کلاف ذهن من پیچیده و درهم
شدم حیران
پریشان حال
تنم مانند آواری
دلم ویران
به جانم غم
به کامم سم
صدا کردم خدا را در پس این حالِ رنجورم
صدا کردم ز قعرِ چاهِ جانِ خویش
به او گفتم:
الها
مهربانا
به من لطفی نمایان کن
تمام مشکلاتم را تو آسان کن
اگرچه مثل سنگی سخت گشته بخت و اقبالم
اگرچه بر نوکِ کوه بلند است آرزوهایم
ولی خورشید تابان دل من شو
تو نوری بر وجود خسته و تاریکی من شو
دلم تنهاست
غمگینم
ز دشت زندگی هر لحظه
جای گل ، هزاران خار میچینم
به جای خواب خوش
کابوس های تار می بینم
بدو گفتم رفیق راه و کارم باش
طبیب درد هایم باش
بگیر این دست های سرد و بی جانم
تو یارم باش تو یارم باش تو یارم باش......
ندا آمد که ای بنده
همیشه یار و همراهت منم من
شک نکن بر آن
نگاهی دیگری بر خود نمایان کن
کمی الطاف و نعمت های ما را هم
ببین و شکری از آن کن
به آن چیزی که داری تو نگاه دیگری فرما
سپس درگیر غم گردیده و
و خود را چنین پژمرده و آشوب و گریان کن
تمام اشک هایت را خریدارم
هوای این دلت را بازهم دارم .....
مریم_یزدان_پناه..
❤️🔥❤️🩹💔
شدم حیران
پریشان حال
تنم مانند آواری
دلم ویران
به جانم غم
به کامم سم
صدا کردم خدا را در پس این حالِ رنجورم
صدا کردم ز قعرِ چاهِ جانِ خویش
به او گفتم:
الها
مهربانا
به من لطفی نمایان کن
تمام مشکلاتم را تو آسان کن
اگرچه مثل سنگی سخت گشته بخت و اقبالم
اگرچه بر نوکِ کوه بلند است آرزوهایم
ولی خورشید تابان دل من شو
تو نوری بر وجود خسته و تاریکی من شو
دلم تنهاست
غمگینم
ز دشت زندگی هر لحظه
جای گل ، هزاران خار میچینم
به جای خواب خوش
کابوس های تار می بینم
بدو گفتم رفیق راه و کارم باش
طبیب درد هایم باش
بگیر این دست های سرد و بی جانم
تو یارم باش تو یارم باش تو یارم باش......
ندا آمد که ای بنده
همیشه یار و همراهت منم من
شک نکن بر آن
نگاهی دیگری بر خود نمایان کن
کمی الطاف و نعمت های ما را هم
ببین و شکری از آن کن
به آن چیزی که داری تو نگاه دیگری فرما
سپس درگیر غم گردیده و
و خود را چنین پژمرده و آشوب و گریان کن
تمام اشک هایت را خریدارم
هوای این دلت را بازهم دارم .....
مریم_یزدان_پناه..
❤️🔥❤️🩹💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دعاے بسیار زیبا
تقدیم شما دوستان عزیز
لحظہ هاتون پرازآرامش
❤️🔥❤️🩹💔
تقدیم شما دوستان عزیز
لحظہ هاتون پرازآرامش
❤️🔥❤️🩹💔
«ترجیح میدهم به ذوقِ خویش دیوانه باشم تا به میلِ دیگران عاقل» ...
زندگی یعنی همین ! ...
عشق از سر دیوانگی ...
و دیوانگی از سر عشق❤️
❤️🔥❤️🩹💔
زندگی یعنی همین ! ...
عشق از سر دیوانگی ...
و دیوانگی از سر عشق❤️
❤️🔥❤️🩹💔
کاش لبخندی می شدی
نشسته بر لبان شب بوهای عاشق
تا خواب را
از چشمان شب می ربودی
و
لالایی ای برای
واژه های خیس،
آویخته از چشمانم..
