ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد
در روی هر سپیدی، خالی سیاه دیدم
بالاتر از سیاهی، رنگی دگر نباشد
رنگ قبول مردان، سبز و سفید باشد
نقش خیال رویش، در هر پسر نباشد
چشم وصال بینان، چشمی ست بر هدایت
سِری که باشد او را، در هر بصر نباشد
در خشک و تر بگشتم، مثل ات دگر ندیدم
مثل تو خوبرویی، در خشک و تر نباشد
شرحت کسی نداند، وصفت کسی نخواند
همچون تو ماه سیما، در بحر و بر نباشد
سعدی به هیچ معنی، چشم از تو برنگیرد
تا از نظر چه خیزد، کاندر نظر نباشد
سعدی...
❤️🩹❤️🔥💔
ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد
در روی هر سپیدی، خالی سیاه دیدم
بالاتر از سیاهی، رنگی دگر نباشد
رنگ قبول مردان، سبز و سفید باشد
نقش خیال رویش، در هر پسر نباشد
چشم وصال بینان، چشمی ست بر هدایت
سِری که باشد او را، در هر بصر نباشد
در خشک و تر بگشتم، مثل ات دگر ندیدم
مثل تو خوبرویی، در خشک و تر نباشد
شرحت کسی نداند، وصفت کسی نخواند
همچون تو ماه سیما، در بحر و بر نباشد
سعدی به هیچ معنی، چشم از تو برنگیرد
تا از نظر چه خیزد، کاندر نظر نباشد
سعدی...
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرزوے امشبم
آرزو مے ڪنم شب هایتان
همیشہ پر ستارہ و زیبا باشد
ماہ وقتے میان ستارہ ها
مے درخشد زیباست
زیبایے ماہ براے شما
وسعت آسمان براے شما
✨ شبتون بخیــــر...
❤️🩹❤️🔥💔
آرزو مے ڪنم شب هایتان
همیشہ پر ستارہ و زیبا باشد
ماہ وقتے میان ستارہ ها
مے درخشد زیباست
زیبایے ماہ براے شما
وسعت آسمان براے شما
✨ شبتون بخیــــر...
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔮 ۲۹ دی ؛ تولد استاد معین بر تمام عاشقان معین جان مبارک باد ... ❤️❤️👏👏👏
بزرگ مرد مهربان
والا معین
مبارک باد
طلوع خورشید وجودت
در هجوم سرد روزگار ...
آنجا که به پاس بودنت
در جهان ، نغمه ی عشق زمزمه شد
ای روح ترانه های بهشتی
و ای مخملی ترین صدا
تو در قلب تمام عشاق بوده
و در تمام کوچه های معشوق قدم زده ای
با شادی شادمان ودر غم گریستی
قطره قطره نواختی هنر بودن را
تا مهر...
تا عشق
ای نوازش باران ...
ترنم صدایت
و اصالت کلامت
همیشه برقرار
سالروز زمینی شدنت مبارک ای خالق عاشقانه ها
❤️🩹❤️🔥💔
بزرگ مرد مهربان
والا معین
مبارک باد
طلوع خورشید وجودت
در هجوم سرد روزگار ...
آنجا که به پاس بودنت
در جهان ، نغمه ی عشق زمزمه شد
ای روح ترانه های بهشتی
و ای مخملی ترین صدا
تو در قلب تمام عشاق بوده
و در تمام کوچه های معشوق قدم زده ای
با شادی شادمان ودر غم گریستی
قطره قطره نواختی هنر بودن را
تا مهر...
تا عشق
ای نوازش باران ...
