یادت نمیآید، ولی یک روز با حسرت
گفتی بدون دیدنم دلشوره میگیری
ندا_کارگر...
❤️🔥❤️🩹💔
یادت نمیآید، ولی یک روز با حسرت
گفتی بدون دیدنم دلشوره میگیری
ندا_کارگر...
❤️🔥❤️🩹💔
عشق یعنی زیرِ نم نم هایِ بارانم هنوز
خیسِ شوقت هستم و پر میکشد جانم هنوز
رفته ای هرچند از این شهر و دیگر نیستی
من ولی شب پرسه یِ خیسِ خیابانم هنوز
برخلافِ برگِ تقویمی که می گوید بهار
برگریزِ خاطراتِ مهر و آبانم هنوز
دست در دستِ خیالت بیخیالِ عابران
پرسه پرسه در هوایت شعر می خوانم هنوز
سنگفرشِ خیسِ باران خورده می داند چقدر
کوچه گردِ خش خشِ برگِ درختانم هنوز
کوچه گردِ برگِ زردِ غرقِ دردِ خاطرات
همصدایِ بغضِ عریانِ زمستانم هنوز
آه لیلی! بی تو خیلی خسته ام، کو شانه ات؟
مثلِ مویت بیدِ مجنونِ پریشانم هنوز
کاش برگردی ببینی در فروپاشیِ بغض
خسته چون فواره ای سردرگریبانم هنوز
چون "رهی" و چون "عماد" و "شهریار"ِ مانده یاد
"منزوی" شد "سایه" ام بس که غزلخوانم هنوز
شعر پایان یافت اما عشقِ تو بی انتهاست
من تو را زیباتر از هر شعر میدانم هنوز
شهراد_میدری..
❤️🔥❤️🩹💔
خیسِ شوقت هستم و پر میکشد جانم هنوز
رفته ای هرچند از این شهر و دیگر نیستی
من ولی شب پرسه یِ خیسِ خیابانم هنوز
برخلافِ برگِ تقویمی که می گوید بهار
برگریزِ خاطراتِ مهر و آبانم هنوز
دست در دستِ خیالت بیخیالِ عابران
پرسه پرسه در هوایت شعر می خوانم هنوز
سنگفرشِ خیسِ باران خورده می داند چقدر
کوچه گردِ خش خشِ برگِ درختانم هنوز
کوچه گردِ برگِ زردِ غرقِ دردِ خاطرات
همصدایِ بغضِ عریانِ زمستانم هنوز
آه لیلی! بی تو خیلی خسته ام، کو شانه ات؟
مثلِ مویت بیدِ مجنونِ پریشانم هنوز
کاش برگردی ببینی در فروپاشیِ بغض
خسته چون فواره ای سردرگریبانم هنوز
چون "رهی" و چون "عماد" و "شهریار"ِ مانده یاد
"منزوی" شد "سایه" ام بس که غزلخوانم هنوز
شعر پایان یافت اما عشقِ تو بی انتهاست
من تو را زیباتر از هر شعر میدانم هنوز
شهراد_میدری..
❤️🔥❤️🩹💔
می پرستم چون تو را و دوست می داری مرا
عهد کن تا دیگر از هجران نیازاری مرا
کاشکی بر سینه ی تو سرگذارم ، تا دلت
گویدم با هر تپیدن ، دوست می داری مرا!
ای که از لیلی فزون دانم تو را در عاشقی
کمتر از مجنون درین وادی نپنداری مرا
ما طریق عشق را باید که با هم طی کنیم
چون رفیق نیمه ره ، در راه نگذاری مرا!
کهنه سازی از نوا افتاده ام ، در گوشه ای
بوسه بر دستت زنم ، گر در فغان آری مرا
می شوم هر روز از جان سیرتر از دوری ات
در فراق خود ، به کام مرگ نسپاری مرا !