عاطفه_دادویی
❤️🔥❤️🩹💔
نشسته بر لبان شب بوهای عاشق
تا خواب را
از چشمان شب می ربودی
و
لالایی ای برای
واژه های خیس،
آویخته از چشمانم..
عاطفه_دادویی
❤️🔥❤️🩹💔
برای صرف زندگى زبانمان گرفته بود
تُپُقزدیم و خطبهخط،حیاتمان مرور شد
غزال زخمخوردهای به نام عشق، نیمهجان
رمید و از کرانههای اشتياق، دور شد
نه شانهای كه گم شود در آن، سرِ كلافگى
نه سایهای که تیرِ آفتاب را سپر شود
درونمان نهالهای نورخوان، جوانه زد
که راویِ روایتِ بلندمان تبر شود
جواهرِ وجودمان غبارپوشِ سالها
چهارچوب حبس را بدن خطاب کردهایم
به رغم رودوارگى، به احترام زندگى
حصار تنگِ برکه را وطن خطاب کردهایم
پناهمان به غیر خود نبوده وقت خستگی
فدائيانِ والیِ ولایتِ دلِ خودیم
نشسته در کمین اگر، سیاهچالهی زمان
ستارههای روشنِ حکایتِ دلِ خودیم
شکوهِ آخرین قدم، نشد نصیبِ پایمان
همیشه بدترین زمان، توانمان تمام شد
چه ساده بر دوراهیِ مسیرِ قله، گم شدیم
برای فتح انتها، زمانمان تمام شد
به شعله مى زنيم دل، به شوق لمس آسمان
صعودِ عودناکِمان به يُمنِ دود کردن است
گداختیم و نزد ما، مشام خلق تازه شد
که راز ِحالِ خوبمان به وانمود كردن است...
غزل_آرامش
❤️🔥❤️🩹💔
تُپُقزدیم و خطبهخط،حیاتمان مرور شد
غزال زخمخوردهای به نام عشق، نیمهجان
رمید و از کرانههای اشتياق، دور شد
نه شانهای كه گم شود در آن، سرِ كلافگى
نه سایهای که تیرِ آفتاب را سپر شود
درونمان نهالهای نورخوان، جوانه زد
که راویِ روایتِ بلندمان تبر شود
جواهرِ وجودمان غبارپوشِ سالها
چهارچوب حبس را بدن خطاب کردهایم
به رغم رودوارگى، به احترام زندگى
حصار تنگِ برکه را وطن خطاب کردهایم
پناهمان به غیر خود نبوده وقت خستگی
فدائيانِ والیِ ولایتِ دلِ خودیم
نشسته در کمین اگر، سیاهچالهی زمان
ستارههای روشنِ حکایتِ دلِ خودیم
شکوهِ آخرین قدم، نشد نصیبِ پایمان
همیشه بدترین زمان، توانمان تمام شد
چه ساده بر دوراهیِ مسیرِ قله، گم شدیم
برای فتح انتها، زمانمان تمام شد
به شعله مى زنيم دل، به شوق لمس آسمان
صعودِ عودناکِمان به يُمنِ دود کردن است
گداختیم و نزد ما، مشام خلق تازه شد
که راز ِحالِ خوبمان به وانمود كردن است...
غزل_آرامش
❤️🔥❤️🩹💔
عشق یعنی غزلت تشنهء باران باشد
دو سه خط شعر که آبستن طوفان باشد
یک خیابان که هیاهوی رسیدن دارد
یک نفر منتظر آن سوی خیابان باشد
در هوای کسی از خویش گریزان باشی
در هوایت کسی از خویش گریزان باشد
سقف دلتنگی تو خیس شود با یک بغض
تنِ " احساس " در این رابطه عریان باشد
خودِ قهوه چه مراعات نظیری است اگر....
فال دلبستگیِ تو ته فنجان باشد
من که دلبستهء بن بست جنونم باید ...