ترنم صدایت
و اصالت کلامت
همیشه برقرار
سالروز زمینی شدنت مبارک ای خالق عاشقانه ها
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالروز هدیہ شدنت بــہ زمین مبارڪ باد❤
متولد ۲۹ دی تولدت مبارک💝🥳🎉
❤️🩹❤️🔥💔
متولد ۲۹ دی تولدت مبارک💝🥳🎉
❤️🩹❤️🔥💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبحتون معطر به بوی مهربانی
دلتون غرق عشق و محبت
لبتون خندون
زندگیتون مملو از آرامش
دقیقههاتون بینظیر
و لحظاتتون شیرین وناب
سلام صبحتون بخیر و نیکی
┏━🍃🌼🍂🌺🍃━┓
سلام
صبح بخیر
┗━🍂🌼🍃🌺🍃━┛
دلتون غرق عشق و محبت
لبتون خندون
زندگیتون مملو از آرامش
دقیقههاتون بینظیر
و لحظاتتون شیرین وناب
سلام صبحتون بخیر و نیکی
┏━🍃🌼🍂🌺🍃━┓
سلام
صبح بخیر
┗━🍂🌼🍃🌺🍃━┛
تا دل نشود عاشق
دیوانه نمی گردد
تا نگذرد از تن جان
جانانه نمی گردد
گریان نشود چشمی
تا آنکه نسوزد دل
بیهوده بگرد شمع
پروانه نمی گردد
حضرت_مولانا...
❤️🩹❤️🔥💔
دیوانه نمی گردد
تا نگذرد از تن جان
جانانه نمی گردد
گریان نشود چشمی
تا آنکه نسوزد دل
بیهوده بگرد شمع
پروانه نمی گردد
حضرت_مولانا...
❤️🩹❤️🔥💔
امروز 30 دی ماه، سالروز درگذشت و جاودانگی بانو هایده است...
روحش شاد و یادش گرامی باد...
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
امروز 30 دی ماه، سالروز درگذشت و جاودانگی بانو هایده است...
روحش شاد و یادش گرامی باد...
🧚♂♥️🧚♂
••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
👍1🔥1😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
با می و با می و می بر سر پیمانم و بس
سخن عشق تو می گویم، اگر گویم، و هیچ
قصه ی شوق تو می خوانم، اگر خوانم و بس
@Pesare_paeeez
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دل و طبع خویش را گو، که شوند نرمخوتر
که دلم بهانهجو شد، من ازو بهانهجوتر
گله گر کنم ز خویت، به جز اینقدر نباشد
که شوند اگر تو خواهی، قدَری ازین نکوتر
« همه رنگِ حیله بینم، پسِ پردهی فریبت
برو ای دو رو که هستی ز گلِ دو رو، دوروتر!»
تو نه مرغ این شکاری، پی صید دیگری رو
که عقاب دیگر آمد به شکار این کبوتر
نه خوش آمدهاست وحشی، تو غریبِ خوشِادایی
همه طرز تازه گویی، ز تو کیست تازهگوتر...
وحشی_بافقی
که دلم بهانهجو شد، من ازو بهانهجوتر
گله گر کنم ز خویت، به جز اینقدر نباشد
که شوند اگر تو خواهی، قدَری ازین نکوتر
« همه رنگِ حیله بینم، پسِ پردهی فریبت
برو ای دو رو که هستی ز گلِ دو رو، دوروتر!»
تو نه مرغ این شکاری، پی صید دیگری رو
که عقاب دیگر آمد به شکار این کبوتر
نه خوش آمدهاست وحشی، تو غریبِ خوشِادایی
همه طرز تازه گویی، ز تو کیست تازهگوتر...
