بعضیا میگن : رفیق مثل لیمو شیرین میمونه بعد ے مدت تلخ میشه
اما یڪے نیس بہ این بعضیا بگه
لیمو شیرین همیشہ شیرینه
تا چاقو بہ جیگرش نزنن تلخ نمیشہ...!!
❤️🔥❤️🩹💔
اما یڪے نیس بہ این بعضیا بگه
لیمو شیرین همیشہ شیرینه
تا چاقو بہ جیگرش نزنن تلخ نمیشہ...!!
❤️🔥❤️🩹💔
مراقب کسانی که؛
سفرهی دلتان را
برایشان باز میکنید باشید
فقط آدمهای کمی هستند
که واقعا برایشان مهم است،
بقیه فقط میخواهند
سوژهای برای سخنچینی داشته باشند...
❤️🔥❤️🩹💔
سفرهی دلتان را
برایشان باز میکنید باشید
فقط آدمهای کمی هستند
که واقعا برایشان مهم است،
بقیه فقط میخواهند
سوژهای برای سخنچینی داشته باشند...
❤️🔥❤️🩹💔
رها ڪردن دردناڪه
اما موندن و اصرار ڪردن تو جایے ڪه
دیگه تو رو نمیخوان دردش خیلے بیشتره..!
❤️🔥❤️🩹💔
اما موندن و اصرار ڪردن تو جایے ڪه
دیگه تو رو نمیخوان دردش خیلے بیشتره..!
❤️🔥❤️🩹💔
تنها چيزي ك عميقا بهش اعتقاد دارم اينه ك
هيچ وقت هيچ كس رو نميشه واقعا شناخت..
❤️🔥❤️🩹💔
هيچ وقت هيچ كس رو نميشه واقعا شناخت..
❤️🔥❤️🩹💔
مهربون که باشی...
همش نگرانی که کسی ازت ناراحت نشه
ولی تهش این تویی که همیشه دلت میگیره
❤️🔥❤️🩹💔
همش نگرانی که کسی ازت ناراحت نشه
ولی تهش این تویی که همیشه دلت میگیره
❤️🔥❤️🩹💔
همه آدما ته ته اعماق وجودشون قبرسونی دارن که همه کسایی که خیلی دوسشون دارنو دفن کردن!
❤️🔥❤️🩹💔
❤️🔥❤️🩹💔
وقتی بهت میگم مواظب خودت باش
یعنی خیلی برام مهمی
یعنی هر لحظه نگرانتم
یعنی نفسم بنده به نفسات
یعنی زندگیم وصله به چشات
یعنی تو مهم ترین داراییِ منی
یعنی هر ثانیه قلبم برای تو میتپه
یعنی یه تار مو ازت کم بشه من میمیرم
پس مواظب خودت باش ...
❤️🔥❤️🩹💔
یعنی خیلی برام مهمی
یعنی هر لحظه نگرانتم
یعنی نفسم بنده به نفسات
یعنی زندگیم وصله به چشات
یعنی تو مهم ترین داراییِ منی
یعنی هر ثانیه قلبم برای تو میتپه
یعنی یه تار مو ازت کم بشه من میمیرم
پس مواظب خودت باش ...
❤️🔥❤️🩹💔
بزرگے میگفت؛
زندہ بودن حرڪتے است افقے،
از گهوارہ تا گور.
اما زندگے ڪردن حرڪتے است عمودی،
از فرش تا عرش.
زندگے یڪ تداوم بے نهایت اڪنون هاست ...
ماموریت ما در زندگے " بے مشڪل زیستن " نیست،
" با انگیزہ زیستن " است ...
" سلطان دلها " باش، اما دل نشڪن ...
پلہ بساز، اما از ڪسے بالا نرو ...
دورت را شلوغ ڪن،
اما در شلوغے ها خودت را گم نڪن ...
" طلا " باش، اما خاڪی...
❤️🔥❤️🩹💔
زندہ بودن حرڪتے است افقے،
از گهوارہ تا گور.
اما زندگے ڪردن حرڪتے است عمودی،
از فرش تا عرش.
زندگے یڪ تداوم بے نهایت اڪنون هاست ...
ماموریت ما در زندگے " بے مشڪل زیستن " نیست،
" با انگیزہ زیستن " است ...
" سلطان دلها " باش، اما دل نشڪن ...
پلہ بساز، اما از ڪسے بالا نرو ...
دورت را شلوغ ڪن،
اما در شلوغے ها خودت را گم نڪن ...
" طلا " باش، اما خاڪی...
❤️🔥❤️🩹💔
مهربون که باشی...