بغض دارم در گلو چون ابر پاییزی هنوز
برق را خوانم به یاری ، گر نمی باری مرا
ای که دایم بینمت در پیش چشم خویشتن
کاش روزی ، لحظه ای پیش نظر آری مرا
کودکانه دوست می دارم تو را " ده تا " اگر
تو بزرگی ، می توانی صفر بشماری مرا
محمد_قهرمان..
❤️🔥❤️🩹💔
عهد کن تا دیگر از هجران نیازاری مرا
کاشکی بر سینه ی تو سرگذارم ، تا دلت
گویدم با هر تپیدن ، دوست می داری مرا!
ای که از لیلی فزون دانم تو را در عاشقی
کمتر از مجنون درین وادی نپنداری مرا
ما طریق عشق را باید که با هم طی کنیم
چون رفیق نیمه ره ، در راه نگذاری مرا!
کهنه سازی از نوا افتاده ام ، در گوشه ای
بوسه بر دستت زنم ، گر در فغان آری مرا
می شوم هر روز از جان سیرتر از دوری ات
در فراق خود ، به کام مرگ نسپاری مرا !
بغض دارم در گلو چون ابر پاییزی هنوز
برق را خوانم به یاری ، گر نمی باری مرا
ای که دایم بینمت در پیش چشم خویشتن
کاش روزی ، لحظه ای پیش نظر آری مرا
کودکانه دوست می دارم تو را " ده تا " اگر
تو بزرگی ، می توانی صفر بشماری مرا
محمد_قهرمان..
❤️🔥❤️🩹💔
در انزوای حقایق، تهِ خیالگرایی
رسیدهایم به سرشاخههای کالگرایی
کنار هر که نشستیم، مسخ و منجمد و مات
نگاه، دوخته بر قلهی کمالگرایی
همیشه مقصدمان، ارگِ جاودانه شدن بود
ولى زديم به پسکوچهی زوالگرایی
غزل، بهانهی نوشاعرانِ بسته زبان شد
که واکنند سرِ صحبتِ غزالگرایی!
کنارِ آبِ گلآلوده، در تدارک صیدیم
کسی نمانده سرِ چشمهی زلال گرایی
برای هر ورق از زندگی، دلِ همه بُر خورد
میان هجمهی تاروتهای فالگرایی
سکوت پیشه نکردیم و حرفِ هم، نشنیدیم
شدیم پیروِ آیینِ قیل و قال گرایی
تنِ تکیدهی ایمان، شهیدِ شُبهه و شَک شد
زمامِ معجزهها، دستِ احتمالگرایی
در انتهای تماشا، که صبحِ "کُنْفَیَکوُن" است
بناست، رد بشویم از شبِ محالگرایی...
غزل_آرامش ..
❤️🔥❤️🩹💔
رسیدهایم به سرشاخههای کالگرایی
کنار هر که نشستیم، مسخ و منجمد و مات
نگاه، دوخته بر قلهی کمالگرایی
همیشه مقصدمان، ارگِ جاودانه شدن بود
ولى زديم به پسکوچهی زوالگرایی
غزل، بهانهی نوشاعرانِ بسته زبان شد
که واکنند سرِ صحبتِ غزالگرایی!
کنارِ آبِ گلآلوده، در تدارک صیدیم
کسی نمانده سرِ چشمهی زلال گرایی
برای هر ورق از زندگی، دلِ همه بُر خورد
میان هجمهی تاروتهای فالگرایی
سکوت پیشه نکردیم و حرفِ هم، نشنیدیم
شدیم پیروِ آیینِ قیل و قال گرایی
تنِ تکیدهی ایمان، شهیدِ شُبهه و شَک شد
زمامِ معجزهها، دستِ احتمالگرایی
در انتهای تماشا، که صبحِ "کُنْفَیَکوُن" است
بناست، رد بشویم از شبِ محالگرایی...
غزل_آرامش ..
❤️🔥❤️🩹💔
یادت نمیآید، ولی یک روز با حسرت
گفتی بدون دیدنم دلشوره میگیری
ندا_کارگر...