وحشی_بافقی
شب است
قدم میزنم در خواب چشمانت
دایره ی مشکی نگاهت
مرا می نشاند روی خوش نشینی ابرها
تا همیشه مست
لب هایت شرابینه لب هایم باشد
در هوای صدایت بچرخم
و در هوسناکی اندامها ،لاله بروید
غنچه بشکفد
شب خیز بردارد از بوسه
ثریا_شجاعی_اصل
قدم میزنم در خواب چشمانت
دایره ی مشکی نگاهت
مرا می نشاند روی خوش نشینی ابرها
تا همیشه مست
لب هایت شرابینه لب هایم باشد
در هوای صدایت بچرخم
و در هوسناکی اندامها ،لاله بروید
غنچه بشکفد
شب خیز بردارد از بوسه
ثریا_شجاعی_اصل
ای ساقیا مستانه رو آن یار را آواز ده
گر او نمی آید بگو آن دل که بردی باز ده
افتاده ام در کوی تو پیچیده ام بر موی تو
نازیده ام بر روی تو آن دل که بردی باز ده
بنگر که مشتاق توام مجنون غمناک توام
گرچه که من خاک توام آن دل که بردی باز ده
ای دلبر زیبای من ای سرو خوش بالای من
لعل لبت حلوای من آن دل که بردی باز ده
ما را به غم کردی رها شرمی نکردی از خدا
اکنون بیا در کوی ما آن دل که بردی باز ده
تا چند خونریزی کنی با عاشقان تیزی کنی
خود قصد تبریزی کنی آن دل که بردی باز ده
از عشق تو شاد آمدم از هجر آزاد آمدم
نزد تو بر داد آمدم آن دل که بردی باز ده
گر او نمی آید بگو آن دل که بردی باز ده
افتاده ام در کوی تو پیچیده ام بر موی تو
نازیده ام بر روی تو آن دل که بردی باز ده
بنگر که مشتاق توام مجنون غمناک توام
گرچه که من خاک توام آن دل که بردی باز ده
ای دلبر زیبای من ای سرو خوش بالای من
لعل لبت حلوای من آن دل که بردی باز ده
ما را به غم کردی رها شرمی نکردی از خدا
اکنون بیا در کوی ما آن دل که بردی باز ده
تا چند خونریزی کنی با عاشقان تیزی کنی
خود قصد تبریزی کنی آن دل که بردی باز ده
از عشق تو شاد آمدم از هجر آزاد آمدم
نزد تو بر داد آمدم آن دل که بردی باز ده
.
اے چراغ دل تاریڪم ! ازاین خانه مرو !
آشناے تو منم، بر در بیڪَانه مرو !
شمع من باش وبمان! نور ز تو، اشڪ زمن
جان فشانه تو منم، در بر پروانه مرو !
سوختی جان مرا، آه مڪن ! اشڪ مریز
از بــر عاشــق دلداده، غــریبانه مرو !
قصهخواهیشد و ازیادجهان خواهیرفت
قهر بیهوده مڪن! در دل افسانه مرو !
در ڪلبهے من، مهر تویی! ماه تویی
اے چراغ شب تاریڪم، از این خانه مرو !
اے چراغ دل تاریڪم ! ازاین خانه مرو !
آشناے تو منم، بر در بیڪَانه مرو !
شمع من باش وبمان! نور ز تو، اشڪ زمن
جان فشانه تو منم، در بر پروانه مرو !
سوختی جان مرا، آه مڪن ! اشڪ مریز
از بــر عاشــق دلداده، غــریبانه مرو !
قصهخواهیشد و ازیادجهان خواهیرفت
قهر بیهوده مڪن! در دل افسانه مرو !
در ڪلبهے من، مهر تویی! ماه تویی
اے چراغ شب تاریڪم، از این خانه مرو !
من تو را در تپش قلب خودم يافته ام
روح احساس تو را در نفسم يافته ام
تو همان موج غريبى كه به درياى دلم
متلاطم تر از امواج خزر يافته ام
تو همان خلوت دنجى كه در آغوشت من
رامش و لطف و صفاى ابدى يافته ام
من دراين غربت خودخواسته خواهم پوسيد
درد تو با همه دورى كه به جان يافته ام
تو همان حس خوش سكر شرابى كه ترا
بعد يك عمر غريبى ، به وطن يافته ام
بربودى دل و دين اين هنر توست ولى
من كه دل در گرو مهر خودت يافته ام
روح احساس تو را در نفسم يافته ام
تو همان موج غريبى كه به درياى دلم
متلاطم تر از امواج خزر يافته ام
تو همان خلوت دنجى كه در آغوشت من
رامش و لطف و صفاى ابدى يافته ام
من دراين غربت خودخواسته خواهم پوسيد
درد تو با همه دورى كه به جان يافته ام
تو همان حس خوش سكر شرابى كه ترا
بعد يك عمر غريبى ، به وطن يافته ام
بربودى دل و دين اين هنر توست ولى
من كه دل در گرو مهر خودت يافته ام