همش نگرانی که کسی ازت ناراحت نشه
ولی تهش این تویی که همیشه دلت میگیره
❤️🔥❤️🩹💔
همش نگرانی که کسی ازت ناراحت نشه
ولی تهش این تویی که همیشه دلت میگیره
❤️🔥❤️🩹💔
از غربتام اینقدر بگویم ڪہ پساز تو
حتے ننشستهست غبارے بہ مزارم
اے ڪشتے جان! حوصلہ ڪن میرسد آنروز
روزے ڪہ تورا نیز بہ دریا بسپارم
❤️🔥❤️🩹💔
حتے ننشستهست غبارے بہ مزارم
اے ڪشتے جان! حوصلہ ڪن میرسد آنروز
روزے ڪہ تورا نیز بہ دریا بسپارم
❤️🔥❤️🩹💔
دوســــــــت داشتــــــن
واقـــــعـــــی
یعــنــــــی حالشــــــو
نپـــرســـــی
حـــالـشو بفـهمی..
❤️🔥❤️🩹💔
واقـــــعـــــی
یعــنــــــی حالشــــــو
نپـــرســـــی
حـــالـشو بفـهمی..
❤️🔥❤️🩹💔
💥 شعری زیبا از سهراب سپهری
زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
بهترین های خدا رو براتون آرزو میکنم ...
❤️🔥❤️🩹💔
زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
بهترین های خدا رو براتون آرزو میکنم ...
❤️🔥❤️🩹💔
آدمهای چرب زبون خطرناک ترین موجودات کره خاکی هستن، دلشون کیلومترهابا زبونشون فاصله داره..
❤️🔥❤️🩹💔
❤️🔥❤️🩹💔
یک ذره وفا را
به دو عالم
نفروشیم
هر چند
در این عـهد
خریدار ندارد
صائب تبریزی..
❤️🔥❤️🩹💔
به دو عالم
نفروشیم
هر چند
در این عـهد
خریدار ندارد
صائب تبریزی..
❤️🔥❤️🩹💔
اینکه همه از ما راضی باشند ممکن نیست!
از کنار بعضی آدم ها با لبخند رد شو!
گاهی سکوت پاسخ بسیار بهتری ست
تا تلاش برای به صف کشیدن ِ کلمات!
ذهنت را از آشفتگی خالی کن.
هر آدمی مسیر ِ خودش را می رود...
❤️🔥❤️🩹💔
از کنار بعضی آدم ها با لبخند رد شو!
گاهی سکوت پاسخ بسیار بهتری ست
تا تلاش برای به صف کشیدن ِ کلمات!
ذهنت را از آشفتگی خالی کن.
هر آدمی مسیر ِ خودش را می رود...
❤️🔥❤️🩹💔
کنار امن کجا، کشتی شکسته کجا
کجا گریزم از اینجا به پای بسته کجا
ز بام و در همه جا سنگ فتنه می بارد
کجا به در برمت ای دل شکسته کجا
فرو گذاشت دل آن بادبان که می افراشت
خیال بحر کجا این به گل نشسته کجا
چنین که هر قدمی همرهی فروافتاد
به منزلی رسد این کاروان خسته کجا
دلا حکایت خاکستر و شراره مپرس
به بادرفته کجا و چو برق جسته کجا
خوش آن زمان که سرم در پناه بال تو بود
کجا بجویمت ای طایر خجسته کجا
چه عیش خوش ز دل پاره پاره می طلبی
نشاط نغمه کجا چنگ زه گسسته کجا
بپرس سایه ز مرغان آشیان بر باد
که می روند ازین باغ دسته دسته کجا
هوشنگ_ابتهاج✍️
❤️🔥❤️🩹💔
کجا گریزم از اینجا به پای بسته کجا
ز بام و در همه جا سنگ فتنه می بارد
کجا به در برمت ای دل شکسته کجا
فرو گذاشت دل آن بادبان که می افراشت
خیال بحر کجا این به گل نشسته کجا
چنین که هر قدمی همرهی فروافتاد
به منزلی رسد این کاروان خسته کجا
دلا حکایت خاکستر و شراره مپرس
به بادرفته کجا و چو برق جسته کجا
خوش آن زمان که سرم در پناه بال تو بود
کجا بجویمت ای طایر خجسته کجا
چه عیش خوش ز دل پاره پاره می طلبی
نشاط نغمه کجا چنگ زه گسسته کجا
بپرس سایه ز مرغان آشیان بر باد
که می روند ازین باغ دسته دسته کجا
هوشنگ_ابتهاج✍️
❤️🔥❤️🩹💔
برای شهر نگاهت دلم پر از غوغاست
برای دیدن رویت نگر که بی پرواست
حضور سبز تو باشد بهار هر غزلم
بیا غزاله ی زیبا که بی تو دل تنهاست
دلیل هر نفسَم گشته مهر سوزانت
کنار من که تو باشی چه زندگی زیباست
به صد زبان و سخن گفته ام که شیدایم
اگر چه طرز نگاهم به چهرهات گویاست
کویر دشت دلم را تویی چو اقیانوس