❤️🔥❤️🩹💔
یادت نمیآید، ولی یک روز با حسرت
گفتی بدون دیدنم دلشوره میگیری
ندا_کارگر...
❤️🔥❤️🩹💔
من تماشای تو میکردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند. . .
هوشنگ_ابتهاج...
❤️🔥❤️🩹💔
من تماشای تو میکردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند. . .
هوشنگ_ابتهاج...
❤️🔥❤️🩹💔
هر آتشِ سوزنده بُوَد سردْ برِ عشق
یارب! چه شراریست ندانم شَرَرِ عشق
بقای_سپاهانی...
❤️🔥❤️🩹💔
هر آتشِ سوزنده بُوَد سردْ برِ عشق
یارب! چه شراریست ندانم شَرَرِ عشق
بقای_سپاهانی...
❤️🔥❤️🩹💔
باید برای داشتنت میدویدم،
زمین میخوردم،
بلند میشدم و ادامه میدادم...
باید برای داشتنت قید زمین و زمان را میزدم.
اما خواستم برایت بنویسم.
برای داشتنت قیدِ خنده هایم را زدم.
یک دختر وقتی چشمهایش نمیخندد
یعنی روزگارش خوب نیست.
یعنی دنیایش سیاه است و حال و هوایش ابری!
خواستم برایت بنویسم،
من برای داشتنت خودم را از دست دادم.
وکاش تو وسطِ تمامِ این دویدن ها
روبرویم نمی ایستادی...
کاش نمیگذاشتی زانوهایم خم شوند،
زخمی شوند،
خسته شوند...
دلم میخواست برایت بنویسم.
من برای داشتنت قیدِ چشمهایم را زدم!
حالا تمام جهانم تیره و تار است.
و اما تو...
کاش برای چشمهایم یک قدم برمیداشتی.
آخر برایت نوشته بودم:
چشمهایم خانه ی امن توست!
❤️🔥❤️🩹💔
زمین میخوردم،
بلند میشدم و ادامه میدادم...
باید برای داشتنت قید زمین و زمان را میزدم.
اما خواستم برایت بنویسم.
برای داشتنت قیدِ خنده هایم را زدم.
یک دختر وقتی چشمهایش نمیخندد
یعنی روزگارش خوب نیست.
یعنی دنیایش سیاه است و حال و هوایش ابری!
خواستم برایت بنویسم،
من برای داشتنت خودم را از دست دادم.
وکاش تو وسطِ تمامِ این دویدن ها
روبرویم نمی ایستادی...
کاش نمیگذاشتی زانوهایم خم شوند،
زخمی شوند،
خسته شوند...
دلم میخواست برایت بنویسم.
من برای داشتنت قیدِ چشمهایم را زدم!
حالا تمام جهانم تیره و تار است.
و اما تو...
کاش برای چشمهایم یک قدم برمیداشتی.
آخر برایت نوشته بودم:
چشمهایم خانه ی امن توست!
❤️🔥❤️🩹💔
.
شعر تراوشِ
واژه های نهفته ی ِ روح است!
فریاد بی صدای واج های ِ غریب؛
در وسعتِ نهفته ی درد
شعر حقیقت رنج است؛
حقیقت ناگفته هایِ ناگفتنی...
حقیقت تعریف هایِ گُنگِ بی تعریف؛
شعر زبان روح است؛
و روح ؛ بال پرواز پرنده ی ِ شعر
پرنده ای با هزار هزار
بالِ رنگین بر پرند سبز خیال؛
شعرطلوع باورِ عشق است؛
قلم شاعر...
بی فهمِ عشق؛ ناتوان...
و زبان شعرش الکن است!
پرنده ای ست؛
که بال پروازش شکسته
و واژه ها گویی؛
زندانی ِتنِ سردِ قفس اند
"شعر طنین آوازِ من و ضرباهنگِ
در سکوتِ قلب و روح من است"
و رنج و عشق؛
دو بال پرنده ای که تا بلندای ِ
خیال پر کشیده
و شعر را به ترنم شور
به میعاد آبی ِ باورکشانده؛
"شاعر" عاشق است و
شعر بی روحِ باور عشق؛
در تکلّفِ غربتی بی مهر
کلاف سردر گمِ
واژه های غریبِ دلتنگ است...!