پنجره بر دل دیوار فراوان باشد
طفل سرمازده ام که فقط این بار مرا ...
چتر آغوش تو باید سر و سامان باشد
این دل انگیزترین حالت یک شاعر نیست ؟
که چنین شیفتهء خلسهء آبان باشد !؟
عشق یعنی که تو باشی و من و پاییز و ...
نم نم و خش خش هر کوچهء تهران باشد
سعیده_محمودی
❤️🔥❤️🩹💔
دو سه خط شعر که آبستن طوفان باشد
یک خیابان که هیاهوی رسیدن دارد
یک نفر منتظر آن سوی خیابان باشد
در هوای کسی از خویش گریزان باشی
در هوایت کسی از خویش گریزان باشد
سقف دلتنگی تو خیس شود با یک بغض
تنِ " احساس " در این رابطه عریان باشد
خودِ قهوه چه مراعات نظیری است اگر....
فال دلبستگیِ تو ته فنجان باشد
من که دلبستهء بن بست جنونم باید ...
پنجره بر دل دیوار فراوان باشد
طفل سرمازده ام که فقط این بار مرا ...
چتر آغوش تو باید سر و سامان باشد
این دل انگیزترین حالت یک شاعر نیست ؟
که چنین شیفتهء خلسهء آبان باشد !؟
عشق یعنی که تو باشی و من و پاییز و ...
نم نم و خش خش هر کوچهء تهران باشد
سعیده_محمودی
❤️🔥❤️🩹💔
یادت نمیآید، ولی یک روز با حسرت
گفتی بدون دیدنم دلشوره میگیری
ندا_کارگر...
❤️🔥❤️🩹💔
یادت نمیآید، ولی یک روز با حسرت
گفتی بدون دیدنم دلشوره میگیری
ندا_کارگر...
❤️🔥❤️🩹💔
عشق یعنی زیرِ نم نم هایِ بارانم هنوز
خیسِ شوقت هستم و پر میکشد جانم هنوز
رفته ای هرچند از این شهر و دیگر نیستی
من ولی شب پرسه یِ خیسِ خیابانم هنوز
برخلافِ برگِ تقویمی که می گوید بهار
برگریزِ خاطراتِ مهر و آبانم هنوز
دست در دستِ خیالت بیخیالِ عابران
پرسه پرسه در هوایت شعر می خوانم هنوز
سنگفرشِ خیسِ باران خورده می داند چقدر
کوچه گردِ خش خشِ برگِ درختانم هنوز
کوچه گردِ برگِ زردِ غرقِ دردِ خاطرات
همصدایِ بغضِ عریانِ زمستانم هنوز
آه لیلی! بی تو خیلی خسته ام، کو شانه ات؟
مثلِ مویت بیدِ مجنونِ پریشانم هنوز
کاش برگردی ببینی در فروپاشیِ بغض
خسته چون فواره ای سردرگریبانم هنوز
چون "رهی" و چون "عماد" و "شهریار"ِ مانده یاد
"منزوی" شد "سایه" ام بس که غزلخوانم هنوز
شعر پایان یافت اما عشقِ تو بی انتهاست
من تو را زیباتر از هر شعر میدانم هنوز
شهراد_میدری..
❤️🔥❤️🩹💔
خیسِ شوقت هستم و پر میکشد جانم هنوز
رفته ای هرچند از این شهر و دیگر نیستی
من ولی شب پرسه یِ خیسِ خیابانم هنوز
برخلافِ برگِ تقویمی که می گوید بهار
برگریزِ خاطراتِ مهر و آبانم هنوز
دست در دستِ خیالت بیخیالِ عابران
پرسه پرسه در هوایت شعر می خوانم هنوز
سنگفرشِ خیسِ باران خورده می داند چقدر
کوچه گردِ خش خشِ برگِ درختانم هنوز
کوچه گردِ برگِ زردِ غرقِ دردِ خاطرات
همصدایِ بغضِ عریانِ زمستانم هنوز
آه لیلی! بی تو خیلی خسته ام، کو شانه ات؟
مثلِ مویت بیدِ مجنونِ پریشانم هنوز
کاش برگردی ببینی در فروپاشیِ بغض
خسته چون فواره ای سردرگریبانم هنوز
چون "رهی" و چون "عماد" و "شهریار"ِ مانده یاد
"منزوی" شد "سایه" ام بس که غزلخوانم هنوز
شعر پایان یافت اما عشقِ تو بی انتهاست
من تو را زیباتر از هر شعر میدانم هنوز
شهراد_میدری..
