Forwarded from 💞 آرَِاَِمَِــَِشَِـَِ خَِیَِاَِلَِ💕 (🍁تنهاترازتنها🍁)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنقدر خوب باشيد که ببخشيد، امّا آنقدر ساده نباشيد که دوباره اعتماد کنید!
اگر احساس افسردگی دارید، درگير گذشته هستید.
اگر اضطراب دارید، درگير آینده!
و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر میبرید.
یک نكته را هرگز فراموش نكنيد:
لطف مکرّر، حقّ مسلّم میگردد!
پس به اندازه لطف کنيد...
قدر لحظهها را بدانيد!
زمانی میرسد که دیگر شما نمیتوانید بگوئید جبران میکنم.
ازکسی که به شما دروغ گفته نپرسيد: چرا؟
چون سعی میکند با دروغهای پیدرپی، شما را قانع كند!
هیچ بوسهای جای زخمزبان را خوب نمیکند!
پس مراقب گفتارتان باشيد...
و نکتهی آخر :
هیچوقت فراموش نكنيد كه :
' دنيا تكرار نمیشود . . .پس زندگی کنید'
صبحتون در پناه حق بهترینها سهم دلتون...
#بابک_ایراندوست
❤️🩹❤️🔥💔
اگر احساس افسردگی دارید، درگير گذشته هستید.
اگر اضطراب دارید، درگير آینده!
و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر میبرید.
یک نكته را هرگز فراموش نكنيد:
لطف مکرّر، حقّ مسلّم میگردد!
پس به اندازه لطف کنيد...
قدر لحظهها را بدانيد!
زمانی میرسد که دیگر شما نمیتوانید بگوئید جبران میکنم.
ازکسی که به شما دروغ گفته نپرسيد: چرا؟
چون سعی میکند با دروغهای پیدرپی، شما را قانع كند!
هیچ بوسهای جای زخمزبان را خوب نمیکند!
پس مراقب گفتارتان باشيد...
و نکتهی آخر :
هیچوقت فراموش نكنيد كه :
' دنيا تكرار نمیشود . . .پس زندگی کنید'
صبحتون در پناه حق بهترینها سهم دلتون...
#بابک_ایراندوست
❤️🩹❤️🔥💔
Forwarded from 💞 آرَِاَِمَِــَِشَِـَِ خَِیَِاَِلَِ💕 (🍁تنهاترازتنها🍁)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تـو فرمانده لحظات زندگیت
هستی و ثانیهها مامورند تـا
اینکه خوشبخت بودن و حس
خـوب را کاملا به تـو برسانند
پس شروعکن که خوشبختی
جـایش همینجـاست، کنارِ تـو
🍀سلام
🌞صبحتون بخیر و شادی...
❤️🩹❤️🔥💔
هستی و ثانیهها مامورند تـا
اینکه خوشبخت بودن و حس
خـوب را کاملا به تـو برسانند
پس شروعکن که خوشبختی
جـایش همینجـاست، کنارِ تـو
🍀سلام
🌞صبحتون بخیر و شادی...
❤️🩹❤️🔥💔
Forwarded from 💞 آرَِاَِمَِــَِشَِـَِ خَِیَِاَِلَِ💕 (🍁تنهاترازتنها🍁)
همسرم اجازه داد یک شب را با زن دیگری باشم
.....
ارزشمندترین وقایع زندگی معمولا دیده نمیشوند و یا لمس نمیگردند، بلکه در دل حس میشوند. لطفا به این ماجرا که دوستم برایم روایت کرد توجه کنید
او میگفت که پس از سالها زندگی مشترک، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد، ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد.
زن دیگری که همسرم از من میخواست که با او بیرون بروم مادرم بود که از ۱۹ سال پیش تنها شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن ۳ بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی و نامنظم به او سر بزنم.
آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیرمنتظره را نشانه یک خبر بد میدانست. به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم. او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد.
....
آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، موهایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند.
ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته به من نگاه میکند، به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران را میخواند.
من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسیده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم. هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه داشتیم، هیچ چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم که سینما را از دست دادیم…
وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم. وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه که میتوانستم تصور کنم.
چند روز بعد مادرم در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.
کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستم رسید. یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود: نمیدانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای ۲ نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت. و تو هرگز نخواهی فهمید که آنشب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم.
و در آن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوئیم که دوستشان داریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم.
هیچ چیز در زندگی مهمتر از خانواده نیست.
زمانی که شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود.
به یک کودک، بالغ و یا هرکس با والدینی پا به سن گذاشته.
امروز بهتر از دیروز و فرداهای ناشناخته است...
