ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ،
آینهای ﺍﺯ ﻧﻘﺺ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ،
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ،
ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ نقص ها ﻭ ﻧﺎﮐﺎﺭآﻣﺪﯼ ﻣﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺳﺖ.
#آشو
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
آینهای ﺍﺯ ﻧﻘﺺ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ،
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ،
ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ نقص ها ﻭ ﻧﺎﮐﺎﺭآﻣﺪﯼ ﻣﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺳﺖ.
#آشو
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
❤🔥1👍1🥰1
تو
به جانی و
سرایت شده است چشمانم
در هوای تو همان طالب تبدار منم
#هماکشتگر
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
تو
به جانی و
سرایت شده است چشمانم
در هوای تو همان طالب تبدار منم
#هماکشتگر
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
❤1👍1👏1
Audio
❤2👍1🔥1👏1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
خدایا در آخرین آدینه
دی ماهِ زیبا، آگاهی و معرفت
سخاوتمندی، صبر و استقامت
عدل و انصاف ، عفاف
و خویشتنداری و عشق
را به من ، دوستان
و عزیزانم عطا فرما " آمین "
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
خدایا در آخرین آدینه
دی ماهِ زیبا، آگاهی و معرفت
سخاوتمندی، صبر و استقامت
عدل و انصاف ، عفاف
و خویشتنداری و عشق
را به من ، دوستان
و عزیزانم عطا فرما " آمین "
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
❤1🔥1👏1
.
گاهی دلت می خواهد
در تمام روزمرگیهایت
در لابه لای تمام لحظه های سرد تنهایی ات
در انجماد یخ زده احساست
نقش بلورین نگاهی مهربان
بر آینه ی قلبت نقشی از محبت بزند
تا انعکاس تابش آن گرم کند
جان به سرما نشسته ات را،
با هرم نفسهایش
آتشکده ایی از عاشقانه ها
بر پا کند در میان آغوشش
و تو را پذیرا باشد به مهر
به شوق
و به عشق؛
بوسه هایش مُرفینی باشد برای
تمام دردهای تن رنجورت
و دستهایش وقتی می لغزند
جایی میان لمس گیسوان و شانه هایت
تمام بار ناملایمات زندگی را
از دوش خسته ات بر دارد،
صدایش آنگاه که
نجواگونه عاشقی را
در گوش جانت زمزمه می کند
غرق شوی در یک رویای آرام و شیرین...
می بینی!!!...
گاهی دل انسان
چه بی تابانه بهانه گیر می شود
و بیقراری می کند...
کاش بدانی
دنیای من بی تو
تکراریست بیهوده....
❤️🩹❤️🔥💔
گاهی دلت می خواهد
در تمام روزمرگیهایت
در لابه لای تمام لحظه های سرد تنهایی ات
در انجماد یخ زده احساست
نقش بلورین نگاهی مهربان
بر آینه ی قلبت نقشی از محبت بزند
تا انعکاس تابش آن گرم کند
جان به سرما نشسته ات را،
با هرم نفسهایش
آتشکده ایی از عاشقانه ها
بر پا کند در میان آغوشش
و تو را پذیرا باشد به مهر
به شوق
و به عشق؛
بوسه هایش مُرفینی باشد برای
تمام دردهای تن رنجورت
و دستهایش وقتی می لغزند
جایی میان لمس گیسوان و شانه هایت
تمام بار ناملایمات زندگی را
از دوش خسته ات بر دارد،
صدایش آنگاه که
نجواگونه عاشقی را
در گوش جانت زمزمه می کند
غرق شوی در یک رویای آرام و شیرین...
می بینی!!!...
گاهی دل انسان
چه بی تابانه بهانه گیر می شود
و بیقراری می کند...
کاش بدانی
دنیای من بی تو
تکراریست بیهوده....
❤️🩹❤️🔥💔
جمعه هایم
عجیب بوی دلتنگی می دهد
و چه درد جانکاهی است دقایق نبودنت
کاش با عطر حضورت
غسل عشق دهم در دریای نگاهت
و نماز ظهر جمعه را
در محراب چشمانت
بر پا بدارم
شهاب_شهابی
❤️🩹❤️🔥💔
عجیب بوی دلتنگی می دهد
و چه درد جانکاهی است دقایق نبودنت
کاش با عطر حضورت
غسل عشق دهم در دریای نگاهت
و نماز ظهر جمعه را
در محراب چشمانت
بر پا بدارم
شهاب_شهابی
❤️🩹❤️🔥💔
تو شعر بلند منی
که می خواهم بخوانمت برای دلتنگی های
باران ...