فرح_فریماااا....
❤️🔥❤️🩹💔
شعر تراوشِ
واژه های نهفته ی ِ روح است!
فریاد بی صدای واج های ِ غریب؛
در وسعتِ نهفته ی درد
شعر حقیقت رنج است؛
حقیقت ناگفته هایِ ناگفتنی...
حقیقت تعریف هایِ گُنگِ بی تعریف؛
شعر زبان روح است؛
و روح ؛ بال پرواز پرنده ی ِ شعر
پرنده ای با هزار هزار
بالِ رنگین بر پرند سبز خیال؛
شعرطلوع باورِ عشق است؛
قلم شاعر...
بی فهمِ عشق؛ ناتوان...
و زبان شعرش الکن است!
پرنده ای ست؛
که بال پروازش شکسته
و واژه ها گویی؛
زندانی ِتنِ سردِ قفس اند
"شعر طنین آوازِ من و ضرباهنگِ
در سکوتِ قلب و روح من است"
و رنج و عشق؛
دو بال پرنده ای که تا بلندای ِ
خیال پر کشیده
و شعر را به ترنم شور
به میعاد آبی ِ باورکشانده؛
"شاعر" عاشق است و
شعر بی روحِ باور عشق؛
در تکلّفِ غربتی بی مهر
کلاف سردر گمِ
واژه های غریبِ دلتنگ است...!
فرح_فریماااا....
❤️🔥❤️🩹💔
عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من
گفتم می می نخورم گفت برای دل من
داد می معرفتش با تو بگویم صفتش
تلخ و گوارنده و خوش همچو وفای دل من
از طرفی روح امین آمد و ما مست چنین
پیش دویدم که ببین کار و کیای دل من
گفت که ای سر خدا روی به هر کس منما
شکر خدا کرد و ثنا بهر لقای دل من
گفتم خود آن نشود عشق تو پنهان نشود
چیست که آن پرده شود پیش صفای دل من
عشق چو خون خواره شود رستم بیچاره شود
کوه احد پاره شود آه چه جای دل من
شاد دمی کان شه من آید در خرگه من
باز گشاید به کرم بند قبای دل من
گوید که افسرده شدی بیمن و پژمرده شدی
پیشتر آ تا بزند بر تو هوای دل من
گویم کان لطف تو کو بنده خود را تو بجو
کیست که داند جز تو بند و گشای دل من
گوید نی تازه شوی بیحد و اندازه شوی
تازهتر از نرگس و گل پیش صبای دل من
گویم ای داده دوا لایق هر رنج و عنا
نیست مرا جز تو دوا ای تو دوای دل من
میوه هر شاخ و شجر هست گوای دل او
روی چو زر اشک چو در هست گوای دل من
مولانا
عبدالجبار_کاکایی...
❤️🔥❤️🔥💔
گفتم می می نخورم گفت برای دل من
داد می معرفتش با تو بگویم صفتش
تلخ و گوارنده و خوش همچو وفای دل من
از طرفی روح امین آمد و ما مست چنین
پیش دویدم که ببین کار و کیای دل من
گفت که ای سر خدا روی به هر کس منما
شکر خدا کرد و ثنا بهر لقای دل من
گفتم خود آن نشود عشق تو پنهان نشود
چیست که آن پرده شود پیش صفای دل من
عشق چو خون خواره شود رستم بیچاره شود
کوه احد پاره شود آه چه جای دل من
شاد دمی کان شه من آید در خرگه من
باز گشاید به کرم بند قبای دل من
گوید که افسرده شدی بیمن و پژمرده شدی
پیشتر آ تا بزند بر تو هوای دل من
گویم کان لطف تو کو بنده خود را تو بجو
کیست که داند جز تو بند و گشای دل من
گوید نی تازه شوی بیحد و اندازه شوی
تازهتر از نرگس و گل پیش صبای دل من
گویم ای داده دوا لایق هر رنج و عنا
نیست مرا جز تو دوا ای تو دوای دل من
میوه هر شاخ و شجر هست گوای دل او
روی چو زر اشک چو در هست گوای دل من
مولانا
عبدالجبار_کاکایی...