❤️🩹❤️🔥💔
.....
ارزشمندترین وقایع زندگی معمولا دیده نمیشوند و یا لمس نمیگردند، بلکه در دل حس میشوند. لطفا به این ماجرا که دوستم برایم روایت کرد توجه کنید
او میگفت که پس از سالها زندگی مشترک، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد، ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد.
زن دیگری که همسرم از من میخواست که با او بیرون بروم مادرم بود که از ۱۹ سال پیش تنها شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن ۳ بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی و نامنظم به او سر بزنم.
آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیرمنتظره را نشانه یک خبر بد میدانست. به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم. او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد.
....
آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، موهایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند.
ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته به من نگاه میکند، به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران را میخواند.
من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسیده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم. هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه داشتیم، هیچ چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم که سینما را از دست دادیم…
وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم. وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه که میتوانستم تصور کنم.
چند روز بعد مادرم در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.
کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستم رسید. یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود: نمیدانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای ۲ نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت. و تو هرگز نخواهی فهمید که آنشب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم.
و در آن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوئیم که دوستشان داریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم.
هیچ چیز در زندگی مهمتر از خانواده نیست.
زمانی که شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود.
به یک کودک، بالغ و یا هرکس با والدینی پا به سن گذاشته.
امروز بهتر از دیروز و فرداهای ناشناخته است...
❤️🩹❤️🔥💔
رقصنده نیستم
یک زنم،
میرقصانم جهان را به نوک انگشتانم
من سماعِ خیالِ رفیقم،
که باخته تمام هنرش را
در نگاهی پر از هیچ،
میرقصانم جهان را به نوک انگشتانم
در ِگرهای به بزرگیِ تمامِ هیچهای جهان
رقصنده نیستم،
یک زنم
زن بودنم را دوست دارم
که پایِ تمامِ جهان لَنگ،
به بود و نبودِ من است
در کبلهای به بزرگیِ سکوت.
#ثریا_قنبری_ساده
❤️🩹❤️🔥💔
یک زنم،
میرقصانم جهان را به نوک انگشتانم
من سماعِ خیالِ رفیقم،
که باخته تمام هنرش را
در نگاهی پر از هیچ،
میرقصانم جهان را به نوک انگشتانم
در ِگرهای به بزرگیِ تمامِ هیچهای جهان
رقصنده نیستم،
یک زنم
زن بودنم را دوست دارم
که پایِ تمامِ جهان لَنگ،
به بود و نبودِ من است
در کبلهای به بزرگیِ سکوت.
#ثریا_قنبری_ساده
❤️🩹❤️🔥💔
Forwarded from 💞 آرَِاَِمَِــَِشَِـَِ خَِیَِاَِلَِ💕 (🍁تنهاترازتنها🍁)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر…
تو آرامترین نقطهٔ جهان بودی؛
کسی که خستگیهایش را پنهان میکرد
تا لبخند ما بماند.
امروز هرجا میروم،
رد مهربانی تو
در تمام لحظههای زندگیام هست.
حتی اگر دیگر کنارم نباشی…
عشق تو
از فاصله هم نفس میکشد. 🤍🌹
مادر دریای غم سلطان عشق 💘
⭕️روزت مبارک⭕️
❤️🩹❤️🔥💔
تو آرامترین نقطهٔ جهان بودی؛
کسی که خستگیهایش را پنهان میکرد
تا لبخند ما بماند.
امروز هرجا میروم،
رد مهربانی تو
در تمام لحظههای زندگیام هست.
