🎶℘‌ آٍوٰٰٖاًّـےٍٕ نـےٖٖ ℘‌🎶
148 subscribers
186 photos
382 videos
9 files
58 links
🎙کانال شعروادبی آوای نی خوش آمدید🎙
🎶شعرخوانی🎼 آواز 🎻دکلمه🎤
سیاسی ⛔️
کانال👈https://t.me/+McxR4DNpRIhjMTU0
Download Telegram
نـــفس هـــاے آخــرم را مـــیــڪشم ......
نمـیـــدانم فــردایـــے بــرايـــم هـــســـت ....؟؟؟
تـــــمـــــام عــــــمـــــرم رفـــــت .....
بــــہ ڪــــجا نــــمیـــــدانــــم ......
دلــــــگـــــیـــــرم از دنـــــــیـــــــا ......
از آدمــــهـــا، از خــــودم، از ســــایـــہ ام .....
و از تـــــــــــــو اِے خــــــــــــــدا ......
خــــــــدایــــــــا گـِــــــلـــہ نمــــیــــڪــــــنم ......
ولــــے ڪــمــــے آرامــتــر امــتحــانم ڪـن .....
بـہ خـودت قـسم خســتہ ام، ڪم آورده ام ...
صبــــرے ڪــہ داده بــــــودے تـــمـــام شــــد .....
ولــــــــے دردم هــــمـــچــنـــان بــــاقیـــسـت .....
بــــدهـــــڪـــار قـــــلــبــــم شـــده ام ....
میـــدانـم شرمنــــده ام نمیـــڪنـــــے ....
بـــــــــاز هـــــم صـــــبـــــــر میــــخـــواهـــــم .....
خــدایــا دســـتانم را زده ام زیـــر چـــــانـــہ ام ....
مـــــــات و مبــــــهــوت نگاهـــــت میــــڪنم .....
طلبـــــــــــــــــڪار نیستـــــــــــــــــم .....
فـــــقــــــط مــــــشــتـــاقـــــم بـــدانـــم ......
" تــــــہ قــــصـــہ مــــــن چــــــہ مـــیـــــشـــود " ......
فقط دل شکسته ها..

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز تولد انسان‌ها در هیچ تقویمی یافت نمیشود
چرا که فقط در قلب کسانی است
که به آن‌ها عشق می‌ورزند❤️

ده اردیبهشت ماهی جان تولدت مبارک
💝🎂
🎂🎀🎂🎀🎂
تولدت_مبارک...

🎈🎈🎈🎈🎈

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
حکایت 🖊

زشتی و زیبایی

روزی، آدم نادانی كه صورت زیبایی داشت، به « افلاطون» كه مردی دانشمند بود، گفت: ” ای افلاطون، تو مرد زشتی هستی”.


افلاطون گفت: « عیبی كه بود گفتی و آن را به همه نشان دادی، اما آنچه كه دارم، همه هنر است، ولی تو نمی توانی آن را ببینی. هنر تو، تنها همین حرفی بود كه گفتی، بقیه وجود تو سراسر عیب است و زشتی. بدان كه قبل از گفتن تو، خود را در آینه دیده بودم و به زشتی صورت خودم پی برده بودم. بعد از آن سعی كردم وجودم را پر از خوبی و دانش كنم تا دو زشتی در یك جا جمع نشود. تو مردی زیبارو هستی، اما سعی كن با رفتار و كارهای زشت خود، این زیبایی رابه زشتی تبدیل نكنی”.

‎‌‌‌
❤️‍🩹❤️‍🔥💔
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

مردان عزیز!
باشد که دختران شما
با مردانی مانند خودتان آشنا شوند!