❤️🔥❤️🩹💔
می پرستم چون تو را و دوست می داری مرا
عهد کن تا دیگر از هجران نیازاری مرا
کاشکی بر سینه ی تو سرگذارم ، تا دلت
گویدم با هر تپیدن ، دوست می داری مرا!
ای که از لیلی فزون دانم تو را در عاشقی
کمتر از مجنون درین وادی نپنداری مرا
ما طریق عشق را باید که با هم طی کنیم
چون رفیق نیمه ره ، در راه نگذاری مرا!
کهنه سازی از نوا افتاده ام ، در گوشه ای
بوسه بر دستت زنم ، گر در فغان آری مرا
می شوم هر روز از جان سیرتر از دوری ات
در فراق خود ، به کام مرگ نسپاری مرا !
بغض دارم در گلو چون ابر پاییزی هنوز
برق را خوانم به یاری ، گر نمی باری مرا
ای که دایم بینمت در پیش چشم خویشتن
کاش روزی ، لحظه ای پیش نظر آری مرا
کودکانه دوست می دارم تو را " ده تا " اگر
تو بزرگی ، می توانی صفر بشماری مرا
محمد_قهرمان..
❤️🔥❤️🩹💔
عهد کن تا دیگر از هجران نیازاری مرا
کاشکی بر سینه ی تو سرگذارم ، تا دلت
گویدم با هر تپیدن ، دوست می داری مرا!
ای که از لیلی فزون دانم تو را در عاشقی
کمتر از مجنون درین وادی نپنداری مرا
ما طریق عشق را باید که با هم طی کنیم
چون رفیق نیمه ره ، در راه نگذاری مرا!
کهنه سازی از نوا افتاده ام ، در گوشه ای
بوسه بر دستت زنم ، گر در فغان آری مرا
می شوم هر روز از جان سیرتر از دوری ات
در فراق خود ، به کام مرگ نسپاری مرا !
بغض دارم در گلو چون ابر پاییزی هنوز
برق را خوانم به یاری ، گر نمی باری مرا
ای که دایم بینمت در پیش چشم خویشتن
کاش روزی ، لحظه ای پیش نظر آری مرا
کودکانه دوست می دارم تو را " ده تا " اگر
تو بزرگی ، می توانی صفر بشماری مرا
محمد_قهرمان..
❤️🔥❤️🩹💔
در انزوای حقایق، تهِ خیالگرایی
رسیدهایم به سرشاخههای کالگرایی
کنار هر که نشستیم، مسخ و منجمد و مات
نگاه، دوخته بر قلهی کمالگرایی
همیشه مقصدمان، ارگِ جاودانه شدن بود
ولى زديم به پسکوچهی زوالگرایی
غزل، بهانهی نوشاعرانِ بسته زبان شد
که واکنند سرِ صحبتِ غزالگرایی!
کنارِ آبِ گلآلوده، در تدارک صیدیم
کسی نمانده سرِ چشمهی زلال گرایی
برای هر ورق از زندگی، دلِ همه بُر خورد
میان هجمهی تاروتهای فالگرایی
سکوت پیشه نکردیم و حرفِ هم، نشنیدیم
شدیم پیروِ آیینِ قیل و قال گرایی
تنِ تکیدهی ایمان، شهیدِ شُبهه و شَک شد
زمامِ معجزهها، دستِ احتمالگرایی
در انتهای تماشا، که صبحِ "کُنْفَیَکوُن" است
بناست، رد بشویم از شبِ محالگرایی...