❤️🔥❤️🔥💔
ما نمیتوانیم جلوی پرواز پرندگان را بگیریم، اما اجازه نمیدهیم روی سرمان فرود بیایند و لانههایشان را روی سر ما بسازند.
به همین ترتیب، ما نمی توانیم گاهی اوقات از ورود افکار بد به ذهنمان جلوگیری کنیم، اما نباید اجازه دهیم آنها در مغز و فکر و روح روان ما لانه کنند...
مارتین لوتر کینگ...
❤️🔥❤️🩹💔
به همین ترتیب، ما نمی توانیم گاهی اوقات از ورود افکار بد به ذهنمان جلوگیری کنیم، اما نباید اجازه دهیم آنها در مغز و فکر و روح روان ما لانه کنند...
مارتین لوتر کینگ...
❤️🔥❤️🩹💔
میگوید : بخشش ، رها کردن است .
میپرسم : رها کردنِ چه چیزی؟
پاسخ می دهد : گذشته ، گناه ، رنجش ، ترس ، عصبانیت ...
هر چیزی که عشق نباشد .
لوییز_هی..
❤️🔥❤️🩹💔
میپرسم : رها کردنِ چه چیزی؟
پاسخ می دهد : گذشته ، گناه ، رنجش ، ترس ، عصبانیت ...
هر چیزی که عشق نباشد .
لوییز_هی..
❤️🔥❤️🩹💔
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شکرگزاری فوقالعاده اول صبح
خدایا شکرت که حیات دوباره بهم دادی تا شکرگزار نعمت هایت باشم
خدایا شکرت بهترین و عالیترین موقعیت ها را هرروز سر راهم قرار می دهی
خدایا شکرت که رزق زیاد می رسانی و حسابهایم پر از پول حلال میشه
خدایا شکرت که چیدمانت درست، به موقع و خیلی قشنگه، خودت برام بچین
خدایا شکرت تو خیرخواه منی تمام لحظه ها کنارمی و هوامو داری
خدایاشکرت خودت درستش میکنی میدونم که میبینی، میشنوی و حضور داری خودت یاریم کن
خدایا شکرت که مسیرهای زندگی مون رو ختم به خیر میکنی
خدایا شکرت بخاطر تمام گره هایی که با دست و نگاه تو باز میشه
خدایا شکرت بابت رزق و روزی بی منت و پربرکتی که هر روز وارد زندگیم میکنی
خدایا شکرت ارتعاش من به جهان هستی فقط عشق و سلامتی و فراوانیه..
❤️🔥❤️🩹💔
خدایا شکرت که حیات دوباره بهم دادی تا شکرگزار نعمت هایت باشم
خدایا شکرت بهترین و عالیترین موقعیت ها را هرروز سر راهم قرار می دهی
خدایا شکرت که رزق زیاد می رسانی و حسابهایم پر از پول حلال میشه
خدایا شکرت که چیدمانت درست، به موقع و خیلی قشنگه، خودت برام بچین
خدایا شکرت تو خیرخواه منی تمام لحظه ها کنارمی و هوامو داری
خدایاشکرت خودت درستش میکنی میدونم که میبینی، میشنوی و حضور داری خودت یاریم کن
خدایا شکرت که مسیرهای زندگی مون رو ختم به خیر میکنی
خدایا شکرت بخاطر تمام گره هایی که با دست و نگاه تو باز میشه
خدایا شکرت بابت رزق و روزی بی منت و پربرکتی که هر روز وارد زندگیم میکنی
خدایا شکرت ارتعاش من به جهان هستی فقط عشق و سلامتی و فراوانیه..