حتی اگر دیگر کنارم نباشی…
عشق تو
از فاصله هم نفس میکشد. 🤍🌹
مادر دریای غم سلطان عشق 💘
⭕️روزت مبارک⭕️
❤️🩹❤️🔥💔
Forwarded from 💞 آرَِاَِمَِــَِشَِـَِ خَِیَِاَِلَِ💕 (🍁تنهاترازتنها🍁)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در جام دلم شور و شرر ریخته با هم
نور و طرب و عشق ، برانگیخته با هم
نازم به خدایی که در این صبح دل انگیز
لطف سحر عطر گل آمیخته با هم
🌺سـلااااام ✋🏻😍
🍃صبح پنجشنبه تون
🌺سراسـر عشق و نیکبختی
❤️🩹❤️🔥💔
نور و طرب و عشق ، برانگیخته با هم
نازم به خدایی که در این صبح دل انگیز
لطف سحر عطر گل آمیخته با هم
🌺سـلااااام ✋🏻😍
🍃صبح پنجشنبه تون
🌺سراسـر عشق و نیکبختی
❤️🩹❤️🔥💔
Forwarded from 💞 آرَِاَِمَِــَِشَِـَِ خَِیَِاَِلَِ💕 (🍁تنهاترازتنها🍁)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸زیباترین گل دنیا
💕تو هستے مـادر
🌸خوش بوترین گل دنیا
💕تو هستے مـادر
🌸زیباترین روز سال روز
💕توست مـادر
🌸عطرتمام گلها تقدیم
💕به تو مـادر
🌸مادرم روزت مبارک❤️
❤️🩹❤️🔥💔
💕تو هستے مـادر
🌸خوش بوترین گل دنیا
💕تو هستے مـادر
🌸زیباترین روز سال روز
💕توست مـادر
🌸عطرتمام گلها تقدیم
💕به تو مـادر
🌸مادرم روزت مبارک❤️
❤️🩹❤️🔥💔
Forwarded from 💞 آرَِاَِمَِــَِشَِـَِ خَِیَِاَِلَِ💕 (🍁تنهاترازتنها🍁)
پنج شنبه آمد و غم✨
دوری آنهایی✨
که کنارمان نیستند
بانثار دسته گلی
از فاتحه و صلوات✨
یادی کنیم✨
از آنها و موجب شادی
و آرامش شان باشیم✨
روحشان شادو یادشان گرامی
❤️🩹❤️🔥💔
دوری آنهایی✨
که کنارمان نیستند
بانثار دسته گلی
از فاتحه و صلوات✨
یادی کنیم✨
از آنها و موجب شادی
و آرامش شان باشیم✨
روحشان شادو یادشان گرامی
❤️🩹❤️🔥💔
«و سلام بر کسانی که
دیگران را تسلی میدادند،
با کلماتی که خود خواهانِ شنیدنشان بودند.»
❤️🩹❤️🔥💔
«و سلام بر کسانی که
دیگران را تسلی میدادند،
با کلماتی که خود خواهانِ شنیدنشان بودند.»
❤️🩹❤️🔥💔
🍂
مولانا چه زیبا زندگی را خلاصه میکند،
آنجا که میگوید...
گریه کن عیبی ندارد دل سبک تر می شود
در گلو بغضت بماند چشم دل تر میشود
زندهگی بالا و پایین دارد اما چاره چیست؟
گر بخواهی یا نخواهی زندهگی سر میشود
حسرت شیرین و تلخ زندهگانی را نخور
هر چه در پیشانی ات باشد مقدر میشود
زندهگی مانند یک آینه ای شفاف نیست
بر خلاف آینه گاهی مکدر میشود
پرطلاتم مثل دریا ، زندهگی یعنی خطر
گاهی آرام و گهی موج ستمگر میشود
سطح دریا را رها کن قعر دریا دیدنی است
سنگ هم در قعر دریا مثل گوهر میشود
زندگی دارد شباهت های بسیاری به جنگ
هر نبردی گاه گاهی نابرابر میشود!🍂
❤️🩹❤️🔥💔
مولانا چه زیبا زندگی را خلاصه میکند،
آنجا که میگوید...
گریه کن عیبی ندارد دل سبک تر می شود
در گلو بغضت بماند چشم دل تر میشود
زندهگی بالا و پایین دارد اما چاره چیست؟
گر بخواهی یا نخواهی زندهگی سر میشود
حسرت شیرین و تلخ زندهگانی را نخور
هر چه در پیشانی ات باشد مقدر میشود
زندهگی مانند یک آینه ای شفاف نیست
بر خلاف آینه گاهی مکدر میشود
پرطلاتم مثل دریا ، زندهگی یعنی خطر
گاهی آرام و گهی موج ستمگر میشود
سطح دریا را رها کن قعر دریا دیدنی است
سنگ هم در قعر دریا مثل گوهر میشود
زندگی دارد شباهت های بسیاری به جنگ
هر نبردی گاه گاهی نابرابر میشود!🍂
❤️🩹❤️🔥💔
الأنثى
لاتُرید رَجُلاً ثریاً أو وَسیماً أو حتّى شاعِراً
هی تُرید رَجُلاً
یَفهَم عَینَیها إذا حَزِنَت
فیُشیر بِیَدِه إلى صَدرِه و یَقول:
«هُنا وطنُک»!
زن، مرد ثروتمند یا پُرآوازه یا حتی شاعر نمیخواهد؛
مردی میخواهد که اندوه چشمهایش را درک کند و آنگاه به قلبش اشاره کند و بگوید:
«غمت مباد! وطن تو اینجاست....»