غزل_آرامش ..
❤️🔥❤️🩹💔
رسیدهایم به سرشاخههای کالگرایی
کنار هر که نشستیم، مسخ و منجمد و مات
نگاه، دوخته بر قلهی کمالگرایی
همیشه مقصدمان، ارگِ جاودانه شدن بود
ولى زديم به پسکوچهی زوالگرایی
غزل، بهانهی نوشاعرانِ بسته زبان شد
که واکنند سرِ صحبتِ غزالگرایی!
کنارِ آبِ گلآلوده، در تدارک صیدیم
کسی نمانده سرِ چشمهی زلال گرایی
برای هر ورق از زندگی، دلِ همه بُر خورد
میان هجمهی تاروتهای فالگرایی
سکوت پیشه نکردیم و حرفِ هم، نشنیدیم
شدیم پیروِ آیینِ قیل و قال گرایی
تنِ تکیدهی ایمان، شهیدِ شُبهه و شَک شد
زمامِ معجزهها، دستِ احتمالگرایی
در انتهای تماشا، که صبحِ "کُنْفَیَکوُن" است
بناست، رد بشویم از شبِ محالگرایی...
غزل_آرامش ..
❤️🔥❤️🩹💔
یادت نمیآید، ولی یک روز با حسرت
گفتی بدون دیدنم دلشوره میگیری
ندا_کارگر...
❤️🔥❤️🩹💔
یادت نمیآید، ولی یک روز با حسرت
گفتی بدون دیدنم دلشوره میگیری
ندا_کارگر...
❤️🔥❤️🩹💔
من تماشای تو میکردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند. . .
هوشنگ_ابتهاج...
❤️🔥❤️🩹💔
من تماشای تو میکردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند. . .
هوشنگ_ابتهاج...
❤️🔥❤️🩹💔
هر آتشِ سوزنده بُوَد سردْ برِ عشق
یارب! چه شراریست ندانم شَرَرِ عشق
بقای_سپاهانی...
❤️🔥❤️🩹💔
هر آتشِ سوزنده بُوَد سردْ برِ عشق
یارب! چه شراریست ندانم شَرَرِ عشق
بقای_سپاهانی...
❤️🔥❤️🩹💔
باید برای داشتنت میدویدم،
زمین میخوردم،
بلند میشدم و ادامه میدادم...
باید برای داشتنت قید زمین و زمان را میزدم.
اما خواستم برایت بنویسم.
برای داشتنت قیدِ خنده هایم را زدم.
یک دختر وقتی چشمهایش نمیخندد
یعنی روزگارش خوب نیست.
یعنی دنیایش سیاه است و حال و هوایش ابری!
خواستم برایت بنویسم،
من برای داشتنت خودم را از دست دادم.
وکاش تو وسطِ تمامِ این دویدن ها
روبرویم نمی ایستادی...
کاش نمیگذاشتی زانوهایم خم شوند،
زخمی شوند،
خسته شوند...
دلم میخواست برایت بنویسم.
من برای داشتنت قیدِ چشمهایم را زدم!
حالا تمام جهانم تیره و تار است.
و اما تو...
کاش برای چشمهایم یک قدم برمیداشتی.
آخر برایت نوشته بودم:
چشمهایم خانه ی امن توست!
❤️🔥❤️🩹💔
زمین میخوردم،
بلند میشدم و ادامه میدادم...
باید برای داشتنت قید زمین و زمان را میزدم.
اما خواستم برایت بنویسم.
برای داشتنت قیدِ خنده هایم را زدم.
یک دختر وقتی چشمهایش نمیخندد
یعنی روزگارش خوب نیست.
یعنی دنیایش سیاه است و حال و هوایش ابری!
خواستم برایت بنویسم،
من برای داشتنت خودم را از دست دادم.
وکاش تو وسطِ تمامِ این دویدن ها
روبرویم نمی ایستادی...