❤️🔥❤️🩹💔
برای شهر نگاهت دلم پر از غوغاست
برای دیدن رویت نگر که بی پرواست
حضور سبز تو باشد بهار هر غزلم
بیا غزاله ی زیباا که بی تو دل تنهاست
دلیل هر نفسَم گشته مهر سوزانت
کنار من که تو باشی چه زندگی زیباست
به صد زبان و سخن گفته ام که شیدایم
اگر چه طرز نگاهم به چهرهات گویاست
کویر دشت دلم را تویی چو اقیانوس
که با تو دولت عشقم همیشه در اعلاست
خوشا رسیدن و دیدار شمع رخسارت
بساط شور و شکفتن کنار تو برپاست
چه اتّفاق قشنگی که عاشقت باشم
در این زمانه ی حسرت که عشق بیمعناست
در ازدحام سکوتی که از تو پنهانست
هزار حرف نگفته به روی لب پیداست
قسم به صبح وصالت که بی تو تاریکم
تو ماه باور من باش اگر چه دل رسواست
شکوفهزارِ لبت طرح نوبهارانست
لبم به شوق رسیدن دلم ولی شیداست
علی_خوشقامت
❤️🔥❤️🩹💔
برای دیدن رویت نگر که بی پرواست
حضور سبز تو باشد بهار هر غزلم
بیا غزاله ی زیباا که بی تو دل تنهاست
دلیل هر نفسَم گشته مهر سوزانت
کنار من که تو باشی چه زندگی زیباست
به صد زبان و سخن گفته ام که شیدایم
اگر چه طرز نگاهم به چهرهات گویاست
کویر دشت دلم را تویی چو اقیانوس
که با تو دولت عشقم همیشه در اعلاست
خوشا رسیدن و دیدار شمع رخسارت
بساط شور و شکفتن کنار تو برپاست
چه اتّفاق قشنگی که عاشقت باشم
در این زمانه ی حسرت که عشق بیمعناست
در ازدحام سکوتی که از تو پنهانست
هزار حرف نگفته به روی لب پیداست
قسم به صبح وصالت که بی تو تاریکم
تو ماه باور من باش اگر چه دل رسواست
شکوفهزارِ لبت طرح نوبهارانست
لبم به شوق رسیدن دلم ولی شیداست
علی_خوشقامت
❤️🔥❤️🩹💔
برای مردی که دوستش دارم ......
برای رنگ چشمانش بسیار نوشتم
و برای عمق نگاهش
و گرمای دستانش . . .
شانه هایش را که دیگر نگو
بهترین دلیل است برای شاعری
با طعم شور اشک . . .
و معطر به عشق
هر قدمی که به سوی من برمیدارد میشود یک بیت از یک غزل و شاید یک قصیده . . .
دیدی . . .
موهای بلند و چشمان لوند لازم نیست . . .
صلابتش کافی ست که برایش شعر بنویسم
❤️🔥❤️🩹💔
برای رنگ چشمانش بسیار نوشتم
و برای عمق نگاهش
و گرمای دستانش . . .
شانه هایش را که دیگر نگو
بهترین دلیل است برای شاعری
با طعم شور اشک . . .
و معطر به عشق
هر قدمی که به سوی من برمیدارد میشود یک بیت از یک غزل و شاید یک قصیده . . .
دیدی . . .
موهای بلند و چشمان لوند لازم نیست . . .
صلابتش کافی ست که برایش شعر بنویسم
❤️🔥❤️🩹💔
در تردیدی از داشتن و نداشتنت..
و در یقینی
که بی تو نمیشود،،
بی هم شدیم!!
دلم تو را که نه،،
دلم دستانت را میخواهد
به بزرگی یک بوسه همیشگی..
دلم تو را که نه،،
فقط آنی آن لحظه را میخواهد
که دوباره از من
آغوشم را بخواهی..