#نزار_قبانی
❤️🩹❤️🔥💔
لاتُرید رَجُلاً ثریاً أو وَسیماً أو حتّى شاعِراً
هی تُرید رَجُلاً
یَفهَم عَینَیها إذا حَزِنَت
فیُشیر بِیَدِه إلى صَدرِه و یَقول:
«هُنا وطنُک»!
زن، مرد ثروتمند یا پُرآوازه یا حتی شاعر نمیخواهد؛
مردی میخواهد که اندوه چشمهایش را درک کند و آنگاه به قلبش اشاره کند و بگوید:
«غمت مباد! وطن تو اینجاست....»
#نزار_قبانی
❤️🩹❤️🔥💔
حریم ، دلت را ➮
حرمت نگہ دار ڪہ در این روزگار
همہ در قلب در رفت و آمدند...
❤️🩹❤️🔥💔
حرمت نگہ دار ڪہ در این روزگار
همہ در قلب در رفت و آمدند...
❤️🩹❤️🔥💔
تــو...
دوست داشتنت را ...
به من بسپار ؛ تا با تار و پود جانم ؛
بهترین تن پوش عشق را ...
برایت ببافم...
#فرهاد_فرهادی..
❤️🩹❤️🔥💔
دوست داشتنت را ...
به من بسپار ؛ تا با تار و پود جانم ؛
بهترین تن پوش عشق را ...
برایت ببافم...
#فرهاد_فرهادی..
❤️🩹❤️🔥💔
:
بالاخره همه مون یه جایی دل میکَنیم، یه جایی قبول می کنیم که فایده نداره، یه جایی میزنی رو ترمز و دور میزنی و برمیگردی!
وقتی تموم عمرت رو روی مسیر یا آدم اشتباه اصرار میکنی بالاخره یه جایی میفهمی که نه اون آدمِ اشتباهو دوست داری و نه اون مسیر و رنجو…
تو فقط عادت کردی و اونقدرا خسته ای که حوصله ای برای تغییرش نداری!
ولی وقتی همت میکنی و مسیرتو عوض میکنی تازه میفهمی که تا اون روز اصلاً زندگی نکردی و روی چه اشتباه بزرگی ایستاده بودی و چه عذابی رو متحمل شدی…
چون تا قبل اون جسارت پریدن و رها کردن رو نداشتی..
❤️🩹❤️🔥💔
بالاخره همه مون یه جایی دل میکَنیم، یه جایی قبول می کنیم که فایده نداره، یه جایی میزنی رو ترمز و دور میزنی و برمیگردی!
وقتی تموم عمرت رو روی مسیر یا آدم اشتباه اصرار میکنی بالاخره یه جایی میفهمی که نه اون آدمِ اشتباهو دوست داری و نه اون مسیر و رنجو…
تو فقط عادت کردی و اونقدرا خسته ای که حوصله ای برای تغییرش نداری!
ولی وقتی همت میکنی و مسیرتو عوض میکنی تازه میفهمی که تا اون روز اصلاً زندگی نکردی و روی چه اشتباه بزرگی ایستاده بودی و چه عذابی رو متحمل شدی…
چون تا قبل اون جسارت پریدن و رها کردن رو نداشتی..
❤️🩹❤️🔥💔
روزی که بتونی با پولدارتر از خودت هم نشینی کنی و معذب نشی، با فقیرتر از خودت بشینی و خردش نکنی، با باهوش تر از خودت باشی و هم صحبت بشی، با کم هوش تر از خودت باشی و مسخرش نکنی، با عقاید و سلایق دیگران کاری نداشته باشی، با زندگی شخصی بقیه کاری نداشته باشی، اونوقت میتونی بگی انسانی.
❤️🩹❤️🔥💔
❤️🩹❤️🔥💔
.
هيچكس در زندگى ما زيادى نيست...
از بعضى ها صبر ياد مى گيرى
از بعضى ها وفادارى
از بعضى ها ريا
از بعضى ها عشق
از بعضى ها تظاهر
بعضى ها مى آيند تا ببخشند
بعضى ها مى آيند تا زخمى كنند
بعضى ها مى آيند تا آينه باشند
بعضى ها مى آيند تا بيدارمان کنند.
❤️🩹❤️🔥💔
هيچكس در زندگى ما زيادى نيست...
از بعضى ها صبر ياد مى گيرى
از بعضى ها وفادارى
از بعضى ها ريا
از بعضى ها عشق
از بعضى ها تظاهر
بعضى ها مى آيند تا ببخشند
بعضى ها مى آيند تا زخمى كنند
بعضى ها مى آيند تا آينه باشند
بعضى ها مى آيند تا بيدارمان کنند.
❤️🩹❤️🔥💔