کاش نمیگذاشتی زانوهایم خم شوند،
زخمی شوند،
خسته شوند...
دلم میخواست برایت بنویسم.
من برای داشتنت قیدِ چشمهایم را زدم!
حالا تمام جهانم تیره و تار است.
و اما تو...
کاش برای چشمهایم یک قدم برمیداشتی.
آخر برایت نوشته بودم:
چشمهایم خانه ی امن توست!
❤️🔥❤️🩹💔
.
شعر تراوشِ
واژه های نهفته ی ِ روح است!
فریاد بی صدای واج های ِ غریب؛
در وسعتِ نهفته ی درد
شعر حقیقت رنج است؛
حقیقت ناگفته هایِ ناگفتنی...
حقیقت تعریف هایِ گُنگِ بی تعریف؛
شعر زبان روح است؛
و روح ؛ بال پرواز پرنده ی ِ شعر
پرنده ای با هزار هزار
بالِ رنگین بر پرند سبز خیال؛
شعرطلوع باورِ عشق است؛
قلم شاعر...
بی فهمِ عشق؛ ناتوان...
و زبان شعرش الکن است!
پرنده ای ست؛
که بال پروازش شکسته
و واژه ها گویی؛
زندانی ِتنِ سردِ قفس اند
"شعر طنین آوازِ من و ضرباهنگِ
در سکوتِ قلب و روح من است"
و رنج و عشق؛
دو بال پرنده ای که تا بلندای ِ
خیال پر کشیده
و شعر را به ترنم شور
به میعاد آبی ِ باورکشانده؛
"شاعر" عاشق است و
شعر بی روحِ باور عشق؛
در تکلّفِ غربتی بی مهر
کلاف سردر گمِ
واژه های غریبِ دلتنگ است...!
فرح_فریماااا....
❤️🔥❤️🩹💔
شعر تراوشِ
واژه های نهفته ی ِ روح است!
فریاد بی صدای واج های ِ غریب؛
در وسعتِ نهفته ی درد
شعر حقیقت رنج است؛
حقیقت ناگفته هایِ ناگفتنی...
حقیقت تعریف هایِ گُنگِ بی تعریف؛
شعر زبان روح است؛
و روح ؛ بال پرواز پرنده ی ِ شعر
پرنده ای با هزار هزار
بالِ رنگین بر پرند سبز خیال؛
شعرطلوع باورِ عشق است؛
قلم شاعر...
بی فهمِ عشق؛ ناتوان...
و زبان شعرش الکن است!
پرنده ای ست؛
که بال پروازش شکسته
و واژه ها گویی؛
زندانی ِتنِ سردِ قفس اند
"شعر طنین آوازِ من و ضرباهنگِ
در سکوتِ قلب و روح من است"
و رنج و عشق؛
دو بال پرنده ای که تا بلندای ِ
خیال پر کشیده
و شعر را به ترنم شور
به میعاد آبی ِ باورکشانده؛
"شاعر" عاشق است و
شعر بی روحِ باور عشق؛
در تکلّفِ غربتی بی مهر
کلاف سردر گمِ
واژه های غریبِ دلتنگ است...!
فرح_فریماااا....
❤️🔥❤️🩹💔
عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من
گفتم می می نخورم گفت برای دل من
داد می معرفتش با تو بگویم صفتش
تلخ و گوارنده و خوش همچو وفای دل من
از طرفی روح امین آمد و ما مست چنین
پیش دویدم که ببین کار و کیای دل من
گفت که ای سر خدا روی به هر کس منما
شکر خدا کرد و ثنا بهر لقای دل من
گفتم خود آن نشود عشق تو پنهان نشود
چیست که آن پرده شود پیش صفای دل من
عشق چو خون خواره شود رستم بیچاره شود
کوه احد پاره شود آه چه جای دل من
شاد دمی کان شه من آید در خرگه من
باز گشاید به کرم بند قبای دل من
گوید که افسرده شدی بیمن و پژمرده شدی
پیشتر آ تا بزند بر تو هوای دل من
گویم کان لطف تو کو بنده خود را تو بجو
کیست که داند جز تو بند و گشای دل من
گوید نی تازه شوی بیحد و اندازه شوی
تازهتر از نرگس و گل پیش صبای دل من
گویم ای داده دوا لایق هر رنج و عنا
نیست مرا جز تو دوا ای تو دوای دل من
میوه هر شاخ و شجر هست گوای دل او
روی چو زر اشک چو در هست گوای دل من
مولانا
عبدالجبار_کاکایی...
