ من،
مبادا…
پَرِ پروازشان را بلرزاند...
و خدا کند...
نه…
نفرین نمیکنم.
من،
عاشقِ او بودم…
چگونه بخواهم،
به او
زیانی برسد؟
دعا میکنم...
نه برای برگشتنش…
برای آرامشش...
اقتباس از شعر بانوی شاعر توانمند سرزمینم
✍#صدیق_خانی
❤️🩹❤️🔥💔