❤️‍🩹💔❤️‍🔥
گلی نمانده درین باغ زشت خارپرست
کجاست بلبل خوش نغمه ی بهارپرست

به پای هرزه علفهادوباره خم شده است
درخت ســــرو پرآوازه ی وقــــارپرست

حجاب چهره ی خورشیدروشنی بخش ست
درآسمان سیــــه ابراستتـــــارپرست

به شاخه های درختان چوکرم میلولند
کلاغهــــای سیه چرده ی حصارپرست

شده ست گله ی پروانه های رنگارنگ
اسیرپنجه ی خفـاشهای غــــارپرست

به زیردشنه ی خرچنگهاتنش به قضا
سپرده ماهی بی تاب جویبارپرست

زبیم مرگ درختان چو بید می لرزند
رمیده طوطی خوش نقش شاخسارپرست

به هرکجا اثر از مرده باشـــدومرداب
به سجده میروداین خلق احتضارپرست

چرا چرا مـــدداز زنــــدگان نمیگیرند
به حیرتم من ازین مردم مزارپرست

بیاکه عشـــق بورزیم ویارهم باشیـــم
به رغم خواست نامــردمان دارپرست.




ع_مژگانی..

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
زنی که شعر می‌فهمد جهانی ناب می‌خواهد
به تندیس ِ تنش ابریشم ِ مهتاب می‌خواهد

به شوق ِ دیدن ِ خوشبختی‌اش در قصر ِ آیینه
دلی شیدا، قدی رعنا، رخی جذاب می‌خواهد

هنوز آن دختر ِ شیطان و بازیگوش ِ دیروزی‌ست
زنی که فارغ از غم‌ها دلی شاداب می‌خواهد

همان زن که برای ِ پرسه های ِ خیس ِ بارانش
فروغ و شاملو و قیصر و سهراب می‌خواهد

سحرگاهان که پلکش را به نرمی می‌گشاید نور
شکوفا غنچه‌ی ِ خورشید ِ عالمتاب می‌خواهد

ندارد نسبتی با شهر ِ پُر دود و ترافیکش
شمال و کلبه‌ی ِ دنجی کنار ِ آب می‌خواهد

کنار ِ آب و آن‌سوتر کنار ِ جنگلی سرسبز
به یاد ِ بچگی بین ِ درختان تاب می‌خواهد

که تابش را ببندی و به روی ِ او بخندی و
بدانی عاشقی کردن کمی آداب می‌خواهد

که او را هُل دهی با شوق و موهایش به رقص آید
همان مو که سرانگشتی به پیچ و تاب می‌خواهد

شباهنگام پلکش را که برهم می‌نهد آرام
نه بالش، سینه ای مردانه وقت ِ خواب می‌خواهد

زنی این‌گونه رویایی و غرق ِ شور و زیبایی
بدون ِ شک غزل‌هایی پر از اعجاب می‌خواهد

"دلم" لرزید و گفت این شعر از آن ِ که خواهد شد؟
به او گفتم زنی که گوهر ِ نایاب می‌خواهد...


❤️‍🩹❤️‍🔥💔
ربطی نداره متأهلی یا مجرد،"مکث "را تمرین کن.

گاهی زندگی سخته وگاهی ما سخت ترش میکنیم!

گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش میکنیم!

گاهی خیلی چیزارو داریم اما محو تماشای نداشته هامونیم!

گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش میکنیم!

گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامش میدیم!

گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم!

گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدیم!

گاهی...

گاهی...

گاهی...

تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدونیم یا نمیخوایم بدونیم!

کاش بیشتر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهی‌های زندگیمون باشیم.

کاش یادمون نره که فقط:

یکبار زنده‌ایم و زندگی میکنیم،

فقط فقط یکبار

 

بخنــــد حتــــي اگــــر...

به راحتی میشه...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
دایره فرضی زندگی

آنهایی که مهم هستند را بگذار درون دایره، 

کم اهمیت ترها را روی خط و باقی را بیرون از این دایره فرضی تصور کن...

هر وقت کسی حرفی به تو زد که خاطرت رنجید ببین کجای دایره ات هستند؟

جزو افراد مهمند یا نه فقط هستند...

یا براستی ارزش دارد از کسانی که برایمان هیچ اهمیتی ندارند برنجیم !؟

چرا بگذاریم آدمهای کم اهمیت زندگیمان ، 

ما را ناراحت کنند حتی برای ثانیه ای!؟ 

یادمان باشد وقتی دیگران بدانند که نمیتوانند ناراحتتان کنند، 

دیگر تلاشی هم برای ناراحت کردن شما نمی کنند...