❤️🔥❤️🔥💔
گفتم می می نخورم گفت برای دل من
داد می معرفتش با تو بگویم صفتش
تلخ و گوارنده و خوش همچو وفای دل من
از طرفی روح امین آمد و ما مست چنین
پیش دویدم که ببین کار و کیای دل من
گفت که ای سر خدا روی به هر کس منما
شکر خدا کرد و ثنا بهر لقای دل من
گفتم خود آن نشود عشق تو پنهان نشود
چیست که آن پرده شود پیش صفای دل من
عشق چو خون خواره شود رستم بیچاره شود
کوه احد پاره شود آه چه جای دل من
شاد دمی کان شه من آید در خرگه من
باز گشاید به کرم بند قبای دل من
گوید که افسرده شدی بیمن و پژمرده شدی
پیشتر آ تا بزند بر تو هوای دل من
گویم کان لطف تو کو بنده خود را تو بجو
کیست که داند جز تو بند و گشای دل من
گوید نی تازه شوی بیحد و اندازه شوی
تازهتر از نرگس و گل پیش صبای دل من
گویم ای داده دوا لایق هر رنج و عنا
نیست مرا جز تو دوا ای تو دوای دل من
میوه هر شاخ و شجر هست گوای دل او
روی چو زر اشک چو در هست گوای دل من
مولانا
عبدالجبار_کاکایی...
❤️🔥❤️🔥💔
ما نمیتوانیم جلوی پرواز پرندگان را بگیریم، اما اجازه نمیدهیم روی سرمان فرود بیایند و لانههایشان را روی سر ما بسازند.
به همین ترتیب، ما نمی توانیم گاهی اوقات از ورود افکار بد به ذهنمان جلوگیری کنیم، اما نباید اجازه دهیم آنها در مغز و فکر و روح روان ما لانه کنند...
مارتین لوتر کینگ...
❤️🔥❤️🩹💔
به همین ترتیب، ما نمی توانیم گاهی اوقات از ورود افکار بد به ذهنمان جلوگیری کنیم، اما نباید اجازه دهیم آنها در مغز و فکر و روح روان ما لانه کنند...
مارتین لوتر کینگ...
❤️🔥❤️🩹💔
میگوید : بخشش ، رها کردن است .
میپرسم : رها کردنِ چه چیزی؟
پاسخ می دهد : گذشته ، گناه ، رنجش ، ترس ، عصبانیت ...
هر چیزی که عشق نباشد .
لوییز_هی..
❤️🔥❤️🩹💔
میپرسم : رها کردنِ چه چیزی؟
پاسخ می دهد : گذشته ، گناه ، رنجش ، ترس ، عصبانیت ...
هر چیزی که عشق نباشد .
لوییز_هی..
❤️🔥❤️🩹💔
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شکرگزاری فوقالعاده اول صبح
خدایا شکرت که حیات دوباره بهم دادی تا شکرگزار نعمت هایت باشم
خدایا شکرت بهترین و عالیترین موقعیت ها را هرروز سر راهم قرار می دهی
خدایا شکرت که رزق زیاد می رسانی و حسابهایم پر از پول حلال میشه
خدایا شکرت که چیدمانت درست، به موقع و خیلی قشنگه، خودت برام بچین
خدایا شکرت تو خیرخواه منی تمام لحظه ها کنارمی و هوامو داری
خدایاشکرت خودت درستش میکنی میدونم که میبینی، میشنوی و حضور داری خودت یاریم کن
خدایا شکرت که مسیرهای زندگی مون رو ختم به خیر میکنی
خدایا شکرت بخاطر تمام گره هایی که با دست و نگاه تو باز میشه
خدایا شکرت بابت رزق و روزی بی منت و پربرکتی که هر روز وارد زندگیم میکنی
خدایا شکرت ارتعاش من به جهان هستی فقط عشق و سلامتی و فراوانیه..
