🎶℘‌ آٍوٰٰٖاًّـےٍٕ نـےٖٖ ℘‌🎶
147 subscribers
186 photos
382 videos
9 files
58 links
🎙کانال شعروادبی آوای نی خوش آمدید🎙
🎶شعرخوانی🎼 آواز 🎻دکلمه🎤
سیاسی ⛔️
کانال👈https://t.me/+McxR4DNpRIhjMTU0
Download Telegram
یڪے هست...
ڪہ نـ؋ـسم بہ نـ؋ـسش بنـבہ ڪسے ڪہ اگر
هر روز باهاش حر؋ـ بزنم...
بازم بیقرار صـבاشم ...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
روی لبه ی تیغ نمی‌فهمی چیست
اشک و نفس و جیغ نمی‌فهمی چیست
منها شدی از تمامی باور من
ته مانده ی تفریق نمی‌فهمی چیست

جا مانده ای از عشق فقط در یادم
افتاده ام و مانده به جا فریادم
میخواستمت که با تو باشم اما
رفتی و چنان برگ خزان در بادم

در عشق تو و دچار بودن گیرم
در حسرت روزگار بودن گیرم
در یاد تو و چشم تو و لبهایت
در وسعت بیقرار بودن گیرم

میخواستمت ولی نمی فهمیدی
بر درد دلم چه ساده میخندیدی
من دلخوشی ام فقط به پایت مردن
اصلن تو بگو یار ، مرا می دیدی ؟

دیوانگی ام سهم من از دیدن توست
بی خوابی ام از زمان فهمیدن توست
با این همه حرف در گلو مانده فقط
تنها هوسم لحظه ی بوسیدن توست

باغم شده باغ زردِ پاییز زده
گردیده دل از هر کس و هر چیز ، زده
ان کس شده ام که هر کسی دیده مرا
بر حال من _انگ وحشت انگیز _ زده

بعد از تو جهانی پر از آیا شده ام
ته مانده ی تفریق من از ما شده ام
روی لبه ی تیغ که گفتم ، یعنی
چون مرده که از گور خودم پا شده ام

سعید_خاکسار...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ی شبایی بدجور حالت گرفته‌س
ی شبایی بی‌حوصله‌ای
جلو تلوزیون لم میدی
خیلی عادی چشماتو میدوزی بهش
چشمت اونجاس اما هیچی رو نمیبینی
میری پای گوشیت
صفحاتشو چک میکنی
از این صفحه به اون صفحه
گوشیو میزاری کنار
به سقف اتاقت خیره میشی
دستاتو میزاری زیر سرتو
پاهاتو دراز میکنی هی تکونشون میدی
نمیدونم از استرسه یا اینکه کلافه‌ای
اما به نظرم آخرین چیزی که نگاه میکنی
جواب تمام سوالاتته
گوشیت....
تا یکی بهت پیام بده و بهت بگه
بیداری؟؟
آلارم گوشیت به صدا در میاد
دستپاچه‌ میشی و  سریع قفل گوشیتو باز میکنی و جواب میدی:
آره بیدارم...
مهم نیست بعدش چی میگه و چی جواب‌میدی
مهم همون یک کلمه اوله
حس میکنی یکی همیشه چشماش به توئه
براش مهمه که چرا این وقت شب هنوز بیداری
حس میکنی
توی این همه آدم
توی این همه مخاطبی که توی گوشیت سیو کردی
همشون بیفایده‌س
و باید فقط یک نفر خاص اسمش توی گوشیت باشه
همونی که دیروقتی شبم براش مهم نیست
اینکه بیداری یا نه؟
اینکه جوابشو میدی یا نه؟؟
هیچکدوم
مهم اینه که تو اون لحظه‌ی کلافگی و سردرگُمیت ی آدم خاص همیشه به تو فکر میکنه
اونجاس که باید بری و اسمشو عوض کنی و بزاری
مخاطب خاص
حالا میفهمی نه دلخوری و نه غصه داری
فقط انتظار بوده که تورو بی‌خواب کرده
گاهی وقتا مهمه که مهم باشی
اون هم برای ی آدم
که نه دوریش مهمه
نه نسبتش
گاهی وقتا باید تو گوشیت
تو قسمت مخاطبات
ی شماره داشته باشی به اسم
مخاطب خاص...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌼آرزوهـا
🌹پیله هایی در دل هستند
🌼که با امید پروانه ای
🌹بال گشوده
🌼و بسوی خدا اوج میگیرند
🌹امیدوارم
🌼در این شب زیبـا
🌹پروانه آرزوهایتان بر زیباترین
🌼گلهای اجابت بنشیند