این راز آرامش  است ...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
تو به عشقت برسی درد کشیدن بامن
برو آنجا که دلت خواست،ندیدن با من

بال و پر داری و آزاد و رها ، پروانه
دور تا دور خودم پیله تنیدن با من

شادمانی که به دیدار رقیبان بروی
پی دیدار تو آواره دویدن، با من

همچو فرهادم اکر، دلبر شیرین منی
قصه تلخ تو هر روز شنیدن با من

دست در دست رقیبم ده و با ذوق برقص
سینه از حسرت و اندوه دریدن با من

بزنی از ته دل خنده ی مستانه و من
اشک از چشم خود آرام چکیدن ،با من

#حسام
❤️‍🩹❤️‍🔥💔
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

مردان عزیز!
باشد که دختران شما
با مردانی مانند خودتان آشنا شوند!


❤️‍🩹💔❤️‍🔥
گلی نمانده درین باغ زشت خارپرست
کجاست بلبل خوش نغمه ی بهارپرست

به پای هرزه علفهادوباره خم شده است
درخت ســــرو پرآوازه ی وقــــارپرست

حجاب چهره ی خورشیدروشنی بخش ست
درآسمان سیــــه ابراستتـــــارپرست

به شاخه های درختان چوکرم میلولند
کلاغهــــای سیه چرده ی حصارپرست

شده ست گله ی پروانه های رنگارنگ
اسیرپنجه ی خفـاشهای غــــارپرست

به زیردشنه ی خرچنگهاتنش به قضا
سپرده ماهی بی تاب جویبارپرست

زبیم مرگ درختان چو بید می لرزند
رمیده طوطی خوش نقش شاخسارپرست

به هرکجا اثر از مرده باشـــدومرداب
به سجده میروداین خلق احتضارپرست

چرا چرا مـــدداز زنــــدگان نمیگیرند
به حیرتم من ازین مردم مزارپرست

بیاکه عشـــق بورزیم ویارهم باشیـــم
به رغم خواست نامــردمان دارپرست.




ع_مژگانی..

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
زنی که شعر می‌فهمد جهانی ناب می‌خواهد
به تندیس ِ تنش ابریشم ِ مهتاب می‌خواهد

به شوق ِ دیدن ِ خوشبختی‌اش در قصر ِ آیینه
دلی شیدا، قدی رعنا، رخی جذاب می‌خواهد

هنوز آن دختر ِ شیطان و بازیگوش ِ دیروزی‌ست
زنی که فارغ از غم‌ها دلی شاداب می‌خواهد

همان زن که برای ِ پرسه های ِ خیس ِ بارانش
فروغ و شاملو و قیصر و سهراب می‌خواهد

سحرگاهان که پلکش را به نرمی می‌گشاید نور
شکوفا غنچه‌ی ِ خورشید ِ عالمتاب می‌خواهد

ندارد نسبتی با شهر ِ پُر دود و ترافیکش
شمال و کلبه‌ی ِ دنجی کنار ِ آب می‌خواهد

کنار ِ آب و آن‌سوتر کنار ِ جنگلی سرسبز
به یاد ِ بچگی بین ِ درختان تاب می‌خواهد

که تابش را ببندی و به روی ِ او بخندی و
بدانی عاشقی کردن کمی آداب می‌خواهد

که او را هُل دهی با شوق و موهایش به رقص آید
همان مو که سرانگشتی به پیچ و تاب می‌خواهد

شباهنگام پلکش را که برهم می‌نهد آرام
نه بالش، سینه ای مردانه وقت ِ خواب می‌خواهد

زنی این‌گونه رویایی و غرق ِ شور و زیبایی
بدون ِ شک غزل‌هایی پر از اعجاب می‌خواهد

"دلم" لرزید و گفت این شعر از آن ِ که خواهد شد؟
به او گفتم زنی که گوهر ِ نایاب می‌خواهد...