سیناخالقی..
❤️🩹❤️🔥💔
که می خواهم بخوانمت برای دلتنگی های
باران ...
سیناخالقی..
❤️🩹❤️🔥💔
چقدر قشنگه، که میون این همه هیاهوی زندگی،
یکی باشه که تو رو دیوانهوار دوست داشته باشه.
و تو رو به زندگی دلبستهتر بکنه
کسی که خندههاش تو رو دور کنه از این هیاهو
و تو برای عاشقانه زندگی کردن فقط یک اسم رو بهانه کنی
آن هم تو...
❤️🩹❤️🔥💔
یکی باشه که تو رو دیوانهوار دوست داشته باشه.
و تو رو به زندگی دلبستهتر بکنه
کسی که خندههاش تو رو دور کنه از این هیاهو
و تو برای عاشقانه زندگی کردن فقط یک اسم رو بهانه کنی
آن هم تو...
❤️🩹❤️🔥💔
این حوالی از نگاهت غرقِ باران میشوم
در خزانم با نسیمی ساده ویران میشوم
آن مخاطب در شب شعرِ شبانگاهم تویی
همسفر با بغضهای گاه و بیگاهم تویی
با نگاه آتشین چون شمع آبم کرده ای
شاعری دیوانه و شیدا خطابم کرده ای
دل برای با تو بودن بی قراری میکند
هق هق بغض غریبی پا فشاری میکند
بیقراری میکند دل، عشق پنهانم تویی
باعث بیتابی چشمان حیرانم تویی
میرسد هر دَم هجوم خاطراتی ناگهان
حسرتی بر دل که میدانی و آگاهی از آن
من میان کوچههای گیجِ تهران گم شدم
پشت حجمِ خستۀ اندوهِ باران گم شدم
باز هم حالِ خرابم را نمیفهمد کسی
گریۀ پُشتِ نقابم را نمیفهمد کسی
هم تو را دارم کنارم هم ندارم جان من
اینچنین باید بماند روزگارم؟ جان من
از چه رو چشمان زیبای تو پنهان گشته اند
شاعران از شوقشان مات و پریشان گشته اند
چشمهایم را نگاهت ابر گریان کرده است
زخمهایم را به طعم بوسه درمان کرده است
تا سپیده خندۀ مستانه باشد مال تو
محفلِ شمع و غم و پروانه باشد مال تو
رقص تو تعبیرِ موجِ نرم آن دریا بُود
زیر پاهایت دلم عاشقترین تنها بُود
عمر کوتاه است و از دنیا شکایت میکنيم
با همیم اما چرا احساس غربت میکنيم؟
چارۀ درد جدايی حال غمگين نیست نيست
هر دو دلتنگ هميم و جای تلقين نيست نیست
آه میترسم که دارد باز طوفان میشود
این «نفس »با خاطراتش تیرباران میشود
✍️فریبا_قربان_کریمی...
❤️🩹❤️🔥💔
در خزانم با نسیمی ساده ویران میشوم
آن مخاطب در شب شعرِ شبانگاهم تویی
همسفر با بغضهای گاه و بیگاهم تویی
با نگاه آتشین چون شمع آبم کرده ای
شاعری دیوانه و شیدا خطابم کرده ای
دل برای با تو بودن بی قراری میکند
هق هق بغض غریبی پا فشاری میکند
بیقراری میکند دل، عشق پنهانم تویی
باعث بیتابی چشمان حیرانم تویی
میرسد هر دَم هجوم خاطراتی ناگهان
حسرتی بر دل که میدانی و آگاهی از آن
من میان کوچههای گیجِ تهران گم شدم
پشت حجمِ خستۀ اندوهِ باران گم شدم
باز هم حالِ خرابم را نمیفهمد کسی
گریۀ پُشتِ نقابم را نمیفهمد کسی
هم تو را دارم کنارم هم ندارم جان من
اینچنین باید بماند روزگارم؟ جان من
از چه رو چشمان زیبای تو پنهان گشته اند
شاعران از شوقشان مات و پریشان گشته اند
چشمهایم را نگاهت ابر گریان کرده است
زخمهایم را به طعم بوسه درمان کرده است
تا سپیده خندۀ مستانه باشد مال تو
محفلِ شمع و غم و پروانه باشد مال تو
رقص تو تعبیرِ موجِ نرم آن دریا بُود
زیر پاهایت دلم عاشقترین تنها بُود
عمر کوتاه است و از دنیا شکایت میکنيم
با همیم اما چرا احساس غربت میکنيم؟
چارۀ درد جدايی حال غمگين نیست نيست
هر دو دلتنگ هميم و جای تلقين نيست نیست
آه میترسم که دارد باز طوفان میشود
این «نفس »با خاطراتش تیرباران میشود
✍️فریبا_قربان_کریمی...