#شب#بخیر

‌‎‌‌‌‎‌
❤️‍🩹❤️‍🔥💔
"ســــادگی" انتخاب خودم بود
وگرنہ دور زدن و آزار دیگران آسون‌ترین
ڪار دنیاست...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
‌


"دوست داشتنِ تو
در وجود من است"
خاکش ، آبش ، نورش
زندگی و خیالش با عشق
با هم آمیخته است
تو همچو نفسی هستی که در جانم
همان سویی هستی که در چشمم
همان تپشی هستی که در قلبم
و همان فکری هستی
که در سرم جریان دارد
محبوب من
به هرچه بیندیشم به تو فکر می‌کنم
به هرچه می‌نگرم تو را می‌بینم

#ناظم_حكمت


‌‌❤️‍🩹❤️‍🔥💔
‎‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌  ‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﯾﻪ نفر ﻣﯿﺮنجی... ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪیش... ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻪ ﺩﻟﺖ میمونه...

ﮐﯿﻨﻪ ﻧﯿﺴﺖ...
ﯾﻪ ﺟﺎﯼ ﺯﺧمه...
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻣﺜﻞ ﻗﺒﻞ ﺑﺸﻪ..!

ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﯽ و  ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺰﻧﯽ
ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﺍﻩ ﻭ ﺑﮕﯽ ﻧـــﻪ... ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺳﺖ!


❤️‍🩹❤️‍🔥💔

ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﻂ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯿﺶ
ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ..!

ﯾﻪ ﭼﯿﺰ سنگين مثل.. "ﺣـﺮﻣـﺖ"
مدارا میکنم  هر دم  غمِ پنهانی خود
را
که دردِ  بی دوایم  را به درمانی
نمی بینم

همه گلدسته ها یکجا ، ولی  من یکه
و تنها
دلِ ویرانه ی  خود  را  به ایوانی
نمی بینم

من آن صیادِ بی تابم که در دلبستگی
بیتا
قبای  کهنه ی  خود  را  به  دالانی
نمی بینم

همیشه خسته و تنها درین گردابه ی
رسوا
که سرگردانیِ  خود  را  به  آسانی
نمی بینم

چو جانم  خفته  در ،  این  پیکرِ
شیدا
غمِ  دیرینه ی  خود را  به سامانی
نمی بینم.

به قلم✍:
#ناصرعرب_ناصریااا


❤️‍🩹❤️‍🔥💔
من ابرِ ناگهانِ بهارم از این به بعد
هر لحظه می‌روم که ببارم از این بعد...
‌
بغض گلوبریده‌ی سازی شکسته‌ام،
من تکّه‌پاره‌های سه‌تارم از این به بعد...
‌
متن هزار قصه‌ام از عشقِ بی‌جواب
من بامدادهای خمارم از این به بعد!
‌
دل می‌بُرم... همین دلِ پامال کرده را
از دوستان و ایل و تبارم از این به بعد
‌
از خوابِ تو پریدم و دیدم ندارمت...
نفرین به هرچه دار و ندارم از این به بعد!
‌
دنیا شبیهِ یک کاسِتِ پر سر و صداست!
من انتهای صافِ نوارم از این به بعد...!
‌
با تو درخت بودم و فریادِ زندگی،
بی‌تو سکوتِ چوبه‌ی دارم از این به بعد!
‌
در من تنیده‌ زهرِ هزاران وداع تلخ...
جنگ است و ایستگاهِ قطارم از این به بعد!
‌
گفتند کسرِ شأنِ من است اشک ریختن
ای تُف به قبر شأن و وقارم از این به بعد...
‌
آه از دلِ مخاطبشان در می‌آورند،
این گریه‌های قافیه‌دارم از این به بعد...!
‌
از داغِ توست اگر ثمرش آهِ سوخته‌ست،
در سینه‌ام هرآنچه بکارم از این به بعد...
‌
شب‌های بی‌تو خاطره‌ات در می‌آورد،
بی‌هیچ شکّ و شبهه دمارم از این به بعد!