❤️‍🩹❤️‍🔥💔
‍ ‍ اگرچه سهم من از سرزمین من کفن است
مرا صلابت این خاک عینِ جان و تن است

به حال خویش نمی‌گریم از فُزونی داغ
غریب هستم و از من غریب‌تر وطن است

سری به صفحه‌ی اخبار می‌زنم سر صبح
"وطن دِلی است که در حال منفجرشدن است"

کدام گوشه‌ی ایران به خون خضاب شده؟
صدای آتش و دود از کدام شهر من است؟

بگو بلند بگریند ماهیان خلیج
در این عزا که هوا نیز تیره‌پیرهن است

نظر بدوز به دریا و هیچ چیز نپرس
که موج راوی این قصه‌‌ی کمرشکن است

صدای ناله‌ی دَمّام و سنج می‌آید
بهار در قُرقُ گریه‌های مرد و زن است

سکوت کن وطن! ای پاره‌های پیکر من!
که مرگ آه! فقط مرگ با تو هم‌سخن است

تو مادری و به آغوش می‌کشی همه را
و روی دامن تو عادتم گریستن است


#سعید_مبشر🖌

❤️‍🩹💔❤️‍🔥
تا کی به تماشا سر بازار بمانم؟
من حُسن تو را چند خریدار بمانم؟

این آینه را بشکن و آن پنجره بگشا
حیف است که در حسرت دیدار بمانم

یک لحظه نظربازی ما حیف! سبب شد
یک عمر به آن لحظه وفادار بمانم

جز رنج سفر چیست در آزادی و پرواز؟
بگذار که کنج قفس این‌بار بمانم

ای بوسه‌ی هنگام وداعش، کمکم کن
چون غنچه‌ی گل رازنگهدار بمانم..

❤️‍🩹💔❤️‍🔥
مردی با دوچرخه به خط مرزی می‌رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مأمور مرزی می‌پرسد: «در کیسه ها چه داری؟»
او می‌گوید: «شن.»

مأمور او را از دوچرخه پیاده می‌کند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه روز او را بازداشت می‌کند. ولی پس از بازرسی فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی‌یابد. بنابراین به او اجازه عبور می‌دهد. هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می‌شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا. این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می‌شود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی‌شود.

یک روز آن مأمور در شهر او را می‌بیند و پس از سلام و احوال‌پرسی، به او می‌گوید: «من هنوز هم به تو مشکوکم و می‌دانم که در کار قاچاق بودی. راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می‌کردی؟»
مرد می‌گوید: «دوچرخه!»

گاهی وقت‌ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل می‌کنند...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔

قسمت تلخ دنیا اینجاست
که می دونی دروغ میگن
ولی مجبوری تظاهر کنی که نفهمیدی
تا زمانش برسه..

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
دختر ڪنار پنجرہ تنها نشست و گفت
اے دختر بهار حسد میبرم بہ تو
عطر و گُل و ترانہ و سر مستے تو را
با هر چہ طالبے بہ خدا میخرم ز تو
بر شاخ نوجوان درختے شڪوفه‌ای
با ناز میگشود دو چشمان بستہ را
میشُست ڪاڪلے بہ لب آب نقره‌فام
آن بالهاے نازڪ زیباے خستہ را
خورشید خندہ ڪرد وز امواج خندہ اش
بر چهر روز روشنے دلڪشے دوید
موجے سبڪ خزید و نسیمے بہ گوش او
رازے سرود و موج بہ نرمے از او رمید
خندید باغبان ڪہ سرانجام شد بهار
دیگر شڪوفہ ڪردہ درختے ڪہ ڪاشتم
دختر شنید و گفت چہ حاصل از این بهار
اے بس بهارها ڪہ بهارے نداشتم
خورشید تشنہ ڪام در آن سوے آسمان
گویے میان مجمرے از خون نشستہ بود
میرفت روز و خیرہ در اندیشه‌اے غریب
دختر ڪنار پنجرہ محزون نشستہ بود


#استادبانوفروغ‌فرخزاد


‌‌‌
    ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌❤️‍🩹❤️‍🔥💔