❤️🩹❤️🔥💔
مرا روی قلبت بنویس...
بنویس تا هرکس
از کنارت رد شد،
با هر تپشش بفهمد
که دوستت دارم،
که دوستم داری،
حتّی اگر
فاصلهمان زیاد باشد...
❤️🩹❤️🔥💔
بنویس تا هرکس
از کنارت رد شد،
با هر تپشش بفهمد
که دوستت دارم،
که دوستم داری،
حتّی اگر
فاصلهمان زیاد باشد...
❤️🩹❤️🔥💔
شنیدنِ دوستت دارم قشنگه، ولی کارایی که طرفت انجام میده تا بفهمی دوست داره صد برابر قشنگتره...
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
"خداوندا، خداوندا !!!
قرارم باش و یارم باش ...
جهان تاریکی محض است !!!
میترسم ،
کنارم باش....🤲🙏
❤️🩹❤️🔥💔
قرارم باش و یارم باش ...
جهان تاریکی محض است !!!
میترسم ،
کنارم باش....🤲🙏
❤️🩹❤️🔥💔
👏1
🎶℘ آٍوٰٰٖاًّـےٍٕ نـےٖٖ ℘🎶 pinned «مرا روی قلبت بنویس... بنویس تا هرکس از کنارت رد شد، با هر تپشش بفهمد که دوستت دارم، که دوستم داری، حتّی اگر فاصلهمان زیاد باشد... ❤️🩹❤️🔥💔»
سخت ترین نبرد هایے ڪہ
تو زندگیت داری،نبرد هایے هستن ڪہ
بین ذهنت ڪہ حقیقت رو میدونه
و قلبت ڪہ حاضر بہ پذیرش نیست ،
میچرخه...!
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
تو زندگیت داری،نبرد هایے هستن ڪہ
بین ذهنت ڪہ حقیقت رو میدونه
و قلبت ڪہ حاضر بہ پذیرش نیست ،
میچرخه...!
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
👍1🥰1🕊1
امشب که شب تولدته بهترین ها رو آرزو کن
من هم از خدا همون بهترین ها رو برات آرزو مندم❤️
شش بهمن ماهی جان تولدت مبارک💝
🎉
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
من هم از خدا همون بهترین ها رو برات آرزو مندم❤️
شش بهمن ماهی جان تولدت مبارک💝
🎉
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
❤1🔥1👏1
خسته ی بغضِ سکوتم، گهِ فریاد کجا؟
واژه ام کنجِ قفس ، مرتبه ی داد کجا؟
مانده ام واله وسرگشته درین ورطه ی غم
تصویرِ هلالِ من و پیشینه ی آباد کجا؟
قفلِ پنهانیِ تو بسته ، گلوی قلمم
قصه در غصه نوشتم ، غزلی شاد کجا؟
گفته بودی که درین ورطه ، قلم می لرزد
کنجِ این ورطه ی غم ، نیزه ی جلاد کجا ؟
تا که مغروقِ همین قصه و افسانه شدم
سخنی تازه کجا ، هیمه ی بیداد کجا؟
من که آیینه ی سوته دلیم در همه حال
فعلِ دلبستگی ام تیشه ی فرهاد کجا؟
تا که در حصرِ تنم ، خسته و تبدار شدم
سخنِ حبس کجا ، عرصه ی ارشاد کجا؟
خلسه ی والگی ام وسوسه ی جانم نیست
صیدِ بی بال و پرم خیمه ی صیاد کجا؟
سازِ وارونه زدم ، عاشقی از یادم رفت
سخنم تلخ شده ، مستی میعاد کجا؟
ناصرعرب_ناصریااا
❤️🩹❤️🔥💔
واژه ام کنجِ قفس ، مرتبه ی داد کجا؟
مانده ام واله وسرگشته درین ورطه ی غم