تنها که نیستم! همه‌جا سایه‌ای سمج،
خواهد نشست بی‌تو کنارم از این به بعد...
‌
همچون نسیمی از دلِ ویرانه رد شدی...
پشت سرِ تو ردّ غبارم از این به بعد...
‌
از منظرِ تو خاطره‌ی یک کسوفِ شوم،
در روزِ روشنت شبِ تارم از این به بعد...
‌
یک روز اگرچه سنگِ صبورِ تو بوده‌ام
دیگر شبیهِ سنگ مزارم از این به بعد...
‌
از این خرابه می‌گذری، آه می‌کشی
با خاطراتِ نقش و نگارم از این بعد!
‌
پاییزِ اگرچه شِمّه‌ی تقلیدگونه‌ایست،
از حالِ زار و رنگِ نزارم از این به بعد،
‌
پاییزهای حسرتِ با تو قدم زدن،
من برگ‌های خشکِ چنارم از این به بعد...

یک‌باره باختم همه‌ی هست و نیست را!
گوشه‌نشینِ میزِ قمارم از این به بعد...
‌‌
بالم شکسته‌اند رفیقان به سنگسار!
هی سنگ می‌زنند به سارم از این به بعد!
‌
تنهایی است مَحرمِ بغض نبودنت...
بار است هر که بر سرِ بارم از این به بعد
‌
بیچاره مادرم که به چشمم غریبه شد!
این‌طور بی‌تو بی‌کس و کارم از این به بعد...
‌
خواهد گریست هرکه غریب است و بی‌وطن،
بر غربتم میانِ دیارم از این به بعد...
‌
هر شعر، هر ترانه‌ی غمگین جرقه‌‌ایست،
در کاهدانِ صبر و قرارم از این به بعد!
‌
اشکِ رسوب‌کرده ز تنهاییِ مدام،
قندیل‌های گریه‌ی غارم از این به بعد!
‌.
جاری شود... مگر برسد تا به دامنت،
این اشک‌های سلسه‌وارم از این به بعد...
‌
سردارِ بی‌سپاهم و غم زخم می‌زند،
هرلحظه از یمین و یسارم از این به بعد
‌
از این هجومِ غم به کجا می‌توان گریخت؟
با اسبِ مُرده‌ای که سوارم از این به بعد!
‌
این چوب‌خطٌّ آخرِ اعدامی است و بس،
هر لحظه را اگر بشمارم از این به بعد...
‌
وقتی که نیست وقتِ قراری میانمان
با ساعت و دقیقه چه‌کارم از این به بعد!؟
‌
درمان که نیست... چاره فقط خو گرفتن است
با دردِ مزمنی که دچارم از این بعد...
‌
#جواد_نوروزی..

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
روان شناسی میگه .....
آدم سالم ، آدميه كه با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست، نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميده.
بيشتر از اينكه انتقادگر باشه، مشوقه!
بيشتر از اينكه منفى باشه، مثبته!
بيشتر از اينكه متكبر باشه، متواضعه!
بيشتر از اينكه بخواد خودنمايى كنه، دوست داره در يك فضاى اشتراكى، ديگرانو ببينه و همينطور خودش ديده بشه....
‌‎‌‎
❤️‍🩹❤️‍🔥💔
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
چشم به هم می‌زنی می‌بينی
وسط اتوبوسی و يکی داره بهت ميگه
پدرجان... مادر جان ...
شما بفرماييد بشينيد جای من
قدر لحظه ها و با هم بودنها رو بدونیم...


❤️‍🩹❤️‍🔥💔
آخرین شعر از زنده یاد #قیصر_امین_پور
که هیچ وقت چاپ نشد .