دلم تو را که نه
فقط یک لحظه نگاهت را میخواهد..
دوباره با شرم
دوباره گرم..
دوباره با عشق نگاهم کند...
دلم تو را که نه،
نه
دلم تو را
دلم فقط تو را میخواهد..
شهاب_جلیل_زاده
❤️🔥❤️🩹💔
و در یقینی
که بی تو نمیشود،،
بی هم شدیم!!
دلم تو را که نه،،
دلم دستانت را میخواهد
به بزرگی یک بوسه همیشگی..
دلم تو را که نه،،
فقط آنی آن لحظه را میخواهد
که دوباره از من
آغوشم را بخواهی..
دلم تو را که نه
فقط یک لحظه نگاهت را میخواهد..
دوباره با شرم
دوباره گرم..
دوباره با عشق نگاهم کند...
دلم تو را که نه،
نه
دلم تو را
دلم فقط تو را میخواهد..
شهاب_جلیل_زاده
❤️🔥❤️🩹💔
رابطه مثلِ یه بافتنی می مونه
دوتا رو
دوتا زیـر
دوتا بوسه
دوتا قهـر
رابطه مثل یه بافتنی می مونه
هرچـی بلند تر باشه
روحتُ، زندگی و دلتُ گرمـتر میکنه....
باید کلی حواستُ جمعش کنی
که یهو یه دونه دَر نره از دستت
یه جا گند نزنی به کلِ روزایِ قشنگتون...!
با یه حواس پرتی
با یه خیانت یه دروغ یه دل شکوندن
باید حواست حسابی جمعـش باشه
فوقش یه دونه هم اگه در رفت
سریع درستش کنی
مبادا بذاری واسه فردا و پس فردا
نذاری دونه به دونه باز بشه گره های رابطه
گره دست ها
چشم ها
دل ها....
دونه یِ اول اگه بازشـد و نگرفتی
باز شد و بیخیالش شدی
فاتحه اشُ بخـون
تا آخرش شکافته میشـه...!
❤️🔥❤️🩹💔
دوتا رو
دوتا زیـر
دوتا بوسه
دوتا قهـر
رابطه مثل یه بافتنی می مونه
هرچـی بلند تر باشه
روحتُ، زندگی و دلتُ گرمـتر میکنه....
باید کلی حواستُ جمعش کنی
که یهو یه دونه دَر نره از دستت
یه جا گند نزنی به کلِ روزایِ قشنگتون...!
با یه حواس پرتی
با یه خیانت یه دروغ یه دل شکوندن
باید حواست حسابی جمعـش باشه
فوقش یه دونه هم اگه در رفت
سریع درستش کنی
مبادا بذاری واسه فردا و پس فردا
نذاری دونه به دونه باز بشه گره های رابطه
گره دست ها
چشم ها
دل ها....
دونه یِ اول اگه بازشـد و نگرفتی
باز شد و بیخیالش شدی
فاتحه اشُ بخـون
تا آخرش شکافته میشـه...!
❤️🔥❤️🩹💔
تو چه میدانی...!
شاید من
همانی باشم که
بیشتر از همه دوستت دارم
نبودنت را بغل میکنم
سکوتت را مینویسم
نگرانت میشوم
نگرانت میشوم،،،
و روزی هزار بار خودم را لعنت میکنم
که نمیتوانم دلیلِ لبخندت باشم
که نمیتوانم
که دورم
تو چه میدانی
پشتِ سرت
چه "دوستت دارم"هایی ست
چه خیالهایی،،،
چه میدانی...!
لیلا_مقربی
❤️🔥❤️🩹💔
شاید من
همانی باشم که
بیشتر از همه دوستت دارم
نبودنت را بغل میکنم
سکوتت را مینویسم
نگرانت میشوم
نگرانت میشوم،،،
و روزی هزار بار خودم را لعنت میکنم
که نمیتوانم دلیلِ لبخندت باشم
که نمیتوانم
که دورم
تو چه میدانی
پشتِ سرت
چه "دوستت دارم"هایی ست
چه خیالهایی،،،
چه میدانی...!