که با تو دولت عشقم همیشه در اعلاست
خوشا رسیدن و دیدار شمع رخسارت
بساط شور و شکفتن کنار تو برپاست
چه اتّفاق قشنگی که عاشقت باشم
در این زمانه ی حسرت که عشق بیمعناست
در ازدحام سکوتی که از تو پنهانست
هزار حرف نگفته به روی لب پیداست
قسم به صبح وصالت که بی تو تاریکم
تو ماه باور من باش اگر چه دل رسواست
شکوفهزارِ لبت طرح نوبهارانست
لبم به شوق رسیدن دلم ولی شیداست
علی_خوشقامت
❤️🔥❤️🩹💔
برای دیدن رویت نگر که بی پرواست
حضور سبز تو باشد بهار هر غزلم
بیا غزاله ی زیبا که بی تو دل تنهاست
دلیل هر نفسَم گشته مهر سوزانت
کنار من که تو باشی چه زندگی زیباست
به صد زبان و سخن گفته ام که شیدایم
اگر چه طرز نگاهم به چهرهات گویاست
کویر دشت دلم را تویی چو اقیانوس
که با تو دولت عشقم همیشه در اعلاست
خوشا رسیدن و دیدار شمع رخسارت
بساط شور و شکفتن کنار تو برپاست
چه اتّفاق قشنگی که عاشقت باشم
در این زمانه ی حسرت که عشق بیمعناست
در ازدحام سکوتی که از تو پنهانست
هزار حرف نگفته به روی لب پیداست
قسم به صبح وصالت که بی تو تاریکم
تو ماه باور من باش اگر چه دل رسواست
شکوفهزارِ لبت طرح نوبهارانست
لبم به شوق رسیدن دلم ولی شیداست
علی_خوشقامت
❤️🔥❤️🩹💔
بدونِ عشق
می توان از خودگذشتگی کرد
اما بدونِ از خودگذشتگی ،
هرگز نمی توان عشق ورزید ...
❤️🔥❤️🩹💔
می توان از خودگذشتگی کرد
اما بدونِ از خودگذشتگی ،
هرگز نمی توان عشق ورزید ...
❤️🔥❤️🩹💔
دیده ام در کل عمرم دسته ای آدم فروش
دیوهایی شکل انسان یاهمان یک سردوگوش
در رفاقت مدعی با ظاهری آرام و گرم ؛
در عمل هم می فروشندت به رفتاری خموش
از چنین نابخردانی دور بودن بهتر است
می جَوند آرامشت را موزیانه مثل موش
"ذات بد نیکو نگردد چون بنیادش بد است"
کرده ام از دستشان هر بار جامی زهر نوش
مغرضانه می درندت تا بیفتی از دوپا
بره ای باشی اگر در لابلایِ این وحوش
گرگ باش اما نزن زخمی به همنوعت که من؛
خون خود را می خورم از این پلیدانِ چموش
در مقابل راه خود را بسته می دیدم اگر ؛
باز می کردم مسیرم را چو رودی پرخروش
دوستانم را نمی دانم ولی از دشمنان؛
درس صبر و ماندگاری را کشیدم روی دوش
چاله ها کندند اگر از کینه ها در پای من !
یک تلنگر شد که یعنی بیشتر از این بکوش
گرچه بدخواه و مخالف های راهم بوده اند
علت بیداری ام بودند تا باشم به هوش
هر کجا دیدم گره افتاده در هر پله ای !
هر گره را می زدم با"پونه"ها زیبا نقوش
افسانه_احمدی_پونه
❤️🔥❤️🩹💔
دیوهایی شکل انسان یاهمان یک سردوگوش
در رفاقت مدعی با ظاهری آرام و گرم ؛
در عمل هم می فروشندت به رفتاری خموش
از چنین نابخردانی دور بودن بهتر است
می جَوند آرامشت را موزیانه مثل موش
"ذات بد نیکو نگردد چون بنیادش بد است"
کرده ام از دستشان هر بار جامی زهر نوش
مغرضانه می درندت تا بیفتی از دوپا
بره ای باشی اگر در لابلایِ این وحوش
گرگ باش اما نزن زخمی به همنوعت که من؛
خون خود را می خورم از این پلیدانِ چموش
در مقابل راه خود را بسته می دیدم اگر ؛
باز می کردم مسیرم را چو رودی پرخروش
دوستانم را نمی دانم ولی از دشمنان؛
درس صبر و ماندگاری را کشیدم روی دوش
چاله ها کندند اگر از کینه ها در پای من !
یک تلنگر شد که یعنی بیشتر از این بکوش
گرچه بدخواه و مخالف های راهم بوده اند
علت بیداری ام بودند تا باشم به هوش
هر کجا دیدم گره افتاده در هر پله ای !
هر گره را می زدم با"پونه"ها زیبا نقوش
افسانه_احمدی_پونه
❤️🔥❤️🩹💔