بر تیر نگاه تو دلم سینه سپر کرد
تیر آمد و از این سپر و سینه گذر کرد

چشم تو به زیبایی خود شیفته‌تر شد
همچون گل نرگس که در آیینه نظر کرد

با عشق بگو سر به سر دل نگذارد
طفلی دلکم را غم تو دست به سر کرد

گفتیم دمی با غم تو راز نهانی
عالم همه را شور و شر اشک خبر کرد

سوز جگرم سوخته دامان دلم را
آهی که کشیدیم در آیینه اثر کرد
یک لحظه شدم از دل خود غافل و ناگاه
چون رود به دریا زد و چون موج خطر کرد

بی‌صبر و شکیبم که همه صبر و شکیبم
همراه عزیزان سفر کرده، سفر کرد
باید به میانجی گری یک سر مویت
فکری به پریشانی احوال بشر کرد

انگار حباب را تماشا کردیم
یا رقص سراب را تماشا کردیم
در پرده نه طرحی و نه تصویری بود
تنها خود ِ قاب را تماشا کردیم


#قیصر_امین‌‌پور✍️✍️

#2اردیبهشت_زادروز_قیصر_امین‌پور
#نویسنده، #مدرس‌دانشگاه و #شاعر_معاصرایرانی #گرامی‌باد...


❤️‍🩹❤️‍
🔥💔
این روز‌ها که می‌گذرد ،
هر روز !
احساس می‌کنم که کسی در باد
فریاد می‌زند .
احساس می‌کنم که مرا
از عمق جاده‌های مه‌آلود
یک آشنای دور صدا می‌زند .
آهنگ آشنای صدای او
مثل عبور نور
مثل عبور نوروز
مثلِ صدای آمدنِ روز ست .
آن روزِ ناگزیر که می‌آید ،
روزی که عابران خمیده
یک لحظه وقت داشته باشند
تا سر بلند باشند
و آفتاب را
در آسمان ببینند ،
روزی که این قطار قدمی
در بستر موازی تکرار
یک لحظه بی‌بهانه توقف کند ،
تا چشم‌های خسته‌ی خواب‌آلود
از پُشت پنجره
تصویر ابر‌ها را در قاب
و طرح واژگونه‌ جنگل را
در آب بنگرند .




#قیصرامین‌پور


❤️‍🩹❤️‍🔥💔
#غزل_17

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را
چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را

سروبالایِ کمان‌ابرو اگر تیر زند
عاشق آنست که بر دیده نهد پیکان را

دست من گیر که بیچارگی از حد بگذشت
سر من دار که در پای تو ریزم جان را

کاشکی پرده برافتادی از آن منظر حسن
تا همه خلق ببینند نگارستان را

همه را دیده در اوصاف تو حیران ماندی
تا دگر عیب نگویند من حیران را

لیکن آن نقش که در روی تو من می‌بینم
همه را دیده نباشد که ببینند آن را

چشم گریان مرا حال بگفتم به طبیب
گفت یک بار ببوس آن دهن خندان را

گفتم آیا که در این درد بخواهم مردن
که محالست که حاصل کنم این درمان را

پنجه با ساعدِ سیمین نَه به عقل افکندم
غایت جهل بود مشت زدن سندان را

سعدی از سرزنش خلق نترسد هیهات
غرقه در نیل چه اندیشه کند باران را

سر بنه گر سر میدان ارادت داری
ناگزیرست که گویی بود این میدان را


#حضرت_سعدی_شیرین_سخن
❤️‍🩹❤️‍🔥💔
انــقَـــدر  غــم  دیــده ام  از  روزگـــارِ نـابــکـار
مُـردَنــم  شـد  آرزو ، نـفریـن بر  ایــن روزگـــار

از غــم ایــام خـود  آتــش  به  دل دارم هنـــوز
سـوخــتم چــون شمــعی و در انـزوا وُ آشــکار

طـعم  زَهـری می‌دهـد  این  زنـدگـانی کـام مـن
بس که در خلوت سرایم مانده ام چشم انتظار

نا به سامان آن همه عمرم در این گیتی گذشـت
بی قـراری  شــد نصـیـبم  ، نـالـم از این کِردگار

دیگر این پشتم خَمید از دردِ بی درمان خویش
آه در  دل دارم و  ،،، افـسوس هـای بـی شُــمار

در  رهِ یارِ  عــزیـزی خــورده ام   غَـــم  ها ولی
کـو عزیـزی کـه شَوّد  در لحـظه هایـم غم گُسار

مـن کـه دامی را نــهادم بــهر صــیدی ، نـاگـهان
خـود شُدم صـید و فتادم  دام و گـردیدم شکار

در مـیان  لالـه هـا   بـودم  پـیِ  محـبوب خــود
غـافل  از  آنـکه  خُودِ  محـبوب  بوده  لالـه زار