لیلا_مقربی
❤️🔥❤️🩹💔
سلام آدم گذشتهی عشق من ...
راستش را بخواهی تو به من بدهکاری ...
به من یک خندهی از ته دل معشوقم را
اعتماد محکمش را
نگاههای عاشقانهترش را
جسارت"دوستت دارم" گفتنش را
و هزاران هزار لحظه های نابی که با تو تجربه اش کرد و با من از تکرارشان ترسید را بدهکاری ...
آهای آدم گذشتهی معشوقهی من
تو به من هرآنچه از عشقش و حس پاکش را که بردی بدهکاری ...
تو به من شب هایی را که میتوانستیم عاشقانهترش کنیم را
تو به تمام جملات و آهنگ های عاشقانهای را که برایت گفت و به یاد تو شنید را بدهکاری ...
تو میرفتی و به آدم بعدیت که من باشم فکر نکردی
هم جنس جان کاش یا میماندی
یا تمام حال معشوقه ام را بار چمدانت نمیکردی...
کاش اگر ماندنیِ زندگیش نبودی
خاطرساز لحظاتش هم نبودی
چه کسی مثل بار اولش دیوانهوار عاشقی میکند؟
میبینی؟ تو به هر دوی ما بدهکاری...
و به من بیشتر از معشوقهام...
ستایش_قاسمی..
❤️🔥❤️🩹💔
راستش را بخواهی تو به من بدهکاری ...
به من یک خندهی از ته دل معشوقم را
اعتماد محکمش را
نگاههای عاشقانهترش را
جسارت"دوستت دارم" گفتنش را
و هزاران هزار لحظه های نابی که با تو تجربه اش کرد و با من از تکرارشان ترسید را بدهکاری ...
آهای آدم گذشتهی معشوقهی من
تو به من هرآنچه از عشقش و حس پاکش را که بردی بدهکاری ...
تو به من شب هایی را که میتوانستیم عاشقانهترش کنیم را
تو به تمام جملات و آهنگ های عاشقانهای را که برایت گفت و به یاد تو شنید را بدهکاری ...
تو میرفتی و به آدم بعدیت که من باشم فکر نکردی
هم جنس جان کاش یا میماندی
یا تمام حال معشوقه ام را بار چمدانت نمیکردی...
کاش اگر ماندنیِ زندگیش نبودی
خاطرساز لحظاتش هم نبودی
چه کسی مثل بار اولش دیوانهوار عاشقی میکند؟
میبینی؟ تو به هر دوی ما بدهکاری...
و به من بیشتر از معشوقهام...
ستایش_قاسمی..
❤️🔥❤️🩹💔
یڪ شب به دیدنت میآیَم
یڪ شب که ماه آن بالا نشسته،
ودورَش ستارهها جمع شده بودند
و او لبخند مهتابے اَش را
میریخت روے زمین،
باےددوباره چشمهایت را تماشا کنم
دستهایت را ببوسم
و کمے سَرم را
روے شانهات بگذارم،
اےندلِ لامذهب
سَر و سامان که ندارد
دارد از فرط دلتنگیات میترکد،
اماتو •••
تا آن شب فرا برسد
گاهے و فقط گاهی
به من فکر کن،
محمود_دروےش..
❤️🔥❤️🩹💔
یڪ شب به دیدنت میآیَم
یڪ شب که ماه آن بالا نشسته،
ودورَش ستارهها جمع شده بودند
و او لبخند مهتابے اَش را
میریخت روے زمین،
باےددوباره چشمهایت را تماشا کنم
دستهایت را ببوسم
و کمے سَرم را
روے شانهات بگذارم،
اےندلِ لامذهب
سَر و سامان که ندارد
دارد از فرط دلتنگیات میترکد،
اماتو •••
تا آن شب فرا برسد
گاهے و فقط گاهی
به من فکر کن،
محمود_دروےش..
❤️🔥❤️🩹💔