❤️🔥❤️🩹💔
خدایا شکرت که حیات دوباره بهم دادی تا شکرگزار نعمت هایت باشم
خدایا شکرت بهترین و عالیترین موقعیت ها را هرروز سر راهم قرار می دهی
خدایا شکرت که رزق زیاد می رسانی و حسابهایم پر از پول حلال میشه
خدایا شکرت که چیدمانت درست، به موقع و خیلی قشنگه، خودت برام بچین
خدایا شکرت تو خیرخواه منی تمام لحظه ها کنارمی و هوامو داری
خدایاشکرت خودت درستش میکنی میدونم که میبینی، میشنوی و حضور داری خودت یاریم کن
خدایا شکرت که مسیرهای زندگی مون رو ختم به خیر میکنی
خدایا شکرت بخاطر تمام گره هایی که با دست و نگاه تو باز میشه
خدایا شکرت بابت رزق و روزی بی منت و پربرکتی که هر روز وارد زندگیم میکنی
خدایا شکرت ارتعاش من به جهان هستی فقط عشق و سلامتی و فراوانیه..
❤️🔥❤️🩹💔
برای شهر نگاهت دلم پر از غوغاست
برای دیدن رویت نگر که بی پرواست
حضور سبز تو باشد بهار هر غزلم
بیا غزاله ی زیباا که بی تو دل تنهاست
دلیل هر نفسَم گشته مهر سوزانت
کنار من که تو باشی چه زندگی زیباست
به صد زبان و سخن گفته ام که شیدایم
اگر چه طرز نگاهم به چهرهات گویاست
کویر دشت دلم را تویی چو اقیانوس
که با تو دولت عشقم همیشه در اعلاست
خوشا رسیدن و دیدار شمع رخسارت
بساط شور و شکفتن کنار تو برپاست
چه اتّفاق قشنگی که عاشقت باشم
در این زمانه ی حسرت که عشق بیمعناست
در ازدحام سکوتی که از تو پنهانست
هزار حرف نگفته به روی لب پیداست
قسم به صبح وصالت که بی تو تاریکم
تو ماه باور من باش اگر چه دل رسواست
شکوفهزارِ لبت طرح نوبهارانست
لبم به شوق رسیدن دلم ولی شیداست
علی_خوشقامت
❤️🔥❤️🩹💔
برای دیدن رویت نگر که بی پرواست
حضور سبز تو باشد بهار هر غزلم
بیا غزاله ی زیباا که بی تو دل تنهاست
دلیل هر نفسَم گشته مهر سوزانت
کنار من که تو باشی چه زندگی زیباست
به صد زبان و سخن گفته ام که شیدایم
اگر چه طرز نگاهم به چهرهات گویاست
کویر دشت دلم را تویی چو اقیانوس
که با تو دولت عشقم همیشه در اعلاست
خوشا رسیدن و دیدار شمع رخسارت
بساط شور و شکفتن کنار تو برپاست
چه اتّفاق قشنگی که عاشقت باشم
در این زمانه ی حسرت که عشق بیمعناست
در ازدحام سکوتی که از تو پنهانست
هزار حرف نگفته به روی لب پیداست
قسم به صبح وصالت که بی تو تاریکم
تو ماه باور من باش اگر چه دل رسواست
شکوفهزارِ لبت طرح نوبهارانست
لبم به شوق رسیدن دلم ولی شیداست
علی_خوشقامت
❤️🔥❤️🩹💔