یـار اگـر نـامـهربـانی کـرد و  پنــهانی  گــذشـت
راسخم در عـزم خود شعری سُرایم  وصف یار

گـر چه  دیـگر نا  امـیدم  از  جـهان  هسـتی ام
آرزو   دارم  بــه  پـایـان آیـد ایـن  شـبهای  تـار


#یوسف_رحمانی🖋



❤️‍🩹❤️‍🔥💔
♡🪴♡
وقتی غم بر
استخوان هایم
تازیانه میزند،
اشک بر
پشتِ پلکهایم سنگینی
به تو فکر می کنم

وقتی درد
قلبم را مچاله
دلتنگی
گیسوانم را
پریشان می کند
به تو فکر می کنم

افسوس
میانِ من و تو
هزاران فرسخ فاصله است
و برف و سرما و جاده

صدای سوت
در سرم می پیچد
قطار در پیچ و خم کوه ها
گم می شود.

من می مانم و
جای خالی تو.....


#مینو_پناهپور ..

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌   ‌‌‌‌‌‌‌‌‌   ‌‌‌‌‌‌‌‌   ‌‌‌‌‌‌حرف‌دل



وقتی "تو"
آرزو و تمنایِ من از تمامِ هستی، شدی

دریافتم که 
بعضی آرزوها بسیار دورند ......

اما!!!!!!
وقتی تمامِ جانِ من شدی،

با تک تکِ ذراتِ وجودم درک کردم که چقدررررررررررر به روح و جانم نزدیکی.....


همین است که میگویند ؛: "دور اما نزدیک"

#یگانه
#نساءقنبری ‌‌‌‌‌‌‌‌    ‌‌‌‌‌‌‌‌      ‌‌‌‌‌‌‌

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
‍ حالا کـه در  دنیـای من ، داری خدایی میکنی
هـم رنـگ مهتـابـی مـرا ، داری هوایی میکنی

دل برده‌ای از من‌که من دلبند و پابندت شوم
هر سو که رفتی آمـدم، چون دلربایی میکنی

آهنـگ مـانـدن می زنی، در این هـوای رفتنی
پا در رکابت می شوم، چون ناخدایی میکنی

اینـک تـو هستی نـازنیـن ، آرامشم در زندگی
ای درد بـی درمـان مـرا ، غـرق رهایی میکنی

همرنگ‌و هم‌دل گشته‌ای حالا که لیلایم شدی
مجنـون‌ترین عاشق منم، عاشق ثنایی میکنی

جان را فـدایـت می کـنم، ای جانِ جانانم بیا
من عـاشقـم جانِ مرا، بر خود  فدایی میکنی

هرلحظه میبینم ترا از خود که‌بیخود‌میشوم
شیرین‌ترین شیرین من، رخ ماورایی میکنی

بر درد من درمان تویی درمانگری افسونگری
بر دل تسلا می‌دهی ، با جان صفایی میکنی

#ناشناس؟؟؟





❤️‍🩹❤️‍🔥💔
تب شبنم
وقت صبح سحر است و دل من غم دارد
قلب من یک نفس عشق فقط کم دارد
تا فقط دل به هوای شب من بسپارد
مثل ابری نشود که تب شبنم دارد
خیسی باغچه ام مثل کویری تشنه
ریشه و ساقه و برگم غم مرهم دارد
تاکجا فاصله بین درختان سرد است؟
ای زمستان بخدا طاقت من کم دارد
روز می گرید ازین تلخی لبخندم شب
شرم در معرفتی هست که مَحرم دارد
آفت دوست ز دشمن چقدر سمّی تر
نقش یک بهمن سختی ست که پرچم دارد
هرچه از عشق چشیدم به مزاقم خوش بود
چشم من را تو ندیدی که چه ماتم دارد؟

همایون مهرگان...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔
هر چند که دلتنگ‌تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ‌تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه‌تر از دامن الوند
بشکوه‌تر از کوه دماوند، غرورم
يک عمر پريشاني دل بسته به مویی‌ست
تنها سر مويی ز سر موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر می‌کنم از خويش
تو قاف قرار من و من عين عبورم
بگذار به بالاي بلند تو ببالم
کز تيره‌ی نيلوفرم و تشنه‌ی نورم

#قیصر_امین_پور

  یادش گرامی...

❤️‍🩹❤️‍🔥💔

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