تصویرِ هلالِ من و پیشینه ی آباد کجا؟
قفلِ پنهانیِ تو بسته ، گلوی قلمم
قصه در غصه نوشتم ، غزلی شاد کجا؟
گفته بودی که درین ورطه ، قلم می لرزد
کنجِ این ورطه ی غم ، نیزه ی جلاد کجا ؟
تا که مغروقِ همین قصه و افسانه شدم
سخنی تازه کجا ، هیمه ی بیداد کجا؟
من که آیینه ی سوته دلیم در همه حال
فعلِ دلبستگی ام تیشه ی فرهاد کجا؟
تا که در حصرِ تنم ، خسته و تبدار شدم
سخنِ حبس کجا ، عرصه ی ارشاد کجا؟
خلسه ی والگی ام وسوسه ی جانم نیست
صیدِ بی بال و پرم خیمه ی صیاد کجا؟
سازِ وارونه زدم ، عاشقی از یادم رفت
سخنم تلخ شده ، مستی میعاد کجا؟
ناصرعرب_ناصریااا
❤️🩹❤️🔥💔
مقصدی نیست؛ بیا فلسفه بافی نکنیم
هرکسی کارِ بدی کرد تلافی نکنیم
ما چه باشیم و نباشیم؛ جهان در گذر است
کاش باور بکنی فرصتمان مختصر است
شاید این چای که از عطر خوشش مدهوشی
آخرین چای تو باشد که از آن می نوشی!
شاید امروزِ شما ختم به فردا نشود
شاید این جسم بخوابد وَ دگر پا نشود
شاید آن فرد که می خواست کنارت باشد
صبح فردا چو گُلی روی مزارت باشد!
شاید این نور که بر صورتِ تو تابیده!
روزِ دیگر دمد و چهره ی تو پوسیده!
شاید این جمع بماند تو نمانی دیگر
شاید این خنده زدن را نتوانی دیگر
شاید این راه در آغاز به پایان نرسد
شاید این یوسف گم گشته به کنعان نرسد
شاید این لقمه که خوب است برای بدنت
آخرین لقمه ی شام تو بوَد در دهنت
قصد داری بروی کافه به همراهِ کسی
شاید امروز بمیری به قرارت نرسی!
چقدَر عید بیاید که نباشیم رفیق!
داخل گور بپوسیم و بپاشیم رفیق!
کاش باور بکند هر که مرا می خوانَد:
« نیستی » بیشتر از بودنمان می ماند!
امیرحسین_خوش_حال
❤️🩹❤️🔥💔
هرکسی کارِ بدی کرد تلافی نکنیم
ما چه باشیم و نباشیم؛ جهان در گذر است
کاش باور بکنی فرصتمان مختصر است
شاید این چای که از عطر خوشش مدهوشی
آخرین چای تو باشد که از آن می نوشی!
شاید امروزِ شما ختم به فردا نشود
شاید این جسم بخوابد وَ دگر پا نشود
شاید آن فرد که می خواست کنارت باشد
صبح فردا چو گُلی روی مزارت باشد!
شاید این نور که بر صورتِ تو تابیده!
روزِ دیگر دمد و چهره ی تو پوسیده!
شاید این جمع بماند تو نمانی دیگر
شاید این خنده زدن را نتوانی دیگر
شاید این راه در آغاز به پایان نرسد
شاید این یوسف گم گشته به کنعان نرسد
شاید این لقمه که خوب است برای بدنت
آخرین لقمه ی شام تو بوَد در دهنت
قصد داری بروی کافه به همراهِ کسی
شاید امروز بمیری به قرارت نرسی!
چقدَر عید بیاید که نباشیم رفیق!
داخل گور بپوسیم و بپاشیم رفیق!
کاش باور بکند هر که مرا می خوانَد:
« نیستی » بیشتر از بودنمان می ماند!
امیرحسین_خوش_حال
❤️🩹❤️🔥💔